Showing posts sorted by relevance for query حاجیان بالاو. Sort by date Show all posts
Showing posts sorted by relevance for query حاجیان بالاو. Sort by date Show all posts

Wednesday, October 2, 2019

گزارشی از به دار آویختن حاجیان شهید بالو-کؤتالان توسط روس‌ها: درگیری‌ها در اورمو (اورمیه)، مظالم موسقوف‌ها و جنایات نستوری‌ها

گزارشی از به دار آویختن حاجیان شهید بالو-کؤتالان توسط روس‌ها:

درگیری‌ها در اورمو (اورمیه)، مظالم موسقوف‌ها و جنایات نستوری‌ها 

مئهران باهارلی

در این نوشته سندی مربوط به فاجعه‌ی به دار آویخته شدن چند تن از معتبران سنی‌مذهب تورک اورمو (معروف به حاجیان شهید بالاو-کوتالان اورمو) توسط ارتش اشغال‌گر روسیه‌ی تزاری را برای نخستین بار منتشر کرده‌ام. این سند جزئیاتی از فاجعه‌ی مذکور را بیان می‌کند که تاکنون معلوم نه‌بود. از جمله این که به دار آویخته شده‌گان همه افرادی شخصی، غیر مسلح و غیر رزمنده بودند، بی آن که مرتکب جرمی شده باشند، صرفا به انتقام عملیات عشایر کورد مرزی از سوی ارتش روسیه اعدام شدند.

طبق این سند (روزنامه‌ی تصفیر اخبار، نومئرو ١٢٨٦، جمعه ١١ دسامبر ١٩١٤):

یک ماه پیش از پیوستن رسمی امپراتوری عوثمان‌لی به جنگ جهانی اول (٢٩ اوکتوبر ١٩١٤)، در اواخر ماه سپتامبر ١٩١٤، درگیری‌ها بین عشایر کورد مرزی و ارتش روسیه‌ی تزاری که بخش‌هایی از تورک‌ایلی و در این میان شهرستان اورمو در غرب آزربایجان را تحت اشغال داشت آغاز شد. در آن مقطع نستوری‌ها که عمدتا مرکب یا آسوری‌های مهاجر از عوثمان‌لی (جیلوها) بودند و دیگر مسیحیان، متحد ارتش روسیه‌ی تزاری (و فرانسه و بریتانیا) بوده و توسط آن‌ها سازماندهی آموزش و مسلح شده بودند. بخشی از عشایر کورد به سرکرده‌گی سیمیتقو و تیمور آغا در صف روسیه، اما اکثر عشایر مرزی کورد متفق عوثمان‌لی بودند و بر علیه ائتلاف مثلت (روسیه و فرانسه و بریتانیا) می‌جنگیدند. نخستین درگیری بین عشایر مرزی کورد و نیرویی سه هزار نفره از ارتش روسیه در روستای ترگور – ته‌رگه‌وه‌ر به وقوع پیوست و منجر به شکست روس‌ها و فرارشان به روستای انهر – اه‌نهه‌ر شد. در روزهای ٣٠ و ٣١ سپتامبر و اول اوکتوبر درگیری‌های جدیدی در حوالی روستاهای سنگر -سه‌نگه‌ر و چارباش رخ داد که باز منجر به شکست روس‌ها و پناه بردنشان به اورمو شد. با مستقر شدن روس‌ها در شهر تورک اورمو، عشایر مرزی کورد به دلایل تکنیکی، از جمله بومی نه‌بودن خود در شهر و ناآشنائی‌شان با اورمو، وضعیت دفاعی مستحکم اورمو و توپ‌های روس‌ها، دست از تهاجم به ایشان برداشتند. روس‌ها این عدم تهاجم را حمل بر ضعف عشایر کورد مرزی کرده، پس از چند روز آماده‌گی برای انجام عملیاتی جنگی از اورمو خارج شدند. اما به کمین عشایر کورد مرزی افتادند و در درگیری حاصله بیش از سی‌صد نظامی روس شامل سه افسر توسط عشایر مرزی کورد کشته شد.

روس‌های خشمگین پس از عودت به شهر تورک اورمو، در ١٥ اوکتوبر ١٩١٤ انتقام شکست خفت‌بار خود از عشایر کورد مرزی را با به دار آویختن ١٠ تن از بزرگان اورمو که از تورک‌های سُنّی‌مذهب بودند گرفتند. در همان روز گروهی چهارصد تا پانصد نفره از آسوری‌هایی که روس‌ها مسلح کرده بودند، به روستاهای تورک‌نشین اورمو و در این میان بالاو و کوتالان حمله کرده، آن‌ها را تاراج و غارت و ویران نموده به آتش کشیدند و تعداد نامعلومی از اهالی تورک آن‌ها را قتل عام کردند. طبق این گزارش، چهار پنج روز بعد در ١٩-٢٠ اوکتوبر ١٩١٤، دو تورک دیگر توسط روس‌ها در اورمو به دار آویخته شد.

