Wednesday, June 7, 2023

موسوی‌ها- یهودی‌های تورک در تورک‌ایلی

 

موسوی‌ها- یهودی‌های تورک در تورک‌ایلی 

مئهران باهارلی 

در طول تاریخ تکلم موسویان (پیروان دین موسی) پراکنده‌ در جهان به‌ زبان سرزمین‌هایی که‌ در آن‌ها اسکان گزیده‌ بودند – به ‌عنوان زبان اول و مادری - پدیده‌ای معلوم و تقریبا یک قاعده ‌است. حتی در موارد بسیاری موسویان متکلم به ‌این زبان‌ها، نویسنده‌گان و مولفین برجسته‌ای را به ‌ادبیات ایشان تقدیم کرده‌اند: مارسئل پروست – ادبیات فرانسوی، فرانتس کافکا – ادبیات آلمانی، آرتور میلئر – ادبیات انگلیسی آمریکایی، ایساک بابئل – ادبیات روسی، .... هرچند در میان جوامع موسوی، زبان عبری و خط عبری که‌ هر دو مقدس شمرده‌ می‌شدند هم، اغلب در مراسم و آئین‌های دینی استفاده ‌و محافظت می‌شد. در مواردی دیگر زبان‌ها و یا لهجه‌های جدید از زبان موطن جدید آمیخته ‌با عناصر عبری حاصل شده‌ است. مانند زبان «لادینو» در اسپانیا و «ییدیش» در آلمان. بعضا نیز موسویان در نگارش متون به زبان‌های خود، الفبای عبری را بکار برده‌اند (متون عربی و تورکی و گورجی و فارسی و ... با الفبای عبری).

موسوی‌های مهاجرت کرده ‌در گذشته‌های دور به‌ منطقه‌ی ما هم متکلم به ‌زبان‌های رایج در آن به‌ عنوان زبان اول و مادری خود شده‌اند. مانند موسوی‌های تات در جمهوری آزربایجان که ‌زبان مادری و اولیه‌شان زبان ایرانیک تاتی موسوم به «‌جوهوری» است.

مرسوم است که ‌این‌گونه ‌موسویان با زبان مادری و اولشان مشخص و نامیده ‌شوند. مانند «موسویان تات» در جمهوری آزربایجان و یا «موسوی‌های کورد» که ‌در مورد موسویان دوزبانه ‌(نوآرامی یهودی و کوردی کیرمانجی) مسکون در کوردستان عراق بکار می‌رود.

در جهان تورکیک هم از قدیم الایام جوامع موسوی وجود داشته‌ است. بعضی از این گروه‌های موسوی مانند خزرها تورکان تغییر دین داده‌ به‌ موسویت، بعضی دیگر هم موسویان عبری‌زبان قدیم تغییر زبان داده ‌به ‌زبان‌های تورکیک مانند قیریمچاق‌ها و قارائیم‌ها در شبه ‌جزیره‌ی کیریمه‌ی اوکرایین هستند (به ‌احتمال بسیار قیریمچاق‌ها و قارائیم‌ها از آمیزش تورک‌های خزر و قیپچاق‌ با موسویان عبری‌زبان قدیم تشکیل شده‌اند).

بنا به بعضی از محققین، سلجوقیان اولیه مانند خزرهای تورک بر دین موسوی بوده‌اند. سلجوقیان اولیه و حتی خوارزم‌شاهان به همراه اسامی تورک، اسم دوم عبری - یهودی هم داشتند، مانند آرسلان اسرائیل، موسی یابغو، میکائیل بیگ، یوسف اینال، چاغری داود، آنوش (آنوس-یوناس) تیگین،  ....حتی دو شهرک مشهور سلجوقی در اصفهان انوش‌آباد (آنوس - یوناس) و اسحاق‌آباد هم دارای اسامی عبری - موسوی هستند. انوش تگین مؤسس امپراتوری خوارزم‌شاهان هم دارای نام عبری – تورکی است. انوش (آنوس - یوناس) در شرع یهودی (هلاخا)، کلمه‌ای حقوقی و به معنی یهودیانی که مجبور به ترک غیر اختیاری دین یهودیت شده‌اند ولی همه‌ی تلاش خود را می‌کنند تا در شرایط اجبار به دین موسوی - یهودی خود پای‌بند باشند، است.

سرزمین و مملکت – اولکه‌ی تورک‌ایلی نیز، هر دو قسمت آزربایجانی و عراقستانی آن، از دیرباز موطن جوامع موسوی، به زبان تورکی «جوووتCüvüt »[1] بوده ‌است. در بخش آزربایجانی تورک‌ایلی، موسویان – یهودیان در شهرها و روستاهای اطراف سالماس، اورمو، سایین قالا، قوشاچای، ساووج بولاق، نقده – سولدوز، تیکان تپه، بانا، ساققیز، سردشت، بوکان و قبلا در تبریز، اردبیل، ... ساکن بودند. قسمتی از این گروه‌ها دوزبانه بودند و در نمونه‌ی جنوب آزربایجان غربی به همراه تورکی، زبانی ویژه ‌به‌ اسم «لشان دادا» را هم بکار می‌بردند[2]. قسمتی هم - شاید اکثریتشان - یک‌زبانه ‌و صرفا متکلم به‌ زبان تورکی به ‌عنوان زبان اول و مادری خود بودند.

در قسمت‌های شمالی استان همدان در جنوب تورک‌ایلی، یهودیان – موسویانی در روستاهای قروه، قروه درجزین، اسدآباد و شاید یهودیان – موسویان ملایر و روستاهای اطراف سامن و .... زنده‌گی می‌کردند که متکلم به زبان تورکی بودند (در قسمت‌های جنوبی‌تر، مخصوصا در شهر همدان، موسویان زبانی ایرانیک داشتند که خود آن را راجی – رازی منسوب به ری می‌نامند. این زبان قبل از شیوع تاجیکی – دری در ایران، پرمتکلم‌ترین زبان ایرانیک در ایران بود). در خارج تورک‌ایلی، در منطقه‌ی ملی تورک «افشاریورت» در شمال خراسان، هم موسویان – یهودیانی ساکن بودند که تورکی صحبت می کردند و به احتمال بسیار زبان اولیه و مادریشان تورکی بود[3].

حبیب لوی در کتاب خود «تاریخ یهود ایران» که ‌به ‌نوعی دائره‌ المعارف موسویان – یهودیان ایران شمرده‌ می‌شود، صراحتا بیان می‌کند که ‌زبان موسویان در آزربایجان تورکی بود و آن‌ها فارسی نمی‌دانستند:

«در سال ١٨٣٠ عده‌ی کثیری از یهودیان فراری آزربایجان متوجه ‌قفقاز شدند و به ‌استثنای یک فامیل کسی به‌ تهران یا به ‌سایر شهرهای ایران [فارسستان] نیامد. زیرا اولا زبان آن‌ها تورکی بود و فارسی نمی‌دانستند. و در ثانی آن‌ها از نامهربانی‌های هم‌وطنان [فارس] باخبر بودند. ...». (تاریخ یهود ایران، جلد سوم، کتاب پنجم، ص ٥٤٣)

 جوامع موسوی - یهودی تورک‌زبان سابقا و یا فعلا ساکن در تورک‌ایلی و افشاریورت و .... باید مانند «موسویان کورد» ساکن در کوردستان، «موسویان تورک» («تورک جووودله‌ری») ساکن در تورک‌ایلی نامیده ‌شوند. زیرا زبان اولیه ‌و مادری آن‌ها تورکی بود. همچنین موضوع موسویان - یهودیان تورک ساکن در تورک‌ایلی می‌باید به‌ مطالعات و بررسی‌های مربوط به‌ فرهنگ تورک و وطن تورک‌ایلی و مخصوصا تاریخ تورک افزوده ‌شود. به‌ عنوان نمونه در حیطه‌ی تاریخ تورک و تورک‌ایلی ‌این امر از جهت ریشه‌یابی یهودستیزی و آنتی‌سمیتیزم دوره‌ی صفوی که‌ توسط کلیسای مسیحی و ارمنی با مذهب شیعه‌ی امامی فارسی عجین شد، قتل عام موسویان - یهودیان تورک به ‌همراه‌ دیگر توده‌های تورک در تورک‌ایلی در سال‌های جنگ جهانی اول توسط سیمیتقو جنگ سالار کورد و قوای مسلحه‌ی مسیحی آسوری – ارمنی، .... مفید و مهم است.

