Friday, July 28, 2017

زبان‌های تورکی در ایران- ١٩٦٩. ترجمه از تورکی به فارسی: مئهران باهارلی ٢٠٠٣

زبان‌های تورکی در ایران- ١٩٦٩

 

İRAN'DAKİ TÜRK DİLLERİ

DIE TURKSPRACHEN IRANS

 Prof. Dr. Gerhard Doerfer

Türkçeden Farsçaya çeviri: Méhran Baharlı


پروفسور دوکتور گرهارد دوئرفر

ترجمه از تورکی به فارسی: مئهران باهارلی

٢٠٠٣ 

از وئبلاق تورکولوژی-ایران

http://turkoloji-iran.blogspot.com/

سؤزوموز

آلتائیستیک مشهور پروفسور گرهارد دورفر، یکی از نام‌های مهم دنیای تورکیک‌شناسی (تورک‌لوک بیلیمی) معاصر و از سیماهای برجسته‌ی سنت تورکولوژی (تورکیک‌ولوژی) آلمانی است. پروفسور دورفر پدر تورکی‌‌شناسی ایران هم نامیده شده است. وی آثار بسیاری در باره‌ی تورکی‌شناسی ایران و زبان‌های تورکیک و لهجه‌های تورکی رایج در ایران، به ویژه زبان تورکیک خلجی، لهجه‌های خراسانی و لهجه‌ی سونقوری زبان تورکی، دیگر زبان‌های تورکیک در ایران و هم‌چنین رابطه‌ی زبان‌های تورکیک و زبان‌های ایرانیک و وام‌واژه‌های تورکی و موغولی در زبان فارسی تالیف نموده است. گرهارد دورفر نخستین کسی است که زبان خلجی را به عنوان یک زبان تورکیک مستقل و مشخص، به طور همه‌‌جانبه‌ای تدقیق و به عالَم عِلم معرفی نموده است.

نوشته‌ی زیر ترجمه‌ی یکی از مقالات پروفسور دوئرفر در باره‌ی زبان و لهجه‌های تورکیک در ایران است. این مقاله که در سال ١٩٦٩ یعنی بیش از سی و پنج [ اکنون پنجاه و سه] سال پیش نگاشته شده، و به سبب نشان دادن سیر تکاملی دانش ما از زبان‌ها و لهجه‌های تورکیک در ایران دارای ارزش تاریخی است؛ یکی از نخستین کوشش‌ها در دسته‌بندی جامع زبان‌ها و لهجه‌های تورکیک در ایران می‌باشد. از این رو نیز طبیعی است که در آن نقصان و کمبودهائی وجود داشته باشد. برخی از این گونه نقصان‌ها با مرور زمان و تجمع و آنالیز داده‌های نو، انجام بررسی‌های میدانی و آکادمیک جدیدتر، و ظهور تورکولوگ‌های بومی متعدد در تورک‌ایلی (استان‌های همدان، مرکزی، آزربایجان غربی، البورز، قوم، ...)، قاشقای‌یورت، خلج‌اوردا، آفشاریورت، تورکمن‌یورت، مرکز ایران (استان‌های چهارمحال، اصفهان و ...) تصحیح شده‌اند و یا محتاج تصحیح هستند. از جمله:

-در مقاله ادعا شده نفوس افراد منتسب به ملل تورکیک در ایران اعم از تورک، تورکمن و خلجی جمعا حدود یک ششم مردم ایران (حدود ١٧ درصد) است. در حالی که امروز به قطعیت می‌دانیم حتی نفوس تورک‌ها (اغوزهای غربی) در ایران به تنهائی و بدون در نظر گرفتن تورکمن‌ها (اوغوزهای شرقی) و خلجی‌ها، بین دو تا سه برابر این رقم یعنی بین ٣٤ درصد تا ٥١ در صد کل جمعیت ایران است.

-در مقاله احتمال تورک بودن بربرهای ساکن در خراسان مطرح شده است. در ایران یک طایفه‌ی تورک (اوغوزهای غربی) با نام «بوربور» وجود دارد که گروه‌هایی از آن در تورک‌ایلی (اورمو - اورمیه، ورامین، ...)، آفشاریورت (بوجنورد، ...) و قاشقایورت (داراب، ...) ساکن هستند. بخشی از این‌ بوربورهای تورک امروزه کوردزبان شده‌اند. اما «بِربِرها» و یا «هزاره‌های شرقی» یک گروه دیگر تاجیک‌زبان در خراسان، نواحی شمال شرقی و شرق ایران هستند که هم‌راه با «دره زینات» و یا «هزاره‌های غربی» با نام عمومی «خاورها» شناخته می‌شوند. 

-هزاره‌ها گروه‌هایی به لحاظ تباری عمدتاً موغولی، آمیخته با عناصر متعدد تورکیک و دیگر گروه‌ها به شمار می‌روند. پروفسور دوئرفر هزاره‌ها را به صورت «تاجیک‌هائی که دارای قیافه‌ی موغولی‌اند» معرفی کرده است. صحیح‌تر آن است که گفته شود «هزاره‌ها تاجیکزبان‌هائی هستند که دارای قیافه‌ی موغولی‌اند» و یا دقیق‌تر «هزاره‌ها، موغول‌ها و تورک‌های تغییر زبان داده به دری - تاجیکی هستند». 

-در مقاله از لهجه‌های زبان تورکی در آزربایجان به شکل تورکی آزری، آزری و آزربایجانی نام برده شده است. امروزه اجماع بر نادرستی و لزوم استعمال نه‌کردن این «دیگرنام‌گذاری»‌ها به جای «خودنام‌گذاری» تورک است. «دیگرنام‌گذاری» و یا اگزونیم (Xenonym, Exonym) یک نام قومی – ملی داده شده توسط دیگران و بیگانه‌ها و خارجیان، در بسیاری از موارد با انگیزه‌ها و اهداف سوء مانند استعمار و نژادپرستی و تحقیر و ادبیات نفرت، اما «خودنام‌گذاری» و یا اِندونیم (Endoethnonym, Autoethnonym, Self-Identification, Self-Nomination, Self-Designation) اسمی است که خود یک قوم و ملت مزبور برای نامیدن خود به کار می‌برد. در ایران خودنام‌گذاری اوغوزهای غربی صرفا «تورک» بدون هر گونه پیشوند و پسوند و .... است. استفاده از هر نامی به جز تورک برای اوغوزهای غربی ساکن در ایران مانند آزری، آزربایجانی، تورک آزری، تورک آزربایجانی، .... غلط و نادرست، نژادپرستانه، استعماری و مصداق ادبیات نفرت است.

-در این مقاله جمعاً از یازده زبان و لهجه‌ی محتملاً تورکیک رایج در ایران سخن رانده شده است. ما امروز می‌دانیم که این یازده مورد را می‌توان به صورت لهجه‌های چهار زبان تورکیک «تورکی» (اغوزهای غربی)، «تورکمنی» (اوغوزهای شرقی، شماره‌ی ٤)، «خلجی» (شماره‌ی ١٠)، و «قازاقی» که در مقاله‌ی دوئرفر ذکر نه‌شده، تصنیف کرد. آن‌چه در مقاله تحت عنوان «زبان خراسانی» (شماره‌ی ١١) آمده، چیزی به جز گروه لهجه‌های خراسانی زبان تورکی، و آن‌چه تحت عنوان زبان‌های «تورکی آزربایجانی» - «آزری» (شماره‌ی ١)، «ایناللو» (شماره‌ی ٢)، «قشقائی» (شماره‌ی ٣)، «سلجوقی» (شماره‌ی ٥)، «بربری» (شماره‌ی ٩) (در صورت «بوربور» بودن)، «جغتائی» و «قپچاقی» (شماره‌های ٧ و ٨) و «زبان‌هائی تورکی در مکران و بلوچستان» (شماره‌ی ٦) آمده، چیزی به جز لهجه‌های گوناگون زبان تورکی نیستند.

