Saturday, January 23, 2016

نامه‌ي تورکى تقى رفعت به محمدامين رسولزاده


نامه تورکي تقي رفعت به محمدامين رسولزاده

مئهران باهارلي

سؤزوموز

تقي رفعت، روشنفکر، اديب، سياستمدار و دولت‌شخص تورک، از نخستين نمايندگان تورک‌گرائي دمکراتيک و مدرن در ايران و آزربايجان جنوبي (دوره‌ي بين سالهاي ١٩٤٠-١٩٠٠) است. با ورود نيروهاي عثماني به هر دو بخش شمالي و جنوبي آزربايجان در سالهاي جنگ جهاني اول و در دوره‌ي حيات سياسي نيمه مستقل آزربايجان جنوبي تحت حاکميت مجد السلطنه افشار اورومي والي منصوب عثماني (٨ ژوئن ۱۹۱۸ تا اول اکتبر ۱۹۱۸)، تقي رفعت بدانها پيوست و منشي يوسف ضياء بيگ -يکي ديگر از سران تورک‌گراي دمکراتيک در آزربايجان و مشاور سياسي و فرهنگي اردوي عثماني- گرديد. در اين دوره تقي رفعت همچنين سردبير روزنامه‌ي ملي و تماما تورکي آزربايجان، ارگان حزب اتحاد اسلام به رهبري يوسف ضياء بيگ- ميرزا علي هئيت بود. يکسال و نيم بعد از خروج نيروهاي عثماني از آزربايجان و با تشکيل حکومت آزاديستان (٢٤ ژوئن١٩٢٠ تا ١١ سپتامبر ١٩٢٠) به رهبري شيخ محمد خياباني، که بار ديگر به انفصال عملي آزربايجان از ايران منجر شد، اينبار تقي رفعت به عنوان دست راست شيخ محمد خياباني، مسئوليت وزارت معارف و تبليغات اين حکومت بالفعل مستقل را برعهده گرفت. در اين دوره وي سردبيري نشريه‌هاي تجدد (از شماره ٥٩ به بعد) و آزاديستان (هر چهار شماره) را نيز بر عهده داشت. تقي رفعت دو روز پس از کشته شدن شيخ محمد خياباني توسط نيروهاي دولتي ايران در تبريز، به دست همان نيروها در حوالي اين شهر به قتل رسيد.

تقي رفعت اديب و نويسنده‌اي ولود بود. وي داراي آثار متعددي از نظم و نثر و شعر و مقاله و نمايشنامه و سخنراني و ترجمه به زبانهاي تورکي، فارسي و فرانسه است. اين آثار تاکنون جمع‌آوري و منتشر، حتي بسياري از آنها حفظ نشده‌اند. يکي از مقالات بسيار مهم تقي رفعت که بدستمان رسيده، نامه‌ي سرگشاده-مقاله‌اي است به زبان تورکي که وي آنرا خطاب به ليدر فرقه مساوات و سردبير روزنامه‌ي آچيق سؤز، محمد امين رسولزاده نوشته و در شماره‌ي ٦٨ روزنامه‌ي تجدد، ٢٣ ژانويه ١٩١٨ به سردبيري خود منتشر کرده است.  اين مکتوب علاوه بر جهات تاريخي و سياسي، از نقطه نظر نثر تورکي نيز داراي اهميت است. تقي رفعت و مجدالسلطنه افشار ارومي، دو برجسته‌ترين قلم نثر تورک در نيمه اول قرن بيستم در ايران و جنوب آزربايجان‌اند.


