Tuesday, September 5, 2017

آيين نامه‌ي تورکي‌سازي نامهاي اشخاص و اماکن (کيشي و يئر آدلاريني تورکجه‌له‌شديريلمه‌ يؤنه‌رگه‌سي)

آييننامه‌ي تورکي‌سازي نامهاي اشخاص و اماکن
 (کيشي و يئر آدلاريني تورکجه‌له‌شديريلمه‌ يؤنه‌رگه‌سي)

مئهران باهارلي-٢٠٠٧



سؤزوموز

هر اسم، ماجرا و تاريخ ويژه‌ي خود را دارد و حامل فرهنگ، بلکه يک بردار فرهنگي است. نامگذاري در ميان هر ملت ريشه در زبان، فولکلور، تاريخ، اساطير و فرهنگ آن ملت داشته و منعکس کننده‌ي روحيات و روانشناسي‌اش و سيستمهاي ارزشي و سياسي حاکم بر وي است. گروههاي انساني و افراد مي‌توانند با نامها و فلسفه‌هاي نامگذاري‌هايشان از هم تمايز يابند. نامهاي جديد اشخاص براي خود و فرزندانشان، بيانگر هويت انتخابي و شخصيت دروني افراد و نشانه‌اي در باره‌ي چگونگي انديشه و نگاه و احساس اغلب متفاوت و خاص انتخاب‌کنندگان آنها به جهان و تاريخ است. افراد با انتخاب اسامي مورد دلخواه خود، به واقع «من» خود را بازتعريف و معرفي کرده و تعلق و منسوبيت و همبستگي و پيوندشان به گروه و فرهنگي که آن نام را بکار مي‌برد اعلام مي‌کنند. اسم همچنين يک نماد و آيينه و پيغامبر قوي است که ديگران مي‌توانند بر اساس آن در باره‌ي صاحب اسم قضاوت و رفتار ‌کنند. در برخي موارد، کاربرد حق انتخاب آزادانه‌ي نام، راهي براي همرنگ شدن با جماعت و اعلام تعلق بدانها به منظور دفاع از خود و خانواده در مقابل تبعيضات دولتي و پيشداوري‌هاي ملي و حملات نژادپرستانه و سرکوبهاي ديني ... است. در مواردي هم بالعکس يک نام انتخاب شده اعلام همرنگ نشدن با جماعت، تبري از آنها و عصيان بر گله‌واري است. و در نهايت، بنا به بسياري از تحقيقات، نام انسان مي‌تواند بر رفتار آينده‌ي شخص، توسعه و رشد شخصيت وي نيز تاثير ‌گذارد. چرا که امکان دارد شخص از يک سو براي انطباق رفتارهاي خود با فرهنگ و شخصيتي که اسم وي حامل آن است بر ‌آيد. و از سوي ديگر سعي ‌کند انتظارات و داوري‌هاي پيرامونيان نسبت به اسم خود را برآورده سازد. به عبارت ديگر با تغيير و جرح و تعديل در شخصيت و رفتارهاي خود، سعي کند به مسمايي صحيح براي اسم خود تبديل شود.

در ضرورت تورکي‌سازي نامهاي اشخاص و نامهاي خانوادگي

سيستم نامگذاري سنتي در ميان ملت تورک ساکن در ايران نيز محصول و ميراث احترام، محبت و شيفتگي صميمانه‌ي به زبان و فرهنگ تورکي بوده و با استفاده از امکانات فوق العاده گسترده‌ي اين زبان و در طول تاريخ بسيار طولاني خود آفريده شده است. اين سيستم نامگذاري که در طول تاريخ متناسب با جغرافيا و آداب و رسوم ملي و مذهبي خلق تورک و در سير طبيعي خود دچار تحول و تطور گشته است، در سده‌هاي اخير، به دلائل غيرطبيعي و صنعي گوناگون، چه در ايران و چه در رسپوبليکاي آزربايجان، به سرعت شاخص ملي تورکي خويش را از دست داده است. آنچنانکه در دوره‌ي جنبش مشروطيت که «ملت مدرن ايران» و «هويت ملي ايراني» را، از جمله در ميان تورکهاي ساکن در ايران تثبيت و همگاني کرد، و همچنين در دوره‌ي رژيم تورک‌ستيز پهلوي، به موازات فراموشي و ترک اسامي اصيل تورکي، برخي از تورکان به استفاده از نامهاي فارسي و زرتشتي ناب، همچون کامبيز، داريوش، کورش، پرويز، رامين، فرزاد، پريسا و ... براي نامگذاري فرزندان خود آغاز کردند.

