Monday, September 7, 2020

در فرانسه کتاب‌ درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی را به عنوان کوردستان نشان می‌دهد.

در فرانسه کتاب‌ درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی را به عنوان کوردستان نشان می‌دهد

مئهران باهارلی

# Fransada bir lise ders kitabında Batı Azerbaycan ili ile Batı İrandaki Türk kent, köy ve bölgeler, Kürt ve Kürdistan diye gösteriliyor.

# In a French high school textbook, Turkish cities, villages and regions of West Azerbaijan Province and other Turkish populated areas of western Iran are presented as Kurdish and Kurdistan.

# Dans un manuel de lycée français, les villes, villages et régions turcs de la province de l'Azerbaïdjan occidental et d'autres zones peuplées turques de l'ouest de l'Iran sont présentés comme kurdes et Kurdistan.

# In einem französischen Schulbuch werden türkische Städte, Dörfer und Regionen der westaserbaidschanischen Provinz und anderer türkisch besiedelter Gebiete im westlichen Iran als kurdisch und kurdisch dargestellt.

. في أحد الكتب المدرسية الفرنسية ، تُعرض المدن والقرى والمناطق التركية في مقاطعة أذربيجان الغربية وغيرها من المناطق التركية المأهولة في غرب إيران على أنها كردية وكردستانية.



فانتزی‌های ناپلئونی - خیال‌بافی‌های فرانسوی

در فرانسه در یک کتاب‌ کومک آموزشی سال ٢٠٢٠-٢٠٢١ کلاس یازدهم دبیرستان[1]، علاوه بر مناطق تورک‌نشین تورکیه و عراق و سوریه، بسیاری از شهرها و روستاها و مناطق تورک‌ایلی واقع در استان آزربایجان غربی و دیگر نواحی تورک‌نشین غرب ایران در استان‌های زنجان، همدان، کوردستان و کرمانشاه به صورت کورد و کوردستان نشان داده می‌شود.

 در این کتاب هم‌چنین گروه‌های مسلح و تروریست کوردی وابسته به پ‌ک‌ک وس. به عنوان پیشمرگه معرفی - ستوده شده؛ و با مبالغه در تعداد جمعیت کورد، دروغ «کوردها بزرگ‌ترین ملت بدون دولت جهان» تکرار شده است. حال آن که:

الف-غرب در باره‌ی تعداد جمعیت کوردها عامدانه مبالغه و آگاهانه رقم‌سازی می‌کند. به عنوان نمونه کوردهای ایران را که صرفاً ٦-٧ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند، دو - سه برابر و به صورت جمعیتی  ١٥- ١٧ درصدی نشان می‌دهد. در عوض درصد تورک‌ها که اکثریت نسبی جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند را – آن هم بعد از تغییر دادن نام ملی «تورک» به اسم جعلی «آذری» - از ٤٥ درصد به ١٥درصد کاهش می‌دهد.

ب- کوردها نه تنها بزرگ‌ترین ملت بدون دولت جهان نیستند، بلکه حتی در خاورمیانه و خود ایران هم دارای چنین وضعیتی نه‌می‌باشند. در خاورمیانه، نه کوردها، بلکه تورک‌ها (قسمت ساکن در تورک‌ایلی و دیگر نقاط ایران) بزرگ‌ترین ملت بدون دولت هستند. اگر گفته شود که تورک‌های ساکن در ایران، به سبب وجود جمهوری‌های آزربایجان و تورکیه، نه‌می‌توانند ملتی بدون دولت شمرده شوند، با این منطق کوردها هم نه‌می‌توانند ملتی بدون دولت شمرده شوند، زیرا دولت اقلیم کوردستان وجود دارد.

تورک‌ستیزی تاریخی فرانسه

دولت‌های استعمارگر و امپریالیست اوروپایی – مسیحی - غربی شامل روسیه و ایالات متحده، علاوه بر آسیا، در منطقه‌ی جنوب شرق اوروپا، آسیای صغیر، قفقاز، خاورمیانه و شمال آفریقا هم عموماً دارای گرایشات و سنن سیاسی مخالف تورک هستند[2]. این امر با هویت مسیحی و جنگ‌های صلیبی، پیش‌روی عوثمان‌لی در اوروپای جنوب شرقی و اعماق اوروپای مرکزی، حتی یک هزاره پیش از آن حرکت و حاکمیت تورک‌های پچنک، بولقار، آوار، کومان، خزر، اون اوقور، ساراقور، سابیر، اوتریغور، قوتریغور، آکاتزیر، اوز، .... در تمام شرق، جنوب و شمال اوروپا مخصوصاً هون به فرماندهی آتیلا، و نهایتاً مسلمانوفوبی پس از فتوحات عوثمان‌لی‌ها در اوروپا و .... در هم آمیخته است. ولی به ویژه در نیمه‌ی دوم قرن بیستم این گرایشات و سنن سیاسی اغلب خصلتی پراگماتیک و فرصت‌طلبانه داشته، زیگزاگ‌ها و افت و خیز و شدت و ضعف‌هایی از خود نشان داده و اکثراً از دشمنی مصرانه، بیمارگونه، ایدئولوژیک و نژادپرستانه‌ی علنی به دور بوده است.

با این‌همه یک دولت اوروپایی وجود دارد که در یک صد و پنجاه سال اخیر، چه در جنوب شرق اوروپا، چه در آسیای صغیر، چه در قفقاز، چه در خاورمیانه، و چه در شمال آفریقا به دشمنی علنی، مصرانه، کینه‌توزانه و بیمارگونه، بدون زیگزاگ و شدت و ضعف، و با سائقه‌های ایدئولوژیک و نژادپرستانه با عنصر تورک پرداخته و می‌پردازد: دولت فرانسه.

