Wednesday, February 15, 2017

رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته

رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته

 

مئهران باهارلی

 

٠٧ یئلین‌آی، تویوق ایلی، ٢٠٠٥


رسمیت انحصاری زبان فارسی محصول شرایط خاص ربع اول قرن بیستم و سوء استفاده‌ی رهبران سیاسی وقت از آن‌ها بود. اکنون شرایط ایران و منطقه و جهان به کلی عوض شده است. آشنایی و آگاهی عمیق‌تر با مقوله‌ی حقوق جهان‌شمول بشر در هر دو بُعد فردی و گروهی، پیدا شدن حساسیت در باره‌ی لزوم حفظ و پاسداری از زبان‌ها و فرهنگ‌های ملی و بومی و تبدیل این حساسیت و رفتار به یک نورم جهانی، وقوف بر واقعیت مخفی نگاه داشته شده‌ی رسمی – دولتی بودن زبان تورکی به عنوان یک زبان عمومی کشور در یک هزار سال گذشته، اطلاع یافتن ملت تورک ساکن در ایران از کم و کیف وجود و زوایای گوناگون سیاست رسمی دولت ایران برای نابود ساختن و ریشه‌کن کردن زبان تورکی از ایران و مخصوصا از تورک‌ایلی (منطقه‌ی ملی تورک در شمال غرب ایران تقسیم شده بین ١٤ استان، و یا «تورکستان» سابق) پس از دوره‌ی انجمن معارف ١٨٩٨- مشروطیت ۱۹۰۶-کودتای رضاخان ۱۹۲۰، و از همه مهم‌تر خودآگاهی ملت تورک ساکن در ایران بر هویت و حقوق ملی‌اش و متوجه شدنش بر واقعیت سنگینی‌ توده‌ی تورک‌زبان – تورک تبار در جمعیت ایران و پوتانسیل‌های خود، .... نه تنها با وصایت قوم - ملت فارس و زبان و فرهنگش بر ایران و در این میان رسمی بودن انحصاری زبان فارسی به هیچ وجه هم‌خوانی ندارد، بلکه ادامه‌ی آن را امری مطلقا غیر ممکن می‌سازد. به این‌ها پذیرش و شناخته شدن هویت ملی و زبان‌های ملت‌های گوناگون در کشورهای همسایه‌ی افغانستان، عراق، تورکیه و ... را نیز می‌بایست افزود.

اکنون همه آگاه شده‌اند که اجبار و تحمیل زبان و فرهنگ فارس در ایران، کشوری که اکثریت مطلق جمعیت آن را ملت‌های غیر فارس تشکیل می‌دهد، از مشروعیتی تاریخی برخوردار نیست. اعلام زبان محلی قوم - ملت اقلیت فارس‌زبان به عنوان یک زبان گویا ملی، مشروعیت و قانونیت خود را نه از پذیرش داوطلبانه‌ی ملت‌های ساکن در ایران، بلکه از طریق توطئه‌های پارسیان هندی – شعوبیا و ذهنیت صلیبی - استعمار انگلیس و سرنیزه‌ی رضاخان برای مهندسی هویت ملی مردمان ساکن در ایران کسب کرده است. برآیند همه‌ی این عوامل باعث گردیده که برای نخستین بار در تاریخ معاصر، ملت تورک به همراه دیگر ملت‌ها و گروه‌های ملی ساکن در ایران، صراحتا وصایت قوم - ملت فارس و زبان و فرهنگش و در این میان حاکمیت انحصاری زبان «محلی» فارسی و سلطه‌ی سیاسی قوم - ملت اقلیت فارس (تاجیک‌های غربی سابق) بر کشور کثیرالمله و دولت ایران را زیر سوال ببرد و خواستار پایان دادن به این وضعیت آبسورد، بی‌معنی و ناپسند شود.

