Sunday, August 13, 2023

سندی از بیرق دولت تورک بیرلیک (اتحاد) و پرچم ملی تورک – تورک‌ایلی

 

سندی از بیرق دولت تورک بیرلیک (اتحاد) و پرچم ملی تورک – تورک‌ایلی 

مئهران باهارلی

در میان محققین و مورخین تورک مباحثاتی در مورد پرچم دولت تورک بیرلیک – حاکمیت اتحاد (١٩١٨/٨/٦-١٩١٨/١/١٠) در جریان است. موضوع اصلی مباحثات مذکور در چگونه‌گی طرح پرچم دولت تورک بیرلیک است. این پرچم که پس از آزادسازی تورک‌ایلی توسط قوای متحد تورک عوثمان‌لی - تورک‌ایلی ‌نخست به‌ عنوان پرچم حزب «جمعیت اتحاد اسلام (مسلمین قاجار – عوثمان‌لی)» طراحی شده ‌و به ‌کار می‌رفت با تاسیس دولت تورک بیرلیک – حاکمیت اتحاد (١٩١٨/٨/٦-١٩١٨/١/١٠) به ‌رهبری جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی – مجدالسلطنه ‌به ‌عنوان پرچم رسمی آن حاکمیت تورک قبول، و سپس مانند موارد مشابه ‌در تاریخ معاصر ملل، تعیّناً به ‌پرچم ملی ملت تورک و وطن تورک (تورک‌ایلی) مبدل گشت.

امین الشرع خویی در خاطرات خود صرفا به‌ ذکر این مطلب که‌ طرح میانی پرچم عبارت بود از هلال ماه و ستاره‌ی عوثمان‌لی و شیر و خورشید قاجاری اکتفا می‌کند و جزئیات بیشتری، از جمله‌ در نحوه‌ی قرار گرفتن آن‌ها در پرچم و زمینه‌ی آن نمی‌دهد: «... و مابقی اوردوی عوثمان‌لی‌ها در تبریز و خوی و سلماس اقامت کرده‌ و با مردم به‌ طریق مهربانی رفتار همی‌کردند. و در هر یک از این شهرها مجلسی به ‌اسم «اتحاد اسلام» تشکیل داده‌ و مردم را عموما به‌ اتحاد و دوستی دعوت می‌کردند. و به ‌جهت آن مجلس مقدس، «هیئت رئیسه»‌ای انتخاب نمودند. و چون این بنده‌ داخل بعضی ادارات و تشکیلات نشده ‌بودم، لاجرم حقیر را حسب الخواهش جماعت هم، از اجزای آن مجلس انتخاب نمودند ..... و کسی را بدون بلیت داخل آن مجلس اتحاد نمی‌کردند. و بیدق‌های آن مجلس را هم مرکب از شیر و خورشید و ماه‌ و ستاره‌ قرار داده ‌بودند.........»

در نمونه‌های پرچم دولت تورک بیرلیک (و پرچم ملی تورک و تورک‌ایلی) که‌ توسط مورخین و محققین تورک و حرکت ملی تورک در دوره‌ی معاصر به ‌کار می‌رود، تاکنون صرفا به‌ دلایل منطقی (و نه‌ سندی) همیشه ‌هلال ماه ‌و ستاره‌ در سمت راست و ناظر به ‌شرق و شیر و خورشید در سمت چپ و ناظر به‌ غرب، پشت داده‌ به ‌پشت یک‌دیگر قرار داشته ‌است. پشت به‌ پشت دادن این دو به ‌معنی اتحاد و پشتیبان یک‌دیگر بودن آن‌ها (آرخاداش‌لیق)، توجه ‌هلال ماه و ستاره ‌به ‌شرق به‌ معنی متوجه ‌شدن عوثمان‌لی و تورک‌های آناتولی و بالکان به‌ تورک‌های شرق و تورک‌ایلی که ‌تاکنون از آن‌ها غفلت کرده ‌بودند، هم‌چنین مقابله‌ی تورکان عثمانلی با دشمنان تورکان شرق به مثابه‌ی دشمنان خودشان؛ و توجه‌ شیر و خورشید به ‌غرب به‌ معنی روی‌کرد و توجه ‌دوباره ‌و بازگشت تورک‌های تورک‌ایلی به ‌تورک‌های آناتولی و بالکان که‌ تاکنون به‌ سبب فتنه‌ی صلیبی - صفوی بازی خورده ‌و با آن‌ها دشمنی می‌ورزیدند، و مقابله‌ی تورکان قاجاری با دشمنان تورکان غرب به مثابه‌ی دشمنان خودشان است.

