Tuesday, November 19, 2019

در تفاوت قرائت محمدشاه غازی قاجار-حاجی میرزا آقاسی ایروانی و قرائت شاه اسماعیل اول از مذهب علوی

در تفاوت قرائت محمدشاه غازی قاجار-حاجی میرزا آقاسی ایروانی و قرائت شاه اسماعیل اول از مذهب علوی

مئهران باهارلی


محمدشاه غازی قاجار (متولد تبریز) و حاجی میرزا آقاسی ایروانی (متولد ماکو) از منظر تاریخ تورک، شخصیت‌هایی ملی بشمار می‌روند. زیرا مانند دیگر شخصیت‌های ملی تورک، اولا معتقد به هویت قومی ویا ملی تورک بودند و دوما نه تنها آگاهانه بر خلاف مصالح و منافع قومی-ملی تورک حرکتی نکردند، بلکه در جهت آن قدم‌هایی برداشته اجرائاتی داشتند.

یکی دیگر از خصوصیات جالب توجه این دو شخصیت ملی تورک، بر مذهب علوی بودن آن‌ها است. منظور از مذهب علوی، گونه‌ی تورکی تشیع دوازده امامی متصوفه از غلات شیعی، و یا طیف مذهب قیزیلباشی –طریقت بکتاشی (علی اللهی، صوفولار-صوفیان، ...) است. این سیستم اعتقادی در اصول، همان مذهبی است که قیزیلباشان آناتولی موسس دولت قیزیلباشیه هم بر آن بودند.

اما قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی فوق الذکر، با قرائت  طریقت اردبیلیه از آن به ویژه در دوره‌ی شیخ حیدر-سلطان علی-شاه اسماعیل اول فرق‌های اساسی و اصولی بسیار داشت. از جمله:

١- قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی، سنی‌ستیز نبود. در حالی که طریقت اردبیلیه در دوره‌ی شیخ حیدر-سلطان علی- و مخصوصا شاه اسماعیل اول سنی‌ستیز بود. حتی شاه اسماعیل اول علنا و رسما به کشتار سنیان و قتل عام و نسل‌کشی سنیان تورک و غیر تورک در مناطق تحت حاکمیت خود دست زد. بر عکس، محمدشاه غازی و حاجی میرزا آقاسی عموما با معتقدین مذاهب و ادیان، و در این میان سنیان به مدارا رفتار می‌کردند

٢- قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی، قشری و فاناتیک نبود. محمدشاه غازی و حاجی میرزا آغاسی هرگز در صدد تحمیل سیستماتیک باورها و یا سیاست‌های مختلف خود بر مخالفان و دیگر اندیشان بر نیامدند. در حالی که طریقت اردبیلیه در دوره‌ی شیخ حیدر-سلطان علی-شاه اسماعیل اول از همه جهت، چه اعتقادی، چه سیاسی، چه حکومتی، چه در عرصه‌ی خارجی، مخصوصا در عرصه‌ی تحمیل عقاید مذهبی خود بر دیگراندیشان و حذف مخالفین، و دخالت در امور داخلی همسایه‌گان و جنگ‌افروزی و خشونت‌طلبی؛ یک جریان فوق العاده افراطی و متعصب ستیزه‌جو و آشوب‌طلب بود.

٣- قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی، ضد عثمانلی-ضد جهان تورکیک نبود. در حالی که خاندان صفویه به ویژه در دوره‌ی شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول و .... به طور فاناتیک ضد عثمانلی بودند، حتی عثمانلی‌ترسی و عثمانلی‌ستیزی را به مولفه‌ای از هویت خود تبدیل کرده بودند. و این باعث شده بود که دولت قیزیلباشیه در طول عمر خود درگیر و پیش‌گام جنگ‌های جان‌کاه و برادرکشی بی پایان با عثمانیان و دیگر تورکان اطراف شود. در حالی که محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی فارغ از بیماری عثمانلی‌ستیزی بودند و در نتیجه مرتکب برادرکشی و .... نگشتند و بر خلاف صفویان، بر علیه اقوام و دولت‌های تورک همسایه آلت دست دشمنان تورک و مسلمین نگردیدند.

٤- حاکمیت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی بازیچه و ماشه‌ی دولت‌های ضد تورک اوروپایی دولت‌های مسیحی و ضد تورک اوروپایی نبود. بر عکس، این دو شخصیت مخصوصا بر دشمنی دیرین و عمیق بریتانیا با قاجارها و عموما حاکمیت تورک در ایران واقف بودند و بدین جهت نیز با سیاست‌های بریتانیا در ایران و منطقه مخالفت می‌کردند. از این منظر، محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از ضد امپریالیست‌ترین حاکمان تورک تاریخ بشمار می‌روند. در حالیکه سنی‌تیزی و فاناتیسم ضد عثمانلی در ترکیب با نبود شعور قومی تورک، بسیاری از شاهان مشهور صفوی مانند شاه عباس اول را به ماشه و بازیچه‌ی دولت‌های ضد تورک و ضد مسلمان اوروپایی و سلطنت وی را به خنجری بر پشت جهان تورکیک و دنیای اسلام تبدیل کرد.

