Monday, August 7, 2017

تورک‌ایلی است نه روژهه‌لات: توسعه‌طلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر

تورک‌ایلی است نه روژهه‌لات 

توسعه‌طلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر 

مئهران باهارلی

سؤزوموز

موضع آنتی دموکراتیک سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان در قبال برخی شهرها و مناطق تورک‌ایلی مخصوصا بخش آزربایجانی آن

سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان گزارشی تحت نام «خبرهائی از کوردستان» صادر کرده است[1]. روح و دیدگاه حاکم بر این گزارش مانند بسیاری از گزارشات قبلی این سازمان نوعی قومیت‌گرائی بدوی، زیاده‌خواهی و  فاشیسم کوردی، توسعه‌طلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر است. این روح و دیدگاه بسیار ناسالم و فوق العاده مضر و مخرب، در ضدیت کامل با روح و فلسفه‌ی دفاع از حقوق بشری ایرانیان کورد و تبلیغ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز ملل ساکن در ایران قرار دارد.

Sunday, August 6, 2017

آزربايجان‌گرايي تالشي: گل بود به چمن نيز آراسته شد


آزربايجان‌گرايي تالشي: گل بود به چمن نيز آراسته شد

من «تورک»م و زبانم «تورکي» است

خديجه اسماعيلووا- مئهران باهارلي



ايدئولوژي و يا دکترين «آزربايجان‌گرايي» اعتقاد به يک هويت قومي و يا ملي بنام «آزربايجاني» بر اساس جغرافيا و تقسيمات اداري-سياسي است. «آزربايجاني» يک هويت قومي و ملي استعماري، اليتيست، نژادپرستانه و تحميلي است که به منظور نفي و از بين بردن هويت قومي- ملي تورک توده‌ي تورک ساکن در جنوب قفقاز و بخش شمالي منطقه‌ي ملي تورک در شمال غرب ايران (تورک‌ائلي) و تسهيل امر آسيميلاسيون وي ايجاد شده است. 

«هويت قومي آزربايجاني» به عنوان يک خرده‌هويت قومي زيرمجموعه‌ي «هويت ملي ايراني» در دوره‌ي مشروطيت در ايران توسط رهبران تورک ضد تورک مشروطيت و زعماي آزاديخواهان و مجاهدان و دمکراتهاي آزربايجاني پشتگرم به بريتانيا (آزربايجان‌گرايان ايران‌گرا، آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست)؛ و «هويت ملي آزربايجاني» در سال ١٩٣٧ مستقيماً به امر استالين-ميکويان ارمني در روسيه‌ي شوروي (آزربايجان‌گرايي استالينيستي) ايجاد شد. براي ملت ما «آزربايجاني» يک «زنونيم- Xenonym» (نامي که بيگانگان يک گروه قومي -ملي را بدان مي‌خوانند) و «تورک» يک «اندونيم -Endonym» (نامي که خود يک گروه قومي-ملي خود را بدان مي‌خواند) است. 

هويتهاي قومي-ملي آزربايجاني، در قرن گذشته «عامل اصلي داخلي» در جلوگيري از روند ملت‌شوندگي توده‌هاي تورک و احقاق حقوق بشري و ملي او، و تسهيل کننده‌ي نسل‌کشي ملي و زباني ملت تورک در ايران بوده است. اما عمر آزربايجان‌گرايي به هر معني و هر نوع در ايران به سر آمده است. در اين کشور اکنون يک خودآگاهي ملي تورک و حرکات و اقدامات فرهنگي و سياسي نتيجه‌ي آن وجود دارد که سدي سديد در مقابل هرگونه مهندسي قومي استعماري هويت ملي خلق تورک است. اين خودآگاهي ملي تورک محدود به ايران نيست. در جهموري آزربايجان و قفقاز جنوبي نيز کم کم نخبگان و مردم با طرد هويت جعلي و استعماري آزربايجاني، به هويت اصلي قومي و ملي خودشان که‌ «تورک» است باز مي‌گردند.

علاوه بر دولتهاي استعمارگر روسيه و ايران و بريتانيا که موجد، مبلغ و مدافع هويت جعلي قومي-ملي آزربايجاني هستند، افراطيون ملي‌گراي برخي از گروههاي قومي-ملي رقيب در منطقه نيز مانند فارسها، ارمنيان، کوردها و تالشها مدافع و مبلغ آتشين هويت جعلي آزربايجاني در مقابل هويت ملي تورک هستند. اين پديده‌ها در ادبيات سياسي بنامهاي «آزربايجان‌گرايي فارسي»، «آزربايجان‌گرايي ارمني»، «آزربايجان‌گرايي کوردي» و «آزربايجان‌گرايي تالشي» مشهورند.