مودرنیته، جوهر پروژه‌ی دموکراسی در قرن بیستم است. مودرنیته یعنی رها شدن از وصایت. امروزه تئوری و گفتمان دموکراسی علاوه بر «حق رای»، «حق مشارکت» و «حق تمثیل برابر» را نیز به یک درجه و هم‌زمان در بر می‌گیرد. به بیان دیگر آنانی که خواستار لغو رسمیت انحصاری زبان فارسی شده و پایان دادن به وصایت قوم - ملت فارس و زبان و فرهنگش بر ایران را طلب می‌کنند، عملا جوهر مودرنیته و راه دموکراسی را به مردمان کشور ایران نشان می‌دهند. و هنگامی که از شناخت، برابری، مشارکت و تمثیل رسمی ملل و زبان‌های غیرفارس ایران در ساختار دولت و تعریف هویت ایرانی صحبت و دفاع می‌کنند، به واقع از مودرنیته و دموکراسی صحبت و دفاع می‌نمایند.

مسئله‌ی زبان‌های ملل ساکن در ایران (و رسمی شدن دو ژور – حقوقاً زبان تورکی در مقیاس سراسری و دولت مرکزی)، در مرکز مبارزه‌ی دموکراتیک ملل ساکن در ایران قرار دارد. تا زمانی که ملل غیر فارس ایران و در راس آن‌ها ملت تورک در ساختار نظام و کشور از حق مشارکت برابر و نیز حق تمثیل برابر - از تمثیل برابر زبان و هویت خود به صورت رسمی در ساختار دولت و تعریف هویت ایرانی و دولتی شدن زبان‌هایشان گرفته تا خودگردانی اداری و سیاسی و دولت فدرال – کونفدرال و یا جماهیری و .... - برخوردار نشوند، نمی‌توان از دموکراسی و جامعه‌ای مودرن صحبت کرد. زبان دموکراسی در ایران تورکی است، لوری است، بلوچی است، اما فارسی اجباری و جانشین نیست. فارسی اجباری و جانشین تنها می‌تواند زبان استعمار، مهندسی هویت قومی - ملی اوریانتالیستی، نژادپرستی و نسل‌کشی زبانی باشد.

بنظر می‌رسد بسیاری از نخبه‌گان فارس در ایران، فعالین سیاسی و حقوق بشری‌اش و نیز شماری معدود از فعالین تورک طبقه شده در مقوله‌ی مانقورت - گؤزقامان (منسوب به جریانات چپ ایرانی، آزربایجان‌گرایی ایران‌گرا، ...) که هنوز خواستار رسمی ماندن انحصاری زبان فارسی‌اند، درک و بینش درست و امروزی از مساله‌ی ملی در ایران و در این میان مساله‌ی ملی تورک، مودرنیته و دموکراسی ندارند. دموکراسی، اگر به معنی گزیدن بهترین‌ها باشد، وصایت فرهنگی - زبانی فارسی و رسمیت انحصاری زبان فارسی بدترین و ارتجاعی‌ترین گزینش‌ها و گزینه‌ای صددرصد غیر دموکراتیک است. هر قانون اساسی در کشور کثیرالمله‌ی ایران که اصل رسمی و دولتی بودن انحصاری زبان فارسی و وصایت زبانی – فرهنگی - سیاسی قوم - ملت فارس در آن گنجانیده شده باشد؛ و یا هر شخصیت، گروه سیاسی و یا نیروی اجتماعی که مخالف رسمیت و دولتی شدن زبان تورکی در ایران در مقیاس سراسری و در سطح دولت مرکزی و توسط قانونی اساسی (دو ژور) باشد، واپس‌گرا و از همان آغاز دشمن تجدد - مودرنیته و خصم دموکراسی – مردم‌سالاری، و بدخواه مردمان ایران است.

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت عمومی زبان تورکی، ضرورت مودرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است

مفاهیم مودرنیته، سکولاریسم و مشروطیت .... همه در درجه‌ی اول از طریق امپراتوری عثمانلی و در درجه‌ی دوم قفقاز، یعنی همسایه‌گان تورک به ایران و تورک‌ایلی وارد شده‌اند. یکی از دلائل مهم این پدیده آن بود که در قرون هیجده و نوزده و ربع اول قرن بیستم، علاوه بر حاکمیت و مقامات رسمی، قاطبه‌ی نخبه‌گان و روشن‌فکران در ایران که اکثریت نزدیک به همه‌ی آن‌ها تورک بودند، مسلط بر زبان تورکی و کاملا آشنا به ادبیات سیاسی روز تورک در عثمانلی و قفقاز بودند.