-در ایران علاوه بر اوغوزها، گروه‌های متعدد تورکیک قیپچاق مانند تاتارها و تورک‌های شرقی مانند قارلوق‌ها و ... بعدها جغتایی هم وجود داشتند که از قرن ٩ میلادی و دوره‌ی غزنویان و سپس موغول‌ها  به ایران مهاجرت کرده بودند. این گروه‌ها در درجه‌ی اول در میان ملت تورک (اوغوزهای غربی) و تورکمن‌ها (اوغوزهای شرقی)، و در درجه‌ی دوم در میان ملت فارس و دیگر گروه‌های ایرانیک مانند کوردها، لک ها، گوران‌ها و لورها استحاله یافته‌اند. در حال حاضر در ایران، به جز تورکمنی و خلجی که دو زبان تورکیک مستقل به شمار می‌روند، هیچ‌کدام از لهجه‌هایی که در متن مقاله از آن‌ها به شکل زبان یاد شده است، زبان مستقلی نه‌بوده و همه - هم به لحاظ زبان‌شناسی، هم به لحاظ ادبی و هم به لحاظ سیاسی - لهجه‌های زبان واحد تورکی (اوغوزی غربی) در ایران به شمار می‌روند. البته تاثیر تورکی شرقی مانند قارلوقی در نواحی جنوبی تورک‌ایلی (استان‌های مرکزی و همدان و اطراف آن‌ها)، تاثیر تورکی جغتایی در نواحی شمال غربی (اورمو – اورمیه و جنوب آن) و جنوب شرقی تورک‌ایلی (استان‌های البورز، مرکزی، همدان و اطراف آن‌ها)، و تاثیر زبان موغولی در تمام لهجه‌های تورکمانی (سرتاسر ایران) بسیار برجسته است. اما بیشترین تاثیر  تورکی شرقی از جمله قارلوقی و جغتایی و زبان موغولی، در لهجه‌های تورک‌های شمال شرق و شرق ایران (استان‌های خراسان، کرمان، ...) مشاهده می‌شود. به سبب آن که همه‌ی گروه‌های موغول و تاتار و قارلوق و قیپچاق و جغتای و ... در شرق و شمال شرق ایران در خراسان و کرمان و .... در توده‌ی تورک آن منطقه استحاله یافته و وجه غالب زبان امروزیشان اوغوزی است، این‌ها را می‌بایست به صورت تورک و زبانشان را به صورت گروه لهجه‌ها‌ی خوراسانی زبان تورکی (اوغوز غربی) طبقه‌بندی کرد که خصوصیات بسیاری از تورکی شرقی را هم حفظ کرده است.

نوت: عموما در غرب و تورکیه تمایلی وجود دارد که زبان واحد تورکی (اوغوز غربی) رایج در ایران را به صورت ده‌ها زبان مستقل تقدیم و عرضه کنند. در حالی که همین محققین غربی ده‌ها و صدها زبان و لهجه‌ی کوردیک رایج در ایران و منطقه را (مانند سورانی، کیرمانجی، ....) حتی بعضی زبان‌های ایرانیک غیر کوردی (مانند زازا، لکی، گورانی، لوری، ....) را بر خلاف واقعیت صرفا به صورت یک زبان کوردی عرضه و تقدیم می‌کنند. با این روش به عنوان نمونه حتی می‌توان هر کدام از زبان‌های فارسی رایج در ایران و تورکی رایج در تورکیه را به صورت اقلا صد زبان مستقل عرضه و تقدیم نمود. این روش به لحاظ علمی نادرست و استانداردی دوگانه، ناشی از مهندسی قومی و ملت‌سازی‌های استعماری، و هوس بعضی از محققین مذکور برای نائل شدن به افتخار کشف زبان‌های جدید است.

-در این مقاله زبان تورکیک قازاقی (به فارسی قزاقی) که زبان جامعه‌ی کم‌شمار قازاق (قزاق) در تورکمن‌یورت واقع در شمال شرق ایران است ذکر نه‌شده است. در حال حاضر قازاق‌ها تنها گروه قومی – ملی تورکیک در ایران هستند که جزئی از ملل تورکیک قیپچاق طبقه‌بندی می‌شوند.

-پروفسور دوئرفر در این مقاله و دیگر آثارش همواره نام زبان «خلج» را به کار می‌برد. بنا به تحقیقات این جانب فورم اصلی و اولیه‌ی این نام تورکی، می‌تواند «خلجی» باشد که در آن «ی» آخر کلمه، یای نسبت فارسی و یا عربی نیست، بلکه پسوند اسم فاعل‌ساز تورکی –جی است. (به این ریشه‌شناسی پیشنهادی نام خلجی در نوشته‌ی دیگری که در آینده‌ی نزدیک منتشر خواهم کرد پرداخته‌ام).

-پروفسور دوئرفر به وجود یک گروه خلج در میان قشقاقی‌ها اشاره کرده است. بنا به تحقیقات من دو گروه تورکیک متفاوت با نام خلج وجود داشته است. گروه نخست خلج به عنوان یک قوم اوغوزی و یا «خلج‌های اوغوزی»، و گروه دوم «خلج‌های آرقویی» که باقی‌مانده‌ی تورکیک‌های باستانی آرقو – آرگو که آن‌ها هم به دلائلی بعدها نام خلج را گرفته‌اند هستند. گروه‌هایی با نام خلج که در تورک‌ایلی مخصوصا در آزربایجان، در جنوب ایران مخصوصا در میان قاشقایی‌ها، در قفقاز و نیز در تورکیه در طول تاریخ با آن‌ها برخورد می‌شود، احتمالا گروه نخست یعنی خلج‌های اوغوزی هستند و نه خلج‌های آرقویی. (در یک مقاله‌ی مستقل این نظریه‌ی خودم را تشریح خواهم کرد).

-در این مقاله لهجه‌های تورکی خراسان جزء اوغوز شرقی تصنیف‌بندی شده‌اند. در حالی که در ایران زبان همه‌ی مردمی که خود را تورک می‌نامند ‌تورکی، و لهجه‌های زبان موسوم به تورکی هم جزئی از لهجه‌های اوغوز غربی‌ هستند. در ایران صرفا لهجه‌های زبان تورکمنی، جزء گروه لهجه‌های اوغوز شرقی هستند. لهجه‌های بقیه مخصوصا آن‌ها که خودنام‌گذاری «تورک» را به کار می‌برند و سنتا بر مذاهب شیعه و علوی تورک هستند، همه جزء گروه لهجه‌های اوغوز غربی است.

تصویر دقیق و تقسیم‌بندی زبان‌های رایج زبان‌های داخل به خانواده‌ی زبان‌های تورکیک در ایران چنین است:

زبان‌های تورکیک در ایران

گروه لهجه‌ها

لهجه‌ها

زیرلهجه‌ها

١

تورکی (از اوغوز غربی)

ا- تورکمانی

-تورک‌ایلی

-گه‌لیرسه‌ن (آزربایجانی)

-گه‌لیره‌ن (ایراق)

-سونقور

 

-قاشقایی و جنوب ایران

 

ب- خراسانی

 

٢

تورکمنی (از اوغوز شرقی)

 

 

٣

قازاقی (از قیپچاقی)

 

 

٤

خلجی (از آرقو)

 

 

١-در ایران علاوه بر «زبان تورکی» (اوغوز غربی)، از دیگر زبان‌های داخل در خانواده‌ی زبان‌های تورکیک، زبان‌های «تورکمنی» (اوغوز شرقی)، «خلجی» (از آرقوی باستان)، «قازاقی» (از زبان‌های قیپچاقی)، و احتمالا به مقدار بسیار کمی «اوزبکی» و «اویغوری» (مهاجرین از افغانستان، هر دو از زبان‌های قارلوق) نیز رایج هستند. متکلمین زبان تورکیک خلجی در خلج‌اوردا (خلجستان) در منتهی الیه جنوب شرقی تورک‌ایلی در شمال غرب ایران، و متکلمین زبان‌های تورکیک تورکمنی و قازاقی در شمال شرق ایران در تورکمن‌یورت ساکن هستند.

