Tuesday, October 29, 2019

اولای بودور- مساله این است- Olay budur


اولای بودور- مساله این است-  Olay budur




اولای بودور:

ایران‌دا تورک طنزی، تورک معماری‌سی، تورک موزییی، تورک قالی‌سی، تورک مینیاتورو، تورک تییاتروسو، تورک دولت‌چی‌لییی، تورک فلسفه‌سی، تورک اسلامی، تورک تصوّفو، تورک مطبوعاتی، تورک تاریخی، تورک آدلیم‌لاری، تورک لیبئرالیزمی، تورک سولو، تورک فئمینیزمی، ... گیبی قاورام‌لار اولمایینجا، بو آلان‌لاردا ایران‌دا تورک‌له‌رجه یارادیلان بوتون مدنی میراث و یاپیلان هر شئی، فارس‌لار و آوروپالی‌لارجا قولای‌لیق‌لا فارس‌لیق و ایران‌لی‌لیق‌ا مال ائدیلیر. آزه‌ربایجان‌چی‌لیغین دا ان بؤیوک ضرر و خیانتی، ایشته بورادادیر. آزه‌ربایجان فئتیشیزمی گئچه‌ن یوزاللی ایل‌ده ایران‌دا تورک طنزی، تورک معماری‌سی، تورک موزییی، تورک قالی‌سی، تورک مینیاتورو، تورک دولت‌چی‌لییی، تورک فلسفه‌سی، تورک اسلامی، تورک تصوّفو،  تورک مطبوعاتی، تورک تاریخی، تورک آدلیم‌لاری، تورک لیبئرالیزمی، تورک سولو، تورک فئمینیزمی، ... نی داناراق و بو قاورام‌لارین اولوشماسینی انگه‌ل‌له‌یه‌ره‌ک، اونلارین فارس‌لاشدیریلماسی و فارس‌لارا-ایران‌ا مال ائدیلمه‌سی‌نین یولونو آچمیش‌دیر.

Olay budur

İran’da Türk tenzi, Türk me'marisi, Türk müziyi, Türk qalısı, Türk minyatürü, Türk tiyatrosu, Türk devletçiliyi, Türk felsefesi, Türk İslamı, Türk tesevvüfü, Türk metbuatı, Türk tarixi, Türk adlımları, Türk libéralizmi, Türk solu, Türk féminizmi, …. gibi qavramlar olmayınca, bu alanlarda İran’da Türklerce yaradılan bütün medeni miras ve yapılan her şéy, Farslar ve Avropalılarca qolaylıqla Farslıq ve İranlılığa mal édilir. Azerbaycançılığın da en böyük zerer ve xiyaneti işte buradadır. Azerbaycan fétişizmi géçen yüz elli ilde İran’da Türk tenzi, Türk me'marisi, Türk müziyi, Türk qalısı, Türk minyatürü, Türk tiyatrosu, Türk devletçiliyi, Türk felsefesi, Türk İslamı, Türk tesevvüfü, Türk metbuatı, Türk tarixi, Türk adlımları, Türk libéralizmi, Türk solu, Türk féminizmi, ….  ni danaraq ve bu qavramların oluşmasını engelleyerek, onların Farslaşdırılması ve Farslara- İran’a mal édilmesinin yolunu açmışdır...

مساله این است:

در نتیجه‌ی عدم وجود مفاهیمی مانند طنز تورک، معماری تورک، موسیقی تورک، فرش تورک، مینیاتور تورک، تئاتر تورک، دولت‌مداری تورک، فلسفه‌ی تورک، اسلام تورکی، تصوف تورک، مطبوعات تورک، تاریخ تورک، مشاهیر تورک، لیبرالیسم تورک، چپ تورک، فمینیزم تورک .... در ایران؛ تمام میراث مدنی آفریده شده و هر فعالیت انجام گرفته در این عرصه‌ها توسط تورکان در ایران، به راحتی از طرف فارس‌ها و اوروپائیان به نام فارسیت و ایرانیت مصادره می‌شود. بزرگترین ضرر و خیانت آزربایجان‌گرایی هم دقیقا در همین نقطه است. فتیشیزم آزربایجانی در یک صد و پنجاه سال گذشته با انکار مفاهیمی مانند طنز تورک، معماری تورک، موسیقی تورک، فرش تورک، مینیاتور تورک، تئاتر تورک، دولت‌مداری تورک، فلسفه‌ی تورک، اسلام تورکی، تصوف تورک، مطبوعات تورک، تاریخ تورک، مشاهیر تورک، لیبرالیسم تورک، چپ تورک، فمینیزم تورک .... و جلوگیری از تشکل آن‌ها، راه فارس‌سازی و مصادره ی آن‌ها به اسم فارسی‌گری و ایرانیت را باز کرده است.

Sunday, October 27, 2019

تحریفات و اشتباهات جواد شیخ‌الاسلامی در ترجمه‌ی کتاب خاطرات هاردینگ

تحریفات و اشتباهات جواد شیخ‌الاسلامی در ترجمه‌ی کتاب خاطرات هاردینگ

مئهران باهارلی

١-جواد شیخ الاسلامی بخش‌های مربوط به ایران از دو جلد کتاب (خاطرات یک دیپلومات انگلیسی در اوروپا -١٩٢٧ و خاطرات یک دیپلومات انگلیسی در شرق[1] -١٩٢٨) اثر سیر آرتور هنری هاردینگ وزیر مختار بریتانیا در ایران بین سال‌های ١٩٠٠-١٩٠٦[2] را به فارسی ترجمه و با نام «خاطرات سیاسی هاردینگ» منتشر کرده است.