تقي رفعت به روايت تاريخنگاري ضد تورک: تقي رفعت داراي جايگاهي ويژه در روند خودآگاهي ملي تورک در آزربايجان جنوبي و حتي اگر ناخواسته در تاريخ استقلال وي است. به همين سبب نيز در تبليغات و تاريخ‌نگاري پان‌ايرانيستي-فارس‌مرکز و روس‌پرستانه- استالينيستي، مانند محمد امين رسولزاده در آزربايجان شمالي، يک شخصيت خائن و پان‌تورکيست معرفي مي‌شود. نزدیک به يک صد سال است که سنت تحقيقات ملهم از مکاتب آزربايجانگرائي ايران‌محور و استالینیستی، بر تاریخ‌نگاری خلق تورک ساکن در ایران سایه افکنده است. بويژه تاريخ خلق تورک در یک قرن گذشته‌ و وقایع جنبش ملي دمکراتيک تورک در ایران در طول آن، به دست تاریخ‌نگاران این دو طیف، در صدها کتاب و مقاله سانسور و حذف و يا تحریف و به شکلی یکجانبه عرضه شده است. پژوهشهای برخاسته از این دو مکتب، که عمدتاً بازنویسی رویدادهای تاریخی گذشته بنا به روایت استالینيستی از تاريخ خلق تورک و آزربايجان و بر اساس "هويت ملي آزربايجاني" توسط محققان وابسته به کمونيسم روسي، و یا برگرفته از برداشتهای ناسیونالیستی ايران‌محور و فارس‌مرکز از آنهاست، نقش بسيار مهمی در وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی و زدودن حافظه‌ي تاريخي خلق تورک ما، بي‌گذشته و بي‌هويت کردن وي داشته‌اند. تقي رفعت نيز، يکي از قربانيان اين مکاتب تاريخنگاري ضد تورک است.

چنانچه يک عامل روسيه بنام نوروز در مقاله‌اي به تاريخ ٣ شنبه، ١٣ آذر ١٣٢٤ در روزنامه‌ي آذربايجان، ارگان فرقه‌ي دمکرات آزربايجان، به تخريب شخصيت سياسي تقي رفعت پرداخته، با يک دروغپردازي استالينيستي وي و ميرزا ابوالفتح خان علوي سردبير پيشين روزنامه‌ي تجدد و يکي ديگر از پيشگامان تورک‌گرائي دمکراتيک و مدرن در آزربايجان را "از طرفداران مشهور پان‌تورکيسم" ناميده مي‌گويد: "بوندان ماعد شيخ`ين اطرافيندا اولانلارين ايچه‌ريسينده پان تورکيزم طرفدارلارينا دا راست گليريک. ميرزا تقي‌خان رفعت و تجدد روزنامه‌سينين اسکي باش‌محرري اولان ميرزا ابوالفتح خان علوي مشهور پان‌تورکيزم طرفدارلاريندانديرلار کي شيخ اونلاري صميميتله قارشيلاييپ، حتي فيرقه‌نين اورقاني اولان تجدد روزنامه‌سيني اونلارين اختيارينا قويموشدور". پايان نقل قول. ترجمه‌ي نقل قول: "در ميان اطرافيان شيخ، با طرفداران پان‌تورکيسم نيز مواجه مي‌شويم. ميرزا تقي‌خان رفعت و سردبير سابق روزنامه‌ي تجدد ميرزا ابوالفتح‌خان علوي، از طرفداران مشهور پان‌تورکيسم بودند که شيخ با صميميت با آنها برخورد کرده و حتي روزنامه‌ي تجدد، ارگان فرقه را در اختيار آنها گذارده بود".

اشارات منابع آزربايجاني به مقاله‌ي تورکي تقي رفعت خطاب به رسولزاده: در منابع ايراني و آزربايجاني بندرت به نامه‌ي تاريخي تقي رفعت به محمدامين رسولزاده اشاره شده، هر جا هم که شده بيشتر وارونه‌نمائي و تحريف است.

