Wednesday, June 12, 2019

خوش و بش- اوْن اوْن بئش؛ اصطلاحات هَشٌّ بَشّ عربی، هاششاباش تورکی و شاباش فارسی

خوش و بش- اوْن اوْن بئش؛ اصطلاحات هَشٌّ بَشّ عربی، هاششاباش تورکی و شاباش فارسی 

مئهران باهارلی

اصطلاح عربی « هَشٌّ بَشّ »: در زبان عربی اصطلاحی به صورت «هَشٌّ بَشّ[1] - هَشّ البَشّ» وجود دارد که با تغییر فورم به زبان‌های متعددی از جمله تورکی، فارسی، لوری بختیاری، روسی و ییدیش راه یافته است. جزء هَشٌّ در این اصطلاح به معنای شادی، سرور، مهمان‌نوازی، صمیمیت، لبخند زدن و دوستانه رفتار کردن، ... (با مشتقات و تصریف‌های يَهُشُّ، يَهِشُّ، هَشَاش، هَشَاشَة، هَشّ، هَشَّة، هَشُّون، هَشَّات، ...)، و جزء بَشٌّ به معنی خوب و شاد و شاداب و مسرور و خندان، آورنده‌ی خبر خوش، دهنده‌ی شادی، خوشامدگو، هم‌ریشه با کلمات بشّاش، بشوش، بشّاشت و.س. است.

اصطلاح تورکی هاششاباشHaşşabaş : اصطلاح عربی «هَشٌّ بَشّ» پس از ورود به زبان تورکی، طبق قانون هماهنگی اصوات به صورت هَشٌّ بَشّ هاشّا باشّ هاششا باش درآمده و دوچار تحدید و تخصیص معنایی شده است. در زبان تورکی «هاششاباش» اسم سنت پاشیدن «ساچیSaçı » - اشیایی مانند گل، قند، جو، برنج، پول، و.س. بر سر عروس و داماد، و یا انعامی که به نوازنده‌گان و مطربان و رقصنده‌گان در مراسم عقد و عروسی می‌دهند است. معمولاً در حین پاشیدن «ساچی Saçı»  پاشنده‌گان با صدای بلند کلمه‌ی هاششاباش را تکرار می‌کنند.

اصطلاح هوچچاواش در کوموزان (کمیجان): در بعضی لهجه‌های زبان تورکی مانند لهجه‌ی کوموزان (کمیجان) در استان مرکزی تورک‌ایلی، «هاششا باش» با تبدیل «ش» «چ» و «ب» «و»، به صورت «هوچچاواش» تلفظ می‌شود. چنانچه در منظومه‌ی قالینجا داغی گفته می‌شود: دوگولچه هوچچاواش دیییرده [داوول‌چو هاششاباش دیییردی. دهل‌زن هوچچاواش – هاششاباش می‌گفت][2] . تبدیل قسمت اول «هَشّ» به هوچ در اثر مشابه‌سازی آن با «خوش» فارسی، و سپس جای‌گزین کردن حرف «ش» با «چ» و حرف «خ» با حرف «ه» است. تبدیلات خ ه، ش چ، و ب و (در شاباش چاواش و هش هوچ) احتمال مهاجرت این دسته از تورک‌های کوموزان از آناتولی را که در اغلب لهجه‌های آن تبدیل سیستماتیک حروف «ش‌» «چ» و «خ» «ه» و «ب» «و» به وقوع می‌پیوندد را تقویت می‌کند.  

اصطلاح تورکی «خوش و بش، اوْن اوْن بئش»: در زبان تورکی اصطلاح «خوش و بش، اوْن اوْن بئش» به شوخی و برای احوال‌پرسی و ادای احترام به مهمان با گفتار و پرسش و حال‌جوئی به کار می‌رود (به انگلیسی Small Talk). بخش اول این اصطلاح، همان «‌هَشٌّ بَشّ‌» عربی است که به مرور زمان و با ریشه‌شناسی مردمی جزغ هشّ عربی تبدیل به خوش فارسی، و جزء بشّ عربی تبدیل به بئش (پنج) تورکی شده است. بخش دوم اصطلاح «اوْن اوْن بئش» (ده – پانزده)، تورکی بوده و کنایه از طول و لفت دادن تعارفات است.

