Monday, August 20, 2018

رسول‌زاده: از مظفّرالدین شاه در یادها خاطره‌های نیکو نقش بست و در ماتمش اشک‌های گرم ریخته شد.

رسول‌زاده محمدامین: 

از مظفّرالدین شاه در یادها خاطره‌های نیکو نقش بست و در ماتمش اشک‌های گرم ریخته شد. 

مظفّرالدین شاه حقّی‌نده خاطرله‌رده گوزه‌ل خاطره‌له‌ر نقش ائدیلدی، ماتمی‌نده سیجاق گؤزیاش‌لاری تؤکولدو


ترجمه‌ی فارسی متن:

سبیل الرشاد، عدد ٤٠-٢٢٢، ٢ محرم ١٣٣١، پنجشنبه ٢٩ تشرین ثانی ١٣٢٨، جلد ٢-٩ [١٢ آرالیق ١٩١٢]، صص ٢٥٥-٢٥٤





Saturday, August 18, 2018

شهامتلی مظفرالدین شاه قاجار حضرتله‌ری

شهامت‌لی مظفرالدین شاه قاجار حضرت‌له‌ری

 

مئهران باهارلی


در تاریخ‌نگاری فارسی مظفرالدین شاه قاجار به صورت فردی ساده‌لوح، ساده‌دل، کم‌سواد، دارای ناهنجاری‌های شخصیتی، با ضعف اگو و شخصیتی خرافاتی ترسیم شده و عدم صحت جسمانی او که عارضه‌ای طبیعی بود به شکل خصوصیتی منفی برجسته و تاکید می‌شود. به ویژه لهجه‌ی تورکی مظفرالدین شاه و حفظ روح تورکی به هنگام فارسی‌نویسی‌اش، از سوی فارس‌گرایان گرایشات و رفتار قبیله‌ای نامیده شده و برای کوبیدنش به کار می‌روند.

این همه چیزی نیست جز ترور شخصیت و بدنام ساختن مظفرالدین شاه، صرفا به این دلیل که او علاقه‌مند به زبان تورکی و خواهان حفظ و گسترش آن و دارای شعور قومی تورک بود. (با ورود مظفرالدین‌ شاهِ «تورک» و «تورک‌ها» از تبریز به تهران و جلوس وی بر تخت شاهی، و متعاقباً تضعیف موقعیت فارس‌محوران افراطی که با قتل امیر کبیر در دربار و تکنوکراسی عالی‌رتبه‌ی دولت قاجاری دست بالا را پیدا کرده بودند، دور تازه‌ای از کشمکش تورک – فارس در ایران شعله‌ور گردید. تکنوکرات‌های فارس‌محور از نخستین روزهای به سلطنت رسیدن مظفرالدین ‌شاه، به سبب حساسیت وی در باره‌ی زبان تورکی و تورکی‌گری وی، به توطئه‌چینی و تخریب شخصیت او برخاستند. جامعه‌ی توسعه‌نیافته‌ی فارس آن دوره هم با سرودن و خواندن اشعاری نژادپرستانه مانند «آبجی مظفر آمده، با تورکایِ خر آمده»، به این کارزار ضد تورک -  ضد مظفرالدین شاه پیوست). 

مقاله‌ای تورکی از ابراهيم حسين خويی- ١٩٢٦

مقاله‌ای تورکی از ابراهيم حسين خويی- ١٩٢٦

ادبياتِ قديمه‌ميز

مئهران باهارلی

در زیر یک نوشته‌ی نقد ادبی-تاریخ ادبیات از ابراهیم حسین خویی را آورده‌ام. وی فرزند یکی از مهاجران خویی به استانبول در دوره‌ی مشروطیت ایران (تولد ١٩٠٨- فوت ١٩٨٤) است. ابراهیم حسین خویی یک منتقد ادبی، منتقد تئاتر، مترجم، نویسنده و ادبیات‌شناس (هندی، انگلیسی، تورکی) بود. فرزند او فردین خویی از مدیران قوچ هولدینگ، غول تولیدی و صادراتی تورکیه است. (بیوگرافی ابراهیم حسین خویی را در نوشته‌ی علیحده‌ی دیگری تدقیق خواهم کرد).

