مصالحهنامهی تورکی که به دستور نادر شاه افشار نوشته شد
مهران باهارلی
خلاصه
بنا به کتاب رستم التواریخ نادر شاه پس از آن که یک تومار تورکی از سلطان عوثمانلی دریافت کرد، یک مجلس مشورتی از مقامات و بزرگان دولت خود ترتیب داد تا در مورد نحوهی جواب به آن تومار تصمیم بهگیرند. پس از پایان کار مجلس مشورتی نادر شاه دستور داد که یک صلحنامه به زبان تورکی بلیغ و فصیح به عنوان پاسخ در شکل تومار تهیه شود. این تومار تورکی که توسط دبیران و منشیان افشاری و عوثمانلی نوشته شد، دارای ابعادی بسیار بزرگ بود. پس از نگارش تومار تورکی، متن آن برای حاضرین مجلس مشورتی خوانده شد و مورد تحسین و پسند آنها قرار گرفت. سپس تومار تورکی را پیچیده و در یک قاب طلائی تزیین داده شده با جواهرات درخشان قرار دادند. قاب مذکور را هم در یک جعبهی طلائی پر از جواهرات براق گذاشته و به عنوان پیشکش به نمایندهگان سلطان عوثمانلی تقدیم کردند. دستور نادر شاه افشار به نوشتن این صلحنامه به زبان تورکی، نشانگر رسمی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در دولت افشار، و علاقهی شخصی او به زبان تورکی است.
Özet
Rüstem el-Tevârîh adlı esere göre, Nadir Şah Afşar, Osmanlı Sultanı'ndan Türkçe kaleme alınmış resmi bir tomar aldıktan sonra, uygun bir yanıtı belirlemek amacıyla devlet yetkilileri ve ileri gelenlerden oluşan bir istişare meclisi topladı. Meclis toplantısının ardından Nadir Şah, tomar biçiminde ve resmi yanıt işlevi görecek, akıcı ve duru bir Türkçe ile kaleme alınmış bir barış antlaşması taslağının hazırlanması fermanını verdi. Afşar ve Osmanlı kâtipleri ile yazmanları tarafından kaleme alınan bu Türkçe tomar, muazzam boyutlardaydı. Tamamlanmasının ardından metni, onu övgü ve onayla karşılayan istişare meclisi üyelerinin huzurunda yüksek sesle okundu; ardından tomar rulo haline getirilip göz alıcı mücevherlerle bezeli altın bir kaba yerleştirildi. Söz konusu belgeyi, pırıl pırıl mücevherlerle dolu altın bir kutuya yerleştirip Osmanlı Sultanı'nın temsilcilerine hediye olarak sundular. Nadir Şah Avşar'ın bu barış antlaşmasının Türkçe kaleme alınması yönündeki fermanı, hem Afşar Devleti bünyesinde Türkçenin fiili resmi statüsünü hem de kendisinin Türkçeye duyduğu kişisel ilgiyi ortaya koymaktadır.
Abstract
According to the book Rostam al-Tavarikh, after Nader Shah received a formal scroll written in the Turkish language from the Ottoman Sultan, he convened a consultative assembly of state officials and dignitaries to determine an appropriate response. Following the conclusion of the assembly, Nader Shah ordered the preparation of a peace treaty, drafted in eloquent and refined Turkish, to serve as the official reply in the form of a formal scroll. This Turkish scroll, penned by Afsharid and Ottoman scribes and secretaries, was of immense dimensions. Once it had been completed, its text was read aloud before the members of the consultative assembly, who received it with praise and approval. The Turkish scroll was then rolled up and placed within a golden case adorned with brilliant jewels. They placed the aforementioned case in a gold casket filled with glittering jewels and presented it as a gift to the representatives of the Ottoman Sultan. Nader Shah Afshar’s order to have this peace treaty drafted in the Turkish language demonstrates the de facto official status of Turkish within the Afshar state, as well as his personal affinity for the Turkish language.
