Sözümüz is an online publication that features scientific and historical articles by Méhran Baharlı on Turkology, Turko-Mongol history, and Altaic etymology, specifically focusing on Iran. Sözümüz analyzes, rectifies and shares historical documents, records, ancient texts, manuscripts and inscriptions related to the life, history, language, culture, and heritage of the Turkish nation living in Iran, particularly in the country's northwest and neighboring provinces known as Türkili.
Wednesday, December 21, 2016
تورک خالق قهرهماني، قوشچولو «آدي گؤزهل کاظيمخان پاشا» تورکولهري
Sunday, December 18, 2016
مسئول فجایع اخیر در خاورمیانه
ناسيوناليستهاي فعلي تورکيه و ناسيوناليسم تورک اواخر امپراتوري عثماني
Tuesday, December 13, 2016
پول ملي تورک در دورهي حکومت ملي آزربايجان و واحدهاي آن تومان و قران
Tuesday, December 6, 2016
آغان Ağan - آغمیش Ağmış: شهید
آغان Ağan
- آغمیش Ağmış: شهید
مئهران باهارلی
«شهید»، بوتهمسهل (دینی) و بوندالیق (سئکولار) اهکینج (کولتور) و تئرمینولوژیلهرینین هر ایکیسینده وار اولان بیر قاورامدیر. دینی آنلامدا شهید ایشکهنجهلهره قارشین (رغمهن) اؤز اینانجینا تانیقلیق (شهادت، گواهی) وئریپ دیرهندییی اوچون اؤلدورولهن بیری، یا دا گئنهل اولاراق اینانجی، اینامی و حتتا گؤرهوی یولوندا یاشامینی ایتیرهن کیمسه دئمهکدیر. باتی دیللهرینین چوخوندا بو قاورام، اصلی یونانجا و آنلامی تانیق (شاهد، گواه) اولان «مارتیر» (μάρτυς, μάρτυρ) کلیمهسی ایله قارشیلانیر. عرهبجه و ایسلامداکی «شهید» کلیمهسی ده بو یونانجا مارتیر قاورامیندان آلینتی و ترجومهدیر.
شهیدلیک بوتون کولتورلهرده بیر اینسانین تینسهل (معنوی) اولاراق یوکسهلهبیلهجهیی، اهن یوخاری و اهن اوستون قونوم (مقام)، و تعالینین زیروهسیدیر. بونا اویقون اولاراق تورکجهده شهید قاورامینا قارشیلیق، «آغماق» فئعلیندهن تؤرهدیلهن «آغان» یئنیدئگیسینی اؤنهریرهم.
اهسکی تورکجهده «آغماق» فئعلی یوکسهلمهک، یوخاری چیخماق (صعود، ارتفاع گرفتن، عروج، طیران) آنلامیندادیر. بو کؤکهندهن «آغساماق» (یوکسهلمهک، یوخاری چیخماق)، «آغیش» (یوکسهلیش، یوخوش) و «آغار» (شریف و عالیرتبه و بلند مرتبه) کلیمهلهری ده واردیر. «آقا- آغا- آکا» (محترم، شخص برجسته، بزرگ، سرور، سرکار، ارباب، صاحب، اعیان؛ برادر بزرگ، داداش، پدر)، «اکه» (برادر)، «آغاج»، «آغ» (یوکسهکلیک، اوجالیق، یوخاریلیق، اوستونلوک، آریلیق)، «آغیرلاماق» (عزیزلهمهک)، «آقی - آغی» (خزانه)، «آقچا - آغچا – آغچه - آقچه» (پول)، «اخی - آخی - آقی» (جوانمرد، شریف و گرامی و متعالی، عالیجناب، مهماندوست)، «آقاسی - آغاسی» (آقامنش، آقاوار، آقامانند، آقاوش؛ شریف و گرامی و بزرگوار، ارجمند، بلندقدر، سرور، شرافتمند، عالیقدر، عظیمالشان، فخیم، گرامی، مجید، محترم، معز، معظم، مفخم، مکرم، نبیل، متعالی؛ کوتاه شدهی فورم اولیهی «آغاسیق» - مانند آقا و یا محرف کلمهی «آغاچی» و «آغیچی» - خزانهدار) .... وس.کیمی کلیمهلهرین ده بو کؤکله ایلگیلی اولابیلهجهیینی ساولایانلار اولموشدور.
آغماق فئعلینین هردهن دوشمهک آنلامی دا واردیر. بورادان یئره دوشوپ دهبهلهنمهک آنلامیندا اولان «آغناماق» فئعلی تؤرهمیشدیر. آنجاق «آغ» کؤکو داها چوخ یوکسهکلیک، اوجالیق، یوخاریلیق و اوستونلوکله ایلگیلیدیر.