جواد شیخ الاسلامی زنجانی (۱۳۰۰-۱۳۷۹) یک تاریخ‌نگار تورک ضد تورک و دارای گرایشات پان‌ایرانیستی و تمایلات فاشیستی بر علیه زبان و هویت تورکی بود[3]. او حتی نقشه‌ی راهی با جزئیات کامل برای نسل‌کشی زبانی تورکی در ایران، تهیه و منتشر کرده است[4].

شیخ الاسلامی در ترجمه‌ی خود، مرتکب اشتباهات چندی شده و با سائقه‌ی تورک‌ستیزی شدید تحریف‌هایی انجام داده و در مواردی مطالب مهملی را که در متن اصلی وجود ندارند سرهم‌بندی کرده و بدان افزوده است. ترجمه‌ی جواد شیخ الاسلامی بنام خاطرات سیاسی هاردینگ، همانگونه که در ادامه‌ی این نوشته نشان داده می‌شود، اثری مغلوط و ناموثق بوده، نمی‌باید به عنوان ماخذ و منبع و حتی یک ترجمه‌ی صحیح و امین بکار رود.

٢-در ترجمه‌ی کتب و متون و آثار خارجی و عربی و اوروپایی مربوط به تورکان و تاریخ و فرهنگ و تمدن تورک و ...، به فارسی که در ایران چاپ می‌شوند، به ندرت به ترجمه‌های صحیح و صادق به متن و روح اصلی اثر برخورد می‌شود. (هرچند در این مورد تعمیم و عمومی‌سازی درست نیست. به عنوان نمونه ترجمه‌ی کتاب «تاریخ موغول در ایران» برتولد اشپولر توسط دوکتور محمود میر آفتاب یک ترجمه‌ی دقیق و صحیح و در کمال مطلوب است).

بویژه مترجمین دارای تمایلات قومیت‌گرایانه‌ی فارسی در راستای تورک‌ستیزی و تورک‌هراسی، با زیر پاگذاردن اصل وفاداری و امانت‌داری، در متن اصلی دست برده و جعل و تحریفات آگاهانه اعمال می‌کنند. این منش غیر اخلاقی مخصوصا در میان مترجم‌های تورک معتقد به ایدئولوژی-دوکترین‌های آزربایجان‌گرایی و ایران‌گرایی که دارای گرایشات ضد تورکی شدید هستند هم، مانند شیخ الاسلامی و شفق و کسروی و .... مشاهده می‌شود.

وضعیت مشابهی در بازنشرهای خاطرات، مکتوبات، کتب و نشریات و دیگر متون قدیمی تورکی، توسط آزربایجان‌گرایان در ایران و مخصوصا در جمهوری آزربایجان وجود دارد. در اغلب اینگونه بازنشرها، «آزربایجانیزه» کردن متون «تورکی» اولیه یک اصل عمومی است که منجر به تحریفات و دست‌بردن‌های جزئی و کلی؛ تغییرات املائی، گرامری، زبانی (از تورکی به آزربایجانی)؛ تغییر نام‌ها (از تورک به آزربایجانی، ...)، حتی تغییر اساسی و یا سانسور و حذف بخش‌هایی از متن تورکی اصلی در بازنشرها می‌شود. مثلا اغلب بازنشرهای آثار فضولی و نسیمی و حتی معاصرینی مانند صابر و رسول‌زاده و .... توسط آزربایجان‌گرایان در ایران و جمهوری آزربایجان، دچار این دست‌بردها و تحریفات آزربایجان‌گرایانه شده‌اند، به درجه‌ای که دیگر موثق و قابل استناد و استفاده نیستند و مطلقا نباید به عنوان اثر اصلی مولف اولیه قبول شوند.

٣- ترجمه‌های فارسی منابع خارجی توسط محققین و مترجمین فارس‌گرای دارای تمایلات ضد تورک، عموماً پر از تحریف و جعلیات بوده و بی ارزشند. در این مورد چاره‌ای نیست جز بدست آوردن اصل منبع به زبان‌های خارجی از اینترنت و یا کتابخانه‌ها و ... ترجمه‌ی صحیح و امین آن‌ها را از صفر. به دلیل مشابهی، بازنشر متون و منابع و خاطرات تورکی قدیمی توسط آزربایجان‌گرایان در ایران و مخصوصا جمهوری آزربایجان هم را باید به دیده‌ی شک و تردید نگاه کرد. مگر آن که عکس و اسکن کامل و واضح تمام متن اصلی، ضمیمه‌ی بازنشر باشد. 


Friday, October 25, 2019

وزیر مختار بریتانیا در ایران: روحانیت شیعه‌ی فارس از نادر شاه متنفر بود، قاجارها را فرزندان توران و تاتارهای غاصب تلقی می‌کرد

وزیر مختار بریتانیا در ایران:

روحانیت شیعه‌ی فارس از نادر شاه متنفر بود،

قاجارها را فرزندان توران و تاتارهای غاصب تلقی می‌کرد.

