Tuesday, March 21, 2017

نوروز- ارگه‌نه قون، يئني‌گون، يئنگيل: ٢١ يئلين‌آي-مارس (اول فروردين)


نوروز- ارگه‌نه قون، يئني‌گون، يئنگيل: ٢١ يئلين‌آي-مارس (اول فروردين)


مئهران باهارلي

نوروز به لحاظ نجومي آغاز فصل بهار در نیمکره‌ي شمالی و شروع پائیز در نیمکره‌ي جنوبی است. عيد نوروز يادگار و محصول مشترک همه‌ي اقوام منطقه، بويژه عيلامي-ايلامي، سومري، سامي-بابلي، ايرانيک، تورکيک، مصري، و ... است. عيد نوروز به مفهومي که در ايران امروز معمول است ادامه و برآيند جشنهاي دوموزي (سومري)، آکيتوم (آککادي)، زاگموگ (بابلي) و يئنگي گون (تورکي) است. جغرافیای امروزي عيد نوروز و آئينهاي مشابه آن با نام نوروز و يا نامهاي ديگر، سراسر خاورمیانه، آسیای کوچک، قفقاز جنوبي و شمالي، اروپا (بالکان)، آسياي ميانه (قزاقستان، قيرقيزستان، ازبکستان، تاتارستان، چين، ترکستان چین،...)، آفريقا (مصر، سودان، زنگبار، ...)، آسيا (هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال، تبت، ..) را شامل می‌شود. به همين سبب نيز در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد، عید نوروز را، نه به عنوان يک عيد ملي، بلکه به عنوان «روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان» به رسمیت شناخت.

رد نظريه‌ي ايرانيک‌‌منشاء بودن نوروز: آئينهاي نوروزي مراسمي فراملي و جهاني‌‌‌اند و منسوبيتي انحصاري به قوم فارس، زرتشتي‌گري، ايرانيت، آريائيان، ... ندارند. همانطور که امروز نوروز مختص ملل ايرانيک‌زبان نيست، در دوره‌ي باستان هم مختص اقوام ايرانيک‌زبان نبود. نوروز ميراث معنوي مشترک بشريت است، نه فقط ايرانيان.

برخلاف عوام فارس و همه‌فارس‌انگاران که عيد نوروز را جشني با منشاء خالص ايرانيک مي‌دانند، خواص و دانشمندان فارس و از آن جمله اسطوره‌شناس مشهور دکتر مهرداد بهار در مقاله‌ي «نوروز جشني آريايي نيست» از کتاب «جستاري چند در فرهنگ ايران» آنرا برگرفته از «جشن دوموزي» (داموزيد سومري، تامّوزي آککادي، تمّوزي عبري) دانسته که در سه هزار سال پيش از ميلاد در منطقه‌ي بين‌النهرين توسط سومريان بوجود آمده بود. دکتر مهرداد بهار در مدخل کتاب «تخت جمشيد» خود و هم در مصاحبه با مجله‌ي آدينه (شماره بهار ١٣٧٢) در اين باره چنين مي‌گويد: «... جشن نوروز در اصل يک جشن آريايي نبوده، بلکه نخست در بين سومريان مرسوم بوده است... اين آيين از بين النهرين به ديگر مناطق جهان و از جمله ايران رفته است».



در کتاب اوستا (دست کم در گاتها) سخني از نوروز نمي‌رود. در ديگر متون کهن ديني و غيرديني اقوام ايرانيک‌زبان نيز اشاره‌اي به عيد نوروز و آئينهاي نوروزي نشده است. از مراسم‌ نوروز در دربار شاهنشاهان‌ هخامنشي‌ و اشکانيان هم اطلاعاتي در دست نيست. در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان،  اشاره‌ای مستقیم به برگزاری نوروز نشده است. در حاليکه بنا به تثبيت محمود روح الامینی «رسم نوروز، پیش از آیین زردتشت نیز در ایران برپا بوده است». اين بدان معني است که در آن ايام زرتشتيان، در صورت اطلاع از سنت و پديده‌ي نوروز، آن را در آغاز امري خارجي و نامربوط به خود مي‌دانسته‌اند و سپس به مرور زمان مانند بسياري از مظاهر تمدنهاي مجاور آنرا اخذ و خودي کرده‌اند. همچنين بايد ذکر کرد که اساساً آغاز سال ايرانيک قديم، نه نوروز در اول بهار، بلکه در اول تابستان بود. ایرانیک‌زبانان باستان در فصل‌بندی سال به دو فصل تابستان هفت‌ماهه و زمستان پنج‌ماهه معتقد بودند و فصلی به نام بهار نمی‌شناختند که آغاز آن را جشن گيرند.

