Sunday, December 31, 2017

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه؛ تورک-آفشار اورمونون بليرتگه‌سی

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه؛ تورک-آفشار اورمونون بليرتگه‌سی

مئهران باهارلی

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه

اورمیه در کتب سیاحان قدیم (به همراه خوی) «تورکستان» نامیده شده است. در تشکل مردم اورمیه طوائف و گروههای بی‌شمار تورک پیش از اسلام و بعد از اسلام، و موغول نقش داشته‌اند. از تورکان پیش از اسلام خزرها؛ از تورکان بعد از اسلام خلجها، تاتارها و جغتائیها و سولدوز و طوائف گوناگون منسوب به سلجوقیان و خوارزمشاهیان و اتابکان و جلایریان و غیره؛ از اوغوزها ییوا، ایناللی، ایگدیر، قاراقویونلو، آغ‌قویونلو و قاجارها را می‌توان نام برد. اما با دوره‌ی قیزیلباشیه (صفوی) در این شهر تورکان افشار تفوق سیاسی و جمعیتی قطعی را بدست آورده‌اند. به نحوی که امروزه، علی رغم آنکه تورکان افشار در سرتاسر تورک‌ایلی و ایران پراکنده‌اند، اورمیه بزرگترین شهر افشار در تورک‌ایلی، ایران و حتی جهان شمرده می‌شود.

در آمبلمهای زیر واقعیات فوق منعکس شده‌اند:

رنگ آبی رنگ تورکان است؛
کلمه‌ی نوشته شده به الفبای اورخون، «تورک» است؛
نماد بکار رفته به جای الف، «اونقون افشاری» و یا توتم تورکان افشار است.

Sunday, December 24, 2017

جمشید خان سوباتای‌لی افشار - مجدالسلطنه و قیصر خانیم افشار در کتاب نیکیتین

جمشید خان سوباتای‌لی افشار - مجدالسلطنه و قیصر خانیم افشار در کتاب نیکیتین

مئهران باهارلی

واسیلی بازیل نیکیتین، از دیپلومات‌ها و شرق‌شناسان روسیه‌ی تزاری، مدتی کونسول دولت متبوع خود در رشت، تبریز، اورمو (اورمیه) و ساووج‌بولاق (ساوجبلاغ - مهاباد بعدی) بود. او کتابی در این باره تالیف کرده[1] که به فارسی با نام «خاطرات و سفرنامه‌ی موسیو ب. نیکیتین قونسول سابق روس در ایران» (چاپ اول ١٣٢٦، چاپ دوم ٢٥٣٦، تهران کانون معرفت) ترجمه شده است. در این اثر بعضی مطالب مهم در باره‌ی وقایع سال‌های جنگ جهانی اول در اورمو و غرب آزربایجان، اشغال منطقه از طرف اوردوهای دولت‌های روسیه – اوروپایی و میسیونرهای صلیبی (فرانسه، بریتانیا، روسیه، ایالات متحده، ...) و دسته‌جات آسوری و ارمنی متفق آن‌ها، تاسیس قوای مسلحه‌ی مسیحی از طرف آن‌ها، و قتل عام و کشتار مردم تورک (موسوم به فاجعه‌ی قاراقیرقین و یا جیلولوق) به دست آن‌ها وجود دارد (این قسمت به سبب اهمیت موضوع، جداگانه منتشر و بررسی خواهد شد). نیکیتین در اثر خود هم‌چنین به رهبر و قهرمان ملی تورک در سال‌های جنگ جهانی اول «جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی- مجدالسلطنه» (١٨٦٤-١٩٤٠) و خانواده‌ی او، شخصیت ملی تورک «قیصر خانیم افشار»، و «قیصر خانیم قالاسی (قلعه‌ی قیصر خانم)» که در تاریخ معاصر تورک‌ایلی دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد اشاره کرده است. در زیر این بخش از کتاب نیکیتین را، پس از چند توضیح مختصر، نقل کرده‌ام. با تشکر از علیرضا نظمی افشار اورمویی جهت اطلاعات و عکس‌های ذی‌قیمتی که عرضه کرده‌اند.

