Monday, September 25, 2017

اشعار تورکی در مدح فتح بغداد توسط شاه عباس


اشعار تورکی در مدح فتح بغداد توسط شاه عباس

مئهران باهارلی

رسول جعفریان در ضمن مقاله‌یی (١)، به معرفی یادداشتهای پشت یک نسخه‌ی خطی از کتاب فقهی «ارشاد الاذهان الی احکام الایمان» اثر علامه حلی (متوفی ١٣٢٥ میلادی) پرداخته است. به گفته‌ی وی این نسخه که در کتابخانه‌ی ابن مسکویه‌ی اصفهان نگهداری می‌شود توسط عبدالکاظم بن سلام الله موغاری در سال ١٥٦٥ میلادی کتابت شده و تحریر آن در ٢٧ آگوست آن سال خاتمه یافته است. شمار صفحات متن اصلی کتاب ٣٢٦ است و چند صفحه  در ابتدا و انتها نیز وجود دارد که یادداشتهایی روی آن‌ها نوشته شده است. در صفحه‌ی دوم و سوم مانده به پایان کتاب اشعاری به فارسی و تورکی در باره‌ی شاه عباس و جریان فتح بغداد در سال ١٦٢٢  میلادی و آب نجف آمده است.

این اشعار یکی از نمونه‌های بسیار جالب اعتراض متصوفه‌ی تورک به تنگ‌نظری‌ها و بنیادگرائی شیعه‌ی امامی شاهان صفوی و تروریسم دولتی (تبرائیان)، فساد اداری و بی‌عدالتی در دستگاه دولتی آنان است.

اشعار در مدح فتح و ماده‌ی فتح معمولاً یا به امر مقامات رسمی و یا برای تقدیم به آنها سروده می‌شوند. این نیز نشان می‌دهد که حتی در دوره‌ی شاه عباس، زبان تورکی همچنان یک زبان رسمی دوفاکتوی دولت قزلباشیه-صفوی بود.

رسول جعفریان متن اشعار تورکی به خوانش و ترجمه‌ی یوسف بیگ‌باباپور و رحیم نیکبخت و عکس آنرا (با کیفیت بسیار پائین) داده است. سپس محمد اردم در نوشته‌ای (٢) به تصحیح چند خوانش در این اشعار تورکی پرداخته است. هرچند این دو نشر به درجه‌ی بسیاری خوانش و ترجمه‌ی این اشعار تورکی را ممکن ساخته‌اند، با اینهمه تصحیح چند کلمه‌ی دیگر، همچنین بازنویسی ترجمه‌ی آن ضروری است. در زیر متن این اشعار تورکی به خوانش خود، سپس ترجمه‌ی دقیق آنها توسط اینجانب به فارسی، بعد از آن چند تصحیح ضروری و در نهایت اطلاعاتی در باره‌ی عقاید دینی و سیاسی و همچنین تخلص این شاعر تورک را داده‌ام.



متن اشعار تورکی

١-خسرويِ ایران که بو اقبال و بو توفیق ‌ایله
هر بیره‌ر سلطانی، هر خانی، بیره‌ر جمجاه اولور
٢-بو عدالت، بو مروّت، بو کَرَم کیم اوندا وار
ذاتِ مهدی تک خلیفه، حضرتِ الله اولور
٣-ائتدی ایران اؤلکه‌سینی رشکِ گلزارِ جنان
اؤیله‌ کیم رضوان اگر گؤرسه اونا دلخواه اولور
٤-اصفهانا عرشِ اعظم‌ده‌ن، ملایک خیلی‌ده‌ن
کفر و ایمان گؤرمه‌ک ‌ايچين کهکشان‌دان راه اولور
٥-بير طرف آتسا تبرّایی اگر اول شاهِ دین
جامعِ ادیانا، بل کلِّ جهانا شاه اولور
٦-حق تجلّی‌سی مظاهرده جلال ‌ایله جمال
عارفِ کامل یانيندا کفر ایله ایمان اولور
٧-یئتميش ‌ایکی ملّتين طورونا حقّ ائتدی ظهور
قامو یوللار دوستونون اطوارينا یکسان اولور
٨-حق اگر ایسته‌ر براياسي.ن بیره‌ر امّت ائده‌ر
کیم اونون درمانی درد و دردی ‌ده درمان اولور
٩-حاصلاً بو شاهِ دین، بو نسلِ خیرالمرسلین
کیم اونون القابی حق‌ده‌ن سیدِ شاهان اولور
١٠-خيرسيزيني کسديره، عدل ائیله‌ييپ، ظلمو قيريپ
مُلکِ ایران‌ين محقّر کلبه‌سی رضوان اولور
١١-اختلافِ دينده منع ائتمه‌سه هر کسیله‌نی
بو «قوتي»‌نين شوره‌کاتی‌ دا نگارستان اولور
***