موضوع «موسویان – یهودیان تورک»، بر خلاف موسویان – یهودیان کورد و یا موسویان – یهودیان فارس و موسویان – یهودیان عرب و ... موضوعی تماما مغفول و مسکوت گذاشته‌ شده، و نامعلوم در جهان علم و مطالعات موسوی‌شناسی – یهودی‌شناسی و تاریخ و فرهنگ تورک‌ایلی است. در مورد سوم یعنی تاریخ و فرهنگ تورک‌ایلی، دلیل مسکوت و مغفول نگاه‌ داشته‌ شدن موضوع موسویان – یهودیان تورک، مرکب و چندلایه‌ای است:

-عدم ملت شونده‌گی توده‌ی تورک از جمله ‌در تورک‌ایلی که‌ باعث ایجاد نشدن صنف روشنفکران و محققین و سیاستمداران دارای شعور ملی تورک که به عموم مسائل ملت تورک و از جمله ‌به‌ زیرگروه‌های دینی و اعتقادی تورک و تورک‌زبان و تورک‌ایلی مانند موسویان – یهودیان تورک هم علاقه و حساسیت نشان دهند شده ‌است،

- موسوی‌هراسی – یهودی‌ستیزی ‌تحت تاثیر شیعه‌ی امامی، که در دوره‌ی صفویان توسط کلیسا و دولت‌های صلیبی (ونیز - ایتالیا، کلیسای ارمنی، فرانسه، اسپانیا، .... ) با این دین – مذهب ملی فارسی عجین و از آن طریق به تورک‌های شیعی سرایت داده شده است

-ایدئولوژی و هویت ملی ضد تورک و استعماری آزربایجانی که زادگاه اصلی آن روسیه‌ و استالینیزم – هر دو به‌ شدت موسوی‌ستیز و یهودی‌ستیز - است.

- تحت تاثیر اسلامیست‌های تورکیه‌ قرار گرفتن بعضی از فعالین سیاسی آزربایجان‌گرا در دو دهه‌ی اخیر. غافل از آن که بسیاری از اسلام‌گرایان معاصر در تورکیه با عدول از اسلام تورک و سنت جاافتاده‌ی امپراتوری عثمانلی در دوستی با یهودیان - موسویان، نوعی آنتی‌سمیتیزم خاورمیانه‌ای را از اسلام‌گرایان عرب و  فارس عینا پذیرفته‌اند


تورک یهودی‌‌له‌ر «موسوی اوخولو» آولوسونون آرخاسی. اورمو، باتی آزه‌ربایجان، تورک‌‌ایلی. ١٩٣١

Türk Yehudiler, Musevi Oxulu avlusunun arxası. Urmu, Batı Azerbaycan, Türkili. 1931

Turkish Jews, Backyard of the Jewish School. Urmia, West Azerbaijan, Türkili, 1931

منبع عکس:

David Joseph, 19 October 2021. A photo taken 90 years ago in Urmia, in the back- yard of the Jewish school. This photo was taken for the King, Reza Shah, to show him that his request was met, that all women take off their veils and head covers. My grandmother her sisters and brother are in this photo.

https://www.facebook.com/photo?fbid=540690077383602&set=gm.605052917578003&idorvanity=228098738606758

برای مطالعه‌ی بیش‌تر:

توصیه‌ی ناصرالدین شاه ‌قاجار در سال ١٨٧٣ به ‌رهبران موسوی برای خرید یک سرزمین برای خود و تاسیس کشور-دولت یهود بر آن

http://sozumuz1.blogspot.com/2022/02/blog-post_4.html

پختن کودکان و خوراندنشان به مادرانشان، گردن زدن بچه‌ها و زنان؛ وحشی‌گری‌های اشقیاء ارمنی در قوتور، یئستیکان (یزدکان)، آختاجی، ... در غرب آزربایجان و وان

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/11/blog-post_22.html

اعلام مواضع در باره‌ی اصطلاح تورکان ایران، تورک‌ستیزی فرانسه، محور ترانس‌آتلانتیک، مناسبات با اسرائیل، و تعامل با انتقاد تخریبی-ترور شخصیت

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/07/blog-post_93.html


[1] «جوووت» اسمی است که تورک‌ها موسویان – یهودیان را با آن می‌نامند یعنی یک «دیگرنام‌گذاری» است. خود موسویان – یهودیان تورک نام جوووت را نمی‌پسندند و حتی آن را توهین‌آمیز تلقی می‌کنند. به گفته‌ی افشار اورمو، یهودیان – موسویان تورک در اورمیه «جوووت» را به معنی کافر دانسته و از نامیده شدنشان با آن بسیار ناراحت می‌شوند:

Afşar Urmu:

«من بیله‌لی موسوی‌له‌ر اؤزله‌ری جووود کلمه‌سین‌ده‌ن خوش‌لانمازلار ....جووود به‌ل‌لی کی جوهود کلمه‌سی‌له‌ن بیردیر، و بیزله‌ر موسوی‌له‌ره جووود دییه‌ریز، آنجاق موسوی‌له‌ر جوود کلمه‌سی‌نی کافیر آنلامی‌ندا آنلاییرلار.....اورمودا یهودی‌له‌ر جوووت کلمه‌سی‌نده‌ن خوش‌لانمازلار. بیر معللیم دوستوم دیییردی بیر یهودی شاگیردیم واریدی کی مه‌نیم‌له چوخ یاخینمیش. بیر گون شاکایا اونا جووت دیییر. دوستومون دئدییی‌نه گؤره بوتون‌لوک‌له دوست‌لوغونو مه‌نیم‌له که‌سدی، کی سونرا عوذور دئمک‌له سون بولور. دئمه‌ک اورمودا جوووت کلیمه‌سی قورخاق آنلامی‌نا گه‌له‌ر، آنجاق یهودی‌له‌ر جووت کلمه‌سی‌نی کافیر آنلامی‌ندا بیلیرله‌ر».

[2] زیرگروه‌های دینی – اعتقادی تورک در ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post.html

[3]«در محمدآباد مرکز شهرستان درگز چند خانوار کلیمی و چند خانوار ارمنی وجود دارند که در زمان قاجاریه و بعد از مشهد و عشق‌آباد مرکز تورکمنستان شوروی به درگز آمده‌اند و به علت مستعد بودن درگز برای امور بازرگانی و تولیدات صنعتی به کار پرداخته‌اند. معاریت آن‌ها امین، رفیعی بوده‌اند. کلیمی‌ها در محمدآباد، لطف‌آباد، نوخندان مسکن گزیده و به کار تجارت و بزازی و داد و ستد تولیدات دامی اشتغال داشته‌اند. ارامنه در لطف‌آباد و محمدآباد به امور بازرگانی و با دایر کردن کارخانه‌جات صنعتی مانند پنبه پاک‌کنی، روغن‌کشی، صابون‌سازی مشغول شده‌اند. اغلب کلیمی‌ها بعد از تشکیل کشور اسرائیل از درگز مهاجرت کرده‌اند. کلیمی‌ها و ارامنه علاوه بر زبان اصلی خود، به تورکی و فارسی هم صحبت می‌کنند. اولاد آن‌ها امروز در درگز و مشهد و تهران ساکنند». سید علی میرنیا. ایلات و طوائف درگز، صص ٣٩-٤٠

Sunday, June 4, 2023

صدای فتحه در املای تورکی (در ایران، افغانستان، عراق، ....)، در اول کلمه با «اه» و در داخل و آخر کلمه با «ه» نشان داده می‌شود.

 

صدای فتحه در املای تورکی (در ایران، افغانستان، عراق، ....)، در اول کلمه با «اه» و در داخل و آخر کلمه با «ه» نشان داده می‌شود.

 صدای فتحه در املای ملل گوناگون تورکیک که هنوز الفبای اصلاح شده‌ی عربی را بکار می‌برند (در ایران، افغانستان، عراق، ....)، در اول کلمه به صورت «اه» و در داخل و آخر کلمه به صورت «ه» نشان داده می‌شود.