در کتاب رستم التواریخ[1] تالیف محمد هاشم آصف (رستم الحکما) از مورخین دورهی زندیه و اوایل قاجاریه ذکر میشود که نادر شاه افشار دستور داد تا منشییان و دبیران دو دولت تورک افشار و عوثمانلی، یک تومار مصالحه و مسامحه به زبان تورکی فصیح و بلیغ نوشته و به سلطان عوثمانلی ارسال کنند. بنا به رستم التواریخ این تومار تورکی در پاسخ به تومار تورکی سلطان عوثمانلی که ایلچییان وی با خود آورده بودند نوشته و فرستاده شد. تومار تورکی ایلچییان عوثمانلی، مهر و توغرای سلطان را در عنوان و مهرهای معتبرین عوثمانلی را بر حواشی خود داشت، و در یک قاب طلائی مرصع به جواهر جای داده شده بود. نادر شاه پس از دریافت تومار تورکی سلطان عوثمانلی خطاب به خود، دستور داد مجلسی با شرکت «وزرا و امرا و خوانین و باشییان و عملهجات پادشاهی و علما و فضلا و اعزّه و اشراف و صنادید و اکابر و اعیانِ و معتبرین» تشکیل شود. وی پس از مشاورت و مصلحتبینی و خیراندیشی و استصوابِ حاضرین در مجلس، امر به نوشتن یک تومار به زبان تورکی داد.
بعد از نوشته شدن تومار تورکی مذکور که در ابعادی عظیم (کهکشانوار) بود، یک خطیب ادیب آن را با صدای بلند بر روی کورسی طلایی برای مدعوین و حاضرین خواند که با فریادهای آفرین آنها مورد تحسین و تائید قرار گرفت. بعد از زدن مهر (دامقا) و توغرای نادر شاه افشار بر بالا و مهرهای معتبرین بر حواشی تومار تورکی، آن را پیچیده و در یک قاب ساخته شده از طلای خالص و مرصع به مروارید صاف و براق جای دادند. سپس قاب را در درون مجموعهای زرین پر از جواهر درخشان قرار داده به ایلچییان عوثمانلی سپردند تا به عنوان پیشکش به سلطان عوثمانلی تقدیم شود.
مشخصات مصالحهنامهی تورکی: مصالحهنامه و یا مسالمهنامه به دستور نادر شاه به زبان تورکی و توسط منشییانِ و دبیران دو دولت تورک افشار و عوثمانلی، در شکل یک تومار بسیار بزرگ و «کهکشانوار» نوشته شد. متن تومار با خط زیبای تعلیق نوشته شده بود و شامل مضامین و عباراتی در بارهی مصالحه و مسالمه بود. بر عنوان تومار مهر نادر شاه افشار، و بر حواشییِ آن مهرهای شخصیتهای معتبر حاضر در مجلسِ مشاوره زده شده بود. تومار را بعد از پیچیدن، در یک قاب ساخته شده از زرِ خالص و آراسته شده با جواهرات بسیار صاف و درخشان، و آن قاب را هم در داخل یک مجموعهی طلایی پر از جواهرات رنگارنگ با شفافیت و درخشندهگی بالا قرار داده بودند.
این واقعه از چند جهت دارای اهمیت است:
١- این واقعه تائیدی دیگر بر علاقهمندی نادرشاه به زبان تورکی است. نادر شاه باسواد در زبان تورکی و آشنا و مسلط به سه لهجهی اساسی زبان تورکی یعنی تورکمانی (لهجهی مادریاش)، عوثمانلی و جغتایی و یا تورکی شرقی بود. اما صرفا در اواخر عمر به یادگیری زبان فارسی پرداخت (تورکیدانی و فارسیمهدانی نادرشاه موضوع یک مقالهی علیحدهی این جانب است).
٢- در این واقعه نادر شاه امر داد تا منشییان و دبیران مکتوب را به زبان تورکی بهنویسند. بنا به برخی منابع تاریخی دیگر، نادر شاه با خط خود هم مکتوبی به زبان تورکی خطاب به سلطان عوثمانلی نوشته و فرستاده است (نامهی تورکی نوشته شده به قلم و خط نادر شاه، موضوع یک مقالهی دیگر اینجانب خواهد بود).
٣- دولت تورک افشار زبان تورکی را به عنوان یک زبان رسمی دولتی دوفاکتو، هم در عرصهی شفاهی و هم در عرصهی مکتوب، هم در امور نظامی و هم در امور اداری و دیوانی، هم در مناسبات داخلی و هم در مناسبات خارجی به کار میبرد. روایت رستم التواریخ، موردی دیگر از کاربرد زبان تورکی از سوی دولت تورک افشار به عنوان یک زبان رسمی مکتوب در عرصهی دیپلوماتیک است.
