Friday, December 18, 2015

مشاعره‌ی تورکی شاه تهماسب اوّل صوْفوُیِ قیزیل‌باش و سلطان سلیمان قانونی خاقان عوثمان‌لی

مشاعره‌ی تورکی شاه تهماسب اوّل صوْفوُیِ قیزیل‌باش و سلطان سلیمان قانونی خاقان عوثمان‌لی

 

مئهران باهارلی

در دوره‌ی شاه تهماسب اول بین دو دولت تورک عوثمان‌لی و قیزیل‌باش (صفوی) مراسلات بسیاری رد و بدل شده است. اغلب این مراسلات به صورت نثر، و برخی در قالب نظم است. شاه تهماسب اول خود چند مکتوب خطاب به سلطان سلیمان قانونی، اکثرا به فارسی و تعدادی معدود به تورکی نوشته است. این مکتوبات که در منابع عوثمان‌لی مانند دستور الانشاء، مجموعه‌ی مکاتیب ملوک، منشات السلاطین، منشات العتیق، ... ثبت و نقل شده‌اند، نوعا در کتب تاریخی و معاصر ایرانی و  فارسی نقل نه‌می‌شوند. مکتوبات تورکی شاه تهماسب اول از جنبه‌های تاریخ رسمیت زبان تورکی، نثر تورکی، نامه‌نگاری تورکی و کاربرد تورکی به عنوان یک زبان دیپلوماتیک توسط سلاطین قیزیل‌باش دارای اهمیت‌اند.

در میان مراسلات تورکی شاه تهماسب اول خطاب به سلطان سلیمان قانونی یک شفاعت‌نامه‌ و یک التماس‌نامه‌ی منثور، ، و یک نامه‌ی منظوم در شکل یک غزل تورکی وجود دارد. سلطان سلیمان قانونی غزل تورکی شاه تهماسب اول را که دارای ردیف «اینجیدیر» است، با یک غزل تورکی دیگر با همان ردیف جواب داده است. این گونه مشاعره، سنت قدیمی «آییتیشماAyıtışma » (به معنی مشاعره‌ی متقابل ارتجالی) در ادبیات تورکی اوزانی است که در ادبیات آشیقی معاصر و به اشتباه به آن «آتیشما» گفته می‌شود. سلطان سلیمان قانونی مانند شاه تهماسب اول به جرگه‌ی سلاطین تورک شاعر تعلق دارد. او با تخلص‌های محبی، مفتونی و عاجزی شعر می‌سرود و بر خلاف شاه تهماسب اول که تفننا شعر می‌سرود، دارای یک دیوان فارسی و یک دیوان حجیم تورکی است.

در زیر غزل‌های تورکی با ردیف «اینجیدیر» از این دو حاکم تورک که در یک نسخه‌ی خطی به اسم «مجموعه‌ی اشعار»[1] نقل شده‌اند را آورده‌ام:

غزل تورکی شاه تهماسب اول خطاب به سلطان سلیمان قانونی

شاهِ مردان دولتی‌نده گییدیییم نارنجی‌دیر

نارا قارشی دورمازام، زیرا به‌نی نار اینجیدیر

شاه سولیمان گه‌لدی بیزده‌ن ایل ولایت ایسته‌دی

بیر یولا قویدوق بیز آنی، یول اه‌ری زار اینجیدیر

خانه‌سی‌نده‌ن چیخیبان داغ‌لارا دوشسه بیر کیشی

باد اه‌سه‌ر، باران یاغار، زحمت چه‌که‌ر، قار اینجیدیر

هر نه گه‌لمیش‌دیر جهانا یول ایله گه‌لمیش دورور

بیر قدم تاشرا دوشه‌ن بیگانه‌یی خار اینجیدیر

شاه تهماسب‌ا‌‌م، جهان‌دا شاه به شاه، نسلی علی

یار ایله یار اولموشام، سانما به‌نی یار اینجیدیر 

Kızılbaş Sofusu Birinci Şah Tahmasb’ın Osmanlı Sultan Süleyman Kânûnî’ye yazdığı Türkçe gazel