>

Tuesday, December 19, 2017

مغلوبیت ملت تورک در انقلاب مشروطه‌ی ایران و خبط‌ها و خیانات انجمن آزربایجان تبریز

مغلوبیت ملت تورک در انقلاب مشروطه‌ی ایران و خبط‌ها و خیانات انجمن آزربایجان تبریز 

مئهران باهارلی

June 27, 2012 

 

İran Meşrutiyet Devriminde Türk Milletinin Yenilgisi ve Tebriz Azerbaycan Encümeninin hataları ve İhanetleri 

The Defeat of the Turkish Nation in the Constitutional Revolution of Iran, and the Mistakes and Betrayals of the Tabriz Azerbaijan Association

 

MÉHRAN BAHARLI 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

خلاصه

در اسناد «انجمن‌های آزربایجان» تبریز و تهران، کلمه‌ای در باره‌ی «ملّت تورک» و «وطن تورک» (تورک‌ایلی) نیست؛ همه جا سخن از «ملّت با حمّیت و با غیرت ایران»، «وطن عزیز ایران»، «خون ایرانی» و «غیرت و معرفت ایرانیت» و .... است. اگر امروز در قرن بیست و یکم در ایران، ملّت تورک به عنوان ملّتی بی‌زبان و بی‌دولت زنده‌گی می‌کند، در حادث شدن این وضعیت فاجعه‌آمیز، اشتباهات و خبط‌ و خیانت‌هائی که رهبران و بزرگان او در قرن گذشته مرتکب آن‌ها شده‌اند سهم بزرگی داشته‌اند. انقلاب مشروطه ایران یکی از مهم‌ترین این‌ خیانت‌ها است. انجمن‌های آزربایجان دوره‌ی مشروطیت در تهران و تبریز و نخبه‌گان و روشن‌فکرانی که سردم‌دار آن‌ها بودند، دارای مسئولیت و گناهی تاریخی در بی‌زبان و بی‌دولت کردن ملّت تورک، ایجاد سنّت خوار شمردن هویت ملّی تورک و زبان تورکی، تلقّی زبان فارسی به عنوان زبان ملّی و برتر، و طراحی و آغاز سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی تورک در تاریخ اخیر ایران می‌باشند. حرکت مشروطه‌ی ایران و رکن آن جنبش مشروطیت در تورک‌ایلی، یک «حرکت ملّی ایرانی»، یعنی یک جنبش سیاسی «ملّت ایران با زبان ملی فارسی» است، نه یک جنبش سیاسی و ملی «ملّت تورک». قهرمانان ملّی حرکت مشروطه نیز «قهرمانان ملّی ملّت ایران با زبان ملی فارسی» هستند، نه قهرمانان ملّی «ملّت تورک». حرکت مشروطه و رهبران آن (عمدتاً مانقورت‌ها و گؤزقامان‌های تورک موسوم به آزادی‌خواهان، مجاهدین و دموکرات‌های تبریزی و آزربایجانی)، باعث شدند که زبان فارسی به تنها زبان رسمی کشور تبدیل شود، زبان تورکی موقعیت رسمیت دوفاکتوی خود را از دست داده و از همه‌ی عرصه‌های دولتی، آموزشی و مطبوعاتی طرد گردد. در حالی که در آن زمان در ایران کسانی که زبان مادری‌شان فارسی بود بین ٥ تا ١٠ درصد اهالی و کسانی که زبان مادری‌شان تورکی بود بین ٤٠ تا ٥٠ درصد جمعیت ایران بود. حرکت مشروطه‌ی ایران، مخصوصاً از زاویه‌ی نتایجی که به بار آورد، تماماً بر علیه ملّت تورک و وطن تورک (تورک‌ایلی) و دیگر مناطق ملی تورک، یک حرکت غیر ملّی و ضد ملّی است. حرکت مشروطیت ایران، برای ملّت تورک و سرزمین تورک‌ایلی و دیگر مناطق ملی تورک یک موفقیت نیست، بلکه سنگین‌ترین شکست و در هم‌ شکننده‌ترین ضربه‌ای است که آن‌ها در قرون اخیر متحمل شده‌اند. تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایان که حرکت ضد تورک مشروطیت ایران را به عنوان حرکتی ملی تقدیم کرده و می‌کنند، دوچار خیانت به ملت تورک شده و می‌شوند.