٢- در ایران «زبان تورکی» (اوغوز غربی) به لحاظ جوغرافیایی دارای دو گروه لهجه‌ی عمده، متشکل از الف)- لهجه‌های «خراسانی» و ب)- لهجه‌های «تورکمانی» (بقیه، در مقابل لهجه‌های عوثمان‌لی و بالکان) است. لهجه‌های تورکمانی خود به زیرگروه‌های منطقه‌ای «تورک‌ایلی» (در شمال غرب ایران به سوی مرکز آن)، لهجه‌ی مستقل «سونقوری» در شهرستان سونقور در استان فعلی کرمانشاه، لهجه‌های تورکی رایج در استان‌های مرکزی و جنوبی ایران (اصفهان، فارس، کرمان، بوشهر، چهار محال و بختیاری، ....) و طوائف آن منطقه از جمله قشقائی – قاشقایی، ایناللو – اینال‌لی، افشار، بوجاق‌چی، ...، هم‌چنین برخی از لهجه‌ها در شمال شرق ایران (رامیان، گلوگاه، درگز، ....) تقسیم می‌شوند.

٣-زبان تورکی (اوغوز غربی) رایج در ایران را هم‌چنین می‌توان بر اساس یک خصوصیت گرامری و دستور زبانی به دو زیرگروه الف)- لهجه‌های «گه‌لیرسه‌ن» که در بخش اعظم منطقه‌ی «آزربایجان» در شمال تورک‌ایلی (استان‌های آزربایجان شرقی و غربی و اردبیل و گیلان تا مرز جمهوری‌های آزربایجان و تورکیه، و نیمی از استان زنجان) رایج است، و ب)- لهجه‌های «گه‌لیره‌ن» (بخش‌هایی از استان آزربایجان غربی، نیمی از استان زنجان و همه‌ی جنوب و جنوب شرقی تورک‌ایلی واقع در استان‌های همدان و مرکزی و قوم و تهران و ...)، تقسیم کرد.

٤-«لهجه‌های خراسانی» شامل بسیاری از لهجه‌های تورکی در شمال شرق ایران و نیز لهجه‌ی ابیوردی در جنوب ایران است.

-پروفسور دوئرفر که تحقیقات میدانی مفصلی در خراسان داشت، صراحتا می‌گوید زبان اصلی در شمال خراسان تورکی است. این تثبیت علمی به جهت آن که نادرستی تبلیغات ملیت‌گرایان افراطی کورد و حامیان غربی آن‌ها مبنی بر اکثریت بودن کوردها در شمال خراسان را نشان می‌دهد دارای اهمیت است: «به ‌راستی هم در خراسان، مخصوصاً در قسمت‌های شمال شرقی، مثلاً گرگان و علاوه بر آن به صورت جزایر زبانی بسیار، به زبان تورکمنی صحبت می‌شود. اما زبان اصلی، با کنار گذاردن فارسی، تورکی خراسانی است».

(Gerçekten Horasan'da özellikle bölgenin doğu kısmında, örn. Gurgan'da, ayrıca birçok dil adalarında Türkmence konuşulmaktadır. Fakat asıl dil, tabii Farsça bir tarafa bırakılırsa, Horasanîdir).

-پروفسور دوئرفر جزء اول کلمات Eyāğe (پدربزرگ) و Eyane (مادر بزرگ) در لهجه‌ی خراسانی زبان تورکی را کلمه‌ی تورکی ائییو Eyü به معنی خوب دانسته است. در حالی که ممکن است این جزء محرف اه‌که Eke تورکی و یا یئکه Yéke موغولی هر دو به معنی بزرگ باشد.

- بنا به صفحه‌ی اینترنتی «خوراسان تورکلری ترکهای خراسان»، مقاله‌ی پروفسور گرهارد دورفر دارای اشتباهات بسیار در مورد تورک‌های خراسان است: «مه‌ن‌جه رحمت‌لی گرهارد دورفر خوراسان تورک‌له‌ری ایله باغ‌لی چوخ یانلیش بیلگی‌له‌ر وئریب»[1].

-علی رغم آن که مقاله‌ی پروفسور دوئرفر یک مقاله‌ی علمی و غیر سیاسی است، او به چند واقعیت سیاسی که بر علم تورکولوژی هم تاثیرگذار هستند اشاره کرده است. از جمله وجود کینه و سوء نظر در دولت ایران (پهلوی) نسب به تورک‌ها، و انکار واقعیت تشکل ایران از ملل مختلف از سوی دولت ایران. او اظهار اومیدواری کرده که این وضعیت ناخوشایند به مرور زمان اصلاح شود.

مئهران باهارلی 

زبان‌های تورکی در ایران 

گرهارد دوئرفر Gerhard Doerfer 

ترجمه: مئهران باهارلی

ایران از جمله‌ی کم‌شناخته شده‌ترین مناطقی است که به زبان تورکی در آن‌ها صحبت می‌شود. در حالی که حدود یک ششم مردم ایران به زبان تورکی سخن می‌گویند، تمام لهجه‌های تورکی رایج در ایران بسیار کم تدقیق شده‌اند. این وضع ناشی از شرایط سیاسی نیز هست. ایران کمابیش به مدت هزار سال تحت حاکمیت خاندان‌های تورک (و ارتش‌های تورک) قرار داشته است. و این مسئله به نوبه‌ی خود سبب ایجاد درجه‌ی معینی از حس کینه گردیده است. از اینروست که انتشارات مربوط به فرهنگ و زبان تورکی از استقبال کمی برخوردار شده و با حسن نظر بدان‌ها نگریسته نه‌شده است. همان‌گونه که قابل تصور است، این رویه به سبب حرکات استقلال‌طلبانه‌ی آزربایجانی پس از جنگ جهانی دوم (این نکته هم قابل ذکر است که این حرکت به طور وسیعی از خارج حمایت می‌شد) و جنگ‌های طائفه‌ای بلا انقطاع قشقائی‌ها تشدید شد. اما تحت تاثیر گرایش به لیبرالیزاسیون که در تمام شئون کشور در حال جای‌گیری است (گشایش مدارس و بیمارستان‌ها، راه‌سازی، اصلاحات ارضی و غیره) امکانات شناخت و بررسی زبان‌های تورکی ایران هم تدریجاً افزایش می‌یابد.

در تابلوئی که از این بررسی به‌دست می‌آید ایران نه تنها به عنوان کم‌شناخته شده‌ترین منطقه‌ی تورک‌زبان، بلکه در عین حال به صورت جالب‌ترین آن‌ها نیز جلوه‌گر می‌شود. این تابلو هنوز خطوط قطعی خود را پیدا نه‌نموده است. در موارد بسیاری فقط بعضی حدس و گمان‌ها وجود دارد و در بسیاری جاها نیز اشارات بسیار مبهم و طرح‌های ابتدائی در دست داریم. اما این هم هست که آینده محققاً ارمغان‌های بسیار گران‌قدری تقدیممان خواهد کرد.