الف- عامل روسيه، نوروز نام مذکور در روزنامه‌ي آزربايجان ارگان فرقه‌ي دمکرات آزربايجان، در مقاله‌اي بنام  شيخ محمد خياباني (٢ شنبه، ١٤ آبان، ساي ٤٦. يازان نوروز)، پس از پان‌تورکيست ناميدن تقي رفعت براي بار دوم، به اين مقاله‌ي تورکي هم اشاره کرده و بدرستي آنرا به قلم تقي رفعت مي‌داند: "٥٩ شماره‌ده‌ن ٨٦ شماره‌يه قده‌ر تقي`نين مديريتي ايله يازيلان نمرله‌رده بيز ابتدا "آچيق مکتوب، آچيق سؤز قزئتي ناشري محترم محمد امين رسولزاده جنابله‌رينه" عنوانلي بير تورک ديلينده يازيلميش مقاله‌يه راست گليريک. بو مقاله گؤرونور پان‌تورکيسم طرفداري اولان تقي واسيطه‌سييله يازيليپدير. مقاله‌ده مولف ارشاد مجله‌سينده يازيلان تاريخي بير مقاله‌يه جواب وئرمه‌ک ايسته‌ميشدير." پايان نقل قول. ترجمه‌ي نقل قول: "در شماره‌هاي ٥٩ تا ٨٦ [روزنامه تجدد] که با مديريت تقي [رفعت] نشر مي‌شد، ما با مقاله‌اي نوشته شده به زبان تورکي و با ابتداي "نامه‌ي سرگشاده، به ناشر محترم آچيق سؤز، جناب محمد امين رسولزاده" مواجه مي‌شويم. آنگونه که ملاحظه مي‌شود اين مقاله توسط تقي که پيرو پان‌تورکيسم بود نوشته شده است. مولف اين مقاله، در صدد پاسخگوئي به مقاله‌اي تاريخي مندرج در مجله‌ي ارشاد برآمده است".


ب- از محققين معاصر عبدالحسين ناهيدي آذر در کتاب خود "جنبش آزاديستان شيخ محمد خياباني" (تبريز، نشر اختر، ص ٢٩٨)، به نامه‌ي تورکي تقي رفعت به محمد‌امين رسولزاده اشاره کرده، اما در ضمن توضيحات خود به آن دچار اشتباهات فاحشي شده است. ناهيدي آذر پس از نقل و تائيد ادعاهاي پان‌ايرانيستي محيط طباطبائي و احمد کسروي در رابطه با نادرستي اطلاق نام آزربايجان بر شمال آراس چنين مي‌گويد: "روزنامه‌ي تجدد نيز طي نامه‌ي شديداللحني که خطاب به جناب محمد‌امين رسول زاده، ناشر روزنامه‌ي آچيق سؤز و ليدر فرقه‌ي مساوات در شماره‌ي ٦٨- ٢ دو ١٢٩٦ شمسي برابر ٢٣ ژانويه ١٩١٨ به زبان تورکي قفقازي چاپ کرده، دلايل ارائه شده از سوي محمد امين رسول زاده را در مورد اين نامگذاري نادرست و "طفلانه" خوانده و بدين ترتيب نگراني خود را از اين نامگذاري اعلام کرده است". ادعاهاي ناهيدي آذر در باره‌ي مفاد و مضمون اين نامه بي‌پايه و ضد آن چيزي است که تقي رفعت بيان کرده است. از جمله:

١-نامه‌ي تقي رفعت به محمد امين رسولزاده به ترکي قفقازي نيست، بلکه به تورکي عثماني است که در دوره‌ي مورد بحث، زبان نوشتاري مشترک و رابط بسياري از نخبگان و نويسندگان تورک در شمال و جنوب آزربايجان بود. اين زبان به طور سنتي در منشات ترکي رسمي صفوي و افشار و قاجار نيز بکار مي‌رفت (اصطلاح "تورکي قفقازي" از طرف پان‌ايرانيستها به منظور ايجاد واگرائي و القاء غيريت بين شمال و جنوب ارس، که داراي زبان يگانه و مشترکي بنام "تورکي"اند بکار مي‌رود. حال آنکه تفاوت بين لهجه‌هاي شمال و جنوب ارس زبان تورکي، کمتر از تفاوت بين لهجه‌هاي اصفهاني و شيرازي زبان فارسي است).

٢-بر خلاف ادعاي ناهيدي آذر، آنچه تقي رفعت در نامه‌ي خود "طفلانه" و "جاهلانه" خوانده، نوشته‌ي رسولزاده نيست. بلکه مقاله‌اي در "جريده‌ي ايرانيه‌ي ارشاد" است که محمد‌امين رسولزاده بدان پاسخ داده است.