YAHYA KEMAL BEYATLI Mİ YOKSA BAYATLI?

YAHYA KEMAL BEYATLI MI, YOKSA BAYATLI?

Méhran Baharlı


Ben hep Kosova doğumlu ünlü Türk şâir, yazar, siyaset adamı ve diplomat Yahya kemal Beyatlı’nın “Bayat” boyundan ve soyadının “Bayatlı” olduğunu sanırdım. Bundan dolayı da bu adın Bayatlı yerine ses uyumuna akırı olarak “Beyatlı” biçiminde yazılmasını yanlış bulup eleştirirdim. 

Dün ise Annemarie Schimmel’in “İslamik Adlar” kitabından, onun atalarının soyadının “Şehsüvaroğlu” olduğunu, Beyatlı’nın da bu adın Türkçe çevirisi olduğunu öğrendim. Beyatlı ismi Farsça “Şeh”in Türkçe karşılığı “Bey”, ve Farsça “Süvar”ın Türkçe karşılığı “Atlı”nın bir araya getirilmesinden oluşmuş, Bayat boyu ismi ile ilgisi yoktur: Bey + Atlı = Beyatlı

Annemarie Schimmel. Islamic Names: An Introduction (134 pages). Edinburgh University Press, 1990. ISBN 0-85224-612-9.

Saturday, June 3, 2023

PAŞİNİYAN’DAN DOĞRU ADIMLARپاشینیان‌دان دوغرو آدیم‌لار

 PAŞİNİYAN’DAN DOĞRU ADIMLAR

Ermenistan Başbakanı Paşiniyan son günlerde iki önemli açıklama yapmıştır. İlkinde o Azerbaycan Respublikası’nın uluslararası sınırları ile toprak bütünlüyünü, Karabağ’ın da Azerbaycan Respublikası’na aid olduğunu resmen kabul etmiştir. İkincisinde Ermenistan Hükumeti olarak uluslarası alanda [sözde] Soykırım iddialarını dondurduklarını, Diyaspora’dan da aynı şeyi beklediklerini beyan etmiştir. Bu beyanlara, İç muhalifet, Diyasora ve Fıransa – İran’ın yıkıcı tutumuna rağmen, sadık kalınması ve devamının getirilmesi durumunda Ermeni halkı ile Türkiye, Azerbaycan Respublikası ve Türkili’nde yaşayan Türk halkının barışta, birlikte ve dostça yaşamalarının önünde en önemli engeller ortadan kalkmış olacak; bölgenin gelişme ve demokratikleşmesi hız kazanacaktır. Bundan sonra bölgemizde liberal demokrasi gibi, liberal milliyetçilik hakim olmalı, saldırgan, maksimalist ve yayılmacı milliyetçilik son bulmalıdır.

پاشینیان‌دان دوغرو آدیم‌لار

ائرمه‌نیستان باش‌باقانی پاشینیان سون گون‌له‌رده ایکی اؤنه‌م‌لی آچیق‌لاما یاپمیش‌دیر. ایلکی‌نده او آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌نین اولوس‌لارآراسی سینیرلاری ایله توپراق بوتون‌لویونو، قاراباغ‌ین دا آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌نا عایید اولدوغونو رسمن قبول ائتمیش‌دیر. ایکینجی‌سی‌نده ائرمه‌نیستان حؤکومه‌تی اولاراق اولوس‌لارآراسی آلان‌دا [سؤزده] سوی‌قیریم ایددیعالاری‌نی دوندوردوق‌لاری‌نی، دییاسپورادان دا عئینی شئیی به‌ک‌له‌دیک‌له‌ری‌نی بیان ائتمیش‌دیر. بو بیان‌لارا، ایچ موخالیفت، دییاسپورا و فیرانسا – ایران‌ین ییخیجی توتومونا رغمن، صادیق قالینماسی و دوامی‌نین گه‌تیریلمه‌سی دوروموندا، ائرمه‌نی خالقی ایله تورکییه، آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی و تورک‌ایلی‌نده یاشایان تورک خالقی‌نین باریش‌دا، بیرلیک‌ده و دوست‌جا یاشامالاری‌نین اؤنونده اه‌ن اؤنه‌م‌لی اه‌نگه‌ل‌له‌ر اورتادان قالخمیش اولاجاق، بؤلگه‌نین گه‌لیشمه و دئموکراتیک‌له‌شمه‌سی یئیین‌لیک قازاناجاق‌دیر. بوندان سونرا بؤلگه‌میزده لیبئرال دئموکراسی کیمی، لیبئرال میللیت‌چی‌لیک حاکیم اولمالی؛ سالدیرقان، ماکزیمالیست و یاییلماجی میللیت‌چی‌لیک سون بولما‌لی‌دیر.

آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌ندا اؤلکه‌نین قوروجوسو اولان تورک خالقی‌نین وارلیغی رسمی اولاراق یوخ ساییلمیش، تورک‌لوک سیلینمیش‌دیر.

 

آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌ندا اؤلکه‌نین قوروجوسو اولان تورک خالقی‌نین وارلیغی رسمی اولاراق یوخ ساییلمیش، تورک‌لوک سیلینمیش‌دیر.

 

سوویئت دؤنه‌می کولونییال میللت یاراتما پروژه‌له‌ری‌نده‌ن اه‌ن اؤنه‌م‌لی ایکی‌سی، روسیانین ایشغال ائتدییی رومئن توپراق‌لاری‌ندا یاراتدیغی مولدووئن میللتی، و گونئی قافقازیادا ایشغال ائتدییی تورک توپراق‌لاری‌ندا یاراتدیغی آزه‌ربایجان میللتی‌دیر. مولدووئن میللی کیم‌لییی رومئن میللی کیم‌لییی‌نین آنتی‌تئزی اولدوغو کیمی، آزه‌ربایجان میللی کیم‌لییی ده ‌تورک میللی کیم‌لییی‌نین آنتی‌تئزی‌دیر. بون‌لار بیلیم دونیاسی‌ندا بیلینه‌ن گئرچه‌ک‌له‌ردیر.

آزه‌ربایجان رسپوبلیکاسی‌ندا تورک خالقی‌نین میللی آدی و میللی کیم‌لییی‌نین تورک‌ده‌ن آزه‌ربایجان‌لی‌یا ده‌ییشدیریلمه‌سی و تورک‌ون اورادان سیلینه‌ره‌ک «گؤرونمه‌ز» و «وار اولمایان» یاپیلماسی، کولونییالیست و عیرق‌چی بیر سیاست‌دیر. آنجاق بونا رغمن بو، آزه‌ربایجان دولتی‌نین رسمی میللی کیم‌لیک و سیاستی‌نه‌ دؤنوشدورولموش‌دور.

آشاغی‌داکی بیلیمسه‌ل گؤزله‌م‌له‌مه‌یه ‌دایالی ده‌یه‌رلی چؤزوم‌له‌مه ‌– یوروم دا بو قونو ایله‌ ایلگی‌لی‌دیر.

ت.ج. بولئنت پاکمان

آزه‌ربایجان‌دا ٧ ایل یاشادیم. مه‌ن آراشدیرماجی بلوگئره‌م. آزه‌ربایجان‌دا آرتیغی‌یلا اوزون یاشادیم. اینجه‌له‌دیم، گؤردوم. «مه‌ن آزه‌ربایجان‌لی‌یام»‌ین آزه‌ربایجان‌دا آزه‌ربایجان تورک‌لویونو اونوتدورماق اوچون اه‌مپوزه ائدیلدییی، و باشاری‌لی اولدوغو، بونون دیش‌قایناق‌لی اولدوغو، چوخ گئنیش بیر جوغرافیادا یاشایان تورک‌له‌رین بیرله‌شه‌بیله‌جه‌یی‌نده‌ن دویولان قورخودان قایناق‌لاندیغی سونوجونا واردیم.

