Sunday, December 25, 2016

جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی مجدالسلطنه: سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند. زبان تورکی وسیع و بی‌نیاز است

جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی مجدالسلطنه: 

سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند.

زبان تورکی وسیع و بی‌نیاز است. 

مئهران باهارلی

 

در شماره‌های ۵ و ۶ مجله‌ی «تورک یوردو» چاپ استانبول، به تاریخ‌های ۱۶ مارس و ۱ آوریل ۱۹۱۶، یک مقاله‌ی تورکی به نام «بیر جواب مناسبتی‌یله - ایران ادبیاتی‌نا بیر نظر» (به مناسبت یک جواب - نظری بر ادبیات ایران) به قلم جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی- مجدالسلطنه در دو بخش منتشر شده است[1]. علی رغم عنوان این مقاله که نظری به ادبیات ایران (فارسی) است، مجدالسلطنه در این مقاله عمدتا به تاریخ تمدن تورک و دفاع از نقش سلاطین و زمامداران تورک در ایجاد و شکوفائی علوم و هنر و ادبیات در ایران و جهان اسلام پرداخته است.

این مقاله هم‌چنین از جهت روشن‌گری در باره‌ی گرایشات سیاسی و هویتی ملی جمشید خان در آن مقطع بسیار مفید و آموزنده است و به وضوح نشان می‌دهد که وی در آن سال‌ها یک تورک‌گرای سیاسی – تورکیست تمام عیار بود. به واقع جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی، اقلا از سال‌های ١٩٠٧- ١٩١٠ به هنگام اقامت –تبعید در تفلیس، حتی قبل از آن در دوره‌ی پیش‌مشروطیت و مشروطیت یک تورکیست بود[2] و سال‌های اقامت او در استانبول، صرفا اوج تمایلات تورک‌گرایانه و بلوغ و به ذروه رسیدن شعور ملی تورک جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی و دخترانش است[3].

جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی- مجدالسلطنه (١٨٦٤-١٩٤٠)، برجسته‌ترین شخصیت ملی خلق تورک در دوره‌ی تشکل شعور و «هویت ملی تورک» به معنی مودرن در ایران و تورک‌ایلی[4]، یعنی دوره‌ی به تقریب مابین سال‌های ۱۸۷۵ تا ۱۹۳۷-۱۹۴۰، یک دولت‌شخص، سیاست‌مدار، نظامی، فرمانده‌ی پارتیزانی، روشن‌فکر، پوبلیسیست، مدیر مجله، شاعر، مترجم، نویسنده، محقق، ادیب، تاریخ‌نگار، تاریخ‌شناس، کولکسیونر کتب و آثار فرهنگی و اشیاء هنری و .. آن هم در عرصه‌ی ادب و فرهنگ و تاریخ سیاسی و تاریخ تمدن تورک، قهرمان ملی تورک در سال‌های جنگ جهانی اول و موسس نخستین حاکمیت ملی تورک به معنای مودرن در تورک‌ایلی در سال پایانی جنگ جهانی اول است.

جمشید خان در تاریخ تورک‌ایلی و ملت تورک ساکن در ایران  به تعبیری جامع آتاتورک و رسول‌زاده در یک فرد، بدون مرتکب شدن به اشتباهات آن دو است. (رسول‌زاده از رهبران فکری جنبش مشروطیت ضد تورک و  تئوریسین‌های موثر در ایجاد ملت مودرن ایران با زبان ملی فارسی، .... است. آتاتورک نیز با ایجاد اتحاد استراتژیک با رضا شاه به اجرای سیاست نسل‌کشی ملی و زبانی تورک توسط دولت ایران چراغ سبز نشان داده است).

مطالب مطرح شده در مقاله‌ی تورکی توسط جمشیدخان سوباتای‌لی افشار اورومی

به لحاظ موضوعی مطالب مطرح شده در این مقاله‌ی تورکی جمشیدخان سوباتای‌لی افشار اورومی را می‌توان به چهار بخش تقسیم کرد:

....

بخش دوم- سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند. زبان تورکی وسیع و بی‌نیاز است. این‌ها مطالبی مربوط به تاریخ تمدن و میراث مدنی و فرهنگی تورک؛ معارف‌پروری، دانش‌طلبی، فرهنگ‌دوستی، خدمات و حمایت‌ سلاطین و زمام‌داران تورک از علوم، فنون و هنرها (نجوم، هندسه، تاریخ‌نگاری، ادبیات، شعر، خطّاطی، معماری، ...) هستند که جمشیدخان با دادن نمونه‌هائی معرفی و از آن‌ها دفاع کرده است.