تاکنون وجود چهار زبان تورکی در ایران مفروض بود (این‌ها را نه زبان، گروه لهجه‌ها نیز می‌توان نامید). در باره‌ی این چهار گروه مختصراً توضیحی می‌دهم:

١- تورکی آزربایجانی (آزری): جهت بدست آوردن محدوده‌ی انتشار این زبان به نقشه‌ی موجود در Philologiae Turcicae Fundamenta, I, Aquis Mattiacis،1959  مراجعه کنید. این زبان از سوی چندین میلیون تن، مخصوصاً در شمال غربی کشور صحبت می‌شود. مهم‌ترین ناحیه‌ای که بدان صحبت می‌شود، تبریز است. این زبان شناخته ‌شده‌ترین زبان تورکی در ایران است. در باره‌ی آن آثاری در مقیاس وسیع از سوی اوروپائیان منتشر شده است (به Philologiae Turcicae Fundamenta صفحه‌ی ٢٨١ و کتاب‌شناسی متعاقب آن مراجعه کنید). در ایران نیز گه‌گاه در مورد آزری ایران، کتب گرامر کوچکی منتشر می‌گردد. در این‌جا فقط به بهترین‌شان اشاره می‌کنم. م. ع. فرزانه، مبانی دستور زبان آزربایجان، تبریز، ١٣٣٤ شمسی (این دستور زبان، با نمونه قرار دادن اثر زیر نوشته شده است: Muharrem Ergin, Osmanlıca Dersleri, I, Türk Dil Bilgisi, İstanbul 1958, 2. baskı 1962)

هر چند که این زبان نسبت به بقیه شناخته شده‌تر است، اما نکات خالی بسیاری در تدقیق آن نیز موجودند. این مطلب را شماره‌ی آثار چاپ شده هم روشن می‌کند. در ایران پس از جنگ جهانی دوم در مورد دستور زبان تورکی آزربایجانی فقط ٢٠ تدقیق چاپ شده است (اطلاعات مفصل در باره‌ی این آثار را در اثر زیر نشر خواهم کرد: Irano-Altaica, Current Trends in Linguistics IV) در مقابل، در طول همین مدت در آزربایجان شوروی در باره‌ی زبان تورکی آزربایجانی بیش از ١٠٠٠ اثر چاپ شده است. از مهم‌ترین خلاء‌های موجود این است که شیوه‌های متعدد تورکی آزری هنوز بسیار کم بررسی گردیده‌اند. به عنوان مثال، در ساحل جنوب شرقی دریای خزر، در گلوگاه (و نیز هشتیکه) شیوه‌ای از تورکی آزری وجود دارد که در آن تغییر ü به u و ö به e رخ داده است. (این امر در نقشه‌ی Philologiae Turcicae Fundamenta  اصلاً نشان داده نه‌شده است). به عنوان نمونه در این شیوه اۆچ-٣Üç  به اۇچ، یۆز- ١٠٠ Yüz به یۇز Yuz، دؤرت-٤ Dört، به دَرتDert ، گؤز-چشم Göz به گَز Gez تبدیل می‌شود. بی‌شک بررسی شیوه‌های آزربایجان در ایران، تابلویی بسیار رنگین‌تر از آن‌چه از بررسی لهجه‌های تورکی تورکیه در آناتولی حاصل شد، به‌دست خواهد داد.

٢- زبان‌های ایناللو و ٣- قشقائی: این دو زبان فوق‌العاده به تورکی آزری شبیه‌اند. حتی می‌توانند به عنوان لهجه‌های تورکی آزری نیز نشان داده شوند. ایناللو در جنوب شرقی شیراز و قشقائی در شمال غربی آن صحبت می‌شود. جهت بررسی‌های چاپ شده در موردشان مراجعه کنید به PTF ص ٢٨١. با وجود این که منگس  Mengesملزمه‌ی بسیاری در مورد این زبان‌ها گردآوری نموده بود، متاسفانه هنوز به چاپ نه‌رسیده‌اند. به عقیده‌ی وی - بر خلاف بسیاری از تورکولوق‌های دیگر - این زبان‌ها نه‌می‌توانند به عنوان شیوه‌های تورکی آزری قبول شوند و به لحاظ خصوصیات عدیده‌ای، بیش از تورکی آزربایجانی به تورکی تورکیه نزدیک‌تر هستند. در باره‌ی لهجه‌ی قشقائی مقداری ملزمه نیز از سوی دانشجویانم در سال ١٩٦٨ جمع آوری شده است (مقایسه کنید با ماده‌ی ١٠). چاپ و انتشار هر چه سریع‌تر تمامی این ملزمه ضرورت دارد.

٤- تورکمنی: این زبان طبق نقشه‌ی Philologiae Turcicae Fundamenta در منطقه‌ای که از قسمت جنوبی جمهوری تورکمنستان شوروی (به طور تقریبی از گرگان) و از ساحل جنوب شرقی دریای خزر آغاز می‌شود و به صورت قوس وسیعی تا مرز افغانستان (و در ادامه‌ی آن تا نواحی داخلی افغانستان هم امتداد می‌یابد)، صحبت می‌شود (برای عدم تطابق کامل نقشه‌های داده شده با واقعیت به ماده‌ی ١١ نگاه کنید). تورکمنی ایران، بر خلاف تورکمنی شوروی، بسیار کم تدقیق شده است. بی‌شک گه‌گاه ملزمه‌ای از این زبان نیز چاپ و در باره‌شان بررسی‌های علمی هم صورت می‌پذیرد. مثلاًYusuf Azmun, Türkmen Halk Edebiyatı Hakkında, s. 38, (Reşid Rahmeti Arat için, Türk Kültürünü Araştırma Enstitüsü Yayınları, 19, Seri: I Sayı: A 2, Ankara 1966). اما در نگاه کلی، این بررسی‌ها بسیار نارسا می‌باشند.

می‌شود گفت که حتی چهار زبان تورکی شناخته شده‌ی ایران هم تاکنون بسیار کم بررسی شده‌اند و شیوه‌های این زبان‌ها غالباً یا اصلاً شناخته نه‌شده و یا بسیار کم تدقیق گردیده‌اند.

اکنون می‌خواهم در مورد زبان‌های تورکی ایران که تاکنون ناشناخته مانده‌اند صحبت کنم. نخست پنج زبان را که به شکلی قطعی تثبیت نه‌گردیده، اما به طور مبهم اشاراتی بدان‌ها شده است، می‌شمارم:

٥- ک. ه. منگس درResearch in the Turkic dialects of Iran (Preliminary Report On A Trip To Persia, Oriens 4, 1951, s. 279) از زبان سلجوقی که در جنوب و جنوب غربی کرمان بدان صحبت می‌شود بحث می‌کند، یعنی یک زبان تورکی در محلی بسیار دور افتاده در شرق ایران. افسوس که منگس نه‌توانست فرصت تدقیق زبان سلجوقی را پیدا کند.

٦- به نظر منگس، ص ٢٧٩، در بلوچستان و مکران یعنی کاملاً در جنوب شرقی ایران هم تورکانی هستند. اما حتی نام‌های این قبایل تورک نیز دانسته نیست. از این‌رو موجودیت و یا عدم موجودیتشان به قدر کافی شبهه‌دار است.

٧-  و ٨- طبق نامه‌ی Làszló Szimonisz (Bloomington) که به سال ١٩٦٥ در جنوب ایران بوده است، در جنوب تهران دهاتی هستند که به زبان جغتائی (تورکی شرقی) و قبچاقی سخن می‌گویند. بخش‌های مهم این نامه را که از استانبول به این‌جانب فرستاده است را نقل می‌کنم: «از ٢٨ تموز ١٩٦٥ تا اواسط آوگوست در جنوب ایران، در اطراف شیراز و اصفهان بودم. هیچ چیز در باره‌ی تورکان جنوب ایران نه‌نوشتم. ملزمه‌ی بسیار اندکی در دست دارم. اما متاسفانه آن هم پیشم نیست. بررسی‌هایی در مورد بعضی کلمات انجام دادم و شباهت بسیار بزرگی بین آن‌ها و تورکی غربی (قپچاقی) مشاهده نمودم. شخصی که در راه با وی آشنا شده بودم از دو روستا در نزدیکی شهر رضا شاه (در راه اصفهان، ٩٠ کیلومتری جنوب تهران) برایم سخن گفت. گویا یکی لهجه‌ی غربی و دیگری لهجه‌ی شرقی را به‌کار می‌برد. شخصی که این اطلاعات را به من داد می‌گفت از طائفه‌ی سمرقند بوده و به زبان جغتائی صحبت می‌کند. در عین حال سیستم شمارشی‌ای که امروزه به‌کار می‌برند به سیستمی که در کتیبه‌های اورخون استفاده شده است بسیار شباهت دارد».