در این نوشته عکس چند نشریه‌ی تورک عثمانلی و قفقازی (شرق روس، تورک سؤزو، تورک یوردو و عدالت) را آورده‌ام که دارای مشترکان و آبونه‌چی‌هایی در ایران - عجمستان و تورک‌ایلی هم بودند. قابل توجه است نشریات تورک سؤزو و تورک یوردو که معتبرترین نشریات روشن‌فکری و فرهنگی جریان ملی‌گرایی تورک و از اورگان‌های حزب «اتحاد و ترقی» و تشکیلات «تورک اوجاق‌لاری» بودند، از همان شماره‌ی نخست اعلام می‌کنند که در ایران - عجمستان دارای مشترکان می‌باشند. این نشان می‌دهد در ربع اول قرن بیستم (سال‌های انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی اول) علاوه بر صدها هزار تورک و غیر تورک ایرانی که در قفقاز و عثمانلی به کار و زنده‌گی و در این میان هزاران تن به خدمت در اوردوی عثمانلی مشغول بودند، قاطبه‌ی نخبه‌گان تورک و حتی غیر تورک در داخل ایران و تورک‌ایلی هم مستقیما مطبوعات تورک قفقاز و عثمانلی، به ویژه نشریات مربوط به جریانات ملی‌گرایی تورک (تورک یوردو، تورک سؤزو، ...) را خوانده و تعقیب می‌کردند (این موضوع را در یک نوشته‌ی جداگانه بررسی کرده‌ام).

 به عبارت دیگر، در نیمه‌ی دوم قرن نوزده و نیمه‌ی اول قرن بیستم، زبان تورکی کانال ارتباط تورک‌ها و دیگر مردمان ایران با جهان مودرن و ذهنیت معاصر بود. این یگانه‌گی زبانی، ارتباط انسانی و مراوده‌ی فرهنگی بین تورکان ساکن در ایران و تورک‌ایلی با فضای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی عثمانلی - قفقاز یکی از دلائلی است که دولت‌های ضد تورک و فارس‌گرای ایران بعد از مشروطیت (۱۹۰۶) و بویژه دولت کودتای رضاخانی (۱۹۲۰) – پهلوی و در ادامه‌ی آن‌ها جمهوری اسلامی ایران، کمر به ریشه‌کن کردن زبان تورکی از ایران و تورک‌ایلی و ناتوان کردن مردم و نخبه‌گان تورک و غیر تورک از تورکی‌نویسی و تورکی‌خوانی بستند. تا با بی‌سواد کردن آن‌ها در تورکی و ایزوله کردنشان از قفقاز و مخصوصا آناتولی، ارتباط آن‌ها با دنیای مودرن و ذهنیت و تمدن معاصر بشری، و در نتیجه به زعمشان تهدید دموکراتیزاسیون و سکولاریسم و .... در ایران را هم از بین ببرند. و نسبتا موفق هم شدند.

نتیجه آن شد که اکنون نه تنها مقامات و نخبه‌گان فارس، حتی بسیاری از خود تورک‌ها در ایران و در تورک‌ایلی، اخبار و حوادث تورکیه و جمهوری آزربایجان و کلا همه چیز  مربوط به تورکان از تاریخ تا فرهنگ ... را صرفا از طریق رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسی - که ذاتا دارای «فیلیتر ضد تورک» هستند و به «بیماری تورک‌کوری» مبتلایند و خودشان هم اخبارشان را از منابع غربی و کوردی و ارمنی و ... افراطی ضد تورک‌تر اخذ و ترجمه می‌کنند- تعقیب می‌نمایند.

مشابه این اتفاق در تورکیه با لاتین‌سازی و پاک‌سازی زبان تورکی در آنجا اتفاق افتاده و مقامات و نخبه‌گان تورکیه‌ای، حوادث ایران و حتی مسائل مربوط به ملت تورک ساکن در ایران را از طریق کانال‌ها و رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسی حتی اوروپائی، که آن‌ها هم تقریبا همه «فلیتر ضد تورک» دارند و به «بیماری تورک‌کوری» مبتلایند، تعقیب می‌کنند......  اساسا در دوره‌ی کمالیستی و جمهوریت، روایت جمهوری تورکیه از ملت تورک ساکن در ایران و دیگر ملل تورکیک آن، تماما ماخوذ از روایت جمهوری آزربایجان است که خود محصول و ملقمه‌ای از هویت ملی و تاریخ‌نگاری‌ها و روایت‌های ضد تورک و تماما دروغ ساخته و پرداخته‌ی پان ایرانیسم، صلیبیان و استالینیزم است.