Monday, December 5, 2016
دده قورقوت ديليندهن قادين چئشيتلهری
Saturday, December 3, 2016
همهی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء میباید رسمی شوند
همهی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء میباید رسمی شوند
مئهران باهارلی
یک
دولت مودرن انسانمحور، باید در مورد زبانها، مانند ادیان و مذاهب، بیطرف باشد و
همهی آنها را به یک چشم ببیند. در شرایط ایران برای تامین این غایه، ضروری است
که همهی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء رسمی اعلام شوند و اقلا قانونا و
فعالانه مورد حمایت دولت قرار گیرند و در ارتباطات رسمی بین شهروندان و دولت بکار
روند.
اما این رسمیت برای سه دسته از زبانهای رایج در ایران، یعنی «زبانهای عمومی» (تورکی و فارسی)، «زبانهای دیگر ملل»، و «زبانهای اقلیتهای ملی» معانی، مصادیق و دامنهی متفاوتی دارد.
۱-در مورد زبان تورکی، صحبت از اعلام رسمیت اولاً «توسط قانون اساسی» (رسمیت قانونی – دو ژور و نه مانند گذشته رسمیت دوفاکتو - صرفا عملاً)، دوماً «در مقیاس سراسری» و کشوری (نه صرفاً در مناطق تورکنشین)، سوماً «به عنوان زبان دولت مرکزی ایران» در همهی مناسبات از جمله روابط بین المللی و دیپلوماسی (نه صرفاً کاربرد زبان تورکی در مناسبات رسمی بین دولت و مردم) است. نتیجتاً زبان تورکی باید در همهی اسناد رسمی مطبوع و مکتوب دولت ایران، از قبیل نشر قانون اساسی و دیگر قوانین، عهدنامهها و قراردادهای بین المللی، در اسکناس، شناسنامه، پاسپورت، گواهینامهها و .... هم به کار رود. یعنی دقیقاً همان وضعیت و موقعیت قانونی و حقوقی که اکنون زبان فارسی به ناحق منحصرا در ایران از آن برخوردار است.
ضرورت رسمیت زبان تورکی به شرحی که آمد، زائیدهی واقعیتهای تاریخی و میدانی و جمعیتشناسانهی چندی است. از قبیل:
-به لحاظ جمعیتی اکثریت نسبی بودن تورکها در کشور (بر خلاف فارسها که دومین گروه ملی در ایران هستند)
-پراکندهگی تاریخی - طبیعی تورکها در سرتاسر ایران که زبان تورکی را در یک هزار و دویست سال اخیر یک زبان «عمومی» طبیعی ایران ساخته است. (بر خلاف فارسی که به عنوان زبان مادری - طبیعی محدود به مناطق مرکزی - جنوبی - شرقی کشور است)
- سابقهی رسمیت دوفاکتو و زبان دولت مرکزی بودن تورکی در یک هزار و دویست سالهی تاریخ تورک در ایران (همراه با فارسی، عربی و یا به تنهائی)، و سنن تاریخی - عرف دولتهای حاکم بر ایران. یعنی مطالبهی رسمیت دوبارهی زبان تورکی در سطح دولت مرکزی، خواست بازگشت به خود و نورم و عرف و سنت بومی این جوغرافیا است، در حالی که الغای رسمیت تورکی و رسمیت انحصاری فارسی، پدیدهای نامتعارف و بیگانه ساخته و تحمیلی است.
-وجود خواست صریح و مستمر توده و نخبهگان تورک برای رسمی شدن زبان تورکی، به عنوان اکثریت جمعیتی و عنصر ملی اصلی در تاریخ هزار و دویست سالهی این کشور
بر خلاف آنچه آزربایجانگرایان ادعا میکنند، رسمی شدن زبان تورکی توسط قانون اساسی و در مقیاس سراسری و در سطح دولت مرکزی، به معنی کاربرد و تدریس و تعلیم اجباری زبان تورکی و تحمیل آن به ملل و اقلیتهای ملی غیر تورک در مناطق غیر تورکنشین و در مناطقی که به کار نمیرود مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان و احواز و .... و یا تغییر دادن زبان ملل غیر تورک ساکن در ایران به تورکی نیست. بلکه به معنی ارتقاء موقعیت زبان تورکی به موقعیتی برابر با زبان فارسی، پذیرش قانونی و حقوقیی زبان تورکی به عنوان یک زبان عمومی کشور و رسمیی دولت مرکزی، لزوم کاربرد زبان تورکی از سوی دولت مرکزی ایران به موازات زبان فارسی در صدور و نشر اسناد رسمیی دولت مرکزی مانند قانون اساسی، اسکناس، پاسپورتها، .....، در ایجاد ارتباط با اتباع خود در ادارات و در دادگاهها و ... در روابط دیپلوماتیک خارجی و سفارتخانهها، دیگر ارتباطات بین المللی و همچنین در مناسبات با شهروندان تورک، و نهایتاً ملزم و موظف بودن دولت مرکزی به حفاظت و توسعهی زبان و فرهنگ و ادب تورکی از جمله با تاسیس فرهنگستانهای دولتی و دانشگاهها و دیگر مراکز آکادمیک و فرهنگی و .... زبان و ادبیات و تاریخ و ... تورک در ایران است.