١-ابراهیم حسین خویی این مقاله را که در آن به تاریخ ادبیات کلاسیک تورک و نقد آن می‌پردازد، در هیجده – ١٨ سالگی، یعنی سالهای پایان نوجوانی خود نوشته است. این امر، علاوه بر ذکاء و هوشمندی شخصی فوق العاده‌ی او، نشانگر اهتمام و موفقیت والدین وی در برخوردار نمودن ابراهیم حسین از یک تعلیم مکمل در ادبیات تورک و تربیت وی در فرهنگ ملی تورک و به عنوان یک تورک است. این در حالی است که بسیاری از ایرانیان تورک مهاجرت کرده به عثمانی، به سنت «اختری» معمولا دارای حسیات ایرانی‌گری- فارسی‌گری و شیعی‌گری و به عنوان یک ایرانی فارس‌زبان تربیت می‌شدند.

٢-در این مقاله، ابراهیم حسین خویی ادبیات قدیمه‌ی تورک را ادبیاتی منظوم و متاثر از ادبیات کلاسیک فارسی و عربی می‌شمارد و آن را ادبیات خواص، زمره‌ای محدود از تحصیل‌کردگان بریده از مردم و محصور در کاخها و قصرها می‌داند. به زعم او ادبیات قدیمه، ادبیاتی رومانتیک و سرگرم به بازیهای کلامی و کاملا متفاوت از ادبیات عوام که دارای اوزان ملی بوده و رئالیست می‌باشد است. ابراهیم حسین سپس با ذکر نامها و استناد به نمونه‌هایی از بزرگان و اعاظم ادبیات کلاسیک تورک (ندیم، فضولی، نفعی، نابی، باقی، شیخ غالب، روحی بغدادی، کئچه‌جی‌زاده، ...) خصوصیات عمده‌ی ادبیات قدیمه و یا کلاسیک تورک را به شکل آتی بر می‌شمارد: اوزان عروضی برگرفته از شعر فارسی و عربی، اهمیت ندادن به وحدت موضوع، قدرتمند بودن عنصر خیال، صنعی و مصنوعی بودن، تلقی فلسفی صوفیانه و عشق الآهی غیر بشری، غیر صمیمی بودن و چاپلوسی شعرا به منظور تحصیل امنیت مالی. آخرین خصلت ادبیات قدیمه که به نظر ابراهیم حسین یک ویژگی مثبت است، ابداع افکار و تعبیرات بکر و نیز منعکس کردن دوران خود به صورتی ماهرانه و ادیبانه و جذاب توسط شعرای کلاسیک تورک است.


Friday, August 17, 2018

مقاله‌ای ادبی به زبان تورکی از رضازاده شفق

مقاله‌ای ادبی به زبان تورکی از رضازاده شفق 

فارسی ادبیاتی‌ندا گؤنول 

مئهران باهارلی


در زیر یک مقاله‌ به زبان تورکی به قلم «میرزا حاجی‌آقا صادق ‌خان رضازاده شفق تبریزی» (به اختصار «صادق رضازاده شفق») را آورده‌ام. این مقاله‌ی تاکنون منتشر نشده در ایران، در نشریه‌ی «بویوک مجموعه» چاپ استانبول، شماره‌ی ١٤، صفحه‌ی ٢٠٥ به تاریخ  ٢٢ تشرین اول، ١٩١٩ هنگامی که وی محصل روبرت کالج در پایتخت امپراتوری عثمانلی بود، درج شده است. رضازاده شفق بخش عمده‌ی مقاله‌ی خود را، که مفهوم «گؤنول» و یا دل در شعر فارسی را بررسی می‌کند، به نقل و ترجمه‌ی شعر فارسی «از کفم رها شد قرارِ دل» عارف قزوینی، شاعر پان‌ایرانیست و ضد تورک اختصاص داده است.

١-در نشریات آن دوره‌ی استانبول، مقالات و نوشته‌جات بسیار تورکی و فارسی در ادبیات و فلسفه از صادق رضازاده شفق درج شده است. از جمله:

الف- مقاله‌ی موضوع این نوشته: فارسی ادبیاتی‌ندا گؤنول

ب- رضازاده شفق که در سال‌های اقامت استانبول سعادت آشنائی با توفیق فکرت را داشت، دیدگاه‌های خود در باره‌ی او و پندها و تاثراتی که از وی گرفته را در ویژه‌نامه‌ی نشریه‌ی ادبی - فلسفی «دوشونجه» که اسماعیل حکمت ارتایلان از شاگران وی به مناسبت سومین سال‌گرد فوت توفیق فکرت در سال ١٩١٨ منتشر کرد، درج نموده است[1]. (در این ویژه‌نامه مقاله‌ای تورکی از حسین دانش نیز درج شده است).