١-جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی شخصیتی است که از بسیاری جهات حداقل ۱۰۰ سال جلوتر از زمانه‌ی خود بود. وی زمانی در باره‌ی تورک‌ها، ادب و تاریخ تمدن تورک می‌نوشت که مقاله نوشتن در باره‌ی تورکیت در ایران و آزربایجان کاری خطرناک بود. چرا که این موضوع در دوران مشروطیت و بعد از آن به تابو مبدل شده بود (حتی امروز نیز برای بسیاری از ایران‌گرایان و آزربایجان‌گرایان وضعیت چنین است و آنها از نام و هویت ملی و تاریخ و ... تورک وحشت دارند). بسیاری از ایده‌ها و مسائل که برای جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی ارزش حرف زدن داشتند و وی با اِشراف و ذهن روشن و صمیمیت در باره‌ی آن‌ها سخن می‌گفت (هویت تورک و تاریخ تمدن و ادب و فرهنگ تورک، ....)، در میان نخبه‌گان و روشن‌فکران مشروطه‌طلب - که نوعا و عادتا به جهان پیرامون خود و خودشان با چشم ایرانیت و فارسیت و شیعی‌گری و تورک‌ستیزی ... می‌نگریستند، به ویژه در تبریز مرکز آزربایجان اصلا مطرح نبود. این واقعیت که در آن دوران در حلقه‌ی روشن‌فکران غالب و مسلط بر مرکز آزربایجان در باره‌ی تاریخ ادب و فرهنگ و تمدن تورک اصلا حرف نمی‌زدند، نشان می‌دهد که جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی بسیار فراتر از منحنی فرهنگ نخبه‌گان عصر خود و عامه‌پسندی توده بوده است.

٢-مقالات جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی در باره‌ی تاریخ تمدن و ادب تورک، در شمار نخستین مبارزات روشن‌فکری با شرق‌شناسی، ایران‌شناسی و تاریخ‌نگاری ایرانیک‌محور تورک‌ستیز؛ و در زمره‌ی اولین اعلان جنگ قلمی تورک‌ها در ایران و تورک‌ایلی به رفتار سخیف، ناشایست، بدَوَی و مَرَضی تمدن‌دزدی فارسی-ایرانی و سرقت میراث فرهنگی تورک‌ها، همه‌‌پارسی‌انگاری، همه‌زرتشتی‌انگاری و همه‌آریائی‌انگاری؛ یک‌سونگری، انکار واقعیت‌ها، دروغ‌پردازی و جعل تاریخ با انگیزه‌های شونیستی و نژادپرستانه، استعمارگرایانه و زیاده‌خواهی قومی فارسی در ایران هستند. و از این رو نیز دارای اهمیت و معنی مضاعف و فوق العاده می‌باشند.






Thursday, December 22, 2016

سروده‌هاي قهرمان مردمي تورک قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا»


سروده‌هاي قهرمان مردمي تورک قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا»
مئهران باهارلي-۲۰۱۲

الف-در اواخر قرن نوزده و اوائل قرن بيستم شعور ملي تورک و بر اساس آن هويت ملي مدرن تورک در ايران و جنوب آزربايجان ظهور کرد. متعاقب آن، حرکتهاي سياسي و مسلحانه‌ي چندي براي احقاق حقوق ملي و حفظ منافع ملي خلق تورک آغاز گشت. به اين حرکات توده‌هاي وسيع تورک، نخبگان، خادمان دين و دولتمردان تورک پيوستند. اين مرحله‌ي نخستين از تشکل شعور ملي و حرکت ملي تورک در غرب آزربايجان به صورت مقاومت توده‌ها و نخبگان تورک در مقابل توسعه‌طلبي و تجاوزات روسي، انگليسي، ارمني، آسوري و کردي تجلي نمود و با تشکيل «حکومت اتحاد» به رهبري «جمشيدخان افشار ارومي» (مجدالسلطنه) در تبريز به سال ۱۹۱۸ با حمايت عثماني به اوج خود رسيد.

از شخصيتهاي مهم دوره‌ي مذکور خودآگاهي ملي تورک، يکي نيز مشه‌دي ريضااوغلو «کاظيم‌خان پاشا» (۱۸۶۷- ۱۹۲۳) اهل قوشچي، اورميه است. کاظيم‌خان پاشا که از سال ۱۹۰۹ با متشکل کردن و سازماندهي مردم تورک و ايجاد يک نيروي مسلح چند صد نفره، ساليان متمادي بر عليه اشغالگران روس جنگيده بود، در سال ۱۹۱۷ با تفنگچيان و سواران خود به اردوي نجات‌بخش عثماني (اردوي اسلام) تحت فرماندهي خليل پاشا پيوست. خليل پاشا پس از مشاهده‌ي قابليتها و توانائيهاي کاظيم‌خان پاشا، فرماندهي بخشي از نيروهاي عثماني در منطقه را به وي سپرد. (محمد افندي و سيصد سواره‌ي تحت امر او، از جمله تفنگچيان علي چاووش، الفت، .... بسياري از اعضاي اين واحد از  اردوي عثماني، من جمله خود محمد افندي پس از پايان جنگ به عثماني بازنگشته و در آزربايجان اسکان يافتند). کاظيم‌خان پاشا از تفنگچيان و سواران تحت فرماندهيش اردوي کوچکي که داراي رتبه‌هاي نظامي از قبل اون‌باشي، يوزباشي، فراش‌باشي، وکيل‌باشي و .... بود بوجود آورد و توانست خلق تورک و محال انزل (قوشچو، قاراباغ، قالقاچی، بویداش -نجف‌آباد، گؤوه‌رچین‌قالا، باری،...) که يک منطقه‌ي مهم تورک در غرب درياچه‌ي اورميه است را به مدت شش سال از تجاوزات جلوهاي آسوري، قاچاقهاي ارمني و غارتگران کرد به سرکردگي سيميتقو محافظت کند.