٣- تقي رفعت پاسخ رسولزاده را نادرست نخوانده است. بر عکس، به صراحت تمام جواب "مفصل" "ذات عالي" محمد‌امين رسولزاده به نوشته‌ي "جاهلانه" و "طفلانه" مندرجه در جريده‌ي ايرانيه ارشاد را "صحيح‌ترين و اساسي‌ترين بيانات" ايراد شده توسط شخصيتي "صلاحيتدار" توصيف کرده و خواندن آن را براي هر کس که از دور و نزديک به اين مساله علاقه‌مند باشد يک موفقيت دانسته است.

٤-بر خلاف ادعاي ناهيدي آذر، نامه‌ي تقي رفعت شديدالحن نيست. بر عکس وي در نامه‌ي تاريخي خود با ستايش بسيار از محمد‌امين رسولزاده ياد و با احترام فراوان بدو خطاب مي‌کند. حتي از جناب رسولزاده استدعا مي‌کند که چاپ اين نامه‌ي سرگشاده در تجدد را به عنوان يک "جميله‌ي ادبيه" تلقي نمايد.

٥- تقي رفعت در اين نامه به هيچ وجه نگراني خود از آزربايجان ناميده شدن شمال ارس را اعلام نمي‌کند. بر عکس، در ضمن يادآوري پيوستگيهاي تاريخي آزربايجان به ايران، صريحا مي‌گويد که نام آزربايجان شامل هر دو سوي ارس و مردمان آنها مي‌گردد. سپس ادامه مي‌دهد که مردمان دو سوي ارس به آن درجه با يکديگر زيسته و يکديگر شده‌اند که حتي احتياجي به اثبات اينکه از يک اصل  و يک عرقند نيست.

٦-نقل نکردن نامه‌ي تاريخي تقي رفعت، شخص دوم آزاديستان در هر کتاب و تحقيق در باره‌ي اين حرکت، به ويژه با توجه به زبان تورکي اين سند تاريخي و نگارش آن خطاب به محمدامين رسولزاده و وجود سياست رسمي و دولتي انکار تاريخ تورکي نويسي در ايران و روابط فرهنگي و سياسي متقابل بين دو سوي ارس، يک قصور علمي و نقيصه‌ي پژوهشي بزرگ، بي‌دقتي در نقل و يا وارونه‌نمائي و تحريف مضمون آن نيز رفتاري غيرقابل قبول است. 

خلاصه‌ي مضمون نامه‌ي تورکي رفعت به رسولزاده: تقي رفعت در مکتوب خود، در تائيد سخنان محمد‌امين رسولزاده، از يکي بودن مردم دو سوي ارس و يگانگي ملي و منشاء و تبار آنها سخن گفته و بر آزربايجان بودن دو سوي ارس تاکيد مي‌نمايد. وي اين امر را آنچنان غيرقابل ترديد و شک و شبهه مي‌شمارد که مي‌گويد براي اثبات آن، حتي نيازي به اقامه حجت نيز نمي‌باشد. به عقيده‌ي تقي رفعت جنوب و شمال آزربايجان، علي‌رغم فراز و نشيب تاريخ، دو برادر همدرد و هم‌سرنوشت‌اند. وي اما با لحني بسيار محترمانه و طرزي به غايت سازنده، نظر محمد‌امين رسولزاده مبني بر فارس‌شدگي ادبي و فرهنگي تورکان در آزربايجان جنوبي را به چالش مي‌کشد. بنا به رسولزاده در حاليکه مردم هر دو سوي آزربايجان به لحاظ فرهنگ و ادبيات فارس گرديده بودند، اما صرفا مردم بخش شمالي آن پس از استيلا و تضييقات روس شعور ملي کسب کرده و به ملتي متمدن با مطبوعات، ادبيات معاصر، مدارس معاصر و تربيت سياسي ملي تبديل شده‌اند. تقي رفعت در پاسخ به اين ادعاي رسولزاده که آن را اتهام‌آميز و رنجاننده مي‌نامد، آزربايجانيان دو سوي ارس را دعوت به صبر و تحمل و سکوت و واقعگرائي مي‌کند. زيرا به گمان وي اکنون زمان حل به يکباره‌ي مسائل غامض حيات نيست، زمان نزديک شدن تورکان دو سوي ارس به يکديگر و پيدا کردن زمينه‌ي مشترک براي تفاهم متقابل است. وي مردم شمال و جنوب آزربايجان را به صورت دو برادر ديرين که موقتا و جداگانه بزرگ شده و محتاج به کسب تجربه و تکامل‌اند توصيف مي‌کند و مي‌افزايد تنها با صبر و پايداري و تجربه‌اندوزي و تکامل و رسيدن زمان مناسب است که اين دو برادر مي‌توانند به زباني متحد، صميمي، واضح و مشترک، براي نزديکي و همگرائي و براي مباحثه در باره‌ي گذشته و آينده‌ي خويش دست يابند.