ج-یکی دیگر از نوشته‌های تورکی رضازاده شفق مقاله‌ای است ضد تورک و پان‌ایرانیستی بنام «تورک متفکری‌نین نظر انتباهی‌نا»، چاپ برلین، ١٩٢٤

Thursday, August 9, 2018

مرحوم اصغر فردی، محترمانه می‌نوشت و نثری فاخر داشت. اما .....

مرحوم اصغر فردی، محترمانه می‌نوشت و نثری فاخر داشت. اما .....

مئهران باهارلی

مرحوم اصغر فردی، محترمانه می‌نوشت و نثری فاخر داشت. وی زبان ما را «تورکی» می‌نامید و به همین سبب عده‌ای او را شخصیتی ملی، حتی تورک‌گرا گمان کرده‌اند. حال آن که کاربرد صرف نام تورکی و حب زبان تورکی، هیچ کس را ملی و تورک‌گرا نه‌می‌سازد. چنان که رضا شاه و کسروی و خامنه‌ای را هم که زبان ما را تورکی می‌نامیدند، شخصیتی ملی و تورک‌گرا نه‌ساخته است. اصغر فردی از پروتوتیپ‌های مانقورتیسم «آزربایجان‌گرایی ایران‌گرا - پان‌ایرانیستی» و یا «پان‌ایرانیست‌های خجالتی» در میان نخبه‌گان تورک است؛ جریانی ضد ملی که نزدیک به دو قرن است محیط نخبه‌گانی تبریز و شرق-مرکز آزربایجان را تسخیر و فتح کرده است.

در زیر بخشی از پاسخ اصغر فردی به یک کامنت خود را می‌آورم. پاسخ اصغر فردی، نمایش‌گاه و تماشاخانه‌ای است از مولفه‌های بنیادین آزربایجان‌گرایی ایران‌گرا - پان‌ایرانیستی: قائل بودن به ملت ایران و به وطن ایران، فتیشیسم آزربایجانی، محلی‌گرایی تبریزمرکز، تلاش برای تجزیه‌ی ملت واحد تورک ساکن در ایران و وطن یک‌پارچه‌ی تورک (تورک‌ایلی) به دو بخش آزربایجانی و غیر آزربایجانی (همدانی، ...)، نه‌بود مطلق شعور ملی تورک، انکار دولت‌مداری تورک، دشمنی و کینه‌توزی عمیق به عوثمان‌لی - تورکیه، انکار و نفی مجادله‌ی ملی تورک در سال‌های جنگ جهانی اول و به ویژه اوج آن در مصاف با جیلوها، جا زدن نهضت‌های سیاسی ایران‌گرا، پان ایرانیستی، فارس‌مرکز و ضد تورک مشروطیت و آزادی‌ سِتان (خیابانی) و ... به عنوان حرکت‌های ملی آزربایجان، ترور شخصیت رهبران ملی تورک (اورمولو جمشید خان سوباتای‌لی افشار - مجدالسلطنه، محمد امین رسول‌زاده، ....)، قائل نه‌بودن به هویت و تاریخ و مذهب و سرنوشت و املای تورک مستقل از هویت و تاریخ و سرنوشت و املای فارسی، تبلیغ اسلام فارسی – شیعه‌ی امامی، اصرار بر تحمیل املای فارسی «آذربایجان» و دشمنی هیستریک با «آزربایجان»‌نویسی، ....

اصغر فردی که به شدت مدافع تمامیت ارضی ایران و مخالف قطعی استقلال سهل است، هر گونه فدرالیسم زبانی-ملی در ایران و عراق و سوریه و ... بود، در تورکیه از طرف اولوسال‌چی‌ها (دوغو پرینچک، ایش‌چی پارتی‌سی سابق – وطن پارتی‌سی فعلی،...) و اسلامیست‌های خط میللی گؤروش از قبیل فاتیح ارباکان (یئنی ریفاه پارتی‌سی، ...) که دارای مواضعی مشابه در باره‌ی تورک‌های ساکن در ایران و تورک‌ایلی هستند تبلیغ می‌شد. 

