Thursday, March 16, 2017

چهارشنبه سوري- اودگون سورو: آخرين چهارشنبه و يا سه‌شنبه شب قبل از ٢١ مارس- يئلين‌آي.


چهارشنبه سوري- اودگون سورو: آخرين چهارشنبه و يا سه‌شنبه شب قبل قبل از ٢١ مارس- يئلين‌آي.

مئهران باهارلي

رابطه‌ي عربي: منشاء آئين چهارشنبه سوري و هر دو مولفه‌ي اصلي آن يعني «برافروختن آتش» و «روز چهارشنبه»، در اساس مربوط به قيام اعراب شيعي و مختار بن ابي عبيد ثقفي پس از کشته شدن حسین بن علی و در خونخواهي وي در عراق مي‌باشد که توسط مهاجرين و پناهندگان عرب شيعه‌ي هوادار مختار از آن کشور به خراسان منتقل شده است. اشارات به چهارشنبه سوري و يا مراسم مشابه آن در متون فارسي مانند کتاب تاریخ بخارا اثر ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) همه در باره‌ي دوره‌هاي اسلامي مانند زمان امیر منصور بن نوح ساماني است و منظور از «سنت قديم» در اين اشارات، سنت برگزاري اين مراسم و مشابه آن در ميان اعراب عراق و يا عرب‌تباران شيعي مهاجرت کرده و پناه آورده به خراسان است. در باره‌ي منشاء عربي چهارشنبه سوري و اضافات اسلامي بر آن، بسياري از محققين فارس و خارجي مردم‌شناسي و تاريخ مانند محيط طباباطبائي، مهرداد بهار، عبدالعظيم رضايي، هاشم رضي، مرتضی راوندی و حتي کساني مانند هانري ماسه و پورداود همرايند. باورهاي عامه‌ي موجود در خراسان در باره‌ي منشاء اين آئين و مراسم نيز مويد اين واقعيت است.

«بر افروختن آتشها» در اين روز توسط اعراب شيعي مهاجر - پناهنده براي جشن گرفتن پيروزي مختار بن ابي عبيد ثقفي بر قاتل امام حسين و هم‌دستان وي در کوفه به سال ٦٨٥ ميلادي بود. عده‌اي نيز معتقدند که مختار در همين شب با روشن کردن آتش، دستور قيام به ياران خود بر عليه عبيد الله بن زياد را داد. از اين رو، در آغاز شيعيان عرب و بعدها اغلب آنها هرسال با روشن کردن آتش در اين شب، قيام مختار را گرامی می‌داشتند. عده‌اي از مردم هم بر اين باورند که ابومسلم (عبدالرحمن) خراساني که برخي او را منتسب به خانواده‌ي عباسی یا خاندان علی می‌دانند، خيزش خود را در خراسان با دادن دستور روشن کردن آتش بر بام خانه‌هاي پيروانش آغاز کرد.

انتخاب «روز چهارشنبه» به سبب نحس شمرده شدن اين روز در باورهاي مردمي-خرافي عرب بود. چهارشنبه‌ي هر هفته نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت. آنها اعتقاد داشتند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. اعراب شب چهارشنبه‌ي پايان سال را با «سور» (جشن) به شادماني پرداخته و بدين گونه مي‌کوشيدند تا نحسي چنين شبي را بر کنار کنند. ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ در کتاب خود با نام المحاسن و الاضداد به نحوست و نامبارکي چهارشنبه نزد اعراب اشاره کرده است (به نقل از نور علم، شماره ٨).

رابطه‌ي يهودي – موسوي: در ميان موسويان-يهوديان نيز نوعي مراسم پريدن از روي آتش و طلبيدن قدرت و قوت وجود داشته و دارد که در روز اول عيد پوريم (١٤ و ١٥ مارس) انجام مي‌گيرد. شباهت فوق العاده بين مراسم مذکور موسوي-يهودي با مراسم پريدن از روي آتش در روز چهارشنبه سوري و همچنين طلبيدن سلامتي و صحت به هنگام پريدن از روي آتش، نيز همزماني تقريبي اين دو مراسم باعث شده عده‌اي براي چهارشنبه سوري و بويژه مراسم از روي آتش پريدن در اين روز منشائي موسوي-يهودي قائل شوند. در فستيوال پوريم از قرن پنجم ميلادي همچنين مراسم «هامان‌سوزان» انجام مي‌گرفت. سوزاندن آدمک هامان و جشن و پايکوبي در اطراف آن از يک سو در تشکل مراسم چهارشنبه سوري و از سوي ديگر در ايجاد مراسم عمرسوزان شيعيان افراطي موثر بوده است.