Wednesday, April 28, 2021

در آتش سوزانیدن زنان و کودکان تورک روستاهای بالاو، گجین، کوتالان و ... اورمیه توسط قوای مسیحیه

در آتش سوزانیدن زنان و کودکان تورک روستاهای بالاو، گجین، کوتالان و ... اورمیه توسط قوای مسلحه ی مسیحی؛ اعدام غیر نظامیان تورک سنّی توسط ارتش روسیه به تاریخ ١٥ اوکتوبر ١٩١٤

مئهران باهارلی


در این نوشته سندی دیگر از اعدام تورکان سنّی اورمیه توسط ارتش روسیه و کشتار و قتل عام زنان و کودکان روستاهای تورک سنّی توسط قوای مسلحه‌ی مسیحی آسوری-جیلو را معرفی کرده‌ام. این سند عبارت است از گزارش قائم مقام گه‌وه‌ر (گوار)- والی ولایت وان به وزارت داخلیه در بابِ عالی (باب همایون یا دیوان همایون، دیوان وزیر اعظم عثمانلی، مرکز سیاسی و اداری و مظهر کامل قدرت امپراتوری عثمانلی).

این گزارش رسمی که تاریخ آن صرفا سه روز بعد از اعدام‌های مذکور است اطلاعاتی جدید و مکمل در باره‌ی فاجعه‌ی مذکور می‌دهد. از جمله آنکه حاجی اسماعیل و حاجی رزاق تبعه‌ی عثمانلی بوده‌اند؛ از قریه‌ی بالاو سیزده نفر اعدام شده‌اند؛ اما اعدام شده‌گان محدود به این گروه نبوده است؛ ٤ نفر دیگر از روستای گجین و چندین نفر هم از روستاهای دیگر اعدام شده‌اند. 

مهم‌ترین بخش این گزارش اطلاعاتی است که در باره‌ی به آتش کشانیدن زنان و کودکان در روستاهای مذکور در همان روز توسط قوای مسیحیه (آسوری-جیلو) می‌دهد. با توجه به پرجمعیت بودن روستاهای مذکور مخصوصا بالاو که بزرگ‌ترین روستای آزربایجان، تورک‌ایلی و ایران است (اکنون دارای جمعیت ١٧٠٠٠ نفر، جمعیت در سال ١٩١٤ به تخمین حدود ١٥٠٠ نفر)، شمار زنان و کودکان در آتش سوزانیده و کشتار شده بی شک بالغ بر صدها تن می‌شود.

نکته‌ی مهم دیگر این گزارش درخواست مقام مزبور از باب عالی برای نجات دادن تورکان و مسلمانان آزربایجان از ظلم و بیداد روس‌ها و متحدین مسیحی او است. درخواستی که خلیفه‌ی مسلمین، سلطان محمد رشاد عثمانلی (بعد از وارد شدن امپراتوری عثمانلی به جنگ جهانی اول در ٢٩ اوکتوبر ١٩١٤ و اعلان جهاد در ٢٣ نووامبر ١٩١٤ بر علیه روسیه و بریتانیا و فرانسه و پنج هفته بعد در اوائل ژانویه‌ی ١٩١٥ اعلان جهاد میرزا فضل الله ناصحی مجتهد اورومی و میرزا مسیح افشار مجتهد اورومی صدرالشریعه به پیروی از سلطان عثمانلی) اجابت کرد و منجر به دو بار آزادسازی تورک‌ایلی توسط اوردوی نجات‌بخش عثمانلی در سال‌های ١٩١٥ و ١٩١٨ شد.....


Saturday, July 9, 2022

مدرسه‌ی تورک بالاو (بالوو، بالو) اورمو (اورمیه) - ١٩٠٩، از نخستین مدارس مودرن و ملی تورک در تورک‌ایلی، آزربایجان و ایران

مدرسه‌ی تورک بالاو (بالوو، بالو) اورمو (اورمیه) - ١٩٠٩، از نخستین مدارس مودرن و ملی تورک در تورک‌ایلی، آزربایجان و ایران

مئهران باهارلی


BALOV TÜRK OKULU - URMU 1909; AZERBAYCAN, TÜRKİLİ VE İRAN’DA OSMANLI GİRİŞİMİYLE KURULAN İLK MODERN VE MİLLİ TÜRK OKULLARDAN

Balov Turkish School - Urmu (Urmia) 1909; One of The First Modern and National Turkish Schools Established with Ottoman Initiative in Azerbaijan, Turkili and Iran

MÉHRAN BAHARLI 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول

 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

خلاصه:

مدرسه‌ی تورک بالاو یک مدرسه‌ی مودرن تماما تورک با اصول جدید و به ‌سبک اوروپائی در ایران، تورک‌ایلی و آزربایجان است که ‌در سال ١٩٠٩ در قریه‌ی بالاو – بالوو - بالو در شمال اورمو (اورمیه)‌ توسط میرزا آقا پتروس ایلیا ا‌فندی‌ (بطرس ایلیا البازی) کونسول عوثمان‌لی در اورمو ‌تاسیس شد. از اوائل قرن بیستم نهضت تاسیس مدارس جدید تورک - ایجاد نظام تحصیلی تورک در مناطق تورک‌نشین ایران توسط مقامات عوثمان‌لی و بومیان تورک تحصیل کرده‌ در امپراتوری عوثمان‌لی و قفقاز آغاز شده بود. مدرسه‌ی تورک بالاو، یکی از مدارس مودرن تورک تاسیس شده در حین این نهضت در غرب آزربایجان است که در آن سال‌ها تقریبا عملا-دوفاکتو و حقوقا-دوژور جزئی از «نواحی شرقیه» عوثمان‌لی بود. مدرسه‌ی تورک بالوو آموزگاری از استانبول داشت و شاگردان مدرسه یونیفورم و لباس و فینه‌ی عوثمان‌لی می‌پوشیدند. تمام برنامه‌ی تحصیلی، کتب درسی و زبان تعلیم و تعلم مدرسه به تورکی بود، و در آن ادبیات تورک به عنوان ادبیات ملی تدریس می‌شد. مدرسه‌ی تورک بالاو - مانند دیگر مدارس تورک تاسیس شده‌ در نهضت تاسیس مدارس جدید تورک ‌توسط بومیان و عوثمان‌لیان و قفقازیان در ربع اول قرن بیستم از طرف مردم تورک منطقه و اورمو با علاقه و تحسین و استقبال گسترده مواجه گشت. زیرا تعلیم و تعلم در آن‌ها به‌ زبان ملی مردم منطقه یعنی تورکی بود. مردم تورک به همین سبب این مدارس جدید تورک را خودی و طبیعی و ملی می‌شمردند. بر خلاف مدارس فارسی‌زبان که تعلیم و تعلم در آن‌ها به فارسی، یک زبان تحمیلی، استعماری و غیر خودی بود.

Özet

Türk Balov (Balav) Okulu, Batı Azerbaycanda Urmu (Rumiye, Urmiye) kentinin kuzey bölgesindeki Balav-Balov köyünde, 1909 yılında kurulan, Avrupa tarzında yénicil (modern), ve bütünüyle Türk olan bir okuldur. Türk Balov Okulu Urmu'da Osmanlı Konsolosu olarak görev yapan Mirza Ağa Petros İlia Efendi (Bazlı Petros İlya) sarından (tarafından) kurulmuştur. 20. yüzyılın başlarından itibaren Osmanlı yetkilileri ve Osmanlı İmparatorluğu ile Kafkasya'da eğitim görmüş yerli Türkler tarafından İran'ın Türk bölgelerinde, özellikle Türkili'nin Azerbaycan bölgesinde yeni Türk okulları açma ve çağdaş Türk eğitim sistemini oluşturma yönünde bir hareket başlatılmıştır. Türk Balav Okulu, o yıllarda neredeyse hem fiilen hem de hukuken Osmanlı "Nevâhi-yi Şarkiye - Doğu Bölgeleri"nin bir parçası olan Batı Azerbaycan'da bu hareket sırasında kurulan modern Türk okullarından biridir. İstanbullu bir öğretmenin görev yaptığı Balov Türk Okulu'nun öğrencileri Osmanlı üniforması, elbisesi ve fesi giyiyorlardı. Türk Balav Okulu'nun müfredatı, ders pitikleri (kitapları) ve eğitim dili bütünüyle Türkçeydi ve Türk görksözü (edebiyatı) milli edebiyat olarak okutuluyordu öğretiliyordu. Balov Türk Okulu, Türk okulları kurma hareketi sırasında kurulan diğer Türk okulları gibi, bölgedeki Türk halkı tarafından büyük ilgi, alkış ve coşkuyla karşılanmış, kendi yerli ve milli kurumları olarak benimsenmiştir, çünkü bu okullarda eğitim, halkını ulusal dili olan Türkçe ile veriliyordu. Bu durum, eğitimin dayatılan sömürgeci ve yabancı bir dil olan Farsça ile verildiği Fars okullarının aksineydi.

Abstract

Turkish Balov (Balav - Balov) School is a modern, all-Turkish school in the European style, founded in 1909 in the village of Balav-Balov in the northern region of Urmu (Rumiye, Urmia) by Mirza Agha Petros Ilia Efendi (Petros Ilya El-Bazi), who served as the Ottoman Consul in Urmu. Since the early 20th century, there has been a movement to establish new Turkish schools and create the modern Turkish educational system in the Turkish regions of Iran, particularly the Azerbaijan region of Türkili. This movement was initiated by Ottoman authorities and native Turks who had been educated in the Ottoman Empire and the Caucasus. The Turk Balov School is one of the modern Turkish schools established during this movement in West Azerbaijan, which in those years almost was both de facto and de jure a part of the Ottoman "Eastern Regions". The Turkish Balov School had a teacher from Istanbul, and the students wore Ottoman uniforms, dresses, and fez hats. The curriculum, textbooks and language of instruction at the school were entirely in Turkish, with Turkish literature being taught as the national literature. ​Balov Turkish School, like other Turkish schools established during the movement to create modern Turkish schools and educational system, was met with widespread interest, admiration, and welcome from the Turkish people in the region. They embraced the Turkish schools as their own national institutions because education in them was conducted in their national language, which was Turkish. This was in contrast to Persian-language schools, where education was conducted in Persian, a forced colonial and outsider language.