تعریف آزربایجان‌گرایی ایران‌گرا: کسانی که به گفته‌ی خود معتقد به «قوم آزربایجانی» منسوب به «ملت ایران» و دارای «وطن ایران» با «زبان ملی فارسی» بوده، و در گفتار و یا در عمل از «فارس‌سازی نرم‌افزاری» تورک‌های ساکن در ایران حمایت می‌کنند. هویت‌های ملی انتخابی و سیاسی این دسته «ایرانی» است. مانند صفوت، خیابانی، عباس جوادی، مرتضی نگاهی، اصغر فردی، رحیم رئیس‌نیا، بسیاری از مقامات دولتی در استان‌های آزربایجانی، ... این جریان هم مانند آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی در دوره‌ی مشروطیت و با ایجاد «انجمن آزربایجان» در تهران، «انجمن ایالتی آزربایجان» در تبریز، «نشریه‌ی آزربایجان جزء لاینفک ایران» در باکو، «فرقه‌ی دموکرات ایران» - باکو، «فرقه‌ی استقلال ایران» - باکو، «جمعیت خیریه‌ی ایرانیان» - باکو (به منظور تاسیس مدارس ایرانی-فارس) و «فرقه‌ی دموکرات آزربایجان-اول» در تبریز، .... به‌وجود آمد. آزربایجان‌گرایی ایران‌گرا، عینا به اهداف آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی معتقد است و با آ‌ن‌ صرفا در روش (نرم‌افزاری به جای سخت‌افزاری) ایجاد «ملت ایران» تفاوت دارد. بدین سبب این جریان «پان‌ایرانیست‌های نقاب‌دار» و یا «خجالتی» هم نامیده می‌شود.

پایان نوت مئهران باهارلی

Tuesday, August 7, 2018

خویی‌ها و حاج علی‌احسان پاشا در مصاف آندرانیک، به روایت محمدرحیم نصرت ماکویی

خويی‌ها و حاج علی‌احسان پاشا در مصاف آندرانيک، به روايت محمدرحيم نصرت ماکويی

مئهران باهارلی

١-در این نوشته بخش مربوط به دفاع مردم خوی و اوردوی نجات‌بخش عثمانی از شهر خوی در مقابل تهاجم لشکر آندرانیک ارمنی از کتاب «تاریخ انقلاب آزربایجان و خوانین ماکو»[1] را آورده‌ام. این کتاب، تالیف الحاج محمد رحیم نصرت ماکویی (نصرت‌الملک) از اعیان و خوانین ماکو است. وی نسخه‌ی اولین این کتاب را در سال ١٣٠١ شمسی، یعنی سه سال پس از تهاجم نیروهای ارمنی به خوی تالیف کرده و آنرا به یکی از اقوام خود برای چاپ در تهران سپرده بود. اما نسخه‌ی مزبور قبل از چاپ از بین رفت. تا آنکه او پس از سی سال در سال ١٣٣٢ شمسی به هنگام اقامت در تهران به نوشتن دوباره‌ی این خاطرات اقدام کرد[2].


کتاب نصرت ماکویی خاطرات و دیده‌ها و شنیده‌های او از عمو و پدرش و ... بوده، دارای مطالب جالبی در مورد تاریخ بیاتهای ماکو، خوانین ماکو، و مخصوصاً حوادث سالهای جنگ جهانی اول در غرب آزربایجان و فاجعه‌ی «تورک قیرقینی» (کشتار و قتل عام قریب به دویست هزار تن از تورکان منطقه توسط نیروهای آسوری، ارمنی و کوردی) است. بخشی از کتاب نیز در باره‌ی تهاجم ارتش ارمنستان به فرماندهی ارتشبد آندرانیک اوزانیان و مقاومت مشترک مردم خوی و نیروهای اوردوی نجات‌بخش عثمانی به فرماندهی حاج علی‌احسان پاشا و پس راندن ارتش متجاوز ارمنی است.