در زير نوشته‌اي انگليسي از خديجه اسماعيلووا، يکي از روشنفکران، فعالين حقوق بشري و ژورناليستهاي اهل جمهوري آزربايجان که در باره‌ي بازگشت به هويت قومي-ملي تورک و «آزربايجان‌گرايي تالشي» است را به همراه ترجمه‌هاي تورکي و فارسي آن توسط اينجانب آورده‌ام.

یک نفر تورک از آزربایجان (تورک‌ایلی) که طرف‌دار تشکیل دولت تورکی دراز و باریک از ادیرنه تا قاراقوم بود

یک نفر تورک از آزربایجان (تورک‌ایلی) که طرف‌دار تشکیل دولت تورکی دراز و باریک از ادیرنه تا قاراقوم بود

مئهران باهارلی

Thursday, August 3, 2017

شیعه‌ی صفوی، پدیده‌ای که هرگز وجود نداشت

شیعه‌ی صفوی

 

پدیده‌ای که هرگز وجود نداشت

 

مئهران باهارلی


سؤزوموز

هرگز پدیده‌ای بنام «شیعه‌ی صفوی» در تاریخ وجود نه‌داشته است. آن چه وجود داشته، «طریقت صفویه» و یا «طریقت اردبیلیه»، و «دولت قیزیل‌باشیه» (که به اشتباه «دولت صفویه»‌ نامیده می‌شود)، هر دو منسوب به «خاندان صفویه» است. «طریقت صفویه» طی قرون، سیری از «اسلام اورتودوکس» (سنّی شافعی عربی، طریقت آزربایجانی «سهروردیه») به «اسلام هترودوکس» (شاخه‌ی قاراقویون‌لوی مذهب غالی علوی تورک در زمان شیخ ابراهیم و شیخ جنید، و سپس شاخه‌ی قیزیل‌باشی آن در زمان شیخ حیدر و شاه اسماعیل) داشت و در زمان شاه تهماسب اول عملاً از صحنه‌ی تاریخ حذف شد. و اما «دولت صفویه» و یا «دولت قیزیل‌باشیه» از همان آغاز با پذیرش مذهب شیعه (امامی عربی-فارسی) از سوی شاه اسماعیل اول به عنوان دین دولتی و رسمی، (به استثنای دوره‌ی کوتاه‌مدت شاه اسماعیل دوم که بر مذهب سنی حنفی بود)، دارای هویت مذهبی شیعی (امامی عربی-فارسی) بود.

اگر مراد از «تشیع صفوی»، مذهبی که سران خاندان صفوی و شاهان دولت قیزیل‌باشیه بدان منسوب بوده‌اند است، این نام‌گذاری افاده‌ی معنی واحدی نه‌می‌کند. زیرا این افراد در طی قرون متفاوت مذاهب متفاوتی داشته‌اند و بر مذهب واحدی نه‌بوده‌اند. چنانچه مذهب سران خاندان صفوی در قرون یازده-چهارده یعنی حدود سی‌صد سال «سنّی شافعی»، در قرن پانزده به مدت حدوداً یک صد سال «علوی تورک» (در دوره‌ی شیخ ابراهیم و شیخ جنید شاخه‌ی قاراقویون‌لو، در دوره‌ی شیخ حیدر و شاه اسماعیل شاخه‌ی قیزیل‌باشی)، و در قرون شانزده و هفده اغلب «شیعه‌ی امامی عربی-فارسی» بوده است.

اگر منظور از «تشیع صفوی»، آن نوع از تشیع است که مستقیماً توسط این خاندان به‌وجود آمده، تنها می‌توان از شاخه‌ی قیزیل‌باشی مذهب غالی و باطنی علوی سخن راند که در دوره‌ی شیخ حیدر ظاهر و سپس توسط شاه اسماعیل ختائی تدوین شد. این شاخه و در واقع فرقه‌ی سیاسی در آن هنگام از سوی فقهای اسلام اورتودوکس، چه شیعه و چه سنّی، به عنوان ارتداد شناخته می‌شد. اما خاندان صفویه شخصاً موسس هیچ‌گونه مذهبی از شیعه‌ی امامی و یا هر نوع قرائت دیگر از اسلام اورتودوکس نیستند، هر چند شیعه‌ی امامی فارسی -عربی را مذهب رسمی دولت خود کردند و خود نیز مانند شاه تهماسب به آن تغییر مذهب دادند.