فرانسه علی رغم آن که مهد دموکراسی و لائیسیته نامیده می‌شود (این نام‌گذاری به سبب سوابق استعمارگرانه و نسل‌کشی‌هایی بی شماری که دولت فرانسه در آفریقا و آسیا و دیگر نقاط جهان انجام داده قسماً بامسما است)، با این‌همه در مناسبات با تورک‌ها و ملل تورکیک و عموماً مسلمانان و مستعمرات سابق و فعلی خود (در اقیانوس اطلس شمالی، دریای کارائیب، اقیانوس هند، اقیانوس آرام جنوبی و شمالی، اقیانوس یخ‌بسته جنوبی و یک سرزمین در آمریکای جنوبی)، دارای رفتار و مواضعی به شدت غیر دموکراتیک، نژادپرستانه، بنیادگرایانه (در حمایت از بنیادگرایی مسیحی ارمنی و یونانی و مارونی لبنان و ....) و استعمارگر (در مناسبات با آفریقا و ....) است. فرانسه به سبب مطامع استعماری ضد تورک و ضد عرب خود، در طول تمام قرن بیستم و اکنون هم، از ناسیونالیسم افراطی توسعه‌طلب و گروه‌های مسلح ارمنی و کوردی در منطقه حمایت کرده و می‌کند. در مقطع فعلی حمایت فرانسه از جنبش زن، زنده‌گی آزادی هم به سبب مدیریت آن توسط ناسیونالیست‌های فارس - ایرانی و کورد ضد تورک و ضد عرب است.

١-در سال‌های جنگ جهانی اول دشمنی فرانسه با عنصر تورک منطقه به صورت حمایت صددرصدی از توسعه‌طلبی و تروریسم ارمنی، آسوری، روم، یونان و کوردی بر علیه تورکان غرب، یعنی تورکان ساکن در ایران، قفقاز و عوثمان‌لی متجلی شد. در این دوره فرانسه شریک و یکی از عوامل و موجد و فاعل تمام مظالم، کشتارها و قتل عام‌ها و جنایات جنگی انجام گرفته توسط گروه‌های مذکور بر علیه ملت تورک بود. ارتش، میسیون‌های دیپلوماتیک، میسیونرهای مسیحی و جمعیت‌های به ظاهر طبی - صلیب سرخی فرانسه نقش فعال و تعیین کننده‌ای در مدیریت و سازمان‌دهی و آموزش و مسلح کردن و تحریک جیلوهای آسوری و متعاقب آن قتل عام ١٣٠٠٠٠-١٤٠٠٠٠ تن از تورکان در شمال غرب تورک‌ایلی (غرب آزربایجان در اورمو، سالماس، ...) توسط آن‌ها، هم‌چنین در مسلح کردن و سازمان‌دهی کومیته‌چی‌های تروریستی و خراب‌کار ارمنی در قفقاز و جنوب آناتولی در سال‌های جنگ جهانی اول و سال‌های جنگ استقلال تورکیه، ... داشتند.

ایجاد هویت استعماری قومی «آزری» در اواخر قرن نوزده و اشتراک اوریانتالیست‌ها و محققین فرانسوی در قرون نوزده و بیستم مخصوصاً در دوره‌ی سلطنت پهلوی در آفرینش «تاریخ‌نگاری ایرانی» و تبلیغ مفاهیمی چون «تمدن ایرانی» و «فرهنگ و هنر ایرانی» و .... بر اساس باستان‌گرایی ضد عرب و ضد تورک توسط فرانسه هم باید در این بستر و به عنوان اقدامات این دولت برای نسل‌کشی ملی تورک، پذیرفته شود.

٢-در تاریخ معاصر، فرانسه پایگاه اصلی و مرکز سیاسی تورک‌ستیزی در اوروپا و غرب بر علیه تورکیه، تورک‌های قبرس و جمهوری آزربایجان بوده است. فرانسه بر علیه تورک‌های ساکن در ایران هم همواره مواضعی دشمنانه اتخاذ کرده است:

-تبدیل فرانسه به پایگاه جهانی داشناک‌سوتیون و سپس آسالا و دیگر گروه‌های تروریستی ارمنی

-حمایت بی قید و شرط و آشکار از قوای اشغال‌گر و الحاق‌طلب ارمنی در اشغال قاراباغ و دیگر مناطق جمهوری آزربایجان

-جرم شناختن انکار افسانه‌ی نسل‌کشی ارامنه توسط پارلمان فرانسه

-تبدیل فرانسه به پایگاه گروه‌های تروریستی و توسعه‌طلب کوردی مانند پ‌ک‌ک، انستیتوی کورد پاریس، حزب دموکرات کوردستان ایران و ... و حمایت رسمی - دولتی از آن‌ها

-حمایت از توسعه‌طلبی کوردی در عراق و الحاق کرکوک تورک به اقلیم کوردستان

-حمایت از تروریست‌های کوردی پ‌ک‌ک-ی‌پ‌گ در اشغال سرزمین‌های تورک و عرب و آسوری شمال و شرق و مرکز سوریه توسط آن‌ها و در این راستا مخالفت با خروج نیروهای آمریکایی متفق پ‌ک‌ک-ی‌پ‌گ از سوریه.

٣-اکنون نیز فرانسه با ذهنیت جنگ‌های صلیبی و پیمان امپریالیستی سئور – علاوه بر جلوگیری مصرانه و دائمی از مذاکرات عضویت تورکیه در اتحادیه‌ی اوروپا در دهه‌های اخیر - مشغول به انجام اقدامات ضد تورک آتی است:

-دسیسه‌پردازی در لیبی و سوریه و عراق بر علیه تورکیه و تورک‌ها

-فتنه‌انگیزی در قبرس با تسلیح روم‌ها و ایجاد پایگاه‌های نظامی در بخش جنوبی آن، بر علیه صلح و بر خلاف قوانین بین الملل، در حالی که فرانسه دارای هیچ‌گونه حق و موضع گارانتور در مساله‌ی قبرس نیست

-تهدید علنی و جنگ‌افروزی بر علیه تورکیه عضو دیگر ناتو و بر خلاف روح پیمان ناتو

-به همراه یونان و افراطیون اسرائیل و روم‌های قبرس دسیسه‌چينی برای محاصره‌ی دریایی تورکیه در مدیترانه و دست‌اندازی به منابع دریایی و زیر آبی منطقه که حق تورکیه و تورک‌های قبرس است