Özet

Tebriz ve Tahrandaki "Azerbaycan Encümenleri"nin belgelerinde "Türk milleti" veya "Türk vatanı" (Türkili) ifadelerinden tek bir söz bile edilmiyor. Bunun yerine, sürekli olarak "ateşli ve gayretli İran milleti", " aziz İran vatanı", "İran kanı" ve "İranlı olmanın onuru ve bilgeliği"nden söz ediliyor. 21. yüzyılda İran'daki Türk milleti dilsiz ve devletsiz yaşıyorsa, bu büyük ölçüde geçen yüzyıldaki liderlerinin hatalarından, gafletlerinden ve ihanetlerinden kaynaklanmaktadır. İran Meşrutiyet Devrimi, bu ihanetlerin en önemlilerinden biri olarak öne çıkmaktadır. Meşrutiyet döneminde Tahran ve Tebriz'de faaliyet gösteren Azerbaycan Encümenleri ve onların elit ve aydın liderleri, Türk milletini vatansız bırakmaktan ve dil haklarından mahrum bırakmaktan dolayı tarihi bir sorumluluk ve suçluluğa sahiptirler. Onlar Türklerin ulusal kimliğini ve Türkçeyi aşağılama geleneğini oluşturup, Farsçayı ulusal ve üstün dil olarak yüceltmişlerdir. Ayrıca, İran'ın yakın tarihinde Türklere yönelik dilsel ve ulusal soykırımı planlayıp uygulamışlardır. İran'daki anayasa hareketi ve onun temel direği olan Türkilide Meşrutiyet Hareketi, bir "İran milli hareketi"dir. Bu siyasi hareket, "Türk milletinin" siyasi ve milli bir hareketi değildir, "ulusal dili Farsça olan" "İran milletine" aittir. Meşrutiyet hareketinin kahramanları da "Türk milletinin" milli kahramanları değil, "ulusal dili Farsça olan" "İran milletinin milli kahramanları"dır. Meşrutiyet Hareketi ve önderleri, başta Özgürlük Savaşçıları, Mücahitler, Tebrizli ve Azerbaycan Demokratları olarak bilinen Türk Mankurtlar ve Gözkamanlar, Farsçanın ülkenin tek resmi dili haline gelmesine, Türkçenin fiili resmi statüsünü kaybetmesine ve tüm devlet, eğitim ve basın alanlarından dışlanmasına neden oldular. Oysa o dönemde İran'da ana dili Farsça olanlar nüfusun yüzde 5 ila 10'unu, ana dili Türkçe olanlar ise İran nüfusunun yüzde 40 ila 50'sini oluşturuyordu. İran'daki meşrutiyet hareketi, özellikle ortaya koyduğu sonuçlar göz önüne alındığında, Türk milletine ve Türk vatanına karşı olan bir harekettir. Bu hareket, Türk milleti ve Türk vatanı için bir başarı değil, bilakis son yüzyıllardaki en büyük yenilgi ve yıkıcı darbedir. Türk karşıtı İran meşrutiyet hareketini milli bir dava olarak yanlış tanıtan ve tanıtmaya devam eden Azerbaycan tarihçiliği ile Azerbaycancılar, Türk milletine ihanet etmişlerdir ve etmeye devam etmektedirler.

Abstract

In the documents of the "Azerbaijan Associations" of Tebriz and Tehran, there is not a single mention of the "Turkish nation" or "Turkish homeland" (Turkili). Instead, there is consistent reference to the " fervent and zealous Iranian nation ", the "dear homeland of Iran", "Iranian blood", and "the honor and wisdom of being Iranian".  If in the 21st century, the Turkish nation in Iran lives without a language and state, it is largely due to the mistakes, blunders, and betrayals committed by its leaders in the past century. The Iranian Constitutional Revolution stands out as one of the most significant of these betrayals. During the constitutional period in Tehran and Tebriz, The Azerbaijan associations and their elite and intellectual leaders, bear historical responsibility and guilt for rendering the Turkish nation stateless and depriving them of their language rights. They established a tradition of degrading the national identity of the Turks and the Turkish language, while elevating the Persian language as the national and superior language. Additionally, they orchestrated and implemented the linguistic and national genocide of the Turks in Iran’s recent history. The constitutional movement in Iran and its pillar, the constitutional movement in Turkili, is an Iranian national movement. This political movement belongs to the Iranian nation, with Persian as its national language, rather than being a political and national movement of the Turkish nation. The heroes of the constitutional movement are also considered national heroes of the Iranian nation, with Persian as their national language, not national heroes of the Turkish nation. The Constitutional Movement and its leaders, primarily the Turkish Mankurts and Gözkamans, who were known as the Freedom Fighters, Mujahideen, and Tabrizi and Azerbaijani Democrats, caused the Persian language to become the sole official language of the country, the Turkish language to lose its de facto official status and be excluded from all government, educational, and press spheres. While at that time, those whose native language was Persian in Iran made up between 5 and 10 percent of the population, and those whose native language was Turkish accounted for between 40 and 50 percent of the Iranian population. The constitutional movement in Iran, especially considering the outcomes it yielded, is an antinational and unpatriotic movement against the Turkish nation and Turkish homeland. This movement is not a success for the Turkish nation and the Turkish homeland, but rather their most significant defeat and devastating blow in recent centuries. Azerbaijani historiography and Azerbaijanists who have misrepresented and continue to misrepresent the Iranian anti-Turkish constitutionalism movement as a national cause, have betrayed and continue to betray the Turkish nation.

