جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی مجدالسلطنه:
سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند.
زبان تورکی وسیع و بینیاز است.
مئهران باهارلی
در شمارههای ۵ و ۶ مجلهی «تورک یوردو» چاپ استانبول، به تاریخهای ۱۶ مارس و ۱ آوریل ۱۹۱۶، یک مقالهی تورکی به نام «بیر جواب مناسبتییله - ایران ادبیاتینا بیر نظر» (به مناسبت یک جواب - نظری بر ادبیات ایران) به قلم جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی- مجدالسلطنه در دو بخش منتشر شده است[1]. علی رغم عنوان این مقاله که نظری به ادبیات ایران (فارسی) است، مجدالسلطنه در این مقاله عمدتا به تاریخ تمدن تورک و دفاع از نقش سلاطین و زمامداران تورک در ایجاد و شکوفائی علوم و هنر و ادبیات در ایران و جهان اسلام پرداخته است.
این مقاله همچنین از جهت روشنگری در بارهی گرایشات سیاسی و هویتی ملی جمشید خان در آن مقطع بسیار مفید و آموزنده است و به وضوح نشان میدهد که وی در آن سالها یک تورکگرای سیاسی – تورکیست تمام عیار بود. به واقع جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی، اقلا از سالهای ١٩٠٧- ١٩١٠ به هنگام اقامت –تبعید در تفلیس، حتی قبل از آن در دورهی پیشمشروطیت و مشروطیت یک تورکیست بود[2] و سالهای اقامت او در استانبول، صرفا اوج تمایلات تورکگرایانه و بلوغ و به ذروه رسیدن شعور ملی تورک جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی و دخترانش است[3].
جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی- مجدالسلطنه (١٨٦٤-١٩٤٠)، برجستهترین شخصیت ملی خلق تورک در دورهی تشکل شعور و «هویت ملی تورک» به معنی مودرن در ایران و تورکایلی[4]، یعنی دورهی به تقریب مابین سالهای ۱۸۷۵ تا ۱۹۳۷-۱۹۴۰، یک دولتشخص، سیاستمدار، نظامی، فرماندهی پارتیزانی، روشنفکر، پوبلیسیست، مدیر مجله، شاعر، مترجم، نویسنده، محقق، ادیب، تاریخنگار، تاریخشناس، کولکسیونر کتب و آثار فرهنگی و اشیاء هنری و .. آن هم در عرصهی ادب و فرهنگ و تاریخ سیاسی و تاریخ تمدن تورک، قهرمان ملی تورک در سالهای جنگ جهانی اول و موسس نخستین حاکمیت ملی تورک به معنای مودرن در تورکایلی در سال پایانی جنگ جهانی اول است.
جمشید خان در تاریخ تورکایلی و ملت تورک ساکن در ایران به تعبیری جامع آتاتورک و رسولزاده در یک فرد، بدون مرتکب شدن به اشتباهات آن دو است. (رسولزاده از رهبران فکری جنبش مشروطیت ضد تورک و تئوریسینهای موثر در ایجاد ملت مودرن ایران با زبان ملی فارسی، .... است. آتاتورک نیز با ایجاد اتحاد استراتژیک با رضا شاه به اجرای سیاست نسلکشی ملی و زبانی تورک توسط دولت ایران چراغ سبز نشان داده است).
مطالب مطرح شده در مقالهی تورکی توسط جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی
به
لحاظ موضوعی مطالب مطرح شده در این مقالهی تورکی جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی
را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد:
....
بخش دوم- سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند. زبان تورکی وسیع و بینیاز است. اینها مطالبی مربوط به تاریخ تمدن و میراث مدنی و فرهنگی تورک؛ معارفپروری، دانشطلبی، فرهنگدوستی، خدمات و حمایت سلاطین و زمامداران تورک از علوم، فنون و هنرها (نجوم، هندسه، تاریخنگاری، ادبیات، شعر، خطّاطی، معماری، ...) هستند که جمشیدخان با دادن نمونههائی معرفی و از آنها دفاع کرده است.
١-جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی شخصیتی است که از بسیاری جهات حداقل ۱۰۰ سال جلوتر از زمانهی خود بود. وی زمانی در بارهی تورکها، ادب و تاریخ تمدن تورک مینوشت که مقاله نوشتن در بارهی تورکیت در ایران و آزربایجان کاری خطرناک بود. چرا که این موضوع در دوران مشروطیت و بعد از آن به تابو مبدل شده بود (حتی امروز نیز برای بسیاری از ایرانگرایان و آزربایجانگرایان وضعیت چنین است و آنها از نام و هویت ملی و تاریخ و ... تورک وحشت دارند). بسیاری از ایدهها و مسائل که برای جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی ارزش حرف زدن داشتند و وی با اِشراف و ذهن روشن و صمیمیت در بارهی آنها سخن میگفت (هویت تورک و تاریخ تمدن و ادب و فرهنگ تورک، ....)، در میان نخبهگان و روشنفکران مشروطهطلب - که نوعا و عادتا به جهان پیرامون خود و خودشان با چشم ایرانیت و فارسیت و شیعیگری و تورکستیزی ... مینگریستند، به ویژه در تبریز مرکز آزربایجان اصلا مطرح نبود. این واقعیت که در آن دوران در حلقهی روشنفکران غالب و مسلط بر مرکز آزربایجان در بارهی تاریخ ادب و فرهنگ و تمدن تورک اصلا حرف نمیزدند، نشان میدهد که جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی بسیار فراتر از منحنی فرهنگ نخبهگان عصر خود و عامهپسندی توده بوده است.
٢-مقالات جمشید خان سوباتایلی افشار اورومی در بارهی تاریخ
تمدن و ادب تورک، در شمار نخستین مبارزات روشنفکری با شرقشناسی، ایرانشناسی و
تاریخنگاری ایرانیکمحور تورکستیز؛ و در زمرهی اولین اعلان جنگ قلمی تورکها در
ایران و تورکایلی به رفتار سخیف، ناشایست، بدَوَی و مَرَضی تمدندزدی
فارسی-ایرانی و سرقت میراث فرهنگی تورکها، همهپارسیانگاری، همهزرتشتیانگاری
و همهآریائیانگاری؛ یکسونگری، انکار واقعیتها، دروغپردازی و جعل تاریخ با
انگیزههای شونیستی و نژادپرستانه، استعمارگرایانه و زیادهخواهی قومی فارسی در
ایران هستند. و از این رو نیز دارای اهمیت و معنی مضاعف و فوق العاده میباشند.
![]() |













