رسمی شدن به معنی اجباری بودن نیست. هچ کس مجبور نیست که هیچ زبانی را یاد بگیرد، اما دولت مجبور است که همهی زبانهای بومی و رایج در کشور را رسمی کند، یعنی آنها را حفظ و تقویت کند و در مناسبات با مردم و دولتهای دیگر به کار ببرد. همچنین مسالهی رسمیت زبانها مسالهای جدا از استقلال ملتهاست؛ حتی اگر ایران تجزیه شود و در مناطق فارسنشین دولتی به اسم فارسستان تاسیس شود، در همان فارسستان هم باید تورکی زبان رسمی باشد، چرا که در فارسستان هم گروههای تورک بومی حضور دارند....
۲- زبانهای دیگر ملل ساکن در ایران، و یا گروههای ملی که دارای منطقهی ملی کومپاکت از آن خود هستند، مانند کوردی، بلوچی، تورکمنی، لوری، عربی، گیلگی، تالشی، خلجی، لاری، ... باید در مناطقی که رایجند رسمی شوند و توسط نهادهای دولتی محلی هم حمایت شده، در ادارت، رسانهها و مهمتر از همه نظام آموزشی منطقه، به صورت مکتوب و شفاهاً بکار روند. کاربرد زبانهای ملی عمده (تورکی، فارسی) در صدور و چاپ برخی از اسناد دولتی در این مناطق ملی هم، بسته به شرایط میتواند معقول و مطلوب شمرده شود.
۳-زبانهای اقلیتهای ملی، و یا گروههای ملی کمشمار که بر عکس ملل، دارای منطقهی ملی کومپاکت از آن خود در داخل ایران نیستند، مانند قازاقی، عبری (یهودی)، آسوری، ارمنی، جاتی، پشتو، و .... هم باید رسمی، به معنی شناخته و حمایت شدن از سوی دولت و کاربرد در ایجاد ارتباط این گروهها با دولت، در نشریات و در نظام آموزشی .... شوند.
تورکها مسئول روشنگری در بارهی مطالبات ملی خود از جمله وضعیت و موقعیت زبان ملیشان تورکی در کشوری که به همه حال فعلاً جزئی از آن هستند میباشند. در بارهی زبان دیگر گروههای ملی، قاعدتاً و در درجهی اول خود آنها مسئولند که خواستهای خود را فرمولبندی و مطرح کنند. با این همه ترجیح ملت تورک و وطن تورکایلی آن است که ملل و مناطق ملی مجاور فدرال – کونفدرال و یا جماهیری ایران آینده هم، یعنی همسایهگان او در انطباق با عصر مودرن با زبان ملی رسمی خود و آزاد از یوغ زبانهای تحمیلی و استعماری .... زندهگی کنند.
برای مطالعهی بیشتر:
همهی
زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء میباید رسمی شوند
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/12/blog-post.html
رفع
بعضی از شبهات در بارهی رسمیت زبان تورکی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_12.html
باز
هم معضل رسمیت زبان تورکی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_18.html
دهکدهی
جهانی و زبان فارسی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_21.html
رسمی
بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_15.html
افول
ستارهی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی میباید به مرزهای طبیعی خود عقبنشینی
کند
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/04/blog-post_3.html
عقبگرد
به سنگر ملی، مشترک و سراسری
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_16.html
اعلامیهی
جهانی حقوق زبانی Universal Declaration of Linguistic Rights
http://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post_14.html
در
دفاع از تاتها، تالشها، گیلکها و حقوق و زبانشان
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/03/blog-post_25.html
مصوبهی
حکومت احمدینژاد در بارهی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات
تورکی در دانشگاهها
Tuesday, November 29, 2016
ایناللی ساوقاتی (سوغات اينانلو)- اشعار تورکی
مئهران باهارلی. ایناللی سووقاتی (سوغات اینانلو)-
مقدمه و لغتنامه
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_29.html
مئهران باهارلی. ایناللی سووقاتی (سوغات اینانلو)-
اشعار تورکی
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_51.html
Türk İnanlı - Yınallı
boyunundan (İran’ın günéyinde) Türkçe qoşuqlar
Turkish Poesm from Turkish Inanlı Yinalli tribe of Southern Iran
میرزا باقر اینانلو [اواخر قرن نوزده]
آن طوری که از قرائن بر میآید و معمرین قوم نقل کردهاند، ایام زندهگی وی قبل از میرزا علیبابا اینانلو بوده است. در دامنهی کوهی در شمال شرقی دوگان و جرغه «در منطقهی قره بلاغ فسا» غاری است منتسب به این شاعر. گویا وی که صاحب رمه و گلهی گوسفند بوده، در این مکان اقامت داشته و غار مذکور محل نگهداری گوسفندان وی بوده است.