Tuesday, December 12, 2017

از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب، مانقورتیسم تبریزی و دموکرات‌های آزربایجان: برآمدن رضاشاه

از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب، مانقورتیسم تبریزی و دموکرات‌های آزربایجان:  برآمدن رضاشاه

 

مئهران باهارلی


٭ نشریه‌ی «دروشاک» اورگان حزب داشناک، مرحله‌ی آخر انقلاب مشروطیت یعنی ساقط نمودن سلسله‌ی تورک قاجار و تاسیس سلطنت پهلوی را به این صورت تصویر می‌کرد: «انقلاب مشروطیت ایران، سقوط سلسله‌ی قاجار، پیروزی پهلوی‌ها و نبردهای ارمنیان برای آزادی، همه‌ی این حرکات ادامه‌ی جنگ دیرین ایران بر علیه توران و هرمز [اهورامزدا] بر علیه اهریمن است که نژاد آریایی بر علیه اقوام تورک و تاتار ادامه می‌دهد».

٭ همانگونه که [بالفرض] ساقط کردن امپراتوری عثمانلی و جای‌گزین کردن یک دولت یونانی توسط رهبران تورک در آناتولی یک خیانت آشکار شمرده می‌شد، ساقط کردن دولت تورک قاجار و جای‌گزین کردن دولت فارس‌محور و آریاگرا و ضد تورک پهلوی توسط رهبران تورک مشروطیت، آزادی‌خواهان و دموکرات‌های آزربایجان، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا هم، صرفا می‌تواند زائیده‌ی خیانت آشکار رهبران تورک مشروطیت و بلاهت محض پیروان تورک آ‌ن‌ها باشد.

٭ شماری از تورک‌های چپ ایرانی مانند «جوادزاده خلخالی» (پیشه‌وری بعدی) دارای تمایلات باستان‌گرایانه بودند. جوادزاده خلخالی در مجموع دیدگاه مثبتی به رضاشاه داشت. وی پس از فوت رضاشاه پیام تسلیتی در روزنامه‌ی آژیر به چاپ رسانید و در اوج جریانات حکومت ملی آزربایجان در گفتگو با مادر محمدرضاشاه، از رضاشاه به خاطر حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از تجزیه‌ی ایران تقدیر ‌کرد. سرکوب حکومت اعراب ایران و جلوگیری از تجزیه‌ی ایران، یکی از دلائل تقدیر از رضاشاه و درج پیام تسلیت برای فوت او در روزنامه‌ی آژیر از طرف پیشه‌وری بود. پیشه‌وری تا قبل از ماجرای حکومت ملی آزربایجان، از موضعی ارتجاعی مخالف «فدرالیسم زبانی و ملی در ایران» بود و به همین سبب در روزنامه‌ی آژیر که در سال‌های ١٣٢٢ تا تابستان ١٣٢٤ در تهران انتشار می‌داد با طرح مترقی سید ضیاء الدین طباطبایی «جماهیر متحد ایران» که یک فدرالیسم زبانی-قومی مانند نمونه‌ی هندوستان را برای ایران ترویج می‌کرد به شدت مخالفت می‌نمود.

٭ کمالیست‌ها و مساواتیست‌ها به صورت مدافعین رضاشاه عمل کرده‌اند. با به حاکمیت رسیدن آتاتورک و پس از فاجعه‌ی رد پیشنهاد آتاتورک برای بازپس گرداندن سلطنت قاجاریه و تاج و تخت توسط احمد شاه، «ملت تورک» بر اساس مرزهای جمهوری جدید تورکیه و یا «میثاق ملی» بازتعریف شد و در نتیجه تورک‌های ایران از دائره‌ی نفوذ سیاسی و نظامی جهموری تورکیه خارج گشتند. پس از آن هم کمالیست‌ها فریفته‌ی تبلیغات بریتانیا مبنی بر تجددخواهی رضاشاه شدند و به دفاع از رژیم رضاخانی پرداختند و با ایجاد اتحاد استراتژیک بین تورکیه و ایران (پهلوی)، به نوعی به تورک‌ستیزی و فارس‌سازی تورک‌ها توسط دولت ایران چراغ سبز نشان دادند.