نصرت ماکویی در خاطرات خود زبان ما را تورکی، و نام قومی –ملی ما را تورک می‌نامد. وی شخصیتی علاقه‌مند به زبان و ادب تورکی است. او همچنین کتابچه‌ای در ٣٦ صفحه بنام «جامع التمثیل و یا از هر چمنی گلی»[3]  در امثال و حکم تورکی دارد که به سال ١٣٣٤ منتشر شده است. 


Monday, August 6, 2018

اتّحاد اولمایینجا وطن یاشاماز

اتّحاد اولمايينجا وطن ياشاماز

مئهران باهارلی

در شماره‌ی ٣٩ روزنامه‌ی شمس[1] چاپ استانبول (١٤ جمادی الاول ١٣٢٧، سال اول، سوم ژوئن ١٩٠٩، ١٣ خرداد ١٢٨٨ شمسی) یک ترجیع‌بند تورکی به نام اتحاد از شخصی بنام «محمدعلی واعظزاده» چاپ شده است. این ترجیع‌بند، تضمینی از مصرع مشهور «چونکه جان اولمایینجا تن یاشاماز» معلم ناجی، شاعر تورک دوره‌ی تنظیمات عثمانی است. شعر تورکی اتّحاد محمدعلی واعظزاده از جهت ادبیات تورک، تاریخ تورکی‌نویسی از سوی تورکان ایرانی، تورکان ایرانی مهاجر در عثمانی، و مخصوصا تورکی معیار-ادبی در حال تشکل، قابل توجه است.

در زیر متن شعر تورکی «اتّحاد» سروده‌ی محمدعلی واعظزاده، و پس از آن چند توضیح را داده‌ام.

روزنامه‌ی شمس و خطبه‌ی تورکی آقا محمد‌رضا تبريزی در دبستان ايرانيان به سال ١٩٠٩

روزنامه‌ی شمس و خطبه‌ی تورکی آقا محمد‌رضا تبريزی در دبستان ايرانيان به سال ١٩٠٩

مئهران باهارلی

در شماره‌ی ٢٠،  ٢٢ ژانویه ١٩٠٩ روزنامه‌ی شمس چاپ استانبول، خطابه‌ای کوتاه از شخصی به اسم آقا محمدرضا تبریزی به زبان تورکی نقل شده است.

بنا به معلوماتی که روزنامه‌ی شمس می دهد، آقا محمدرضا تبریزی از تحصیل‌کردگان دبستان ایرانیان استانبول بود. وی که پس از ١٠ سال در رابطه با کار تجارتی‌اش به استانبول آمده بود، به محض ورود به مدرسه‌ی سابق خود رفته و هزار غروش به رسم اعانه به صندوق دبستان تقدیم کرده، خطابه‌ی تورکی موضوع این نوشته را هم در حین همین دیدار از دبستان ایرانیان خطاب به حاضرین خوانده است.

خطابه‌ی آقا محمدرضا تبریزی به لهجه‌ی استانبولی زبان تورکی است. کاربرد زبان تورکی در خطابه نشان می‌دهد -بر خلاف رهبری تورک نهضت مشروطیت که تمایلات ضد تورک افزاینده داشت و زبان فارسی را زبان ملی و رابط خود می‌دانست-، اقلا بخش میانی مشروطیت‌طلبان تورک کولونی ایرانیان ساکن در استانبول پایتخت عثمانی تمایلات ضد تورک شدید نداشت و هنوز زبان تورکی را در ارتباطات و مناسبات اجتماعی و سیاسی- هر چند صرفا شفاها- بکار می‌برد. کاربرد لهجه‌ی استانبولی زبان تورکی نیز نشان می‌دهد که در آن دوره لهجه‌ی استانبولی زبان تورکی به عنوان زبان معیار کولونی تورکهای ایرانی در عثمانی، مانند وضعیت مشابه قفقاز و ایران آن دوره، بکار می‌رفت.

متن خطابه‌ی آقا محمدرضا تبریزی نشان می‌دهد او نیز مانند دیگر مشروطه‌طلبان تورک، به هویت ملی تورک اعتقادی نداشت، دارای «هویت ملی انتخابی ‌ایرانی» بود و ایران را «وطن مقدس» خود می‌دانست. اساسا جنبش مشروطیت علی رغم تورک بودن اکثر رهبران و فعالین آن، یک «حرکت ملی ایرانی»، مربوط به «ملت ایران» با «زبان ملی فارسی» و «وطن ایران» بود و از دور و یا نزدیک ربطی به «مجادله‌ی ملی تورک» نداشت.