در سالهاي اخير ناسيوناليستهاي افراطي کورد نيز بويژه در ترکيه به جريان همه‌خودانگاري پيوسته و ادعا مي‌کنند نوروز و زرتشت و ... همه منشاء و ريشه‌ي کوردي دارند. آنها در اين راستا جشن نوروز را به عنوان سمبلي سياسي و در جهت ملت‌سازي بکار مي‌برند. در حاليکه کردان ترکيه که سني‌اند، در سطح مردمي و علي القاعده تا سالهاي اخير عيد نوروز را بر گزار نمي‌کردند.

جشن دوموزي-عيد آکيتو، رابطه‌ي سومري- بين النهريني: عيد نوروز آنگونه که امروز در ميان ملل ساکن در ايران و از جمله فارسها مرسوم است، ريشه در «جشن دوموزي» (سومري: داموزيد، آککادي: تامّوزي، عبري: تمّوزي)، «عيد آکيتو» بين النهريني-سومري (سومري: ازه‌ن آکيتوم، آکيتي شکينکو؛ بابلي: آکيتو، آکيتوم، رش شاتتيم) در عراق کنوني و سنن و گاه‌شماريهاي بابلي-آکادي- آسوري- ايلامي در «اول نيسسانو» دارد. کهن‌ترين نشانه‌اي که از نوروز به جاي مانده، متعلق است به نخستين خاندان سلطنتي «اور» سومري که در خاورميانه‌ي باستان و عراق فعلي زندگي مي‌کردند. از اين رو برخي از محققين، سومريان را کاشف نوروز عد کرده‌اند. در اين قديمي‌ترين نوروز، بنا بر آييني که ازدواج مقدس محسوب مي‌شد، رابطه‌ي زناشويي ميان الهه‌ي آب و خداي باروري صورت مي‌گرفت. در معابد شهر اور، شاه شهر نقش خداي باروري را بازي مي‌کرد و نقش الهه‌ي آب را کاهنه‌ي معبد شهر اور ايفاء مي‌نمود. سومریان از روز اول بهار (نوروز) جشنهای مفصلی به مدت دوازده روز برپا و روز سیزدهم استراحت می‌کردند. در اين روز زن‌خدای سومری به نام «نانشه» که الهه‌ی عدالت، مهربانی و راستی بود به حساب نیک و بد مردم رسیدگی می‌کرد. عيد «خا ب-نيسان» آسوري و «ساهارانه» يهوديان شمال عراق، غرب ايران و جنوب ترکيه ادامه ي مستقيم جشن آکيتوي در دو هزار سال اخير است.

جشن زاگموگ، رابطه‌ي بابلي: نوروز در ميان اقوام سامي نيز از کهن‏ترين زمان‏ها شناخته شده بود. چنانچه برخی از روایتهای تاریخی آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهند. طبق این روایتها نوروز پديده‌اي ادخال شده از عراق امروزي بوده و رواج آن در قلمروي ایران امروزي به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله‌ي کورش به بابل بازمی‌گردد. ابوالقاسم اسماعیل‌پور، در کتاب اسطوره، بیان نمادین در اينباره چنين مي‌گويد: «آئینهای نوروزی ما شبیه مراسم مربوطه به ایزدان بابلی - یونانی، مصری است. نوروز بابلیان دوازده روز طول می‌کشید». در ميان بابلي‌هاي ساکن بين النهرين فستيوالي بوده است نظير جشن نوروز موسوم به «جشن زاگموگ» که در سالهاي حدود ٢٣٠ پيش از ميلاد در فصل اعتدال ربيعي، در يازده روز از اول ماه نيسان به ياد و احترام «مردوک» (بت بزرگ بابليان، خدای مسلط و قهرمان خدایان) در معبد «آزگيلا» واقع در شهر بابل برپا مي‌شد. آرتورکریستن سن ایران‌شناس دانمارکی نيز از جمله‌ي کساني است که نوروز ایرانیان را در اساس جشنی بابلی مي‌داند: «زگموک و يا جشن آغاز سال به مدت ١٢ روز در آغاز بهار در معبد اساگیلای-آزگيلاي مردوک در شهر بابل با شکوه تمام برگزار می‌شد. در اين روز پادشاهان بابل در حضور مردوک و همه‌ي خدایان تحت ریاست وی، دست تندیس مردوک را در دست گرفته و با وی تجدید عهد و پیمان می‌کردند. به تصور آنها، خدایان در روز زگموگ (نوروز) سرنوشت مردم و جهان و زندگی شاه را برای یکسال آینده رقم می‌زنند. بدین مناسبت در روز اول سال آتش افروخته و شاهان بار عام با شکوهی را به بزرگان ملک خود می‌دادند».