رابطه‌ي تورکيک-آلتائي: برخي از عناصر فرعي مراسم التقاطي چهارشنبه سوري مانند کلمه‌ي تورکي-مغولي «سور» در اسم آن، نحو تورکي ترکيب «چهارشنبه سورو»، فراهم آوردن «آجيل» و مراسم «قاشق‌زني»، .. متاثر از فرهنگ تورکي و بويژه در دوره حاکميت تورکان در خاورميانه-آسياي ميانه-قفقاز است.

الف-واژگان تورکي آجيل و قاشق: «آجيل» و «قاشق» در ترکيب قاشق‌زني، دو مولفه‌ي فرعي مراسم چهارشنبه سوري، کلماتي تورکي‌اند. «آجيل» از ريشه‌ي «آجي» (کلمه‌ي هم‌ريشه‌ي «آجيلي» به هر غذاي بهارات‌دار، ادويه‌دار، فلفل‌دار، ... گفته مي‌شود) است و در سيستم مراسم چهارشنبه‌ي تورکي از ضروريات است. احتمالاً اصطلاح تورکي «آجيل آچيل» (باز شدن اشتها با خوردن آجيل، آجيل اشتهاگشا) که در اثر تشابه صدائي بين آجيل و آچيل (گشا) ايجاد شده، با ترجمه‌ي لفظي به فارسي، مفهوم «آجيل مشکل‌گشا» در اين زبان را ايجاد کرده است. کلمه‌ي «قاشق» (قاشيق) در ترکيب قاشق‌زني، همچنين «قابلمه» که قاشق بر آن کوبيده مي‌شود و «آزوقه» که از صاحبخانه دريافت مي‌گردد، همه کلماتي تورکي دخيل در فارسي‌اند.

ب-کلمه‌ي «سور»: سور در نام چهارشنبه سوري کلمه‌اي تورکي-مغولي به معني سرور، شادماني، جشن، ضيافت و ميهماني است. از محققين معاصر دکتر پرويز رجبي معتقد است که «واژه‌ي سور به معنی مهمانی از زبان مغولی به پارسی راه یافته است». کلمه‌ي تورکي-مغولي «سور» با کلمات سورچو (مهمان‌دار، در دوره‌ي دولتهاي تورکي-تورکماني قاراقويونلو و آغ قويونلو)، سويورقا-سيورغا (شادماني)، سويورگه (ضيافت، جشن)، سيورمش-سورميشي-سوراميشي-چيرغاميشي (جش، شعف، شادي و سرور و غريو)، سوران (غريو و آواز لشکريان به هنگام ازدحام)، و شايد سويورقال-سيورغال، سيورغتمش-سويورقاتميش، سورسات-سويورسات، ... همريشه است. کلمه‌ي سور تورکي-مغولي در زبان فارسي در ترکيبات زير نيز حضور دارد: سورچراني، سور دادن، ختنه سوران و .... . در گذشته در قلمروي تورکي به اشعاري که در مراسم جشن عروسي و در مدح عروس و داماد خوانده مي‌شد «سورنامه» و يا «سوريه» گفته مي‌شد که باز از همين ريشه است.

کلمه‌ي سور تورکي-مغولي بر خلاف ادعاي ناسيوناليستهاي افراطي فارس و کرد، ربطي به صفت «سوريک» زبان پهلوي (به معني منسوب به سرخ)، گويا همريشه با سرخ فارسي و سوخر - سور کردي، سوئیریاي- سوئيريه اوستائي و پهلوی (صبحگاهی، روزانه، چاشت صبح، طعام)،... ندارد. وجود کلمه‌اي به شکل سور و به معني سرخ در برخي زبانهاي ايرانيک و يا پلي بنام پردي سور در ساوجبلاغ آزربايجان (بعدها مهاباد) دليلي بر ريشه گرفتن نام چهارشنبه سوري از اين کلمات نمي‌شود. تنها دليل اينگونه ادعاها، خود همان ادعاهاست و هيچ چيزي ديگري مويد درستي آنها نيست. بر عکس، در زبانهاي ايرانيک (بلوچی، شغنی، تاجيکي-دري، ...) هر جا که کلمه‌ي سور با معاني‌اي از قبيل عروسی، نامزدی، ضیافت جشن عروسی، مهمانی، شادی، هنگامه و مانند آن وجود دارد؛ کلمه‌اي دخيل و عاريتي از زبان تورکي است. مانند کلمه‌ي «توي-طوي» تورکي دخيل در فارسي با معاني مشابه، که مولف برهان قاطع کلمه‌ي سور تورکي را با کمک آن معني کرده است.