٤- در تالیف این مصالحهنامه - مسامحهنامه به زبان تورکی، منشییان و دبیران هر دو دولت تورک افشار و عوثمانلی اشتراک داشتند. دولت تورک افشار دارای یک دیوان رسائل، متشکل از دبیران و منشییان مسلط بر و مسئول نامهنگاریهای اداری و رسمی و دیپلوماتیک به زبان تورکی بود.
٥- مصالحهنامهی تورکی نوشته شده به امر نادر شاه، توسط یک خطیب برای حاضرین مرکب از «وزرا و امرا و خوانین و باشییان و عملهجات پادشاهی و علما و فضلا و اعزّه و اشراف و صنادید و اکابر و اعیانِ و معتبرین» خوانده شد و با صدای بلند مورد تحسین و تائید آنها قرار گرفت. این نشان میدهد که مقامات دیوانی و نظامی و اعیان و فضلای وقت ایران افشاری، مسلط بر تورکی ادبی بودند.
٦- احتمال دارد که اصل این مصالحهنامهی تورکی در آرشیوهای ایران و عوثمانلی، و یا صورت آن در جونگها و منشات خطی و... حفظ شده باشد. با این همه، در حال حاضر اطلاعاتی در بارهی سرنوشت اصل این مصالحهنامهی تورکی و یا صورتهای بازنویسی شدهی آن در دست نیست. یکی از عمدهترین دلایل این وضعیت، نادیده گرفتن و یا مخفی نمودن اسناد و مدارک و مکتوبات و ... تورکی باقیمانده از دولتهای تورک-تورکمان-تاتار-موغول حاکم بر ایران، از طرف دولت ایران و محققین فارس، و بسیاری از شرقشناسان غربی است. زیرا اینگونه اسناد و مدارک و مکتوبات تورکی، تعیین کنندهی هویت ملی تورک دولتهای مذکور و نشانگر گستردهگی کاربرد زبان تورکی و رسمیت آن در گذشته هستند.
اغلب محققین آزربایجانگرا هم به سبب داشتن درک نادرست از هویت ملی و دولتمداری تورک و ... ناتوان از درک اهمیت و لزوم بازیابی اینگونه اسناد و مدارک هستند. آزربایجانگراها نوعا به ملت تورک و زبان تورکی و دولتمداری تورکی و ... اعتقادی نهدارند، در نتیجه اشتیاقی به حفظ و کشف میراث مدنی و فرهنگی تورک در تاریخ ایران نهدارند. نهایتا در تورکیه اسناد و تالیفات تورکی مربوط به دولتهای تورک حاکم بر ایران موجود در آرشیوهای آن کشور، معمولا و به طور سیستماتیک بازیابی و بررسی نهمیشوند. زیرا به عنوان مسالهای مربوط به کشوری دیگر، موضوعی غیر ملی و فاقد ارجحیت و اولویت و اهمیت فوق العاده تلقی میگردند. دیگر آن که دولت تورکیه در دورهی جمهوریت، علی القاعده عنصر تورک در ایران و میراث تمدنی او را نادیده میگیرد.
٧-رستم التواریخ میگوید نادر شاه قبل از آن که به تشکیل مجلسی که در آن تصمیم به نوشتن این تومار به زبان تورکی گرفته شد بهدهد، در سخنانی خطاب به ایلچییان عوثمانلی میگوید که باید بین دو دولت افشار و عوثمانلی رابطهی محکم دوستی و سازگاری بر اساس اخوت و مودت و مراودهی مستحکم بین دو خاقان بر قرار باشد و این دو دولت در مواقع سخت و مشکلات بزرگ و سوانح خطیر، حامی و یاور و متحد یکدیگر باشند. این بیانات با دورنگری و جهد اصولی و راهبردی نادر شاه برای همگرائی و همکاری و همیاری و همسویی بین دو دولت تورک افشار و عوثمانلی منطبق است. نادر شاه حتی ضرورت نزدیکی بین دو دولت تورک افشار و عوثمانلی را تا حد یگانهگی و اتحاد و ادغام آن دو دولت هم میاندیشید.