از همین روست که تورکی‌نویسی و تورکی‌خوانی تورک‌ها و غیر تورک‌ها و به ویژه رسمیت دو ژور (توسط قانون اساسی) زبان تورکی در ایران در مقیاس سراسری – سطح دولت مرکزی، و درهم شکستن تسلط و حاکمیت انحصاری زبان فارسی، علاوه بر یک امر حقوق بشری، یک ضرورت و نیاز مودرنیته و لازمه‌ی توسعه، مدنی و معاصر شدن این کشور است ...








Friday, February 10, 2017

مطبوعات تورک در قفقاز جنوبي و آزربايجان سوسياليستي


«مطبوعات تورک» در قفقاز جنوبي و آزربايجان سوسياليستي

مئهران باهارلي

پس از انتزاع دو ژور قفقاز جنوبي از دولت تورک قاجار (انتزاع دو فاکتوي آن در دوره‌ي دولت تورکي افشاري متحقق شده بود) و الحاق آن به امپراتوري تزاري روسيه، نشريات بومي متعدد تورک‌زبان منتشر شده توسط تورکهاي بومي در اين خطه ظهور کرد، در دوره‌ي کوتاه جمهوري خلق آزربايجان و سپس سقوط آن توسط بولشويکها و تاسيس جمهوري سوسياليستي آزربايجان تا سال ۱۹۳۷، به سرعت گسترش يافت و شکوفا شد.

۱-نشريات تورک‌زبان منتشر شده توسط تورکان در قفقاز جنوبي (تفليس، باکو، گنجه، ...) و نواحي پيرامون (حاجي ترخان، قارس، ...) از سوي خود تورکان، محررين و ژورناليستها و مقامات دولتي آن منطقه «مطبوعات تورک» ناميده مي‌شد. به عنوان نمونه کتاب آزربايجان «تورک مطبوعاتي» («مطبوعات تورک» در آزربايجان) تاليف محمدزاده ميرزا بالا که به توصيف «مطبوعات تورک» در جنوب قفقاز مابين سالهاي ۱۸۷۵-۱۹۲۱ مي‌پردازد، در جمهوري سوسياليستي آزربايجان به سال ۱۹۲۲ و از طرف «آزه‌ربايجان خلق تصرفات شوراسي، پوليقراف شعبه‌سي نشرياتي، بيرينجي حکومت مطبعه‌سي، باکو» چاپ و منتشر شده است. ميرزا بالا در اين اثر در باره‌ي «مطبوعات تورک» در سالهاي آغازين دوره‌ي شوروي از جمله چنين مي‌گويد: «شورا حکومتي زمانيندا آزه‌ربايجانين مختلف قضالاريندا «تورکجه» مطبعه‌له‌ر آچيلميش، اداره‌له‌رده ديوار غزئتله‌ري نشر اولونويوردو. خصوصا باکودا بؤيوک «تورک مطبعه‌له‌ري» ياراتماق ايچين کناردان حروفات گتيرمه‌ک اوغرونا بير قاچ دفعه تشبثات اولموشدور. حال حاضردا کهنه‌ده‌ن ده موجود اولان بيرينجي حکومت مطبعه‌سيله ۴ نجو مطبعه «تورک مطبوعاتي» ايچين مهم رول اوينايورلار». (بعد از سال ۱۹۳۷ مفهوم «مطبوعات تورک» ممنوع و به جاي آن «مطبوعات آزربايجان» جايگزين شد).