تاکنون وجود یک لهجه‌ی اویغوری و یک لهجه‌ی قبچاقی که شمارش - لایه‌های - فوقانی تورکی باستانی را حفظ کرده باشند در ایران معلوم نه‌بود. افسوس که این‌جا نیز بررسی‌های نتیجه‌داری وجود نه‌دارند. شاگردانم در سال ١٩٦٨ دهات مزبور را جستجو کرده، اما نیافته‌اند.

٩- بنابر اثر حسین‌علی رزم‌آرا، فرهنگ جوغرافیائی ایران، تهران، ١٣٢٧ شمسی (و جلدهای دیگر کتاب در سال‌های آتی) در شمال شرقی ایران (خراسان) دهات بسیاری که اهالی‌شان به زبان بربری سخن می‌گویند وجود دارند. در این مورد، نقشه‌ای از طرف مدرس سمینار ایرانیستیک دانشگاه گوتینگن آقای پرویز رجبی آماده‌ی چاپ است (که در ضمن موقعیت زبانی در خراسان را به طور کلی نشان داده و موارد ٤ و ١١ نیز را در برخواهد داشت). به استناد سخنان آقای رجبی، زبان بربری می‌تواند لهجه‌ای تورکی باشد. اما خود وی نیز به عدم قطعیت این ادعا معترف است. در این مورد هم نخست، انجام بررسی‌های مفصل ضروری است. اما بنا به اثر ه. ف. شورمان (H. F. Schurmann, The Mongols of Afghanistan, 's-Gravenhage, 1962  صفحه‌ی ١١٤) این که بربری‌ها از هزاره‌‌ها یعنی تاجیک‌هائی که دارای قیافه‌ی موغولی‌اند باشند محتمل‌تر می‌نماید (این مطلب از طرف Semih Tezcan گفته شده است).

بنابراین شمارش زبان‌های تورکی ایران را که تاکنون معرفی شده و بررسی نه‌شده‌اند به پایان بردیم. مقاله‌مان را با معرفی دو زبان تورکی که تاکنون شناخته نه‌شده بودند، اما اخیراً به طور همه‌جانبه‌ای بررسی شده و دیگر دارای ملزمه‌ی کافی هستند، ختم می‌کنیم:

١٠-نخست با زبان خلج که به فاصله‌ی ٢٠٠ کیلومتری از جنوب غربی تهران صحبت می‌شود، آغاز می‌کنیم. موقعیت خاص این زبان تاکنون معلوم نه‌بود. مثلاً منگس در اثر فوق الذکر خود، صفحه‌ی ٩ و ٢٧٨ خلجی را لهجه‌ای از تورکی آزربایجانی نشان داده است. در سال‌های ١٩٠٦ و ١٩١٧ مینورسکی قیدهایی از این زبان به عمل آورده و در سال ١٩٤٠ از سوی وی مقاله‌ای (The Turkish Dialect of the Khalaj, BSOAS 10:2, 417-437) منتشر و در همان سال محقق ایرانی م. مقدم مجموعه‌ای از کلمات آن را (گویش‌های وفس و آشتیان و تفرش. ایران کوده ١١، تهران ١٣١٨ شمسی) چاپ کرده است. نویسنده‌ی این مقاله موفق به اثبات این مطلب شد که خلج نه تنها شیوه‌ی (کمی دورافتاده‌ی) زبان تورکی آزری نیست، حتی زبان تورکی معینی نیز نه‌بوده، بلکه گروه مشخصی از زبان تورکی را تشکیل می‌دهد. (Das Chaladsch- Eine Archaische Türksprache in Zentralpersien, ZDMG 118, 1968 79-112).

خانواده‌ی زبان‌های تورکی می‌توانند به هفت گروه تقسیم شوند:

١- چوواش

٢- تورکی جنوب غربی یا اوغوز (تورکی تورکیه و غیره)

٣- تورکی شمال غربی یا قبچاق (تاتاری قازان و غیره)

٤- تورکی جنوب شرقی یا اویغور (اوزبکی و غیره)

٥- تورکی شمال شرقی یا سیبریای جنوبی (تووین و غیره)

٦- یاقوت

٧- خلج

در حالی که خلج کوچک‌ترین گروه را تشکیل می‌دهد (تقریباً از سوی ٢٠٠٠٠ نفر در ٤٦ روستا صحبت می‌شود) هم‌راه با چوواش مهم‌ترین این گروه‌هاست. زیرا نشان‌دهنده‌ی قدیمی‌ترین خصوصیات است. در این زبان نه فقط «دd-» باستان تورکی، بلکه «ه-h» (< «پ-p» < «ف-f»( تورکی مادر متاخر نیز مشاهده می‌شود. مثلاً در خلج هاداق-Hadaq (چوواش: اوراUra-؛ تورکی تورکیه، تاتاری قازان، اوزبک: آیاق Ayak؛ تووین: آداخAdax  یا آتاخ Atax). وجود «ه-h» قدیم در نخستین حرف کلمه به صورت تک و توک در بعضی از زبان‌های تورکی معلوم بود. مثلاً در آزری و اویغوری نو: هؤل Höl؛ اوزبک: هول Hol؛ خلج: هیل Hîel، هؤؤلHőöl -  به معنی خیس. اما فقط خلج است که به روشنی تعویض «ø» در نخستین حرف کلمه را با «ه-h» در نخستین حرف کلمه به گونه‌ای سیستماتیک محافظه کرده است (دو مصوت a- ا و  â-آ در نخستین حرف، مثلاًÂt  آت = اسم، At آت = اسب در تورکی باستان، در بسیاری از زبان‌های تورکی مودرن مثل هم‌اند: در آزری Ad آد = اسم، At آت = اسب، اما در خلجیÂat  آات = اسم و Hat هات = اسب).

باز خلج تنها زبان تورکی است که مصوت کوتاه با مصوت کشیده‌ی ساده î و مصوت دیفتونگ شده‌ی کشیده را به عنوان کیفیت‌های سه‌گانه‌ی مصوت در زبان تورکی مادر حفظ نموده است (مثلاً a و â و âa را). به همین دلیل می‌شود مواردی را که در کاشغری با صدادار کشیده و در عوض در تورکی (و یاکوتی) با مصوت کوتاه نشان داده می‌شوند و ما آن‌ها را تاکنون استثناء می‌نامیدیم توضیح داد. تابلوی کوچکی به‌دهیم: گروه اول(â, ê, î, ô, ő, û, ű)  صدادارهای کشیده و گروه دوم (ā, ē, ī, ō, ū) صدادارهای نیم‌کشیده را نشان می‌دهد. باید این نکته را نیز روشن کنم که در موارد غیر تاکیدی و یا حین مکالمات سریع تمایل به کوتاه‌شده‌گی مصوت کشیده موجود است.