- در رفتاری علناً امپریالیستی و جنگ‌افروزانه فرستادن زیردریایی و هواپیماها و کشتی‌ جنگی به شرق مدیترانه

-توطئه‌ برای اخراج تورکیه از ناتو

-تسلیح ارمنستان و بسترسازی برای شعله‌ور ساختن جنگی جدید در قفقاز بر علیه جمهوری آزربایجان

-تحریک مداوم و اقناع موفقیت‌آمیز برای فریفتن رهبران ایالات متحده تا مواضع ضد تورک، ضد تورکیه، و ضد آزربایجان اتخاذ کنند. به واقع خصومت بارزی که در رهبری ایالات متحده نسبت به تورکیه و جمهوری آزربایجان در سال‌های اخیر دیده می‌شود، به طور عمده محصول لوبی‌گری و فعالیت‌های تخریبی و دسائس پشت پرده‌ی فرانسه در این کشور است.

برای مطالعه‌ی بیشتر:

در فرانسه کتاب‌ درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی را به عنوان کوردستان نشان می‌دهد.

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/09/blog-post_7.html

جمهوری آزربایجان باید به طور رسمی خواستار اخراج فرانسه از گروه مینسک شود.


[1] کتاب کومک آموزشی درس تاریخ  ـ  جوغرافی سال آخر دبیرستان برای سال تحصیلی ۲۰۲۱-۲۰۲۰، انتشارات بلین

Fransa Eğitim Müdürlüğü. 2020-2021 eğitim-öğretim yılında 11'inci sınıflarda okutulan tarih ve coğrafya kitabı

[2] در دو قرن گذشته همه‌ی دولت‌های استعماری مسیحی اوروپایی و در راس آن‌ها بریتانیا، روسیه، فرانسه، و در قرن بیستم چین، .... دشمن جهان تورکیک بودند. روسیه در اشغال بخش اعظم جهان تورکیک (و مونقولیک و اورال-فین-اوقوریک) که اکنون هم تحت اشغال فدراسیون روسیه است، از سیبری تا قفقاز شمالی و بخش‌های شمالی آسیای میانه و شمال موغولستان و مناطق غازان و وولگا و شبه جزیره‌ی کریمه و ...؛ بریتانیا در سیاست عمومی ساقط کردن دول تورک شامل امپراتوری موغولان در هندوستان و قاجارها در ایران؛ چین در اشغال تورکستان شرقی و موغولستان داخلی و ... نقش درجه اول را بازی کرده‌اند.

Saturday, September 5, 2020

دئدیم اونا ده‌یمه، ده‌یمه-لتقا (لاتیقا)، باهار (بهار)، همدان، تورک‌ایلی




دئدیم اونا ده‌یمه، ده‌یمه
لتقا (لاتیقا)، باهار (بهار)، همدان، تورک‌ایلی

DÉDİM ONA DEYME, DEYME
LETQA-LATIQA, BAHAR, HEMEDAN, TÜRKİLİ




دئدیم اونا ده‌یمه، ده‌یمه
لتقا (لاتیقا)، باهار (بهار)، همدان، تورک‌ایلی

DÉDİM ONA DEYME, DEYME
LETQA-LATIQA, BAHAR, HEMEDAN, TÜRKİLİ


جمهوری آزربایجان باید به طور رسمی خواستار اخراج فرانسه از گروه مینسک شود.


جمهوری آزربایجان باید به طور رسمی خواستار اخراج فرانسه از گروه مینسک شود.

مئهران باهارلی

فرانسه که مدت‌هاست به پایگاه اصلی تورک‌ستیزی در اوروپا و غرب تبدیل شده است، اکنون نیز بر خلاف روح پیمان ناتو به تهدید علنی و جنگ‌افروزی بر علیه تورکیه عضو دیگر ناتو، فتنه‌انگیزی در قبرس بر علیه صلح و بر خلاف قوانین بین الملل در حالی که دارای هیچ‌گونه حق و موضع گارانتور در مساله‌ی قبرس نیست، با ذهنیت جنگ‌های صلیبی و پیمان امپریالیستی سئور به دسیسه‌پردازی در لیبی و سوریه و عراق و فرستادن کشتی‌ و زیردریایی‌ جنگی به شرق مدیترانه و .... مشغول است.

فرانسه بر علیه ملت تورک ما هم، در تاریخ معاصر، از اختراع هویت استعماری آزری در اواخر قرن نوزده گرفته تا تحریک و تسلیح جیلوهای آسوری و کومیته‌چی‌های ارمنی در سال‌های جنگ جهانی اول، سپس تبدیل شدن به پایگاه جهانی گروه‌های تروریست ارمنی داشناک‌سوتیون و آسالا و گروه‌های تروریست کورد پ‌ک‌ک و حزب دموکرات کوردستان و .... آشکارا و همواره موضع دشمنانه گرفته است. در مساله‌ی قره‌باغ و اشغال دیگر مناطق جمهوری آزربایجان نیز، فرانسه متحد و مشوق قوای اشغال‌گر و الحاق‌طلب ارمنی است.

جمهوری آزربایجان، بویژه در سایه‌ی اتفاقات و مواضع کینه‌توزانه و ضد تورک اخیر فرانسه، باید به موضع منفعل خود پایان دهد و در حمله‌ای دیپلوماتیک، به طور رسمی خواستار اخراج فرانسه از گروه مینسک شود. زیرا فرانسه بی طرف نیست، بلکه طرف گرفته و بخشی از مشکل است و بنابراین نمی‌تواند به عنوان میانجی در گروه مینسک حضور داشته باشد. در معضل قاراباغ، فرانسه برای بازی کردن، دیگر دارای هیچ نقشی نیست. (عضویت فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل هم بی معنی است و باید خاتمه یابد).

