Friday, September 25, 2020

مظفرالدین شاه به سفیر عوثمان‌لی: «تورکی صحبت کن، ما تورکی می‌دانیم»؛ و «قاجار و عوثمان‌لی، یک ملت و یک دولت واحده»

 

مظفرالدین شاه به سفیر عوثمان‌لی:

«تورکی صحبت کن، ما تورکی می‌دانیم»؛ و «قاجار و عوثمان‌لی، یک ملت و یک دولت واحده» 

مئهران باهارلی


در این نوشته بخش‌هایی از کتاب افضل التواریخ[1] در مورد تورک‌گویی مظفرالدین شاه و به اوج رسیدن روابط دولتین قاجاری و عوثمان‌لی در دوره‌ی مظفری را نقل کرده‌ام. این بخش‌ها در تطابق با تمایلات تورک‌گرایانه، اتحاد اسلامی و عوثمان‌لی‌دوستی معلوم مظفرالدین شاه قاجار و نزدیکی و اخوت بی‌سابقه‌ی دولتین قاجاری و عوثمان‌لی در دوره‌ی مظفری است که باعث شده بود این دو در عرصه‌ی دیپلوماتیک مانند یک کشور واحد عمل کنند. این واقعیات در منابع داخلی و خارجی متعدد دیگر هم ذکر شده است: «مظفرالدین شاه قاجار به تورک‌ها محبت و علاقه‌ای افراطی داشت. در استانبول هم در هر فرصت ملت تورک را ستوده و صراحتا بیان کرد که از تورک بودن خود احساس غرور فوق‌العاده می‌کند. ... مظفرالدین شاه عوثمان‌لی‌ها را هم برادران خود می‌دید. به حدی که پس از جلوس وی بر تخت سلطنت، دو دولت تورک قاجار و عوثمان‌لی، تو گویی یک کشور واحدند هم‌دیگر را بازیافته و حمایت کردند»[2].

مولف کتاب افضل التواریخ، آقا میرزا غلام‌حسین‌خان ادیب شیرازی زندی ملقب به افضل الملک کرمانی، مستوفی اول دیوان اعلی بود که مظفرالدین شاه پس از تاج‏گذارى او را مامور نوشتن تاریخ دوره‌ی مظفری کرد. در این قسمت‌ها افضل الملک از جمله می‌گوید:

-مظفرالدین شاه در مراسم شرف‌یابی سفیر کبیر عوثمان‌لی از او خواست که خطابه‌ی خود را به زبان تورکی، و نه فارسی ادا کند؛ زیرا «ما هم تورکی می‌دانیم». دلیل خواست مظفرالدین شاه به تورکی‌گویی سفیر کبیر این بود که هر دو طرف تورک بودند. این رفتار هم‌چنین نشان‌گر احترام مظفرالدین شاه به عوثمان‌لی، کاربرد زبان تورکی به عنوان یک زبان رسمی از سوی او، و تاکید وی بر وجه مشترک هویت و زبان تورک سلاطین دو دولت قاجاری و عوثمان‌لی بود.

- ایران قاجاری و عوثمان‌لی یک ملت و یک دولت واحد هستند. عقلای ایران ملت و دولت عوثمان‌لی را مانند ملت و دولت خود می‌دانند. زیرا دولتین قاجار و عوثمان‌لی، بسان درخت‌های یک باغ و انوار یک چراغ، هم‌نوع بوده و منشاء واحدی دارند.

- یکی از نمودهای اتحاد و صمیمیت خاص بین دو دولت قاجار و عوثمان‌لی آن بود که مظفرالدین شاه، سفیر کبیر و سفیر فوق‌العاده‌ی دولت عوثمان‌لی را به «خوان سلطنتی- مائده‌ی سلطانی»، ضیافت سنتی سلطان قاجار در روز تولدش و با حضور او - که تنها شاه‌زاده‌گان قاجاری بدان دعوت می‌شدند دعوت نمود. در حالی که سفرای دیگر دول خارجی، به سبب موجود نه‌بودن این درجه از اتحاد و صمیمیت هرگز به «خوان سلطنتی-مائده‌ی سلطانی» دعوت نه‌می‌شوند.