٥-قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی، به مراتب خصلت‌های تورکی بسیار بیشتری نسبت به قرائت شاه اسماعیل اول از آن داشت. نزدیکی به تورکان سنی و عثمانیان در این امر موثر بودند. اما دلیل عمده، آن بود که محمدشاه غازی، مانند آقا محمدخان قاجار و نادرشاه افشار و ... شخصا دارای شعور قومی تورک بود، مشروعیت سیاسی خود را از تورکیت اخذ و حاکمیت خود را ادامه‌ی حاکمیت مشروع تورک-تاتار-موغول بر منطقه می‌د‌انست و اینگونه هم تقدیم می‌نمود. در حالی که انتساب به سلاطین تورک-تاتار-موغول و تقید به یاسا-تؤره‌ی آن‌ها، منبع اصلی مشروعیت سیاسی برای شاه اسماعیل و دیگر شاهان صفوی نبود. بلکه آن‌ها مشروعیت خود را از طریق انتساب به امامان شیعی تامین می‌کردند.

٦- قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی، مخالف روحانیت شیعه –امامی بود. محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی به نقش روحانیت شیعه‌ی امامی در عقب‌مانده‌گی عمومی و مزمن جامعه‌ی ایران، در سقوط دولت صفوی، در نهادینه شدن روندهای خانمان‌سوز ذکر شده در بندهای قبلی (سنی‌ستیزی، فاناتیسم، ضد عثمانلی‌گری و جنگ‌طلبی در رابطه با همسایه‌گان تورک و سنی، و بازیچه‌ی دولت‌های استعماری مسیحی-اوروپایی شدن)، و حمایت بریتانیا از روحانیت شیعه بر علیه قاجارها واقف بودند. به همین سبب، نسبت به روحانیت شیعه حسیات بسیار منفی داشتند.

٧-قرائت محمدشاه غازی قاجار و حاجی میرزا آقاسی ایروانی از مذهب علوی تورکی، طبق سنن دولت‌مداری تورک-موغول، سکولار بود. محمدشاه غازی و حاجی میرزا آقاسی به اصطلاح امروزی خواهان جدایی نهاد دین از دولت و مخصوصا عدم دخالت صنف روحانیون شیعه امامی در امور دولتی بودند. آن‌ها در این راستا حتی به سرکوب روحانیون برجسته‌ی شیعی که برای خود دولتی در دولت ایجاد کرده بودند پرداختند. این، برعکس سیاست شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول و .... بود که نه تنها متفق روحانیت شیعه بودند، بلکه با سیاست‌هایی که اتخاذ کردند، این صنف را تدریجا بر دولت قیزیلباشیه حاکم گردانیده و بدین ترتیب مقدمات فروپاشی آن را فراهم نمودند...

Monday, November 18, 2019

افزودن حرف ع - عین عربی به کلمات تورکی، آشیق-عاشق، اوراقات-آروات-عورت، آباقا-عمی جان، آیراکی-عرق، آتامان-تومان-عثمان، ...

افزودن حرف ع - عین عربی به کلمات تورکی، آشیق-عاشق، اوراقات-آروات-عورت، آباقا-عمی جان، آیراکی-عرق،  آتامان-تومان-عثمان، ...

مئهران باهارلی

١-حرف و صدای عَیْنْ که از حلق تلفظ می‌شود و در بسیاری از زبان‌های سمیتیک –سامی وجود دارد، هیجدهمین حرف الفبای عربی است. این حرف و صدا، از آنجائیکه در زبان تورکی وجود ندارد، با ورود کلمات عربی حاوی آن به زبان تورکی یکی از سرنوشت‌های زیر را از سر می‌گذراند:

الف- حذف می‌شود. مانند تلفظ «علم» به صورت Élm، «عزا» به صورت Eza، «معقول» به صورت «ماغیل» Mağıl ، «قاراعین» (به معنی چشمه‌ی سیاه) به صورت «قه‌رئین» Qeréyn، «ساری عین» (به معنی چشمه‌ی زرد) به صورت «سه‌رئین»Seréyn ، «ساعت» به صورت Saat، «عوج بن عنق» به صورت «اوجوبونوق»Ucubunuq ، احتمالا «عینِ علی» به صورت «عئینالی»Éynalı ، «نعره» به صورت «نارا»Nara  (در ناریلداماق)، ....