Sunday, January 31, 2021

به خاطره‌ی ٩ شهید شهبندری اورمیه که مظلومانه توسط قوای روسیه-آسوری به دار آویخته شدند.

 

به خاطره‌ی ٩ شهید شهبندری اورمیه که مظلومانه توسط قوای روسیه-آسوری به دار آویخته شدند.


مئهران باهارلی


در تاریخ ٢ نووامبر ١٩١٤، یازده شب ارتش تزاری روسیه با دو گردان سواره و پیاده نظام هر کدام ٥٠٠ نفره‌ به همراه یک گردان ٣٠٠ نفره از متحدینشان قوای مسلحه‌ی نستوری آسوری، به شبهندری عثمانلی در اورمیه هجوم آوردند و پس از یک درگیری دو ساعته، و به قتل رسانیدن یک محافظ کونسول‌گری آن را اشغال نموده و غارت و تخریب کردند. در عقب، کونسول عثمانلی در اورمیه یوزباشی حسین نجاتی افندی به همراه زن و فرزندان خردسالش و دیگر کارکنان و محافظین کونسول‌گری و خانواده‌هایشان را دست‌گیر کرده به پادگان روسی در اورمیه منتقل کردند. مهاجمین-متجاوزین روس همچنین ٤٠ خانوار تورک سنی اهل اورمیه که به شهبندری عثمانلی پناهنده شده بودند را توقیف کرده و به کونسول‌گری روسیه بردند. سپس از میان این پناهنده‌‌گان غیر نظامی، هشت نفر بی‌گناه را به طور کیفی انتخاب و همان شب در همان محل بی رحمانه به دار آویختند. در مقاله‌ی حاضر، که به خاطره‌ی این شهدای شهبندری اورمیه قلمی شده است، یک مصاحبه و یک گزارش از شهبندر عثمانلی در باره‌ی این واقعه را به همراه توضیحاتی تقدیم کرده‌ام.

خلاصه‌ی ماجرا: یوزباشی حسین نجاتی افندی در مصاحبه و گزارش خود جزئیات تهاجم قوای روس و آسوری به شهبندرخانه‌ی اورمیه، توقیف او و خانواده‌اش و انتقال آن‌ها به تفلیس و روسیه، و سپس بازگشت به استانبول از طریق فنلاند-سوئد-آلمان-اوتریش را داده است. بخش مربوط به تهاجم قوای روس و آسوری به شهبندری اورمیه به طور خلاصه چنین است:

پس از آنکه بین ارتش روسیه و عشایر [کورد] ایران زدو خوردها شروع شد، روس‌ها آسوری‌ها را مسلح و آن‌ها هم شروع به ایجاد باندهای مسلح اشقیاء و تروریستی کردند. به سبب تجاوزات این باندهای آسوری و همچنین از بین رفتن تدریجی امنیت و آسایش در اورمیه و پیرامون آن، حدود چهل خانواده‌ی مسلمان از تورک‌های سنی اورمیه به شهبندرخانه‌ی عثمانلی پناهنده شده بودند. به این دلیل ما هم تعداد محافظان مسلح شهبندری را افزایش داده بودیم. این‌ها که تعدادشان ١٥-١٦ نفر بود، به سبب وضعیت غیر قابل اعتماد در منطقه، روزها استراحت و شب‌ها کشیک می‌دادند.

در دوم نووامبر ١٩١٤ مصادف با عید قربان دوشنبه، حدود ساعت ده و نیم شب، یک نیروی قازاق روس مرکب از یک گردان پانصد نفره‌ی سواره و یک گردان پانصد نفره‌ی پیاده و یک گردان سیصد نفره‌ی نستوری مسلح در حال عبور در خیابان شهبندرخانه دیده شد. ما هیچ اطلاعی از اعلان جنگ عثمانلی به روسیه نداشتیم. زیرا پوست و خطوط تلگراف همه در کونترول رو‌س‌ها بود و ما از هیچ جا خبری دریافت نمی‌کردیم. به همین سبب از ذهن هیچ کس خطور نمی‌کرد که عساکر روسیه به شهبندری تجاوز بکنند. اما نیروهای روس به فرماندهی ژنرال آفرئسیموخون (؟) که فرمانده‌ی قوای روسیه در منطقه‌ی اورمیه بود و ملازم اول چئرناشوف (؟) که تحت امر او بود به شهبندرخانه نزدیک شدند، به نگهبان حمله کرده و وی را خلع سلاح نمودند و پس از بستن راه‌ها، به پشت بام‌ها رفته و محله‌ای که در آن قرار داشتیم را به محاصره درآوردند. همزمان چند صد نفر مسلح به شهبندرخانه داخل شدند، غلفتا به اوتاقم ریختند و من بی خبر از حمله را -که در قلم اوداسی (اوتاق تحریریه) مشغول رمزگذاری به اطلاعاتی که قرار بود به وزارت خارجیه و والی‌گری وان فرستاده شود بودم- به همراه کاتب حسین افندی دستگیر کردند. به سبب آنکه حمله ناگهانی بود نتوانستم هیچ گونه مدافعه‌ای بکنم. متجاوزین در حالیکه عساکر نیزه‌دار مرا تحت نظارت داشتند، رمزهای وزارت‌خانه‌های خارجیه و داخلیه، صندوق و تمام اوراق کونسول‌گری را ضبط کردند.