Wednesday, December 21, 2016

تورک خالق قهره‌ماني، قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا» تورکوله‌ري


تورک خالق قهره‌ماني، قوشچولو «آدي گؤزه‌ل کاظيم‌خان پاشا» تورکوله‌ري

مئهران باهارلي- ۲۰۱۲

الف-اون دوققوزونجو يوز ايلين سونلاري و ييرمينيجي يوز ايلين باشلاريندا ايران و آزه‌ربايجانين گونئيينده «مودئرن تورک ميللي کيملييي» و اونون تمه‌لينده «تورک ميللي بيلينجي» اولوشدو. آرديندان تورک خالقينين ميللي حاقلاريني الده ائتمه اوغروندا سيياسي-ياراقلي (سيلاحلي) حره‌که‌تله‌ر باشلادي. بو حره‌که‌تله‌ره گئنيش تورک کيتله‌له‌ري، تورک سئچگينله‌ر، دئوله‌ت آداملاري ايله دين خاديمله‌ري ده قاتيلدي. تورک ميللي بيلينجله‌نمه و تورک ميللي حره‌که‌تينين بو ايلکين آشاماسي، آزه‌ربايجانين باتيسيندا تورک خالقي و سئچگينله‌رينين روس، اينگيليز، ائرمه‌ني، آسورو و کورد ياييلماجيلارينا قارشي گؤسته‌ريله‌ن ديره‌نيش بيچيمينده اورتايا چيخدي. بو سوره‌ج ١٩١٨ ايلينده عوثمانلي کؤمه‌يي ايله و «جمشيدخان افشار اورومي» (مجدالسلطنه) باشچيليغيندا تورک‌ائليني قورتارارق «بيرليک يؤنه‌تيمي»ني (اتحاد حؤکومه‌تي‌ني) قورماقلا زيروه‌يه اولاشدي.

او دؤنه‌م تورک ميللي بيلينجله‌نمه‌سي‌نين اؤنه‌ملي تانيماللاريندان (شخصييه‌تله‌رينده‌ن) بيري ده، قوشچولو مشه‌دي ريضااوغلو «کاظيم‌خان پاشا»دير (۱۸۶۷- ۱۹۲۳). کاظيم‌خان پاشا ۱۹۰۹ ايلينده‌ن باشلاياراق تشکيلاتلانديرديغي تورک خالقي و ياراتديغي نئچه يوز نفه‌رليک سيلاحلي گوجله ايلله‌ر بويو روس ايشغالچيلارينا قارشي ساواشميشدير. ۱۹۱۷ده‌ن سونرا اؤز توفه‌نگچي و آتلي‌لاري ايله «خليل پاشا» قوموتانليغيندا قورتاريجي عوثمانلي اوردوسونا (ايسلام اوردوسونا) قوشولموش، خليل پاشا بؤلگه‌ده اولان عوثمانلي اوردوسو بيرليکله‌رينده‌ن بير بؤلومونو، بئجه‌ريکلي اولدوغونو گؤزله‌مله‌دييي کاظيم‌خان‌ين قوموتاسينا (امرينه) وئرميشدير (محمد افندی و امرينده اولان اوچ يوز عوثمانلي آتلي‌سي، او جومله‌ده‌ن توفه‌نگچيله‌ر علي چاووش، الفت، .... بو عوثمانلي بيرليکله‌رينده‌ن باشدا «محمد افندي» اولماق اوزه‌ره بير چوخ شخص، داها سونرالار عوثمانلييا قاييتماييپ، آزه‌ربايجانا يئرله‌شديله‌ر). کاظيم‌خان ايسه بويروغو آلتيندا بولونان بوتون توفه‌نگچي و آتليلاردان اون‌باشي، يوزباشي، فراش‌باشي، وکيل‌باشي .... کيمي نيظامي روتبه‌له‌ري اولان کيچيک بير اوردو قوراراق، آلتي ايل بويونجا آسورو جيلوولار، ائرمه‌ني قاچاقلار و سيميتقو کورد تالانچيلارينا قارشي تورک خالقيني و اورمو گؤلونون باتيسيندا اؤنه‌ملي بير تورک بؤلگه‌سي اولان «انزه‌ل»ي (قوشچو، قاراباغ، قالقاچی، بویداش -نجه‌ف‌آباد، گؤوه‌رچین قالا، باری،...) قورويابيلميشدير.