آزه‌ربایجان دولت پولیتیکاسی‌ندا عیرق، ائتنیسیته ‌یوخ‌دور. «آزه‌ربایجان‌لی‌لیق» واردیر. بو، آزه‌ربایجان‌داکی بوتون عیرق و ائتنیک‌له‌ری قاپسار.

آزه‌ربایجان‌ین قوروجو خالقی‌نین چوخون‌لوغو، تورک‌دور. تورکییه‌نین ده ‌اؤیله. آنجاق ایکی‌سی آراسی‌ندا یوخاری‌دا سؤز قونوسو ائتدیییم دولت پولیتیکاسی آچی‌سی‌ندان بؤیوک فرق وار. آزه‌ربایجان‌دا تورک وارلیغی، رسمیت‌ده‌ سؤز قونوسو پولیتیکا نه‌ده‌نی ایله ‌یوخ ساییلیر. خالق آراسی‌ندا دا بو اییی‌جه‌ یئرله‌شمیش‌دیر. ایستالین دؤنه‌می‌نده‌ اؤنه‌می فرقی‌نه ‌واریلیپ سونرادان اویقولامایا باش‌لانان سیاست ایله‌ داها اؤنجه ‌رسمن وار اولان تورک‌لوک قدمه‌لی اولاراق سیلینمیش‌دیر. باغیم‌سیزلیق سونراسی ائلچی به‌ی بونو ده‌ییشدیرمه‌یه ‌قالخینجا، مقامی‌ندان اولموش‌دور.

آزه‌ربایجان‌دا تورک سؤزجویو ساده‌جه ‌تورکییه ‌وطن‌داشی اوچون گئچه‌رلی‌دیر. سون زامان‌لاردا تورکییه ‌تورک‌له‌ری‌نین «آزه‌ربایجان جوغرافی آددیر. سویو به‌للی اولان میللت‌له‌ر جوغرافی آدلا آدلاندیریلامازلار» آچیق‌لامالاری پارالئلی‌نده ‌ته‌ک توک «مه‌ن آزه‌ربایجان تورکویه‌م» دئمه‌یه‌ باش‌لایان‌لار اولماق‌دادیر. بونو پاسیفیزه ‌ائتمه‌ک اوچون «تورکییه‌لی‌لیک» دییه‌ اویدوروق بیر قاورام اه‌مپوزه ائدیلمه‌یه ‌چالیشیلماق‌دادیر. آلمانیادا، فیرانسادا، وب. آلمانیالی‌لیق، فیرانسالی‌لیق یوخ‌دور. قوروجو خالق‌لاری آلمان، فیرانسیز اولدوغو اوچون. بونا قارشی‌لیق ایسوئچره‌ده‌ اوچ قوروجو و حاکیم خالق اولدوغو اوچون اوچ، بئلچیکادا ایکی قوروجو و حاکیم خالق اولدوغو اوچون ایکی رسمی دیل واردیر. بو اؤلکه‌له‌رین جوغرافی آدلاری عینی زامان‌دا خالق‌لاری‌نین اورتاق وطن‌داش‌لیق آدی اولموش‌دور.

آزه‌ربایجان‌دا ائتنیک دیل‌له‌رین ده ‌رسمی دیل اولماسی‌نین ایسته‌یه‌ن‌له‌ر وار. اولابیلیر. آما هر ایسته‌یه‌نه ‌هر ایسته‌دییی وئریلمه‌ز. آلمانیا و فیرانسادا اولدوغو کیمی. بونا قارشی‌لیق، جوغرافی یا دا باشقا یاپما آدلارلا قورولان اؤلکه‌له‌ر ضعیف آن‌لاری‌ندا ییخیلمایا، بؤلونمه‌یه، آیریلمایا محکوم‌دورلار، یوگوسلاوییا، سوویئت‌له‌ر، قیبریس کیمی ....


Azerbaycan Respublikasında ülkenin kurucusu olan Türk halkının varlığı resmi olarak yok sayılmış, Türklük silinmiştir.

Azerbaycan Respublikası'nda ülkenin kurucusu olan Türk halkının varlığı resmi olarak yok sayılmış, Türklük silinmiştir.

 

Sovyet dönemi koloniyal millet yaratma projelerinden iki en önemlisi Rusya’nın işgal ettiyi Romen topraklarında yarattığı Moldoven milleti, ve Güney Kafkasya’da işgal ettiyi Türk topraklarında yarattığı Azerbaycan milleti’dir. Moldoven milli kimliyi Romen milli kimliyinin anti tezi olduğu gibi, Azerbaycan milli kimliyi de Türk milli kimliyinin anti tezidir. Bunlar bilim dünyasında bilenen gerçeklerdir.

Azerbaycan Respublikası’nda Türk halkının milli adı ve milli kimliyinin Türk’ten Azerbaycanlı’ya deyiştirilmesi ve Türk’ün oradan silinerek “Invisible”, “Nonperson” yapılması, koloniyalist ve ırkçı bir siyasettir. Ancak buna rağmen bu, Azerbaycan devletinin resmi milli kimlik ve siyasetine dönüştürülmüştür...

Aşağıdaki bilimsel gözlemlemeye dayalı olan deyerli çözümleme - yorum da bu konu ile ilgilidir:

TC Bülent Pakman

Azerbaycan’da 7 yıl yaşadım. Ben araştırmacı bloggerim. Azerbaycan’da fazlasıyla uzun yaşadım, inceledim, gördüm. “Men Azerbaycanlıyam”ın Azerbaycan’da Azerbaycan Türklüğünü unutturmak için empoze edildiği ve başarılı olduğu, bunun dış kaynaklı olduğu, çok geniş bir coğrafyada yaşayan Türklerin birleşebileceğinden duyulan korkudan kaynaklandığı sonucuna vardım.

Azerbaycan devlet politikasında ırk, etnisite yoktur. Azerbaycanlılık vardır. Bu Azerbaycan’daki bütün ırk ve etnikleri kapsar.

Azerbaycan’ın kurucu halkının çoğunluğu Türk’tür, Türkiye’nin de öyle. Ancak ikisi arasında yukarıda söz konusu ettiğim devlet politikası açısından büyük fark var. Azerbaycan’da Türk varlığı, resmiyette söz konusu politika nedeniyle yok sayılır. Halk arasında da bu iyice yerleşmiştir. Stalin döneminde önemi farkına varılıp sonradan uygulamaya başlanan siyaset ile daha önce resmen var olan Türklük kademeli olarak silinmiştir. Bağımsızlık sonrası Elçibey bunu değiştirmeye kalkınca makamından olmuştur.

Azerbaycan’da Türk sözcüğü sadece Türkiye vatandaşı için geçerlidir. Son zamanlarda Türkiye Türklerinin “Azerbaycan coğrafi addır, soyu belli olan milletler coğrafi adla adlandırılamazlar” açıklamaları paralelinde tek tük “Men Azerbaycan Türküyem” demeye başlayanlar olmaktadır. Bunu pasifize etmek için Türkiyelilik diye uyduruk bir kavram empoze edilmeye çalışılmaktadır. Almanya’da, Fransa’da vb Almanyalılık, Fransalılık yoktur. Kurucu halkları Alman, Fransız olduğu için. Buna karşılık İsviçre’de üç kurucu ve hakim halk olduğu için üç, Belçika’da iki kurucu ve hakim halk olduğu için iki resmi dil vardır. Bu ülkelerin coğrafi adları aynı zamanda halklarının ortak vatandaşlık adı olmuştur.

Azerbaycan’da etnik dillerin de resmi dil olmasını isteyen var. Olabilir. Ama her isteyene her istediği verilmez. Almanya ve Fransa’da olduğu gibi. Buna karşılık coğrafi ya da başka yapma adlarla kurulan ülkeler zayıf anlarında yıkılmaya, bölünmeye, ayrılmaya mahkumdurlar, Yugoslavya, Sovyetler, Kıbrıs gibi.