Şâh-i Merdân devletinde giydiym nârincidir

Nâra qarşı durmazam, zirâ beni nâr incidir

Şah Süléymân geldi bizden il vilâyet istedi

Bir yola qoyduq biz ânı, yol eri zâr incidir

Xânesinden çıxıban daǧlara düşse bir kişi

Bâd eser, bâran yaǧar, zehmet çeker, qâr incidir

Her ne gelmişdir cahâna yol ile gelmiş durur

Bir qedem taşra düşen bigâneyi, xâr incidir

Şâh Tahmasb’am, cahanda şah-be-şah, nesli Elî

Yâr ile yâr olmuşam, sanma beni yâr incidir

شرح غزل:

۱-در دولت شاهِ مردان (دولت قیزیل‌باش)، آن چه بر تن می‌کنم نارنجی رنگ است (رنگ آتش، اشاره‌ی خاص به کلاه سرخ قیزیل‌باشان تورک، و یا عموما خلعت سرخ‌رنگ خاقان‌های تورک که سمبول نیرو، جسارت و اعتماد به نفس است). من در مقابل آتش نه‌می‌ایستم. زیرا رنجیده می‌کند (اشاره به عقب‌نشینی تاکتیکی و عدم مواجهه‌ی شاه تهماسب اول با اوردوی عوثمان‌لی طی سه سفر جنگی سلطان سلیمان قانونی به آزربایجان و دیگر نقاط تورک‌ایلی و عراق عجم که بدین ترتیب اوردوی قیزیل‌باش را از خسارات و نتایج منفی جنگ حفظ نمود).

۲-سلطان سلیمان آمد و از ما ایل - مملکت و ولایت خواست. (سلطان سلیمان به قصد تصرف و الحاق قلمروی قیزیل‌باش به سفر جنگی بر علیه ما اقدام کرد و وارد سرزمین ما شد). در عوض ما او را به یک راه گذاشتیم و انداختیم، زیرا این راه است که مرد را می‌آزارد (اشاره به کشاندن اوردوی سلطان سلیمان به درون اولکه‌ی قیزیل‌باش، اما عدم مقابله‌ی رو در روی شاه تهماسب اول با اوردوی او که به سبب کم‌بود آزوقه و فصل سرما باعث تحمیل هزینه‌ها و خسارات بسیار به سپاه عوثمان‌لی شد).

۳-اگر انسان از خانه‌ و محیط خود خارج شود و به کوه‌ها بیفتد، دوچار باد و باران و زحمت خواهد شد و برف وی را خواهد آزرد (اشاره به این که سفر جنگی در سرزمین‌های غیر خودی و ناآشنای دیگران مشقت‌آور و هزینه‌دار است، چنان چه اوردوی سلطان سلیمان در مسیر قونقور اؤله‌نگ - سلطانیه به عراق بر اثر شرایط جوی نامناسب و برف، تلفات و ضایعات بسیار داد).

٤-هرچه بر سر جهان آمده، به سبب راه (درست و نادرست) آمده است. (هر بلایی که بر سر انسان می‌آید نتیجه‌ی خطا در تشخیص راه درست و نادرست از یک‌دیگر، و قدم زدن در وادی اشتباه و گمراهی است). یک قدم خارج از راه برداشتن، باعث رنجیده شدن فرد توسط خار در سرزمینی که بیگانه‌ی آن است می‌گردد. (هر سلطان می‌باید به آن چه دارد کفایت کند. زیاده‌خواهی و توسعه‌طلبی و چشم‌داشت به سرزمین‌های دیگران و اقدام برای اشغال آن‌ها گم‌راهی است و باعث خسارت فراوان در قلمروی ناآشنا خواهد شد).