٭ مساواتیست‌ها با منطق دشمن دشمن من دوست من است، به دوستی با رژیم ضد کومونیست رضاشاه درغلطیدند. منابع مساواتی آن دوره پر است از مدح و ثنای رضاشاه و سرلشکر امیرطهماسبی و .... که با شدت تمام مشغول به اجرای نسل‌کشی ملت تورک در ایران بودند. دلیل دیگر حمایت مساواتیست‌ها از رژیم جدید رضا شاه، تبعیت آن‌ها از سیاست آتاتورک در ایجاد اتحاد استراتژیک با رضاشاه-رژیم پهلوی بود.

٭ آزربایجان‌گرایانی که هنوز حرکت مشروطه که یک جنبش ملی ایرانی برای پایان دادن بر حاکمیت تورک و تاسیس دولت-ملت ایران با زبان و هویت ملی فارسی بود و ماجرای ضد تورک آزادی‌ستان که حرکت دموکرات‌های آزربایجانی-تبریزی-اردبیلی ایران‌گرا و پان‌ایرانیست برای نجات ایران بود را به عنوان حرکت‌های ملی آزربایجانی تقدیم و عکس‌های ستارخان و مخصوصا خیابانی و .... را به عنوان قهرمانان ملی ملت تورک عَلَم می‌کنند، صراحتاً منکر وجود ملت تورک و به واقع مدافع ملیت ایرانی تورک‌ها می‌شوند. نمایاندن رهبران حرکت مشروطیت و آزادی‌ستان به صورت قهرمانان ملی ملت تورک توسط آزربایجان‌گرایان، چیزی نیست به جز تحریف آگاهانه‌ی واقعیت‌ها و احمق شمردن و تلاش برای احمق‌سازی مردم تورک. تا زمانی که رهبران مشروطیت و آزادی‌ستان از سوی آزربایجان‌گرایان به عنوان قهرمانان ملی تورک تبلیغ و از سوی فعالین سیاسی تورک هم پذیرفته می‌شوند، نمی‌توان از وجود یک حرکت سیاسی آگاهانه، عقلانی و جدی برای احقاق حقوق ملی خلق تورک در ایران سخن راند.
















Saturday, December 9, 2017

حکومت موقت ملی قفقاز جنوب غربی


از تاريخ معاصرمان: حکومت موقت ملی قفقاز جنوب غربی

(١٨-ژانويه-١٩١٩ ، ١٣-آوريل-١٩١٩)

مئهران باهارلی

Monday, December 4, 2017

تئهران اليازماسي‌نين رسيمله‌ری- ديوان تورکی جهانشاه حقيقی


تئهران اليازماسي‌نين رسيمله‌ری (محمدرضا کريمی نشرينده‌ن آلينميشدير)




غزل‌له‌ر، ٦٩-٩٦


 
غزل‌له‌ر

غزل‌له‌ر، ٤٩-٦٨




غزل‌له‌ر



غزل‌له‌ر، ٢٦-٤٨




غزل‌له‌ر





غزل‌له‌ر، ١-٢٥


غزل‌له‌ر



تويوغلار، سؤزلوک- ديوان تورکی جهانشاه حقيقی

تويوغلار

دوزه‌لتمه‌له‌ر و اؤنه‌ری‌له‌ریم‌ده‌ن اؤرنه‌ک‌له‌ر: ديوان تورکی جهانشاه حقيقی

دوزه‌لتمه‌له‌ر و اؤنه‌ری‌له‌ریم‌ده‌ن اؤرنه‌ک‌له‌ر:


آشاغی‌دا حقیقی دیوانی‌نین اوریژینال متن‌له‌ری‌نده وار اولان یازیم-املاء (ناسخ)، و یا اوخویوش (مصحّح) یانلیش‌لیق‌لاری‌ندان دوزه‌لتدیک‌له‌ریم - اؤنه‌ری‌له‌ریم‌ده‌ن اؤرنه‌ک‌له‌ر سونموشام.