یکی از اسنادی که‌ منطق ذکر شده‌ی حرکت ملی تورک در باره‌ی ترتیب قرار گرفتن هلال ماه ‌و ستاره ‌و شیر و خورشید در پرچم حاکمیت اتحاد را تائید می‌کند، یک عکس از هئیت نظامی‌ای است که ‌انور پاشا همراه‌ با سلاح و هدایا به ‌حرکت جنگل – میرزا کوچک خان در گیلان فرستاده ‌بود. در این عکس که‌ در مقابل پرچم مذکور گرفته ‌شده هم، هلال ماه‌ و ستاره‌ در سمت راست، و شیر و خورشید در سمت چپ قرار دارد. هر چند در این عکس هلال ماه ‌و ستاره ‌بر زمینه‌ای سرخ، و شیر و خورشید بر زمینه‌ای سفید جای داده‌ شده‌ است. در حالی که‌ در پرچم مورد استفاده‌ی حرکت ملی تورک، هر دوی این‌ها در زمینه‌ای سرخ قرار داده‌ شده‌اند.

از افرادی که‌ در این عکس حضور دارند مین‌باشی یوسف ضیاء طالب‌زاده، قهرمان ملی تورک، رئیس «هئیت مخصوصه‌ی اوردوی ششم» عوثمان‌لی به‌ هنگام آزادسازی تبریز و تورک‌ایلی و رئیس «جمعیت اتحاد اسلام»[1] تاسیس شده ‌در ١٩١٨ است:

عکس هئیت نظامی‌ای که ‌انور پاشا همراه ‌با سلاح و هدایا به‌ حرکت جنگل – میرزا کوچک خان در گیلان فرستاده‌ بود:

ردیف اول از چپ به ‌راست: ١-اسماعیل نعل‌بند، مامور حمل اسلحه‌ی ارسالی عوثمانلی‌ها از بیجار تورک‌ایلی که‌ در بومباران رشت توسط انگلیسی‌ها به ‌شهادت رسید، ٢-جواد خان نزاکتی (مترجم سولطان)، ٣-سولطان علی اکبر سیاه‌پوش، ٤-مین‌باشی یوسف ضیاء طالب‌زاده‌ بیگ، ٥-یوزباشی یعقوب بیگ، ٦-گروهبان عمر افندی، ٧-نایب مصطفی قزوینی

عکس تعدادی از اعضای هئیت رئیسه‌ی جمعیت اتحاد اسلام در تبریز: «انجمن مرکزی اتحاد اسلام ایران و عوثمانی در تبریز ذیحجه ‌١٣٣٧»:

ردیف اول از چپ به ‌راست: ١- حاج میرزه ابوالقاسم اهرابی، ٢-[لطف‌الله] صدق‌السلطنه، ٣-میرزه علی هئیت رئیس [تورک‌ایلی] جمعیت، ٤-یوسف ضیاء بیگ مامور [نظامی] سیاسی دولت عوثمان‌لی، ٥- [میرزه اسحاق خان] معززالدوله‌ [کلانتری باغ‌میشه‌ای]، ٦-[حاجى حسین‌قولو خان دونبولى تبریزى] نظام الدوله، ٧-حاج محمد عمی رئیس انجمن مجاهدین.