ابوطالب زنجانی داناترین و آزاداندیش‌ترین روحانی شیعی در خط سلطان عبدالحمید و از طرف اتحاد اسلام کار می‌کرد.

 

مئهران باهارلی


سیر آرتور هنری هاردینگ وزیر مختار بریتانیا در ایران بین سال‌های ١٩٠٠-١٩٠٦:

-در چشم هر روحانی سنتی فارس، قاجارها–شاید نه به اندازه‌ی نادر شاه افشارِ منفور که تلاش کرده بود سنی‌ها و شیعه‌ها را دوباره متحد کند - اما باز هم به عنوان اولاد توران یا تاتاریا، ملعون و مطرود شمرده می‌شدند

-هرگونه دخالت در امور مذهبی یا دیگر مسائل روحانیت از طرف شاه قاجار که به چشم آن‌ها صرفا فرزند توران و از نسب تاتار و بنابراین از اجداد سُنّی بود، توهین به مقدسات مذهبی تلقی می‌شد

-شیخ محمد ابوطالب زنجانی، قابل‌ترینِ موللاهای ایرانی و مردی با اطلاعات بسیار وسیع مذهبی و سیاسی، بسیار کوشیده بود با طرح پیش‌نهادات و دادن امتیازاتی، یک پلاتفورم مشترک فقهی پیدا کند که بر آن مبنا شیعه و سنی به‌توانند مسئولانه گردهم آمده با هم کار کنند.

-شیخ محمد ابوطالب زنجانی آزاداندیش‌ترین روحانی شیعی ایرانی که در تهران برخورد کردم، در خط سلطان عبدالحمید و از طرف اتحاد اسلام کار می‌کرد. زیرا متوجه شده بود وجود شاهدی آشکار از هم‌بسته‌گی مسلمانان، قدرت و نفوذ منافع آن‌ها در سراسر جهان متمدن را تقویت خواهد کرد.

-به موازات پیش‌روی به شمال غرب ایران، رعایا به جز لهجه‌ای از تورکی، خیلی کم فارسی می‌دانند و یا اصلا هیچ نه‌می‌دانند

جورج پرسی چرچیل منشی دفتر شرقی هئیت نماینده‌گی انگلیس  در تهران:

-ابوطالب زنجانی از روحانیون منورالفکر ایرانی و یکی از مجتهدین بلندپایه‌ی تهران، مامور خفیه‌‌ی سلطان عوثمان‌لی و از طرف‌داران تبلیغ «اتحاد اسلام» است.

-سیدابوطالب نسبت به اختلافات موجود بین سنی و شیعه تعصبی از خود نشان نه‌می‌دهد و حتی کوشیده است که بین شیعیان و سنیان ساکن مکه و سایر سرزمین‌های عربی، آشتی و اتحاد برقرار سازد.

نوت: این نوشته شامل سه بخش «تثبیتات»، «اقتباساتی از کتاب هاردینگ» و «تحریفات و اشتباهات دوکتور جواد شیخ‌الاسلامی مترجم فارسی کتاب» است.




Tuesday, October 22, 2019

با تورک ستیزه مکُن ای میرِ بیانه!

تقدیم به بوالهوسانی که عمر گرانمایه را با آرزوی تغییر هویت ملی تورک به آزری و آزربایجانی و ... هدر می‌کنند:

با تورک ستیزه مکُن ای میرِ بیانه!
چالاکی و مردانه‌گی‌یِ تورک عیان است
گر زود نیایی و نصیحت نه‌کُنی گوش
آن را که عیان است، چه حاجت به بیان است!

سلطان ظهیرالدّین محمّد بابور میرزا




Wednesday, October 16, 2019

شیخ الرئیس قاجار تبریزی: شعر اتحاد اسلام و وحدت کلمه‌ی دینیه، در ستایش خلیفه‌ی اعظم، سلطان معظم مَحْمَتْ رشات عثمانی

شیخ الرئیس قاجار تبریزی: شعر اتحاد اسلام و وحدت کلمه‌ی دینیه، در ستایش خلیفه‌ی اعظم، سلطان معظم مَحْمَتْ رشات عثمانی

مئهران باهارلی

در این نوشته شعری از شیخ الرئیس قاجار تبریزی در ستایش خلیفه‌ی مسلمین، سلطان عثمانی محمد خامس (پنجم) رشاد را به نقل از روزنامه‌ی تصفیر افکار چاپ استانبول آورده‌ام. در این شعر هم شیخ الرئیس قاجار تبریزی، مانند اغلب آثارش، اعتقادات و اندیشه‌های خود در سه عرصه‌ی اتحاد اسلام، خلیفه‌ی عموم مسلمانان بودن سلطان عثمانی و ضرورت اتحاد و یگانه‌گی دو دولت عثمانی و قاجاری را بر زبان آورده است.