ب- با مکث جایگزین می‌گردد[1]. مانند تلفظ «تعلیم» به صورت Te’lim (متفاوت از «تلیم» ویا دلیم به معنی انبوه و زیاد Telim)، تلفظ «معلول» به صورت Me’lul (متفاوت از «ملول» Melul)، «بعدا» به صورت Be’den (متفاوت از «بدن» Beden)، «بعضا» به صورت Be’zen (متفاوت از «بزه‌ن» از مصدر تورکی بزه‌نمه‌ک Bezen)، «اعلم» به صورت E’lem (متفاوت از «علم» و «الم» Elem)، «اعضا» به صورت E’za (متفاوت از «عزا» Eza)، «معدنی» به صورت Me’deni (متفاوت از «مدنی» Medeni)، «منع» به صورت Men’ (متفاوت از «من» Men)، «معرض» به صورت Me’rez (متفاوت از «مرض» Merez)، «شعر» به صورت Şé’r (متفاوت از «شئر» تلفظ تورکی شیر فارسی Şér)، «تعمیر» به صورت Te’mir (متفاوت از «تمیر» از تلفظ‌های قدیمی «دمیر» تورکی Temir)، «طعن» به صورت Te’n (متفاوت از «تن» Ten) و .....

ج-با حرف و صدای « ه » تعویض می‌گردد. مانند تلفظ و نگارش «متاع» به صورت «ماتاه»Matah ، «معنی» به صورت «ماهنی»Mahnı ، «طمع» به صورت «تاماه»Tamah  و ....

٢-بر خلاف روند حذف حرف عین از کلمات عربی دخیل به زبان تورکی از سوی مردم به یکی از طرقی که فوقا ذکر شد، روندی معکوس در میان مولفین تورک عربی‌گرا، به صورت اضافه کردن حرف ع به برخی از اصوات در کلمات تورکی الاصل دیده می‌شود[2]. شاید دلیل این رفتار، کم کلاس و یا بی کلاس دانستن کلمات تورکی، و فاخر و با پرستیژ شمردن کلمات عربی و عربی‌وش است که موجب می‌شود آن‌ها آگاهانه و یا ناآگاهانه برای با کلاس کردن کلمات تورکی و رنگ عربی دادن به آن‌ها، حرف عین را به کلمات تورکی اضافه ‌کنند. به همین سبب من این «معرب» کردن کلمات تورکی با افزودن حرف عین بدان‌ها را به مزاح «متعیّن» و یا «اعیانی» کردن می‌نامم. (باکلاس شمردن کلمات عربی و فارسی، یک ناهنجاری عمومی‌تر و عمیق‌تر است و نه تنها اضافه کردن یک حرف عین، بلکه جای‌گزین کردن کل کلمات تورکی با کلمات فارسی و عربی را هم می‌شود. به عنوان نمونه عده‌ای از کسانی که سواد فارسی دارند، کلمه‌ی تورکی «هن» را بی کلاس و ناشایست شمرده شده و به جای آن کلمه‌ی فارسی-عربی «بلی» را بکار می‌برند[3]).

٣-اضافه کردن حرف عین عربی محدود به کلمات تورکی نبوده، به کلمات عربی و فارسی هم دیده می‌شود. چنانچه در لطیفه‌ای گفته می‌شود طلبه‌ای به هنگام خرید از بقال برای خودنمایی کلمه‌ی «مربّا» را به صورت بسیار غلیظ و پرحجم و فخیم «مربّاع» تلفظ می‌کند و ....: «بیر گون طلبه‌نین بیری، باققالا گئدیر. هاوا آتماق اوچون «مربّاع» وار می‌دیر؟ دییه سوروشور. باققال یانیت وئریر: وار، آنجاق او غلیظ‌لیک‌ده یوخ!». و یا بنا به نقل قولی از فرمانفرما، مظفرالدین شاه کلمه‌ی «مامور» را با عین می‌نوشت[4] (ناصرالدین شاه هم در نامه‌ای فارسی به جای «خواندم»، فورم فونتیک «خاندم» را بکار برده است). البته در نگارش این کلمات به شکل نامتعارف توسط شاهان قاجاری و کلا تورکان، زبان خارجی و غیر خودی و نامانوس بودن فارسی برای آن‌ها و نامعقول و غیر منطقی بودن برخی از قواعد املایی فارسی هم موثر بوده است.

٤-افزودن حرف عین عربی به کلمات تورکی صرفا به نگارش نادرست این کلمات تورکی محدود نمی‌ماند. بلکه به مرور زمان و با فراموش شدن فورم اصلی تورکی آن کلمات، منجر به عربی الاصل انگاشتن آن کلمات تورکی و متعاقب آن تلاش برای ریشه‌شناسی‌های عامیانه و غیر علمی، حتی خیال‌پردازی و داستان‌سرایی بر اساس کلمات عربی دارای تلفظ مشابه و نزدیک می‌گردد. این امر هم به نوبه‌ی خود باعث ایجاد آشفتگی‌های بسیار، از جمله در تعیین ماهیت و هویت برخی از پدیده‌ها و رابطه‌ی فرهنگ ملی تورک با دیگر فرهنگ‌ها می‌گردد. (همچنین است روند جای‌گزین کردن اسامی جوغرافیایی و نام‌های تاریخی تورکی با مشابهان عربی و فارسی، که پس از فراموش شدن نام‌های اولیه‌ی تورکی و معنی واقعی آن‌ها، و ریشه‌شناسی نام‌های ثانوی بر اساس زبان‌های عربی و فارسی، منجر به ایجاد تاریخ و هویتی تماما جعلی و غیر واقعی برای آن مکان‌ها و شخصیت‌های تورک می‌شود. مانند نام «آستاراخان» و تبدیل آن به «حاجی طرخان»[5]). 