در زير متن اين نامه‌ي تاريخي را آورده‌ام. نامهاي اروپائي و پسوندها و کلمات تورکي به دو املاء فونتيک مدرن تورکي نوشته شده و رسم الخط عبارات و کلمات فارسي و عربي عينا حفظ گرديدند. پرانتزها و علامات سوال بکار برده شده در نوشته از تقي رفعت است (پايان نت مئهران باهارلي).

گئرچه‌يه هو!!!

--------------------------------------------------------------

آچيق مکتوب

آچيق سوز غزئته‌سي ناشرِ محترمي، محمدامين رسولزاده جنابلارينا:

مکتوبوموزون تورکجه اولاراق تجدد'ده درج اولونماسينين م. ا. رسولزاده جنابلارينا قارشي بير جميله ادبيه گيبي تلقي ائديلمه‌سيني آيريجا رجا ائده‌ريز.

آزه‌ربايجان'ا دائر، قافقاس مطبوعاتيندا تصادف ائديله‌ن نشريات دولاييسي‌يلا، (ارشاد) جريده ايرانيه‌سينين ملي و محق بير نظريه‌يي مدافعه اوچون درج ائتدييي جاهلانه و عادتاً طفلانه بير مقاله، ذاتِ عالينيزين، مفصل بير جوابينيزا ميدان وئرميش و بو وسيله ايله، مساله‌يي اوزاخدان ياخيندان، تعقيب ائيله‌يه‌نله‌ر، بونا دائر ان صحيح و اساسلي بياناتي، صلاحيتدار بير آغيزدان ائشيتمه‌ک موفقيتيني اکتساب ائتميشله‌ردير.

آزه‌ربايجان اسمي ياد اولوندوغو زمان، طبيعي بير عارضه عد ائديله‌ن (آراس) سولارينين هانکي ساحلينده مسکون بولونان خلق.ين مراد ائديلدييي.ني در حال تعين ائتمه‌يور. و آرادا بر سوءِ تفاهم (؟)، لغوي بير اشتباه حاصل اولويور که بونو ازاله‌يه، ذاتِ عالينيز، آتيده‌کي وجهله ابتدار ائدييور و دييورسونوز: "بوگون، مشهور بير جغرافيا اصطلاحي اولماق اوزه‌ره آزه‌ربايجان کليمه‌سي آنجاق آراس'ين اؤته‌سينده و ايران قلمروووندا بولونان تبريز ولايتي ايله اردبيل محالينا عَلَم اولموشدور. حالبو که ايروان، گنجه، و باکو قوبئرنييالاري داخي، بوگونکو سياسي جغرافيا ايله اولماسا دا قومي جغرافيا ايله، همان آزه‌ربايجان‌دير." و بير آز داها اؤته‌ده علاوه ائدييورسونوز: "قافقاسيا مسلمانلاري اؤز تورکجه‌له‌رينه آزه‌ربايجان تورکجه‌سي، ادبياتلارينا آزه‌ربايجان ادبياتي، اؤز قوبئرنييالا‌رينا دا روسيا آزه‌ربايجاني دييورلار. آزه‌ربايجان کليمه‌سي آذرآبادگان'‌دان مشتق اولوپ دا، وجه اشتقاقي (آذر)‌ده‌ن ايسه، آذري‌له‌رين (آتش‌پرستله‌رين) طواف ائتديکله‌ري آتشکده‌له‌ر، باکو اويئزدي آثارِ عتيقه‌سيني تشکيل ائتمييور مو؟"