امروزه ابعاد هويت‌زدائي از سيستم نامگذاري ملت تورک در تورک‌ائلي (آزربايجان اتنيک) و ايران آن چنان وسيع است که براي يک ناظر و محقق بي‌طرف، با بررسي و مشاهده‌ي سيستم نامگذاري اين خلق، امکان پي بردن به هويت ملي تورکي‌اش وجود ندارد. زيرا سيستم نامگذاري فعلي در ميان تورکان، کمابيش همان سيستم نامگذاري مرسوم بين «ملت فارس» و يا «ملت ايران فارس‌زبان» بوده، تماماً غيرملي است. هم از اين روست که روند در حال گسترش و همگاني شدن تورکي‌سازي نامهاي تورکي، به يکي از بنيادي‌ترين مولفه‌هاي بيداري ملي و بازگشت به خويشتن تورک، و هويت‌پروري تورکي در ميان خلق تورک ساکن در ايران تبديل شده است. چنانچه در کنگره‌ي دوم زبان مادري در تهران، مسابقه‌ي تعويض نامهاي فارسي به تورکي انجام شد و صد نفر، به طور جمعي نامهاي خود را از اسامي فارسي به اسامي تورکي عوض کردند.

در اين رابطه:

١- همه‌ي نوزادان تورک ترجيحاً مي‌بايد داراي نام تورکي باشند. اين نام تورکي بايد نام اصلي کودک باشد که خانواده‌ها آنرا در خانواده و اجتماع بکار مي‌برند.


٢-خانواده‌ها مي‌بايد براي ثبت رسمي نام تورکي در شناسنامه و ديگر اسناد رسمي کودک، تمام مراحل و اقدامات قانوني لازم را تا آخر، با سماجت و بدور از نااميدي، امتحان و طي کنند.

٣- اگر مقامات و دوائر رسمي، ادارات ثبت احوال و اسناد و ... با نام تورکي‌اي که والدين انتخاب نموده‌اند مخالفت نمايند، بايد نام تحميلي و  قانوني فارسي-غيرتورکي تنها بر کاغذ و صرفاً در مواقع رسمي، آنهم به صورت غيرداوطلبانه و با اکراه بکار رود.

٤- در صورت مخالفت مقامات و ادارات سازمان ثبت احوال و اسناد با نامهاي تورکي انتخابي والدين، مي‌بايست براي تظلم و دادخواهي عليه اين عمل نژادپرستانه، از تمام امکانات موجود در داخل و خارج کشور استفاده نمود و تضييق حق بشري والدين و کودکان را در گسترده‌ترين شکل ممکن افشاء نمود.

٥ - در درجه‌ي نخست اين وظيفه‌ي فرهنگيان و نخبگان تورک است که در امر انتخاب نام تورکي پيشقدم گردند. در اخبار آمده است که منوچهر عزيزي، گ. جوانشير و دکتر چهرگاني، هر سه از فعالين سياسي تورک، نامهاي خود را به ترتيب به هاراي عزيزي، گونتاي گنج‌آلپ و چاغري چؤهره‌گانلي تغيير داده‌اند.

٦- علاوه بر نامهاي شخصي که ترجيحاً بايد تورکي باشند، ضروري است به تورکي نمودن مطلق و رسمي نامهاي خانوادگي نيز اقدام نمود.