- در نزد ایرانیان، سلطان عوثمان‌لی دارای شان و شوکت بوده و محترم‌تر از سایر سلاطین اوروپا و جهان، ایضا سفیر دولت عوثمان‌لی محترم‌تر از سفرای سائر دول است.

- دولت قاجار، به سبب درهم آمیخته‌گی اتباع و اقامت تعداد زیادی از ایرانیان در عوثمان‌لی و اشتراک در دین و وجود عهدنامه‌های مرزی و ... اتحاد معنوی و ظاهری بسیار بیش‌تری با عوثمان‌لی دارد. به همین سبب است که دولت قاجاری دارای «سفیر کبیر» –بلندمرتبه‌ترین نماینده‌گی سیاسی- در عوثمان‌لی است. در حالی‌که برای دولت‌های روس و انگلیس و فرانسه و اوتریش و آلمان، به سبب نه‌بود اتحاد معنوی و ظاهری، صرفا نماینده‌گی‌های سطح پایین «وزیر مختار» و «وزیر مقیم» را فرستاده است. 

پایان مقدمه‌ی مئهران باهارلی


Thursday, September 24, 2020

سه هویت‌ ملی انتخابی عمده در میان نخبه‌گان تورک در ایران

 

سه هویت‌ ملی انتخابی عمده در میان نخبه‌گان تورک در ایران


١-هویت ملی تورک (تورک‌باوری علمی-دموکراتیک):

ملت: تورک (شامل همه‌ی اوغوزهای غربی ساکن در ایران)

زبان ملی: تورک‌جه

وطن: تورک‌ایلی (شامل مجموع همه‌ی مناطق تورک‌نشین در شمال غرب-غرب ایران)

 

٢-هویت ملی ایرانی (آذربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی):

ملت: ایران

زبان ملی: فارسی

وطن: ایران

 

٣-هویت ملی آزربایجانی (آذربایجان‌گرایی استالینیستی):

ملت: آذربایجان

زبان ملی: آذربایجان‌جا

وطن: آذربایجان (هر آذربایجان‌گرا از حدود آن تعریف متفاوتی دارد. برخی آن را محدود به ایالت آزربایجان دوران مشروطیت؛ برخی دیگر تا سواحل خلیج عربی-بصره امتداد می‌دهند)

هویت مخدوش آزربایجانی و ماهیت تورک‌ستیز آن

 

سه هویت‌ ملی انتخابی عمده در میان نخبه‌گان تورک در ایران

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/09/blog-post_24.html

نحله‌ها‌ی فکری مخدوش و هویت‌های ملی معیوب بعضی از نخبه‌گان تورک: آزربایجان‌گرایی و چپ ایرانی

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_42.html

واکنش بریتانیا و روسیه به ظهور هویت ملی تورک در نیمه‌ی اول قرن بیستم-ایجاد هویت آلترناتیو قومی آزربایجانی و هویت ملی آزربایجانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/09/blog-post_24.html

«ملت آزربایجان» بنا به سردار سرلشکر پاسدار یحیی رحیم ‌صفوی و یا «آزربایجان‌گرایی سپاه پاسدارانی»

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/03/blog-post_7.html

در هویت ملی آزربایجانی، «انکار هویت ملی تورک» مندرج و مستتر است

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post.html

مئهران باهارلی: افلاس آذربایجان‌گرایی و بایگانی شدن پرونده‌ی ملت آذربایجان

http://sozumuz1.blogspot.com/2022/10/blog-post_30.html

صدرا آقاسی: بایستی از ایده‌ی آزربایجان جنوبی دست کشید. اولگوی اقلیت بودن تورک‌ها، تاکید بر آزربایجان و جوغرافیای آن، میراث فرقه‌ی دموکرات پیشه‌وری، ... راه‌ به ‌جایی نخواهد برد.