١-در عرصه‌ی اعتقادی شیخ الرئیس قاجار تبریزی در این شعر اصول دین را مانند اهل سنت چهار دانسته است (اصول دین از نظر اهل سنت توحید، نبوت، مبداء و معاد؛ از نظر شیعه‌ی امامی توحید، نبوت و معاد است). بنا به او چهار خلیفه، حق هستند. متولی دین اسلام و مقام اولی الامر مسلمین، سلطان است (نه روحانیت و یا امام معصوم). مشروعیت سلطان به عدل‌گستری است (و نه وابسته‌گی نسبی-خونی به امامان و ...). اطاعت از سلطان، واجب دینی و نص قرآن است. این اعتقادات علنا بر خلاف اعتقادات شیعه‌ی امامی فارسی-عربی و همان‌هایی است که شاه اسماعیل دوم[1] و بعد از او نادرشاه افشار به عنوان مذهب جعفری از اهل سنت مدافع آن بودند. با این وصف، شیخ الرئیس با دفاع از این اعتقادات، دانسته و یا نادانسته خروج خود از شیعه‌ی امامی و پذیرش مذهب جعفری-نادری[2] را اعلام کرده است.

٢-به لحاظ سیاسی، شیخ الرئیس قاجار تبریزی، سلطان عثمانی محمد خامس رشاد را که در آن مقطع مقام خلافت مسلمین را دارا بود، با تشبیه وی به اصل پنجم اصول دین که قبلا چهار بود ستوده است. بنا به وی سیاست اتحاد اسلام سلطان محمد رشاد با ایجاد اتفاق و وحدت بین مسلمین به شرع روحی دوباره دمیده و دیگر سیاست‌های ترقی‌خواهانه‌ی او به مملکتش نظام و سامان بخشیده است. شیخ الرئیس قاجار تبریزی، استقبال سلطان محمد رشاد عثمانی از به تخت سلطنت نشستن احمدشاه قاجار و حمایتش از شاه جوان، و اعطای نشان خاندان آل عثمانی به احمدشاه قاجار در مراسم تاجگذاری او را، موید صداقت و صمیمیت و جدیت سلطان عثمانی در سیاست اتحاد اسلام می‌داند که به اهل ایران امیدواری داده است. 

Tuesday, October 15, 2019

تبریزلی شیخ رمزی بابا افه‌ندی: رازِ درون‌و سؤیله‌ردیم

تبریزلی شیخ رمزی بابا افه‌ندی: رازِ درون‌و سؤیله‌ردیم

مئهران باهارلی

متوفّی مردِ غریب [احمد] شُعَیْب افه‌ندی‌‌نین بیر بیتی‌‌دیر:

حادثاتِ زمان امان وئرمه‌ز
یوْخسا دردِ درونو سؤیله‌ردیم

شو بیته نظیره اولاراق، شعرایِ ایرانیه‌ده‌ن رشادت‌لی [تبریزلی] شیخ رمزی افه‌ندی حضرت‌له‌ری‌نین‌دیر:

تبریزلی شیخ رمزی بابا افه‌ندی
(؟-تبریز، ١٨٨٨ ایستانبول)

رازِ درون‌و سؤیله‌ردیم

اَمْرِ رَبّی اگر وئره‌یدی جواز
سرّ لا يَعْلَمُون‌و سؤیله‌ردیم
واوِ وحدت گر اوْلماسایدی حجاب
علّتِ کاف و نون‌و سؤیله‌ردیم
زاهدی گؤرسه‌م ایدی میکده‌ده
اَفْلَحَ الْمُؤمِنُون‌و سؤیله‌ردیم
قوْرخماسایدیم فقیهِ مدرسه‌ده‌ن
شرحِ لَا يَفْقَهُون‌و سؤیله‌ردیم
واعظین توُتسام ایدی ناصیه‌سین
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُون‌و سؤیله‌ردیم
دردینه صوفی ایسته‌سه‌یدی دوا
آتشِ آب‌گونو سؤیله‌ردیم
شیخِ دارالفنون‌و گؤرسه‌یدیم
اَلْجُنُونُ فُنُونٌ‌و سؤیله‌ردیم
شهرده بوُلسام ایدی اهلِ شعور
اوْنا درسِ جنون‌و سؤیله‌ردیم
چنگ‌ی ساز ائیله‌سه‌یدی مطربِ عشق
نغمه‌یِ ارغنون‌و سؤیله‌ردیم
محرمِ راز اوْلایدی «رمزی» اگر
اوْنا رازِ درون‌و سؤیله‌ردیم

Müteveffâ merd-i garip, [Ahmet] Şuayp Efendi’nin bir beyitidir:


Hâdisât-i zaman aman vermez

Yoksa derd-i derûnu söylerdim ...


Şu beyite nazîre olarak, şuarâ-yi İrâniye’den reşadetli Tebrizli Şeyh Remzi Efendi hazretlerinindir:


Tebrizli Şeyh Remzi Baba Efendi

(Tebriz?– İstanbul 1888)