پایان نوت مئهران باهارلی
نوشته شدن تومار به زبان تورکی به امر نادر شاه افشار، به نقل از رستم التواریخ
ص ٢١٦– والاجاه شهنشاهِ اسلام، نادر پادشاهِ دادگستر فرمود خیمهیِ دوازده تیرکی را برپا نمودند. ... وزرا و امرا و خوانین و باشییان و عملهجاتِ پادشاهی صف بر صف به ترتیب و نظام هر کسی به مقام خود ایستادند ... آن شهنشاهِ اعظم مانندِ شیرِ غرّانِ نر، ایلچییان را به پیشگاه طلب فرمود. ...
ص ٢١٨- آن والاجاه فرمود: ... و در حقیقت باید در میانِ دو دولتِ ایران و روم قواعدِ دوستداری و سازگاری محکم، و بنایِ اخوّت و مودّت و مراوده میانِ دو سلطانِ والاشأنِ ایران و روم مستحکم باشد. و در هنگامِ وقوعِ وقایعِ شدیده و مشکلاتِ عظیمه و سوانح و عوارضِ خطیره، معاون و مظاهرِ هم باشند.
بعد فرمود مجلسی مینو مثال آراستند و علما و فضلا و اعزّه و اشراف و صنادید و اکابر و اعیانِ ایران را احضار فرمود و به مشاورت و مصلحتبینی و خیراندیشی و استصوابِ ایشان، مرخّص فرمود که از جانبین، منشییانِ نکتهدانِ عطارد رقم، دبیرانِ با فصاحت و بلاغتِ معرفت توام، تومارِ کهکشانوارِ مصالحه و سجلِّ مسالمه بینِ دولتینِ پایدار نوشتند و به مُهرِ مبارکِ اشرفِ شهنشاهی عنوانِ آن را مزیّن نمودند و حواشییِ آن را به امهارِ شریفهیِ معتبرینِ مذکوره موشّح نمودند و به ایلچییانِ روم سپردند و قابِ آن را از زرِ ناب و جواهرِ خوشاب ساختند.
ایلچییانِ روم توماری نوشته که عنوانِ آن را به مُهرِ مبارک و توغرایِ اشرفِ سلطان البرّین و خاقان البحرین، السلطان ابن السطان و الخاقان ابن الخاقان، شهنشاهِ اسلامپناه، دینپرور، دادگستر، نوّاب همایون، قیصرِ مُلکآرایِ آسمانتختِ خورشید افسر [سلطان عوثمانلی]- صَانَ اَللَّهُ دَوْلَتَهُ اَبَداً - مزیّن نموده بودند و به امهارِ شریفهیِ معتبرترینِ رومِ خوش مرز و بومِ نیکو قوانین و رسوم، حواشییِ آن را زینت داده و در قابِ زرّینِ مرصّع به جواهر نهاده با خود آورده بودند.
ص ٢١٩-منشیانِ با فصاحت و بلاغت، به لغتِ تورکی به خطِّ زیبایِ تعلیق، مضامینِ حکمت مقرونِ مصالحه و عباراتِ مصلحتآمیزِ مسالمه را - كَمَا هُوَ حَقُّهُ - در آن مرقوم نمودند. و در مجلسِ بهشتآسایِ شهنشاهی [نادر شاه]، خطیبِ ادیب بر کرسییِ زرّین ایستاده و [آن متن تورکی را] بر خواند به آوازِ بلند. و حضّار جمیعاً استماع نمودند. و از هر جانب به تحسین و آفرین، آواز بلند شد.
بعد آن تومارِ میمنت آثار را پیچیدند و در قابِ زرّیناش نهادند. و آن قابِ زرّینِ مرصّع به جواهر را در مجموعهای زرّین پر از جواهرِ الوانِ آبدار نهادند و پیشکشِ سرکارِ فیضآثارِ عظمتمدارِ شهنشاهی [سلطان عوثمانلی] نمودند. و به تهنیت و مبارکبادِ این معامله، سوری خسروانه و جشنی خدیوانه برپا نمودند و شیلانی در کمالِ وفورِ اطمعه و اشربه و شیرینیها و ناز و نعمت به خاص و عام دادند و همه مصاحفه با هم نمودند و تهنیت و مبارکباد گفتند.