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/12/blog-post_8.html

حامد تالپران: ناکارآمدی، ناقص و عقيم و غير واقعی بودن آذربايجان‌گرايی صرف

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_23.html

حامد تالپران: سکتاریسم آزربایجانی، با خودی که ‌از آن او نیست، فریفته‌ی اسطوره‌های ساخته‌ی دشمنان، عمل‌گرای بدون پشتوانه‌ی‌ تفکر، و عامل انحراف از هدف یکتای ملت شونده‌گی مردم تورک

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/07/blog-post_24.html

روح دوکترین آزربایجان‌گرایی عَلَم کردن هویت آزربایجانی به جای هویت ملی تورک

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_85.html

Türk yérine koloniyal Azerbaycan Étnosu-Milleti qavramı Quzéyde de iflas étmekdedir

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/turk-yerine-kolonliyal-azerbaycan.html

در ایران، یک «مساله‌ی تورک» وجود دارد و یک «مساله‌ی حق تعیین سرنوشت ملت تورک». مساله‌ای به اسم آزربایجان و حق تعیین سرنوشت آزربایجان و ... وجود ندارد

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_5.html

در ایران شش ملت و اقلیت ملی تورکیک وجود دارد، هیچکدام از آن‌ها «آزربایجانی» و یا «تورک آزربایجانی» نیست

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_11.html

ایران‌دا نه «آزه‌ربایجان‌لی» وار، نه «آزه‌ربایجان تورکو» و نه باشقا بنزه‌ر اویدورما و قوندارما ملت‌له‌ر و کیم‌لیک‌له‌ر

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_10.html

اصطلاح «ایران تورک‌چوله‌ری»، صرفاً می‌تواند محصول مغز علیل و پاک باخته‌ی یک آزربایجان‌گرای ضد تورک باشد

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_95.html

بحران‌های آزربایجان‌گرایانه

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_1.html

آزربایجان‌گرایی تالشی: گل بود به چمن نیز آراسته شد

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_95.html

باز هم ملت جعلی آذربایجان، اعتراض به تیتر خبر آیت الله منتظری

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/11/blog-post_8.html

ایران‌دا تورک خالقی اؤزونه «تورک» دییه‌ر. بو دا مساله‌نی بیتیریر

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post.html

پان تورک، پان آزربایجانیسم، تورک‌باوری، تورک‌یسم، پان‌تورک‌یسم، پان‌تورکیک‌یسم، توران‌یسم

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_20.html

ایضاحاتی در باره‌ی کاربرد مودرن و دموکراتیک دو نام تورک و آزربایجان

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/10/blog-post_9.html

Saturday, September 19, 2020

هاینریش کارل بروگش: تورکی زبان رسمی قاجاری و زبان عمومی تهران


هاینریش کارل بروگش: تورکی زبان رسمی قاجاری و زبان عمومی تهران

مئهران باهارلی

در این مقاله پاراگراف‌هایی را از کتاب خاطرات هاینریش کارل برۇگْش Brugsch, Heinrich Karl[1] ملقب به بروگش پاشا، مصرشناس و شرق‌شناس آلمانی، حاوی اطلاعات و تثبیت‌های مهم در باره‌ی موقعیت زبان تورکی به سال‌های ١٨٦٠ در تهران و ایران قاجاری نقل کرده‌ام (متن اصلی آلمانی در پایان مقاله آمده است). وی در این پاراگراف‌ها از جمله می‌گوید تورکی زبان رسمی دولت، زبان رابط و زبان عمومی مردم تهران پایتخت دولت قاجاری بود. وی حدود شرقی منطقه‌ی تورک‌زبان در شمال غرب-غرب ایران را به تقریب خط واصل تهران-همدان می‌شمارد؛ خاطرنشان می‌کند که فارسی زبانی سراسری در ایران نیست، بلکه زبانی محلی است؛ بین فارسی و پارسی تفاوت وجود دارد؛ پرشیا نامیده شدن کشور رفتاری مربوط به غربیان است و مردم ایران از آن بی خبرند. وی نیاخاک فارسی را فارسستان می‌نامد. .... در بخش دوم این مقاله، به ترجمه‌ی مخدوش فارسی این اثر پرداخته‌ام که در آن مترجم فارسی بسیاری از بیانات و تثبیت‌های فوق بروگش را تحریف و حذف کرده و یا بدان‌ها مطالبی که بروگش بیان نکرده افزوده است. 