Sunday, December 18, 2016

مسئول فجایع اخیر در خاورمیانه


مسئول فجایع اخیر در خاورمیانه

دیدگاهی که صرفا تکفیری‌های سنی را مسئول فجایع اخیر در خاورمیانه می‌بیند یک طرفه، ساده‌انگارانه و مخدوش است. این فجایع علاوه بر اسلامیست‌ها و تکفیری‌های سنی، معلول اسلامیست‌ها و تکفیری‌های شیعی و جلادان سکولار متحد آن‌ها مانند اسد و پوتین است. اتحاد روسیه، اوروپا و غرب با شیعیان بر علیه دیگر مسلمانان چیز تازه‌ای نیست و از زمان صفویان شروع شده است.

از طرف دیگر، مخالفت و دشمنی بسیاری از اسلامیست‌های تورکیه با ایران، بیش‌تر از آنکه ریشه در مخالفت معقول و موجه با توسعه‌طلبی‌ها و سیاست‌های فرقه‌گرایانه‌ی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد، خود ریشه در نوعی بنیادگرائی سنی و حتی تکفیری‌منشی دارد.

به نظر من عامل اصلی و تعیین‌کننده در فجایع اخیر در جهان اسلام، عامل داخلی یعنی درد سنی و شیعه، رفورم و مدنی و عصری نشدن خود دین اسلام، توسعه‌نیافته‌گی مزمن و چندجانبه‌ی جوامع اسلامی، ... است. عامل خارجی، عاملی فرعی است. مساله‌ی رفورم نشدن و عقب‌مانده‌گی اندیشه‌گی اسلام ماجرائی هزار ساله است و به فتح استانبول، قرون وسطی حتی پیش از آن بر می‌گردد. از آن زمان عقب‌مانده‌گی جهان اسلامی و پیشرفت جهان مسیحی، به موازات رفورم شدن مسیحیت و رفورم نشدن اسلام شتاب گرفت.

عامل خارجی همیشه از جمله در صد سال قبل هم وجود داشت. اما امپراتوری عثمانلی با درایت، پروژه‌ی «اتحاد اسلام» را برای مقابله با متجاوزین و استعمارگران اوروپائی ایجاد کرد و باعث شد از چین و هندوستان تا ایران و آزربایجان و تا آلبانی و بوسنا همه‌ی جوامع مسلمان متحدا بر علیه استعمارگران عمل کنند. در حالیکه امروز وارثان عثمانلی در تورکیه بر اساس سنی‌گری تنگ‌نظر عمل می‌کنند.

ناسيوناليستهاي فعلي تورکيه و ناسيوناليسم تورک اواخر امپراتوري عثماني


ناسيوناليستهاي فعلي تورکيه و ناسيوناليسم تورک اواخر امپراتوري عثماني

بنا به بعضي فلاسفه، «دانش و علم با تقسيم‌بندي مفاهيم و پديده‌ها آغاز مي‌شود» ....: ناسيوناليستهاي فعلي در تورکيه و در راس آنها م‌.ح.‌پ. (ملي حرکت پارتيسي)، کاملاً با جريان ناسيوناليسم تورک که در اواخر امپراتوري عثماني پديدار شد متفاوتند.

ناسيوناليسم تورک ظهور کرده در اواخر دوره‌ي امپراتوري عثماني، يک جريان ريشه‌دار تاريخي پيشرو و مترقي، ايجاد شده توسط مصلحان و روشنفکران و انديشمندان و فرزانگان و محققين و تورکي‌شناسان و ادباي سکولار بود. بسياري از اين فرهيختگان (يوسف آقچورا، اسماعيل گاسپيرانسکي، حسين‌زاده علي بيگ، احمد آقايف، ذکي وليدي توغان، عمر سيف الدين و.... غيره) اصلاً از روسيه‌ي تزاري، تاتارستان، قفقاز، کريمه، بالکان، تورکستان و ... بودند.

آنها کار را با «اتحاد اسلام» به معني تجدد و معاصر شدن مسلمانان و جوامع مسلمان، ترک اختلافات و تعصبات مذهبي و فرقه‌اي و خرافات و ... و وحدت عمل سياسي و نظامي همه‌ي مسلمانان فارغ از مذهب و طريقت و فرقه و .... بر عليه استعمارگران اروپائي شروع کرده بودند و بعدها به «اتحاد و ترقي» که يک حرکت ناسيوناليستي و صدددرصد سکولار بود رسيدند. آنها بدون توجه به مذهب و فرقه و طريقت، به کمک تورکهاي ايران و قفقاز، اعم از سني و شيعي و علوي و ... شتافتند و تنها در آزربايجان ایران هزاران شهيد در راه نجات تورکها از متجاوزين روس و انگليس و ارمني و آسوري دادند.

اما م.ح.پ.، ميللي گؤروش، گولنيستها و امثالهم در تورکيه‌ي معاصر، جرياناتي هستند که بي‌ربط با جريان ريشه‌دار و تاريخي فوق، پس از جنگ جهاني دوم و همه از تلفيق سني‌گري و ناسيوناليسم تورک عاميانه موسوم به ايدئولوژي «سنتز تورک-اسلام»، آنهم به عنوان يک عکس العمل ميليتان به کمونيسم ايجاد شده‌اند.