٧- سيستم نامگذاري شخصي و خانوادگي در رسپوبليکاي آزربايجان، فاقد هرگونه هويت ملي تورکي و وجهه‌ي ملي و همچنين عاري از هر گونه استتيزم مي‌باشد. اين سيستم خالي عميقاً بدوي از نظر زبان، و فقير از جنبه‌ي زيبايي‌شناسي، عمدتاً عبارت است از يک نام شخص عربي و يا فارسي (احمد، انتقام، کامران، حسن، آذر،...) که با اضافه نمودن پسوند -اوف روسي و يا –زاده‌ي فارسي به يک نام عربي و فارسي ديگر حاصل شده است: مانند احمد علييف، کامران مردانوف، حسن حسينوف، آذر ولي‌زاده، .... . اين سيستم نامگذاري به شدت ضدملي مطلقاً نمي‌بايست به عنوان الگو و مدلي براي انتخاب نامهاي شخص و خانوادگي براي تورکان ساکن در ايران بکار گرفته شود.

٨- در مورد انتخاب نامهاي خانوادگي تورکي مي‌توان از تجربه‌ي غني تورکيه استفاده نمود. در اين سيستم نامهاي نخست و مياني اغلب تورکي و در درجه‌ي دوم عربي است. اما تقريباً همه‌ي نامهاي خانوادگي تورکي و  برگرفته از مفاهيم مجرد و ... است. مانند: نازلي دنيز قورواوغلو، جم قاراجا، باريش مانچو، سئزه‌ن آقسو، ارکين قورآي، کمال سونال، زولفو ليوان‌ائلي، آتيلا ايل‌خان، عزيز نه‌سين، آي‌سون قاراجي، اسين آفشار، اردال اين‌اؤنو، اورخان ولي قانيق، جاهيت صيدقي تارانجي، خاليده اديپ آدي‌وار، مليح جودت آنداي، يحيي کمال بياتلي، ريضا توفيق بؤلوک‌باشي، فاضيل حوسنو داغلارجا، رشات نوري گون‌تکين، نجيپ فاضيل قيساکوره‌ک، احمد تان‌ار قيشلالي، خاليد ضيا اوشاقلي‌گيل، محمت امين يورداقول، عبدالحق حاميد تارخان،...


٩-نکته‌اي که به هنگام اخذ نامهاي تورکي رايج در تورکيه مي‌بايست به آن توجه نمود، کاربرد اين نامها در فرم بومي‌شان است. مانند مارال Maral (به جاي مئرال  تورکيه Méral)، خاقان Xaqan (به جاي هاکان تورکيه Hakan)، آلتين Altın (به جاي آلتون تورکيه Altun)، دادلي Dadlı (به جاي تاتلي در تورکيه Tatlı)، ....

١٠- بعضي از فرمهاي اسم‌ساز در نامهاي خانوادگي با نام ملل خاصي شناخته شده‌اند. همچنانکه اسامي مختوم به –ين و –وف در ميان روسها (لنين، پاولوف)، -يدزه و –ويلي در ميان گرجي‌ها (اورجونيکيدزه، ساکاشويلي)، -يان در ميان ارمنيان (قاسپاريان)، -يسکي در ميان لهستاني‌ها (تارکوفسکي)، -ئسکو در ميان روماني‌ها (يونسکو)، -ي و –جي در ميان ايتاليائي‌ها (فليني، بللوجي)، -ايچ در ميان صربها (کارادزيچ)، -ئز در ميان اسپانيايي‌ها (لوپز، گومز)، -سن در ميان انگليسها (ويلسن، رابينسون)، مک- در ميان ايرلندي‌ها (مک کارتي)، .... -زاده، -فر، -پور، -نيا، -نژاد در ميان فارسها (اصغرزاده، ...)، -وند در ميان لکها و لورها (رسولوند، کاکاوند).