Monday, September 14, 2020

FRANSA'DAN AYRILMAK İSTEYEN SİYASİ - ULUSAL BAĞIMSIZLIK HAREKETLERE TAM DESTEK VERİLMELİDİR


FRANSA'DAN AYRILMAK İSTEYEN SİYASİ - ULUSAL BAĞIMSIZLIK HAREKETLERE TAM DESTEK VERİLMELİDİR

 

Méhran Baharlı


Makron'un Türkiye'ye karşı düşmanca tavır ve tutumları onun kişisel ve partizan tercih ​​ve politikaları değildir; Avrupa, Balkanlar, Anadolu, Karadeniz ve Hazar Denizi havzaları, Kafkasya ve Ortadoğu`da (Gagauzyeri, Türkiye, Kıbrıs, Irak, Suriye, İran, Azerbaycan`da) yaşayan Türkler ve onların ulusal çıkarlarına karşı Fransa devletinin kurumsallaşmış ve kaç asırlık jeostratejik duruşudur.

Bu köklü düşmanlık bağlamında, Fransa devleti yirminci yüzyıl boyunca ve şimdi de Türk karşıtı her güç, hareket, devlet ve millete, bu arada bölgedeki Ermeni, Kürt ve Süryani silahlı ve terörist örgüt ve partilere aktif ve aleni destek vermiş ve vermektedir.

Özellikle bizim Türk milletimiz Fransa'nın koloniyal "Azeri" kimliğini yaratmasını, "Türk Kıyımı" veya Ciloluk Katliam’ındaki rolünü, terör grupları ASALA ve TAŞNAK ile PKK'yı desteklemesini, Karabağ'ın işgali ile  İran, Irak ve Suriye'de Türklerle meskun toprakların yayılmacı Kürt gruplarca ilhakına verdiği desteği asla unutmamalıdır.

Fransa’nın bu hasmane tutumuna karşılık olarak, bölge Türkleri ile onların devletleri; siyasi, toplumsal ve insan hakları örgütlerinin Fransa'dan bağımsızlık isteyen bölgesel - ulusal ayrılıkçı hareketlere tam destek vermeleri gerekir. Bu destek, evrensel demokratik ve insan hakları ilke ve değerlerine bağlılığın da gereği olup, aynı zamanda Fransa’nın iç ve dış emperyalizmine, Jakoben asimilasyonist politikalarına ve Fransız liderlerin Napolyoncu hayallerine muhalifet ve karşı koymaktır.

Kendi kaderini tayin hakkı, özyönetim-özerklik veya Fransa'dan tam bağımsızlık için her taraflı desteklenmeleri gereken Ulusal Hareketler şunlardır:

-Korsika adasındaki Korsika Ulusal Hareketi, (Corsican National Movement),

-Britani bölgesindeki Breton Ulusal Hareketi (Breton National Movement),

-Batı Pirenelerdeki Bask Ulusal Hareketi (Basque National Movement),

-Güney Fransa’daki Oksitan Ulusal Hareketi (Occitan National Movement),

-Alsas Ulusal Hareketi (Alsace National Movement),

-Provans Ulusal Hareketi (Provence National Movement);

-Fransa anatoprağı dışında Güneybatı Pasifik'teki Yeni Kaledonya Ulusal hareketi (New Caledonia National Movement)

-Doğu Karayipler'deki Martinik Ulusal Hareketi (Martinique National Movement)

-…

Anılan ulusal bağımsızlık hareketlere destek şu biçimlerde olabilir:

-Fransa'nın Sömürgecilik ve siyasi - kültürel emperyalizmi ile Jakobenci merkeziyetçilik - asimilasyonist politikası konularının araştırma merkezlerinde incelenmesi, üniversitelerin ilgili bölümleri ve ders kitaplarına dahil edilmesi,

- Anılan ulusal hareketler konusu ve özellikleri, varsa özgün dillerinin (Korsikaca, Bretonca, Baskça, Oksitan şiveleri vb.) araştırma merkezlerinde incelenmesi, üniversitelerin ilgili bölümleri ve ders kitaplarına dahil edilmesi,

-Medyada propaganda desteği verilmesi

- Kendi kaderini tayin hakkı, özyönetim-özerklik veya Fransa'dan tam bağımsızlık taleplerine küresel platformlarda tam siyasi destek verilmesi;

- Avrupa Birliği, Avrupa Konseyi, Birleşmiş Milletler vb. uluslararası kuruluşlarda, Fransa’dan ayrı üyelik ve  temsil edilme taleplerine destek verilmesi

-Anılan ulusal hareketlerle diplomatik ilişkiler kurmak ve Türkiye'de siyasi temsilciliklerini açmak vb.

Ayrıca, devleltin daimi ve stratejik politikası olarak, Fransa devleti ve ordusu tarafından işlenen savaş suçları, yapılan katliamlar ve soykırımlar resmi olarak tanınmalı, Fransız mezalimi kurbanı milletler ve devletlerin Fransa devletine karşı yetkili uluslararası kurumlarda açtıkları davalar, tazminat talepleri vs’ye bütün alanlarda ve açıkça siyasi ve hukuki destek verilmelidir.

Güneydoğu Asya, Ortadoğu ve Afrika'da Fransa devletinin işlediği, milyonlarca kişinin öldürülmesine neden olan bu savaş suçları, katliamlar ve soykırımlardan bazıları şöyledir:

-Yafa katliamı - Filistin (Massacre of Jaffa) 8 Mart 1799,

-Türk Kıyımı sırasında Urmiye ve civarı Turklerinin katliamı - Batı Azerbaycan (Massacre of Turks of Urmia) 1918,

-Shakee-Guangzhou katliamı - Çin (The Shakee Massacre) Haziran 1925,

-Tiyaroye katliamı - Senegal (Thiaroye Massacre) Aralık 1944,

-Setif ve Guelma –Cezayir katliamları (The Sétif and Guelma Massacre) 1945,

-My Trach Viyetnam katliamı (The My Trach Massacre) Kasım 1947,

-14 Temmuz 1953 Gösteri katliamı - Paris (Massacre Of The 14 July 1953 Demonstration),

-Paris katliamı (The Paris Massacre) 1961,

-Rue d’isly katliamı - Cezayir (The Massacre Of The Rue d'Isly) 1962,

-Ruanda Soykırımı 1994 (Rwandan Genocide),

-…


Saturday, September 12, 2020

منظومه‌ی تورکی نصرالله ‌خان آسلان کاهارلی-فانی درجزینی رزنی همدانی، که‌ند یاشامی ایله که‌ندلی آروات و قیزلارین یاشانتی‌سی

منظومه‌ی تورکی که‌ند یاشامی ایله که‌ندلی آروات و قیزلارین یاشانتی‌سی

نصرالله ‌خان آسلان کاهالی - فانی درگزینی رزنی همدانی

مئهران باهارلی

 KÖY YAŞAMI VE KÖYLÜ KADINLARLA KIZLARIN YAŞANTISI

Nesrullah Han Aslan Kahalı-“Fâni”den (1892-1939) Türkçe bir Koşak. Kaha köyü, Dergezin, Hemedan, Türkili

VILLAGE LIFE AND THE LIVES OF VILLAGE WOMEN AND GIRLS

A Turkish poem by Nesrullah Khan Aslan Kahalı-“Fâni” (1892-1939). From Kaha village, Dergezin, Hamadan, Turkili 