Tuesday, December 13, 2016

پول ملي تورک در دوره‌ي حکومت ملي آزربايجان و واحدهاي آن تومان و قران


پول ملي تورک در دوره‌ي حکومت ملي آزربايجان و واحدهاي آن تومان و قران

Wednesday, July 20, 2011

مئهران باهارلي



«حکومت ملي آزربايجان» نام يک دولت تورکِ در عمل مستقل از ايران است که به سالهاي جنگ جهاني دوم با حمايت اتحاد جماهير شوروي در بخش عمده‌اي از منطقه‌ي ملي تورک در شمال غرب ايران و يا قسمت شمالي تورک‌ایلي تاسيس شد (هر چند اين دولت، در دنباله‌روي از سياستهاي مهندسي قومي روسيه‌ي استالين، هويت ملي خود را «آزربايجاني» و نه «تورک» اعلام مي‌کرد). حکومت ملي آزربايجان دومين تشبث ايجاد دولتي تورک در جنوب آزربايجان است. تشبث اول، «حکومت اتحاد» به رهبري جمشيدخان افشار اورومي، همزاد «دولت مساوات» به رهبري محمدامين رسولزاده و مانند آن برخوردار از حمايت عثماني بود. (برخي منابع، از دولت «حکومت ملي آزربايجان» به شکل جمهوري ياد مي‌کنند. در حاليکه بر خلاف دولت کوردِ همزمان تاسيس شده در منطقه‌ي کوردنشين آزربايجان بنام «جمهوري مهاباد»، اين دولت خود را جمهوري تلقي نمي‌کرد و به طور رسمي و در اسناد و مدارک هم خود را جمهوري نمي‌ناميد).


حکومت ملي آزربايجان در اسفند ١٣٢۴ شمسي (مارس ۱۹۴۶) به چاپ اسکناسهاي ملي آزربايجان احتمالا در تبريز و در فروردين ۱۳۲۵ به انتشار عمومي آنها اقدام نمود. اين اسکناسها با استقبال گسترده‌ي مردم در استانهاي امروزي آزربايجان شرقي، آزربايجان غربي، اردبيل، گيلان (بخشهاي تورک‌نشين)، زنجان، قزوين و کوردستان (بخشهاي تورک‌نشين) مواجه شدند و قرين به موفقيت اقتصادي هم بودند. اما بدنبال ورود ارتش شاهنشاهي پهلوي به آزربايجان، ترک مقاومت و فرار همزمان اغلب رهبران و تسليم شدن بقيه‌ي آنها و سقوط حکومت ملي آزربايجان، از تداول خارج گرديدند. تاکنون نوشته و تحليل مستقلي در اين مورد مهم تاريخي نگاشته نشده است. سري مقالات حاضر نخستين در اين عرصه است.


Tuesday, December 6, 2016

آغان Ağan - آغمیش Ağmış: شهید

آغان Ağan - آغمیش Ağmış: شهید

 

مئهران باهارلی

 

«شهید»، بوته‌م‌سه‌ل (دینی) و بوندالیق (سئکولار) اه‌کینج (کولتور) و تئرمینولوژی‌له‌ری‌نین هر ایکی‌سی‌نده وار اولان بیر قاورام‌دیر. دینی آنلام‌دا شهید ایشکه‌نجه‌له‌ره قارشین (رغمه‌ن) اؤز اینانجی‌نا تانیق‌لیق (شهاد‌ت، گواهی) وئریپ دیره‌ندییی اوچون اؤلدوروله‌ن بیری، یا دا گئنه‌ل اولاراق اینانجی، اینامی و حتتا گؤره‌وی یولوندا یاشامی‌نی ایتیره‌ن کیمسه دئمه‌ک‌دیر. باتی دیل‌له‌ری‌نین چوخوندا بو قاورام، اصلی یونان‌جا و آنلامی تانیق (شاهد، گواه) اولان «مارتیر» (μάρτυς, μάρτυρ) کلیمه‌سی ایله قارشی‌لانیر. عره‌ب‌جه و ایسلام‌داکی «شهید» کلیمه‌سی ده بو یونان‌جا مارتیر قاورامی‌ندان آلینتی و ترجومه‌دیر.

شهیدلیک بوتون کولتورله‌رده بیر اینسانین تین‌سه‌ل (معنوی) اولاراق یوکسه‌له‌بیله‌جه‌یی، اه‌ن یوخاری و اه‌ن اوستون قونوم (مقام)، و تعالی‌نین زیروه‌سی‌دیر. بونا اویقون اولاراق تورک‌جه‌ده شهید قاورامی‌نا قارشی‌لیق، «آغماق» فئعلی‌نده‌ن تؤره‌دیله‌ن «آغان» یئنی‌دئگی‌سی‌نی اؤنه‌ریره‌م.