Thursday, June 1, 2023

نادرشاه ‌افشار: اگر ایرانی‌ها عقل داشتند، نباید بدعت‌های شاه‌ اسماعیل را قبول می‌کردند

 

نادرشاه ‌افشار: اگر ایرانی‌ها عقل داشتند، نباید بدعت‌های شاه‌ اسماعیل را قبول می‌کردند 

مئهران باهارلی


در زیر نامه‌ای فارسی از نادرشاه ‌افشار خطاب به ‌سلطان محمودخان عثمانلی را آورده‌ام. در این نامه‌ هم که ‌نادرشاه‌ آن را به‌ صورت محرمانه‌ فرستاده، مولفه‌های اصلی تفکر و سیاست‌های نادری دیده ‌می‌شود: لزوم ریشه‌کن کردن تشیع به ‌مثابه‌ی یک رفض و بدعت، لزوم ایجاد مذهب جعفری نادری به‌ عنوان مذهب پنجم اهل سنت و جماعت، تاکید بر مشروعیت حاکمیت خود به ‌سبب اصلیت تورکمانی‌اش، تعلق ارثی عراق (عجم و عرب) و آزربایجان به‌ سلاطین تورکمان یعنی خود او، تخفیف و تحقیر عجم‌ها[1]. 

نادرشاه ‌افشار در نامه‌ی خود مطابق معمول، مسبب بلای سب و رفض و بدع رایج در ایران را شاه ‌اسماعیل اول می‌داند، عجم‌ها (ایرانی‌ها، فارس‌ها، تورک‌های شیعی، ...) را به ‌سبب قبول بدعت‌های شاه‌ اسماعیل «بی عقل» می‌نامد (نادرشاه‌ در گفتارها و مکتوبات دیگر خود هم بارها عجم‌ها و ایرانی‌ها را «بی حیا، بی آبرو، فاقد دیانت و مروت و ... » خوانده ‌است)، ایده‌ی خود دائر بر ضرورت ایجاد مذهب جعفری به‌ عنوان مذهب پنجم اهل سنت که ‌سرمذهب آن امام جعفر صادق است را تکرار می‌کند. (جعفری اسمی است که در گذشته به طور غیر دقیق برای نامیدن تشیع اثناعشری، شیعیان دوازده امامی متشرعه، علویان دوازده امامی متصوفه، و .... بکار رفته است. اما مذهب جعفری که نادرشاه واضع و موسس آن است، یک مذهب اهل سنت می‌باشد که به جای ابوحنیفه و مالک بن انس و محمدادریس شافعی و احمد ابن حنبل، سرمذهب آن امام جعفر صادق است. به منظور تمییز و مشخص کردن این مذهب جعفری ایجاد شده توسط نادرشاه، از اصطلاح غیر دقیق جعفری برای تشیع دوازده امامی و .... اولی را به طور قراردادی «جعفری نادری» می‌نامیم).

وی روح مذهب سنت و جماعت را قبول حقانیت خلافت راشدین و ترک بدعت‌گذاری در اسلام – یعنی آنچه ‌به ‌زعم او شیعیان امامی و علویان قیزیل‌باش انجام داده‌اند – می‌شمارد. امنای شرع و اعیان دولت عثمانلی را به ‌سبب مخالفت با این ایده‌ی خیرخواهانه‌ی او ‌و در عوض مرجح شمردن برادرکشی بین سنیان و شیعیان (واقعه‌ی ییگه‌ن محمد پاشا سرعسکر) سرزنش می‌کند. وی سپس ادعا می‌کند به ‌سبب آن که ‌بدعت‌های شاه ‌اسماعیل را از ایران ریشه‌کن و مذهب سنت و جماعت (یعنی جعفری نادری) را جاری کرده‌ است، دیگر اصل دعوا و کشاکش بین سنی و شیعی از بین برخاسته‌ و معنی ندارد. در این میان نادرشاه اعتراف می‌کند عده‌ای را که به سبب نادانی هنوز بر عقاید بدعت‌آمیز اصرار داشتند به زور مجبور به اعتقاد به مذهب سنت کرده و اینکه این اصرار آن‌ها بر عقاید معهوده‌شان باعث اصرار او بر تغییر دادن آن عقاید به زور شده است. 

در عرصه‌ی سیاسی، نادرشاه ‌بنا به ‌تز مشروعیت تورکی سلاطین و خاقان‌های تورک، حاکمیت بر عراق (عرب و عجم) و آزربایجان را حق سلاطین تورکمان و در نتیجه‌ خود می‌شمارد. به ‌این سبب از سلطان عثمانلی که ‌او را خلیفه‌ی مسلمین می‌داند، استدعا می‌کند یکی از آن دو را که ‌در دوره‌ی شاه ‌اسماعیل تحت حاکمیت عثمانلی در آمده ‌بود به‌ وی بازگرداند. اما وی، بنا به‌ یک اصل دیگر که ستون سیاست خارجی او را تشکیل می‌داد یعنی لزوم سازگاری با امپراتوری عثمانلی و به‌ رسمیت شناختن حق و حقوق او، تاکید می‌کند ‌این خواست را صرفا به ‌عنوان ژستی برای نشان دادن التفات سلطان عثمانلی به ‌خود به عالمیان تقاضا می‌کند و در آن اصراری ندارد، هر تصمیمی که سلطان عثمانلی و خلیفه‌ی مسلمانان اتخاذ کند برای نادرشاه محترم و گواراست.  

سوسن نواده رضی و شعر «تورکو دانیشان‌دا کیلاس‌داکی ده‌خیله ایکی قیران جه‌رمه سالدیران خانیم سنجری» و ریشه‌شناسی نام سنجر

 

سوسن نواده رضی و شعر «تورکو دانیشان‌دا کیلاس‌داکی ده‌خیله ایکی قیران جه‌رمه سالدیران خانیم سنجری» و ریشه‌شناسی نام سنجر

 

مئهران باهارلی

 

نسل‌کشی ملی و زبانی بر علیه تورک‌های ساکن در ایران که در تاریخ معاصر اجرا شده و در حال اجرا شدن است، یکی از گسترده‌ترین و کلاسیک‌ترین سیاست‌های نسل‌کشی ملی و زبانی بر علیه گروه‌های قومی و ملی در سطح جهان است. با این‌همه، این نسل‌کشی زبان و ملی، مولفه‌ها و مراحل و شیوه‌ها و طراحان و .... آن – از انکار وجود هویت ملی تورک و ملت تورک در ایران، نامرئی و ناموجود کردن تورک در تاریخ و جوغرافیای ایران، تغییر نام تورک به آزری و آزربایجانی، تحریف سیستماتیک تاریخ، دزدیدن میراث فرهنگی و تمدنی و دولت‌مداری یک هزار و دویست ساله‌ی تورکان در ایران و تقدیم آن‌ها به عنوان میراث فرهنگی و تمدنی و دولت‌مداری ایرانی و پارسی – فارسی، تا تغییر هزاران اسامی جوفرافیایی تورکی، ممنوع کردن زبان تورکی در مدارس و ادارات و سوزانیدن کتب و نشریات تورکی و تنبیه بدنی کودکان تورک و گذاشتن صندوق جریمه در مدارس به جرم صحبت کردن به تورکی و .... بر خلاف موارد مشابه آن، به هیچ وجه مستند و به لحاظ علمی تدقیق نشده و در نتیجه به لیتراتور موجود در این موضوع وارد نشده است.

یکی از عوامل موثر در بروز این وضعیت، همان‌طور که بارها گفته و با اسناد و منابع موثق تثبیت شده است،  ایدئولوژی و هویت ملی استعمارساخته‌ی آزربایجانی است که در تورک‌ستیزی و سیاست نفی وجود ملت تورک و هویت ملی تورک و نامرئی و ناموجود کردن تورک از تاریخ و جوغرافیای ایران (از جمله با جای‌گزین کردن آزربایجانی به جای آن‌ها) عینا هم‌سو و هم‌دست پان‌ایرانیسم و سیاست‌های ضد تورک صلیبی است. ایدئولوژی و هویت ملی استعمارساخته و منحط آزربایجانی هم‌چنین با طرح موضوعات نامربوط و حاشیه‌ای و آبسورد و ... همواره توجه و تمرکز ملت تورک و مخصوصا نخبه‌گان آن را از مسائل اصلی و واقعی او - مانند نسل‌کشی زبانی و ملی تورک در ایران منحرف کرده است.