۲-يکي از ويژگيهاي «مطبوعات تورک» قفقاز جنوبي و سپس جمهوري خلق آزربايجان و جمهوري سوسياليستي آزربايجان تا سال ۱۹۳۷، اين بود که بر هويت ملي تورک ويا «تورک» بودن خود، يعني منسوبيت به قوم و ملت تورک، به روشهاي مختلف که متعاقبا در زير خواهند آمد، تاکيد مي‌کرد. برخي از دلائل تاکيد «مطبوعات تورک» قفقاز جنوبي و سپس جمهوريهاي خلق و سوسياليستي آزربايجان تا سال ۱۹۳۷ بر هويت و منسوبيت تورک عبارتند از:

Sunday, February 5, 2017

در ایران، یک «مساله‌ی تورک» وجود دارد و یک «مساله‌ی حق تعیین سرنوشت ملت تورک».

در ایران، یک «مساله‌ی تورک» وجود دارد و یک «مساله‌ی حق تعیین سرنوشت ملت تورک».

مساله‌ای به اسم آزربایجان و حق تعیین سرنوشت آذربایجان و ... وجود ندارد.


منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب - غرب ایران  ویا وطن خلق تورک «تورک‌ایلی» یک واحد انسانی و ملی یک‌پارچه است. هر تلاشی برای تجزیه‌ی آن و تجزیه‌ی مردم تورک ساکن در آن، مخصوصا به اسم آذربایجان‌گرایی و آذربایجان‌زده‌گی و آذربایجان‌پرستی، ..... دشمنی علنی با مردم تورک و حتی بدتر از پان‌ایرانیسم، بلکه خیانت است.

در ایران، بر خلاف ادعای بدخواهان ملت تورک و در راس آن‌ها آذربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان استالینیست، هیچ مساله‌ای به اسم آذربایجان و حق تعیین سرنوشت آذربایجان و ... وجود ندارد. یک «مساله‌ی تورک» وجود دارد و «حق تعیین سرنوشت ملت تورک». هیچ جوغرافیا و خاک و سنگی حق تعیین سرنوشت ندارد. این انسان و ملت (تورک) است که حق تعیین سرنوشت دارد.

حتی اگر و به فرض محال، روزی همه‌ی نخبه‌گان تورک، آذربایجان‌گرا بشوند و در خیانت به ملت و وطن خود، در صدد تجزیه و تکه پارچه کردن خلق تورک (اوغوزهای غربی) پراکنده در ایران و وطن خلق تورک در شمال غرب - غرب ایران و نام ملی تورک او برآیند، مردم تورک نباید تسلیم شوند و باید از نام ملی خود تورک، از یک‌پارچه‌گی ملی توده‌ی تورک (اوغوزهای غربی)، و از هر سانتی‌متر و میلی‌متر اراضی تورک‌نشین در شمال غرب - غرب ایران و یا وطن تورک، چه دارای نام آزربایجان باشد و چه نباشد، در مقابل دسیسه‌های تورک‌ستیزانه‌ی دولت ایران و توسعه‌طلبی افراطیون فارس، کورد، ... و ستون پنجم آن‌ها آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان استالینیست با چنگ و دندان دفاع کنند. 


 

بنا به روایت مردم تورک و تورک‌گرایان

بنا به آذربایجان‌گرایی استالینیستی

بنا به آذربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی

نام ملت ما

ملت تورک

ملت آذربایجان

ملت ایران

اساس هویت قومی-ملی

فرهنگ و زبان تورکی، تعریف و روایت هویت خود قومی مردم

نام جوغرافی و تقسیمات اداری، مهندسی قومی استعماری توسط روسیه و ارمنستان

مرزهای بین المللی، مهندسی قومی استعماری توسط بریتانیا، پارسیان هند، ماسون‌ها، ...

نام زبان فعلی خلق ما

تورکی (تورک‌جه)

آذربایجانی، آزری، ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، ترکی همدانی، ترکی سنقری، ترکی خراسانی، ترکی افشاری، ترکی قشقایی، .....

آذربایجانی، آزری، ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، ترکی همدانی، ترکی سنقری، ترکی خراسانی، ترکی افشاری، ترکی قشقایی، .....

نام زبان ملی ادعائی

تورکی (تورک‌جه)

آذربایجانی، آذری و نام‌های آبکی‌کننده‌ی ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، ...