از سوي ديگر، ريشه‌شناسي کلمه‌ي سور تورکي با کلمات "سووورماق-ساوورماق" تورکي به معني افشاندن و دفع کردن (چرشنبه سوري؛ ق. آيقين، نشريه‌ي اولوس، شماره‌ي ١٣، ١٩٩٧، کلن، آلمان)؛ و يا با کلمه‌ي "سو" در تورکي به معني آب که در برخي از نوشتجات تورکي مطرح شده‌اند، نادرست و غيرعلمي است.

ج-ترکيب «چهارشنبه سوري» (مانند ترکيب نوروز) به لحاظ نحوي تورکي است. حرف "ي" تورکي در آخر ترکيب "چهارشنبه سوري" معادل کسره‌ي مضاف مضاف اليه در زبان فارسي است و ترکيب حاصل «چهارشنبه سوري» به معني سورِ چهارشنبه است. هرگاه سور در اين ترکيب کلمه‌اي فارسي مي‌بود اين ترکيب مي‌بايست شکل فارسي «چهارشنبه‌ي سور» را به خود مي‌گرفت و نه قالب تورکي «چهارشنبه سوري» را.

د-فلسفه‌ي مراسم چهارشنبه سوري در ميان دو ملت تورک و فارس نيز از اساس متفاوت است. در فرهنگ تورکي، چهارشنبه سوري تنها يکي از روزهاي سيستم مفصل چهارشنبه‌ها (سو، اود، يئل، توپراق) که مختص تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک است مي‌باشد. بسياري از فرعیات و شاخ و برگ‌های فراوان مراسم چهارشنبه سوري، آنچنانکه امروز در جامعه‌ي فارس اجرا مي‌شود، برگرفته از و ساده‌سازي همين سيستم چهارشنبه‌ها و فرم ترکي مراسم چهارشنبه سوري در تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک و مربوط به دوره‌ي دولتهاي تورک تورکماني (قاراقويونلو، آغ قويونلو، قيزيلباش-صفوي، افشار-آوشار، قاجار) است.

نگرش پان‌ايرانيستي- قوميتگرايانه فارسي: ابراهيم پورداود، محقق پان‌ايرانيست ايراني سعي نموده چهارشنبه سوري را به عنوان مراسمي برگرفته از جشني که ادعا مي‌کند زرتشتيان داشته‌اند و گويا نامش "همسپاثمه‌ائده‌يه" بوده است بنماياند. اما واقعيت آن است که مراسم چهارشنبه سوري، آنگونه که امروز در ميان فارسان رايج است، داراي منشاء عربي-سامي و حتي عبري-موسوي-يهودي و داراي مولفه‌هاي فرعي تورکي است. نه منشاء خود آن ربطي به زرتشتي‌گري، فارسيان، ايرانيت و آريائي‌گري و نه ريشه‌ي کلمه‌ي سور رابطه‌اي با رنگ و خوراک دارد. اصطلاح چهارشنبه سوري مربوط به قرون متاخر است. در رابطه با سابقه‌ي برپاکردن آیینی به نام چهارشنبه سوری در متون قديمي و منابع کهن فارسي چیزی وجود ندارد. واژه‌ي سور و ترکيب چهارشنبه سوري نيز همانگونه که نشان داده شد و بي‌هيچ شکي، تورکي-مغولي است.

