Friday, February 23, 2018

عامل جغرافيا و تاثيرات منطقه‌ای بر شعور ملی تورک، آزربايجان‌گرايی، تورک‌گرايی، ...

عامل جغرافيا و تاثيرات منطقه‌ای بر شعور ملی تورک، آزربايجان‌گرايی، تورک‌گرايی، ...

فعالین سیاسی تورک‌تبار مذکور، تقریبا همه از شرق و مرکز آزربایجان (تبریز، اردبیل، خلخال، سراب، ....) هستند و این به هیچ وجه اتفاقی نیست.

-در تاریخ‌نگاری‌های ایران‌گرایانه و آزربایجان‌گرایانه تاثیرات محلی و منطقه‌ای بر جریانها و جنبشهای مشروطیت، ایران‌گرایی- پان‌ایرانیسم، اسلام تورکی- رفرمیسم دینی، چپ‌گرایی- کمونیسم، تروریسم، شعور ملی تورک، آزربایجان‌گرایی، تورک‌گرایی و .... بالکل نادیده گرفته شده است. از جمله ماهیت و تاثیرات متفاوت منطقه‌ای «قفقاز-عثمانی»، «شرق آزربایجان -غرب آزربایجان»، .... . در این مقاله در موارد متعدد، مسائل از زاویه‌ی تاثیرات محلی و منطقه‌ای نیز تدقیق شده است:

- تاریخا در شرق و مرکز آزربایجان شعور ملی تورک موجود نبوده، بر عکس ایران‌گرایی، فارس‌گرایی، شیعی‌گری، کمونیسم، روس‌گرایی، ارمنی‌گرایی و کردگرایی ریشه‌های عمیقی دارد. یک عامل موثر در این امر، دوری جغرافیائی از عثمانی-تورکیه و نزدیکی به فارسستان- روسیه (قفقاز) است.

- بر عکس غرب آزربایجان که در ربع اول قرن بیستم در فاجعه‌ی «تورک قیرقینی»- جیلوولوق، تهاجمات آندرانیک، تجاوزات سیمیتقو، ... به دفعات از طرف دستجات مسلح اشقیاء و تروریستهای ارمنی، آسوری و کردی مستظهر به دولتهای اروپائی-روسیه-آمریکا، در معرض تهاجم و قتل عام و نسل‌کشی بوده است (این رودرروئی‌های قومی، به نوبه‌ی خود، در تشکل و تعمیق شعور ملی تورک در این ناحیه تاثیر معینی داشته‌اند)؛ مرکز و شرق آزربایجان همچو تجربه‌ای را از سرنگذرانده است. در نتیجه، اغلب فعالین سیاسی این مناطق درکی درست و یا هیچگونه درکی از مسائل و تهدیدهای ارمنی، آسوری و کردی ندارند. به عنوان نمونه سی.مدد. و ضی.صدر. هر دو اهل تبریز، ادعا کرده‌اند «مساله‌ی ارمنی، امری وارداتی در دهه‌های اخیر از جمهوری آزربایجان به ایران بوده، مساله‌ی مردم ما نیست». حمایت اینگونه افراد از موضع دولت آزربایجان در مساله‌ی قاراباغ، اغلب صمیمی و از سر دانش نیست. آنها تهدید کردی را هم ناموجود و دروغی ساخته و پرداخته‌ی ملا حسنی می‌دانند، ....


- در مرکز و شرق آزربایجان حسیات «قبیله‌گرایی»، «محلی‌گرایی» در شکل تعصب بر شهر، منطقه، لهجه، مشاهیر و ... خود، و «خودمرکزبینی» در تعریف هویت، زبان معیار و ... بسیار قوی، و ذهنیت «بخشی از ملت (تورک) بودن» فوق‌العاده ضعیف و یا ناموجود است. به همین سبب بسیاری از فعالین و حتی مردم این مناطق، دیگر مناطق مجاور تورک‌نشین و تورکان ساکن در آنها را پاره‌ای از وطن و ملت خود نمی‌دانند. طبیعتا این ذهنیت کشت و کشتارها و تهاجمات انجام گرفته در غرب آزربایجان توسط اشقیاء و تروریستهای ارمنی و آسوری‌ و کردی را هم مساله‌ی خود نمی‌شمارد.