فارسی

قلمروی وطن ادعائی

کل منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب-غرب ایران، تقسیم‌شده بین ۱۳ استان

جوغرافیای آزربایجان (سه استان آزربایجان شرقی، غربی، اردبیل و بعضا زنجان و نقاط پیرامون)

کل ایران

نام منطقه‌ی ملی-وطن ادعائی

تورک‌ایلی (وطن ملت تورک)

آذربایجان جنوبی (وطن ملت آذربایجان)

ایران (وطن ملت ایران)

مفهوم آزربایجان

نام تاریخی ۴۵٪ از قلمروی وطن تورک و یا تورک‌ایلی

نام ملت، نام وطن، نام زبان، نام دولت، نام کشور، نام الفباء، نام ادبیات، نام مطبوعات، ........

نام قومی بر اساس جوغرافیای متعلق به وطن ایران و ملت ایران

نام ادبیات و مشاهیر و مطبوعات و ...

ادبیات تورک، مشاهیر تورک، مطبوعات تورک، ...

ادبیات آذربایجان، مشاهیر آذربایجان، مطبوعات آذربایجان، ...

ادبیات آذربایجان، مشاهیر آذربایجان، مطبوعات آذربایجان، ...

وضعیت مناطق تورک‌نشین عراق عجم، جبال، خمسه و دیلمستان

آن مناطق تورک‌نشین بخشی از وطن تورک-تورک‌ایلی هستند

آن مناطق تورک‌نشین بخشی از وطن ملت آزربایجان نیستند، بلکه به فارس‌ها و کوردها و .... تعلق دارند

همه به وطن ایران تعلق دارند

موضع به یک‌پارچه‌گی وطن تورک

مدافع یک‌پارچه‌گی وطن تورک است

خواهان تجزیه‌ی وطن تورک است. فقط بخش آذربایجان را وطن می‌داند

به وطن تورک قائل نیست

گروه‌های تورک‌زبان در شمال غرب-غرب ایران

تورک‌زبان‌های شمال غرب ایران، چه در آزربایجان و چه در خارج آزربایجان، جزئی از ملت تورک هستند

تورک‌زبان‌هایی که در خارج آذربایجان هستند (همدان، استان مرکزی، ...) جزء ملت آذربایجان نیستند. اقوام تورک دیگری در ردیف اویغورهای چین‌اند

همه جزئی از ملت ایران هستند

گروه‌های تورک‌زبان پراکنده در ایران

همه جزئی از ملت تورک و دیاسپورای تورک در آن مناطق هستند

آن‌ها جزء ملت آزربایجان نیستند. اقوام تورک دیگری در ردیف اویغورهای چین هستند

همه جزئی از ملت ایران هستند

گروه‌های تورکیک قزاق، خلج، تورکمن

ملل تورکیک مستقل، اما خویشاوند با ملت تورک ما هستند

ما آذربایجانی، آن‌ها تورک‌اند

ما ایرانی، آن‌ها تورک‌ هستند

موضع به یک‌پارچه‌گی انسانی ملت تورک

مدافع یک‌پارچه‌گی قومی-ملی تورک‌زبانان ساکن در ایران است

در صدد تجزیه و واگرایی قومی-ملی تورک‌زبانان، هم در شمال غرب-غرب و هم در دیگر نقاط ایران است

خواهان تجزیه و واگرایی قومی-ملی تورک‌زبانان، هم در شمال غرب-غرب و هم در دیگر نقاط ایران است

قلمروی دولت ملی آینده

همه‌ی تورک‌ایلی- کل منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب-غرب ایران تقسیم شده بین ۱۳ استان

صرفا جوغرافیای آزربایجان، شامل مناطق تورک‌نشین و کوردنشین و ...

موضوعیت ندارد

نام دولت ملی آینده

بسته به شرایط و در زمان تاسیس تعیین خواهد شد. آزربایجان صرفا به صورت یک پیشنهاد می‌تواند مطرح شود

آذربایجان (جنوبی؟)

موضوعیت ندارد

املاء (عربی) کاربردی برای زبان تورکی

فونتیک

املاء فارسی با اندکی تغییر

املاء فارسی بدون تغییر

نمایش کسره و فتحه در الفبای تورکی لاتین

E e فتحه -  کسره É é

Ə ǝ  فتحه کسره  E e

-

املاء نام آزربایجان

آزربایجان

آذربایجان

آذربایجان

نام حرکت ملی

حرکت ملی دموکراتیک تورک (پیشنهادی)

حرکت ملی آذربایجان (جنوبی؟)

-

نام هویت

هویت تورک (قومی-ملی)

هویت آذربایجانی (قومی-ملی)

هویت آذربایجانی (جوغرافیایی)

بوجودآورنده‌گان هویت قومی-ملی

تاریخ و ملت تورک

حزب کومونیست روسیه‌- استالین

بریتانیا، پارسیان هند، تورک‌های پان‌ایرانیست، ...