سؤزلوک - تورکجه کلیمهلهر
ایلچی: کلمهای تورکی به معنی سفیر، با ریشهای غیر قطعی، شاید مرتبط
با بن ایل به معنی ربط دادن (در کلمات ایلگی، ایلمهک، ایلهتمهک، ...)
باشییان: جمع باشی، کلمهای تورکی به معنی صدر و رئیس یک صنف و
دسته. شاید کلمهی پاشا، محرف همین کلمهی باشی است. مانند تبدیل آشاغی به
آشاغا.
توغرا: طغرا، نشان احکام و فرامین رسمی خاقانهای تورک که به
واقع امضای او با خطوط تزئینی بود.
تومار: طومار، کلمهای تورکی اصلا یونانی
تیرک: دیرهک، کلمهای تورکی به معنی میله و ستون و ... از فعل دیرهمهک، ریشهشناسی
آن بر اساس تیر فارسی نادرست است.
خاقان: کلمهای تورکی به معنی سلطان و پادشاه، قاآن فورم موغولی
میانهی آن است.
خوانین: جمع خان، کلمهای تورکی اصلا چینی
سور: کلمهای تورکی اصلا موغولی، به معنی جشن و شادی و سرور.
شیلان: شؤلهن، کلمهای تورکی اصلا موغولی، به معنی ضیافت و
مهمانی با غذا و طعام و ... ظاهرا کلمهی شیله هم ماخوذ از همین ریشه است. محرف
آن در کلمهی شعله زرد فارسی هم موجود است که ترجمهی کلمه به کلمهی «ساری
شیله»ی تورکی است.
قاب: کلمهای تورکی از مصدر باستانی قا. (اطراف چیزی را گرفتن و محصور کردن) + پسوند اسمساز از فعل -ب. جمعا به معنی هر چه - ظرفی که بهتواند در داخلش چیزی را حاوی باشد و بهگنجاند.
برای مطالعهی بیشتر:
سه
سلام-سرود نظامی تورکی از دولت تورک افشاری
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/06/blog-post_5.html
مکالمات
تورکی نادرشاه در قورولتای موغان، متن کامل و تصحیح شده- مئهران باهارلی
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/05/blog-post_27.html
سکهی
تورکی نادرشاه افشار: دهییرمه گؤتورو
https://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_22.html
کتیبهی
تورکی سردر حرم حضرت علی در نجف سروده شده به سفارش نادر شاه
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_13.html
سنگنوشتهی
تورکی کلات نوشته شده به امر نادرشاه افشار- کتیبهی نادری
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/07/blog-post_30.html
شعر
تورکی آرامگاه نادرشاه آوشار (افشار)، آخرین جهانگیر تورک
https://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_19.html
دستور
نادرشاه برای انجام مذاکرات دیپلوماتیک رسمی در هندوستان به زبان تورکی
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_9.html
نامهی
تورکی نادرشاه افشار به سلطان عوثمانی محمود اول
https://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post_23.html
مصالحهنامهی
تورکی که به دستور نادرشاه افشار نوشته شد
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/12/blog-post_16.html
تقاضای
نادرشاه برای الحاق رسمی دولت تورک افشاری-ایران به امپراتوری عوثمانی و تحت
الحمایهی آن دولت شدن
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_24.html
متن
تورکی وثیقهی اتحاد اسلام نادری- نجف
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/07/blog-post_27.html
نادرشاه
افشار: صفت دیانت و مروت در طایفهی ایرانی نمیباشد
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/05/blog-post_7.html
نادرشاه
افشار از زبان رهبر ملی تورک جمشیدخان افشار اورومی -١٩١٣
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/12/blog-post_7.html
آوشارلارین
قوچاقلاماسی (افشارلارین دستانی)
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/10/blog-post_20.html
انعکاس
شعور ملی تورک در نامهای اشخاص خانوادهی جمشیدخان افشار اورومی و نادرشاه افشار،
و نبود آن در نامهای اشخاص خانوادهی پیشهوری، خیابانی، ستارخان و شاه اسماعیل
https://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_14.html
[1] رستمالتواریخ، نشر اول به تصحیح محمد مشیری، انتشارات امیرکبیر،
سال ۱۳۴۸، صص ٢١٦-٢١٩




No comments:
Post a Comment