اه‌سکی تورک‌جه‌ده «آغماق» فئعلی یوکسه‌لمه‌ک، یوخاری چیخماق (صعود، ارتفاع گرفتن، عروج، طیران) آنلامی‌ندادیر. بو کؤکه‌ن‌ده‌ن «آغساماق» (یوکسه‌لمه‌ک، یوخاری چیخماق)، «آغیش» (یوکسه‌لیش، یوخوش) و «آغار» (شریف و عالی‌رتبه ‌و بلند مرتبه) کلیمه‌له‌ری ده واردیر. «آقا- آغا- آکا» (محترم، شخص برجسته، بزرگ، سرور، سرکار، ارباب، صاحب، اعیان؛ برادر بزرگ، داداش، پدر)، «اکه» (برادر)، «آغاج»، «آغ» (یوکسه‌ک‌لیک، اوجالیق، یوخاری‌لیق، اوستون‌لوک، آری‌لیق)، «آغیرلاماق» (عزیزله‌مه‌ک)، «آقی - آغی» (خزانه)، «آقچا - آغچا – آغچه - آقچه» (پول)، «اخی - آخی - آقی» (جوان‌مرد، شریف و گرامی و متعالی، عالی‌جناب، مهمان‌دوست)، «آقاسی - آغاسی» (آقامنش، آقاوار، آقامانند، آقاوش؛ شریف و گرامی و بزرگوار، ارجمند، بلندقدر، سرور، شرافت‌مند، عالی‌قدر، عظیم‌الشان، فخیم، گرامی، مجید، محترم، معز، معظم، مفخم، مکرم، نبیل، متعالی؛ کوتاه شده‌ی فورم اولیه‌ی «آغاسیق» - مانند آقا و یا محرف کلمه‌ی «آغاچی» و «آغی‌چی» - خزانه‌دار) .... وس.کیمی کلیمه‌له‌رین ده بو کؤک‌له ایلگی‌لی اولابیله‌جه‌یی‌نی ساولایان‌لار اولموش‌دور.

آغماق فئعلی‌نین هرده‌ن دوشمه‌ک آنلامی دا واردیر. بورادان یئره دوشوپ ده‌به‌له‌نمه‌ک آنلامی‌ندا اولان «آغناماق» فئعلی تؤره‌میش‌دیر. آنجاق «آغ» کؤکو داها چوخ یوکسه‌ک‌لیک، اوجالیق، یوخاری‌لیق و  اوستون‌لوک‌له ایلگی‌لی‌دیر.

Monday, December 5, 2016

دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌ری


دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌رى

مئهران باهارلى

دده قورقوت اوغوزنامه‌سينين ديرئسدئن و واتيکان نوسخه‌له‌رينده، بويلاردان قاباق بير اؤن‌سؤز واردير. بو اؤن‌سؤز ايکى بؤلومده‌ن اولوشور: گيريش بؤلومو ايله دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌رينين آنلاتيلديغى ايکينجى بؤلوم. آشاغيدا بو ايکنجى بؤلومو، ديرئسدئن نوسخه‌سى تمه‌لينده، مودئرن و فونئتيک تورکجه يازيمى ايله وئرميشه‌م. اوندان سونرا بير سيرا دئگى (کليمه) و بيله‌شيکله‌رين (ترکيبله‌رين) آچيقلاماسى و سؤزلوک واردير.



دده قوْرقۇت‌جا قارێ‌لار دؤرت تۆرلۆدۆر

[دده قوْرقۇت دیلینده‌ن] اوْزان آیێدێر: 

قارێ‌لار دؤرت تۆرلۆدۆر: بیریسى «سوْلدۇران سوْیۇ»دۇر. بیریسى «توْلدۇران توْیۇ»دۇر. بیریسى «ائوین دایاغى»دێر. بیریسى «نئجه سؤیله‌رسه‌ن، بایاغێ»دێر. 

اوْزان [آیێدێر]: 


Saturday, December 3, 2016

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند 

مئهران باهارلی


یک دولت مودرن انسان‌محور، باید در مورد زبان‌ها، مانند ادیان و مذاهب، بی‌طرف باشد و همه‌ی آن‌ها را به یک چشم ببیند. در شرایط ایران برای تامین این غایه، ضروری است که همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء رسمی اعلام شوند و اقلا قانونا و فعالانه مورد حمایت دولت قرار گیرند و در ارتباطات رسمی بین شهروندان و دولت بکار روند.

اما این رسمیت برای سه دسته از زبان‌های رایج در ایران، یعنی «زبان‌های عمومی» (تورکی و فارسی)، «زبان‌های دیگر ملل»، و «زبان‌های اقلیت‌های ملی» معانی، مصادیق و دامنه‌ی متفاوتی دارد.