به دلائل مذکور در یک صد و بیست سال گذشته هیچ اثر هنری و ادبی اعم از داستان و رومان و نمایشنامه و شعر و نقاشی و مجسمه و فیلم و .... قابل توجهی در باره‌ی سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی تورک در ایران و مولفه‌های آن هم، به عنوان نمونه در باره‌ی صندوق جریمه‌ی صحبت کردن به تورکی در مدارس آفریده نشده است. یکی از استثناهای جالب توجه در این مورد، شعر تورکوجان سوسن نواده رضی، از روشن‌فکران و اندیشمندان تورک و تورک‌گرای معاصر تبریزی است که او در آن به صندوق جریمه‌ی تورکی صحبت کردن در مدارس هم اشاره کرده است. با این وصف، سوسن نواده رضی مانند بسیاری دیگر از عرصه‌ها، در این عرصه هم یک پیش‌گام بود.

سوسن نواده رضی در این شعر، با دادن نمونه‌های متعدد به طرزی هنرمندانه و ذکاوت‌مندانه تورکوجان یعنی تورکی را مترادف و معادل عشق و محبت و انسانیت و مهربانی و نوازش و ناز و هم‌دردی و مرحمت، و فارسی‌جان یعنی فارسی را به صورت آنتی‌تز تمام آن‌ها تصویر کرده است. وی در ابیات مربوط به صندوق جریمه‌ی تورکی نخست با تکرار سه باره می‌گوید که من هرگز به فارسی نتوانستم دوست داشته باشم، نتوانستم دوست داشته باشم، نتوانستم دوست داشته باشم. سپس خانیم سنجری، معلمش را که کودکان را مجبور می‌کرد به جرم صحبت کردن به تورکی، دو قران جریمه به دخیل و یا قلکی که در کلاس گذاشته بود بپردازند و صندوق جریمه‌ی او را به عنوان مثالی از اوج غیر انسانی بودن و بی رحمی و بی عاطفه‌گی و از دست دادن قابلیت دوست داشتن و در نتیجه فارسی‌جان -فارسی بودن عرضه می‌کند.

در ابیات بعدی، سوسن نواده رضی می‌گوید با این‌همه فارسی‌جان - فارسی بودن خانیم سنجری، همان شخص یک بار هنگامی که او بر زمین افتاده بود، به تورکی او را دلداری داده، به تورکی بر زانوی زخمی‌اش مرحم نهاده، و به تورکی موهای او را نوازش کرده بود، ... سوسن کودک هم در واکنش به این رفتار انسانی و مهربانی – یعنی تورکوجان و تورکی -، از آن روز به بعد او را به تورکی دوست داشته است....

پایان نوت مئهران باهارلی

Monday, May 29, 2023

حیدر علییئوین تورک خالقیمیزلا ایلگی‌لی یانلیش دولو قونوشماسی

 حیدر علییئوین تورک خالقیمیزلا ایلگی‌لی یانلیش دولو قونوشماسی

«بوتون جنوبی آزه‌ربایجان‌دا یاشایان شاعیرله‌ره ‌تاثیر گؤسته‌ریپ، باشا سالینیز کی تورک دئمه‌سین‌له‌ر، آزه‌ربایجان دیلی دئسین‌له‌ر. بو، بیرینجی‌سی سیزین بورجونوزدور. چون‌کو اون‌لار اؤزله‌ری‌نی آزه‌ربایجان‌لی سانیر، دیل‌له‌ری ده ‌آزه‌ربایجان دیلی‌دیر. بیز آزه‌ربایجان دیلی‌نی قبول ائتمیشیک .... نئجه‌کی بورادا واردیر، ائله‌جه ‌ده‌ جنوبی آزه‌ربایجان‌دا»

قایناق: ح. ع. علییئوین آزه‌ربایجان یازیچی‌لاری‌نین ٧. قورولتایی‌ندا نوطقو، کومونیست قه‌زئتی، ١٤ اییون ١٩٨١، نو ١٣٩.

گؤروت: آزه‌ربایجان یازیچی‌لاری‌نین ٧. قورولتایی‌ندا، آزه‌ربایجان کومونیست پارتی‌سی مرکز کومیته‌سی‌نین بیرینجی کاتیبی حیدر علییئوین چیخیشی. ٧ اییون ١٩٨١نجی ایل.

حیدر علییئو بو قونوشماسی‌ندا ایستالینیست آزه‌ربایجان‌چی‌لیغا اویقون اولاراق نئچه ‌یانلیش سؤیله‌میش‌دیر. تورک میللی آدی، تورک میللی کیم‌لییی و میللی دیلیمیزین آدی اولان تورک‌جه ‌بیزیم قیرمیزی چیزگیمیزدیر. بو قونوشمادا بون‌لار آشیلمیش‌دیر:

حیدر علییئو ایران‌دا یاشایان تورک خالقی‌نین اؤزونون میللی آد و میللی کیم‌لییی‌نی «آزه‌ربایجان‌لی» ساندیغینی ایددیعا ائتمیش‌دیر. بو دوغرو دئییل‌دیر. ایران‌دا تورک خالقی بوتون تاریخ بویونجا و بوگون ده ‌اؤزونو «تورک» آدلاندیرمیش‌دیر، آزه‌ربایجان‌لی دئییل‌دیر. باشقا بیر دئییش‌له، اونون «اؤزآدلاندیرماسی» و یا «اؤزآد»ی (اوتونیمی، ائندونیمی) هر زامان تورک اولموش‌دور.

آزه‌ربایجان‌لی‌نین ائتنیک آد اولاراق قول‌لانیلماسی سوویئت آزه‌ربایجانی و اورادا ایستالینیست روسیانین گئرچه‌ک‌له‌شدیردییی کولونییال میللت یاراتما سوره‌جی ایله‌ ایلگی‌لی‌دیر، ایران‌دا یاشایان تورک خالقی ایله، کی بام باشقا بیر میللت‌له‌شمه ‌– تورک‌له‌شمه ‌– سوره‌جی‌نده‌ن گئچمیش‌دیر، ایلگی‌لی دئییل‌دیر و اونو باغ‌لاماز.

ایران‌دا آزه‌ربایجان‌لی ائتنیک و میللی کیم‌لیک آدی دئییل‌دیر، آزه‌ربایجان بؤلگه‌سی‌نده ‌یاشایان تورک، کورد، تات، ائرمه‌نی، آسورو و.ب. فرق‌لی میللت‌له‌رده‌ن اولان شخص‌له‌رین او بؤلگه‌یه‌ ‌منسوب اولدوغونو گؤسته‌ره‌ن، کیرمان‌لی و یا خوراسان‌لی کیمی بیر آددیر. آزه‌ربایجان‌لی میللت آدی اولاراق سوویئت‌له‌رده‌ ایستالینیست میللت یاراتما پروژه‌سی‌نین اورونودور و ایران‌دا یاشایان تورک خالقی‌نی ایلگی‌له‌ندیرمه‌ز و اونو باغ‌لاماز.

حیدر علییئو ایران‌دا یاشایان تورک خالقی‌نین دیلی‌نین آزه‌ربایجان دیلی اولدوغونو ایددیعا ائتمیش‌دیر. بو دا یانلیش‌دیر. ایران‌دا تورک خالقی اؤز دیلی‌نی تورکی (لهجه‌له‌رده ‌تورکو، تورکوجه، تورکوجه‌ن، تورکوجان، ...) آدلاندیریر، اصلا آزه‌ربایجان دیلی آدلاندیرماز. ایران‌دا آزه‌ربایجان دیلی دییه ‌بیر دیل یوخ‌دور. آزه‌ربایجان دیلی ده ‌سوویئت آزه‌ربایجانی‌ندا باشقا بیر میللت‌له‌شمه ‌سوره‌جی اولان آزه‌ربایجان میللتی‌نی یاراتما ایستالینیست پروژه‌سی‌نین اورونودور. ایران‌دا یاشایان تورک میللتی‌نی ایلگی‌له‌ندیرمه‌ز و اونو باغ‌لاماز.