RÂZ-İ DERÛN’U SÖYLERDİM


Emr-i Rabbî eğer vereydi cevaz

Sırr-ı lâ ya’lemûn’u söylerdim

Vâv-i vahdet ger olmasaydı hicap

İllet-i kâf ü nûn’u söylerdim

Zâhidi görsem idi meykedede

Eflehal mu'minûn’u söylerdim

Korkmasaydım fakîh-i medreseden

Şerh-i lâ yüfkahûn’u söylerdim

Vâizin tutsam idi nâsiyesin

Ya’rif ül mücrimûn’u söylerdim

Derdine Sûfi isteseydi devâ

Ateş-i âbgûn’u söylerdim

Şeyh-i Dâr-ül Fünûn’u görseydim

El-cünûnü fünûn’u söylerdim

Şehride bulsam idi ehl-i şuûr

Ona ders-i cünûn’ü söylerdim

Çengi sâz eyleseydi mütrib-i aşk

Nağme-yi arganûn’u söylerdim

Mahrem-i râz olaydı Remzi eğer

Ona râz-i derûn’u söylerdim


آبگون: سولو، پارلاق
آتشِ آبگون: چاخیر
افلح المومنون: اینانانلار قورتولدولار
أَمْرِ رَبِّی: تانریمین بویروغو
الجنون فنون: .دلی‌لییین چئشیت‌له‌ری واردیر
کاف و نون: عربجه کُنْ، تانری‌نین وار اوْل!، بۇلۇن! بویروغو
لایعلمون: بیلمیرله‌ر
لایفقهون: آنلامیرلار
ناصیه:‌ آلین، کاکیل
یعرف المجرمون: سوچ‌لولار تانینیرلار



Sunday, October 13, 2019

گؤنول‌له‌‌ر سیزینله، قیلیج‌لار سیزه قارشی

گؤنول‌له‌‌ر سیزینله، قیلیج‌لار سیزه قارشی

امام حسین افه‌‌ندیمیز بیر گون شاعرِ مشهور فرزدق‌ه تصادف ائده‌ر. احوالِ ناس‌دان سوال بویورور. فرزدق شو جوابی عرض ائیله‌ر: «گؤنول‌له‌ر سیزینله بیرلیک‌ده، فقط قیلیج‌لار علیهینیزده! نصرت ایسه سمادا!»

Gönüller sizinle, kılıçlar size karşı

İmam Hüseyin efendimiz bir gün şâir-i meşhûr Ferzedek’e tesâdüf eder. Ahvâl-i nâsdan sual buyurur. Ferzedek şu cevabı arz eyler: “Gönüller sizinle birlikte, fakat kılıçlar aleyhinizde! Nüsret ise semâda!”




Saturday, October 12, 2019

پروژه‌ی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین

پروژه‌ی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین

مشکل اقلاً ما، فدرالیسم در سوریه نیست. کوردها اصولاً و به لحاظ تئوریک محقند که بر اراضی کوردنشین در سوریه و عراق و ایران، حتی تورکیه دولت فدرال خود را تاسیس کنند. مشکل فعلی، تلاش برای ایجاد دولت کوردستان بر اراضی غیر کوردنشین، آن هم به زور سلاح و با حمایت دول استعمارگر غربی است. این قسمت است که در یک صد سال اخیر از طرف غربیان مصراً پیگیری می‌شود و شدیداً بار و سائقه و خصلت ضد تورکی، امپریالیستی و کولونیالیستی حتی ضد مسلمان دارد و بی ربط به فدرالیسم و ... است.

دولت‌های غربی مصمم هستند دولت کوردستان بزرگ را که بخش بزرگی از آن بر سرزمین‌های تورک‌نشین و عرب‌نشین خواهد بود تاسیس کنند. پروژه‌ی ایجاد دولت-ملت کوردستان، پنجمین پروژه‌ی دولت‌-ملت‌سازی غربیان در منطقه‌ی ما در دو قرن گذشته است که همواره با اشغال و الحاق سرزمین‌های تورک‌نشین همراه بوده است:

-نخست پروژه‌ی ضد تورک دولت-ملت ایران-فارسی با ساقط کردن قاجارها که کاملاً موفق شد

-دوم پروژه‌ی ایجاد آسورستان که در سایه‌ی مداخله‌ی اوردوی عوثمان‌لی ناکام ماند

-سوم پروژه‌ی تاسیس دولت ارمنستان بزرگ که پروژه‌ای نیمه‌موفق بود، چون که به سبب مداخله‌ی عوثمان‌لی نه‌توانست آناتولی شرقی و شمال غربی ایران را آن گونه که وعده داده شده بود به دولت تازه تاسیس ارمنستان در قفقاز ملحق کند

-چهارم پروژه‌ی دولت-ملت یهودی اسرائیل که در ذات خود پروژه‌ای ضد تورک نه‌بود و نیست، اما از آن‌جائی ‌که در سرزمین‌های مسلمان منطقه و با حمایت غربیان تاسیس گشت در اینجا ذکر شد

-پنجم، پروژه‌ی تاسیس دولت-ملت کوردستان که به سبب اشغال سرزمین‌های تورک‌نشین (و عرب‌نشین) در ایران، تورکیه، سوریه و عراق و ادعای ارضی بر آن‌ها، یک پروژه‌ی ضد تورک است....