تاریخ ایجاد هویت قومی-ملی

در طول هزار و دویست سال اخیر

در سال ۱۹۳۷، در اوج تصفیه و ترورهای استالینی

۱۹۰۵-۱۹۰۶، حین حرکت مشروطیت

محل ایجاد هویت

سرتاسر وطن تورک - بویژه غرب و جنوب تورک‌ایلی

موسکو- روسیه

تهران، تبریز، برلین، لندن- انگلستان

نوع هویت

روایت مردمی، داوطلبانه، تاریخی و طبیعی

مهندسی هویت قومی استعماری، اوریانتالیست، الیتیست، تحمیلی

مهندسی هویت قومی استعماری، اوریانتالیست، الیتیست، تحمیلی

شخصیت‌های مطرح در تشکل هویت

نادرشاه افشار، جمشیدخان افشار اورومی، تقی رفعت، حبیب ساحر، محمود پناهیان، حمید نطقی، ....

استالین، میکویان، فرقه‌ی دموکرات آزربایجان، آزربایجان‌گرایان استالینیست فعلی (عل.رض.اص.، اح.او.، حس.مح.صد.، ...)

سران انجمن آذربایجان تهران و دموکرات‌های آذربایجان در دوره‌ی مشروطیت و جنگ جهانی اول (حسن تقی‌زاده، سید جلیل اردبیلی، احمد کسروی، ایرانشهر، ....)، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست فعلی (عل.قر.، سی.مد.، عب.جو. سی.جو.طب.، ....)

خواهنده‌ی حق اداره‌ی امور خود و حق تعیین سرنوشت کیست

ملت تورک، در وطن تورک -تورک‌ایلی است

خاک، در جوغرافیای آزربایجان در سه-چهار استان است

ملت ایران، در وطن ایران است

موضع به هویت قومی-ملی تورک

موافقت صد در صد با هویت قومی- ملی تورک

مخالفت با هویت قومی- ملی تورک

مخالفت با هویت قومی-ملی تورک

موضع افراطیون و توسعه‌طلبان کورد، ارمنی، فارس، .. به هویت مطرح

مخالفت صد درصد با هویت قومی-ملی تورک

افراطیون و توسعه‌طلبان کورد، ارمنی، فارس، .. مدافع هویت‌های آذری و آذربایجانی در تقابل با هویت ملی تورک‌اند

افراطیون و توسعه‌طلبان کورد، ارمنی، فارس، .. مدافع هویتهای آذری و آذربایجانی در تقابل با هویت ملی تورک‌اند

آیا هویت‌گرایی پان‌ایرانیستی، داشناکی و پ.کا.کایی وجود دارد؟

تورک‌گرایی پان‌ایرانیستی، تورک‌گرایی داشناکی و تورک‌گرایی پ.کا.کایی وجود ندارد

آذربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی، آذربایجان‌گرایی داشناکی و آذربایجان‌گرایی پ.کا.کایی وجود دارد

آذربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی، آذربایجان‌گرایی داشناکی و آذربایجان‌گرایی پ.کا.کایی وجود دارد

موضع به عثمانلی قرن بیستم – جمهوری تورکیه

متفق تاریخی و طبیعی

دشمن تاریخی و طبیعی

دشمن تاریخی و طبیعی

موضع به شیعه‌ی امامی

شیعه‌ی امامی، اسلام فارسی و مذهبی تحمیل شده به خلق تورک است

مانند بسیاری از موارد کلیدی دیگر، در این مورد هم تعمق نکرده است

شیعه‌ی امامی ملاط مهم در تشکل ملت ایران است

موضع به تورکان علوی قزلباش

مذهب علوی قزلباشی را نوعی از اسلام تورکی می‌داند

مانند بسیاری از موارد دیگر، در مورد اسلام تورکی و مذهب قزلباشی هم تعمق نکرده است

تورک‌های علوی قزلباش را جزئی از اهل حق کوردی می‌شمارد

پرچم ملی

تورک‌ایلی و دیگر کانتون‌های تورک باید پرچم ملی خاص خود را داشته باشد

پرچم رسپوبلیکای آزربایجان، کانتون‌های تورک ملت‌های دیگری هستند

پرچم ایران






برای مطالعه‌ی بیشتر:

پان تورک، پان آزربایجانیسم، تورک باوری، تورکیسم، پان تورکیسم، پان تورکیکیسم، تورانیسم
ایضاحاتی در باره‌ی کاربرد مدرن و دمکراتیک دو نام تورک و آزربایجان
مناطق ملی در ایران؛ و منطقه‌ی ملی و یا اتنودمگرافیک تورک در شمال غرب آن
تورک صرفاً نام قومی-ملی اغوزهای غربی است، نه همه‌ی ملل تورکیک
در ایران شش ملت و اقلیت ملی تورکیک وجود دارد، هیچکدام از آنها «آزربایجانی» و یا «تورک آزربایجانی» نیست
در ایران چهار ملت تورکیک با نامهای ترک، ترکمن، خلج و قزاق زندگی می‌کنند
روح دکترین آزربایجان‌گرایی عَلَم کردن هویت آزربایجانی به جای هویت ملی تورک
ایراندا نه «آزه‌ربایجانلی» وار، نه «آزه‌ربایجان تورکو» و نه باشقا بنزه‌ر اویدورما و قوندارما میلله‌تله‌ر و کیملیکله‌ر
اصطلاح «ایران تورکچوله‌ری»، صرفاً می‌تواند محصول مغز علیل و پاک باخته‌ی یک آزربایجان‌گرای ضد تورک باشد
در هویت ملی آزربایجانی، «انکار هویت ملی تورک» مندرج و مستتر است
بحرانهای آزربایجان‌گرایانه
آزربایجان‌گرایی تالشی: گل بود به چمن نیز آراسته شد
باز هم ملت جعلی آذربایجان، اعتراض به تیتر خبر آیت الله منتظری
ایراندا نه «آزه‌ربایجانلی» وار، نه «آزه‌ربایجان تورکو» و نه باشقا بنزه‌ر اویدورما و قوندارما میلله‌تله‌ر و کیملیکله‌ر
در ایران، یک «مساله‌ی تورک» وجود دارد و یک «مساله‌ی حق تعیین سرنوشت ملت تورک». مساله‌ای به اسم آزربایجان و حق تعیین سرنوشت آزربایجان و ... وجود ندارد
تورکان تکانی خورده‌اند. هویت ملی تورک در حال شکل‌گیری، اما بر مبانی مبهم و نه چندان درست است
ایراندا تورک خالقی اؤزونه «تورک» دییه‌ر. بو دا مساله‌نی بیتیریر
لهجه‌گرائی، طائفه‌گرایی و محلی‌گرایی، سه مانع عمده در مسیر روند ملت شدن خلق تورک در ایران
هدف از بررسی زیرگروههای لهجه‌ای، جغرافیایی، مذهبی، طائفه‌ای، ... خلق تورک
ناکارآمدی، ناقص و عقیم و غیر واقعی بودن آذربایجان‌گرایی صرف
Türk yérine koloniyal Azerbaycan Étnosu-Milleti qavramı Quzéyde de iflas étmekdedir
قانون تشکیل ایالات و ولایات مشروطه و تجزیه‌ی منطقه‌ی ملی تورک
نقشه‌ای نادرست، ذهنیتی مغشوش، طرزی مضر
«تورکیستان» ایله «تورکییه» دوغرویسا، «تورک‌ائلی» ده دوغرودور.
مناطق ملی در ایران؛ و منطقه‌ی ملی و یا اتنودمگرافیک تورک در شمال غرب آن
نام و ترکیب تورک‌ائلی
موضوعِ بحث وطن (تورک‌ائلی) ایسه، گئریسی تفرّعات
تورک‌ایلی، احمد جواد
جمهوریت‌خواهی فارسی و مساله‌ی ملی در ایران، نگاهی به طرح پیشنهادی و. انصاری-س. مددی