۱-در مورد زبان تورکی، صحبت از اعلام رسمیت اولاً «توسط قانون اساسی» (رسمیت قانونی – دو ژور و نه مانند گذشته رسمیت دوفاکتو - صرفا عملاً)، دوماً «در مقیاس سراسری» و کشوری (نه صرفاً در مناطق تورک‌نشین)، سوماً «به عنوان زبان دولت مرکزی ایران» در همه‌ی مناسبات از جمله روابط بین المللی و دیپلوماسی (نه صرفاً کاربرد زبان تورکی در مناسبات رسمی بین دولت و مردم) است. نتیجتاً زبان تورکی باید در همه‌ی اسناد رسمی مطبوع و مکتوب دولت ایران، از قبیل نشر قانون اساسی و دیگر قوانین، عهدنامه‌ها و قراردادهای بین المللی، در اسکناس، شناسنامه‌، پاسپورت، گواهی‌نامه‌ها و .... هم به کار رود. یعنی دقیقاً همان وضعیت و موقعیت قانونی و حقوقی که اکنون زبان فارسی به ناحق منحصرا در ایران از آن برخوردار است.

ضرورت رسمیت زبان تورکی به شرحی که آمد، زائیده‌ی واقعیت‌های تاریخی و میدانی و جمعیت‌شناسانه‌ی چندی است. از قبیل:

-به لحاظ جمعیتی اکثریت نسبی بودن تورک‌ها در کشور (بر خلاف فارس‌ها که دومین گروه ملی در ایران هستند)

-پراکنده‌گی تاریخی - طبیعی تورک‌ها در سرتاسر ایران که زبان تورکی را در یک هزار و دویست سال اخیر یک زبان «عمومی» طبیعی ایران ساخته است. (بر خلاف فارسی که به عنوان زبان مادری - طبیعی محدود به مناطق مرکزی - جنوبی - شرقی کشور است)

- سابقه‌ی رسمیت دوفاکتو و زبان دولت مرکزی بودن تورکی در یک هزار و دویست ساله‌ی تاریخ تورک در ایران (همراه با فارسی، عربی و یا به تنهائی)، و سنن تاریخی - عرف دولت‌های حاکم بر ایران. یعنی مطالبه‌ی رسمیت دوباره‌ی زبان تورکی در سطح دولت مرکزی، خواست بازگشت به خود و نورم و عرف و سنت بومی این جوغرافیا است، در حالی که الغای رسمیت تورکی و رسمیت انحصاری فارسی، پدیده‌ای نامتعارف و بیگانه ساخته و تحمیلی است.

-وجود خواست صریح و مستمر توده و نخبه‌گان تورک برای رسمی شدن زبان تورکی، به عنوان اکثریت جمعیتی و عنصر ملی اصلی در تاریخ هزار و دویست ساله‌ی این کشور

بر خلاف آنچه آزربایجان‌گرایان ادعا می‌کنند، رسمی شدن زبان تورکی توسط قانون اساسی و در مقیاس سراسری و در سطح دولت مرکزی، به معنی کاربرد و تدریس و تعلیم اجباری زبان تورکی و تحمیل آن به ملل و اقلیت‌های ملی غیر تورک در مناطق غیر تورک‌نشین و در مناطقی که به کار نمی‌رود مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان و احواز و .... و یا تغییر دادن زبان ملل غیر تورک ساکن در ایران به تورکی نیست. بلکه به معنی ارتقاء موقعیت زبان تورکی به موقعیتی برابر با زبان فارسی، پذیرش قانونی و حقوقی‌ی زبان تورکی به عنوان یک زبان عمومی کشور و رسمی‌ی دولت مرکزی، لزوم کاربرد زبان تورکی از سوی دولت مرکزی ایران به موازات زبان فارسی در صدور و نشر اسناد رسمی‌ی دولت مرکزی مانند قانون اساسی، اسکناس، پاسپورت‌ها، .....، در ایجاد ارتباط با اتباع خود در ادارات و در دادگاه‌ها و ... در روابط دیپلوماتیک خارجی و سفارت‌خانه‌ها، دیگر ارتباطات بین المللی و هم‌چنین در مناسبات با شهروندان تورک، و نهایتاً ملزم و موظف بودن دولت مرکزی به حفاظت و توسعه‌ی زبان و فرهنگ و ادب تورکی از جمله با تاسیس فرهنگستان‌های دولتی و دانشگاه‌ها و دیگر مراکز آکادمیک و فرهنگی و .... زبان و ادبیات و تاریخ و ... تورک در ایران است.

رسمی شدن به معنی اجباری بودن نیست. هچ کس مجبور نیست که هیچ زبانی را یاد بگیرد، اما دولت مجبور است که همه‌ی زبان‌های بومی و رایج در کشور را رسمی کند، یعنی آن‌ها را حفظ و تقویت کند و در مناسبات با مردم و دولت‌های دیگر به کار ببرد. همچنین مساله‌ی رسمیت زبان‌ها مساله‌ای جدا از استقلال ملت‌هاست؛ حتی اگر ایران تجزیه شود و در مناطق فارس‌نشین دولتی به اسم فارسستان تاسیس شود، در همان فارسستان هم باید تورکی زبان رسمی باشد، چرا که در فارسستان هم گروه‌های تورک بومی حضور دارند....