و اما اگر منظور تشکل صنف روحانیت و بعضی از آیین‌های شیعه‌ی امامی فارسی در دوره‌ی حاکمیت دولت قیزیل‌باشیه باشد – که البته تثبیتی صحیح است -، فاعل مستقیم این امر نه خاندان صفویه و شاهان دولت قیزیل‌باش، بلکه متولیان فارس و عرب شیعه‌ی امامی وقت و من غیر مستقیم دولت‌های صلیبی اوروپایی و کلیسای ارمنی و .... بوده است، اما در این معنی نیز کاربرد اصطلاح «شیعه‌ی صفوی» اشتباه برانگیز است. همان‌گونه که نه‌می‌توان مثلاً مذهب بابی را به صرف ظهور در دوره‌ی قاجاریه، «بابیه‌ی قاجاری» نامید، روحانیت شیعی امامی فورم گرفته در دوره‌ی دولت قیزیل‌باش را هم نه‌می‌توان «شیعه‌ی صفوی» نامید. اگرچه شاه اسماعیل با رسمی و تحمیل کردن این مذهب، و شاه تهماسب و جانشینانش با تغییر مذهب خود به آن، عملا در این امر دخیل بوده‌اند.


Wednesday, August 2, 2017

دين و آسيميلاسيون ملت تورک


دين و آسيميلاسيون ملت تورک

از گفتگو با مهران بهاري آزربايجان دموکراسي اوجاغي

Sunday, November 29, 2009



س ٣٥- دين و اعتقادات مذهبي عنصر مهمي در بين تورکهاست و امروز هم بخش عمده‌اي از تورکها و مردم آزربايجان باورهاي ديني عميقي دارند و به آن بها مي‌دهند، نگاه شما به مقوله‌ي دين چيست؟

مساله‌ي دين، باورهاي ديني و نقش آنها در هويت ملي تورک و سياستهاي استعماري دولت ايران از موضوعات بسيار کم تحقيق شده است. در اينجا مفيد است به دو مفهوم پايه‌اي «اسلام تورکي» و «مذهب امامي» اشاره‌اي بکنم.

«اسلام تورکي» يکي از مصاديق «اسلام مرزي» و يا اسلام مللي که در حاشيه‌ي جهان اسلام و در تماس با اديان و ملل معتقد بدانها قرار دارند است. اسلام تورکي مانند هر «اسلام مرزي» ديگري بيش از آنکه هويتي ديني باشد، بخشي از هويت ملي-اتنيکي تورکان در مقابله با ملل همسايه است و صرفاً معني سمبليک و فرمال دارد. خصلت ديگر اين اسلام، تساهل و مسامحه‌ي بنيادين شده در آن است. بالطبع بنيادگرائي ديني بيگانه با ذات اين اسلام است. اسلام تورکي، جوهر درک جوامع گوناگون مسلمان تورک ساکن در ايران و آزربايجان (چه معتقد به انواع اسلام ارتودوکس، چه معتقد به انواع اسلام هترودوکس، چه سني، چه شيعي، چه علوي، ...) از دين و عامل تعيين کننده در شکل‌گيري رفتارهاي ديني آنها است.

«مذهب امامي»، قرائت فارسي شيعه‌ي دوازده امامي متشرعه از اسلام ارتودوکس است، در مقابل «مذهب جعفري» که تفسير تورکي شيعه‌ي دوازده امامي متشرعه از اسلام ارتودوکس مي‌باشد. فرق عمده‌ي مذهب فارسي امامي با مذهب تورکي جعفري، اعتقاد گروه نخست به «عصمت امامان»، «امتيازات صنف روحاني از جمله ولايت فقيه» و «در هم آميزي امور ديني و امور دولتي» است.

Tuesday, August 1, 2017

گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش پنجم


گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش پنجم

Sunday, November 29, 2009

متني آموزشي - تحليلي  در حرکت ملي دمکراتيک تورک

گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش اول
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش دوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش سوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش چهارم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش پنجم

گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش چهارم


گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش چهارم

Sunday, November 29, 2009

متني آموزشي - تحليلي  در حرکت ملي دمکراتيک تورک

گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش اول
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش دوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش سوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش چهارم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش پنجم

گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش سوم


گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش سوم

Sunday, November 29, 2009

متني آموزشي - تحليلي  در حرکت ملي دمکراتيک تورک

گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش اول
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش دوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش سوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش چهارم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش پنجم

گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش دوم


گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش دوم

Sunday, November 29, 2009

متني آموزشي - تحليلي  در حرکت ملي دمکراتيک تورک

گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش اول
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش دوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش سوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش چهارم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش پنجم

گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش اول


گفتگوي مهران بهاري با آزربايجان دموکراسي اوجاغي-بخش اول

Sunday, November 29, 2009

متني آموزشي - تحليلي  در حرکت ملي دمکراتيک تورک

گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش اول
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش دوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش سوم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش چهارم
گفتگوی مهران بهاری با آزربایجان دموکراسی اوجاغی-بخش پنجم