اکنون ٩٩ درصد مراکز سیاسی غرب حامی کوردها مخصوصاً گروه‌های مسلح آن‌ها هستند و علناً این گروه‌های مسلح را متفق خود می‌نامند. سیاست‌های غلط اردوغان در دو دهه‌ی اخیر باعث شد که نوعی سینرژی و هم‌سویی و هم‌گرایی گسترده و اتحاد قوا و عمل بین عناصر ضد تورک غربی، مراکز مسیحی افراطی، موسویان افراطی، راست‌گرایان افراطی، چپ‌گرایان افراطی، نژادپرستان سفید و نئونازیست‌ها ... به علاوه‌ی طیف‌های گوناگون مساله‌دار با تورک‌ها اعم از ارمنی و یونانی‌ و فارس و روم و آسوری‌ و کورد و مانقورت‌ها (تورک‌های چپ ایرانی، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست، آزربایجان‌گرایان استالینیست)، (و در تورکیه کمالیست‌ها، اولوسال‌جی‌ها، علوی‌ها، گولن‌چی‌ها، ....) به‌وجود بیاید. و این بسیار خطرناک است. زیرا هر وقت این‌گونه سینرژی و هم‌سویی و هم‌گرایی گسترده و اتحاد قوا و عمل بین دشمنان رنگارنگ و متعدد تورک ایجاد شده، منجر به متلاشی گشتن یک دولت تورک (قاجار با مشروطیت، عوثمان‌لی در جنگ جهانی اول، ...) شده است.

به همین دلیل ضروری است که تورکیه به سرعت در سیاست‌های نادرست خود بازنگری اساسی کرده، هم‌گرایی فوق العاده خطرناک مذکور بین بازی‌گرایان متعدد جهانی و منطقه‌ای ضد تورک را از هم فرو به‌پاشد. از جمله با بازگشت سریع به نورم‌های سکولاریسم واقعی، دولت‌مداری دموکراتیک و لیبرال، تَرکِ اسلام‌گرایی سیاسی - سنّی‌گرایی فرقه‌ای - امّت‌گرایی اوتوپیک در سیاست‌های داخلی و خارجی، تَرکِ دشمنی بی معنی و هم‌زمان با غرب و اتحادیه‌ی اوروپا و آمریکا و اسرائیل و دشمن تراشی‌های جدید ....


ایجاد حاکمیت کوردی در سرزمینهای غیر کوردی، اشغال است
ما و چند کج‌روی در حرکت ملی کورد
پروژه‌ی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین

Friday, October 11, 2019

سید محمد توفیق به‌ی همدانی:میتینگ میدان سلطان احمد تورک‌های ایرانی، اعلام پیوستن به جهاد سلطان عوثمان‌لی، و اعتراض به به دار آویختن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) توسط روس‌ها

سید محمد توفیق به‌ی همدانی 

میتینگ میدان سلطان احمد تورک‌های ایرانی، اعلام پیوستن به جهاد سلطان عوثمان‌لی، و اعتراض به به دار آویختن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) توسط روس‌ها 

مئهران باهارلی 

İranlı Türklerin Sultanahmet Meydanı mitingi, Osmanlı Sultanının cihat çağrısına katıldıklarını ilan etmeleri, ve Ruslar tarafından Urmu'da (Urmiye) yüz on bir Türkün idam edilmesini protesto etmeleri. 

The rally of Iranian Turks in Sultanahmet Square, declaration of their participation in the Ottoman Sultan's call for jihad, and protest of the execution of one hundred and eleven Turks in Urmia by the Russians. 

Méhran Baharlı

خلاصه:

در این نوشته برای نخستین بار مقاله‌ای تورکی از سید محمد توفیق به‌ی همدانی، از رهبران ملی تورک در ربع اول قرن بیستم چاپ شده در نشریه‌ی سبیل الرشاد استانبول- ٣ دسامبر ١٩١٤ را به دو الفبای عربی و لاتینی داده‌ام. موضوع این مقاله، استقبال دنیای اسلام از اعلان جهاد خلیفه‌ی مسلمین سلطان عوثمان‌لی در ٢٩ اوکتوبر ١٩١٤ بر علیه «ائتلاف مثلّث» دولت‌های امپریالیستی – صلیبی روسیه، بریتانیا و فرانسه است. توفیق به‌ی همدانی می‌گوید نخستین پاسخ مثبت جهان اسلام به اعلان جهاد توسط سلطان عوثمان‌لی بر علیه ائتلاف مثلث، از جامعه‌ی ایرانی مقیم عوثمان‌لی آمد. آن‌ها تنها دو روز پس از صدور اعلان جهاد، میتینگی باشکوه در میدان سلطان احمد استانبول برگزار کردند، در آن پیوستن خود به جهاد مقدس سلطان عوثمان‌لی را بیان، و سیاست‌ها و اهداف و مظالم دولت‌های بریتانیا و روسیه و فرانسه در ایران و جهان اسلام را محکوم نمودند. در آن دوره بیش از ٩٠ درصد جامعه‌ی ایرانیان مقیم عوثمان‌لی و استانبول را تورک‌ها از تورک‌ایلی و دیگر نقاط ایران، و اکثریت مطلق تورک‌های اهل تورک‌ایلی را هم تورک‌های اهل منطقه‌ی آزربایجان تشکیل می‌داد. برگزارکننده‌گان میتینگ میدان سلطان احمد استانبول با صدور یک اعتراض‌نامه به به دار آویخته شدن یک صد و یازده تن تورک در اورمو (اورمیه) شامل حاجیان روستای بالاو  توسط روس‌ها اعتراض و نسخه‌هایی از این اعترض‌نامه را به باب عالی - دربار عوثمان‌لی، سفارت‌خانه‌های خارجی در استانبول، مقامات دینی شیعی مقیم در عتبات عالیات عراق، هئیت وزاری ایران و روسای طوائف ایرانی ارسال کردند. آن‌ها هم‌چنین تلگرام‌های متعددی به مقامات دینی شیعی مقیم در عتبات عالیات عراق، هئیت وزاری ایران و روسای طوائف ایرانی در ضرورت پیوستن‌شان به امر جهاد اعلام شده توسط خلیفه‌ی مسلمین و سلطان عوثمان‌لی ارسال نمودند. توفیق به‌ی همدانی در مقاله اومید و عقیده‌ی خود دائر به متابعت جهان اسلام از امر جهاد سلطان عوثمان‌لی و قیام آفریقای مسلمان، دنیای عرب (فاس، جزایر، تونس، مصر، سودان، عراق، سوریه، ...)، قفقاز و تورکستان و جنوب روسیه و شبه جزیره‌ی هندوستان و افغانستان و پنجاب و بلوچستان بر علیه ائتلاف مثلث را بیان می‌کند. او متابعت از جهاد سلطان عوثمان‌لی را فرض عینی بر هر مسلمان، اعم از شیعی و سنی و وهابی، یک واجب دینی در ردیف نماز و روزه، و یک وظیفه‌ی انسانی می‌شمارد. او منافقانی مانند آقاخان و کسانی که در این جهاد شرکت نه‌می‌کنند را افرادی ذلیل و فاقد شرف، و خاسر در دار عقبی می‌نامد. توفیق به‌ی همدانی در مقاله‌ی خود از اعلام بی طرفی دولت مشروطه‌ی ایران انتقاد می‌کند. دولت مشروطه‌ی ایران که بعد از اشغال تهران در ژوئیه ۱٩٠٩ توسط مشروطه‌طلبان انگلیسی و خلع محمدعلی شاه قاجار تاسیس شد یک دولت پان‌ایرانیست بود و سیاست‌های ضد تورک و ضد عوثمان‌لی امپریالیسم بریتانیا را تعقیب می‌کرد. توفیق به‌ی همدانی می‌گوید علی رغم این؛ مجاهدین، طوائف و رهبران دینی ایرانی به جهاد مقدس سلطان عوثمان‌لی پاسخ مثبت داده و عملاً هم در آن شرکت کرده‌اند. وی می‌گوید دولت مشروطه‌ی ایران مجبور است که دیر یا زود به افکار عمومی مردم خود گوش فرا داده، به این جهاد پیوسته و با تمام وجود در صف عوثمان‌لی بر علیه ائتلاف مثلث به نبرد آغاز کند.