۲- زبان‌های دیگر ملل ساکن در ایران، و یا گروه‌های ملی که دارای منطقه‌ی ملی کومپاکت از آن خود هستند، مانند کوردی، بلوچی، تورکمنی، لوری، عربی، گیلگی، تالشی، خلجی، لاری، ... باید در مناطقی که رایجند رسمی شوند و توسط نهادهای دولتی محلی هم حمایت شده، در ادارت، رسانه‌ها و مهم‌تر از همه نظام آموزشی منطقه، به صورت مکتوب و شفاهاً بکار روند. کاربرد زبان‌های ملی عمده (تورکی، فارسی) در صدور و چاپ برخی از اسناد دولتی در این مناطق ملی هم، بسته به شرایط می‌تواند معقول و مطلوب شمرده شود.

 ۳-زبان‌های اقلیت‌های ملی، و یا گروه‌های ملی کم‌شمار که بر عکس ملل، دارای منطقه‌ی ملی کومپاکت از آن خود در داخل ایران نیستند، مانند قازاقی، عبری (یهودی)، آسوری، ارمنی، جاتی، پشتو، و .... هم باید رسمی، به معنی شناخته و حمایت شدن از سوی دولت و کاربرد در ایجاد ارتباط این گروه‌ها با دولت، در نشریات و در نظام آموزشی .... شوند.

تورک‌ها مسئول روشن‌گری در باره‌ی مطالبات ملی خود از جمله وضعیت و موقعیت زبان ملی‌شان تورکی در کشوری که به همه حال فعلاً جزئی از آن هستند می‌باشند. در باره‌ی زبان دیگر گروه‌های ملی، قاعدتاً و در درجه‌ی اول خود آن‌ها مسئولند که خواست‌های خود را فرمول‌بندی و مطرح کنند. با این همه ترجیح ملت تورک و وطن تورک‌ایلی آن است که ملل و مناطق ملی مجاور فدرال – کونفدرال و یا جماهیری ایران آینده هم، یعنی همسایه‌گان او در انطباق با عصر مودرن با زبان ملی رسمی خود و آزاد از یوغ زبان‌های تحمیلی و استعماری .... زنده‌گی کنند.

برای مطالعه‌ی بیشتر:

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/12/blog-post.html

رفع بعضی از شبهات در باره‌ی رسمیت زبان تورکی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_12.html

باز هم معضل رسمیت زبان تورکی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_18.html

دهکده‌ی جهانی و زبان فارسی

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_21.html

رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_15.html

افول ستاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی می‌باید به مرزهای طبیعی خود عقب‌نشینی کند

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/04/blog-post_3.html

عقب‌گرد به سنگر ملی، مشترک و سراسری

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_16.html

اعلامیه‌ی جهانی حقوق زبانی  Universal Declaration of Linguistic Rights

http://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post_14.html

در دفاع از تات‌ها، تالش‌ها، گیلک‌ها و حقوق و زبانشان

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/03/blog-post_25.html

مصوبه‌ی حکومت احمدی‌نژاد در باره‌ی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات تورکی در دانشگاه‌ها

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/10/blog-post_31.html

Tuesday, November 29, 2016

اینال‌لی ساوقاتی (سوغات اينانلو)- اشعار تورکی

 

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- مقدمه و لغتنامه

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_29.html

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- اشعار تورکی

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_51.html

Türk İnanlı - Yınallı boyunundan (İran’ın günéyinde) Türkçe qoşuqlar

Turkish Poesm from Turkish Inanlı Yinalli tribe of Southern Iran 


میرزا باقر اینان‌لو [اواخر قرن نوزده]

 

آن طوری که از قرائن بر می‌آید و معمرین قوم نقل کرده‌اند، ایام زنده‌گی وی قبل از میرزا علی‌بابا اینان‌لو بوده است. در دامنه‌ی کوهی در شمال شرقی دوگان و جرغه «در منطقه‌ی قره بلاغ فسا» غاری است منتسب به این شاعر. گویا وی که صاحب رمه و گله‌ی گوسفند بوده، در این مکان اقامت داشته و غار مذکور محل نگه‌داری گوسفندان وی بوده است.

 

ائی آقالار! بو دنیایا گه‌له‌لی                               

ازلی‌نده‌ن صاحب اقبال اولمادیم

فلک، غم-دردی‌نی آشتی (آچدی) اوزومه          

بیر زمان شاد اولان خوش‌حال اولمادیم         

 

ایساردیم غول ائده کردگار مه‌نی                       

آپارا، ساتوردا او تجّار مه‌نی                          

خرید ائتمه‌ز او زلیخا یار مه‌نی                             

یوسف کیمین صاحب جمال اولمادیم          

 

یار یولونا چه‌که‌ر انتظار گؤزوم                          

بلکه بهار اولا، خوش اولا یازوم    

ازلی‌نده‌ن بختی قارا مه‌ن اوزوم                           

نه‌چون یار دردی‌نده‌ن آبدال اولمادیم    

 

باقر دئیه‌ر سریم یارا فدا جان                          

یاندیگیمی چارا ائتمه‌م جدا جان       

درگاهی‌ندا مه‌ن نیلادیم خدا جان                       

مه‌ن یارینان بیر هم‌وصال اولمادیم