ائی آقالار! بو دنیایا گهلهلی
ازلیندهن صاحب اقبال اولمادیم
فلک، غم-دردینی آشتی (آچدی) اوزومه
بیر زمان شاد اولان خوشحال اولمادیم
ایساردیم غول ائده کردگار مهنی
آپارا، ساتوردا او تجّار مهنی
خرید ائتمهز او زلیخا یار مهنی
یوسف کیمین صاحب جمال اولمادیم
یار یولونا چهکهر انتظار گؤزوم
بلکه بهار اولا، خوش اولا یازوم
ازلیندهن بختی قارا مهن اوزوم
نهچون یار دردیندهن آبدال اولمادیم
باقر دئیهر سریم یارا فدا جان
یاندیگیمی چارا ائتمهم جدا جان
درگاهیندا مهن نیلادیم خدا جان
مهن یارینان بیر هموصال اولمادیم
ایناللی ساوقاتی (سوغات اینانلو)- مقدمه و لغتنامه
ایناللی ساوقاتی
(سوغات اینانلو)
گزیدهای از اشعار تورکی شعرای ایل تورک ایناللی-اینانلو
در استان فارس- جنوب ایران
برگرفته از سایت «شعرا و نویسندگان ایل اینانلو- یاشاسون اینانلو
ائلی»
«خرم احسانی چایان اینانلو»
آنیقلایان (حاضیرلایان)، اؤنسؤز،سؤزلوک: مئهران باهارلی
http://shoaraye-inanloo.blogsky.com/
مئهران باهارلی. ایناللی سووقاتی (سوغات اینانلو)-
مقدمه و لغتنامه
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_29.html
مئهران باهارلی. ایناللی سووقاتی (سوغات اینانلو)-
اشعار تورکی
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_51.html
Türk İnanlı - Yınallı
boyunundan (İran’ın günéyinde) Türkçe qoşuqlar
Turkish Poesm from Turkish Inanlı Yinalli tribe of Southern Iran
Canım qurban Türk’ün ağır éline
Baldan şirin, gözel, şirin diline
Türk élinin gep ve sözü bir
ola
Eyri géden oyaq ola, düz ola
Xürrem İhsâni İnanlı,
Fesa, Fars Ostanı, Günéy İran
مقدمه (مئهران باهارلی):
۱-ایل اینانلو از ایلهای مهم در تاریخ سیاسی و تباری ملت تورک ساکن در تورکایلی و ایران است. نام این ایل از واژهی تورکی «یینالYınal »-«اینالInal » به معانی کسی که یقینا بر چیزی واقف است، مشاور، امین، معتمد، صاحب منصب، کسی که از طرف مادر اصیلزاده و از اعیان و اشراف و از طرف پدر از زمرهی عوام باشد است. یینال همچنین یک عنوان در دولتهای باستانی و قدیم تورک و معادل کونت و بارون در زبانهای اوروپائی است. یینال در گذشته یکی از نامهای رایج در میان مردم تورک و اسم چند شخصیت تاریخی مشهور تورک بوده است. از جمله «یینال تیگین» از فرماندهان اوغوز در قرن ۱۰ میلادی و «ابراهیم یینال» (۱۰۵۶) از فرماندهان سلجوقیان، حاکم اصفهان و یزد در فارسستان و برادر ناتنی توغرول بیگ و چاغری بیگ امپراتوران سلجوقی. از ابراهیم یینال و پیرامونیان وی در تاریخ به نام «ینالیان» (ییناللیلار) یاد میشود.
