Monday, January 25, 2016

در تفاوت تاريخ حجاب و کشف حجاب بين دو ملت تورک و فارس

در تفاوت تاريخ حجاب و کشف حجاب بين دو ملت تورک و فارس


مئهران باهارلي


تاريخ حجاب و تاريخ کشف حجاب بين دو ملت وترک و فارس در ايران دو تاريخ کاملا متفاوت است. در جامعه تورک کشف حجاب زنان - اگر بتوان به وجود همچو مفهومي قائل شد- يک روند بطئي تاريخي، خودجوش، داوطلبانه و غيردولتي از طرف خود زنان تورک بود. اما در تاريخ معاصر جامعه فارسي اين روند يک روند مردانه، دولتي، جبري و از بالا به پائين بود. زنان فارس در کشف حجاب البته فاعليتي نداشتند. اما در کشف حجاب تورکان ساکن در آزربايجان و ايران، در اکثر موارد، کسي به جز زنان فاعل نبود.

در اصل، چادر براي زنان فارس پديده‌اي خودي بود، زيرا ريشه زردشتي- پارسي داشت (به عنوان نمونه نگاه کنيد به نوشته: رو گرفتن يک شيوه باستان ايراني بوده- احمد کسروي). اما چادر براي زنان تورک، نشانگر دوري از فرهنگ و تاريخ خود و استحاله در فرهنگ زردشتي- پارسي است. اين واقعيت به صورت "تورکان زيباروي" در ادبيات فارسي منعکس شده است. نه آنکه لزوما زنان تورک زيباروتر از زنان فارس (تاجيک) بودند. هر انساني زيبائي خاص خود را دارد.. بلکه بدين سبب که زنان تورک بدون چادر و روبند در جامعه ظاهر مي‌شدند و امکان رويت آنها و کشف زيبائيشان فراهم بود. اما زنان فارس (تاجيک) در پشت چادر و روبند مخفي و زيبائي طبيعيشان، مانند خودشان از انظار از جمله شعرا نهان بود.



در تاريخ معاصر ايران هر چه و هر که بر عليه حجاب و يا دقيقتر مدافعين حقوق و آزاديهاي زنان از جمله در انتخاب پوشش و مالکيت بر بدنشان ديده مي‌شود، اغلب تورک بودند و فارس نبودند. از قبيل قره العين، کل خاندان سلطنتي و دربار قاجار، تاج السلطنه، فمينيسم تجدد و آزاديستان و تقي رفعت، مستوره افشار، کنگره زنان شرق، ايرج ميرزا، ابوالقاسم آزاد، شهناز رشديه، حتي خود رضاشاه و همسرش تاج الملوک، شمس و اشرف پهلوي، دوره حکومت ملي آزربايجان، ايراندخت ابراهيمي، مريم فيروز، گوگوش، گلشيفته فراهاني  ...

فارسها بايد تاريخ واقعي خود را بنگارند و از سرقت و غصب تاريخ تورک و عرضه آن بنام خود اجتناب کنند. اندازه نگهدار که اندازه نکوست .....

بايد يک دائره المعارف جداگانه در باره جنبش فمينيستي زنان تورک در ايران، با تاکيد بر مليت تورک آنها تهيه شود. کافي نيست که به تاثير و تابوشکني مستوره افشار و اشرف پهلوي و گلشيفته فراهاني و قره العين و اشرف دهقاني و هما ناطق و مريم فيروز ... در ايران اشاره کرد. اين اشارات اگر بدون ذکر تورک بودن آنها و تعلق آنها به تاريخ و فرهنگ تورک باشد حتي مي‌تواند مضر باشد. بايد اين شخصيتها را در متن تاريخ و فرهنگ تورک و به عنوان شخصيتهاي تورک معرفي کرد، چه مواضع سياسي و هويتي آنها را، از جمله در باره مليت تورک خود و يا مليتي که براي خود تعريف کرده‌اند، بپسنديم و يا نپسنديم. همانگونه که  کارهاي مثبتي که روسها، آلمانها، ژاپنها و ... انجام داده‌اند جزئي از ميراث فرهنگي و تاريخي روسها و آلمانها و ژاپنهاست، همانطور هم کارهاي مثبت تورکها جزئي از ميراث فرهنگي و تاريخي تورکهاست.

آنچه در اين نت کوتاه بيان مي‌شود عبارت است از اين موارد :

١-حجاب اسلامي آنگونه که اکنون در فقه و شريعت اسلام اورتودوکس - چه سني و چه شيعه- پذيرفته شده، بيش از آنکه منشا اسلامي-عربي داشته باشد، منشا زرتشتي-پارسي دارد.
٢-گسترش چادر در ميان زنان تورک به موازات و نتيجه آسيميلاسيون مذهبي و فرهنگي تورکها در فارسها و يا محصول روند فارسسازي است.
٣- زنان فارس در تاريخ معاصر روند کشف حجاب و رهائي از چادر را تجربه کرده و مي‌کنند. در حاليکه زنان تورک در قرون اخير روند معکوس گسترش حجاب و چادر -در اثر روند فارسسازي- را تجربه کرده‌اند.
٤-روند کشف حجاب و رهائي از چادر و ... براي زنان فارس يک روند دولتي، مردانه، جبري و از بالا به پائين بوده است. زيرا چادر در واقع بخشي از فرهنگ زرتشتي-پارسي است.
٥-روند کشف حجاب و رهائي از چادر براي زنان تورک، امري داوطلبانه، زنانه و خودجوش است. زيرا اين نوع حجاب و چادر جزئي از فرهنگ تورکي نيست.
٦-در تاريخ معاصر ايران پيشگامان و برجسته‌ترين مدافعين حقوق زنان و از جمله حق و آزادي زنان در تملک بر بدن خود و انتخاب پوشش خود، و تابوشکنان در اين عرصه زنان تورک بوده‌اند.
٧-شخصيتهاي تورک و در اين ميان شخصيتهاي تورک زن، با هر موضع هويتي و سياستي مثبت و يا منفي که داشته باشند، بخشي از تاريخ و ميراث تاريخي و فرهنگي تورک‌اند.
٨-جنبش فمينيسم در جامعه تورک غير از جنبش فمينيسم جامعه فارس است. شناسنامه و ماضي متفاوتي دارد و مي‌بايد جداگانه تحليل و عرضه شود.
٩- آنچه که در حال حاضر به عنوان جنبش فمينيسم در جامعه فارسي مطرح مي‌شود، به واقع ربطي به فارسها نداشته عمدتا جنبش فمينيسم تورکي است که مانند ديگر ميراث تاريخي و فرهنگي تورکان ساکن در ايران، به سرقت رفته و بنام فارسي-پرشين-ايراني عرضه مي‌شود.

موخره در باره هنرپيشه تورک گلشيفته فراهاني:

تعريف نرمال و زننده و ... در مورد لباس زنان چيزهائي نسبي است،
تصميم‌گيري در باره اين چيزها در درجه اول حق زنان است، نه مردان که براي زنها نرم و فرهنگ تعريف کنند.
همانقدر که پوشش سنتي ايلات تورک جزئي از ميراث فرهنگي ماست، عکس برهنه گلشيفته فراهاني هم بخشي از ميراث فرهنگي خلق تورک است.
مالکيت زنان بر بدنشان يک دستاورد مهم بشري است و گلشيفه فراهاني هم در همين رابطه بخشي از ميراث فرهنگي تورک است.
....

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.