MÉHRAN BAHARLI

 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

“Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول

 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

خلاصه:

نصرالله خان آسلان کاهالی متخلص به فانی (١٨٩٢-١٩٣٨) از روستای کاها (نام رسمی-دولتی کاهارد)، درگزین – درجزین، شهرستان رزن، استان همدان در جنوب تورک‌ایلی، یکی از بااستعدادترین شعرای تورک در نیمه‌ی اول قرن بیستم و در عین حال از کم شناخته شده‌ترین آن‌ها در ادبیات تورک است. او که از خانواده‌ای اعیان و متمول بود، دارای یک منظومه‌ی تورکی جالب توجه در باره‌ی حیات زنان و دختران تورک در روستا است که علی رغم کوتاهی، در عرصه‌های فولکلورشناسی و جامعه‌شناسی و حقوق زنان و ... دارای ارزش بسیار است. علاوه بر آن، این اثر به لحاظ دائره‌ی لغات تورکی، گنجینه‌ای از کلمات و اصطلاحات تورکی است. بسیاری از لغات تورکی این منظومه علاوه بر منطقه‌ی همدان تورک‌ایلی در لهجه‌های تورکی آناتولی - روم‌ائلی، تورکی شرقی، و تورکی قدیم و باستان هم یافت می‌شوند. این منظومه در سال ١٩٧٤ به صورت تایپی – زیراکسی - فوتوکوپی منتشر شده است. اما آن نشر به سبب اشتباهات موجود در نسخه‌ی خطی و خطاهای متعدد در قرائت و تایپ آن مغلوط، و نشرهای قسمی بعدی آن در اینترنت تماما آشفته هستند. در این مقاله برای اولین بار این منظومه‌ی تورکی را به طور کامل و با تصحيح تمام اغلاط و اشتباهات نشرهای قبلی، در دو الفبای عربی و لاتینی تقدیم منتشر، هم‌چنین بسیاری از کلمات تورکی آن را تشریح کرده‌ام.

اؤزه‌ت:

نصرالله ‌خان آسلان کاهالی – فانی (١٨٩٢-١٩٣٨) تورک‌ایلی‌نین گونئیی‌نده‌ هه‌مه‌دان (همدان) ایلی‌نین ده‌رگه‌زین – ره‌زه‌ن (درگزین، درجزین - رزن) بؤلگه‌سی‌نده‌کی کاها (رسمی دولت آدی: کاهارد) که‌ندی‌ دوغوم‌لودور. او ٢٠نجی یوزایلین ایلک یاری‌سی‌نین اه‌ن یئته‌نه‌ک‌لی تورک قوشارلاری‌ندان (شاعیرله‌ری‌نده‌ن) بیری اولماسی‌نا قارشین، تورک گؤرک‌سؤزونون (ادبیاتی‌نین) اه‌ن آز بیلینه‌ن آدلاری‌ندان‌دیر. سوی‌لو و آغار (اعیان و اشراف) بیر اوغوش‌دان (عاییله‌ده‌ن) اولان نصرالله ‌خان آسلان، تورک قادین و قیزلار‌ی‌نین که‌ندله‌رده‌کی یاشامی‌نی آنلاتان تورک‌جه‌ بیر قوشاق (منظومه) یازمیش‌دیر. بو قوشاق، تورک بودون‌بیلیمی (فولکلورو)، سوسیولوژی و قادین چین‌لاری (حاق‌لاری) آلان‌لاری‌ندا بؤیوک اؤنه‌م داشیر. آیری‌جا بو ائش‌سیز گؤرکول (ادبی) یاپیت (اثر)، تورک‌جه‌ دئگی (کلیمه) داغارجیغی‌ آچی‌سی‌ندان گئرچه‌ک بیر آغی‌دیر (خزینه‌دیر). اون‌دا قول‌لانیلمیش په‌ک چوخ کلیمه، دوغو تورک‌جه‌سی و اه‌سکی تورک‌جه‌ ایله یاناشی، آنادولو و روم‌ائلی تورک‌جه‌سی‌نده ‌ده‌ بولونماق‌دادیر. بو قوشوق ١٩٧٤ ایلی‌نده‌ داکتیلو-فوتوکوپی بیچیمی‌نده‌ یاییم‌لانمیش‌دیر. آنجاق بو یایین و داها سونرا اینتئرنئت‌ده‌کی تیکه‌ل (قسمی) یایین‌لاری، اؤزگون (اوریژینال) متن‌ده‌ وار اولان یانلیش‌لار و اونو اوخوما و یازما سوره‌ج‌له‌ری‌نده ‌اورتایا چیخان اه‌ک یانلیش‌لار نه‌ده‌نی ایله، یانلیش‌لارلا دولودور. بو یازقام‌دا ایلک که‌ز، بو ده‌یه‌رلی تورک قوشاغین بوتؤوونو، ایکی عرب و لاتین بیچیگ‌له‌ری‌نده (الیفبالاری‌ندا) سوندوم؛ قاباق‌کی یایین‌لاردا بولونان بوتون یانلیش‌لار و اه‌کسیک‌له‌ری دوزه‌لتدیم؛ و قوشاق‌دا ایش‌له‌دیله‌ن کلیمه‌له‌رین آنلام و کؤکه‌نی‌نی آچیق‌لادیم.