٥-من شاه تهماسب، از نسل علی هستم و پشت به پشتم شاه است. (شاهان خاندان صفوی اصلیت تورکشان را انکار و خود را عرب‌تبار و سید از نسل امامان شیعی می‌نمایاندند. مخصوصا شاه تهماسب اول که منکر وجود قوم تورک و تورکمان هم بود). با یاران به دوستی رفتار می‌کنم. گمان مه‌کن که یار مرا خواهد رنجاند (با کسانی که دوستانه عمل کنند، من هم به دوستی رفتار می‌کنم. اشاره به این که شاه تهماسب اول خواستار جنگ نه‌بوده، طرف‌دار دوستی و صلح با سلطان سلیمان بود. این سیاست مداراجویانه‌ی شاه تهماسب اول نتیجه داد و در تاریخ ١٥٥٥ قرارداد صلح آماسیا بین دو دولت تورک قیزیل‌باش و عوثمان‌لی عقد شد. و یا اشاره به این که از عون الهی برخوردار است و سلطان سلیم گمان نه‌کند که خداوند یاری و عنایت خود را از وی دریغ کرده و در روز احتیاج – از جمله در رویاروئی با سلطان سلیمان - او را مایوس و از خود خواهد رنجاند).

غزل تورکی سولطان سولیمان قانونی در پاسخ به شاه تهماسب اول

آلِ عوثمان دولتی‌نده گییدیییم تورونجودور

مرتدِ دین اولانی یئر ییتیریر، نار اینجیدیر

قاچیبان قاندا واراسین، ترکِ دیارین ائیله‌ییپ

خایینین معراجی‌دیر، آخیر آنی دار اینجیدیر

صیدِ نخجیر ائتمه‌یه داغ‌لارلا دوست‌سا بیر کیشی

عادتی‌دیر آوجی‌نین داییم، آنى قار اینجیدیر

گؤرمه‌دین مى سیّدی سه‌ن، یول ایله نه ائتدییی‌نی

سوْر ایلی‌نده‌ن خان سلیم ائتدییی‌نی، عار اینجیدیر

شاه سولیمان‌یم جهان‌دا، آلِ عوثمان نسلی‌ییم

سانجاقِ اسلام به‌نیم‌دیر، کفر ایمان اینجیدیر

Osmanlı Sultanı Süleyman Kânûnî’nin Kızılbaş Sofusu Birinci Şah Tahmasb’a yazdığı Türkçe yanıt gazel

Âl-ı Osman devletinde giydiyim tûruncudur

Mürted-i din ôlanı yér yitirir, nâr incidir

Qâçıban qanda varasın, terk-i diyârın éyleyip

Xâyinin mé’râcıdır, âxır anı dâr incidir

Séyd-i nexcîr étmeye daǧlarla dostsa bir kişi

Âdetîdir avcının, dâyım anı qâr incidir

Görmedin mi Séyyid’i sen, yol île ne étdîyini

Sor ilinden Xan Selîm étdîyini, âr incidir

Şah Süléymân’ım, cahanda Âl-ı Osmân nesliyim

Sancaǧ-ı İslam benimdir, kǖfr îmân incidir

شرح غزل:

۱-در دولت عوثمان‌لی آن چه می‌پوشم نارنجی است (اشاره به رنگ خلعت سرخ خاقان‌های تورک که سمبول حاکمیت و قدرت است). هر کس که از دین خود برگردد مرتد می‌شود، زمین او را پنهان می‌کند و آتش رنجیده می‌سازد (تلمیح به آیه‌ی ٢١٧ سوره‌ی بقره که طبق آن مرتد کشته می‌شود، اهل جهنم است و در آتش ابدی خواهد سوخت[2]. سلطان سلیمان در این بیت با مرتد خواند شاه تهماسب اول او را تهدید به قتل می‌کند).

۲-تو مملکت خود را ترک کرده، به کجا فرار می‌کنی؟ (اشاره به عقب‌نشینی‌های شاه تهماسب اول به منظور اجتناب از مواجهه با اوردوی عوثمان‌لی). این خیانت است و معراج خائن در نهایت چوبه‌ی دار است که وی را خواهد رنجاند (فرار حاکم از دیار خود، خیانت و سزای خائن چوبه‌ی دار است. تو جائی برای فرار کردن نه‌داری. در نهایت تو را گرفته و خواهم کشت. در این بیت سلطان سلیمان با خائن نامیدن شاه تهماسب و اتهام فرار و گریختن از سرزمین خود زدن، او را مضاعفا تحقیر، و با گفتن این که مجازات خیانت شاه تهماسب چوبه‌ی دار است وی را تهدید به قتل کرده است).