برای مطالعه‌ی بیشتر:

تاریخ تهاجمات و جنایات ارامنه، اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو در آزربایجان. میرزا ابوالقاسم امین الشرع خویی. به‌ کوشش علی صدرایی خویی. مقدمه، لغت‌نامه، ویرایش و بازنویسی مئهران باهارلی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_88.html

نخستین پرچم ملی تورک در تورک‌ایلی: پرچم اتحاد اسلام (بیرق بیرلیک)– ١٩١٨

https://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_6.html

مین‌باشی یوسف ضیاء طالب‌زاده، و اقدامات او در ایجاد پایه‌های دولت ملی تورک‌ایلی ١٩١٨- ١٩١٩

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/06/blog-post_27.html


[1] «جمعیت اتحاد اسلام» در تبریز که ‌یوسف ضیاء موسس و میرزا علی هئیت رئیس ایرانی آن بود، غیر از «فرقه‌ی اتحاد و ترقی اسلام» است که ‌رهبر ملی تورک جمشیدخان سوباتای‌لی افشار اورومی – مجدالسلطنه‌ در همان دوره ‌در شهر ساووج‌بولاغ (مهاباد بعدی) آزربایجان تاسیس نمود و پس از مدتی به ‌سبب تمایلات تورک‌گرایانه‌ی جمشیدخان عملا به‌ «فرقه‌ی اتحاد تورک» تبدیل شد. (حزب اتحاد و ترقی اسلام با توصیه‌ی «محمت راغب بیگ» نائب سرکونسول‌گری عوثمان‌لی در تبریز هنگامی که‌ وی در ساووج‌بولاق (مهاباد بعدی) بود، به‌ عنوان یک جمعیت سیاسی و اجتماعی در آن شهر تاسیس و به‌ زودی شعبه‌های آن در سرتاسر تورک‌ایلی (اورمیه، سلماس، خوی، تبریز، مراغه، همدان، اردبیل، ...) گسترده‌ شد. بنا به‌ منابع عثمانلی موسسین حزب عبارت بودند از: «مجدالسلطنه‌ اردشیر جمشید (خان سوباتای‌لی افشار اورومی – مجدالسلطنه)» حاکم سابق اورمیه‌ و خوی و از سرآمدان اورمیه، «حاجی پیش‌نماز آقا سلماسی» از مجاهدان، «حاجی بیگ میرزا آقا بلوری تبریزی»، «قاضی علی» نائب حکومت ساووج‌بولاق، و مین‌باشی «احمد وجدانی» مدیر بیمارستان هلال احمر ساووج‌بولاق. پس از انتقال مرکزیت «فرقه‌ی اتحاد و ترقی اسلام» به ‌تبریز و گشایش شعبه‌هایش در اورمیه، سلماس، خوی، همدان، اردبیل، ... و گسترش تشکیلاتش در تمام تورک‌ایلی، «جمشیدخان افشار اورومی» رئیس، «حاجی بیگ میرزا بلوری» نائب رئیس، «میرزا فضل الله» رئیس شعبه‌ی اورمیه، «امین الشرع خوئی» از رهبران شاخه‌ی خوی آن، «شیخ علی ثقه‌ الاسلام همدانی» از رهبران شاخه‌ی همدان، «حاج شعبان‌علی» از رهبران آن در اردبیل، ... بوده‌اند.

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/06/blog-post_27.html

Thursday, August 10, 2023

آنتوان اولیویه/محمدطاهر قاجار تبریزی: تعلیم تورکی اساس تحصیل در مدارس قاجاری/تورکی زبان دولتی قاجاریه ‌‌‌است

آنتوان اولیویه/محمدطاهر قاجار تبریزی: 

تعلیم تورکی اساس تحصیل در مدارس قاجاری/تورکی زبان دولتی قاجاریه ‌‌‌است

 

مئهران باهارلی

 

آنتوان اولیویه ‌‌‌(Olivier, Guillaume-Antoine) طبیب و دانشمند طبیعت‌شناس (جانورشناس، حشره‌‌‌شناس، خزنده‌‌‌شناس، ....) گزارشی از سفر خود در ممالک مصر، عثمانلی و قاجار را در قالب یک سفرنامه ‌‌‌در آغاز قرن نوزده ‌‌‌منتشر کرده ‌‌‌است. این سفرنامه‌‌‌ به ‌‌‌زبان فرانسوی و در ٦ جلد بین سال‌های ١٨٠١-١٨٠٧ چاپ شده ‌‌‌و صرفا جلد چهارم آن مربوط به ‌‌‌ایران قاجاری است[1].

سفرنامه‌ی‌‌‌ آنتوان اولیویه یکی از ارزش‌مندترین منابع تاریخ دولت تورک قاجار در مقطع تغییر سلطنت آغامحمد خان به‌‌‌ فتح‌علی شاه‌‌‌ است. ‌‌‌اولیویه‌‌‌ شخصیتی علمی و در سفری رسمی به‌‌‌ قاجار بود و ملاقات‌های مستقیم با مقامات و ماموران مملکتی اعم از حکام و وزرا و کلانتران و داروغه‌‌‌ها و مدرسین و ... داشت. وی با شیوه‌‌‌های اداری و وظایف دستگاه‌‌‌ حاکمه ‌‌‌و مسئولیت‌های مقامات و مناصب مذکور آشنایی کافی و اطلاعات دست اول را از ایشان کسب نموده و آن‌ها را در سفرنامه‌‌‌ی خود با دقت منعکس کرده ‌‌‌است.

سفرنامه‌‌‌ی آنتوان اولیویه‌‌‌ دارای تثبیت‌های مهمی در باره‌‌‌ی موقعیت و ضرورت تدریس تورکی در مدارس قاجاری است. نخستین ترجمه‌‌‌ی این سفرنامه ‌‌‌به ‌‌‌فارسی توسط محمدطاهر میرزا قاجار تبریزی هم دارای تثبیت مهم دولتی بودن زبان تورکی در دوره‌‌‌ی قاجاری است.  

تثبیت‌های این دو شخصیت یک بار دیگر نشان می‌دهند تاریخ‌نگاری ایرانی مخصوصا در باره‌ی موقعیت زبان تورکی در ایران تحریف حقایق و بازنویسی و وارونه نویسی تاریخ است. زبان تورکی در طول تمام یک هزار سال و دویست سال در تاریخ تورک این کشور، یک زبان عمومی و سراسری، و یک زبان دولتی و رسمی دوفاکتو بود. حذف و انکار این واقعیت‌ها و مخالفت با عرف یک هزار و دویست ساله‌ی گذشته‌ی رسمی بودن و اکنون دولتی شدن دوباره‌ی زبان تورکی در مقیاس دولت مرکزی ایران، به معنی مخالفت با وجود کشوری به نام ایران پس از این و حکم دادن به فروپاشی آن است.  






Tuesday, August 8, 2023

دومین مکتوب تورکی سلطان مراد آغ‌قویون‌لو و مختصری در ریشه‌شناسی تورکی اوْستاج‌لی - اؤسته‌ج‌لی (استاجلو)

 

دومین مکتوب تورکی سلطان مراد آغ‌قویون‌لو و مختصری در ریشه‌شناسی تورکی اوْستاج‌لی - اؤسته‌ج‌لی (استاجلو) 

مئهران باهارلی

 

در این مقاله‌‌ یک نامه‌ی دیگر به‌‌ تورکی از سلطان مراد آق‌قویون‌لو را معرفی کرده‌‌ام.

پس از ظهور فتنه‌‌ی شاه ‌‌اسماعیل اول، سلطان مراد آق‌قویون‌لو هرگز از مقاومت بر علیه ‌‌وی منصرف نشد و با همه‌‌ی امکاناتش در چند جبهه ‌‌بر علیه ‌‌این فتنه‌‌ که ‌‌از همان آغاز آشکار بود یک حرکت و پدیده‌‌ای (تربیت و به ‌‌میدان انداخته ‌‌شده ‌‌توسط کلیسای ارمنی، حمایت شده ‌‌توسط صلیبیان و بازی خورده ‌‌توسط موللایان شیعی امامی تاجیک – عرب) بر علیه‌‌ تورکمان‌ها، جهان تورکیک و دنیای اسلام است به ‌‌مبارزه ‌‌برخاست. یکی از این جبهه‌‌ها تلاش سلطان مراد آق‌قویون‌لو برای ایجاد اتحادهای سیاسی و نظامی با بیگ‌ها و حکام و دولت‌های محلی تورک وقت (بایرک - بای‌ره‌ک بیگ تورکمان حاکم بغداد، دولقاداراوغول‌لاری - ذوالقدر، سلطان قانسو کؤله‌مه‌ن - مملوک مصر، ...) و مهم‌تر از همه ‌‌بدست آوردن حمایت عملی سلطان سلیم عثمانلی برای سرکوب شاه ‌‌اسماعیل و اعاده‌‌ی تاج و تخت آق‌قویون‌لو و باز پس گرفتن قلمروی تورکمان (ایران غربی و عراق و ...) بود.

سلطان مراد آق‌قویون‌لو در این استقامت نامه‌‌نگاری‌های متعددی کرده ‌‌است. یکی از نامه‌‌های تورکی او قبلا در سؤزوموز منتشر شد[1]. نامه‌‌ی موضوع مقاله‌ی حاضر که‌‌ سلطان مراد آق‌قویون‌لو آن را خطاب به سلطان سلیم عثمانلی ‌‌در اوائل سال ١٥١٤ نوشته و اکنون در آرشیو توپ‌قاپی سارایی (E. 5591) در تورکیه‌‌ نگهداری می‌شود، دومین نامه‌‌ی تورکی از اوست که‌‌ در سؤزوموز منتشر می‌شود.

١- سلطان مراد می‌گوید سبب نوشتن این نامه، اخباری است که ‌‌از شرق آمده‌‌اند و بیان می‌کنند که‌‌ قیزیل‌باش (اوردو) به ‌‌شدت زبون و تضعیف شده ‌‌است. وی سپس سه ‌‌گزارش مشخص در این باره ‌‌را نقل می‌کند:

گزارش اول از شخصی به ‌‌اسم شکرالله ‌‌بیگ از بیگ‌های ایل چمیش‌گزک – چه‌میش گه‌زه‌ک است که ‌‌سلطان مراد او را از خویشان خود می‌نامد. او از خوراسان آمده ‌‌و خبر آورده ‌‌است که ‌‌لشکر قیزیل‌باش که‌‌ به ‌‌خوراسان واصل شده ‌‌بود، توسط عبیدالله ‌‌خان (خان بوخارا از سلسله‌‌ی ابوالخیر) و تیمور خان (پسر عموی او و خان کِش) در آن سوی رود آمو میان بوخارا و سمرقند تارومار شده ‌‌است. از چهل هزار تن اوردوی قیزیل‌باش فقط ده ‌‌هزار جان سالم بدر برده‌‌ و به‌‌ هرات فرار کرده‌‌اند. اوزبیک‌ها (جانی بیگ سلطان) به‌‌ دنبالشان رفته ‌‌بر آن‌ها هجوم آورده‌‌اند و قسمتی را به ‌‌قتل رسانده ‌‌و قسمتی را اسیر کرده‌‌اند. شاه‌‌ اسماعیل با این حوادث زبون و خوار شده ‌‌و به ‌‌یایلاق قاراقان -خرقان در جنوب تورک‌ایلی (قزوین – همدان) پناه ‌‌برده ‌‌است.

گزارش دوم از شخصی به ‌‌اسم سید هاشم در تبریز است که‌‌ سلطان مراد می‌گوید از آشنایان اوست. وی خبر آورده ‌‌- و این خبر او به ‌‌دقت تائید شده ‌‌است - هنگامی که ‌‌اوردوی قیزیل‌باش در خوراسان بود، شاه ‌‌سلیمان – سید سلیمان میرزا برادر (و یا برادرزاده‌‌ی) شاه ‌‌اسماعیل که ‌‌در اردبیل و احتمالا از بزرگان طریقت صوفویه‌‌ در آن مقطع بود بر علیه ‌‌او شوریده ‌‌و با افراد خود (صوفیان طریقت صوفویه) به ‌‌تبریز هجوم آورده ‌‌است. اما در تبریز، در جنگ با حالواچی‌اوغلو و دامقاچی آخی علی‌اوغلو و خوجا پیر علی (در واقع به ‌‌دست مصطفی بیک اوستاچلو، برادر امیرالامرا چایان سلطان و محمد خان از دیار بکر) به ‌‌قتل رسیده‌‌ است. (شاه‌‌ اسماعیل به‌‌ این سبب به ‌‌مصطفی بیگ اوستاچلو لقب مه‌‌نته‌‌شه‌‌ را داد). این خبر نشان می‌دهد که‌‌ در همان آغاز حتی در میان طریقت صوفویه‌‌ی اردبیل که ‌‌در آن مقطع بر مذهب غلات تورک علوی بود، انشقاق و مخالفت با شاه ‌‌اسماعیل - بازیچه‌‌ی کلیسای ارمنی – صلیبیان، ظاهر شده ‌‌بود.