Özet

Nasrullah Han Aslan Kahalı - Fâni (1892-1938), Türkili'nin güneyinde Hemedan ilinin Dergezin (Dercezin) - Rezen bölgesindeki Kaha (resmi devlet adı: Kahard) köyünde doğmuştur. O, 20. yüzyılın ilk yarısının en yetenekli Türk koşarlarından (şâirlerinden) biri olmasına karşın, Türk görksözünün (edebiyâtının) en az tanınan adlarından biridir. Soylu ve ağar bir oğuştan (âileden) gelen Nasrullah Han Aslan, Türk kadın ve kızlarının köylerdeki yaşamını anlatan Türkçe bir koşak (manzûme) yazmıştır. Bu koşak, Türk budunbilimi (folkloru), toplumbilimi (sosyolojisi) ve kadın çınları (hakları) alanlarında önem taşımaktadır. Bu benzeri az görkül (edebi) yapıt, Türkçe sözcükdağarcığı açısından gerçek bir akı (hazîne) niteliğindedir. Onda kullanılan pek çok kelime, Doğu Türkçesi ile Eski Türkçeye yanaşı, Anadolu ve Rumeli Türkçesinde de bulunmaktadır. Bu koşak 1974 yılında daktilo-fotokopi biçiminde yayınlanmıştır. Ancak bu yayın ve daha sonra internetteki tikel (kısmî) yayınlarda, özgün (orijinal) metinde bulunan yanlışlarla birlikte, onun okunması ve tıranskripsiyonu sürecinde ortaya çıkan birçok ek yanlış bulunmaktadır. Bu yazgamda (makâlemde) ilk kez bu deyerli Türk koşağı bütövlükte, hem Arap hem de Latin biçiglerinde (alfabesiyle) sundum, önceki yayınlarda bulunan bütün eksiklikleri ve yanlışları düzelttim, koşakta kullanılan kelimelerin açıklamalarını yaptım.

Abstract

Nasrullah Khan Aslan Kahalı - Fâni (1892-1938), hailed from the village of Kaha (official state name Kahard), situated in the Dergezin – Rezen region of the Hamadan province in south of Türkili. He was not only one of the most gifted Turkish poets of the first half of the 20th century, but also one of the least recongnized figures in Turkish literature. Nasrullah Khan Aslan, from a noble family, has composed a Turkish poem depicting the lives of Turkish women and girls in the villages. This literary piece holds greate significance in the realms of Turkish folklore, sociology, and women's rights. Furthermore, it is a true gem of Turkish vocabulary. Many words in this work are found in Old Turkish, Eastern Turkish, as well as in Anatolia and Rumeli. This poem was published in typewriter – xerox - photocopy form in 1974. However, this publication and its subsequent partial publications on the Internet are inaccurate and erroneous, due to errors present in the original handwritten text, and additional errors introduced during the process of transcribing and reproducing it. In this article, for the first time, I have presented this Turkish poetical work in its entirety, in both the Arabic and the Latin alphabets. I have corrected all the errors and mistakes found in previous publications. Additionally, I have provided explanations for the words used in the poetry.