Özet

Bu makalede, 20. yüzyılın ilk çeyreğinde Türk milletinin önde gelen isimlerinden Hemedanlı Seyid Mehmed Tevfik Bey'nin 3 Aralık 1914 tarihinde İstanbul'da Sebîl el-Reşâd dergisinde yayımlanan Türkçe makalesini hem Arap alfabesiyle hem de Latin alfabesiyle sunacağım. Makalenin konusu, 29 Ekim 1914 tarihinde Osmanlı Sultanı tarafından Rusya, İngiltere ve Fransa'nın oluşturduğu emperyalist-haçlı "Üçlü İttifak"a karşı ilan edilen cihat çağrısının İslam dünyasındaki yankılarıdır. Hemedanlı Tevfik Bey, Osmanlı Sultanı'nın Üçlü İttifak'a karşı ilan ettiği cihat çağrısına İslam dünyasından gelen ilk olumlu tepkinin, Osmanlı topraklarında yaşayan İranlı topluluktan geldiğini söylüyor. Onlar Cihad ilanından sadece iki gün sonra, İstanbul'daki Sultanahmet Meydanı'nda büyük bir miting düzenlediler ve burada Osmanlı Sultanı'nın kutsal cihadına katıldıklarını ifade ettiler; ayrıca İngiliz, Rus ve Fransız hükümetlerinin İran'daki ve İslam dünyasındaki politikalarını, hedeflerini ve zulümlerini kınadılar. O dönemde Osmanlı İmparatorluğu'nda ve İstanbul'da yaşayan İranlı topluluğun yüzde 90'ından fazlası Türkili ve İran'ın diğer bölgelerinden gelen Türklerden oluşuyordu ve Türkili Türklerinin büyük çoğunluğu da Azerbaycan bölgesinden gelen Türklerdi. İstanbul'daki Sultanahmet Meydanı'nda düzenlenen bu mitingde, Ruslar tarafından Urmu'da (Urmiye) aralarında Balav ve Kötalan Türk köylerinden hacıların da bulunduğu yüz on bir Türk'ün idam edilmesini potest ettiler ve bir itiraz bildirisi yayınladılar. Bu belgenin kopyaları Bâb-i Âlî Osmanlı sarayına, İstanbul'daki yabancı elçiliklere, İraktaki Şii kutsal mekanlarda ikamet eden din görevlilerine, İran kabinesine ve İran aşiretlerinin liderlerine gönderildi. Toplantının organizatörleri, ayrıca İraktaki kutsal mekanlarda ikamet eden Şii din adamlarına, İran hükümetine ve İran aşiretlerinin liderlerine çok sayıda telgraf göndererek onları Müsülmanların Halifesi olan Osmanlı Sultanının îlan ettiyi cihada katılmaya çağırdılar. Hemedanlı Tevfik Bey, makalesinde, İslam dünyasının Osmanlı Sultanı'nın cihat çağrısına uymasına ve Müslüman Afrika, Arap dünyası (Fas, Cezâir, Tunus, Mısır, Sudan, Irak, Suriye, ...), Kafkasya ve Türkistan, Güney Rusya, Hint alt kıtası, Afganistan, Pencap ve Belucistan'ın üçlü koalisyona karşı ayaklanmasına dair umudunu ve inancını dile getiriyor. O, Osmanlı Sultanının cihatına katılmayı, Şii, Sünni veya Vehhabi olsun, her Müslüman için nesnel bir yükümlülük, namaz ve oruçla eşdeğer bir dini görev ve insani bir sorumluluk olarak görmektedir. Aga Han gibi münafıkları ve bu cihada katılmayanları alçak, şerefsiz ve ahirette kaybedenler olarak nitelendirmektedir. Hemedanlı Tevfik Bey makalesinde, İran Meşrute Hükümeti'nin tarafsızlık ilanını eleştirmektedir. Temmuz 1909'da İngiliz yanlısı Meşruteçilerin Tahran'ı işgal etmesi ve Muhammed Ali Şah'ın devrilmesinin ardından kurulan İran Meşrute Hükümeti, pan-İranist bir devlet olup, İngiliz emperyalizminin Türk karşıtı ve Osmanlı karşıtı politikalarını izlemiştir. Hemedanlı Tevfik Bey'e göre bu gerçeye rağmen, İranlı mücahitler, aşiretler ve dini liderler Osmanlı Sultanı'nın kutsal cihat çağrısına olumlu yanıt vermiş ve fiilen bu cihada katılmışlardır. Hemedanlı Tevfik Bey, İran'ın Meşrute hükümetinin er ya da geç halkının kamuoyuna kulak vermek zorunda kalacağını, bu cihada katılacağını ve tüm gücüyle Osmanlı'nın yanında Üçlü İttifak'a karşı savaşacağını söylüyor.