بحرانهاي آزربايجان‌گرايانه

بحرانهاي آزربايجان‌گرايانه

از مصاحبه‌ي کانون دمکراسي آزربايجان با مئهران باهارلي

نوامبر ٢٠٠٩


سوال ٧٠- هر حرکت سياسي و اجتماعي داراي نقاط قوت و ضعف هست و حرکت آزربايجان نيز از اين قاعده مستثنا نيست. از طرف ديگر مخالفان هم، حرکت ملي – دمکراتيک آزربايجان را در معرض اتهاماتي قرار مي‌دهند. به نظر شما امروز، مهمترين نقاط ضعف حرکت چيست؟

من مايلم نگرانيهاي خود در باره‌ي حرکت ملي تورک در آزربايجان اتنيک (تورک‌ائلي) و ايران را در سرتيترهاي «بحرانهاي هويتي»، «خطاهاي مفهومي»، «ضعفهاي سياسي» و «ضعف فرهنگ دمکراتيک و کم‌رنگي سياست اخلاقي» دسته‌بندي کنم.

١-بحرانهاي هويتي: تعدادي از نخبگان و فعالين فرهنگي و سياسي تورک آزربايجاني و غير آزربايجاني در ايران در موارد پايه‌اي هويت تورک داراي بحرانهاي عديده مي‌‌باشند. مشابه اين بحرانها که از قابليت ايجاد يک تراژدي تاريخي غيرقابل جبران براي ملت تورک برخوردارند، در هيچکدام از ملتهاي ساکن در ايران و منطقه به جز ملت تورک ديده نمي‌شوند. بحرانهاي هويتي موجود را مي‌توان به چند گروه تقسيم کرد: «نام ملي-تاريخي اتنوس-ملت تورک»؛ «نام ملي-تاريخي زبان اتنوس-ملت تورک»؛ «زيرگروههائي که اتنوس-ملت تورک از آن متشکل است»؛ «پراکندگي جغرافيائي خلق تورک در ايران»؛ «حدود و ثغور اراضي وطن تورک (تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک»).

١-١-در عرصه‌ي نام ملي-تاريخي، اين بحران خود را به صورت اقدام و اشتغال آزربايجان‌گرايان و ايران‌گرايان براي مهندسي هويت ملي ملت تورک، تغيير نام ملي-تاريخي و هويت اتنيکي-ملي «تورک» و توجيه و کاربرد نامها و هويتهاي جديدي مانند «قوم آذري»، «ملت آزربايجان»، «تورکان ايران»، «ملت تورک آزربايجان»، «ملت تورک آزربايجان جنوبي»، «ملت آزربايجان جنوبي»، ... براي ناميدن وي و هويت ملي-اتنيکي او بروز مي‌دهد.

٢-١- مشابه اين بحران در مورد نام تاريخي زبان تورکي وجود دارد و به صورت «زبان آذري» و «زبان آزربايجان»، «آزربايجانجا»، «آزربايجاني تورکيک»، «زبان تورکي قشقائي» و .... ناميدن زبان تورکي و يا لهجه‌هاي آن توسط آزربايجان‌گرايان بروز مي‌کند.

در هويت ملي آزربايجاني، «انکار هويت ملي تورک» مندرج و مستتر است


در هويت ملي آزربايجاني، «انکار هويت ملي تورک» مندرج و مستتر است

از مصاحبه‌ي کانون دموکراسي آزربايجان با مئهران باهارلي

نوامبر ٢٠٠٩


سوال ٢٣- همانطور که مي‌دانيد، امروزه يک جنبش گسترده‌ي اجتماعي و سياسي در آزربايجان ظهور و بروز دارد که تحت عنوان حرکت ملي آزربايجان يا حرکت ملي – دموکراتيک آزربايجان صورت‌بندي مي‌شود. نظر شما در باره‌ي اين صورت‌بندي چيست؟ آيا صفت «ملي» در عنوان حرکت تنها از تاکيد بر شعارها و مطالبات ملي‌گرايانه و ناسيوناليستي ناشي مي‌شود، يا به اين دليل است که اين حرکت در گستره‌ي ملي و با پايگاه اجتماعي سراسري در ميان تورکان حضور دارد؟

جواب-من با صورت‌بندي «حرکت ملي آزربايجان» موافق نيستم، زيرا دادن هويت اتنيک-ملي به نام آزربايجان را مطلقاً نادرست مي‌دانم. آزربايجان، يک هويت جوغرافيائي-اداري و در مورد جمهوري آزربايجان، شهروندي-تابعيتي است و دادن بار اتنيک-ملي بدان نادرست است (در اين مورد در سوال مربوط به «آزربايجانچي‌ليق» توضيح خواهم داد). من مايلم اين حرکت را به اختصار «حرکت ملي تورک» و در صورت لزوم به طور تفصيلي «حرکت ملي دموکراتيک تورک – در آزربايجان اتنيک (تورک‌ایلي)» بنامم.