۳-کسی که شکارچی و دوست کوه‌ها است، به برف آزار دهنده حین صیادی عادت کرده است (اشاره به شیفته‌گی سلطان سلیمان به شکار. وی در سفر جنگی ایران، ماه‌ها ضیافت شکار ترتیب داده و حتی پس از مرگ شه‌زاده مصطفی برای شکار به حوالی ادیرنه رفته بود. در این جا علاوتا سلطان سلیمان با تشبیه شاه تهماسب اول به صید - شکار و مملکت قیزیل‌باش به نخجیرگاه و این که شکار کردن شاه تهماسب اول برای وی یک تفریح است، او را تحقیر می‌کند).

٤-آیا نه‌دیدی که سیّد با راه چه کرد؟ از مردمت به‌پرس که سلیم خان با راه چه کرد، شرم‌آور و خجالت رنج‌آور است. (اشاره به دو طریق متفاوت و سرنوشت متضاد شاه اسماعیل اول و سلطان سلیم یاوز بعد از جنگ چالدیران. سلطان سلیم یاووز در این سفر جنگی موفقیت‌آمیز به قلمروی قیزیل‌باش شکست سنگینی به شاه اسماعیل اول تحمیل کرد که باعث شد او به سبب ننگ و شرمی که حس می‌نمود، باقی عمر خود را به می‌خواره‌گی به‌گذراند. در این جا به نظر می‌رسد سلطان سلیمان مخصوصا با سید خواندن شاه اسماعیل اول، تورکیت او را – همان طور که خاندان صفوی نیز معتقد بودند – انکار کرده است).

٥-من شاه سلیمانم و از نسل آل عوثمان. بیرق اسلام مال من است. کفر، ایمان را آزار می‌دهد (اشاره به این واقعیت که در ادامه‌ی قبول مذهب شیعه‌ی امامی از اسلام متشرعه توسط شاه اسماعیل اول، شاه تهماسب اول هم دولت قیزیل‌باش را تماما به یک دولت شیعه‌ی امامی مبدل کرد و به طور سیستماتیک به سرکوب مذهب علوی تورک پرداخت. پس از آن به عنوان یک دولت متشرعه به رقابت با سلطان عوثمان‌لی برای حاکمیت و رهبری جهان اسلام پرداخت. اما در این بیت سلطان سلیمان، دولت عوثمان‌لی را که از سال ۱٥۱٧ توسط سلطان سلیم یاووز خلافت جهان اسلام را به دست آورده بود، تنها پرچم‌دار مسلمانان، و دولت قیزیل‌باش را کافر و باعث ناراحتی اهل ایمان یعنی جهان اسلام می‌نامد).

چند نکته‌ی مربوطه:

١-شاه تهماسب اول (طهماسب، به تورکی تایماس، محرف قایماس به معنی وفادار و ثابت قدم، آن که خلف وعده و عقب‌نشینی نه‌می‌کند) (١٥٢٤-١٥٧٦)، فرزند شاه اسماعیل اول و شاه بگیم خانیم (تاج‌لی خانیم، از طائفه‌ی تورکمان موصول‌لو)، دومین پادشاه دولت تورک قیزیل‌باش است. وی در پنجاه و سه ساله‌گی فوت نمود. مدفن او در روضه‌ی امام رضا در مشهد است. شاه تهماسب اول، که از مذهب علوی تورکی قیزیل‌باش‌ها به شیعه‌ی امامی فارسی - عربی تغییر مذهب داده بود، در برهه‌هایی از زمان مواضع بسیار منفی‌ و متعصبانه بر علیه موسیقی و شراب اتخاذ کرده است. علی رغم این، او به دیگر هنرهای مورد قبول اسلام متشرعه مانند مینیاتور و تصویرنگاری کتب علاقه‌مند، خود نیز یک نقاش باتجربه، تصویرسازی بااستعداد و خطاطی ماهر در خطوط ثلث و نسخ و نستعلیق بود. (مینیاتور تورک در تورک‌ایلی و ایران به لحاظ تاریخی دارای سه مرحله‌ی موغولی، تورکمانی و قیزیل‌باشی است. فارسی، پرشین و یا ایرانی نامیدن مینیاتور تورک - تورک‌ایلی توسط قومیت‌گرایان فارس، دولت ایران و ایران‌شناسان و شرق‌شناسان غربی، نادرست، تحریف آشکار تاریخ هنر و تمدن، و غصب میراث فرهنگی تورک و تورک‌ایلی است. استفاده‌ی هنرمندان از مینیاتور تورک - تورک‌ایلی در کتب فارسی‌زبان حتی در شاه‌نامه، این مینیاتور را فارسی نه‌می‌سازد). یکی از تصویرهای رقم‌دار به جامانده از شاه تهماسب اول تصویر مجلس بزم با حضور داروغه‌ی آختامار (جزیره‌ای ارمنی‌نشین در دریاچه‌ی وان که محل تربیت شاه اسماعیل اول توسط کشیشان ارمنی بود) است. شاه تهماسب اول این تصویرسازی خود را که در کتاب‌خانه‌ی خزینه‌ی اوقاف موزه‌ی توپ‌قاپی سارایی (توپ قاپوسرای) تورکیه جزو مرقع بهرام‌ میرزای صفوی نگه‌داری می‌شود[3] به شکل «صوره تهماسب الحسینی» امضاء کرده و در زیر تصویر و بیرون از جدول‌کشی آن به خط خود به فارسی چنین نوشته است: «جهت برادر عزیزم بهرام ‌میرزا ساخته شد. تم». شاه تهماسب اول هم‌چنین علاقه‌مند به شهرسازی، جاده‌سازی (بین قزوین و تبریز، قزوین و مشهد...)، معماری، ساختن ابنیه و امکنه‌ی عمومی و تاریخی و مرمت آن‌ها بود. باروی شهرهای تهران و مشهد، و در تورک‌ایلی عمارت دیوانی قزوین، مسجد تبریز، رباط بین زنجان و سلطانیه، رصدخانه‌ی دوم مراغه، ... تعدادی از آثار شاه تهماسب اول هستند. نخستین خیابان تورک‌ایلی در شهر قزوین هم، به دستور شاه تهماسب اول و به تقلید از آن چه وی در تورکستان قدیم (مطابق با اؤزبکستان امروزی) دیده بود ساخته شده است.

۲- دوره‌ی حاکمیت شاه تهماسب اول و عموما دولت قیزیل‌باش، دوره‌ی افول عمومی تورکیت در سرزمین فعلی ایران است. شاه تهماسب اول خود را تورکمان و تورک نه‌می‌دانست،حتی وجود قوم تورک – تورکمان را انکار می‌کرد. هر چند استحاله‌ی خاندان صفوی و طرف‌داران تورکمان آن خاندان موسوم به قیزیل‌باش در شیعه‌ی دوازده‌امامی متشرعه پس از رسمی کردن آن مذهب فارسی - عربی توسط شاه اسماعیل اول آغاز شده بود، با تغییر مذهب دادن شاه تهماسب اول به آن، شتاب بسیار گرفت. تحت حاکمیت شاه تهماسب اول هر روز بر نفوذ روحانیان شیعه‌ی امامی تاجیک (فارس بعدی) در دربار و ارکان دولت قیزیل‌باش افزوده می شد. دوران شاه تهماسب اول هم‌چنین دوره‌ی آغاز قیزیل‌باش‌کُشی و تورکمان‌کُشی وسیع و سیستماتیک توسط او و بروز جنگ داخلی بین سران تورکمان قیزیل‌باش بود که در درازمدت باعث تضعیف تورکمان‌ها، دولت قیزیل‌باش و افول عمومی موقعیت سیاسی - اجتماعی تورکان در ایران شد. (مانند قتل دیو سولطان روم‌لو - اتابک شاه تهماسب اول هنگامی که در ده ساله‌گی به سلطنت رسید. دیو سولطان روم‌لو شخصیتی دارای شعور قومی تورک و مخالف قدرت گرفتن تاجیک‌ها - فارس‌ها در دولت تورک قیزیل‌باش بود). از دیگر وقایع مهم دوره‌ی شاه تهماسب اول در رابطه با تضعیف موقعیت تورک‌ها و تورک‌ایلی، انتقال پایتخت دولت قیز‌ل‌باش از تبریز به قزوین در سال ١٥٥٤ به فرمان او است.