Abstract

In this article, I will present a Turkish article written by Seyid Mehmed Tevfik Bey of Hamadan, one of the prominent figures of the Turkish nation in the first quarter of the 20th century. The article was published in the Sebîl el-Reşâd magazine in Istanbul on December 3, 1914, in both Arabic and Latin alphabets. The the article discusses the impact in the Islamic world of the Ottoman Sultan’s declaration of jihad on October 29, 1914, against the imperialist-crusader alliance known as the "Triple Entente", comprising Russia, Great Britain, and France. Tevfik Bey of Hamadan stated that the first positive response from the Islamic world to the Ottoman Sultan's call for jihad against the Triple Entente came from the community of Iranian Turks living in Ottoman territories. Just two days after the declaration of Jihad, they organized a large rally in Sultanahmet Square in Istanbul. There they expressed their support for the holy jihad declared by the Ottoman Sultan and condemned the policies, objectives, and atrocities of the British, Russian, and French governments in Iran and the Islamic world. At that time, more than 90 percent of the Iranian community living in the Ottoman Empire and Istanbul consisted of Turks from Turkili and other regions of Iran. The vast majority of the Turks from Turkili were from the Azerbaijan region. At the rally held in Sultanahmet Square in Istanbul, attendees protested the execution of one hundred and eleven Turks by the Russians in Urmia. These Turks were respected merchants from the Turkish villages of Balav and Kötalan. A protest statement was issued and copies of this document were sent to the Sublime Porte Ottoman palace, foreign embassies in Istanbul, religious leaders residing in the Shiite holy sites in Iraq, the Iranian cabinet, and the leaders of Iranian tribes. The organizers of the meeting also sent numerous telegrams to Shiite clerics residing in holy places in Iraq, as well as to ​​the Iranian government, and leaders of Iranian tribes, urging them to participate in the jihad declared by the Ottoman Sultan, as the Caliph of the Muslims. In his article, Tevfik Bey of Hamadan expresses his belief that the Islamic world would heed the Ottoman Sultan's call for jihad. He hopes that Muslim Africa, the Arab world (including Morocco, Algeria, Tunisia, Egypt, Sudan, Iraq, Syria, etc.), the Caucasus, Turkestan, Southern Russia, the Indian subcontinent, Afghanistan, Punjab, and Balochistan would rise up against the Triple Entente. He believes that participating in the Ottoman Sultan's jihad is a mandatory duty for all Muslims, regardless of their sect and being Shia, Sunni, or Wahhabi. He views it as a religious obligation on par with prayer and fasting, as well as a humanitarian responsibility. He condemns hypocrites like Aga Khan and those who refuse to join the jihad as despicable, dishonorable, and doomed to damnation in the afterlife. In his article, Tevfik Bey of Hamadan criticizes the Iranian Constitutional Government's decision to remain neutral. After the occupation of Tehran by pro-British Constitutionalists in July 1909 and the overthrow of Mohammad Ali Shah, the Iranian Constitutional Government that was established became a pan-Iranist state. It followed the anti-Turkish and anti-Ottoman policies of British imperialism.  According to Tevfik Bey of Hamadan, despite this reality, Iranian mujahideen, tribes, and religious leaders responded positively to the Ottoman Sultan's call for a holy jihad and actively participated in it. Tevfik Bey of Hamadan states that the Iranian Constitutional government would sooner or later have to heed the public opinion of its people, join this jihad, and fight alongside the Ottomans against the Triple Entente with all their might.