غرب آزربايجان، مرکز-شرق آزربايجان

تا سالهای ١٩٢٥ غرب آزربايجان در حيطه‌ی زباني، فرهنگي و سياسي عثماني قرار داشت و به این سبب در ربع آخر قرن نوزده و ربع اول قرن بيستم مرکز ترک‌گرائي دمکراتيک و «میللی موجادیله» در تورک‌ائلی شد. «میللی موجادیلهMilli Mucâdile »، نام مقطعی از جنبش ملی دمکراتیک تورک در ربع اول قرن بیستم ایران شامل (اقلا) جریانات تاریخی زیر است:

الف-تشکیل چته‌های تورک (تورک چته‌له‌ری)[1] و مبارزات با اشغالگران و متجاوزین ارمنی، آسوری (جیلوولوق) و کردی (سیمیتقو)؛
ب-ایجاد «حکومت اتحاد» توسط جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی؛
ج-پیوستن تورکان سراسر ایران به حرکت اتحاد اسلام- اردوی عثمانی بر علیه دولتهای امپریالیستی اروپایی
د-رنسانس هویتی و فرهنگی تورک: چاپ کتب و نشریات تورکی (نشریه‌ی «آزربایجان» توسط جمشیدخان افشار اورومی مجدالسلطنه)، تاسیس مدارس تورک (« خیر یوردو»، «بالاو-بالو»، ...)، کتابهای گرامر تورکی («تورک دیلی‌نین قواعدی» اثر سمع افشار اورومی، ...)، مقالات تورکی در باره‌ی زبان و ادبیات تورکی (مقالات تورکی جمشیدخان افشار اورومی مجدالسلطنه در نشریه‌ی «تورک یوردو»، ...)،
ر-تشبثهای مردمی برای الحاق به عثمانی (شهرها و روستاهای اورمیه، سلماس، خوی، تالش، تبریز، ...)
ز- تاسیس شعبات «اتحاد اسلام»، «تورک اوجاغی» در شهرهای تورک (آستارا، ..)

اما شرق-مرکز آزربايجان که در حيطه‌ی زباني، فرهنگي و سياسي ايران و روسيه قرار داشت، در همان دوره از چهار جریان آتی متاثر و به کانون آنها تبدیل گشت. این چهار جريان به طور موثر از رشد هويت ملي مدرن تورک و جريان تورک‌گرائي دمکراتيک در مرکز-شرق آزربايجان جلوگيري کرده‌اند:

١-«ايران‌گرائي-فارس‌گرائي-آريائي‌گري» (از فارسستان و قفقاز)؛
٢-«جريانات مذهبي شيعي، شيخي، ذهبي، بابي ....» از فارسستان؛
٣-«حرکات کارگري و کمونيسم روسی» از قفقاز؛
٤-«حرکات خشونت‌طلبانه، تروريستي و انقلابي» از قفقاز.

ظهور چپ رادیکال و ستیزه‌جو در شرق –مرکز آزربایجان، خود به درجه‌ی معینی یک واکنش افراطی به وجود شیعی‌گری افراطی در این منطقه (از زمان صفویان) است. این کنش افراطی-واکنش افراطی در شرق-مرکز آزربایجان، نوعی دور باطل را ایجاد کرده و باعث شده است تا چپ افراطی-شیعی‌گری افراطی مدام یکدیگر را، هر بار با شدت بیشتر، بازتولید ‌کنند. اما در غرب آزربایجان، به سبب نبود سنت و جریان شیعی‌گری افراطی، واکنش افراطی به آن در فرم چپ افراطی هم پدیدار نشده است.

تصادفی نیست که در مجموع نزدیک به ٧٠-٨٠ درصد از موسسین و رهبران تورک فرقه‌ی اجتماعیون عاميون ایران، فرقه‌ی عدالت، فرقه‌ی کمونیست ایران، فرقه‌ی دمکرات، بسیاری از تورکهای داخل در گروه ٥٣ نفر، حزب توده، فدائیان و ... و تقریبا همه‌ي شخصیتهای تورک که در این مقاله به عنوان خشونت‌طلب تدقیق شده‌اند، از شرق و مرکز آزربایجان؛ و همه فاقد شعور ملی تورک بودند. (حیدرخان عموغلو یک استثناء و منحصر به فرد است. وی گرچه اصلا از اورمیه، اما بزرگ شده در قفقاز-روسیه است. علی رغم خشونت‌طلب و تروریست بودن، وی یک تورک انترناسیونالیست-روسی بود، و بر عکس دیگر تورکهای چپ ایرانی، به هویت ملی ایرانی اعتقادی نداشت. دارای مواضع ضدتورک هم نبود). امروز نيز اکثر مطلق تورک‌هراسان تورک (تورکهای پان‌ايرانيست، تورکهای چپ ایرانی، آزربايجان‌گرايان ايران‌گرا، آزربايجان‌گرايان استالينيست) از منطقه‌ی‌ شرق و مرکز آزربایجان هستند.


[1] جمشيد سوباتايلي آوشار اورومي (جمشيدخان مجدالسلطنه افشار ارومي) والي آزربايجان نيمه‌مستقل- تحت الحمايه‌ي امپراتوري عثماني (٨ ژوئن ۱۹۱۸ - اول اکتبر ۱۹۱۸)
سروده‌هاي قهرمان مردمي تورک قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا»
تورک خالق قهره‌ماني، قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا» تورکوله‌ري

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.