۳-علی رغم فقدان شعور قومی تورک – تورکمان در شاه تهماسب اول و تغییر دادن مذهبش از علویسم تورک (غلات علی‌اللهی تورک، شیعه‌ی دوازده‌امامی متصوفه) به شیعی امامی فارسی – عربی و تورکمان‌کُشی‌های او، دولت قیزیل‌باش هنوز خصلت تورکی و تورک‌ایلی‌لی داشت. زیرا اکثریت مطلق امرا و طوائف تورکمان به‌وجود آورنده‌ی دولت قیزیل‌باش و اوردوی قیزیل‌باش، به لحاظ اعتقادی هنوز بر مذهب تورکی علوی بودند و خود شاه تهماسب اول هم، حتی اگر در حرف وبرای توده‌ی قیزیل‌باش ناآگاه، مرشد کامل طریقت صفوی به‌شمار می‌رفت. به دلیل حاکمیت عنصر تورکمان در این دوره در ایران، تورک‌ایلی، عراق عرب و آسیای صغیر، ادبیات تورکی تورکمان (در مقابل تورکی عوثمان‌لی) در همه‌ی شاخه‌های دیوانی، آشیقی، دینی، تذکره‌نویسی، ادبیات عامه (بیاتی)، داستانی (کوراوغلو، اصلی ایله کرم، آشیق غریب، شاه اسماعیل ....) و غیره به رشد خود ادامه داد و تبادل فرهنگی بین سه شاخه‌ی اصلی زبان تورکی (عوثمان‌لی، قیزیل‌باش، جغتائی) در ایران و آزربایجان به اوج خود رسید. به عنوان مثال در این دوره تعدادی از بزرگان ادبیات تورک مانند فضولی بایات تورکمان بغدادی در این دوره ظهور کردند؛ صادقی بیگ افشار کتاب مجمع الخواص را که هم‌زمان به آثار شعرا و مولفین هر سه قلمروی ادبی تورک وقت، یعنی تورکمانی، عوثمان‌لی و جغتائی می‌پردازد، به لهجه‌ی جغتائی تورکی نوشت.

٤-شاه تهماسب اول، به جز یکی دو مکتوب و غزل هیچ اثر عمده‌ای به زبان تورکی نیافرید (بر عکس، روزنامه‌ی سی سال از سلطنت خود را به فارسی به قلم آورد). با این همه منشات تورکی معدود او در زمره‌ی بهترین نمونه‌های نثر تورکمانی عصر او شمرده می‌شوند و نشان می‌دهند که شاه تهماسب اول علاوه بر فارسی، نویسنده و شاعری توانا در زبان تورکی و سرآمد در نثر و نظم تورکی بود.

٥-غزل «اینجیدیر» شاه تهماسب اول، روان، رسا و زیبا (نمونه: باد اه‌سه‌ر، باران یاغار، زحمت چه‌که‌ر، قار اینجیدیر)؛ و حد وسط شعر هجائی توده‌ای - آشیقی و شعر کلاسیک – دیوانی تورکی است. استفاده از کلمات تورکی مصطلح در ادبیات قدیم و کلاسیک تورکی (اه‌ر به معنی مرد، تاشرا، چیخیبان، دورمازام، دورور، ...)، و تعبیرات لهجه‌های زنده‌ی زبان تورکی (یولا قویدوق، داغ‌لارا دوشسه، ...)، نشان از تسلط شاه تهماسب اول بر آن‌ها است که منجر به ایجاد یک زبان شعری تورکی جامع و شامل که در عین حال پلی بین گذشته و آینده است شده است. از طرف دیگر، استفاده‌ی نابه‌جای او از کلمات فارسی و عربی مانند نار، قدم، باران، باد، زحمت، بیگانه، خار، ... به جای کلمات تورکی اود، آدیم، یاغمور - یاغیش، یئل، اه‌مه‌ک، یاد، تیکان، تضعیف زبان تورکی و به نوعی غارت کردن اصالت آن است.