یینال همچنین نام یک بیگلیک و یا دولت محلی تورکمان بنام «یینالاوغوللاری» (Inalids)، تاسیس شده توسط «یینال بیگ تورکمان» در منطقهی آمید-دیاربکر در جنوب شرقی آناتولی و یا سرزمین «تورکمانیه»ی بعدی (۱۰۹۸-۱۱۸۳) است. در دورهی اینالاوغوللاری در آمید، کتابخانهای با بیش از ۴۰۰۰۰ کتاب تاسیس شده بود. یینالاوغوللاری در میان دولتهای متعلق به تاریخ دولتمداری مشترک تورکیه-آزربایجان جای دارد.
نام ییناللی-ایناللی با مرور زمان فورمهای گوناگونی چون اینانلو (پس از پیوستن به شاهیسئوهنها) و با ریشهشناساییهای عامیانهی تورکی ایلانلو، عربی ایمانلو (در سوریه و مناطق عربی تورکیه، ایمانجا) و فارسی آینالو-آیینهلو (در قرن نوزده، به سبب حمل توفنگ اوتریشی آیینهدار ورندل)، آیینلو و به اشتباه اینارلو، عین آلو و ... را به خود گرفته است.
مسقط الراس ایل ایناللو مانند همهی تورکان اوغوز نخست سرزمین تورکستان-آسیای میانه، و از زمان امپراتوری سلجوقی در قرن یازده میلادی جنوب شرقی آناتولی و تورکایلی است. ایناللوها در تاریخ طولانی خود بخشی از هویتهای قومی و ایلی «اوغوز» و سپس «تورکمن» در تورکستان، و پس از ورود به آناتولی و آزربایجان در قالبهای «تورکمان»، «افشار»، «قیزیلباش» و «شاهی سئوهن» بودهاند. ایناللوها به لحاظ منسوبیت اوغوزی، ابتدائا به احتمال زیاد از طائفهی «بیگدیلی – بهیدیلی» و به احتمال کمتری از طائفهی «بیات - بایات» بودند که بعدا به طائفهی «افشار-آوشار» ملحق شدهاند. هر سه طائفهی بیگدیلی، بیات و افشار به همراه دؤگر -دؤیهر متعلق به شاخهی «بوز اوخ» (در مقابل اوچ اوخ) تورکهای اوغوز بودند. در قرن ۱۵ میلادی ایناللوها در آناتولی به اتحادیهی ایلی آغقویونلوها پیوستند و بخشی از آنها در ترکیب شاملوها به آزربایجان و ایران وارد شدند.
در تورکیه ایناللوها تقریبا در سرتاسر این کشور از جمله در نواحی آماسیا، چانقیری، سامسون، آنکارا، آدانا، چوروم، یوزقات، آنتالیا، سیواس، تارسوس، مرزیفون، ماراش، نوشهیر، تکیرداغ، آرتوین.... پخش شدهاند. نیز گروه بزرگی از ایناللوها بین قرون ۱۳-۱۵ میلادی در سوریه در نواحی حلب، رقه، حماه، حمص، .... مسکن گزیده است.
در طول تاریخ سران و سرداران و فرماندهان و والیان ایناللو به همراه سپاهیان سواره و پیادهی ایلی و گروه کثیری از خانواده و تیرهی خود در سرتاسر ایران، تورکایلی و آزربایجان (هر دو قسمت شمالی و جنوبی آن) پخش شدهاند. بسیاری از گروههای منفرد ایناللو که در خارج تورکایلی مسکن گرفتهاند در طول زمان دریزبان شده و در تشکل قوم موسوم به فارس (تاجیکهای غربی) نقش بازی کردهاند. به غیر از این دسته، ایل ایناللو به طور مشخص و متراکم در تورکایلی و فارسستان ساکن شده است.
در تورکایلی محل اسکان ایل ایناللو عمدتا در سه ناحیه، یعنی استان آزربایجان غربی (اورمیه و حوالی آن، در ترکیب افشارها)، در استان اردبیل (پیشگین=مشکین شهر، موغان و حوالی آن، در ترکیب شاهیسئوهنها) و در استانهای زنجان، قزوین و مرکزی تا قوم و تهران حتی همدان (ساوه، قزوین، بوئین زهرا، زرند، آبیک، رباط کریم، حسنآباد، ساوجبلاغ، خرقان، آبگرم، ... در ترکیب شاهیسئوهنها) بوده است. در فارسستان، محل اسکان ایل ایناللو استان فارس و کرمان (داراب، فسا، رامجرد، مرودشت، خفر، ...) است. در این ناحیه اساس ایناللوها به ترکیب کونفدراسیون ایلی خمسه و گروههای منفردی از آنها به کونفدراسیون ایلی قشقایی، بخشی نیز در میان تورکان بولوردی، فریدن، .... داخل شدهاند.


