رابطه‌ي سامي-عربي: بسياري از جوامع عرب دوره‌ي جاهليت جزيره العرب و مندائيان - صائبيان عراق و عربستان ايران - الاحواز نيز نوروز را جشن مي‏گرفتند. آلوسي در کتاب بلوغ‏ الارب خود، نوروز و مهرگان را دو عيد مردم مدينه پيش از ظهور اسلام معرفي مي‏کند. به واقع همگاني شدن نوروز در قلمروي غيرسامي از جمله در ايران مصادف با دوره‌ي اسلامي و حاکميت مامون خليفه‌ي امپراتوري عرب عباسي و نتيجه‌ي آن است. در زمان دولت عربي عباسیان، خلفا برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کردند.

ديگر فرهنگها و تمدنهاي نوروزساز: نوروز و آئينهاي همسان آن در ديگر فرهنگ‏هاي منطقه و از جمله در ميان فنيقي‌هاي حوزه‌ي درياي مديترانه، در ميان يونان باستان، در آسياي صغير، مصر باستان و آسياي ميانه نيز گرامي داشته مي‌شد. به عنوان نمونه مراسم جشن نوروز در کتاب مشهور «سينوهه پزشک مخصوص فرعون» در سفر سينوهه و خدمتکار وي «کاپتا» به کشورهاي امروزي خاورميانه نيز ديده مي‌شود.

رابطه ي موغوليک- تورکيک: در تشکل هويت عيد نوروز، آنگونه که امروز شناخته مي‌شود، تورکان نيز سهم تعين کننده‌اي داشته‌اند. معادل نوروز در فرهنگ تورک بيشتر دو جشن بهاره‌ي‌ «ارگه‌نه قون» و «يئنگي‌‌گون» (فرم باستاني: يانگي گون) است.  

طبق متون تاريخي صدها سال قبل از ميلاد در بين اقوام تورک باستاني هون، جشنهايي در ٢٢ مارس برابر با اول فروردين برپا مي‌شد. در زير يک سنگ‌نوشته‌ي تورکي بنام «قييا داشي» پيدا شده در وادي يئني‌سئي که به شکل بوزقورت (گرگ خاکستري) است، در باره‌ي عيد بهار و يا نوروز چنين گفته مي‌شود: «بيگهاي هون، بيگي‌هاي هون با ما در يانگي‌گون (روز نو)، اين نخستين روز و نخستين شادي بهار که براي ما ارزش خاصي دارد، در سرزميني بزرگ از چين و ماچين به سوي غرب، و آن سوتر از غرب تا هندوستان شريک شدند».

رابطه‌ي آزربايجاني: در روايتهاي زرتشتي متاخر در ذکر ورود جمشيد به منطقه‌ي آزربايجان در تورک‌ائلي و سپس روز جلوس او بر تخت مرصع خود نيز، تشکل نوروز با آزربايجان ارتباط داده شده است. برهان‌الدين خلف تبريزي در اين باره چنين مي‌گويد: «جمشيد ... سير عالم مي‌کرد. چون به آزربايجان رسيد، فرمود تخت مرصعي را بر جاي بلندي رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعي بر سر نهاده بر آن تخت بنشست. همين که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعي در غايت روشني پديد آمد. مردمان از آن شادمان شدند و گفتند اين روز نو است». روايت مشابه فردوسي در اينباره چنين است: «چو خورشيد تابان ميان هوا، نشسته برو شاه فرمانروا؛ به جمشيد بر گوهر افشاندند، مر آن روز را روز نو خواندند». همانگونه که مشاهده مي‌شود در اين روايات از «آفتاب و خورشيد» سخن مي‌رود که مي تواند بر ريشه‌ي نوروز پرتوافکني کند (مراجعه کنيد به معني يئنگي‌گون در زير).