خلج

کاشغری

تورکمنی

تورکی (آزری)

 

هات  Hat

آت  At

آت  At

آت  At

صدادار  a

بآش   Bâş

بآش  Bâş

باش   Baş

باش  Baş

آات  ÂAt

آت  Ât

آت   Ât

آد Ad

توخ  Tox

توق  Tok

دوق   Dok

توخ  Tox

صدادار  o

قول  Quol-Gōl

کول  Kôl

قول  Gol

قول   Qol

هوت  Hûot

اوت  Ôt

اوت   Ôt

اود   Od

در باره‌ی بررسی این زبان این اطلاع را می‌بایست بدهم: در مارس ١٩٦٨ سه تن از شاگردانمSemih Tezcan, Hartwg Schintharlt, Wofram Hesche از طرفم سفری تحقیقاتی انجام دادند (به سبب ماموریت مدت‌ها از قبل تعیین شده‌ام به عنوان استاد مهمان در آمریکا، از این سفر تحقیقاتی باز ماندم). شاگردانم از این سفر ٩ نوار کاست پر خلجی و مقداری ملزمه از لهجه‌ی قشقائی به همراه آوردند. در همان سال مقاله‌ی فوق الذکرم در ZDMG منتشر شد. به سبب تحریر این مقاله در سال ١٩٦٧ ملزمه‌ای که دانشجویان همراه خویش آورده بودند در آن منظور نه‌شده بود و فقط بر اساس آثار مینورسکی و مقدم تنظیم شده بود. در مقاله‌ی فوق الذکر دیگرم که در Current Trends چاپ خواهد شد، نیز توضیحاتی در مورد زبان خلج نوشتم. علاوه بر این در کونگره‌ی شرق‌شناسان آلمان در Würzburg  کونفرانسی در مورد زبان خلج داشتم. متن این کونفرانس در میان مقاله‌های کونگره چاپ خواهد شد. در این سفر ملزمه‌ی اولین سفر به خلجستان ارزیابی گردیده است. در مارت ١٩٦٩ دومین سفر تحقیقاتی را همراه با پرویز رجبی و سمیح تئزجان (تنها فرد اشتراک کننده در هر دو سفر) انجام دادیم. ملزمه‌‌ی جمع‌آوری شده در این سفر بسیار بیش از سفر نخستین بوده است. قبل از آن در تاریخ ١٩٦٨ کتاب Khalaj Materials, cilt I بر اساس ملزمه‌ی سفر نخست جهت انتشار به Altaic and Uralic (Bloomington) فرستاده شد. در این کتاب چندین متن داده شده و اهمیت زبان خلج از دید تاریخ زبان‌های تورکی مطرح شده است. جلدهای بعدی این سری شامل موضوعات زیر خواهد بود: جلد II- متون باقی‌مانده، جلد III- دستور کامل زبان، جلد IV- اطلس منطقه‌‌ی خلج.

جهت به‌دست آوردن فکری تقریبی از موقعیت خاص این زبان تورکی، متنی از روستای خرّاب می‌دهم. این شعر را آقای مسیّب عرب گل در سال ١٩٦٨ نوشته و اولین سند کتبی ادبیات خلج به‌شمار می‌رود (خلج‌ها صاحب ادبیات مخصوص به خود، به‌ویژه ادبیات کتبی نیستند). این را نیز متذکر می‌شوم که سیستم آوانگاری در این متن ساده گردیده است. بدین ترتیب مصوت‌های باز و بسته را به صورت جداگانه نمایش نه‌می‌دهم (برای به‌دست آوردن اطلاعات مفصل موجود در مورد فونتیک بسیار پیچیده‌ی زبان خلج مراجعه کنید به Khalaj Materials cilt I. حرف a همیشه لبی (labial) است و تلفظ می‌شود. ğ دائماً به صورت غ تلفظ می‌شود، مانند کلمه‌ی آغ و نه با صدایی مثل دویون).

[در املای لاتین، حرف صدادار کوتاه «آ» را با A، حرف «آ» نیمه کشیده را با Ā، و حرف «آ»ی کشیده را با Â نشان دادم. مئهران باهارلی]

نهار باشوی تیکی یئل هه‌پسه‌ر اه‌رتی  Nahâr bâşuy tîki yēl hepse’r-erti

یوزویو بی هاچوق، بی به‌ک‌‌تر اه‌رتی  Yǖzüyü bî hāçuk bî bekte’r-erti

اگر قوسه‌ی بی حالا بودویا (١) واقسام  Eger quosey bî hâlâ bōduya vaqsam

صوابی سه‌یه حجِّ اکبر اه‌رتی  Sevâbi seye ha’cc-i ekber erti

کؤزیی جئیران کؤزی‌ده خئیلی یه‌تر (٢)  Köziy céyrân közide xéyli yeter

قاشوی آسمان کمانی‌دا (٣) کمان‌تر  Qâşuy âsmân kemânida kemântar

هئیکه‌لوی نئسه‌که مانوتماق (٤) اولور  Héykelüy nêseke mânutmaq ōlur

صینوبر وارا هایدوم یا کی یه‌تر  Sinobe’r-vâra’ hāydum yâ ki yeter

مه‌ن اون ییله‌ر ایمیده‌م سه‌ن ‌یه‌که‌لگه‌ی  Men ōn yi’l-er imî’dem sen ye’kelgey

اگر که‌لدوی تاقی قومام یووارگه‌ی  Eger keldüy taqı quomam yo’vargey

زمانا بی‌وفالارلا رفیق آر (٥) Zemâna bîvafâla’rla refî’ğ-ar

یاغین او قومایور کی سه‌ن ‌یه‌که‌لگه‌ی  Yağın ō quo’mayur ki sen ye’kelgey

نه مه‌ن فرهاد و نه سه‌ن شیرین اولوی  Ne men Ferhâd o ne sen Şīrīn ōluy

نه مه‌ن مجنون، نه سه‌ن ته لئیلی اولوی  Ne men Mecnûn ne sen te Léyli ōluy

ولی ییز بیسوتون بی تیشه واروم (٦)Velî yîz Bîsutûn bî’ tīşe vâarum

قازام تاغ و بیلیم کی راضی اولوی (٧) Qazam tâğ u bilim ki râzī ōluy

بی کاغاز ییره‌کوم قانی‌لا یازدوم  Bî kağaz yireküm qâani’la yazdum

گه‌وه‌رچین بوینی‌دا مه‌ن اونو هاسدوم  Geverçin būynida men onu hasdum

گه‌وه‌رچینی اوچورتدوم هواقا (٨) Geverçini uçurtdum hevâka

کؤزیم یول و اؤزوم یئشیک‌چه (٩) قالدوم  Közim yûol o üözüm īéşi’kçe qaldum


ظهر باد موی سرت را پریشان می‌کرد - رویت را یک بار می‌پوشاند و بار دیگر باز می‌کرد

اگر اجازه دهی اکنون یک بار به قد و بالایت نگاه کنم - صواب [آن برابر با] یک حج کبیر می‌شد

چشمت از چشم آهو خیلی نیکوتر است - ابرویت از کمان آسمان خمیده‌تر

بدنت را به چه می‌توان تشبیه کرد - به‌گویم به صنوبر [شبیه است] یا که به بهتر از آن

من ده‌ها سال است به این اومیدم که تو بیایی - اگر بیایی، دیگر نه‌می‌گذارم به‌روی

زمانه رفیق و دوست بی وفاها است - بی شک این اوست که نه‌می‌گذارد تو بیایی

نه من فرهاد به‌شوم و نه تو شیرین - نه من مجنون به‌شوم و نه تو لیلا

اما اگر صد بیستون باشد و من یک تیشه داشته باشم - کوه را می‌کَنَم و می‌دانم که خشنود خواهی شد

با خون دلم یک کاغذ نوشتم - و آن را به گردن یک کبوتر آویختم

و کبوتر را به هوا پرواز دادم - چشمم به راه و خودم دم در [به انتظار] ماندم.

١-- Bōduya در تورکی باستان Bôduna.Bôd  قد، بدن. در تورکی تورکیه (و آزری) بویBoy . در کلمه -d- حفظ شده است.

٢- زیباتر ؟ [ یئی: به. یئی‌ره‌ک<  یئی‌تر < یه‌تر<  بهتر.  مئهران باهارلی]

٣-  مانند کتیبه‌های اورخون حالت مفعول منه  (Ablative) da-دا و  de-ده است (-ده‌ن)

٤- «مان» فارسی به معنی مثل، مانند. از فعل مانیدن به معنای شبیه بودن.