در ميان تورکان اوغوز نيز پسوند اسم‌ساز (خانوادگي، گروهي و ايلي) –لي وجود دارد که معادل پسوند –ار در تورکي باستان است (مانند «کانقلي» مدرن، معادل «کنگر» باستان). هرچند که پسوند –لي در ميان تورکمنها (اوغوزهاي شرقي) و نيز تورکان تورکيه (از تورکان غربي) نيز رايج است، با اينهمه بر خلاف آنها، اين پسوند در ميان تورکان تورک‌ائلي-ايران آنچنان گستردگي دارد که مي‌توان آنرا به عنوان پسوند نام خانوادگي‌ساز ويژه‌ي تورکان اين مناطق و گروههاي وابسته دانست. از اينرو شايسته است که حتي المقدور به رايج نمودن اين پسوند و تثبيت آن به عنوان پسوند نام خانوادگي تورک اقدام نمود. جمشيدخان افشار اورومي، برجسته‌ترين شخصيت تورک‌گرا در تاريخ معاصر و صدر حکومت تورک اتحاد، نام خانوادگي خود را سوباتايلي (با افزودن پسوند –لو به اسم مغولي سوباتاي) انتخاب کرده بود.

١١- ضروري است که نام شخصيتهاي تاريخي مهم و برجسته، فارغ از تبار تورکي و يا غير تورکي آنها، و القابشان در شکل تورکي و بر اساس قواعد زباني و الفبا-املاي تورکي بکار برده شوند.

نمونه‌ي نامها و القاب شخصيتهاي تاريخي:

باي‌بک
Baybek (به جاي بابک)، توغرول Tuğrul (به جاي طغرل)، منگي‌وئردي Mengivérdi (به جاي منکبرني)، سوبک تيگين Sübek Tigin (به جاي سبکتکين)، باهادير Bahadır (به جاي بهادر)، خاتين Xatın (به جاي خاتون)، به‌ييم Beyim (به جاي بيگم)، خاقان ايسماعيل Xaqan İsmayıl (به جاي شاه اسماعيل)، قاغان مسعود Qağan Mesud (به جاي سلطان مسعود)، عابباس ميرزه تيگين Abbas Mirze Tigin (به جاي شاهزاده عباس ميرزا)، تورکه‌ن جاهان Terken Cahan (به جاي تورکان، ملکه جهان)، ....

١٢- مي‌بايست همواره نامهاي اصيل و تاريخي گروهها و ايلات تورک فارغ از ريشه‌شناسي تورکي و يا غير تورکي آنها، و همچنين نام ملي تورکي خود را با وسواس تمام بکار برد و از استفاده از نامهاي دولتي بي‌پايه‌ و استعماري‌اي مانند «آزري» و «آزربايجاني» (به جاي «تورک»)، «ائل‌سئوه‌ن» (به جاي شاهي‌سئوه‌ن) و .... خودداري کرد.

١٣- هنگام انتخاب نامهاي خانوادگي تورکي، به عنوان يکي از منابع مي‌توان از هزاران نام تورکي بامسماء و زيباي توپونيمهاي جغرافيائي تاريخي، نامهاي تورکي ايلات، تيره‌ها، طوائف تورک معاصر و يا باستاني، نامهاي شخصيتهاي تاريخي و دولتمردان و دولتزنان تورک، همچنين نامهائي که داراي مفاهيم و معاني مجرد و يا جديدند استفاده نمود. در زير نمونه‌هائي از اين منابع داده مي‌شود:

نمونه‌ي نامهاي خانوادگي تورکي از ميان نامهاي جغرافيائي- جزيره‌هاي درياچه‌ي اورميه:

آداجيق
Adacıq، آغ‌داغ Ağdağ، آغجاداش Ağcadaş، آفشارجيق Afşarcıq، آل‌داغ Aldağ، آلتين‌داش Altındaş، ايري‌داش İridaş، بارينما Barınma، باياتلي Bayatlı، بايراقلي Bayraqlı، باييندير Bayındır، بزه‌کلي Bezekli، بوجاقلي Bucaqlı، بوزجا Bozca، پاخلان Paxlan، تؤره‌مه Töreme، تاپداق Tapdaq، تک‌داغ Tekdağ، گديک‌تپه Gediktepe، دوقوزلار Doquzlar، توخسون Toxsun، تورکله‌ر Türkler، چالاغان Çalağan، قايا Qaya، چاناق Çanaq، چاييرلي Çayırlı، داش‌آدا Daşada، داشلي‌جا Daşlıca، دانالي Danalı، دلي‌جه Delice، دميرداش Demirdaş، ديله‌ک Dilek، دينج Dinc، ساخلي‌جا Saxlıca، ساري‌تپه Sarıtepe، ساري‌جا Sarıca، سامانلي Samanlı، سانجاق Sancaq، سايين‌قالا Sayınqala، قاباداش Qabadaş، قاپاقلي‌جا Qapaqlıca، قاراآدا Qaraada، قاراتپه Qaratepe، قارلي Qarlı، قاشقالاق Qaşqalaq، قالخانلي Qalxanlı، قامچي‌لار Qamçılar، قانقلي Qanqlı، قاياجيق Qayacıq، قاياقاپان Qayaqapan، قاينارجا Qaynarca، قوتان‌قوش Qutanquş، قورشاقلي Qurşaqlı، قوزقون Quzqun، قوش‌قاياسي Quşqayası، قوش‌قونماز Quşqonmaz، قويون‌داغي Qoyundağı، قيپلي‌جا Qıplıca، قيرنالي Qırnalı، قيزيل Qızıl، قيزيل‌جا Qızılca، قيليج Qılıc، قيرخلار Qırxlar، اييدير İydir، کنگه‌رلي Kengerli، گؤتورگه Götürge، گؤيجه Göyce، گديک Gedik، گمي‌چي Gemiçi، مئرکيت Mérkit، ياپاقلي Yapaqlı، يارماقلي Yarmaqlı، ياريلقان Yarılqan، ياسي‌آدا Yasıada، يالمان Yalman،....

نمونه‌ي نامهاي خانوادگي از ميان نام ايلات و تيره‌هاي تورک در کانتون تورک در جنوب ايران:

آغاج‌اري
Ağaceri، افشار Afşar، چاغاتاي Çağatay، به‌ي‌ديلي Beydili، خاتايلي Xataylı، دميرلي Demirli، قيليچ Qılıç، آغالي Ağalı، قوتلو Qutlu، قاراقانلي Qaraqanlı، اينانلي İnanlı، دوقوزلو Doqquzlu، قايالي Qayalı، چيرپانلي Çırpanlı، قورت Qurt، قاجارلي Qacarlı، آسلانلي Aslanlı، قاراجالي Qaracalı، ياريم‌تاقلي Yarımtaqlı، گوندوزلو Gündüzlü، آغ‌قويونلو Ağqoyunlu، ده‌وه‌لي Develi، بولاق Bulaq، بايات Bayat، آوشات Avşat، قيزيل‌باش Qızılbaş، تکه Teke، چايان Çayan، باغيملي Bağımlı، قاراگؤزلو Qaragözlü، اوريات Oryat، قوجالي Qocalı، به‌يلي Beyli، قارالي Qaralı، بوداقلي Budaqlı، قارايلي Qaraylı، گيرايلي Giraylı، بوجاقچي Bucaqçı، اوسانلي Usanlı، قاباقلي Qabaqlı، تؤره‌ميشلي Töremişli، يوردخانلي Yurdxanlı، خلج Xelec، بللي Belli، ساريلي Sarılı، يالاما Yalama، درمه‌لي Dermeli، ساپانلي Sapanlı، ساريجالي Sarıcalı، ....

نمونه‌ي نامهاي خانوادگي از ميان نامها و القاب شخصيتها، دولت‌مردان و دولت‌زنان تورک در تاريخ ايران:

سوباتاي
Subatay  (سوباتايلي، نام خانوادگي انتخابي جمشيدخان افشار اورومي برجسته‌ترين شخصيت تورک‌گراي تاريخ معاصر و صدر حکومت تورک اتحاد است)، هولاگو Hulaku، تکيش Tekiş، سالقير Salqır، آتابک Atabek، دمير Demir، منگي Mengi، آبيش Abış، سويورقاميش Soyurqamış، اينجي İnci، قاراخيتاي Qaraxıtay، قوتلو Qutlu، ايلخان İlxan، داشي Daşı، اولجايتي Olcaytı، سانجار Sancar، قازان Qazan، چاغري Çağrı، آرسلان Arslan، قاوروت Qavrut، سالديق Saldıq، توغرول Toğrul، دوغان Doğan، بورلا Burla، سالور Salur، بارچين Barçın، بوز Boz، آرپا Arpa، سونقور Sonqur، تکله Tekle، جالايير Calayır، ساتيق Satıq، بوغرا Buğra، دولون Dolun، آي‌بک Aybek، باي‌بارس Baybars، باي‌داش Baydaş، قاراخان Qaraxan، آدسيز Adsız، بک‌تاش Bektaş، بؤرو Börü، قوت‌آلميش Qutalmış، قيليج Qılıc، آرقين Arqın، ائل‌دنيز Éldeniz، پيشگين Pişgin، آرتيق Artıq، قارامان Qaraman، پرچه‌م Perçem، بايدي Baydı، آباقا Abaqa، سولدوز Sulduz، کوره‌که‌ن Küreken، اولوبه‌ي Ulubey، باي‌قارا Bayqara، بايرام Bayram، يولوق Yuluq، اوغورلو Uğurlu، اولدوز Ulduz، اؤگه‌ده‌ي Ögedey، دورسون Dursun، اردوغدو Erdoğdu،....

نمونه‌ي نامهاي خانوادگي از ميان مناصب دولتي، اداري و نظامي تاريخ تورک:

آبا
Aba، آقا Aqa، آتا Ata، آتامان Ataman، آلپ Alp، آلپاووت Alpavut، آلچي Alçı، آخين‌چي Axınç، پيتيک‌چي Pitikçi، تيگين Tigin، تومان Tuman، ائلچي Élçi، آيقيچي Ayqıçı، نويان Noyan، خاقان Xaqan، خان Xan، اؤروکلو Örüklü، چاپار Çapar‌، ارکين Erkin، ايناق İnaq، اينال İnal، اينانج İnanc، ايچه‌رگي İçergi، ايليک İlik، بايار Bayar، باسقاق Basqaq، بيلگه Bilge، بويلا Boyla، بوکو Bökü، بورقوچان Burquçan، بويروق Buyruq، بکچي Bekçi، چاووش Çavuş، چور Çor، قاوقان Qavqan، قام Qam، قاراوول Qaravul، قانچي Qançı، قوروقچو Qoruqçu، ساغين Sağın، سوباشي Sübaşı، شاد Şad، ديلماج Dilmac، تريم Terim، توتقاوول Tutqavul، تاپقيرچي Tapqırçı، دامقاچي Damqaçı، دورقاق Durqaq، ترکه‌ن Terken، يابقي Yabqı، ياساوول Yasavul، اولوس‌به‌يي Ulusbeyi، ايل‌به‌يي İlbeyi، به‌يله‌ربه‌يي Beylerbeyi، .. ..

در ضرورت تورکي‌سازي نام معابر، خيابانها، کوچه‌ها و اماکن جغرافيايي

نامهاي اماکن تاريخي و جغرافيايي در يک منطقه و شهر و روستا، سند و قباله‌ي مالکيت ملت و مردم ساکن در آن منطقه و شهر و روستاست. با جنبش مشروطيت ايران، تورکي‌زدائي از و فارس‌سازي نامهاي معابر، خيابانها، کوچه‌ها، اماکن تاريخي و محلهاي جغرافيايي و ... به سياست راهبردي دولت قوميت‌گراي فارس تبديل گرديد. تا تعلق مناطق و شهرها و روستاهاي تورک‌نشين به ملت تورک، نفي و انکار گردد. متاسفانه در نتيجه‌ي اين سياست ضدانساني اکنون نزديک به يک صد و بيست سال است که روند تاريخي قبلاً موجود نامگذاري معابر و اماکن و محلهاي جغرافيايي به زبان تورکي در ايران و تورک‌ائلي کاملاً متوقف شده است. و هم از اينرو است که در سراسر تورک‌ائلي و ديگر مناطق تورک‌نشين در ايران، اينگونه نامهاي فارسي، به عنوان ابزارها و سمبولهاي استعمار و نژادپرستي و نسل‌کشي ملت تورک؛ و مانعي در انعکاس فرهنگ ملي، هويت اصيل و تاريخ حقيقي خلق ما و سند تعلق اين سرزمين به ملت تورک، مي‌بايد تورکي‌سازي شوند:


در اين رابطه:
 
١- در مناطق تورک‌نشين ايران، نام مغازه‌ها و محلهاي کار، شرکتها و کارخانه‌ها و کارگاهها، مدارس و موسسات و ساختمانها .... مي‌بايست تورکي باشد و از نامگذاري اماکن و معابر جديد به زبان فارسي نيز اکيداً مي‌بايد جلوگيري نمود.

٢- براي انتخاب نام اماکن و محلهاي گوناگون -در صورت وجود مي‌توان نامهاي سنتي و بومي رايج تورکي بين مردم براي اين اماکن و محلها را به رسميت شناخت و يا ترجيحاً از نامهاي تورکي تاريخي منسوخ شده‌ي محل استفاده نمود.

٣- در صورت نبود نامهاي سنتي رايج و يا تاريخي متروک، مي‌توان به تناسب محل و امکان، نامهاي جديد تورکي متناسبي انتخاب نمود.

٤- در مناطق تورک‌نشين ايران، نام اماکن و محلهاي داراي اسامي شخصيتهاي منسوب به قوم فارس مانند شعرا- به سبب نبود اماکن و محلهاي داراي نام شخصيتهاي تورک در فارسستان- مي‌بايست با نام شخصيتهاي معادل تورک و يا هر نام مناسب تورکي ديگري تعويض شود.

٥- دولت قوميت‌گراي فارس و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست، مدعي‌اند که در طول تاريخ، زبان فارسي زبان ادبي و علمي معمول و داوطلبانه‌ي تورکان در تورک‌ائلي و ايران بوده و در اين راستا به بزرگ‌نمائي فارسي‌سرايان تورک دست مي‌زنند. با توجه به اين ادعاي نادرست و تاکتيک ناشايست، هنگام استفاده از نامهاي ادباي برجسته‌ي تورک، در شرايط کنوني و فعلاً مي‌بايد از کاربرد نامهاي شخصيتهاي صرفاً فارسي‌نويس و منحصراً فارسي‌سراي تورک، مانند نظامي، قطران، پروين اعتصامي، ايرج ميرزا و ...... در نام‌گذاري اماکن و موسسات، معابر و جاده‌ها و ... خودداري نمود.


٦- مي‌بايد توجه خاصي به باز گرداندن نامهاي اصلي تورکي اماکن تاريخي و جغرافيايي که در صد و بيست سال گذشته از مشروطيت بدين سون به فارسي تغيير داده شده‌اند، نمود. نامهاي اصلي تورکي اينگونه اماکن تاريخي و جغرافيايي بلااستثناء در سرتاسر ايران مي‌بايد  قانوناً و رسماً عودت داده شوند.