گزارش سوم که ‌‌توسط حاکم قلعه‌‌ی اگیل (در شمال غرب آمید – دیار بکر) تائید شده، خبر می‌دهد که ‌‌قاسم بیگ مَرْدَسی (فرزند محمد بولدوجانی)، قلعه‌‌ی اگیل را از اوْستاج‌لی محمد بیگ (والی قیزیل‌باش دیار بکر و اطراف)؛ و بیگ‌های اوغورلار و بیتلیس و هرزین و هزو (خضر - خیزیر بیگ) نیز همه‌‌ی قلعه‌‌های خود را از قیزیل‌باش بازپس گرفته‌‌اند.

پس از ذکر محتوای این سه‌‌ گزارش، در آخر مکتوب سلطان مراد آق‌قویون‌لو یادآوری می‌کند که ‌‌سلطان سلیم عثمانلی قبلا به‌‌ طور شفاهی به ‌‌او اومید و وعده‌‌ی کومک داده‌‌ بود. او می‌گوید اکنون با اخبار فوق که ‌‌تضعیف شدن شدید قوای قیزیل‌باش را نشان می‌دهند، زمان تحقق وعده‌‌ی کومک سلطان فرا رسیده است.

چند نکته:


Friday, August 4, 2023

نامه‌ی تورکی سلطان مراد چهارم به ‌شاه ‌صفی در باره‌ی مصالحه‌ و توافقات مرزی عهدنامه‌ی قصر شیرین بین صدر اعظم قارا مصطفی پاشا و سارو خان

 

نامه‌ی تورکی سلطان مراد چهارم به ‌شاه ‌صفی در باره‌ی مصالحه‌ و توافقات مرزی عهدنامه‌ی قصر شیرین بین صدر اعظم قارا مصطفی پاشا و سارو خان 

مئهران باهارلی


١-یکی از اسناد اصلی مربوط به ‌عهدنامه‌ی صلح و توافقات مرزی موسوم به ‌قصر شیرین (در ‌فارسی زهاب) در سال ١٦٣٩، نامه‌ی تورکی سلطان مراد چهارم خطاب به‌ شاه‌ صفی در باره‌ی آن موسوم به ‌صلح‌نامه ‌– سینیرنامه‌ی سلطان مراد چهارم است. در این نامه‌ سلطان مراد چهارم عثمانلی می‌گوید نخست شاه ‌صفی نامه‌ای که‌ در آن قول دوستی و وفای به‌ عهد و ... داده‌ بود را توسط محمد قولو به ‌سلطان عثمانلی فرستاده، سپس هنگامی که ‌اوردوی عثمانلی در حال پیش‌رفت به ‌قلمروی قیزیل‌باش بود، نماینده‌ی خود سارو خان را به‌ حضور قارا مصطفا پاشا صدراعظم و سپه‌ سالار عثمانلی در عراق فرستاده ‌است. این دو در این دیدار موفق به ‌انعقاد صلح و توافق بر خطوط و حدود مرزی می‌شوند.

سپس سلطان مراد چهارم توافقش را با مصالحه ‌اعلام می‌کند، و مفاد توافقات مرزی را یک یک می‌شمارد که ‌تقریبا تکرار همان‌هایی است که‌ در مصالحه‌نامه‌ی قارا مصطفی پاشا و رضایت‌نامه‌ی شاه‌ صفی هم آمده‌اند. تفاوت‌های مختصر موجود بین نامه‌ی سلطان مراد چهارم و آن دو نامه‌ی دیگر، عبارت است از این که ‌سلطان مراد چهارم نام آزربایجان را هم برده، توافقات مرزی را در باره‌ی حدود و سینیرهای آزربایجان و بغداد می‌خواند؛ به‌ همراه‌ سرمیل، نام تورکی آن میل‌باشی را هم به کار می‌برد، و به جای بَدْرَه از ‌تلفظ تورکی آن بادرا(ئی) استفاده می‌کند (بادرا غلط املائی نیست، تلفظ تورکی بَدْرَه ‌با کاربرد الف به‌ جای فتحه ‌است: Bedre - Badra).