٥- - arآر، er -ه‌ر. است dir= معادل  -erürاه‌رور در تورکی باستان است. اه‌رتی erti هم از همان ریشه است.

٦- وار مانند فعل صرف می‌شود. بی‌شک تحت اثر فعل داشتن فارسی است.

٧- تلمیح به افسانه‌ی فرهاد و شیرین.

٨- حالت مفعول به (Dative) به شکل کاka-، که ke-است (-ه).

٩- حالت مفعول فیه (Locative) به شکل معمولی –چاça-، -چهçe-  است. در کلمه‌ی یوول (Yûol) این پسوند حذف شده است (-ده).

زبان خلج به لهجه‌های متعددی تقسیم می‌شود. از میانشان لهجه‌ی تلخاب که در منتهی الیه شمال غربی قرار دارد، از دیگر لهجه‌ها کاملاً متفاوت بوده، حتی از سوی خلج‌ها به صورت زبانی جدا تلقی می‌گردد. بعضی از خلج‌هائی که کوچ کرده‌اند هم اکنون در میان قشقائیان زنده‌گی می‌کنند.

١١- می‌خواهم آخرین زبان را خراسانی به‌نامم. این زبان تاکنون شناخته نه‌شده بود (این وضعیتی تیپیک برای ایران است!!). در حالی که این زبان از سوی ٨٠٠٠٠٠ تن صحبت می‌شود. در اثر رزم‌آرا از این زبان به ساده‌گی با تورکی (یعنی تورکی آزربایجانی) یاد می‌شود. در مقابل، در نقشه‌های اوروپائی (در نقشه‌ی Fundamenta  هم) گفته می‌شود که در این ناحیه به تورکمنی تکلم می‌شود. به‌راستی هم در خراسان، مخصوصاً در قسمت‌های شمال شرقی، مثلاً گرگان و علاوه بر آن به صورت جزایر زبانی بسیار، به زبان تورکمنی صحبت می‌شود. اما زبان اصلی، با کنار گذاردن فارسی، تورکی خراسانی است. این زبان در عین حال که شباهت معینی با زبان تورکمنی نشان می‌دهد (مثلاً حفظ مصوت‌های کشیده) از سوی دیگر به جهات خصوصیات عدیده‌ی مهمی به صورت قطعی از تورکمنی جدا می‌گردد و چه از سوی ساکنان خراسان و چه از سوی مقامات ایرانی جدا از تورکمنی شمرده می‌شود. طبق اطلاعاتی که رزم‌آرا می‌دهد، نقشه‌ی مفصل منطقه از سوی آقای رجبی که خود اهل همین منطقه می‌باشد (اما بسیار زود از این محل جدا شده)، آماده خواهد شد.

در ٥‌ام مارس ١٩٦٩ فرصت ثبت ملزمه‌ای چند از این زبان حاصل گردید. در مورد این ملزمه ذیلاً توضیح داده خواهد شد. اشخاصی که این ملزمه از سوی آن‌ها گردآوری شده، عبارتند از اسماعیل بیدی (٢٧ ساله، تکنیسین) و مهدی فیروزیان (٣٢ ساله، کارمند بانک) و هر دو اهل بوجنورد می‌باشند. از بررسی زبان این دو شخص نتایج زیر به‌دست می‌آید:

١- روشن است که زبان مورد بحث از گروه جنوب غربی زبان‌های تورکی است. درGēz  چشم (به جای GözDīş  دندان (به جای Diş). در تمام زبان‌های اوغوز صدای پیشین -k و -t در تورکی باستان (Kőz, Tîiş)  به  -g -dتبدیل شده‌اند.

٢- این زبان مصوت‌های کشیده‌ی تورکی باستان را حفظ کرده است. مثلاً Bût ران،Yâğ  روغن،Kân  خون،Yôl  راه (در تورکمنی Bût, Yâğ, Gân, Yôl).

٣- مصوت‌های محافظه شده به طور سیستماتیک در تورکی تورکمنی نیز موجود است (در لهجه‌های غربی آنادولو نیز مصوت‌های کشیده کوتاه شده و بسیار نادراند. مقایسه کنید با Zeynep Korkmaz, Batı Anadolu Ağızlarında asli vokal uzunlukları hakkında, TDAY, Belleten 1953, 197-203)  علی رغم این امر، خراسانی غیر از تورکمنی است. این مطلب را حفظ مصوت‌های کشیده‌ی تورکی باستان، نه فقط در مواضعی که در مصوت‌های دیفتونگ کشیده وجود دارند، بلکه در موارد زیر دیگر نیز روشن می‌سازد. مشابه آنچه فوقاً مشاهده کردیم، تورکمنی کشیده‌گی‌های دیفتونگ را محافظه نموده، کشیده‌گی‌های ساده را نیز کوتاه کرده است. یعنی:  Âatبه جایÂt  (اسم)، اما Baş به جای Bâş (سر). خراسانی کشیده‌گی‌های ساده را نیز محافظه کرده است: Bâş (سر)، Îç (سه)، (در تورکمنی Üç، اما در خلج Űş-Îç، در کاشغری Űç).

خراسانی در نکات مهم دیگری نیز به وضوح از تورکمنی جدا می‌گردد. از جمله تبدیل ö به  eو ü به i. در این امر بی‌شک تاثیر زبان‌های ایرانی موجود است. (در فارسی صداهای ö و ü موجود نه‌می‌باشد). مقایسه کنید با شیوه‌ی فوق الذکر گلوگاه از تورکی آزری. در آن‌جا نیز تحت تاثیر فارسی به همان شکل صداهای ö و ü تغییر یافته‌اند (فقط این نیز هست کهü  بهu  تبدیل شده است). مقایسه کنید با مثال‌های داده شده در فوق:Gēz  (به جایGöz ) و Îç (به جای Üç). چند مثال دیگر: Gīn (به جای GünSît  (به جای Süt)، Hêel [به جای HölDīert  (به جای DörtElmâk  (به جای Ölmek) و غیره [به ترتیب به معنی چشم، سه، روز، شیر، خیس، چهار، مردن].

در بعضی موارد، خراسانی شکل‌هائی را که یادآور زبان‌های دیگر تورکی است، از خود نشان می‌دهد. از این جمله: İlân (در تورکمنی Yılânİlan  ترکی آزری را به‌خاطر می‌آورد. باز Dūdak (در تورکمنی Dôdak، در آزریDodaq ) بسیار بیشتر از زبان‌های اوغوزی رایج در شرق یعنی تورکمنی و آزری که به لحاظ جوغرافیایی به خراسانی نزدیک‌ترند، یادآور تورکی تورکیه (Dudak) است (آیا می‌بایست شکل Dudok  اوزبیکی را با این کلمه‌ی خراسانی توضیح داد؟ مقایسه شود باA. K. Borovkov, Uzbeksko-Russkiy Slovar, Moskova, 1959, 153).

اضافه بر موارد فوق، خراسانی دارای بعضی اشکال ویژه است که در هیچ کدام از زبان‌های دیگر اوغوز مشاهده نه‌می‌شود. از این جمله:

الف- k به عنوان صدای آخر همیشه به y ی تبدیل شده است. مثلاً Eşey به جای Eşek،İney  به جای İnek،Eley  به جای Elek،Otirdi  با i بسته به جایOturduq  (به موازات این،Otirdi  با i باز به جای Oturdu). این وضع را می‌توان با تبدیلk  در اشکال Eşek-Eşeyim  توضیح داد.

ب- u را پس از هجای اول به طور طبیعی به شکل ı می‌بینیم. به عنوان مثالOdın  به جای (Odun).u  در هجای اول نیز می‌تواند به ı تبدیل شود: Bırın (< Burın < Burun) و Yımırta (< Yumırta < Yumurta).