واقعاً شو بحث اولونان مملکتله‌رده ساکن بولونان خلق، او درجه برابر ياشاميش، و مرورِ زمان ايله، عين مؤثرات آلتيندا، (يکديگرله‌شميش)له‌ردير که، بونلارين هپ بير اصلده‌ن، بير عرقده‌ن دوغدوقلاريني اثباتا احتياج حس ائتمه‌ده‌ن بيله، بيري بيرله‌رينه (ايکي قارداش) گيبي بنزه‌مه‌کده اولدوقلاريني قبول ائيله‌مه‌ک گره‌کير.

باکو شهرينده‌ن، ايران آزه‌ربايجاني'نين اقصايِ حدودونا امتداد ائديپ ياييلان توپراقلاردا، آتشپرست دورونون زائل اولماز آثاري، بارز، غيرِ قابلِ اجتناب بير صورتده موجود بولونماقدا‌دير. (سوراخانه)ده‌کي (آتشگاه) قديم ايرانيله‌ر اوچون بو اراضينين مَحرَم و (اؤز) بر جولانگاه، بير (يورد) تشکيل ائتديييني ادعا ائده‌ن يالنيز و يگانه بير دليل دئييلدير. بورالاردا اقامت ائده‌ن، ايران خاندانينا منسوب قوم، آتشه تاپينمش و آتشه تاپينان اقوام آراسيندا، مستثنا بير موقعده احراز ائده‌بيلميشدير. بير درجه‌ده، بو حال، بو اقليم‌ده حاکم و مشهود بولونموشدور که، او زمانين آتش پرستله‌ري عندينده، ملت و قوميت مسائلينين ان زياده، موضوع بحث ائديلمه‌سي لازم گله‌ن تقديرله‌رده بيله (تبريز) حواليسينده‌کي آذرکده‌له‌ر مهم و قطعي بير موقع توتماقدان گئري قالماميشدير. آزه‌ربايجان'دا ايقاد اولونوپ، عنعنه اعتباريله هنوز تماماً انطفاء قبول ائتمه‌ميش اولان (آذرکده) اوجاقلاري، بو اقوامي، حرارتلي بير صهريتله، اقوام ايرانيه نسلينه مزج ائتدييي گيبي، بو نسلين مهدِ ظهور و آرامي اولان مرکزله‌ره ده آتشين يوللار ايله ربط و وصل ائيله‌ميش .... بو گونه پک ياخين بير زمانا قده‌ر، قسماً بيله اولسون، يورکله‌رينده عرقي و نژادي بير تردد، بير شک، بير شبهه اويانديرماميشدي.

مساوات فرقه‌سينين فعال و مشهور ليدئري اولان ذاتِ عالينيز، موجوديتي ملحوظ بولونان هر نوع سوءِ تفاهمي آرادان قالديرماق انديشه‌سيله، مقاله‌نيزين نهايتله‌رينده شو سطري ده درج ائدييورسونوز: "مناسبت گلميشکه‌ن سويله‌يه‌ليم: بوتون ايرانليلار بيليرله‌ر که آزه‌ربايجان دييينجه، بوتون بحثيميز، مدعاميز، آنجاق روسيا قلمرووونداکي آزه‌ربايجان‌دير. ايران آزه‌ربايجاني.نين تقديراتِ سياسيه‌سينه قاريشماق، حقيميز، حديميز دئييلدير." بو خصوصدا، ايران'دا، شيمدي‌يه قده‌ر بير شبهه وارد اولماميش، و اربابِ وقوف عندينده، بو بياناتا عينيله مطابق بير قناعت و اعتقادِ کامل عالماً موجود بولونموشدور.