در این میان ناگهان صدای اسلحه شنیده شد. محافظین مسلح شهبندرخانه که بی خبر از ماجرا، در باغچه‌ی بزرگ شهبندرخانه مشغول استراحت بودند، به محض اینکه دریافتند روس‌ها به کونسولگری حمله‌ کرده‌اند و با دیدن اینکه سانجاق-پرچم کونسول‌گری پائین کشیده می‌شود، به موجب دستورات قبلی فورا به سوی متجاوزین آتش گشودند. با پاسخ طرف مقابل، درگیری بلاانقطاع و بسیار شدیدی از یازده شب تا یک صبح بوقوع پیوست که در نتیجه‌ی آن یکی از محافظان مسلحمان به نام «محمت» شهید و یکی دیگر زخمی شد. از روس‌ها هم دو سرباز کشته و سه نفر مجروح و از باندهای مسلح آسوری یک نفر مقتول شد. پس از آن روس‌ها درها را شکسته به محل اقامت خانواده‌ام داخل شدند و من و عائله‌ام– شش نفر شامل دو دختر نه ماه و چهار ساله و مادرزنم، را دست‌گیر و بدون آنکه اجازه‌ی برداشتن وسائلمان را به ما بدهند به مرکز فرماندهی –پادگان روس در اورمیه منتقل کردند. آن‌ها چهل خانوار تورک سنی مذهب پناهنده به شهبندرخانه و محافظان کونسول‌گری به‌ همراه خانواده‌هایشان را هم دستگیر کرده و به کونسول‌گری روسیه بردند. و در همان شب که ما به اورمیه حرکت کردیم از میانشان «حاجی سلیمان بیگ» که ‌منشی خصوصی سید طحه‌ بود و پسر وی «مجید بیگ» و شش نفر دیگر را بدون هیچ سببی با‌ به دار آویختن اعدام کردند.

در مرکز فرماندهی با ما با خشونت و شدت تمام رفتار کردند. سپس ما را سوار ماشین‌ها کرده و با تحقیر همراه یک افسر و پنجاه سواره و تحت نظر به اسکله‌ی ساحل دریاچه‌ی اورمیه بردند. هنگامی که به آنجا رسیدیم یک کشتی آماده به حرکت در اسکله بود. اما ما را چهار روز در محلی که چهار طرف آن بسته بود حبس کردند. در این مدت کسی به خوراک و نوشاک ما رسیده‌گی نمی‌کرد و تدارک غذا از طرف خودمان هم بسیار مشکل بود. در روز چهارم حبسمان، دوباره به اسکله‌ی شراب‌خانه منتقل شدیم و از آنجا به همراه مترجم شهبندرمان که اهل ایران و مسلط به روسی بود با ماشین به جولفا آمدیم. ....

 



Friday, October 11, 2019

سید محمد توفیق به‌ی همدانی:میتینگ میدان سلطان احمد تورک‌های ایرانی، اعلام پیوستن به جهاد سلطان عوثمان‌لی، و اعتراض به به دار آویختن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) توسط روس‌ها

سید محمد توفیق به‌ی همدانی 

میتینگ میدان سلطان احمد تورک‌های ایرانی، اعلام پیوستن به جهاد سلطان عوثمان‌لی، و اعتراض به به دار آویختن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) توسط روس‌ها 

مئهران باهارلی 

İranlı Türklerin Sultanahmet Meydanı mitingi, Osmanlı Sultanının cihat çağrısına katıldıklarını ilan etmeleri, ve Ruslar tarafından Urmu'da (Urmiye) yüz on bir Türkün idam edilmesini protesto etmeleri. 

The rally of Iranian Turks in Sultanahmet Square, declaration of their participation in the Ottoman Sultan's call for jihad, and protest of the execution of one hundred and eleven Turks in Urmia by the Russians. 