خراسانی دارای کلمات منحصر به خود بسیاری است. از این جمله:

الف- Eyāğe (پدربزرگ)، Eyane (مادر بزرگ):Eyü  (Edgü<) +Ana, Âğa: پدر خوب، مادر خوب (در تورکمنی این کلمه فقط در اصطلاح Eygörmek  به معنای دوست داشتن، خوش‌آمد، محافظه شده است).

ب- Ağızke (پنجره): که احتمالاً از کلمه‌ی Ağız ساخته شده است. در مقابل در زبان‌های دیگر جنوب غربی کلمه‌ی فارسی پنجره جای‌‌گزین شده است. در تورکی تورکیه Pencere و آزری پنجره Pencere، تورکمنی  Pencire

در بعضی موارد خراسانی خصوصیات باستانی را حفظ نموده است و از این نظر با تورکمنی در یک مسیر قرار دارد. از این جمله:

الف- در Bermek به جای Vermek و Bo بجای Var، حرف b حفظ شده است.

ب- صدای ñ حفظ گردیده است. مانندOturdiñ  به جای Oturdun،Onıñ Dili  به جای  Onun Dili

چند کلمه‌ی خاص خراسانی به عنوان آخرین مطلب داده می‌شود:

Ôrinçe: یونجه (در تورکی تورکیه و آزری Yonca، تورکمنی Yorunça)

Towli: تگرگ (در تورکی تورکیه و آزری Dolu، تورکمنیDolı، خلج Tuolo و اشکال مشابه از ریشه‌ی Tôli در تورکی مادر).

Eki: [ دو ] (در تورکی تورکیه و آزری و تورکمنی İki، اما اَشکال مختص به لهجه‌ها در آزری ‌Ekki، تورکمنی Eki)

Yığlamak: گریستن (در تورکی تورکیه و آزری Ağlamak، تورکمنیAğlamak ، اما کلمه‌ی Yığlamak در بسیاری از شیوه‌های دیگر تورکی کلمه‌ای شناخته شده است. شکل باستانی آن نیز Yığla است).

همان‌طور که از مثال فوق الذکر دیده می‌شود، خراسانی در بعضی موارد «ه-h» را حفظ نموده است. اما این وضعیت مانند آن‌چه که در زبان خلج دیده می‌شود ثابت و پایدار نیست (مقایسه شود با آزری Hol و غیره. اما در تورکمنی Ől).

این زبان خصوصیات بسیار دیگری نیز دارد. ملزمه‌ی جمع آوری شده در مقاله‌ی دیگری چاپ خواهد شد، فعلاً بدین مقدار بسنده می‌شود (آیا این زبان با زبانی که در F. A. Abdullayev, Fonetika Chorezmskich Govorov, Taşkent 1967  تحت نام اوغوز-اوزبک تصویر می‌شود و در واقع می‌بایست اوزبک-اوغوز باشد رابطه‌ای دارد؟)

----

طبقه‌بندی زبان‌های اوغوز که تاکنون در سه گروه انجام می‌گرفت، اکنون باید با گروه‌بندی چهارگانه‌ی زیر تعویض شود:

١- اوغوز غربی:

تورکی تورکیه

تورکی آزربایجانی

٢- اوغوز شرقی:

تورکی خراسانی

تورکی تورکمنی

در این طبقه‌بندی زبان‌های ١ و ٢ به هم و زبان‌های ٣ و ٤ به یک‌دیگر نزدیک‌تراند، به گونه‌ای که هر دوتای آن‌ها یک زیرگروه را می‌توانند تشکیل دهند. از سوی دیگر تورکی آزربایجانی از بعضی لحاظ گذر از تورکی تورکیه به اوغوز شرقی را نشان می‌دهد. مثلاً حالت مفعول پس از مصوت  niنی، در تورکی تورکمنی Kişi-ni، تورکی تورکیه –یی Kişi-yi. به موازات این، خراسانی نیز در بعضی موارد گذار از تورکمنی به اوغوز غربی را نشان می‌دهد. مثلاً ایلان İlan مانند تورکی آزری، در تورکی تورکیه Yılan ییلان. بدین‌گونه ترتیب ١ و ٢ و ٣ و ٤ نیز تائید می‌شود.

خلاصه کنم، تدقیق و بررسی زبان‌های تورکی در ایران، تابلوئی از منطقه‌ی عمومی زبان‌های تورکی را که امکان به‌دست آوردن آن تاکنون فراهم نه‌بوده است به‌دست می‌دهد. بدون انجام این بررسی، بنیان‌گذاری تورکولوژی مکمل و بی‌نقص امکان نه‌دارد. قدم‌های بزرگی به سوی لیبرالیزاسیون در کشور (ایران) برداشته می‌شود. بی‌شک این جریان لیبرالیزاسیون منحصر به محدوده‌ی اجتماعی نه‌بوده (مانند کاهش فاصله‌ی طبقاتی) در حیطه‌ی ملی (کاهش تنش‌های معین بین ملل مختلف در ایران) نیز آثار خود را نشان خواهد داد. تنش‌های موجود و قبل از هر چیز تشکل ایران از ملل مختلف (از سوی دولت ایران نیز) نه‌باید به صورت مسئله‌ای که وجود نه‌دارد انکار شود:Litt: Nicht Wegsehen, Sondern Hinsehen Macht Die Seele Frei  (مشاهده کردن، نه خود را به نه‌دیدن زدن است که روح را نجات خواهد داد). اما نشانه‌های خوبی از کاهش این تنش‌ها وجود دارد. بی‌شک طبقات پائین مردم ایران فهیم و با‌درک هستند و پیش‌داوری‌ای بر علیه زبان‌ها و انسان‌های بیگانه نه‌دارند. این رفتار کم کم در دوایر دولتی نیز جای‌گزین می‌شود. ایران با ملل دارای حقوق برابرش، که صاحب فرهنگ و زبان‌های متفاوتند، می‌تواند به صورت سوئیس شرق درآید و آن موقع است که زمان بررسی دقیق ملل مختلف ساکن در ایران از جهات مختلف فرارسیده است. و بدین‌گونه علم فیلولوژی و تورکولوژی به مقیاسی که از امروز نه‌می‌توان آن را تخمین زد، غنی‌تر خواهد شد.


[1] خوراسان تورکلری ترکهای خراسان سلاملار آغا مئهران، منجه رحمتلی گرهارد دورفر خوراسان تورکلری ایله باغلی چوخ یانلیش بیلگیلر وئریب.

January 9, 2011 at 8:01pm

Mehran Baharli Sayın Xorasan Türkleri: Bu çalışma uluslararası é’tibar və sayqınlığı olan bir Türkolojist terefinden qeleme alınıp ve İran’da Türk varlığı qonusunu akadémik merkezlere daşımada önemli rol oynayıpdır. Bu üzden de deyerlidir. Ancaq her bir ilk iş kimi bunda da eksiklikler ve yanlışlıqlar vardır. Ayrıca biz İran ve Türkili Türkleri özümüz bu qonularda söz sâhibi olmaz isek ve öz Türkoloqlarımız ve araşdırmacılarımızı ortaya çıxartmazsaq, bu işi başqaları ve Batılılar yapacaq ve béle sorun ve yanlışlıqlar davam édecek. Men bu yazıda sayın Doerfer’in meqâlesinde var olan néçe tartışmalı qonuya deyinmişem. Siz de sizce bu araşdırmada yanlış olan nükteleri qısaca burada yazsaydınız çox yararlı olardı mence. Sayqılarımla

منبع-متن تورکی مقاله:

Sultan Tulu, http://www.tdk.gov.tr/images/css/TDA/1969/1969_1_Doerfer.pdf

No comments:

Post a Comment