٧-در تمام موارد فوق، مسئوليت اصلي بر عهده‌ي مقامات محلي و از جمله شوراهاي شهرها و شهرداري‌هاست. نخبگان و مردم مي‌بايد براي نام‌گذاري تورکي اماکن و بازگرداندن نامهاي اصلي تورکي در صورت تعويض شدنشان به فارسي، مقامات و مسئولين را تحت فشار و بازخواست قرار دهند.

٨-در صورت مخالفت مسئولين و مقامات و قوانين با نامگذاري تورکي بر اماکن، مردم تورک مي‌بايد اينگونه قوانين و مسئولين مخالفت کننده را کان لم يکن فرض کرده به هيچ شمارند و راساً به انتخاب نام مردمي تورکي براي همه‌ي اماکن در همه‌ي مناطق و شهرها و روستاهاي تورک اقدام نمايند.

٩- همچنين مي‌بايد از کاربرد کلمات فارسي خيابان، کوچه، بازار و ..... مطلقاً اجتناب نمود:

چند واژه‌ي تورکي در باره‌ي شهرنشيني، اماکن و معابر:

ارتيک
Ertik‌، اورام Uram‌، اوغرات Uğrat (هر سه به معني خيابان)؛ گئچيک Géçik‌، يولاق Yolaq (هر سه به معني کوچه)؛ يول Yol (راه)؛ سورگه Sürge (جاده)؛ سورله‌ک Sürlek (بزرگراه)؛ آنايول Anayol (شاهراه)؛ گئچيت Géçit (معبر، گذر)؛ ساتاق Sataq (مغازه)؛ يئکه‌ساتاق Yéke Sataq (سوپرمارکت)؛ اوخول Oxul (مدرسه)؛ بيلي‌يوردو Biliyurd (دانشگاه)؛ گزيمليک Gezimlik (پارک)؛ يئگي‌ائوي Yégiévi (رستوران، غذاخوري)؛ دوراق Duraq (ايستگاه)؛ سايري‌ائوي Sayrıévi (بيمارستان)؛ توغراق Tuğraq (اداره)؛ ساتلاق Satlaq (بازار)؛ قاپالي ساتلاقQapalı Satlaq  (بازار سرپوشيده)؛ بلگي Belgi، هيم Him (علامت، نشانه)؛ پيتيک‌چي Pitikçi (کتاب‌فروشي)؛ پيتيک‌ائوي Pitikévi (کتابخانه)؛ قاراوول Qaravul (شهرباني)؛ اورلوق Urluq (شهرداري)؛ داروخانه Emçi (امچي)؛ ....

سؤزلوک:

آنايول Anayol: شاهراه
ارتيک Ertik‌: خيابان
اوخول Oxul: مدرسه
اوخولقاOxulqa : قرائتخانه
اورام Uram‌: خيابان
اورلوق Urluq: شهرداري
اوغرات Uğrat: خيابان
بلگي Belgi: علامت، نشانه
بيلي‌يورد Biliyurd: دانشگاه
پيتيک‌ائوي Pitikévi: کتابخانه
پيتيک‌چي Pitikçi: کتاب‌فروشي
توغراق Tuğraq: اداره
امچي Emçi: داروخانه
دوراق Duraq: ايستگاه
ساتاو Satav: مغازه
ساتلاق Satlaq: بازار
سايري‌ائوي Sayrıévi: بيمارستان
سورگه Sürge: جاده
سورله‌ک Sürlek: بزرگراه
سيمگهSimge : سمبل
سينجيSinci : سمبل
قاپالي ساتلاق Qapalı Satlaq: بازار سرپوشيده
قاراوول Qaravul: شهرباني
گزيمليک Gezimlik: پارک
گئچيت Géçit: معبر، گذر
گئچيک Géçik‌: کوچه
هيم Him: علامت، نشانه
يول Yol: راه
يولاق Yolaq: کوچه
يئکه‌ساتاو Yéke Sataq: سوپرمارکت
يئگي‌ائوي Yégiévi: رستوران، غذاخوري

گئرچه‌يه هو!!!

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.