١٢-اول شاه‌ ک‌اونا چرخچی مریخ‌دورور
اعدایا اونون شوکتی توبیخ‌دورور
١٣-بغداد آليندی و اونون فیضینده‌ن
«توفیقات آله» تاریخ‌دورور
***
١٤-ایسته‌مه‌زه‌م محیلْ فلکده‌ن بهانه‌له‌ر
جِسرين قيراغین ایسته‌ره‌م و قهوه‌خانه‌له‌ر
١٥-رقص و سماعِ مولوي‌یي حق‌ده‌ن ایسته‌ره‌م
کیم علمِ قال وسوسه‌سی‌دير، فسانه‌له‌ر
***
١٦-آلدی عراقِ عرب‌ی شاه‌ين ترانه‌له‌ری
بو فتحه تاریخ اولدو «اییی قهوه‌خانه‌له‌ری»
***
١٧-حق‌ده‌ن همیشه عارفه فیض و صفا یئته‌ر
بغداد فتح‌نامه‌سی بيزله‌رگه ها یئته‌ر
١٨-مُلْکِ عراق مکّه‌یه‌ دک شاه‌ا پیشکش
عارف اولانا حلّه ‌ایله کربلا یئته‌ر

١٩-گاه کربلادا ساکن اولام، گاه نجف‌ده کیم
شهبازِ روحا هانی بیله آشیانه‌له‌ر؟
***
٢٠-آليندی خسروي ایران ‌‌ايچين عراقِ عرب
که صرف ائده نجف و کربلادا نقدِ طرب

تصحيح و معنی چند کلمه

کسلنی (کسيله‌نی): در بیت ١١. به صورت «کسیلنی» (بیگ‌باباپور-نیکبخت) و به «کسیلی» (اردم) خوانده شده است. در زبان تورکی کلمه‌ای به شکل کسیلی وجود ندارد. خوانش صحیح «کسیلَنی» («کسیله‌نی») به معنی «آنکه بریده و دور افتاده است را» می‌باشد. در اینجا مصدر «کسیلمه‌ک» به معنی جدا شدن، دور شدن، قطع رابطه کردن، منصرف شدن از یک جمعیت و گروه و طریقت و دین و .... است. در کتابهای «تاراما سؤزلویو» مثالی از کاربرد واژه‌ی «کسیله‌ن» به همین معنی در قرن شانزده میلادی آمده است: «بنده‌ن «کسلنه (کسیله‌نه)» اولاشیرام، توبه ائده‌نی قبول ائده‌ره‌م» ترجمه: به کسی که از من جدا و دور افتاده است وصل می‌شوم، آنکه را توبه کند می‌پذیرم (تاراما سؤزلویو: ج  ٤)

ايسته‌مه‌زه‌م: نمی‌خواهم. در بیت شماره‌ی ١٤. به اشتباه به صورت ایشیتمه‌زه‌م (نمی‌شنوم) خوانده ‌شده‌ است. شاعر در مصرع اول آنچه را که نمی‌خواهد (محیلْ فلکده‌ن بهانه‌له‌ر ایسته‌مه‌زه‌م، بهانه‌های فلک مکار) و در مصرع دوم آنچه را که می‌خواهد (جِسرين قيراغی و قهوه‌خانه‌له‌ر ایسته‌ره‌، قهوه‌خانه‌های کنار پل) می‌شمارد.

عرب‌ی: در بیت ١٦. به اشتباه به صورت عزلی خوانده شده است. عراق عرب‌ی: عراق عرب را

خيليدين-خيلي‌ده‌ن، بيزلارغه-بيزله‌رگه: در این اشعار در دو مورد تاثیر تورکی چاغاتای-جغتایی دیده می‌شود. یکی کاربرد «خیلیدین» به جای «خیلی‌نده‌ن» (بیت٤) و دیگری «بیزلارغه» به جای «بیزله‌ره» (بیت ١٧) است. از آنجائیکه در بقیه ابیات همه جا فرم «.ده‌ن» و نه «.دین» بکار رفته، من نیز بیت ٤ را با فرم ده‌ن، همچنین «بیزلارغه» در بیت١٧ را بنا به قانون هماهنگی اصوات به شکل «بیزله‌رگه» نوشتم.