مهم‌ترین قسمت نامه‌ی سلطان مراد رابع، شروط عثمانلی برای مصالحه ‌است که ‌وی آن‌ها را به صورت سه‌ شرط بر شمرده ‌است:

-قیزیل‌باش می‌باید از تمام اراضی‌ای که ‌در این مصالحه ‌و توافقات مرزی، تعلق آن‌ها به‌ عثمانلی قبول شده‌ عقب‌نشینی و آن‌ها را ترک کند.

-دولت قیزیل‌باش هم‌چنین نباید تعرض و دخل و تصرفی در سایر مناطق تحت حاکمیت عثمانلی که‌ خارج از موضوع این معاهده ‌هستند یعنی آخیسقا و قارس و وان و شهره‌زور و بغداد و بصره‌ و .... بکند.

-شرط سوم که ‌مهم‌ترین شرط عثمانلی است اما علی رغم این اهمیت، در رضایت‌نامه‌ی شاه صفی و صلح‌نامه‌ی قارا مصطفی پاشا نیامده است  عبارت از این است که دولت قیزیل‌باش دیگر به ‌هیچ وجهی باید اجازه‌ی زبان‌درازی یعنی سب و لعن بزرگان اسلام و صحابه‌ و همسر پیغامبر و (ابوبکر و عمر و عثمان و عایشه‌و ....) را به‌ بعضی از زیردستان پست و رذیل خود ندهد و این کار را می‌باید ممنوع کند.






















Tuesday, August 1, 2023

مجدالسلطنه‌ اورمیه‌ که ‌جزو مهاجرین بود وارد شده‌ و جنگ‌های قابل تمجیدی نموده

 

مجدالسلطنه‌ اورمیه‌ که ‌جزو مهاجرین بود وارد شده‌ و جنگ‌های قابل تمجیدی نموده

 

مئهران باهارلی

 

در کتاب روزنامه‌ی خاطرات سید محمد کمره‌ای[1] یک پاراگراف در ستایش از عملیات قوشون عثمانلی و رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتایلی افشار اورمی – مجدالسلطنه ‌در مقابله ‌با قوای انگلیسی و متفقین آن‌ها قوای مسلحه‌ی مسیحی آسوری و ارمنی در سال‌های آخر جنگ جهانی اول وجود دارد. از آن جایی که‌ این پاراگراف کوتاه ‌می‌تواند بر بسیاری از مسائل تاریخی و سیاسی معاصر، از جمله ‌تورک‌ستیزی فعلی ناسیونالیسم ایرانی (شیعی و سکولار) و آزربایجان‌گرایی پرتوافشانی کند، در زیر آن را نقل و سپس برداشت‌های خودم را نوشته‌ام.

نقل قول:

پیش‌روی‌های قوشون عثمانی در آزربایجان .....

آقا سید یعقوب شیرازی را دیده، کاغذی از تاریخ غره‌ی ذی‌قعده ‌از تبریز به ‌من نشان داد که ‌نوشته ‌بودند قوشون عثمانی فتوحات و تطهیرات خوبی از عساکر کفر و پلید ارامنه ‌و طرف‌داران انگلیس در اورمیه‌ و سلماس نموده. و از هفتاد هزار نفر جمعیت طرف، بیش‌تر از بیست هزار نفر نتوانستند فرار نمایند و آن‌ها را مخذول و منکوب نمودند.

و مجدالسلطنه‌ اورمیه ‌که‌ جزو مهاجرین بود وارد شده‌ و جنگ‌های قابل تمجیدی نموده. و مقدار پنجاه ‌هزار نفر قوشون از طرف منطقه‌ی همدان حرکت خواهند کرد. من به ‌آقا سید یعقوب گفتم به‌ مجدالسلطنه ‌کاغذ بنویسد و استفسار از حال رفقای مهاجرین فرداً فرداً بنماید.

پایان نقل قول