حیدر علییئوین قونوشماسی‌ندا اوچ قونو داها واردیر کی بون‌لار یانلیشین دا اؤته‌سی‌نده‌دیر:

حیدر علییئو سوویئت آزه‌ربایجانی یازارلاری‌نا ایران‌دا یاشایان تورک خالقی‌نی اؤز دیلی‌نه ‌تورک دیلی یئری‌نه‌ آزه‌ربایجان دیلی دئمه‌له‌ری گه‌ره‌کدییی‌نی باشا سالمالاری‌نی ایسته‌میش‌دیر. بو، ایران دولتی‌نین تورک‌جه‌نین آدی‌نی زورلا آزه‌ری‌جه‌یه ‌ده‌ییشدیرمه‌سی‌نه ‌به‌نزه‌ر بیر ایش و دوپه‌دوز تورک‌جه‌ و تورک میللتی‌نه‌ دوشمان‌لیق‌دیر. باشا سالینماسی گه‌ره‌که‌ن حیدر علییئو و به‌نزه‌ری آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌ندان اولان‌لاردیر کی اؤز دیل‌له‌ری‌ آدی‌نین روس‌لار طرفی‌نده‌ن تورک‌جه‌ده‌ن آزه‌ربایجان دیلی‌نه ‌ده‌ییشدیریلدییی‌نی قاوراسینلار.

آیری‌جا اون‌لار آنلامالی‌دیرلار کی باشقا بیر میللت‌له‌شمه ‌سوره‌جی‌نده‌ن گئچه‌ن سوویئت آزه‌ربایجانی – آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی، ایران‌دا یاشایان تورک خالقی‌نین میللی کیم‌لییی اولان تورک و دیلی اولان تورک‌جه‌نین آدلاری‌نی ده‌ییشدیرمه‌یه ‌یئتگی‌لی دئییل‌دیر.

حیدر علییئو آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌نین آزه‌ربایجان دیلی تئرمینی‌نی قبول ائتدییی‌نی سؤیله‌میش‌دیر. اویسا گئرچه‌ک بودور کی تورک‌جه ‌یئری‌نه قول‌لانیلان ‌آزه‌ربایجان دیلی سوویئت‌له‌رین قافقازدا تورک خالقی‌نا یاپدیغی ائتنیک و کولتوره‌ل سوی قیریم سونوجوندا تحمیل ائدیلمیش و زورلانمیش بیر «یادآد» و «یادآلاندیرما» (زئنونیم، ائگزونیم)دیر.

حیدر علییئوین بو بیانی اونون روسیانین قافقازدا تورک خالقی‌نا یاپدیغی ائتنیک سوی‌قیریمی تائید ائتدییی‌نی گؤسته‌ریر.

حیدر علییئو قونوشماسی‌ندا سوویئت یاپیمی اولان جنوبی آزه‌ربایجان قاورامی‌نی ایش‌له‌تمیش‌دیر. اویسا ایران‌ین قوزئی باتی‌سی‌ندا تورک توپراق‌لاری و تورک وطنی – تورک‌ایلی – آزه‌ربایجان‌لا سینیرلی دئییل‌دیر؛ اونون ایکی قاتی‌دیر. جنوبی آزه‌ربایجان قاورامی‌نی ایش‌له‌تمه‌ک، اونو ایش‌له‌ده‌نین وطن شعورونا صاحیب اولمادیغی‌نی، تورک وطنی‌نین هارا اولدوغونو بیلمه‌دییی‌نی گؤسته‌ریر.

انتخاب نام ایرانیک آزربایجان برای دولت جدیدالتاسیس تورک‌های قفقاز جنوبی، یک خبط مهلک تاریخی و خانمان‌سوز بود.

 

انتخاب نام ایرانیک آزربایجان برای دولت جدیدالتاسیس تورک‌های قفقاز جنوبی، یک خبط مهلک تاریخی و خانمان‌سوز بود.

 

مئهران باهارلی


با از هم پاشیدن جمهوری‌ی مردم فدرال ماورای قفقاز، در سیر حوادث در سال ١٩١٨ جمهوری‌های مستقل گورجستان، هایستان – ارمنستان[1] و آزربایجان تاسیس شدند. اسامی دو جمهوری نخست حاوی نام ملی‌ ملت‌های مربوطه («گورجی»، «های - ارمنی») بود. اما در اسم دولت ملی تازه‌ تاسیس تورک‌های قفقاز جنوبی که با تدابیر و به کومک امپراتوری عثمانلی تاسیس شد[2]، نام ملی آن‌ها «تورک» وجود نداشت.

دولت آزربایجان تنها دولت در قفقاز بود که‌ در عنوان خود اسم ملت موسس آن (تورک) نیامده‌ بود. زیرا آن‌ها بر عکس دو ملت هم‌سایه‌ی گورجی و های - ارمنی (و تورک‌های آناتولی که چند سال بعد دولت جدید خود پس از فروپاشی امپراتوری عثمانلی را با الهام از نام ملت خود تورک «تورکیه» نامیدند)، نام جوغرافیایی و غیر اتنیک – ملی (آزربایجان)، اسم ایالت شمال غربی دولت قاجاری با ریشه‌ی ایرانیک را بر دولت ملی خود نهاده بودند. این رفتار، با توجه به آن که حتی در اسم نیروی سیاسی بومی اصلی موسس این دولت، یعنی «تورک عدم مرکزیت فرقه‌سی مساوات» هم نام ملی «تورک» وجود داشت، بسیار عجیب بود.

دلیل انتخاب اسم آزربایجان برای نامیدن دولت تورک جدید –‌ ظاهرا به صلاح‌دید و توصیه‌ی مقامات عثمانلی از جمله روشنی بیگ، خلیل پاشا و ... – آرزو و اومیدواری آن‌ها به تحریک و جلب تورک‌های ایالت - منطقه‌ی آزربایجان ایران برای الحاق و پیوستن آن ایالت به دولت جدیدالتاسیس تورک‌ها (اوغوزهای غربی) با همان نام در قفقاز بود.

اما تاریخ نشان داد که انتخاب نام ایرانیک آزربایجان برای دولت جدیدالتاسیس تورک‌های قفقاز جنوبی، نه تنها آن آرزو را متحقق نکرد، بلکه از جهات متعدد نادرست و مضر و اشتباه و یک خبط مهلک تاریخی و استراتژیک و خانمان‌سوز بود. از جمله:

Sunday, May 28, 2023

HÉYDER ELİYÉV’İN TÜRK XALQIMIZLA İLGİLİ YANLIŞ DOLU QONUŞMASI

HÉYDER ELİYÉV’İN TÜRK XALQIMIZLA İLGİLİ YANLIŞ DOLU QONUŞMASI

“Bütün Cenûbi Azerbaycan’da yaşayan şâirlere te’sir gösterib başa salınız ki, Türk dili démesinler, Azerbaycan dili désinler. Bu, birincisi sizin borcunuzdur. Çünkü onlar özlerini Azerbaycanlı sanır, dilleri de Azerbaycan dilidir. Biz Azerbaycan dilini qebul étmişik ... Néce ki, burda vardır, élece de Cenûbi Azerbaycanda”

Qaynaq: H. E. Eliyév’in Azerbaycan yazıçılarının VII qurultayında nitqi. Kommunist qezéti, 14 iyun 1981, No 139.

Görüt: Azerbaycan yazıçılarının VII qurultayında. Azerbaycan KP Mk-nın birinci katibi Héyder Eliyév’in çıxışı. 7 iyun 1981-ci il.

Héyder Eliyév bu qonuşmasında İstalinist Azerbaycançılığa uyqun olaraq néçe yanlış söylemişdir. Türk milli ad, Türk milli kimliyi ve milli dilimizin adı olan Türkce, bizim qırmızı çizgilerimizdir. Bu qonuşmada bunlar aşılmışdır.

- Héyder Eliyév İran’da yaşayan Türk xalqının özünün milli ad ve milli kimliyini “Azerbaycanlı” sandığını iddia étmişdir. Bu doğru déyildir. İran’da “Türk” xalqı bütün târix boyunca ve bugün de özünü “Türk” adlandırmışdır, Azerbaycanlı déyildir. Başqa bir déyişle onun “özadlandırma”sı ve ya “özad”ı (self-designation, autonym, endonym) her zaman “Türk” olmuşdur.