شورکات، شوره‌کات: زمین شور، شورستان، کویر  
برايا: جمع بريه، مخلوقات، آفریده‌شدگان
جسر: پل چوبين
محيل: حیله‌گر، مکار
فيض: در اصطلاح صوفیه القاء امری است در قلب به طریق الهام و بدون تحمل زحمت کسب و اکتساب
جمجاه: پادشاهی بزرگ و بلندقدر دارای مقام و منزلتی مانند جمشیدشاه
سلطان: در اینجا صاحب منصب نظامی و مقام لشکری
خان: در اینجا والی و حاکم کشوری
تبرا: بیزاری و دشمن شمردن مسلمانان غیر شیعه. تبرائیان دستجات تروریست دولت صفوی بودند که در کوچه و خیابان به قتل کسانی که خلفای قبل از علی را لعن و نفرین نمی‌کردند می‌پرداختند.
امت: مومنین و پیروان پیامبر
نگارستان: باغ پر از گلها و گیاههای رنگارنگ
علم قال: نزد متصوفه مباحثات و مجلس علوم ظاهری، مخصوصاً فقه و حدیث است؛ در مقابل مجلس حال که سماع و رقص صوفیان است
ترانه: نیت و عزم
شاهباز: باز، توغان، ترلان، شنقار (سونقور)
چرخچی: پیش‌قراول لشکر

ترجمه‌ی اشعار تورکی به فارسی (از مئهران باهارلی)

١-با این اقبال و توفیقی که خسروی ایران دارد، هر سلطان (مقام لشکری) و هر خان (حاکم کشوری) وی، همانند یک جمجاه (پادشاهی بزرگ و بلندقدر دارای مقام و منزلتی مانند جمشیدشاه) است.
٢-این عدالت و این مروت و این کَرَمی که در خسروی ایران وجود دارد، او را بسان ذات مهدی، خلیفه‌ی حضرت حق می‌سازد.
٣-خسروی ایران کشورش را رشک گلزار جنان کرد. آنچنانکه اگر باغ رضوان ایران را ببیند، دلخواه و خواستارش می‌گردد.
٤-خیل ملایک از عرش اعظم برای دیدن کفر و ایمان (تجلی حق در نزد عارفان کامل)، از کهکشان به اصفهان راهی می‌شوند
٥-اگر آن شاه دین، تبرا (بیزاری و دشمن شمردن مسلمانان غیر شیعه) را به یک سو نهد، بر جمیع ادیان، بلکه بر کل جهان شاه می‌شود
٦- صفات جلال و جمال حق تجلی نشانه‌های اوست. اما در نزد عارف کامل، کفر و ایمان هم تجلی حق هستند.
٧-حق بر کوه طور همه‌ی هفتاد و دو ملت ظهور کرد. بنابراین تمام طرق و راهها(ی به ظاهر متفاوت) در اطوار و حالات دوست یکسان هستند.
٨-حق اگر بخواهد آفریده شدگان و خلایق را به امت (مومنین و پیروان پیامبر) تبدیل می‌کند. چرا که درمان وی درد و درد وی درمان است.
٩-ماحصل آنکه این شاه دین، این از نسل خیرالمرسلین، که القاب داده شده به وی از سوی حق «سید شاهان» است،
١٠-اگر دزدها را قلع و قمع کرده، ظالمان را محو و عدالت را بر قرار کند، کلبه‌ی محقر مُلْک ایران تبدیل به بهشت می‌شود.
١١-و اگر به سبب اختلاف در اعتقادات دینی، بریدگان و دورافتادگان را منع نکند، شوره‌زار «قوتی» هم به باغ پر از گل و گیاه تبدیل خواهد شد.

١٢-آن شاه که پیش‌قراول لشکر او مریخ است، هیبت و عظمت وی بر دشمنانش بسان توبیخ اوست
١٣-بغداد فتح شد و در سایه ای الهام از آن، ماده‌ی تاریخ فتح «توفیقات آله» (١٠٣٣) است.
١٤-از فلک حیله‌گر و مکار بهانه نمی‌خواهم، کنار پل و قهوه‌خانه‌ها را می‌خواهم
١٥- طالب رقص و سماع مولوی از حق هستم. چرا که وسوسه‌ی علم قال (فقه و شریعت و حدیث و ...)، افسانه‌ای بیش نیست
١٦-نیت و عزم شاه، عراق عرب را فتح کرد. و ماده‌ی تاریخ این فتح قهوه‌خانه‌های نیکو شد
١٧- همیشه از جانب حق به عارف، فیض و صفا می‌رسد. اما برای ماها فتحنامه‌ی بغداد از کافی هم بیشتر است
١٨-سرزمین عراق تا مکه پیشکش شاه باد. ولی برای کسی که عارف است، حله و کربلا کفایت می‌کند.
١٩-گاه ساکن کربلا و گاه ساکن نجف هستم. چرا که برای توغان و ترلان و شنقار روح کجا چنین آشیانه‌هایی پیدا می‌شوند؟
٢٠-عراق عرب برای خسروی ایران فتح شد تا که سرمایه‌ی موجود شادی را در نجف و کربلا خرج کند

چند نکته در باره‌ی اعتقادات سراينده‌ی اين غزل فتح-ماده‌ی تاريخ تورکی

١-شاعر وابسته به جریان متصوفه است. چرا که از عارف کامل، یکی شمردن ایمان و کفر و تجلی حق بودن هر دوی آنها، و یکسان بودن طرق مختلف هفتاد و دو ملت (از جمله اسلام با غیر اسلام) در نزد حق سخن می‌گوید.

٢-شاعر به طریقت متصوفه‌ی مولویه منسوب است. وی می‌گوید علوم شرعی چون فقه و حدیث وسوسه و هوسی بیش نیستند و وی خواستار رقص و سماع مولویه یعنی مجلس حال است. لازم به ذکر است سرکوب و طرد و بیرون راندن پیروان طریقت سنی مولویه که منسوب به جلال الدین رومی بود از ایران در متن سیاست عمومی صوفی‌زدائی-قزلباش‌کُشی شاهان صفوی، در زمان اسماعیل اول و تهماسب آغاز شد، در دوره‌ی شاه عباس به اوج رسید و تا آخر سلسله‌ی صفویه ادامه یافت.

٣-شاعر می‌گوید اگر خدا می‌خواست همه‌ی خلایق را به امت مومن به پیغمبر تبدیل می‌ساخت. اما اینکار را نکرد. بنابراین در وجود اعتقادات دینی متفاوت و متضاد و هفتاد و دو ملت حکمتی نهفته است و شاه نباید برای از بین بردن این تفاوتها برخیزد. زیرا درمان خدا با درد او یکی است. یعنی کفر و ایمان به واقع یک چیز و هر دو تجلی حق‌اند.

٤-شاعر از شاه می‌خواهد به تبرا و اعلام بیزاری و دشمن شمردن غیر شیعیان پایان دهد (تبرائیان دستجات تروریست دولتی در زمان شاه اسماعیل و تهماسب بودند که در کوچه و خیابان به قتل کسانی که خلفای قبل از علی را لعن و نفرین نمی‌کردند می‌پرداختند) و از دور کردن و راندن دورافتادگان به سبب تفاوت در اعتقادات دینی‌شان اجتناب کند. در این صورت است که شوره‌زارها به باغ پر از گل و گیاههای رنگارنگ تبدیل شده و شاه بر همه‌ی پیروان دینهای گوناگون، بلکه بر کل جهان حاکم خواهد شد.

٥-شاعر به شاه توصیه می‌کند که به جای دشمن شمردن و راندن دیگراندیشان و دیگرباوران دینی، به زمامداری اخلاقی متوجه شود، دزدی را متوقف، ظلم را ریشه‌کن و عدالت را برقرار سازد.

تخلص شاعر: قوتی ؟ و يا قوقی، فوقی ؟

در بیت آخر کلمه‌ای به صورت «قوتی» و به احتمال کمتر «قوقی» (فوقی؟) آمده است. به نظر من این کلمه تخلص شاعر است. در معنی این نام احتمالات زیر متصورند:

قوتی:
١- کلمه‌ای تورکی به معنی حقه و تبنگوی کوچک که از چوب تراشند و از نقره و مقوا و جز آن نیز سازند و در آن سنگهای گرانبها و معجون و مانند آن را حفظ کنند.
٢- می یک‌شبه
٣- شاید ترجمه‌ی فارسی نام قوتلو: نام طائفه‌ای تورک در ایران به معنی مسعود و مبارک و مقدس
٤- منسوب به قوت: آذوقه، توشه، جیره، خواربار، خوراک، خوردنی، طعام، غذا، مائده، خورش به اندازه‌ی قوام بدن انسان، روزی

قوقی:
١- نام تیره‌هایی تورک در ایل قشقایی و خمسه در جنوب ایران (در سال ۱۲۸۰ ه.ق حاج نورعلی قوقی حکومت ایل باصری را داشت).
٢-بخور خوشبو. در این معنی کلمه‌ای تورکی و اصل آن قوخو است.
٣-درخت صنوبر کبیر و یا ارزیر
٤-نام حیوانی دریایی (بیدستر) که گوشتش مفید به بیماری صرع است
--------------------

١- رسول جعفریان، اشعار ترکی به مناسبت فتح بغداد توسط شاه عباس در پشت یک نسخه خطی، در جستارهایی در میراث اسلامی، دفتر چهارم، ویژه‌نامه نسخه‌پژوهی، به کوشش: یوسف بیگ‌باباپور، احمد خامه‌یار، تهران: سفیر اردهال، 1392. صص:205-183.
٢- تصحیحاتی در چند بیت شعر ترکی از عصر شاه عباس صفوی

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.