Méhran Baharlı

خلاصه:

در این نوشته برای نخستین بار مقاله‌ای تورکی از سید محمد توفیق به‌ی همدانی، از رهبران ملی تورک در ربع اول قرن بیستم چاپ شده در نشریه‌ی سبیل الرشاد استانبول- ٣ دسامبر ١٩١٤ را به دو الفبای عربی و لاتینی داده‌ام. موضوع این مقاله، استقبال دنیای اسلام از اعلان جهاد خلیفه‌ی مسلمین سلطان عوثمان‌لی در ٢٩ اوکتوبر ١٩١٤ بر علیه «ائتلاف مثلّث» دولت‌های امپریالیستی – صلیبی روسیه، بریتانیا و فرانسه است. توفیق به‌ی همدانی می‌گوید نخستین پاسخ مثبت جهان اسلام به اعلان جهاد توسط سلطان عوثمان‌لی بر علیه ائتلاف مثلث، از جامعه‌ی ایرانی مقیم عوثمان‌لی آمد. آن‌ها تنها دو روز پس از صدور اعلان جهاد، میتینگی باشکوه در میدان سلطان احمد استانبول برگزار کردند، در آن پیوستن خود به جهاد مقدس سلطان عوثمان‌لی را بیان، و سیاست‌ها و اهداف و مظالم دولت‌های بریتانیا و روسیه و فرانسه در ایران و جهان اسلام را محکوم نمودند. در آن دوره بیش از ٩٠ درصد جامعه‌ی ایرانیان مقیم عوثمان‌لی و استانبول را تورک‌ها از تورک‌ایلی و دیگر نقاط ایران، و اکثریت مطلق تورک‌های اهل تورک‌ایلی را هم تورک‌های اهل منطقه‌ی آزربایجان تشکیل می‌داد. برگزارکننده‌گان میتینگ میدان سلطان احمد استانبول با صدور یک اعتراض‌نامه به به دار آویخته شدن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) شامل حاجیان روستای بالاو  توسط روس‌ها اعتراض و نسخه‌هایی از این اعترض‌نامه را به باب عالی - دربار عوثمان‌لی، سفارت‌خانه‌های خارجی در استانبول، مقامات دینی شیعی مقیم در عتبات عالیات عراق، هئیت وزاری ایران و روسای طوائف ایرانی ارسال کردند. آن‌ها هم‌چنین تلگرام‌های متعددی به مقامات دینی شیعی مقیم در عتبات عالیات عراق، هئیت وزاری ایران و روسای طوائف ایرانی در ضرورت پیوستن‌شان به امر جهاد اعلام شده توسط خلیفه‌ی مسلمین و سلطان عوثمان‌لی ارسال نمودند. توفیق به‌ی همدانی در مقاله اومید و عقیده‌ی خود دائر به متابعت جهان اسلام از امر جهاد سلطان عوثمان‌لی و قیام آفریقای مسلمان، دنیای عرب (فاس، جزایر، تونس، مصر، سودان، عراق، سوریه، ...)، قفقاز و تورکستان و جنوب روسیه و شبه جزیره‌ی هندوستان و افغانستان و پنجاب و بلوچستان بر علیه ائتلاف مثلث را بیان می‌کند. او متابعت از جهاد سلطان عوثمان‌لی را فرض عینی بر هر مسلمان، اعم از شیعی و سنی و وهابی، یک واجب دینی در ردیف نماز و روزه، و یک وظیفه‌ی انسانی می‌شمارد. او منافقانی مانند آقاخان و کسانی که در این جهاد شرکت نه‌می‌کنند را افرادی ذلیل و فاقد شرف، و خاسر در دار عقبی می‌نامد. توفیق به‌ی همدانی در مقاله‌ی خود از اعلام بی طرفی دولت مشروطه‌ی ایران انتقاد می‌کند. دولت مشروطه‌ی ایران که بعد از اشغال تهران در ژوئیه ۱٩٠٩ توسط مشروطه‌طلبان انگلیسی و خلع محمدعلی شاه قاجار تاسیس شد یک دولت پان‌ایرانیست بود و سیاست‌های ضد تورک و ضد عوثمان‌لی امپریالیسم بریتانیا را تعقیب می‌کرد. توفیق به‌ی همدانی می‌گوید علی رغم این؛ مجاهدین، طوائف و رهبران دینی ایرانی به جهاد مقدس سلطان عوثمان‌لی پاسخ مثبت داده و عملاً هم در آن شرکت کرده‌اند. وی می‌گوید دولت مشروطه‌ی ایران مجبور است که دیر یا زود به افکار عمومی مردم خود گوش فرا داده، به این جهاد پیوسته و با تمام وجود در صف عوثمان‌لی بر علیه ائتلاف مثلث به نبرد آغاز کند.

Özet

Bu makalede, 20. yüzyılın ilk çeyreğinde Türk milletinin önde gelen isimlerinden Hemedanlı Seyid Mehmed Tevfik Bey'nin 3 Aralık 1914 tarihinde İstanbul'da Sebîl el-Reşâd dergisinde yayımlanan Türkçe makalesini hem Arap alfabesiyle hem de Latin alfabesiyle sunacağım. Makalenin konusu, 29 Ekim 1914 tarihinde Osmanlı Sultanı tarafından Rusya, İngiltere ve Fransa'nın oluşturduğu emperyalist-haçlı "Üçlü İttifak"a karşı ilan edilen cihat çağrısının İslam dünyasındaki yankılarıdır. Hemedanlı Tevfik Bey, Osmanlı Sultanı'nın Üçlü İttifak'a karşı ilan ettiği cihat çağrısına İslam dünyasından gelen ilk olumlu tepkinin, Osmanlı topraklarında yaşayan İranlı topluluktan geldiğini söylüyor. Onlar Cihad ilanından sadece iki gün sonra, İstanbul'daki Sultanahmet Meydanı'nda büyük bir miting düzenlediler ve burada Osmanlı Sultanı'nın kutsal cihadına katıldıklarını ifade ettiler; ayrıca İngiliz, Rus ve Fransız hükümetlerinin İran'daki ve İslam dünyasındaki politikalarını, hedeflerini ve zulümlerini kınadılar. O dönemde Osmanlı İmparatorluğu'nda ve İstanbul'da yaşayan İranlı topluluğun yüzde 90'ından fazlası Türkili ve İran'ın diğer bölgelerinden gelen Türklerden oluşuyordu ve Türkili Türklerinin büyük çoğunluğu da Azerbaycan bölgesinden gelen Türklerdi. İstanbul'daki Sultanahmet Meydanı'nda düzenlenen bu mitingde, Ruslar tarafından Urmu'da (Urmiye) aralarında Balav ve Kötalan Türk köylerinden hacıların da bulunduğu yüz on bir Türk'ün idam edilmesini potest ettiler ve bir itiraz bildirisi yayınladılar. Bu belgenin kopyaları Bâb-i Âlî Osmanlı sarayına, İstanbul'daki yabancı elçiliklere, İraktaki Şii kutsal mekanlarda ikamet eden din görevlilerine, İran kabinesine ve İran aşiretlerinin liderlerine gönderildi. Toplantının organizatörleri, ayrıca İraktaki kutsal mekanlarda ikamet eden Şii din adamlarına, İran hükümetine ve İran aşiretlerinin liderlerine çok sayıda telgraf göndererek onları Müsülmanların Halifesi olan Osmanlı Sultanının îlan ettiyi cihada katılmaya çağırdılar. Hemedanlı Tevfik Bey, makalesinde, İslam dünyasının Osmanlı Sultanı'nın cihat çağrısına uymasına ve Müslüman Afrika, Arap dünyası (Fas, Cezâir, Tunus, Mısır, Sudan, Irak, Suriye, ...), Kafkasya ve Türkistan, Güney Rusya, Hint alt kıtası, Afganistan, Pencap ve Belucistan'ın üçlü koalisyona karşı ayaklanmasına dair umudunu ve inancını dile getiriyor. O, Osmanlı Sultanının cihatına katılmayı, Şii, Sünni veya Vehhabi olsun, her Müslüman için nesnel bir yükümlülük, namaz ve oruçla eşdeğer bir dini görev ve insani bir sorumluluk olarak görmektedir. Aga Han gibi münafıkları ve bu cihada katılmayanları alçak, şerefsiz ve ahirette kaybedenler olarak nitelendirmektedir. Hemedanlı Tevfik Bey makalesinde, İran Meşrute Hükümeti'nin tarafsızlık ilanını eleştirmektedir. Temmuz 1909'da İngiliz yanlısı Meşruteçilerin Tahran'ı işgal etmesi ve Muhammed Ali Şah'ın devrilmesinin ardından kurulan İran Meşrute Hükümeti, pan-İranist bir devlet olup, İngiliz emperyalizminin Türk karşıtı ve Osmanlı karşıtı politikalarını izlemiştir. Hemedanlı Tevfik Bey'e göre bu gerçeye rağmen, İranlı mücahitler, aşiretler ve dini liderler Osmanlı Sultanı'nın kutsal cihat çağrısına olumlu yanıt vermiş ve fiilen bu cihada katılmışlardır. Hemedanlı Tevfik Bey, İran'ın Meşrute hükümetinin er ya da geç halkının kamuoyuna kulak vermek zorunda kalacağını, bu cihada katılacağını ve tüm gücüyle Osmanlı'nın yanında Üçlü İttifak'a karşı savaşacağını söylüyor.