"آزه‌ربايجان بير ملت ايسه، او ملتين، متمدن بير ملته ياخيشاجاق درجه‌ده مطبوعاتا، معاصر ادبياتا، معاصر مکتبله‌ره و آز چوخ تربيهٔ سياسيه‌يه مالک اولان قسمي، همان آراس شماليندا ساکن‌دير. بونلار اؤزله‌رينين بير ملت اولدوقلاريني داها روس استبدادي آلتيندا ازيليرکه‌ن درک ائتديله‌ر" دييه، ايران آزه‌ربايجاني حقينده اتهام‌آميز، ازيجي، ... اولماق ايسته‌يه‌ن بير لهجه قوللانماق احتياجيني، بيلمه‌ييز نيچون حس ائتميشسينيز؟ ...  بو سؤزله‌ر، بير قاج سنه اوّل (فيوضات) ايله (حقايق) غزئته‌له‌ري آراسيندا آچيليپ، کندي املاء انشاء غلطله‌رينه قارشي بيله محافظه‌ده‌ن عاجز اولان (حقايق) مدافعينين انهزاميله نهايتله‌نه‌ن بير مناقشه قلميه‌ني اخطار ائدييور. بو مسئله، او زمان، هر دورلو اهميتده‌ن عاري گيبي تلقي ائديلميش و وقايعِ يوميه عاديه‌ده‌ن بيري گيبي، اولموش بيتمشدي. او ماضي‌يي احيا ائتمه‌ک فکرينده، طبيعي دئييليز.

صلاحيت‌دار مقاله‌نيزين، بوتون مندرجاتينا مذکور مقاله‌يي ختم ائده‌ن ايکي سؤزون -هر تجاوز و تعرضي اؤنجه‌ده‌ن محکوم ائيله‌يه‌ن- قدسيتي آلتيندا يئر وئرميشدينيز. "ايکي قارداش ملت آراسينداکي اخوتِ اسلاميه نامينا" سرد اولونان مطالعاتي، يئنيده‌ن بير مناقشه طرزينه ارجاع ائتمه‌ک آرزوسي- تکرار ائدييوروز- بيزده يوخدور. حتي، بو انديشه‌ده‌ن، بالکليه عاري بولونسا ايدي، وجدانيميز، استطراد قبيلينده‌ن اولان، بو مجمل مطالعاتي دا بيزه منع ائيله‌ردي. بير تاخيم وقايع واردير که تکرر ائتديکجه خاطراتي اويانديرارلار. اويانانلاري دائماً رد ائتمه‌ک، سکوته مجبور ائيله‌مه‌ک، بير داها اوياتماقلارينا باعث اولابيله‌جه‌يي ايله ايشيميز يوخ. فقط، ممکن اولان کوچوک کوچوک استفاده فرصتله‌ريني ده هبا و هدر ائده‌بيله‌جه‌يي اوچون شايانِ تاسف بير حرکتدير.

تخطر ائتمه‌کده اولدوغوموز مناقشه اثناسيندا ايدي که ترقياتيني قابلِ لمس، منتظم اصوللار دائره‌سينده، تشهير ائده‌بيله‌ن بير اسلام مدنيتينده‌ن بحث ائدره‌که‌ن، فيوضات'ين استشهاد ائيله‌دييي ايستاتيستيق رقمله‌ري مقابلينده (حقايق)‌ين، بير دورلو تثبيت و تقرير ائده‌مه‌دييي دلائل محو اولوپ ميداندان چکيلميشله‌ردي. بو ايکي غزئته بينينده‌کي دوئللو، حقيقتينده ايکي جريانين تلاقيگاهيندا حصولا گله‌ن بير غليان قده‌ر شموللو و معنيدار ايدي. حقايق، بؤيوک تضييقله‌ر آلتيندان فيشقيران جريانلارا قارشي او نحيف، باخصوص تجهيزاتي ناقص صحائفيله مقاومت گؤسته‌ره‌مه‌زدي .... داها مکمل شرائط ايله حاضرلانميش اولسا ايدي بيله يئنه حقايق'ين، فيوضات'ا، استفاضه جريانلارينا، غلبه چالابيله‌جه‌يي شبهه‌لي ايدي. متعاقباً حقايق انهزاميني بير چوخ وقايع داها، توسيع ايده‌ره‌ک مسئله‌يي بيله آرادان قالديريپ، معين و فائق بير جريانا، سربست يوللار آچميشدي.