Azerbaycan Cumhuriyeti, resmi olarak Fransanın Minsk grupundan ihracını talep etmelidir.

Méhran Baharlı

Fransa uzun süredir Avrupa ve Batıda Türk düşmanlığının ana üssüne dönüşmüştür. Şimdi de Nato müttefiklik ruhuna aykırı olarak, Natonun başka bir üyesi olan Türkiyeye karşı savaş tehditleri savurmakta, Kıbrısta uluslararası hukuka aykırı olarak ve garantör statüsüne sahip olmadığına rağmen barışa karşı provokasyonlar yapmakta, Haçlı Savaşları ile Sevr Anlaşması kafasıyla Doğu Akdenize Savaş uçakları ile denizaltılar göndermekte; Libya ve Suriye ve Irakta komplolar üretmektedir.

Fransa Birinci dünya savaşı yıllarında Cilo Süryanilerle Komiteçi Ermenileri tahrik ve silahlandırmada, daha sonra terörist Ermeni Daşnaksütyün, ASALA; PKK ile Kürdüstan Demokrat Partisi ve diğer Kürt terörist gurupları barındırması ve onların ana üssüne dönüşmesi, .... olaylarında yakın tarihte hep ve açıkça bizim Türk halkımıza karşı düşmanca tavırlar sergilemiştir.

Karabağ ve Azerbaycanın başka bölgelerinin işgali sorununda da Fransa işgalci Ermeni güçlerin müttefik ve destekleyicisidir. Azerbaycan Respublikası özellikle Fransanın son dönem Anti Türk davranışlarını göz önünde tutarak, kendi edilgen tutumuna son vermeli ve diplomatik bir atakta, resmen Fransanın Minsk Grupundan ihracını talep etmelidir. Çünkü Fransa taraflı ve sorunun bir parçasıdır. Dolayısıyla Minsk grupunda arabaulucu olarak yer alamaz. Fransanın Karabağ sorununda oynayacak bir rolü kalmamıştır. (Fransanın BMTnin Güvenlik Konseyi üyeliği de anlamsızdır ve son bulmalıdır)



Thursday, September 3, 2020

سئوینچی‌لیک (موشتولوق-مژده‌نامه‌) تورکی سروده شده به امر نادرشاه به مناسبت تولد تیمورخان نوه‌ی او و محمدشاه گورکان

سئوینچی‌لیک (موشتولوق-مژده‌نامه‌) تورکی سروده شده به امر نادرشاه افشار

به مناسبت تولد تیمورخان نوه‌ی او و محمدشاه گورکان

 

مئهران باهارلی


در این نوشته شعری به تورکی را معرفی کرده‌ام که به امر نه‌دیرقولو – نادارقولو - نادرشاه افشار[1] در عریضه‌ای که برای اعلام و مژده‌گویی (سئوینچی‌لیک، موشتولوق) تولد تیمورخان، نوه‌ی پسری او و نوه‌ی دختری محمدشاه کوره‌که‌ن - گورکان امپراتور تیموری هندوستان به وی ارسال شد آمده است[2].

١-«مرتضی قلی میرزا افشار» شاهزاده‌ی تورک (متولد ١٧١٥)، دومین پسر نادرشاه افشار (١٦٨٨-١٧٤٧) از همسرش به اسم «گوهرشاد افشار» دومین دختر «بابا علی بیگ کؤسه احمدلوی افشار» بود. وی پس از نبرد کرنال، که در آن فرماندهی بخشی از اوردوی دولت تورک افشار را بر عهده داشت و از خود استعداد نشان داد، از طرف نادرشاه، نصراللّه میرزا نام گرفت و با جیقای (جقّه، تاج) شاهی افشاری تلطیف شد. پس از تسلیم شدن «محمدشاه گورکان» و ابقای او به عنوان امپراتور هندوستان از سوی نادرشاه افشار، به امر وی و به منظور تحکیم علائق و پیوندهای دو خاندان و دو دولت تورک افشار و گورکان؛ نصرالله میرزا با دختر محمدشاه به نام «جهان‌افروز بانو بیگوم» ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری بود که او را به نام جد بزرگ‌اش «امیر تیمور کوره‌که‌ن»، «تیمورخان» نامیدند (سه برادر تیمورخان هم اسامی اصیل تورکی داشتند: «اولدوز خان»، «اوغوزلو خان»، «اوکتای - اؤگه‌ده‌ی خان»[3]). با قتل نادرشاه افشار، به امر برادرزاده‌ی وی «علی‌قلی ‌خان افشار» (عادل‌شاه و یا علی‌شاه بعدی)، اغلب اولاد نادرشاه و اولاد فرزندان او، شامل نصراللّه میرزا که در آن هنگام ٣٢ ساله بود و زنانش و هفت تن از فرزندان وی شامل تیمورخان که پنج سال داشت، در کلات به قتل رسیدند.

٢-این شعر به تورکی جغتایی بسیط و به ساده‌گی مفهوم است و نشان می‌دهد که دولتین تورک افشار و گورکان هند، تورکی جغتایی را به عنوان یک زبان زنده در مناسبات روزمره استعمال می‌کردند. مقدمه‌ی این عریضه به فارسی - دری مغلق و آکنده از کلمات مهجور عربی و فارسی است که نشان می‌دهد زبان دری برای دولتین تورک افشار و گورکان هند، صرفا یک زبان ادبی مکتوب بود که اغلب برای فضل‌فروشی و بازی‌های کلامی به کار می‌رفت.