در زیر متن این خطابه‌ی کوتاه تورکی را آورده و سپس توضیحاتی چند در باره‌ی روزنامه‌ی شمس داده‌ام.

Sunday, August 5, 2018

نه ترک، نه اتراک، دوغروسو تورک و یا «تورک» دیگر چه صیغه‌ای است؟

نه ترک، نه اتراک، دوغروسو تورک،

و یا «تورک» دیگر چه صیغه‌ای است؟ 

مئهران باهارلی


١-در املاء فارسی همیشه این طور نبوده که «ترک» و «کرد» و «لر» نوشته شود. مخصوصا در کتب و نشریه‌های قبل از مشروطیت – دوره‌ی پهلوی که دوره‌ی به روز شدن و تثبیت املاء فارسی مودرن عمدتا توسط محررین تورک متاثر از زبان و ادبیات و املای تورکی در عثمانلی و قفقاز است، علاوه بر تورک و کورد و لور، بسیاری از کلماتی که امروزه در زبان فارسی بدون واو نوشته می‌شوند، به صورت فونتیک و با واو نوشته می‌شدند که بعدها کم کم از رواج افتادند: مانند دوچار، زوغال، کونگره - قونغره، قومیسیون - کومیسیون، دوکتور - دوقتور، پولیس، کومپانی - قومپانیه، قونسرواتور، قونترول، قولونل، قوپیه، قونسر - کونسر، اوستریا، کونت، کومیت (کمیته)، لورد، قونسل (کنسول)، کومیسر، کوپون، بوسفور، بومب - بومبا، قونفرانس - کونفرانس، قونستیتوسیون - کونستیتوسیون، قوماندان - کوماندان، رومانیا، اورمیا، ژاپون، پوستخان‌ها (پستخانه‌ها)، کومونیست - قومونیست، دموکرات - دموقرات (دمکرات)؛ اوتل-هوتل (هتل)، اوتوموبیل، نوت، نوطه، تلیفون - تلفون، رول، صالون، قوپنهاغ، هولندر، لوندره، ....؛ ایضا آزربایجان، ارده‌بیل، بیراوو (براوو)، ایمپراتور، ایرلاند، ریفرم، اودهسه، اروپ، امریک، قبریس، روما، ایتالی، پارلمنت، موزیوم، .... که متفاوت از املای امروز فارسی هستند.

کاربرد فورم‌های تورک و آزربایجان ... لزوما به معنی بی احترامی به فارسی نیست، شاید به دلائل دیگری از جمله همان دلائلی که در دوره‌ی قبل از مشروطیت هم مطرح بوده (فونتیک بودن املاء، صحت تلفظ، متابعت از املای تورکی که مجرای ورود این کلمات به زبان فارسی بودند، ....)، باشد.

٢-من شخصا علاوه بر تاکید بر املای فونتیک، تلفظ صحیح، نافرمانی مدنی و .... یکی هم به دلیل جلوگیری از اشتباه تُرک با تَرْکْ (کردن) و تَرَکْ (برداشتن)، هم‌چنین کُرد با کَرْدْ،  و لُر با لَرْ (جوی، آب کند؛ زیر بغل؛ لاغر، ضعیف) که در فارسی معاصر همه بدون اِعراب نوشته می‌شوند، فورم‌های تورک و کورد و لور را ترجیح می‌دهم. همان طور که در املاء فارسی در حال حاضر فورم‌های متفاوت گذار - گزار و سد - صد و ... علی رغم صدای یکسانشان، با همین منطق و به منظور جلوگیری از اشتباه گرفته شدن، به کار می‌روند. این امر محدود به اسامی خاص ملل و اقوام نیست. عدم کاربرد واو در املای بسیاری از کلمات دیگر تورکی هم، باعث ریشه‌شناسی غلط آن‌ها می‌شود، مثلا نوشتن «بوز داش» به صورت بز داش، آن را به بز یعنی بزغاله ربط می‌دهد. در حالی که بوز در تورکی یعنی خاکستری و بوزداش به معنی سنگ و صخره‌ی خاکستری است ...