Friday, November 15, 2019

مستشار سفارت تورکیه در ایران: چرا در زبان فارسی برای مفهوم «دوست داشتن» یک کلمه‌ی ساده وجود ندارد؟

مستشار سفارت تورکیه در ایران: چرا در زبان فارسی برای مفهوم «دوست داشتن» یک کلمه‌ی ساده وجود ندارد؟

مئهران باهارلی

هیچ زبان بشری طبیعی غیر متکامل وجود ندارد. بسیاری از زبان‌ها نیز دارای خصلت‌هایی نادر و یا منحصر به فرد و یا قابلیت‌هایی فوق العاده هستند. به عنوان نمونه زبان‌های تورکیک به لحاظ کثرت فوق العاده‌ی افعال و توانایی بسیار در فعل‌سازی دارای وضعیتی ویژه حتی استثنائی در میان زبان‌ها می‌باشند.

در این نوشته بحثی جالب حول قابلیت فعل‌سازی زبان تورکی را از مجله‌ی یادگار سال ١٣٢٥ (نووامبر ١٩٤٦) نقل کرده‌ام[1]. این مطلب، عبارت است از نامه‌ی مستشار فرهنگی وقت سفارت کبرای تورکیه در تهران، جمیل میراوغلو به مجله‌ی یادگار که در آن وی حيرت و تعجب خود از نبود یک کلمه‌ی ساده و لفظ بسیط برای مفهوم «دوست داشتن» در زبان فارسی را بیان می‌کند. در حالی که بنا به او، دوست داشتن یک مفهوم بنیادین طبیعی و اولیه بوده و در السنه‌ی دیگر دارای یک لفظ بسیط است (مانند سئومه‌ک در تورکی). سپس وی از معنی‌ای که کلمه‌ی تورکی سئوگی‌لی در زبان فارسی کسب کرده ابراز شگفتی می‌کند. چرا که سئوگی‌لی در زبان تورکی به معنی هر آنچه دوست داشته می‌شود [اعم از انسان محبوب و یا وطن و ....] است. حال آنکه این کلمه در زبان فارسی در شکل سوگلی صرفا به معنی شخص معمولا زن معشوق و معشوقه و برگزیده بکار می‌رود.

Cemil Miroğlu Tahran Geçici Maslahatgüzar 1944-1945
 

محمدعلی‌ شاه: در اورمو (اورمیه) جمعی از مردم توسط اشقیاء کورد مرزی کشتار و قتل عام شده‌اند، سزاوار نیست من جشن مولود خود را به‌گیرم

محمدعلی‌ شاه: در اورمو (اورمیه) جمعی از مردم توسط اشقیاء کورد مرزی کشتار و قتل عام شده‌اند، سزاوار نیست من جشن مولود خود را به‌گیرم 

مئهران باهارلی

در این نوشته روایاتی از سه منبع تاریخی (کتاب «تاریخ بیداری‌ی ایرانیان» تالیف ناظم‌الاسلام کرمانی، جلد ٤، صص ١٩٨-١٩٩، کتاب «روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی» اثر باقر عاقلی مربوط به سال ١٢٨٧ شمسی، کتاب «خاطرات و ملاحظات سیّد علی‌محمّد دولت آبادی. صص ٤٢٢-٤٢٣، ٤٢٥-٤٢٦) در باره‌ی حمله و تهاجم عشایر و اشقیاء کورد به شهر تورک اورمو (اورمیه) در آزربایجان و کشتار اهالی و سپس غارت و ویران کردن تعدادی از محله‌های آن، متعاقبا ابطال کردن مراسم رسمی و جشن دولتی ولادت محمدعلی شاه قاجار توسط او و بدین مناسبت را آورده‌ام. بنا به این منابع محمّدعلی‌ شاه جشن دولتی و مراسم رسمی‌ی ولادت خود را به سبب کشتار و قتل عام دو هزار تن از مردم تورک اورمو توسط عشایر و اشقیاء کورد مرزی ابطال نمود و بودجه‌ای را که قرار بود برای برگزاری‌ی رسمی‌ی جشن مولود او در کشور و سفارت‌خانه‌های قاجار هزینه شود به عنوان اعانه و کومک به بازمانده‌گان مقتولین تورک اورمویی اهدا کرد. به گفته‌ی دولت‌آبادی، انجمن‌های مشروطه‌طلب با بی‌اعتنایی و لاقیدی به کشتار مردم در شهر تورک اورمو توسط اشقیاء کورد و پریشانی‌شان، جشن مزبور را برگزار کردند.

طبق کتاب «روزشمار تاریخ ایران» در این فاجعه «اکراد سرحدّی به شهر اورمو یورش برده و یک محلّه‌ی شهر را ویران ساختند، دو هزار زن و مرد را کشتار کردند و عدّه‌ی زیادی از زنان را پستان بریدند».

بنا به کتاب «تاریخ بیداری‌ی ایرانیان»، «محمّدعلی‌ شاه پس از این فاجعه نوشته‌ای رسمی به مجلس شورای ملّی فرستاد و در آن بیان کرد به سبب به قتل رسیدن جمعی از مردم اورمو سزاوار نیست که وی برای خود جشن مولود برگزار کند، و این که وی تصمیم گرفته است مخارج مراسم رسمی‌ی جشن مولود را به ورثه‌ی مقتولین اورمو اهدا کند. این مهربانی و دل‌مشغولی‌ی محمّدعلی‌ شاه تاثیر بسیار مثبتی در مردم ایجاد کرد. چنان چه آن‌ها به طور خودجوش بازارها و انجمن‌ها را چراغان کرده و برای شاه جشن تولّد گرفتند».

به گفته‌ی علی‌محمد دولت‌آبادی در کتاب خاطراتش «اکراد متمرد که چندی قبل نزدیک به دویست نفر از اهالی اورمو را قتل عام کرده بودند، دوباره به آن شهر حمله و با بی‌رحمی هفت‌صد نفر دیگر را که اغلبشان زنان و بچه‌ها بودند کشتار و سپس شهر را شدیداً غارت کرده‌اند. به طوری که خانواده‌های اورمویی بی‌خانمان شده و به گدائی روی آورده‌اند. در این موقع محمدعلی شاه با فرستادن یک دست‌خط به مجلس، جشن دولتی و مراسم آتش‌بازی به مناسبت تولدش را ابطال کرد و تمام هزینه‌ی جشن و مراسم را به غارت‌زده‌گان و ورثه‌ی کشته‌شده‌گان اورمو فرستاد. در مقابل این خیرخواهی محمدعلی شاه، بسیاری از انجمن‌های مشروطه‌طلب، با مردم پریشان اورمو هم‌دردی نه‌نموده به مدت دو شبانه روز در خیابان‌ها و بازارها چراغانی‌ها کرده و جشن گرفتند. مخصوصاً انجمن بدنام اصفهان که با این عملش، بدنام‌تر هم شد».



Tuesday, November 12, 2019

عثمان‌لی به جای عثمانی

عثمان‌لی به جای عثمانی

سابقا در متون و منابع تاریخی به زبان فارسی، مخصوصا دوره‌ی تورکمانی (قاراقویون‌لو، آغ‌قویون‌لو، قیزیل‌باشیه، افشار، قاجار) اغلب فورم «عثمانلو» بکار رفته است. رایج شدن فورم «عثمانی» در فارسی معیار کنونی، معلول جنبش مشروطیت و سیاست تورکی‌زدائی از زبان فارسی بعد از آن است. آن جنبش و این سیاست، هر دو ضد تورک و تورک‌ستیز بودند. علاوتا ترجمه‌ی نام‌های خاص نادرست است. بنابراین این‌جانب بعد از این در نوشته‌های فارسی خود، فورم «عثمان‌لی» (و در نوشته‌های تورکی کما فی السابق فورم «عوثمان‌لی») را بکار خواهم برد.

Sunday, November 10, 2019

بن بیر کوروغلویوم، داغ‌دا گزه‌ریم

بن بیر کوروغلویوم، داغ‌دا گزه‌ریم

صفا گلدین ای بویوک غازی!

بن بیر کوروغلویوم، داغ‌دا گزه‌ریم
آتیمین نالیندان چیخار دومانی
اسه‌ن روزگارلاردان خبر سئزه‌ریم
فراق‌لی سؤیله‌ریم سازلا دستانی!

ظلمت‌له‌ر ایچینده یوزه‌رکه‌ن ماضی
سن گون گیبی دوغدون ائی بویوک غازی
«کوروغلو» قولونون بودور نیازی
فرمانین تیتره‌ت‌سین دائم جهانی!

خوش گلدین ائی غازی، شاد ائتدین بیزی
یولونا تؤکولدوک هپ دیزی دیزی
مبارک آیاغین ظفرین ایزی
او ایزده بولوروز عزم و ایمانی!

آرخاندان گلیریز هپ قوشا قوشا
عهدیمیز، آندیمیز او آلتین باشا
تورک‌ون گؤز به‌به‌یی‌سین، بین‌له‌ر یاشا
شخصین‌دیر بو عصرین تک قهرمانی!

BEN BİR KOROĞLUYUM, DAĞDA GEZERİM


Sefa geldin ey büyük Gâzi!

Ben bir Koroğluyum, dağda gezerim
Atımın nalından çıkar dumanı
Esen rüzgarlardan haber sezerim
Fıraklı söylerim sazla destanı!

Zulmetler içinde yüzerken mâzi
Sen gün gibi doğdun ey büyük Gâzi
Koroğlu kulunun budur niyâzı
Fermanın titretsin dâim cihânı!

Hoş geldin ey Gâzi, şad ettin bizi
Yolunda döküldük hep dizi dizi
Mubârek ayağın zaferin izi
O izde buluruz azm u îmanı!

Arkandan geliriz hep koşa koşa
Ahdimiz andımız o altın başa
Türk’ün göz bebeyisin, binler yaşa!
Şahsındır bu asrın tek kahramanı!



آتاتورک و بخشش اموالش در نشریه‌ی کرمانشاه-سونقور تورک‌ایلی

آتاتورک و بخشش اموالش  در نشریه‌ی کرمانشاه-سونقور تورک‌ایلی

مئهران باهارلی


Wednesday, November 6, 2019

تورکی‌گویی محمدعلی شاه و دربار قاجاری او

تورکی‌گویی محمدعلی ‌شاه و دربار قاجاری او

مئهران باهارلی

سران مشروطه‌طلب افراطی مخالف محمدعلی شاه که تاریخ‌نگاری آزربایجانی آن‌ها را به عنوان شخصیت و قهرمان ملی عرضه می‌کند، مخالف زبان تورکی و فارسی‌گرا و پان‌ایرانیست بودند، در حالی که محمدعلی شاه مصرّ بر تورکی‌گویی، معلم و آجودانش شاپشال خان یک تورکولوژیست، و صمد خان شجاع‌الدوله و اقبال السلطنه ماکویی و ... همه دارای تمایلات تورک‌گرایانه و تورکی‌دوست بودند.

از مهم‌ترین و برجسته‌ترین نظامیان دوره‌ی محمدعلی شاه که به تورکی صحبت می‌کردند، سرگئی شاپشال ملقب به شاپشال خان، معلم و ژنرال آجودان محمدعلی‌ شاه قاجار است. شاپشال یک تورک قارائیم بر مذهب موسوی، متولد شهر باغچه‌سرای در شبه‌جزیره‌ی کریمه در اوکرایین، و یک تورکولوژیست بود که کتابی در باره‌ی زبان تورکی رایج در آزربایجان هم تالیف کرده است. 

Sunday, November 3, 2019

خیر ائیله، دنیزه بیراخ-بالیق بیلمه‌ز ایسه، خالق بیلیر


خیر   ائیله، دنیزه  بیراخ

بالیق   بیلمه‌ز   ایسه،   خالِق   بیلیر



Xéyr éyle, denize bırax;

Balıq bilmez ise, xâliq bilir.



Thue das Gute wirf es ins Meer; 
Weiss es der Fisch nicht; so weiss es der Herr.




Joseph Freiherr von Hammer-Purgstall. Morgenländisches Kleeblatt: bestehend aus persischen Hymnen, Arabischen Elegien, Türkischen Eklogen. Aufgelesen durch Joseph von Hammer. Mit Kupfern und Vignetten. Wien, 1819…. c. Ogusname. Das Buch des Ogus. Türkische Eklogen. S 61

محمد عاکف: شیرازی‌دیر ایچ[گیل] عافیت‌له ....

محمد عاکف: شیرازی‌دیر ایچ[گیل] عافیت‌له ....

مئهران باهارلی

١-بسیاری از نخبه‌گان فارس (تاجیک‌های غربی سابق) همیشه به تورک‌ها و سرزمین‌های تورک به دیده‌‌ی حقارت نگریسته‌اند. از دلائل این امر حاکمیت هزارساله‌ی تورکان بر ایشان، هم‌چنین پیشرفته‌گی و توسعه‌یافته‌گی نسبی سرزمین‌های تورک در مقایسه با سرزمین‌های تاجیک‌نشین - فارس‌نشین به لحاظ اقتصادی و انسانی و اجتماعی و مدنی و فرهنگی است. این عوامل به هم‌راه حس آزاردهنده‌ی خودکم‌بینی و .... باعث ایجاد درجه‌ای از واکنش منفی، عصبانیت و حسادت عمیق و مزمن در میان این نخبه‌گان حتی کل جامعه‌ی فارس‌ (تاجیک‌های غربی سابق) نسبت به تورک‌ها شده است.

در میان سرزمین‌های تورک، عوثمان‌لی و در دوران اخیر تورکیه بیش‌تر از دیگر سرزمین‌های تورک، معروض به حسیات و افکار منفی فارس‌ها (تاجیک‌های غربی سابق) بوده است. علاوه بر دلائل قبلا ذکر شده، یک دولت اوروپائی بودن امپراتوری عوثمان‌لی و نزدیکی تورکیه‌ی بعدی به جامعه‌ی اوروپایی در تشکیلاتی چون پارلمان اوروپا، ناتو و کاندیدایی عضویت در اتحادیه‌ی اوروپا ...، حس حسادت و دیگر واکنش‌های منفی موجود در میان نخبه‌گان فارس را تشدید کرده است.

۲-در طول تاریخ همیشه یک جریان مهاجرتی تورکان از شرق به سوی غرب وجود داشته است. مانند حرکت تورک‌های باستانی هون‌ و بولقار و قومان (کومان) و آوار و خرز و ... به اوروپای شرقی و مرکزی، حرکت تورکان غزنوی و اوغوزی سلجوقی و خوارزمشاهی و سپس اویغورها و تاتارها و موغول‌ها و جغتایی‌ها و ... از آسیای میانه به ایران و تورک‌ایلی و از آن‌جا به آناتولی و بالکان و تاسیس دولت‌های بی شمار در این مناطق و در راسشان دولت عوثمان‌لی توسط این تورک‌های شرقی، .... (در قرون ١٦-١٧ در دوره‌ی دولت قیزیل‌باشیه (صفوی) یک حرکت معکوس مهاجرتی جدید از غرب به شرق (تورکان قیزیل‌باش آناتولی به تورک‌ایلی و ایران) ایجاد شد).

حرکت تورکان از ایران و تورک‌ایلی به آناتولی در قرون ١٨ و ١٩ و ربع اول قرن بیستم هم بلا انقطاع و حتی به صورت افزاینده ادامه داشت. به طوری که صرفا در قرن نوزده و ربع اول قرن بیستم حدود نیم میلیون تن در جست و جوی امکانات اقتصادی و شرایط انسانی‌تر حیات و آزادی‌های سیاسی و عقیدتی و امنیت که در ایران دست نه‌یافتنی بودند، از تورک‌ایلی و ایران به قلمروی عوثمان‌لی مهاجرت کردند. بیش از ٩٠ درصد مهاجرین از ایران به عوثمان‌لی را تورک‌های تورک‌ایلی و دیگر نقاط ایران تشکیل می‌داد. ده درصد بقیه اغلب از فارس‌های فارسستان مانند اصفهان و شیراز و .... بودند که اغلب به هنگام مهاجرت و پناهنده‌گی به عوثمان‌لی، حسیات منفی خویش نسبت به تورک‌ها و عوثمانیان را هم به وطن جدید خود منتقل می‌کردند.

۳-محمد عاکف ارسوی، سراینده‌ی سرود استقلال تورکیه، روایتی کوتاه مرتبط با موضوع تحقیر عوثمان‌لی توسط فارس‌های مهاجر و پناهنده به عوثمان‌لی دارد. وی در این روایت می‌گوید دوستی شیرازی داشت که همیشه با گفتن «این خاک (عوثمان‌لی) انسان (برجسته) نه‌می‌پروراند» سر به سر او می‌گذاشت. محمد عاکف هم در جواب طعنه‌های رفیق شیرازی‌اش یک روز من باب شوخی شعری تورکی سروده و آن را بر کاغذی نوشت و مقداری تنباکو در داخل آن گذاشته به وی هدیه داد. در آن سال‌ها تجارت تنباکو در عوثمان‌لی و استانبول، تقریبا در انحصار تاجران ایرانی، مخصوصا از تورک‌ایلی قرار داشت. ترجمه‌ی فارسی شعر او چنین است: «به سلامتی این تنباکو را به‌کش، شیرازی است. اما این هم یادت باشد که امروز تنها محصول و عطیه‌ی خاکی که روزگاری سعدی‌ها را می‌پروراند این تنباکو است، ....».

Friday, November 1, 2019

سلیمان نظیف: ناصرالدّین شاه‌ین شو گوزه‌ل بیت‌له‌ری

سلیمان نظیف: ناصرالدّین شاه‌ین شو گوزه‌ل بیت‌له‌ری

....

بیزیم سلیمانیه سانجاغیمیزدا بو وقایع ولوله‌لی بیر حادثه‌یِ محلیّه گیبی حکایه اولونویور و ناصرالدّین شاه‌ین او زمانا قده‌ر ائشیتمه‌میش اولدوغوم شۇ گوزه‌ل بیت‌له‌ری ده سلیمانیه اربابِ اذعان‌ین لسان‌لاریندا سێخ سێخ دوران ائدییوردو:

ساقی‌یِ روزِ ازل تا جرعه‌ای بر خاک ریخت
تاک شد، انگور شد، مِیْ شد، نصیبِ یار شد

از مشبّک‌هایِ رنگارنگ یک پرتو فتاد
کفر و دین، دِیْرْ و حَرَمْ شد، سُبْحه شد، زُنّار شد

ناصر از ناگفتنی‌ها لب به دندان می‌گَزید
توبه کرد استغفرالله، مست بُد، هشیار شد (١)

بن بو بیت‌له‌ری پک سئومیش و ظن ائده‌ریم که بونلاری ایلک دفعه ایستانبول تورک‌له‌رینه بن گتیرمیش‌دیم.

(١)- ازل گۆنونون ساقی‌سی توپراغین اوستونه بیر شراب توْرتوسو تؤکه‌ر تؤکمه‌ز، باغ کۆتویو اولدو، اۆزوم اوْلدو، شراب اوْلدو و یارا نصیب اوْلدو.
رنگارنگ جام‌لاردان تک بیر نور دۆشدو؛ کفر ایله دین، کیلیسه ایله حَرَم اوْلدو؛ تسبیح اوْلدو، زُنّار اوْلدو.
سؤیله‌نمه‌سی لائق اولمایان شئی‌له‌رده‌ن (ناصر) دوداق‌لاری‌نی دیش‌له‌ری‌یله اێسێرێیوردو. توبه ائتدی، استغفرالله! ... سرخوش‌دو، آیێلدی.