يئنگي گون و يئنگي ايل- نحو تورکي ترکيب نوروز: ترکيب نوروز (مانند ترکيب چهارشنبه سوري) به لحاظ نحوي تورکي است. در نحو فارسي، اين ترکيب «روز نو» گفته مي‌شود. بر اين اساس، عده‌اي اين احتمال را مطرح کرده‌اند که ترکيب فارسي «نوروز» و معادل پهلوي آن «نوگ روج» در اصل ترجمه‌ي اصطلاح «يئنگي‌گون» تورکي به معني آفتاب و خورشيد نو است. بنا به اين نظر از آنجائيکه «گون» در زبان تورکي همزمان به دو معني روز و خورشيد-آفتاب مي‌باشد، محتملاً به هنگام اخذ اين اصطلاح از سوي زبانهاي ايرانيک، «يئنگي گون» تورکي به جاي «خورشيد نو» به صورت «روز نو»، و با حفظ نحو تورکي به صورت «نوگ روج، نو روز» ترجمه و يا به مرور زمان تبديل شده است. به همين سياق، فرم قديمي «ناوا سرِدا» یعنی سال نو در ميان ايرانيک‌زبانهاي باستان و «نوسارد» و «نوسارجی» نزد ایرانیک‌زبانهاي آسیای میانه در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نيز ترجمه‌ي تحت الفظي ترکيب تورکي «يئنگي ايل» به معني سال نو است. قابل توجه است که در بسياري از لهجه‌هاي کنوني زبان تورکي در بخشهاي جنوبي تورک‌ائلي از جمله در استانهاي همدان، مرکزي و کردستان هنوز به سال نو «يئنگيل» گفته مي‌شود.

ارگه‌نه قون اورال-آلتاييک و همگرائي و ادغام نوروز با آن: نوروز امروزه تقريباً در ميان تمام ملل تورکيک از مسلمان و مسيحي و موسوي و شامان و بوديست و آنيميست و تحت نامهاي گوناگون عزيز نگاه داشته مي‌شود. يکي از قديمي‌ترين نامهاي نوروز در ميان اين گروههاي تورکيک، «ارگه‌نه قون» (آريقينا گون، ارگه‌نه گون، ...) است. به تورکي ارگه‌نه  به معني معدن، و قون به معني محل سکونت و يا کوهپايه است. فرم ارگه‌نه از ريشه‌ي ارمه‌ک به معني رسيدن و بالغ شدن؛ فرم آريقينا از ريشه آري به معني خالص و صاف، و در صورت خوانش به صورت اورگه‌نه به معني مولد و توليد کننده است. در ميتولوژي تورک، ارگه‌نه قون موطن اوليه‌ي تورکان جهان و عيد نوروز هم روز خروج تورکان از ارگه‌نه قون به راهنمائي بوزقورت و با ذوب کردن کوهي که آنها در غاري در آن محبوس بوده‌اند است. معادل ارگه‌نه قون در اساطير مجاري (از ملل اوراليک) «اؤرئک هون» به معني وطن باستاني است. برخي محققين کلمه‌ي ارگه‌نه قون را به صورت ارگه‌ن گون و به معني روزي که بسيار مي‌رسد يعني آغاز سال نو که همواره تکرار مي‌شود خوانده و معني کرده‌اند. اما اين ديدگاه در ميان تورکي‌شناسان مقبوليت نيافته است.

اوغوز بايرامي و يا روايت اوغوزي عيد نوروز: داستان پيدايش عيد نوروز در افسانه‌هاي تورکان اوغوز به اوغوزخان، بنیادگذار امپراتوری هون‌های آسیایی (هیونگ نو) در سال ۲۰۹ پیش از میلاد ارتباط داده مي‌شود. در اين روايات پسر اوغوزخان در يک زمستان خيلی طولانی و سرد پس از مصرف کردن همه‌ي آزوقه خود، روز سی‌ام چله‌ي بزرگ (نگاه کنيد به مراسم يلدا در همين نوشته)، بدنبال پيدا کردن آزوقه به جستجو مي‌پردازد. در راه در حاليکه بدنش از سوز سرما بی‌حس شده بود با بچه گرگی مواجه مي‌شود. بچه گرگ محل يک دوراهي که در آنجا يک گله‌ي گوسفند، يک دسته‌ي گندم، يک جهره و يک آسياب دستی در انتظار پسر اوغوزخان مي‌باشد را به وي نشان مي‌دهد. سپس رهنمودها و پندهائي به او در باره‌ي پرورش گله، ريسيدن پشم گوسفندان با جهره، دوختن لباس از پوست گوسفندان، کاشتن دانه‌هاي گندم، آرد کردن آنها با آسياب دستی و پختن نان مي‌دهد. بدين طريق پسر اوغوزخان از آن زمستان سخت نجات پيدا کرده و از آن به بعد در رفاه و آسايش زندگی مي‌کند. به شکرانه‌ي اين امر، وی هر سال روز سی‌ام چله‌ي بزرگ، روزی که به بچه گرگ برخورد کرده بود را تدارک عيد می‌ديد و پنج روز آخر زمستان را جشن می‌گرفت. از آن تاریخ روز اول بهار به نام «اوغوز بایرامی» نامیده شد.