٦- شاه تهماسب اول به سبب مصلحت‌گرایی و وقوف بر ضعف ساختاری دولت قیزیل‌باش در مقایسه و مقابله با امپراتوری و اوردوی عوثمان‌لی، خواستار هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با عوثمانیان بود. او در روزنامه‌های خود جنگ‌های بین دولتین قیزیل‌باش و عوثمان‌لی را ناروا دانسته محکوم می‌کند و آن‌ها را خون‌ریزی بین مسلمانان و برادرکشی می‌نامد. وی همواره در مکاتبات و نوشته‌هایش از سلطان سلیمان قانونی با زبانی محترمانه و کلماتی نیکو یاد کرده است. در این راستا او شاهنامه‌ی مشهور به شاهنامه‌ی شاه تهماسب که حاوی نفیس‌ترین نمونه‌های مینیاتور تورک - تورک‌ایلی است و به دستور او در کارگاه هنری‌اش در مدت ٢٠ سال گردآوری شده بود را، با نیت دست‌یابی به صلح پایدار، به سلطان عوثمان‌لی اهداء کرد. در غزل تورکی‌ اینجیدیر هم، لحن شاه تهماسب اول مثبت، پخته‌، اندیش‌مندانه، سازنده، مصلحت‌گرایانه و پندآمیز است. بر عکس لحن سلطان سلیمان قانونی در جوابیه‌ی تورکی‌اش خطاب به شاه تهماسب غیر دیپلوماتیک، تحقیرآمیز، تهدیدآمیز و تحریک کننده است. سلطان سلیمان قانونی در جوابیه‌ی خود از موضع دوگماتیزم دینی و با استفاده از ترمینولوژی بنیادگرایانه‌ی اسلامی - سنی، خود را بیرق‌دار اسلام و نماینده‌ی ایمان، و شاه تهماسب اول را مرتد دین، کافر، خائن و مایل به فرار، سزاوار آویخته شدن به دار،  .... می‌خواند.  

منابع:

-Beyhan KESİK, Kanûnî’nin Şah Tahmasb’ın Gazeline Cevabı, Sosyal Bilimler Dergisi, Yıl: 2, Sayı: 2, Mart 2015, s. 203-210

-Şevik, İsa (2008). Şah Tahmasb (1524-1576) ile Osmanlı Sarayı Arasında Teati Edilen Mektupları İçeren “Münşe’at-ı ‘Atik”in Edisyon Kritiği ve Değerlendirilmesi. Yüksek Lisans Tezi. İzmir: Dokuz Eylül Üniversitesi.

I Təhmasib, Vikipediya, açıq ensiklopediya

-مرقع - ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

-شاه تهماسب یکم - ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

-Kanuni Sultan Süleyman

http://cihanhukumdari.istanbul.edu.tr/cihan-hukumdari-kanuni-sultan-suleyman-siirler.html

-Ali FUAT, Sultanların Şiiri / Şiirlerin Sultanı, ŞÂİR OSMANLI SULTANLARI

http://www.yagmurdergisi.com.tr/archives/konu/sultanlarin-siiri---siirlerin-sultani

-Ak, Coşkun, Muhibbî Divânı, Kültür ve Turizm Bak. Yay., Ank. 1987


[1] mecmû’a-i eş’âr, Milli Kütüphane Yazmalar Koleksiyonu, 06 Mil Yz A 3291

https://dijital-kutuphane.mkutup.gov.tr/tr/manuscripts/catalog/details/281860?SearchType=1

[2] يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ ۖ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ ۖ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَوَهْوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَئِكَ أَكْبَرُ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ.

[3] کودکی شاه اسماعیل و تربیت او در جزیره‌ی آقتامار دریاچه‌ی وان توسط کشیشان ارمنی بنا به منابع اوروپایی، ارمنی و شرف‌نامه؛ و مینیاتور داروغه‌ی آختامار توسط شاه تهماسب

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/04/blog-post_18.html

2 comments:

  1. هر ایکی بویوک تورک شاه نه گوزل سوزلرینی شع ده بویروبلار آنجاق حیف بو دوشمنلیق بیزی ییخدی

    ReplyDelete
    Replies
    1. البته شاه تهماسب اؤزونو تورک بیلمیردی، حتی تورک سویونون وار اولمادیغینی ساوونوردو....

      Delete