مستوفی در کتاب خاطرات خود به اصطلاح «خوش و بش، اوْن اوْن بئش» اشاره و ادعا کرده که این اصطلاح بیشتر در میان تورک‌های فارسی‌گوی به کار می‌رود. وی معنی بخش « بش » و مناسبت آن با معنی این اصطلاح را متوجه نه‌شده و به اشتباه احتمال داده که کلمه‌ای با اصل تورکی باشد. حال آن که بش به واقع محرف بشّ عربی است: «٣-خوش و بش، که من برای ریشه‌ی «بش» آن هیچ مناسبتی با مفهومی که می‌خواهند از آن به‌فهمانند نه‌توانستم پیدا کنم و شاید اصل آن هم تورکی باشد، کنایه از تعارفات معموله‌ای است که بین دو نفر رد و بدل می‌شود و این اصطلاح در نزد تورکان فارسی‌گوی خیلی معمول است و بعضی یک اوْن بئش یعنی پانزده هم بر آن می‌افزایند. از این افزایش می‌توان استنباط کرد که مقصود، زیادی رد و بدل شدن تعارف است...» .

اصطلاح شاباش فارسی و روسی و ییدیش، و شاواش لوری: اصطلاح عربی هشّ و بشّ مستقیما از زبان عربی و یا از طریق زبان تورکی به زبان‌های فارسی (شاباش) و لوری بختیاری (شاواش)، و از طریق زبان تورکی به روسی (شاباش шабаш)، و ییدیش (שאַבאַש)[3] وارد شده است. در زبان روسی این اصطلاح معنی آفرین و احسنت، در ییدیش معنی انعامی که به نوازنده‌گان عروسی داده می‌شود و ظرفی برای چنین انعامی را کسب کرده است. در لهجه‌ی بختیاری زبان لوری تلفظ این کلمه «شاواش» و اصطلاح «شاواشونه» (شاواش + انه) به معنی شاباشی که در عروسی داده می‌شود است (مانند «تویانه» در زبان تورکی مرکب از «توی» تورکی + انه فارسی به معنی هدیه و شاباش عروسی[4]). ریشه‌یابی «شاباش – شاواش ایرانیک، هاششا باش - هوچچاباش تورکی» با عبارت فارسی و فرضی «ها شاد باش»، یک  ریشه‌یابی عامیانه و نادرست است.

کلمه‌ی «وش» در زبان‌های زازا و تاتی: کلمه‌ی «وش» در زبان‌های زازا و تاتی و کلمه‌ی «باشه» در زبان‌کوردی که به معنی خوب و شاد و خوش به کار می‌روند، از کلمه‌ی عربی « باشّ » به معنی خوب و شاد و شاداب و مسرور و خندان و ... هم‌ریشه با کلمات بشّاش، بشوش، بشّاشت و.س. در زبان عربی گرفته شده‌اند.


[2] قالینجا داغی QALINCA DAĞI (حاجی ریضوان HACI RİZVAN) کمیجان (کوموزان)- استان مرکزی- تورک‌ایلی- ٢٠٠٧

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/06/qalinca-dagi-haci-rizvan-duzenleyen.html

[3] שאַבאַש: "1. gratuity given to wedding musicians; 2. receptacle for such a gratuity". Comprehensive Yiddish-English Dictionary" by Beinfeld and Bochner

[4] توی‌یاناTOYYANA  -  تویانه: مرکب از «توی» تورکی به معنی جشن عروسی، به ‌علاوه‌ی پسوند -یانا که تلفظ تورکی پسوند فارسی -انه است: خانیم‌یانا (زنانه)، آدام‌یانا (بشری)، تورک‌یانا – تورکانه (هر چیز منسوب به ‌تورک و مانند تورک).

نام‌های تورکی افشارهای اورمو (اورمیه) در دیوان طرزی افشار (قرن ١٧ میلادی)، تصحیح و تشریح آن‌ها، و ریشه‌شناسی تورکی ناجاق، خنجر، چرکین، جان، دوندار، ...

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/03/blog-post_25.html



No comments:

Post a Comment