Monday, August 31, 2020

ملّت تورک و حادثه‌‌یِ کربلا

تورک ملّتی و حادثه‌یِ کربلا

(ملّتِ تورک و حادثه‌یِ کربلا) 

علی حیدر امیر[1]


بیرینجی بؤلوم-اصل تورک‌جه متن. بخش اول متن اصلی تورکی

ایکینجی بؤلوم- مقاله‌نین فارس‌جا چئوری‌سی، ترجمه‌ی فارسی مقاله

تورک ملّتی و حادثه‌یِ کربلا

-«ته‌بریز»ده‌ سلطنت سوره‌ن بیر تورک خاندانی – چونکه ‌هولاکونون حکومتی کمّیت و کیفیت‌جه‌ بیر موغول دئییل، بیر «تورک» حکومتی‌یدی- هر ایکی عراق ایله ‌آزه‌ربایجان‌ی بیر قازان‌دا یوغوردو، اونلاری عینی مدنیتین قالبی‌نده ‌تؤکدوک‌ده‌ن سونرا، هیاتِ مجموعه‌سی‌نه ‌بویوک بیر «عجم» دامقاسی ووردو.

-بو حکومت سیاستاً «خاقان‌لیق»ا مربوط بیر «ایل‌خان‌لیق» ماهیتی‌نده ‌اولماق‌لا برابر، فعلاً حائز اولدوغو استقلالی «ایران‌لی‌لیق»ا مال ائتدی. شرق و غرب‌ه‌ شیعه‌لیک شعباتی‌نی یایدی. رفض و الحادی‌یه ‌تزییف ائدیله‌ن مسلک‌له‌ر غربی ایران‌دا و شرقی آنادولودا گونون موداسی اولدو.

-تورک‌ون بیر عرب دعواسی‌یلا ‌مناسبتی نه‌ده‌ن عبارت اولابیلیر؟

-تاریخیمیزده‌ فرس [فارس] ایله ‌تورک‌ون عادات و عنعناتی‌نی بیری بیری‌نه‌ قاریشدیران اوزون، موثّر و قدرت‌لی موسم‌له‌ره‌ تصادف ائدییوروز

-بیزیم بو مغشوش آقچالارلا فکر بازاری‌ندا آلیش وئریش ائتدیییمیز گون‌له‌ر آرتیق نهایت بولمالی‌دیر.

-یزیدله‌رین خلیفه‌ و مروان‌لارین سردار اولدوغو دورله‌ره‌ تیکیله‌ن گؤزله‌ریمیز نه ‌وقت باشقالاری‌نا عائد اوزاق ماجرالاردان آیریلیپ؛ که‌ندیمیزه، که‌ندی ماجرالاریمیزا باخاجاق، که‌ندی ماتمیمیزی، که‌ندی یارالاریمیزی گؤره‌جه‌ک؟ نه‌ وقت باشقالاری ایچین یاش تؤکمه‌ک‌ده‌ن واز گئچه‌ره‌ک، شهیدله‌ریمیزه‌ آغلایاجاق؟

-خرافه‌نین حیاتی‌نی تمدید ائده‌ن موسّسه‌له‌ر نه‌ زمانا قه‌ده‌ر قولاغیمیزین دیبی‌نده‌ ولوله‌اندازِ های و هوی اولاجاق‌دیر؟

-اجتماعی ساحه‌ده ‌استقلالیمیزی تاسیس و تحکیم ائتمه‌ک ایچین حسّ، فکر و قلبیمیزی بو پاس‌لی زنجیرله‌رده‌ن ده‌ قورتارماق مجبوریتی‌نده‌ییز.

اجتهاد، علمی، ادبی، اقتصادی مجموعه، سایی ١٩٦، صص ٣٨٣٤-٣٨٣٦، ١ کانون ثانی ١٩٢٦

Sunday, August 30, 2020

عکس منتشر نشده‌ی شیخ عبیداللّه نهری و غفلت مقامات دولتی وقت در تبریز

عکس منتشر نشده‌ی شیخ عبیداللّه نهری و غفلت مقامات دولتی وقت در تبریز

 

مئهران باهارلی


شیخ عبیداللّه نهری، شخصیتی مهم در تاریخ معاصر تورک، غرب آزربایجان و تورک‌ایلی، ایضا در تاریخ کورد و کوردستان است. به لحاظ تاریخی، وی مسئول کشتار اقلا سی هزار تن تورک، تخریب و ویران ساختن ده‌ها روستای تورک و آواره‌گی بیش از سی هزار خانوار تورک در مناطق اورمو (اورمیه)، قوشاچای (میاندوآب)، بیناب (بناب)، ماراغا (مراغه)، ملیک‌کندی (ملکان)، ساووج‌بولاق (مهاباد)، ... به سال‌های ١٨٧٩-١٨٨١ است[1]. از طرف دیگر نزد ملیون افراطی، توسعه‌طلبان و زیاده‌خواهان کورد، شیخ عبیداللّه نهری پدر ناسیونالیسم کورد و یک قهرمان ملی به شمار می‌‌رود.

علی رغم این اهمیت، تاکنون هیچ عکسی از شیخ عبیداللّه نهری معلوم و منتشر نشده و در دست‌رس نبود. حال آن که در صفحه‌ی ٤٢٥ نسخه‌ی خطی کتاب کُرّاسة اَلمَعی یا كراسة اعتمادی، عکسی از شیخ عبیداللّه نهری با توضیحاتی به همراه آن موجود است. در زیر این عکس و در حاشیه‌ی راست صفحه توضیحاتی نوشته شده و بعد از هر دو توضیح، مولف کتاب در باره‌ی صاحبان این دو توضیح، مطالبی را ذکر کرده است.

مجموعا در توضیحات عکس شیخ عبیداللّه در صفحه‌ی ٤٢٥ کتاب کُرّاسة اَلمَعی گفته می‌شود که:

«شیخ عبیداللّه، پسر سید طاها - طه نقش‌بندی، که حقوق‌بگیر دولت ایران و ساکن در روستای نَوْچَه در مرز ایران و عوثمان‌لی بود، پس از آن که مرز را خالی از سواره و نیروهای نظامی دید، در ماه سپتامبر سال ١٨٨٠ ناگهان و با بی پروایی بر علیه ایران شورید و با یاوران و پشتیبانان خود به کشت و کشتار و غارت و تاراج و اسیرگیری در حوالی مراغه و اورمیه و ساوج‌بلاغ پرداخت و ظلم و بی‌رحمی‌هایی کرد که در تاریخ سابقه نداشت. پس از آن که حاجی سید حسین‌خان مشیرالدوله سپه‌سالار اعظم برای خاموش ساختن آتش این فتنه و دفع اکراد ماموریت یافت و به تبریز در آزربایجان رفت و برای به دام انداختن وی قوشون دولتی تیزرو و دیگر نیروها از مناطق مختلف آزربایجان پی در پی سر رسیدند، شیخ عبیداللّه و اعوان و انصارش کردند آن چه (قتل عام مردم تورک در قوشاچای - میاندوآب و ...) را که نمی‌بایست می‌کردند. تا آن که دولت عوثمان‌لی وی را به خواهش دولت قاجار در ماه جولای ١٨٨١ به استانبول فراخواند و به شامات فرستاد».