تؤره‌ي نوروزي: در برخي از لهجه‌هاي تورکي در ايران امروز به مراسم نوروزي، «نووروز تؤره‌سي» (توره‌ي نوروزي) گفته مي‌شود. اين ترکيب به زبان فارسي نيز داخل شده است. توره‌ي نوروزي به معني مجموعه‌ي مراسم نوروزي است. کلمه‌ي «تؤره» در زبان تورکي به معني مراسم، آئين، رسم، قاعده، قانون، طرز، روش و به مجاز نام شریعتی که چنگیزخان از خود وضع کرده بود است. مراسم عيد نوروز در تاريخ فرهنگ و دولتمداري تورکي، از عهد تورکان باستان هون، گؤک تورک، اويغور، قاراخانلي و همه‌ي ديگر دول و امپراتوريهاي تورکي مسلمان از سلجوقيان، خوارزمشاهيان و غزنويان گرفته تا ايلخانان و تيموريان و قاراقويونلو و آغ قويونلو و قزلباشيه (صفوي) و افشار و قاجار همواره وجود داشته است. تثبيت تقويمي نوروز در موقعيت کنوني آن ناشي از تدابير و زيجهاي امپراطوران و شاهزادگان تورک مانند جلال الدين ملکشاه سلجوقي، هلاکوخان، غازان‌خان، اولوغ‌بيگ، ... (زيج ملکشاه و زيجهاي مقتبس از آن زيج هلاکوخان، زيج غازان‌خان، ...) است.

رونق نوروز به صورتي که امروزه در ايران مرسوم است و تبديل آن به جشني فراملي، مديون حمايتها و تلاشهاي بي‌دريغ دولتهاي تورکي سلجوقي، و بويژه سه دولت تورکي-تورکماني قيزيلباش (صفوي)، آوشار (افشار) و قاجار مي‌باشد. حتي برخي از سنن نوروز، اين سنت التقاطي و آميزه‌اي، مستقيماً ايجاد شده در دربارهاي دولتهاي تورکي است. مانند سنت «هفت‌سين» که در فرم امروزي براي نخستين بار در پايتخت دولت تورکي قاجار ايجاد شده است.

جشن نوروز در قلمروي عثماني: آئين نوروزي در عثماني، هم در سطح مردمي بويژه در ميان تورکمانان (بعدها تورکهاي ايران و قفقاز و تورکهاي يؤروک عثماني)، علويان تورک قزلباش (آناتولي، عراق-سوريه) و بکتاشيان (شبه جزيره‌ي بالکان-آلباني)، و هم در سطح دولتي توسط آريستوکراسي عثماني، که خليفه‌ي جهان اسلام بود برگزار مي‌شد. توده‌هاي تورک در نوروز به آغوش طبيعت باز مي‌گشتند. طوائف تورک قايي که موسس دولت عثماني بودند همه‌ساله در نوروز بر مزار ارتوغرول موسس اين دولت رفته اداي احترام مي‌کردند. تهيه‌ي معجونهايي به نام «نوروزيه» در ميان مردم و مطبخ دربار عثماني مرسوم بود. سنت «نوروزيه‌نويسي» و تقديم هديه‌ي نوروزي به سلطان از سوي صدراعظم، مانند دربار صفويان در دربار عثماني نيز وجود داشت. در زمان امپراتوري عثماني تقويم اخذ مالياتها به خصوص در مناطق شرقي آناتولي، اول فروردين ماه هر سال تعيين شده بود. در آناتولي مراسم نوروز از دوره‌ي سلجوقيان تا سالهاي پاياني امپراتوري عثماني به طور رسمي برگزار مي‌شد. اما پس از مشروطيت دوم (١٩٢٠-١٩٠٨) گرامي‌داشت رسمي نوروز متوقف و در دوره‌ي جمهوريت ممنوع شد. اما علي رغم اين ممنوعيت، علويان تورک در ترکيه با جمعيتي که اکنون بالغ بر ٢٠ ميليون نفر است و نيز تورکان جعفري، تورکان شرق آناتولي، بکتاشيان بالکان و ... عيد نوروز را همواره برگزار کرده و مي‌کنند. اين ممنوعيت، که کمابيش معادل ممنوعيت آئينها و سنن تورکي در ايران- مانند عيد خيديرنبي و ...- در همان برهه‌ي زماني است، دو دهه پيش لغو گرديد.

رپرتوار موسيقي تورک نوروزي: در دوره‌ي حاکميت دولتهاي تورک، «موسيقي آئيني نوروزي» يکي از مولفه‌هاي اساسي تؤره‌ي تورکي نوروز در ميان نخبگان و توده بود. اين موسيقي طيف گسترده‌اي مانند تصنيف مقامات نوروزي، نوروزيه‌خواني توسط آشيق‌ها و باخشي‌هاي تورک و رامش‌گران خياباني، نمايشهاي موزيکال مانند تکه‌م‌چي و کوسا کوسا،... را شامل مي‌شود. اولين مقام نوروزي در جهان اسلامي و تورکيک را موسيقي‌دان آزربايجاني صفي‌الدين عبدالمومن اورموي (١٢٢٤-١٢٩٤) تصنيف کرد. موسيقي‌دان تورک و آزربايجاني ديگر، عبدالقادر مراغي براي ناميدن مجموع گوشه‌هائي که واژه‌ي نوروز دارند اصطلاح «نوروزات» را ابداع نمود. وي برای اجرا در نوروز عرب، شعر تورکی زير را سروده و آنرا در ضمایم مقاصد الالحان آورده است.

بنزييور جنّته يازِ نوبهار 
خاصّه با روي خوشِ آن گل‌عذار
يار ايله ذوق و صفا قيل در چيمه‌ن 
چونکه بولوپدور چيمه‌ن چون روي يار
چون شاهيم گيرسه چيمه‌ن‌گه عيش اوچون
گول آياغينا ساچار، آقچا نثار
دوله ائيله‌ر بلبلِ دستان‌سرا
ال قاخارلار سروِ بوستان و چنار
موسمِ عيش و طر‌ب‌دير سلطانيم
جاني خوش کيم قيلدي عشر‌ت اختيار
بر لبِ جو و کنارِ بوستان
يار دوداغين سور، و توتقيل در کنار
صوفيِ صافي کي بولموش توبه‌کار
آنين اوچون ساقيا جامِ مي آر
چونکه گؤردون شهني عبدولقاديرا
بخت يارين بولدو، سن‌سين بختيار

سنت تصنيف مقام نوروزي در دوره‌ي ديگر دولتهاي تورکي بويژه عثماني و قيزيلباش (صفوي) ادامه داده شد. چنانچه به امر سلطان مراد دوم عثماني (١٤٢١-١٤٥١) چندين مقام نوروزي (نوروز بوسه‌ليک، نوروز عشاق، نوروز نوا، ...) تصنيف شد. همزمان در دوره‌ي صفوي، آثار فراواني در زمينه‌ي عيد نوروز، اغلب با نام «نوروزيه» نوشته شد. يکي از بهترين نوروزيه‌ها در ادبيات تورکي «بهاريه» اثر شاه اسماعيل ختايي موسس دولت قيزيلباشي (صفوي) مي‌باشد که در اثر دهنامه‌ي وي آمده است.

آیین رسمي «سلام نوروزی» که موسیقی جزئی از آداب برگزاری آن بود در دربار دولتهاي تورک حاکم بر ايران تا تاسيس سلسله‌ي پهلوی اجرا می‌شد. در دوره‌ي دولت تورکي قاجار اين آیین به «سلام مبارک» موسوم بود و شامل تشریفات خاص از جمله شلیک توپ از توپخانه‌ي شاهی همراه با اجراي مارش نظامی مخصوص و مراسم سلام به همراه رسن‌بازی و اجرای دهل و ... مي‌شد. در دوره‌ي دولت تورکي قاجاري، نقش نقاره‌چی‌ها و نقاره‌خانه‌ها در اعلان مراسم نوروزی نیز بخشی از رپرتوار موسیقی تورک مرتبط با نوروز شمرده مي‌شود.

منبع:

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.