الف-در کوه‌هاي هندوکش يعني جايي که به اصطلاح پان‌ايرانيستي "آريائيان اصيل" (اصطلاح در حال منسوخ شدن آريائي در معني زبان‌شناسانه، يعني گروههاي متکلم به يکي از زبانها و لهجه‌هاي هنديک و ايرانيک) زندگي مي‌کنند، کسي چهارشنبه سوري را نمي‌شناسد. بر عکس، همه‌ي اين گروهها آنرا مراسم و آئيني بيگانه تلقي مي‌کنند. اين سنت در ميان ملت تاجيک در افغانستان و آسياي ميانه که داراي زباني نزديک به زبان فارسي است، همچنين ديگر ملل و اقوام ايرانيک‌زبان مانند بلوچها و پشتونها نيز ناشناخته است. اين واقعيت به اين معناست که اين آيين، هنديک و ايرانيک نيست. شناخته شدن و احيانا رواج اين سنت در ميان گروههاي ايرانيک‌زبان در داخل ايران بيشتر نتيجه‌ي سياست فارس‌سازي اجباري مردمان ايران، و در خارج اثر تبليغات فرهنگي دولت ايران است.  

ب-نبود مفهوم هفته در ميان ايرانيک‌زبانان باستان: اصطلاح چهارشنبه‏ سوري نمي‏توانسته پيش از اسلام وجود داشته باشد، زيرا واژه‌ي "شنبه" ريشه‏اي سامي دارد. در ميان ايرانيک‌زبانها، چهارشنبه‌اي نبود که براي آن سور و جشني گرفته شود و يا به صفت سوريک متصف گردد. در زبان و فرهنگ گاه‌شماري اقوام ايرانيک قديم از روزهاي هفته خبري نبود. در هیچیک از متون کهن شناخته‌شده‌ي ایرانیک نامی از هفته و روزهای آن در دوران باستان برده نشده است. گاه‌شماری عصر ساسانی بدون هفته‌شماری بود و در روزشماري آنها، روزهای هر ماه، صرفاً با يک نام خاص براي همان روز شناخته می‌شد. روزشماري کنوني فارسي و تقسيم‌ ماه ‌به‌ هفته و روزهاي هفته که پس از ورود اعراب به قلمروي ايران کنوني باب شده است، ‌اقتباس ‌از تقويم‌هاي ‌عربي ‌است، ‌که ‌آن‌ها خود از تقويم عبري-موسوي ‌اتخاذ کرده‌ بودند. مفهوم هفته ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند جهان را در شش روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت. از همین رو روز هفتم را به زبان عبري شنبد یا شنبه به معنی فراغت و آسایش نامیده‌اند. بخش‌بندی روزها به هفته از فرهنگ موسوي-یهودي به تمدن عرب و از اعراب به ایرانیک‌زبانان رسیده ‌است.

ج-ناهمخواني سنت چهارشنبه سوري با باورهاي زرتشتي: بسياري از سنن در ارتباط با آتش و فلسفه‌ي مراسم چهارشنبه سوري، کاملا بر خلاف اصول و باورهاي دانسته‌ي زرتشتي است. در دين زردشت، آتش مقدس است و از اين رو يک زردشتی هرگز به آتش دشنام نمي‌دهد، به آن صفات و خصوصيات منفي اسناد نمي‌دهد و من باب مثال نمی‌گوید زردی من از تو، سرخی تو از من؛ یعنی توانایی تو از من، ناتوانی من از تو. دکتر معین اقدام جهیدن از روي آتش را از آداب و سنن زرتشتیان نمی‌داند، چرا که در دین و آیین زرتشتی آتش مقدس است و جهیدن از فراز آن وهن آتش شمرده می‌شود. پورداود محقق پان‌ايرانيست نيز رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه‌هايي همچون سرخي تو از من، زردي من از تو و … را از افزوده‌هاي پسااسلامي و بي‌احترامي به جايگاه ارجمند آتش در ميان زرتشتيان دانسته است. اين، کاملا بر عکس ميتولوژي تورکي است که آتش (اود) در آن نيروئي پايان‌ دهنده به دردها و منبع سلامتي‌بخش شناخته مي‌شود و آتشکده (اوجاق) داراي تقدس است.


منبع:

مئهران باهارلي. مراسم و آئينهاي التقاطي و فراملي چهارشنبه سوري، نوروز، هفت سين، سيزده بدر و يلدا
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/03/blog-post_17.html

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.