در این مقاله، عکس مذکور و توضیحات زیر و حاشیه‌ی راست صفحه به قرائت خودم، سپس چند توضیح مربوطه را داده‌ام.

قرائت توضیحات عکس شیخ عبیداللّه در صفحه‌ی ٤٢٥ نسخه‌ی خطی کتاب کُرّاسة اَلمَعی یا كراسة اعتمادی، توسط مئهران باهارلی

Saturday, August 29, 2020

محمد شاه غازی قاجار اؤوگۆسۆنده: مدحیه‌ی تورکی ابوالقاسم نباتی برای محمد شاه غازی، مفخر قاجار

محمد شاه غازی قاجار اؤوگۆسۆنده:

 

مدحیه‌ی تورکی ابوالقاسم نباتی برای محمد شاه غازی، مفخر قاجار

 

مئهران باهارلی


در این نوشته ابیاتی تورکی از شاعر تورک ابوالقاسم نباتی (١٧٧٧-١٨٤٦، اوشتیبین، قاراجاداغ، دوغو آزه‌ربایجان، تورک‌ایلی) در مدح و ستایش محمد شاه غازی قاجار تبریزی (١٨٤٨-١٨٠٨) را آورده‌ام.

١-این ابیات تورکی در مدح محمد شاه غازی، بخشی از آخرین خانه‌ی اثر «ساقی‌نامه»ی تورکی نباتی هستند. ساقی‌نامه‌ی نباتی در فورم یک ترجیع‌بند، با دوازده «خانه» که «بندیه»ی تکراری در آخر آن‌ها «قوْی قدم راهِ عشقه مردانه- گیر خراباتا مست و مستانه» است[1] می‌باشد. آخرین خانه‌ی «ساقی‌نامه»، دارای ٣٢ بیت و یک بیت بندیه است.

٢- ابیات تورکی نباتی در مدح محمد شاه غازی، از ژانر اؤوگو -مدیحه (Övgü - Methiye) حکام و سلاطین در ادبیات تورک است. از نمونه‌های اعلای شعر اؤوگو در ادبیات تورک ادوار گذشته، مدحیه‌ی نصیر باکویی در ستایش سلطان اولجای‌تو خوربان اۇۇدا (خدابنده) ایلخان‌لی، ٣٧ مدیحه‌ی فضولی بغدادی در ستایش سلاطین و مقامات عوثمان‌لی و قیزیل‌باش، مدحیه‌های متعدد سید لقمان اورموی در ستایش سلاطین عوثمان‌لی و ... را می‌توان برشمرد[2]. در قرون نوزده و ربع اول قرن بیستم هم، مدحیه‌های بسیار تورکی از سوی شعرای تورک ایران قاجاری و قفقاز در رثا و ستایش سلاطین دو دولت تورک قاجار و عوثمان‌لی سروده شده است. از بهترین مدحیه‌های تورکی برای سلاطین قاجار، علاوه بر مدحیه‌ی نباتی در ستایش محمد شاه غازی، مدحیه‌ی تورکی قمری دربندی در ستایش ناصرالدین شاه قاجار، مدحیه‌ی تورکی میرزا مهدی شکوهی در استقبال ورود مظفرالدین میرزا به مراغه، و مدحیه‌های شاعر ملی تورک معلم احمد فیضی افندی تبریزی در ستایش مظفرالدین شاه، احمد شاه، سلطان عبدالحمید و .... است[3].

٣-ابوالقاسم نباتی، مانند ممدوح خود محمد شاه غازی قاجار تبریزی، بر «مذهب علوی» و برجسته‌ترین شاعر تورک علوی در قرن نوزده است. مذهب علوی، نام عمومی گروه‌های گوناگون منسوب به غلات تورک سابقا موسوم به علی اللهی و قاراقویون‌لو و قیزیل‌باش و یا تشیع دوازده امامی متصوفه از اسلام هترودوکس؛ در مقابل «مذهب شیعه‌ی امامی» که تشیع دوازده امامی متشرعه از اسلام اورتودوکس و مذهب ملی فارسی است می‌باشد. اما در منابع و مقالات ایرانی و آزربایجانی، به مذهب علوی ابوالقاسم نباتی اشاره نمی‌شود. زیرا در سیستم حقوقی و قوانین ایران و جمهوری آزربایجان، مذهب علوی به رسمیت شناخته نشده است و بسیاری از محققین ایرانی و آزربایجانی حتی از وجود مذهب علوی مطلع نیستند.

در تاریخ‌نگاری ایران‌گرا و آزربایجان‌گرا، برای کم رنگ کردن و یا مخفی نمودن پیوند غلات تورک و قیزیل‌باشان ایران و آزربایجان با مسقط الراسشان آناتولی و علویان عوثمان‌لی - تورکیه تلاش می‌شود. .... در نتیجه در آثار این گونه محققین (م.ح. صدیق، محمدعلی تربیت، عبدالعلی نصفت، فریدون کؤچه‌رلی،  عزیز دولت آبادی، ...)؛ نباتی نه به عنوان یک شاعر تورک علوی، بلکه به عنوان یک شاعر آزربایجانی شیعه، عارف، مداح اهل بیت و علی، درویش مسلک، صوفی مشرب، اهل ریاضت، ... معرفی می‌شود که غیر دقیق، ناقص، اشتباه برانگیز و حتی در مواردی مانند ادعای شیعه بودن نباتی، تحریف واقعیت‌ها و غلط هستند.

در خانه‌ی آخر همین ترجیع‌بند هم که در اینجا نقل کرده‌ام، نباتی امام علی را دارای اوصاف الوهیت – آن که به چرخ گردان نظام و به خورشید نور درخشان و به جواهرات رخشان رنگ و به خان‌ها و خاقان‌ها تاج و تخت داده و مراد و مطلب انسان‌ها را برآورده می‌کند و ... معرفی کرده، که اعتقاداتی خارج از اسلام اورتودوکس، و غالیانه هستند.

٤-نباتی در اشعار خود همه جا زبان و مردم ما را صرفا «تورک» نامیده است. در این مدحیه نیز وی به سیاق اصطلاحات مست مستانه و مرد مردانه، ترکیب «تورک تورکانه» را به معنی با قطعیت و صراحت و جسارت و بدون ترس و دودلی و دورویی و... به کار برده است.

پایان نوت مئهران باهارلی



Friday, August 21, 2020

سرزمین کورد: از قارس و ارزروم تا شیراز و اصفهان، از تبریز تا حلب

سرزمین کورد: از قارس و ارزروم تا شیراز و اصفهان، از تبریز تا حلب 

مئهران باهارلی


در زیر جمله‌ای از سرمقاله‌ی شماره‌ی اول نشریه‌ی هفته‌گی «ژین» چاپ استانبول به تاریخ ٧ تشرین ثانی ١٣٣٤ – ٧ نووامبر ١٩١٨ را آورده‌ام. در این جمله که محدوده‌ی پراکنده‌گی «قوم شجیع و ملت نجیبه‌ی کورد» را ترسیم می‌کند، طول این محدوده در شمال دو شهر تورک قارس و ارزروم در شمال شرق آناتولی-تورکیه نزدیک منطقه‌ی قفقاز؛ در جنوب دو شهر فارسستان اصفهان در ایران مرکزی و شیراز در ایران جنوبی؛ و عرض این محدوده در شرق شهر تورک تبریز در منطقه‌ی آزربایجان تورک‌ایلی؛ و در غرب شهر عرب و تورکمان حلب در غرب سوریه‌ی امروزی معین شده است.

نقل قول:

کورد ملت نجیبه‌سی مقدراتی‌نی تعقیب ائتمه‌ک ایچون ..... طولاً قارس و ارزروم‌دان باش‌لایاراق ایران‌ین شیراز و اصفهان‌ی‌نا قده‌ر امتداد ائده‌ن جبال و اراضی داخلی‌نه؛ و عرضاً تبریزده‌ن حلب جهت‌له‌ری‌نه قده‌ر یاییلیپ لااقل بئش میلیون نفوس تشکیل ائده‌ن ... بو قوم شجیع ...

ترجمه:

ملت نجیب کورد برای پی‌گیری سرنوشت خود، .... این قوم شجیع که در داخل کوه‌ها و اراضی‌ای که به درازا از قارس و ارزروم شروع شده و تا شیراز و اصفهان ایران ادامه می‌یابد و به پهنا از تبریز تا حدود حلب، پخش شده و اقلاً جمعیتی ٥ میلیون نفره را تشکیل می‌دهد .....

چند توضیح:

١-حدود ترسیم شده در سرمقاله‌ی ژین، در نظر اول ممکن است بیان معصومانه‌ای در باره‌ی پراکنده‌گی قوم کورد به نظر آید و گمان شود که مولف صرفاً قصد شمردن مناطقی را که قوم کورد در آن‌ها به صورت اکثریت جمعیتی، یک اقلیت و یا جزیره‌وار و پراکنده زنده‌گی می‌کند را دارد. اما واقعیت غیر از این است و این بیانات آماده‌سازی افکار عمومی برای آشنا شدن با حدود کشور موعود «کوردستان بزرگ» است. زیرا در همان سال‌ها این حدود عیناً، و حتی قلمروی بسیار وسیع‌تری از آن که در جنوب به خلیج بصره-عربی و در غرب به دریای آق‌ده‌نیز-مدیترانه و در شمال تا داخل قفقاز امتداد می‌یافت، در نقشه‌های غربی-اوروپایی-آمریکایی در داخل قلمروی «کوردستان» ترسیم و تبلیغ می‌شد.

٢-مناطقی که در این بیان و عموماً نقشه‌های کوردستان بزرگ به عنوان قلمروی کوردستان مطرح شده‌اند، سرزمین و وطن تاریخی ملل گوناگونی از جمله ملت تورک (در آناتولی مرکزی، جنوبی، شرقی؛ در جمهوری آزربایجان- قفقاز جنوبی؛ در شمال عراق، در شمال و غرب سوریه؛ در تورک‌ایلی در شمال غرب ایران- استان‌ آزربایجان غربی، شرق استان‌ آزربایجان شرقی و غرب استان‌های زنجان و همدان؛ شمال و شرق استان کوردستان، شرق استان کرمانشاه؛ مناطق تورک‌نشین در ایران مرکزی-استان اصفهان و ایران جنوبی-استان فارس و ...)، ملت عرب (در جنوب آناتولی، سوریه، عراق، عربستان ایران)، لور، لک، فارس، گوران، زازا، گورجی، وس می‌باشند. در بسیاری از این مناطق یا کوردها درصد اندکی از جمعیت را تشکیل می‌دهند و یا اصلاً کورد وجود ندارد. به عنوان نمونه در این بیان تبریز حد شرقی کورد نشان داده شده است. یعنی آن که تبریز و غرب استان آزربایجان شرقی فعلی، و تمام شهرهای استان آزربایجان غربی شامل شهرهای مرند و جولفا و خوی و ماکو و سالماس و اورمو و مراغه و سولدوز و قوشاچای و سایین‌قالا و تیکان‌تپه و ... و صدها روستای تورک این منطقه؛ داخل در کوردستان موعوداند.


Tuesday, August 18, 2020

چاپ کتب درسی به زبان تالشی و آزربایجانیسم تورک‌هراس

چاپ کتب درسی به زبان تالشی و آزربایجانیسم تورک‌هراس 

مئهران باهارلی


دولت ایران اخیرا اقدام به انتشار کتاب درسی زبان تالشی در ایران کرده است (عکس روی جلد کتاب مذکور ضمیمه‌ی این نوشته است)[1]. در حالی که همان دولت ایران با آموزش زبان تورکی و تحصیل به زبان تورکی، زبان اصلی، سراسری و اکثریت نسبی مردم ایران که در هزار و دویست سال گذشته همواره یک زبان رسمی دوفاکتو و تحصیلی در ایران هم بوده به شدت مخالفت می‌کند. این امر دلائل متعددی دارد که در راس آن‌ها سیاست رسمی – دولتی نسل‌کشی زبانی و ملی تورک به منظور فارس‌سازی توده‌ی تورک ساکن در ایران و آسیمیلاسیون آن در «ملت ایران»، یک پروژه‌ی مهندسی استعماری ایران آغاز شده در دوره‌ی مشروطیت است[2].

یکی از دلائل موفقیت نسبی دولت ایران در سرکوب زبان تورکی و کلا نفی هویت ملی تورک در ایران، وجود جریانی استعمارساخته به اسم آزربایجان‌گرایی ضد تورک است که از جنبه‌ی نفی هویت ملی تورک و مخالفت با و تخریب زبان تورکی ادامه و متمم و هم‌سو با جریانات عمده‌ی ضد تورک دیگر، یعنی پان‌ایرانیسم و استالینیسم عمل می‌کند و به مانع اصلی داخلی در روند ملت شونده‌گی توده‌ی تورک و احقاق حقوق ملی وی در یک صد سال و چند دهه‌ی گذشته تبدیل شده است.

در زیر به یک نمونه‌ی کوچک از این جریان، که عموما در میان نخبه‌گان محلی‌گرای برخاسته از منطقه‌ای کوچک در مرکز - شرق آزربایجان رایج است پرداخته‌ام. این نمونه یک پوست کوتاه فیس‌بوکی است که مولف آن با مثبت شمردن انتشار کتاب درسی به زبان تالشی، با طنز به انتشار صرف کتب درسی تالشی اعتراض می‌کند. این جنبه‌ی نوشته، بی اشکال و به حق است. اما نوشته‌ی کوتاه وی ضمنا دارای کودهای متعدد در مخالفت با هویت ملی تورک و تخریب زبان تورکی نیز است. جالب توجه است که این کودها، تماما در تطابق با آزربایجان‌گرایی ضد تورک تالشی هستند[3]:

١-آزه‌ربایجان‌لی‌لار و انکار ملت تورک: وی در نوشته‌ی خود مدعی وجود گروهی قومی به اسم آزه‌ربایجان‌لی‌لار - آزربایجانی‌ها در ایران شده است. در حالی که در ایران هیچ گروه قومی - ملی به اسم «آزربایجانی» وجود ندارد. یک گروه ملی با خودنام‌گذاری «تورک» (اوغوزهای غربی) وجود دارد که صرفا بخشی از آن ساکن در منطقه‌ی جوغرافیایی «آزربایجان» (استان‌های آزربایجان غربی، آزربایجان شرقی، اردبیل و مناطق کوچکی در شمال استان گیلان و استان کوردستان)؛ و قسمت عمده‌ی آن ساکن در بخش‌هایی از شمال غرب منطقه‌ی سابقا موسوم به «عراق عجم»، «عراقستان»، «جبال»، .... (مطابق با مناطق تورک‌نشین استان‌های امروزی زنجان، همدان، قزوین، جنوب شرقی استان گیلان، شرق استان کوردستان، شرق استان کرمانشاه و شمال لورستان، و تمام بخش‌های تورک‌نشین استان‌های مرکزی و البورز و قوم و تهران)، یعنی ساکن در بخش جنوبی «تورک‌ایلی» و یا وطن تورک است. اما هیچ کدام از این گروه‌های جوغرافی تورک، دارای نام و هویت ملی آزربایجانی نیستند.

تلاش برای تجزیه‌ی ملت واحد تورک در ایران با ملت آزربایجان نامیدن بخش ساکن در منطقه‌ی آزربایجان آن، ایضا تجزیه‌ی وطن واحد تورک در شمال غرب ایران و یا «تورک‌ایلی» که از تهران و قوم و اراک و نهاوند و کنگاور شروع شده و تا مرزهای رسپوبلیکای آزربایجان و جمهوری تورکیه امتداد می‌یابد، به دو بخش آزربایجانی و غیر آزربایجانی؛ و وطن شمردن صرفا بخش آزربایجانی آن، در بهترین حالت خدمت به استعمارگران اوروپایی – صلیبی چون روسیه و فرانسه و دیگر جریانات ضد تورک مانند پان‌ایرانیسم، استالینیزم، قومیت‌گرایی افراطی و توسعه‌طلب کوردی و ارمنی و ... ، و به اعتقاد بسیاری مصداق خیانت به ملت تورک و وطن تورک است. هرچند خیال واهی تکه پارچه کردن ملت واحد تورک ساکن در ایران و تبدیل هویت ملی بخشی از آن از تورک به آزربایجانی، هرگز به حقیقت نخواهد پیوست.

٢-عدم ذکر نام زبان تورکی: مولف در پوست خود در حالی که نام زبان تالشی (تالیش دیلی) را به کار می‌برد، نام زبان قوم خیالی آزربایجانی خود را که «تورکی» است نمی‌برد. ناموجود و نامرئی کردن زبان تورکی و ملت تورک، هم‌سو با سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی تورک توسط دولت ایران، آزربایجان‌گرایی استالینیستی و پان‌ایرانیسم بوده، نتیجه‌ی تورکی‌هراسی و تورکی‌ستیزی آزربایجان‌گرایان است.