اقتباس ائتديييميز پارچه‌يي ذاتِ عالينيز شو صورتله ختم ائدييورسونوز: "معارف و ادبياتجا (روسيا آزه‌ربايجانليلاري) طبقِ ايران آزه‌ربايجاني گيبي فارسلاشميش ايکه‌ن (؟) روس پوليتيقا‌سينين تضييقي آلتيندا اويانديلار".هيهات! (آراس) دالقا‌لارينين، عصرله‌رده‌ن بري، گميريپ دوردوغو ايکي قارداش آزه‌ربايجاني، -تاريخي يازان ا‌ل‌له‌ر- او درجه ائويريپ چئويرميش، و بير شکيلده‌ن ديگر بير شکله افراع ايله نهايت يئنه موقت بير اؤيله شکلِ ديگرله ميدانا آتميشدير که، اگر چکديکله‌ري فلاکت، بوگونه قده‌ر تحمل ائتديکله‌ري مصائب، بوتون موجود آغيرليغييلا، اوموزلاري اوزه‌رينه چکمه‌ميش بولونسا ايدي، يکديگرله‌ريني تانيماغا، بيري بيرله‌ريله آنلاشماغا مشترک بير زمينه، متحد بير لسان بيله بولماقدان عاجز قالاجاقلاردي.

بيري بيرينده‌ن آيري بويوموش ايکي قارداش آراسيندا بوگون، يالنيز بير رابطه، يالنيز بير علاقه موجود: هم‌دردليک، نصيب‌داشليق! جريانلار، پروغراملار، طبيعي ايميش گيبي پرشدت انهماکلار، بو ايکي قارداشي حيات چارپيشمالاريندا هيجانلي ماجرالارا سوق ائده‌رکه‌ن، ظن ائدييوروز که بوگون ان زياده مناسب حرکت، صبر و سکوت و تحملده‌ن باشقا بير شي اولاماز. گؤزله‌يه‌ليم .... زمان گلسين و بير آز داها تجربه‌ديده، بير پارچه داها متکامل ايکي قديم قارداش- حياتين غامض مسائليني بير دورلو حل ايله دئييل- نظرياتي حياتا تطبيق ايله اوغراشميش، بوروشموش آلينلاريني بيري بيرينه ياخلاشديراراق داها واضح، داها صميمي لسانلارلا ماضيده‌ن و استقبالدان بحثه گيريشسينله‌ر...

---------------------------------------
لغتنامه

ابتدار (ع): سوی چیزی شتافتن، تاخت بردن به، تعجیل در کار، پیشی گرفتن
استطراد (ع): انحراف، گريز، پرت‌شدگي از موضوع
استفاضه (ع): فيض گرفتن، طلب فیض کردن. فاش شدن، آشکار، شایع و منتشر شدن خبر، سخن و قصه
افراغ (ع): تهی کردن، خالی کردن، فروریختن، ریختن آب. ریختن طلا و نقره‌ي آب شده در قالب
انهماک (ع): جد، کوشش، لجاج و مبالغه کردن در کاری و چیزی
اوموز (ت): کتف، دوش
اويئزد (روس): ولايت، ناحيه
ايقاد (ع): سوزش، احتراق، آتش‌گيري
ائويريپ (ت): ديگرگون کردن، متکامل کردن
بيله (ت): حتي
تاپينماق (ت): پرستش کردن، پرستيدن
تاخيم (ت): دسته، گروه، زمره
دورلو (ت): نوع، طريق، نحو، گونه
صهريت (ع): خويشاوند شدن به سبب ازدواج
عادتا (ع): گويا، تو گوئي، تقريبا، مثل اينکه
عد ائديله‌ن (ع+ت): شمرده شدن
قوبئرنييا (روس): ايالت، استان
موثرات (ع): عوامل، تاثير کننده‌ها
نصيب‌داشليق (ع+ت): هم‌سهم بودن، داراي سهم يکسان بودن

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.