Tuesday, October 29, 2019

اولای بودور- مساله این است- Olay budur


اولای بودور- مساله این است-  Olay budur




اولای بودور:

ایران‌دا تورک طنزی، تورک معماری‌سی، تورک موزییی، تورک قالی‌سی، تورک مینیاتورو، تورک تییاتروسو، تورک دولت‌چی‌لییی، تورک فلسفه‌سی، تورک اسلامی، تورک تصوّفو، تورک مطبوعاتی، تورک تاریخی، تورک آدلیم‌لاری، تورک لیبئرالیزمی، تورک سولو، تورک فئمینیزمی، ... گیبی قاورام‌لار اولمایینجا، بو آلان‌لاردا ایران‌دا تورک‌له‌رجه یارادیلان بوتون مدنی میراث و یاپیلان هر شئی، فارس‌لار و آوروپالی‌لارجا قولای‌لیق‌لا فارس‌لیق و ایران‌لی‌لیق‌ا مال ائدیلیر. آزه‌ربایجان‌چی‌لیغین دا ان بؤیوک ضرر و خیانتی، ایشته بورادادیر. آزه‌ربایجان فئتیشیزمی گئچه‌ن یوزاللی ایل‌ده ایران‌دا تورک طنزی، تورک معماری‌سی، تورک موزییی، تورک قالی‌سی، تورک مینیاتورو، تورک دولت‌چی‌لییی، تورک فلسفه‌سی، تورک اسلامی، تورک تصوّفو،  تورک مطبوعاتی، تورک تاریخی، تورک آدلیم‌لاری، تورک لیبئرالیزمی، تورک سولو، تورک فئمینیزمی، ... نی داناراق و بو قاورام‌لارین اولوشماسینی انگه‌ل‌له‌یه‌ره‌ک، اونلارین فارس‌لاشدیریلماسی و فارس‌لارا-ایران‌ا مال ائدیلمه‌سی‌نین یولونو آچمیش‌دیر.

Olay budur

İran’da Türk tenzi, Türk me'marisi, Türk müziyi, Türk qalısı, Türk minyatürü, Türk tiyatrosu, Türk devletçiliyi, Türk felsefesi, Türk İslamı, Türk tesevvüfü, Türk metbuatı, Türk tarixi, Türk adlımları, Türk libéralizmi, Türk solu, Türk féminizmi, …. gibi qavramlar olmayınca, bu alanlarda İran’da Türklerce yaradılan bütün medeni miras ve yapılan her şéy, Farslar ve Avropalılarca qolaylıqla Farslıq ve İranlılığa mal édilir. Azerbaycançılığın da en böyük zerer ve xiyaneti işte buradadır. Azerbaycan fétişizmi géçen yüz elli ilde İran’da Türk tenzi, Türk me'marisi, Türk müziyi, Türk qalısı, Türk minyatürü, Türk tiyatrosu, Türk devletçiliyi, Türk felsefesi, Türk İslamı, Türk tesevvüfü, Türk metbuatı, Türk tarixi, Türk adlımları, Türk libéralizmi, Türk solu, Türk féminizmi, ….  ni danaraq ve bu qavramların oluşmasını engelleyerek, onların Farslaşdırılması ve Farslara- İran’a mal édilmesinin yolunu açmışdır...

مساله این است:

در نتیجه‌ی عدم وجود مفاهیمی مانند طنز تورک، معماری تورک، موسیقی تورک، فرش تورک، مینیاتور تورک، تئاتر تورک، دولت‌مداری تورک، فلسفه‌ی تورک، اسلام تورکی، تصوف تورک، مطبوعات تورک، تاریخ تورک، مشاهیر تورک، لیبرالیسم تورک، چپ تورک، فمینیزم تورک .... در ایران؛ تمام میراث مدنی آفریده شده و هر فعالیت انجام گرفته در این عرصه‌ها توسط تورکان در ایران، به راحتی از طرف فارس‌ها و اوروپائیان به نام فارسیت و ایرانیت مصادره می‌شود. بزرگترین ضرر و خیانت آزربایجان‌گرایی هم دقیقا در همین نقطه است. فتیشیزم آزربایجانی در یک صد و پنجاه سال گذشته با انکار مفاهیمی مانند طنز تورک، معماری تورک، موسیقی تورک، فرش تورک، مینیاتور تورک، تئاتر تورک، دولت‌مداری تورک، فلسفه‌ی تورک، اسلام تورکی، تصوف تورک، مطبوعات تورک، تاریخ تورک، مشاهیر تورک، لیبرالیسم تورک، چپ تورک، فمینیزم تورک .... و جلوگیری از تشکل آن‌ها، راه فارس‌سازی و مصادره ی آن‌ها به اسم فارسی‌گری و ایرانیت را باز کرده است.