Abstract

In this article, I will present a Turkish article written by Seyid Mehmed Tevfik Bey of Hamadan, one of the prominent figures of the Turkish nation in the first quarter of the 20th century. The article was published in the Sebîl el-Reşâd magazine in Istanbul on December 3, 1914, in both Arabic and Latin alphabets. The the article discusses the impact in the Islamic world of the Ottoman Sultan’s declaration of jihad on October 29, 1914, against the imperialist-crusader alliance known as the "Triple Entente", comprising Russia, Great Britain, and France. Tevfik Bey of Hamadan stated that the first positive response from the Islamic world to the Ottoman Sultan's call for jihad against the Triple Entente came from the community of Iranian Turks living in Ottoman territories. Just two days after the declaration of Jihad, they organized a large rally in Sultanahmet Square in Istanbul. There they expressed their support for the holy jihad declared by the Ottoman Sultan and condemned the policies, objectives, and atrocities of the British, Russian, and French governments in Iran and the Islamic world. At that time, more than 90 percent of the Iranian community living in the Ottoman Empire and Istanbul consisted of Turks from Turkili and other regions of Iran. The vast majority of the Turks from Turkili were from the Azerbaijan region. At the rally held in Sultanahmet Square in Istanbul, attendees protested the execution of one hundred and eleven Turks by the Russians in Urmia. These Turks were respected merchants from the Turkish villages of Balav and Kötalan. A protest statement was issued and copies of this document were sent to the Sublime Porte Ottoman palace, foreign embassies in Istanbul, religious leaders residing in the Shiite holy sites in Iraq, the Iranian cabinet, and the leaders of Iranian tribes. The organizers of the meeting also sent numerous telegrams to Shiite clerics residing in holy places in Iraq, as well as to ​​the Iranian government, and leaders of Iranian tribes, urging them to participate in the jihad declared by the Ottoman Sultan, as the Caliph of the Muslims. In his article, Tevfik Bey of Hamadan expresses his belief that the Islamic world would heed the Ottoman Sultan's call for jihad. He hopes that Muslim Africa, the Arab world (including Morocco, Algeria, Tunisia, Egypt, Sudan, Iraq, Syria, etc.), the Caucasus, Turkestan, Southern Russia, the Indian subcontinent, Afghanistan, Punjab, and Balochistan would rise up against the Triple Entente. He believes that participating in the Ottoman Sultan's jihad is a mandatory duty for all Muslims, regardless of their sect and being Shia, Sunni, or Wahhabi. He views it as a religious obligation on par with prayer and fasting, as well as a humanitarian responsibility. He condemns hypocrites like Aga Khan and those who refuse to join the jihad as despicable, dishonorable, and doomed to damnation in the afterlife. In his article, Tevfik Bey of Hamadan criticizes the Iranian Constitutional Government's decision to remain neutral. After the occupation of Tehran by pro-British Constitutionalists in July 1909 and the overthrow of Mohammad Ali Shah, the Iranian Constitutional Government that was established became a pan-Iranist state. It followed the anti-Turkish and anti-Ottoman policies of British imperialism.  According to Tevfik Bey of Hamadan, despite this reality, Iranian mujahideen, tribes, and religious leaders responded positively to the Ottoman Sultan's call for a holy jihad and actively participated in it. Tevfik Bey of Hamadan states that the Iranian Constitutional government would sooner or later have to heed the public opinion of its people, join this jihad, and fight alongside the Ottomans against the Triple Entente with all their might.










Tuesday, January 10, 2017

استقبال شدید همدان از قوا و فرماندهی قوشون عثمانلی، علی احسان پاشا


استقبال شدید همدان از قوا و فرماندهی قوشون عثمانلی، علی احسان پاشا

 

مئهران باهارلی


در سایت جوان همدان، نوشته‌ای به قلم «سها صالح» درج شده است. در این نوشته - که متاسفانه منابع آن قید نشده‌اند - به موضوع ورود ارتش عثمانلی به ناحیه‌ی همدان در سال‌های جنگ جهانی اول و چند مساله‌ی در حول و حوش آن که دارای اهمیت بسیار در تاریخ تورک و در تاریخ تورک‌ایلی می‌باشند اشاره می‌شود. این اشارات همه در تائید حقایقی است که در دیگر منابع تاریخی باقی‌مانده از آن دوره نیز ثبت شده‌اند. 

در یک صد سال گذشته حقایق مذکور، بویژه امر نجات تورک‌ایلی از سوی اوردوی عثمانلی و هم‌سوئی و هم‌کاری عملی و موثر همه‌ی اقشار جامعه‌ی تورک از نخبه‌گان و سیاسیون و فرهنگیان و نظامیان و مقامات دولتی و روحانیون تا اهالی شهرها و ساکنان روستاها و عشایر و ایلات و ... با اوردوی نجات‌بخش عثمانلی از سوی دو تاریخ‌نگاری - تاریخ‌بافی پان‌ایرانیستی (در ایران) و آزربایجان‌گرایی استالینیستی (در جمهوری آزربایجان) نفی و سانسور و تحریف شده است. عثمانلی‌ستیزی در عرصه‌ی تاریخ، یکی دیگر از وجوه متعدد مشترک این دو ایدئولوژی - دوکترین تورک‌ستیز، همچنین تورک‌هراسی – تورکوفوبیا است. 

در زیر پس از اشاره به چند مورد از این حقایق که در نوشته‌ی سایت جوان هم آمده‌اند و توضیحاتی تکمیلی در باره‌ی آن‌ها، متن آن نوشته را داده‌ام:

۱-فرار نیروها و دیپلومات‌های دول اشغال‌گر روسیه و انگلستان از همدان به موازات پیش‌رفت امر آزادسازی تورک‌ایلی و ایران توسط عثمانلی: مشابه این پدیده، یعنی فرار نظامیان و دیپلومات‌های اوروپائی و قوای مسلح مسیحی ارمنی - آسوری حتی قبل از ورود اوردوی عثمانلی به شهرها و آزادسازی آن‌ها و صرفا پس از شنیدن خبر حرکت اوردوی عثمانلی، از دیگر شهرها نیز گزارش شده است. مانند فرار نیروهای مسیحی متجاوز ارمنی - آسوری از اورمیه، فرار نظامیان و دیپلومات‌های روسیه و بریتانیا از تبریز، ....