Azerbaycanlı’nın étnik ad olaraq qullanılması Sovyét Azerbaycanı ve orada İstalinist Rusyanın gerçekleşdirdiyi koloniyal millet yaratma süreci ile ilgilidir, İran’da yaşayan Türk xalqı ile, ki bambaşqa bir milletleşme - Türkleşme - sürecinden gécmekdedir, ilgili déyildir ve onu bağlmaz.

İran’da “Azerbaycanlı” étnik ve milli kimlik déyildir, Azerbaycan bölgesinde yaşayan Türk, Kürd, Tat, Ermeni, Asoru v.b. ferqli milletlerden olan şexslerin o bölgeye mensub olduğunu gösteren, Kirmanlı veya Xorasanlı kimi bir addır. Azerbaycanlı, millet adı olaraq Sovyétlerde İstalinist millet yaratma projesinin ürünüdür ve İran'da yaşayan Türk xalqını ilgilendirmez ve onu bağlamaz.

- Héyder Eliyév İran’da yaşayan Türk xalqının dilinin “Azerbycan dili” olduğunu iddia étmişdir. Bu da yanlışdır. İran’da Türk xalqı öz dilini “Türki” (lehcelerde Türkü, Türküce, Türkücen, Türkücan v.s.) adlandırır, asla Azerbaycan dili adlandırmaz. İran'da Azerbaycan dili diye bir dil yoxdur. Azerbaycan dili de Sovyét Azerbaycanında başqa bir milletleşme süreci olan Azerbaycan milletini yaratma İstalinist projesinin ürünüdür. İran'da yaşayan Türk milletini ilgilendirmez ve onu bağlamaz.

Héyder Eliyév’in qonuşmasında üç qonu daha vardır ki bunlar yanlışın da ötesindedir:

- Héyder Eliyév Sovyét Azerbaycanı yazarlarına İran’da yaşayan Türk xalqını öz diline “Türk dili” yérine “Azerbaycan dili” démeleri gerektiyini başa salmalarını istemişdir. Bu, İran devletinin Türkcenin adını zorla Azericeye deyişdirmesine benzer bir iş ve düpedüz Türkce ve Türk milletine düşmanlıqdır. Oysa başa salınması gereken, Héyder Eliyév ve benzeri Azerbaycan Réspublikasından olanlardır ki öz dillerinin adının Ruslar terefinden Türkceden Azerbaycan diline deyişdirildiyini qavrasınlar.

Ayrıca onlar anlamalıdırlar ki başqa bir milletleşme sürecinden géçen Sovyét Azerbaycanı – Azerbaycan Réspublikası, İran’da yaşayan Türk xalqının milli kimliyi olan Türk ve dili olan Türkcenin adlarını deyişdirmeye yétgili déyildir.

- Héyder Eliyév Azerbaycan Réspublikasının “Azerbaycan dili” términini qebul étdiyini söylemişdir. Oysa gerçek budur ki “Türkce” yérine “Azerbaycan dili”, Sovyétlerin Qafqazda Türk xalqına yapdığı étnik ve kültürel soyqırım sonucunda tehmil édilmiş ve zorlanmış bir “yadad” ve ya “yadadlandırma”dır (Xenonym, Exonym).

-Héyder Eliyév bu beyânı ile Rusyanın Qafqazda Türk xalqına yapdığı étnik soyqırımı te’yid étdiyini göstermişdir.

- Héyder Eliyév qonuşmasında Sovyét yapımı olan “Cenûbi Azerbaycan” qavramını işletmişdir. Oysa İran’ın quzéybatısında Türk topraqları ve Türk veteni (Türkili) Azerbaycanla sınırlı déyildir, onun iki qatıdır. Cenûbi Azerbaycan qavramını işletmek, onu işledenin veten şuûruna sâhib olmadığını, Türk veteninin hara olduğunu bilmediyini gösterir.

Saturday, May 27, 2023

İRAN’DA YAŞAMAKTA OLAN TÜRK HALKININ TÜRKİYE İLE İLGİLENMESİNİN TARİHİ, TOPLUMSAL, KİMLİKSEL VE PIRAGMATİK NEDENLERİ VARDIR

 

İRAN’DA YAŞAMAKTA OLAN TÜRK HALKININ TÜRKİYE İLE İLGİLENMESİNİN TARİHİ, TOPLUMSAL, KİMLİKSEL VE PIRAGMATİK NEDENLERİ VARDIR

 

Méhran Baharlı

 

 

İran’da yaşamakta olan Türk halkının Azerbaycan Respublikasından daha çok, Türkiye ile ilgilenmesinin derin tarihi, toplumsal, kimliksel ve pıragmatik nedenleri vardır

Kafkasya Türklerinin Anadolu Türklüyüne olan bağları ile karşılaştırıldığında İran’da yaşayan Türk halkı soy, dil, inanç, ağız, …. açılarından Türkiye ve Anadolu Türklüyüne kat kat daha yakındır. Hatta onun uzantısı sayılır. İran’da yaşayan Türk kitlesinin soyca yüzde doksanına yakını ise geçmiş altı yüzyılda Türkiye - Osmanlıdan doğrudan Türkili ve İran’a gelmedir.

Türk halkının temel milli ve folklorik destanları, Koroğlu, Molla Nesreddin, Dede Korkut, Aslı Kerem … ya doğrudan Anadolu - Osmanlıda ya da oradan gelmiş Türklerce yaratılmıştır.

İran’daki Sünni ve Alevi (Aliallahi) Türkler, özellikle milli düşünceli olanlar, derinden Türkiye’ye bağlıdırlar.

İran’daki Türklerin milli ad ve milli kimlikleri olan “Türk”, Türkiye’nin de milli kimliyidir. Oysa Azerbaycan Respublikası’nın milli kimliyi, Rusya’nın yaratıp zorladığı köksüz ve yapmacık olan “Azerbaycanlı”dır. “Azerbaycanlı” milli kimlik olarak İran’da özellikle Azerbaycan adı taşıyan üç ostan - il dışında yaşayan Türk kitlesine, kesinlikle her hangi bir şey ifade etmez. Hatta bazen kuzeyden gelen “Azerilik” gibi, Türk halkı tarafından milli bir tehdit sayılır.

İran’da son altı yüzyılda Türk - Türkman devletleşmesi (Karakoyunlu, Akkoyunlu, Kızılbaş, Afşar ve Kacar), hepsi Osmanlı – Anadolu’dan gelme Türklerin eseridir.

Ondokuzuncu yüzyıl boyunca ve yirminci yüzyılın başında İran’da Türklerin benimsediyi Modernite, Meşrute, İttihad-ı İslam, Sekularizm gibi akımlar doğrudan Osmanlı – Türkiye’den gelmedir. Bunlara sıradan halk, gönüllü olarak ve geniş ölçüde katılmıştır. Azerbaycan Respublikası’ndan Meşrute ve sonrasında gelen akımlar ise Türk milli karakterden yoksun İrancılık, Komunizm, Devrimcilik, Rusçuluk, Totalitarism ve Terorism idi. Bir sıra aydın ve seckinlerin tersine, Türk halkı özellikle Kafkasya sınırından uzak bölgelerde yaşayan Türkler, bunları hiç bir zaman benimsememiştir.

İran’da modern Türk milli kimliyi ondokuz ve yirminci yüzyıllarda Osmanlıdan buraya gelmiş İttihad-ı İslam, İttihad ve Terakki, Jön Türk, Türk Ocaklarının yerli versiyonlarının kurulması ile zirve yapmıştır. Azerbaycan Respublikasından, kendisi de Osmanlı etkisinin sonucu oluşan kısa “Türk Musavat” dönemi dışında, Türk kimlikli her hangi bir düşünsel ve siyasi akım güneye gelmemiştir.

Türk halkı Türkili’de özellikle Batı Azerbaycan bölgesinde Osmanlıyı kendisini Ermeni, Asoru, Rus, İngiliz ve Fıransızların zülmünden kurtaran kurtarıcı bir güç ve garantör olarak görür. Azerbaycan Respublikası’nın Türk halkı ile ilgili geçmişte ve gelecekte böyle bir rol oynadığı veya oynayabileceyi söz konusu deyildir.