باید از حرکات سیاسی-ملی خواهان جدائی-استقلال از فرانسه حمایت همه‌‌جانبه کرد


باید از حرکات سیاسی-ملی خواهان جدائی-استقلال از فرانسه حمایت همه‌‌جانبه کرد

مئهران باهارلی

مواضع خصمانه‌ی ماکرون بر علیه تورکیه، ترجیح‌ها و سیاست‌های فردی و حزبی او نیست؛ بلکه موضع ژئو استراتژیک، نهادینه و چند قرنه‌ی دولت فرانسه بر علیه تورک‌ها در منطقه، اوروپا، آسیای صغیر، قفقاز، خاورمیانه و بر علیه منافع ملی تورک‌های ساکن در گاگاووزیا، بالکان، تورکیه، قبرس، عراق، سوریه، ایران، آزربایجان و دیگر مناطق قفقاز و حوزه‌ی دریای سیاه و خزر است. در امتداد این دشمنی، دولت فرانسه در تمام طول قرن بیستم و در حال حاضر به طور فعال از هر نیرو و حرکت و دولت و ملت و تشکیلات ضد تورک، بویژه سازمان‌ها و احزاب مسلح و تروریستی ارمنی و کوردی و آسوری و .... در منطقه علنا حمایت کرده و می‌کند. بویژه ملت تورک ما هرگز نمی‌باید نقش فرانسه در ایجاد هویت استعماری «آزری»، فاجعه‌ی «تورک قیرقینی» و یا جیلولوق، حمایت از گروه‌های تروریست ارمنی آسالا و داشناک و کوردی پ ک ک و نهایتا اشغال قاراباغ و حمایت فرانسه از خیالات الحاق مناطق تورک‌نشین در ایران و عراق و سوریه توسط توسعه‌طلبان کورد را فراموش کند.

Wednesday, September 9, 2020

گییوم دولیل-١٧٢٣: اورمیه شهر افشارها و سرزمین تورکمان‌ها، خالی و به دور از کورد و آسوری

گییوم دولیل-١٧٢٣:

 

اورمیه شهر افشارها و سرزمین تورکمان‌ها،

خالی و به دور از کورد و آسوری

 

مئهران باهارلی


یک کارتوگرافیست‌ فرانسوی به نام گییوم دولیل[1] معروف به تهیه‌ی نقشه‌های دقیق از اوروپا و مخصوصا یئنگی دونیا - قاره‌ی آمریکای تازه کشف شده، در سال ١٧٢٣ نقشه‌ای از قلمروی دولت تورک قیزیل‌باش (صفوی) در سال‌های پایانی عمر آن به زبان فرانسوی ترسیم کرده که در تاریخ کارتوگرافی اهمیت بسیاری دارد[2].

در داخل این نقشه، گییوم دولیل به طرزی منحصر به فرد، توضیحات و اطلاعات مختصر اما ذی‌قیمتی را در باره‌ی دموگرافی - تبارشناسی جمعیتی شهر، دریاچه و مملکت - منطقه‌ی اورمیه درج کرده است. وی در این توضیحات اورمیه را به صورت «مملکت افشار»، و نواحی جنوب آن را مسکن «تورکمان‌ها» معرفی کرده؛ مملکت اورمیه را به دور و خالی از عناصر قومی کورد و آسوری، و کوردستان را ناحیه‌ای در شمال عراق امروزی نشان می‌دهد. به سبب اهمیت این تثبیت‌ها آن‌ها را در زیر یک به یک بررسی کرده‌ام: