Thursday, September 1, 2016

مشروطه‌طلبان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا در مقابل مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک

مشروطه‌طلبان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا در مقابل مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک

 مئهران باهارلی

مشروطه‌طلبان دهه‌های آخرین دوره‌ی قاجار را می‌توان به دو دسته‌ی «مشروطه‌خواهان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک» و «مشروطه‌خواهان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا» تقسیم کرد:

١-«مشروطه‌خواهان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا» کسانی بودند که به فرهنگ‌سازی، رفورمیسم، اعتراضات سازنده و به دور از خشونت، و نافرمانی مدنی مانند تظاهرات و تحصن و فعالیت‌های مطبوعاتی اعتقاد داشتند. آن‌ها که در درجه‌ی اول متاثر از حرکت مشروطیت عوثمان‌لی بودند از وجه آزادی‌خواهانه و دموکراتیک و قانون‌مدار مشروطه‌طلبی در تورک‌ایلی و ایران هم حمایت می‌کردند. این گروه مردم‌گرا به لحاظ هویت ملی خود را تورک می‌دانستند و در عرصه‌ها‌ی ادبی، فرهنگی و سیاسی در ارتباط تنگاتنگ با قلمروی عوثمان‌لی و قفقاز بودند. آن‌ها مطلقاً از قومیت‌گرائی فارسی، هویت ملی ایرانی فارس‌محور، فارس‌گرایی، باستان‌گرائی و دشمنی با اقتدار سیاسی تورک در ایران به دور بوده و با ساقط کردن تورک‌ها از حاکمیت سیاسی بر ایران ابداً موافق نه‌بودند. بسیاری از مشروطه‌خواهان تورک بومی و معتدل در ضمن از نسل اول تورک‌گرایان – تورکیست‌های مودرن و دموکراتیک در ایران و تورک‌ایلی هستند. اشعار تورکی معدودی که از دوره‌ی مشروطه و در حمایت از آن باقی مانده، اغلب اثر این مشروطه‌خواهان تورک بومی و معتدل است.

به لحاظ جوغرافیایی کانون مشروطه‌طلبی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا غرب آزربایجان و مخصوصا ناحیه‌ی اورمو – سالماس بود. از نمونه‌های برجسته‌ی این‌گونه تورک‌گرایان حامی مشروطه‌طلبی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا، جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی مجدالسلطنه، حاجی بیگ میرزه آقا بلوری، حاجی پیش‌نماز سلماسی، مَشَدی باقر خان رئیس احرار اورمویی، امیر حسین خان سردار شجاع، ابوالفتوح عُلوی خلخالی، معلم فیضی سرابی تبریزی، اسدالله ممقانی و ....، را می‌توان نام برد. بسیاری از مقامات قاجاری از جمله شاهان قاجار و در راس آن‌ها مظفرالدین شاه قاجار که فرمان مشروطیت را امضاء کرد و حتی محمدعلی شاه هم در جرگه‌ی مشروطه‌طلبان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا قرار دارند. در عرصه‌ی هویت ملی، وجه مشترک مشروطه‌خواهان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا اعتقاد آن‌ها به هویت ملی و یا قومی تورک و عدم اعتقادشان به هویت ملی ایرانی فارس‌محور و تورک‌ستیزی مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک است.  

٢-«مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک» کسانی بودند که به روش‌های خشونت‌آمیز و غیر قانونی، انقلاب و مبارزه‌ی مسلحانه، ترور و براندازی، ماجراجوئی و آنارشیسم، ایجاد قیام‌ها و جنگ‌های داخلی، قتل و کشتار مخالفین و مقامات قاجاری و شاه‌کُشی و .... اعتقاد داشتند. بسیاری از این افراد، نخبه‌گرایان فاقد شعور ملی تورک، معتقد به هویت ملی ایرانی فارس‌محور، به شدت تحت تاثیر جو فرهنگی و سیاسی فارسستان و افکار باستان‌گرایانه و آریاگری، اسیر موهومات صلیبی و ..... بودند. به لحاظ جوغرافیایی کانون مشروطه طلبی غیر بومی و افراطی پان ایرانیست و ضد تورک خط تبریز - مهد ناسیونالیسم فارس‌محور ضد تورک در قرن نوزده و اردبیل - کانون مذهب شیعی فارسی، هم‌چنین باکو و قفقاز بود. این گروه بریده از توده‌ی تورک و بیگانه با تورکیت، حاکمیت قاجار را ریشه‌ی تمام مشکلات ایران، بلکه منطقه و جهان گمان می‌کرد و شیطان‌سازی از این دولت تورک از دغدغه‌های اصلی‌اش بود. مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک، نقش تعیین کننده‌ای در اشغال تهران، پایتخت دولت تورک قاجاری در قالب گروه‌های مسلح و تروریستی و اراذل و اوباش و اشقیاء ارمنی و بختیاری - لور و مازنی و فارس و گیلک و ....، و در مقیاس بزرگ‌تر خاتمه دادن به حاکمیت سیاسی هزار و دویست ساله‌ی تورک بر ایران و تسلیم کردن آن به تاجیک‌های غربی (فارس‌های فعلی) و سپس سردار سپه – رضا خان - رژیم ضد تورک پهلوی، رسمیت انحصاری زبان فارسی، برچیدن نظام تحصیلی تورک، تثبیت تجزیه‌ی منطقه‌ی ملی تورک در شمال غرب و یا تورک‌ایلی به ایالت آزربایجان و چندین ولایت دیگر، و در نهایت آغاز و اِعمال سیاست دولتی فارس‌سازی تورکان در ایران و نسل‌کشی زبانی و ملی تورک داشتند.

از برجسته‌ترین نمونه‌های مشروطه‌طلبان افراطی تورک، سید حسن تقی‌زاده، دیگر سران انجمن‌ اتحادیه‌ی آزربایجان در تهران و انجمن غیبی تبریز (به غلط موسوم به انجمن ایالتی آزربایجان)، حیدرخان عموغلو، سید احمد کسروی و ... می‌باشند. شخصیت‌هایی چون شیخ محمد خیابانی و سران دموکرات‌های آزربایجان، هم‌چنین منسوبین به جریان چپ ایرانی که در دوره‌ی مشروطیت بر اساس مفهوم ملت فارس‌زبان ایران و با الهام از جریانات چپ در قفقاز و روسیه و .... ظاهر شد، مانند سلیمان میرزا اسکندری و تقی ارانی و میر جعفر جوادزاده (پیشه‌وری بعدی) هم، که اساساً به وجود ملتی به نام تورک اعتقاد نه‌داشتند و هویت ملی تورک را انکار می‌کردند و معتقد به هویت ملی ایرانی فارس‌محور و به شدت مدافع آن بودند، به راحتی در جرگه‌ی مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست - ضد تورک جای می‌گیرند. حتی ظهور سردار سپه - رضا شاه که تباراً یک تورک قفقازی بود و ماجرای کودتای او و سپس تاسیس سلسله‌ی ضد تورک پهلوی را هم می‌باید نتیجه‌ی طبیعی و منطقی و ادامه‌ی مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک دانست.

در یک صد و بیست و پنج سال گذشته تاریخ‌نویسی‌های ایرانی و آزربایجانی، ناسیونالیست‌های ایرانی و آزربایجانی، جریانات قومیت‌گرای فارس و پان‌ایرانیستی، چپ ایرانی و ایدئولوژی‌های آزربایجان‌گرائی استالینیستی و آزربایجان‌گرائی کلاسیک و اخیراً آزربایجان‌گرائی التقاطی (جمعاً موسوم به حرکت ملی آزربایجان) و ....، وجود دسته‌ی دوم و یا مشروطه‌طلبی معتدل دارای شعور ملی تورک و تورک‌گرایان رفورمیست را منکر و منسوبین به آن را که حامی خواست‌های آزادی‌خواهانه‌ی مردم و رفورم‌های دموکراتیک حاکمیت در دوره‌ی قاجاری بودند تخریب و ترور شخصیت کرده و به صورت پان‌تورکیست معرفی، و از طرف دیگر مشروطه‌طلبان افراطی و فاقد شعور ملی تورک و یا علنا ضد تورک را تقدیس و به عنوان قهرمانان ملی تقدیم نموده‌اند. در ادبیات سیاسی و تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی منظور از جنبش مشروطیت و مشروطه‌خواه مراد صرفاً منتسبین به همین حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک و منسوبین به آن‌ها است.

بستر تاریخی و اجتماعی ظهور دو نوع «مشروطه‌طلبی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا» و «مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک»

١-دولت تورک قاجار در نتیجه‌ی کشمکش‌های تاریخی «توران – ایران» و «تورک – تاجیک» (فارس بعدی) و در مبارزه با طرح‌های دولت‌های استعمارگر و صلیبی اوروپایی (روسیه، بریتانیا، ...) برای منطقه تاسیس شد. این دولت تورک دارای چند خصلت ماهوی بود:

-شعور ملی تورک موسس آن دولت آغا محمد خان قاجار و تمام دیگر شاهان قاجاری و تفاخرشان به تورکیت حتی موغولیت،

-مبارزه با سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ی دولت‌های استعمارگر و صلیبی اوروپایی در ایران و منطقه (افغانستان، قفقاز، ...)،

-حرکت به طرف اتحاد استراتژیک با امپراتوری عوثمان‌لی که به تدریج به پیوستن به حرکت «اتحاد اسلام عوثمان‌لی» تکامل پیدا کرد،

-دولتی سکولار بودن و انجام اصلاحات مذهبی در مقابله با فاناتیسم شیعی و برای محدود کردن قدرت روحانیت شیعی،

-( چهار مورد فوق ادامه‌ی سنت سیاسی نادر شاه افشار و دولت تورک افشاری به منظور زدودن آثار مخرب سیاست‌های ضد تورک شاهان صفوی که متفق کلیسای ارمنی و مزدور دولت‌های اوروپایی – صلیبی بودند است)،

-قبول مودرنیته و وارد نمودن مظاهر تمدن و تکنولوژی جدید به کشور و حرکت به سوی تاسیس نهادهای دولت‌مداری و تشکل اجتماع مودرن (هئیت وزراء، دارالفنون، مطبوعات، راه آهن و تلفون و تلگراف و عکاسی و کشت چای و نمایش‌خانه‌ها، ...)،  ....

٢-دولت تورک قاجار و تمام شاهان این سلسله، هم‌چنین مشوق اصلاحات گسترده‌ی اجتماعی و سیاسی بودند که در دوره‌ی ناصری با تاثیرپذیری از جریانات تنظیمات و مشروطیت عوثمان‌لی، مبدل به ایجاد حرکت «مشروطه‌ی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا» شد. این مشروطه‌ی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا همه‌ی خصلت‌های مثبت ماهوی که در مورد دولت تورک قاجار ذکر شد را دارا بود. فی الواقع نخستین و صادق‌ترین مشروطه‌طلبان اولیه خود شاهان و مقامات قاجاری بودند.

٣- مدتی بعد یک حرکت موازی یعنی «مشروطه‌ی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک» در صحنه ظاهر شد. رهبران و مدیران این مشروطه‌ی موازی را دولت بریتانیا، بابیان ازلی، عناصر آنگلوفیل، ماسون‌ها، رهبران پارسی هندوستان و زرتشتی ایرانی، احزاب ناسیونالیست ارمنی، اراذل و اوباش قفقازی، باستان‌گرایان آریایی و ... تشکیل می‌دادند. هر کدام از این گروه‌ها به دلیلی در این حرکت مشروطه‌ی افراطی شرکت کرده بود و آجندای دیگری داشت. به عنوان نمونه:

-بریتانیا به سبب آن که سیاست گلوبال پایان دادن به دولت‌های تورک در آسیا و خاورمیانه و اوروپا (هندوستان، ایران، عوثمان‌لی، مدیترانه، بالکان، ....) را دنبال می‌کرد،

-رهبران زرتشتی‌های ایران و پارسی‌های هندوستان به سبب آن که قاجارهای مسلمان را – مانند همه‌ی دولت‌های مسلمان عرب و تورک بعد از سقوط ساسانیان – دشمن دین خود و غاضب حاکمیت ایران می‌دانستند و بسیاری از ایشان نیز کارگذاران و ماشه‌ی سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی امپریالیسم بریتانیا بودند، آن‌ها هم‌چنین این مقصد جانبی را داشتند که با احیای ایران زرتشتی، زمینه‌ی بازگشت و مهاجرت پارسیان هند به این کشور را فراهم آورند.

-ناسیونالیست‌های راست و چپ و بنیادگرایان مسیحی ارمنی به سبب آن که می‌خواستند با پایان دادن به حاکمیت تورک بر ایران و سلسله‌ی قاجار که متفق عوثمان‌لی‌ها بود، حلقه‌ی محاصره‌ی عوثمان‌لی را تنگ‌تر کرده و در نتیجه تجزیه‌ی قلمروی عوثمان‌لی و نواحی مجاور آن در قفقاز روسیه و شمال غرب ایران قاجاری و تاسیس «ارمنستان بزرگ» بر اراضیشان را تسهیل کنند،

-بختیاری‌ها و لورها به سبب آن که از دوره‌ی افشاریه متفق انگلستان و کاندیدای این دولت (حتی روسیه) برای در دست گرفتن حاکمیت سیاسی در مقابل قاجارها و سپس بعد از پایان دادن به حاکمیت تورک بر ایران بودند،

-بابی‌ها و ازلی‌ها که قاجارهای تورک را دشمن خونی خود و قاتل پیامبرشان علی‌محمد باب و  زبان فارسی را زبان مقدس خود می‌دانستند،

-اراذل و اوباش و اشقیاء و نیهیلیست‌ها و تروریست‌های قفقازی که مطلقا فاقد شعور ملی تورک بودند و تحت تاثیر جریانات رادیکال و تروریست در روسیه‌ی تزاری صرفاً هدف شاه‌کشی و تخریب و ترور و ایجاد هرج و مرج و ماجراجوئی و جنگ داخلی و  ... را دنبال می‌کردند.

٤- گروه‌های متفاوت شرکت کننده در حرکت مشروطه‌ی افراطی هم دارای چند وجه مشترک ماهوی بودند:

- همه به علتی ضد تورک بودند. به همین سبب خواستار ساقط کردن دولت قاجار و پایان دادن به حاکمیت تورک بر ایران بودند،

-همه قانون‌گریز و خشونت‌گرا بودند و در مقیاس وسیع از خون‌ریزی و کشتار و خشونت و ترور شاهان و مقامات قاجاری و مخالفین، ایجاد قیام‌ها و شورش‌ها و جنگ داخلی و .... استفاده می‌کردند.

-همه به علتی ضد اسلام (ازلی‌ها، ماسون‌ها، ناسیونالیست‌های ارمنی، تروریست‌های ازلی، و نیهیلیست‌های قفقازی و ...) بودند و از آن جائی که قاجارها را سمبول اسلام و کلاً تورک‌ها را شمشیر اسلام می‌دانستند خواستار پایان دادن به سلسله‌ی قاجاری و حاکمیت سیاسی تورک در ایران بودند.

٥- هدف اصلی مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک، با آن چه عوام‌فریبانه ادعا می‌کردند (قانون‌مداری، انجام اصلاحات، ....) بسیار متفاوت بود. به عبارت دیگر مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک نوعی «شارلاتینیزم» و مصداق وجیزه‌ی «كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» بود. چرا که از یک گفتمان ظاهراً صحیح و درست برای اهداف نادرست خود (تورک‌ستیزی و پایان دادن به حاکمیت سیاسی تورک بر ایران، حاکم کردن فارس‌ها بر کشور، باستان‌گرایی ایرانی، آفرینش ملت ایران با فارس‌سازی تورک‌ها، ....) سوء استفاده می‌کرد.

٦-در آن دوره مشروطه‌طلبی یک روند جهانی بود. چنان‌چه در مجاورت ایران قاجاری در امپراتوری‌های عوثمان‌لی و روسیه‌ی تزاری هم حرکات مشروطه‌طلبی در جریان بود. اما مصداق این روند جهانی مشروطه‌طلبی در ایران قاجاری، همان «مشروطه‌طلبی معتدل و بومی قاجاری و تورک‌گرا» بود، و نه «مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک» که در تاریخ‌‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی ذکر و تقدیس می‌شود. جریان مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک، در واقع دزدیدن مشروطه‌طلبی واقعی یعنی مشروطه‌طلبی معتدل و بومی قاجاری و تورک‌گرا و خیانت به آرمان‌ها و مطالبات انسانی و مدنی آن بود. این گونه انقلاب‌دزدی‌ها منحصر به ایران نیست و مشابه آن در بسیاری از نقاط جهان دیده شده، و حتی در صورت نه‌بود نهادها و سنن دموکراتیک، یک قاعده است. مانند دزدیدن حرکت سوسیال دموکراسی در روسیه‌ی تزاری توسط بولشویک‌ها و سردر آوردن استالینیزم از آن، ربودن حرکت مردمی بر علیه سلطنت محمدرضا پهلوی توسط روحانیون شیعی و سر در آوردن نظام بنیادگرای جمهوری اسلامی از آن، سرقت مخالفت با لائیسیسم تحمیلی کمالیستی و وصایت ارتش در تورکیه توسط جریان بنیادگرای «میللی گؤروش» و سر در آوردن حاکمیت اسلام‌گرایان سنی از آن ....

٧-در تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی، وجود این دو نوع مشروطه‌طلبی مخفی نگاه داشته می‌شود و ادعا می‌گردد که تنها یک نوع مشروطه‌طلبی (مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک) وجود داشت. هم‌چنین مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک تقدیس می‌گردد و حرکتی ملی شمرده می‌شود. ملی شمردن حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک، یکی از وجوه مشترک بی شمار ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم آزربایجانی است.

٨- آن چه به نام حرکت مشروطه در ادبیات سیاسی ایرانی و آزربایجانی معروف است، از منظر تاریخ ملی تورک، یک حرکت ضد تورک، و رهبران تورک آن مانقورت و خائن به ملت و وطن تورک بودند. زیرا:

-هدف و غایه‌ی اصلی آن حرکت مشروطه ساقط کردن دولت تورک قاجار و خاتمه دادن به حاکمیت سیاسی تورک بر ایران بود،

-رهبری و مدیریت آن حرکت مشروطه را عناصر و مراکز ضد تورک بر عهده داشتند،

-آن حرکت مشروطه با تاسیس انجمن‌های تروریستی و متفق پارسی‌های هندوستان و باستان‌گرایان و ناسیونالیست‌های ارمنی و ....  با نام آزربایجان در تهران و تبریز، به مفهوم آزربایجان یک بار ضد تورک داد،

- آن حرکت مشروطه فارسی را به تنها زبان رسمی و دولتی ایران مبدل کرد،

- آن حرکت مشروطه با لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی تجزیه‌ی منطقه‌ی ملی تورک به یک قسمت آزربایجانی و چندین قسمت غیر آزربایجانی را تثبیت و در نتیجه از تشکل مفهوم وطن تورک جلوگیری کرد،

- آن حرکت مشروطه با ایجاد مفاهیمی مانند قوم و ملت آزربایجان، عملاً ملت واحد تورک ساکن در ایران را تجزیه و روند ملت شونده‌گی اوغوزهای غربی را مسدود کرد،

- آن حرکت مشروطه با ادغام کامل فرهنگی و سیاسی و زبانی و انسانی و معنوی و تاریخی و .... مهم‌ترین قسمت تورک‌ایلی یعنی ایالت آزربایجان با فارسستان و بقیه‌ی ایران، مرحله‌ی دوم فارس‌سازی کامل ملت تورک (مرحله‌ی اول در دوره‌ی صفویان با تحمیل شیعه‌ی فارسی بر تورک‌ها متحقق شده بود) را آغاز کرد .... 

٩-با اشغال تهران پایتخت قاجار توسط مشروطه‌طلبان افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک و خلع محمدعلی شاه و تبعید او، و حاکم شدن فارس‌ها و بختیاری‌ها و ارمنی‌ها و تروریست‌های بابی - ازلی و پان‌ایرانیست‌های باستان‌گرا بر دولت، دولت تورک قاجار عملاً پایان یافت. اگر چه سلطان احمد شاه قاجار فرزند ١٣ ساله‌ی محمدعلی شاه اسماً بر تخت سلطنت نشانده شد، اما او هم که یک فیگوران بود بعدها توسط رضا خان برکنار شد.

به عبارت دیگر، در ایران در دوران معاصر سه دولت به لحاظ تیپولوژی ملی فارس وجود داشته است:

الف-دولت مشروطیت: ١٩٠٩-١٩٢٥

ب-سلطنت پهلوی: ١٩٢٥-١٩٧٩

ج-جمهوری اسلامی ایران: ١٩٧٩-تاکنون

١٠- موضع ملت تورک و تاریخ‌نگاری تورک در مقابل مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک همان است که رهبر ملی تورک اورمولو جمشید خان سوباتای‌لی افشار مجدالسلطنه بیان کرده است: «حرکت جمعی از اجامر و اوباش و اراذل و اشرار آزربایجان و قفقاز و عراق و ارمنی به اسم فدائی و مجاهد، آلت فساد و  اسباب مقاصد اجانب برای ایجاد هرج و مرج و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم و اجرای هر گونه شقاوت ....».

١١-تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایانی که هنوز حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک (و ادامه‌های آن حرکت پان‌ایرانیستی آزادی ستان، جریان چپ ایرانی و پدیده‌ی سردار سپه – رضا خان) را تقدیس کرده و حرکت ملی خود می‌نامند، مانند رهبران آن حرکت، خائن به ملت تورک و وطن تورک هستند. زیرا یک حرکت شدیداً ضد تورک و پان‌ایرانیستی که یکی از مهلک‌ترین ضربات در طول تاریخ را به دولت‌مداری تورک، ملت تورک و وطن تورک وارد آورده را، به عنوان ملی تقدیم می‌کنند.

١٢-تقدیس حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک در تاریخ‌نگاری آزربایجانی، هم‌چنین به این سبب که آگاهانه به تحریف و وارونه‌نویسی حقایق و تاریخ و فریب دادن مردم تورک دست می زند یک بی اخلاقی و دشمنی با حقیقت و علم است.

١٣-تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایان به دروغ ادعا می‌کنند همه‌ی مردم آزربایجان فعالانه به حمایت از حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک پرداختند. در حالی که حامیان آن حرکت در میان تورک‌ها معدود افراد فریب‌خورده و یا مانقورت و خائنین، آن هم صرفاً در منطقه‌ا‌ی محدود در آزربایجان شرقی، مشخصاً آزادی‌خواهان و دموکرات‌های آزربایجانی در محور تبریز - اردبیل یعنی کانون‌های به ترتیب ناسیونالیسم ایرانی و شیعی‌گری فارسی بودند. اما عموم ملت تورک از جمله در اورمو و سالماس مرکز تورک‌گرایی مودرن در تورک‌ایلی و ایران به هیچ وجه از حرکت مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک حمایت نه‌می‌کرد. حتی تورک‌های منطقه‌ی همدان در جنوب تورک‌ایلی هم افتخار حذف کردن یپرم خان ارمنی، فرمانده‌ی نیروهای مسلح مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک را در کارنامه‌ی خود دارند.

١٤- تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایان نقش قفقاز را در حرکت مشروطه‌ی ایران مثبت عرضه می‌کنند. در حالی که قفقاز نقشی فوق‌العاده منفی در حرکت مشروطه و ساقط کردن دولت تورک قاجار و پایان دادن به حاکمیت تورک در ایران بازی کرده است:

-آخوندوف از ایجاد کننده‌گان ناسیونالیسم ایرانی مودرن و باستان‌گرایی نژادپرست ضد تورک و ضد عرب و ضد مسلمان در ایران است،

-میرزا ابراهیم خان منشی‌زاده ایروانی بنیان‌گذار نخستین سازمان تروریستی مودرن در ایران یعنی «کومیته‌ی مجازات»، و فرزند او داوود منشی‌زاده رهبر «حزب سوکما» یک تشکیلات پان‌ایرانیستی و نئونازی ایرانی از تورک‌های آزربایجان قفقاز هستند،

-رسول‌زاده به عنوان سردبیر نشریه‌ی «ایران نو» از آفریننده‌گان ناسیونالیسم ایرانی مودرن است،

-مجاهدین و تروریست‌های قفقازی شامل حیدر خان عموغلو نقشی فوق‌العاده منفی در نهادینه شدن فرهنگ تروریسم، قتل مقامات دولتی شامل شاه، تاسیس سازمان‌های تروریستی در ایران، ایجاد جنگ داخلی بر علیه دولت تورک قاجار، اشغال پایتخت دولت قاجاری به همراهی بختیاری‌ها و داشناک‌ها، و کشتار مجاهدین تورک مخالف مشروطه‌ی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیستی و ضد تورک داشتند.

- سردار سپه و یا رضا شاه و بسیاری از مقامات نظامی در دوران کودتای او بر علیه دولت تورک قاجار و سپس دوره‌ی سلطنتش که طراحان و نخستین مجریان سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی تورک در ایران بودند، اصلاً از تورک‌های قفقاز هستند

-بسیاری از مقامات و شخصیت‌های ضد تورک و باستان‌گرای اولیه در دوره‌ی مشروطیت، مانند تقی‌زاده که رهبر واقعی مشروطه‌طلبان ضد تورک در آزربایجان بود و نخستین مقامی است که رسما ریشه‌کن کردن زبان تورکی از ایران را در صحن مجلس خواستار شد، اصلا از قفقاز بودند ....

١٥-به دلایل مذکور یکی از معیارهای شناخت مانقورتیسم در میان فعالان سیاسی تورک، موضع آن‌ها در مقابل دو جریان «مشروطه‌طلبی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا» و «مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک» است. افراد و تشکیلاتی که هنوز جریان مشروطه‌طلبی غیر بومی افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک را ملی شمرده و رهبران و سمبول‌های آن مانند یپرم خان و حیدر عموغلو و ستارخان و ... را تقدیس و عکس‌هایشان را به عنوان قهرمانان ملی در سایت‌ها و نشریات و نوشته‌ها و فیلم‌های خود عَلَم می‌کنند، بی شک متعلق به جریان مانقورتیسم آزربایجانی و یا چپ ایرانی ضد تورک هستند.

١٦-در مورد ستار خان و باقر خان، ذکر این نکته ضروری است که حیات سیاسی آن‌ها شامل دو مرحله، مرحله‌ی اول غیر ملی (مشروطه‌طلب) و مرحله‌ی دوم ملی (ضد مشروطه) است. همان‌گونه که با اسناد و مدارک بی شمار نشان داده شده، ستار خان و باقر خان رهبر حرکت مشروطه‌ی ایران نه‌بودند. آن‌ها رهبران سمبولیک مقاومت مسلحانه در تبریز بر علیه دولت تورک قاجار، - بزرگ‌نمایی شده توسط مطبوعات و سیاسیون بریتانیا و دولت‌های صلیبی اوروپایی وقت و پان‌ایرانیست‌ها و پارسی‌ها - بودند. رهبری واقعی مقاومت مسلحانه در تبریز را داشناک‌ها و هینچاک‌ها و دیگر گروه‌های ارمنی در دست داشتند. در این برهه ستار خان و باقر خان صرفاً بازیچه‌ی دست دشمنان تورک برای شورانیدن تورک‌ها بر علیه دولت تورک قاجار بودند که در تبریز نائل به هدف خود شدند.

١٧-مانقورتیسم آزربایجانی که از یک طرف ظاهراً مدافع دوآتشه‌ی استقلال «آزربایجان جنوبی» و الحاق آن به آزربایجان قفقاز است و از طرف دیگر به قهرمان‌سازی از مبارزه‌ی مشروطه‌طلبان افراطی در تبریز بر علیه دولت تورک قاجاری می‌پردازد، متوجه وجود تناقض در رفتار خود نیست. زیرا فراموش کرده کسانی مانند محمدعلی شاه که ستار خان و باقر خان بر علیه آن‌ها اسلحه کشیدند، دارای شعور ملی تورک بودند و حتی صمد خان شجاع الدوله قصد الحاق آزربایجان و خمسه به قفقاز را داشت.

١٨-ستار خان و باقر خان و مجاهدین تحت رهبری آن‌ها در تبریز بعد از مدتی به ماهیت و آجندای ضد تورک و پان‌ایرانیستی ماجرای مشروطه‌طلبی غیر بومی افراطی پی بردند و با آن به مخالفت پرداختند. حتی ستار خان پس از التجاء به شهبندری عوثمان‌لی تمایلات تورک‌گرایانه پیدا کرد و خواهان استقلال آزربایجان و الحاق آن به قفقاز شد. حابی بیگ بلوری رهبر مجاهدین در تبریز هم خواستار الحاق آزربایجان به عوثمان‌لی بود. به همین سبب مجاهدین تبریز توسط رهبران مشروطه‌طلب غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک به حیله به تهران کشانده شدند و معروض به کشتار پارک اتابک توسط یپرم خان و حیدر خان عموغلو و ... گشتند.

١٩- از منظر تاریخ ملی تورک اقدامات و حرکات ستار خان و باقر خان در دوره‌ی قیام تبریز بر علیه دولت تورک قاجار یک خیانت به شمار می‌آید. چنانچه بالفرض قیام عده‌ای تورک در آناتولی به رهبری یونانیان بر علیه امپراتوری عوثمان‌لی یک خیانت و وطن‌فروشی شمرده می‌شد. در حالی که در تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی این دو اساساً به سبب این خیانت تقدیس می‌شوند. از طرف دیگر از منظر تاریخ ملی تورک اقدامات و حرکات ستار خان و باقر خان در دوره‌ای که به مخالفت با مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک پرداختند مثبت و ملی شمرده می‌شود. اقدامات و حرکاتی که در تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی مسکوت گزارده شده و سانسور می‌شوند. 

ماهیت ضد تورک و پان‌ایرانیستی مشروطیت غیر بومی و افراطی

نامه‌ی تشکر ستارخان به حزب ارمنی هونچاکیان

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_12.html

ستارخان چیزی نیست به جز یک ابزار مطیع در دست حزب داشناک. بر تبریز داشناک‌ها‌ حکومت می‌کنند. حمله به تهران و اشغال آن را داشناکسوتیون طراحی کرد.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_9.html

حزب داشناک، رهبر جنبش مشروطه‌ در تبریز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/01/blog-post_14.html

ارتجاع مشروطه، مقاله‌ای تورکی از نشریه‌ی آ ملّا عمو (آی ماللا عمی) اورگان انجمن اسلامیه‌ی تبریز، یکی از نخستین نشریات تورک در تاریخ تورک‌ایلی

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/11/blog-post_25.html

جمشیدخان افشار اورومی: در ماهیت واقعی حرکت مشروطه و تخریبات و قساوت اوباش و اشرار موسوم به فدائی و مجاهد

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/01/blog-post.html

دوکتور رضا نور: فعالیت بر علیه مشروطیت در ایران، وظیفه‌ی هر تورک بوده و است

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/08/blog-post_7.html

اولجای سوباتای‌لی افشار اورومی: مشروطیت ایران نتوانست کم‌ترین اثری از نیک‌بختی را به یادگار بگذارد

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_16.html

اعلانیه‌ی میرزا رحیم تبریزی ١٩٠٧- اعتراضی مردمی به گفتمان ضد تورک جنبش مشروطیت ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_11.html

مشروطه‌طلبان بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا در مقابل مشروطه‌طلبان غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post.html

سیر سسیل اسپرینگ سفیر انگلستان: مشروطیت حرکتی بر اساس نژاد فارسی و مذهب شیعی، و برضد تورک‌های بیگانه‌ی قاجار است.

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/01/blog-post_9.html

رسول‌زاده: ناسیونالیسم ایرانی-فارسی خصلت همیشه‌گی حرکت مشروطیت؛ و ساقط کردن سلسله‌ی اشغال‌گر و بیگانه‌ی تورکمان قاجار هدف غایی آن بود.

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/09/blog-post_18.html

مفهوم ملت آزربایجان در دوره‌ی مشروطیت، آنتی‌تز ملت تورک بود. امروز هم است.

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/05/blog-post_19.html

انجمن ایالتی آزربایجان-تبریز و «کورش کبیر»، «نژاد ایرانی»، «زبان شیرین، ملی فارسی»، «ملت شش هزار ساله‌ی ایران» و «ملت آزربایجان»‌اش

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/05/blog-post_11.html

تبریز مرکز جنبش ملیت‌گرایی ایرانی بوده است

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_12.html

کتاب درسی دوره‌ی مشروطیت: زبان مردم تورک در آزربایجان قبل از غلبه‌ی موغول، فارسی بود

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/02/blog-post_9.html

مغلوبیت‌مان در انقلاب مشروطه‌ی ایران و خبطمان در انجمن آزربایجان ویا تاریخ مختصر بی زبان شدنمان

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/12/blog-post_19.html

محمدعلی شاه، خواستار و دوستدار مشروطیت که قربانی تباه‌کاری‌های دیگران (و خود) گشت....

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_12.html

تورکی‌گویی محمدعلی‌شاه و دربار قاجاری او

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/11/blog-post_6.html

محمدعلی‌شاه: در اورمیه جمعی کشته شده‌اند، سزاوار نیست من جشن مولود خود را بگیرم

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/11/blog-post_13.html

دوکتور رضا نور: معنی ساقط کردن دولت قاجاری و تاسیس دولت پهلوی، پایان دادن به سنت حاکمیت خاندان‌های تورک بر این کشور است

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/11/blog-post_21.html

تعویضِ طائفه‌یِ قولدورآسای قاجاریانِ تورک با سلاله‌یِ طاهره‌یِ نجیبِ پهلوی فارس

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/02/blog-post_15.html

از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب و دموکرات‌های آزربایجان: برآمدن رضاشاه

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/12/blog-post_12.html

قانون تشکیل ایالات و ولایات مشروطه و تجزیه‌ی منطقه‌ی ملی تورک

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_24.html

مقاله‌ای تورکی از نشریه‌ی آ ملّا عمو– اورگان انجمن اسلامیه‌ی تبریز، یکی از نخستین نشریات تورک در تاریخ تورک‌ایلی؛ و ارتجاع مشروطه

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/11/blog-post_25.html

مانقورتیسم آزربایجانی و ملی شمردن حرکت پان ایرانیستی مشروطه

جهالت است یا مانقورتیسم؟ بایکوت شخصیت‌ها و جریانات ملی تورک از طرف آزربایجان‌گرایان، و تقدیر و تقدیم خائنین و پان ایرانیست‌ها به عنوان قهرمان ملی از طرف ایشان

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/12/blog-post_24.html

فعالین سیاسی آزربایجان‌گرا، تحریف تاریخ و معرفی کردن رهبران فاقد شعور ملی تورک جنبش مشروطیت به عنوان شخصیت‌های ملی

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/02/blog-post_19.html

مقاومت و عناد آزربایجان‌گرایان در مقابل حقایق کم کم در هم شکسته می‌شود

http://sozumuz1.blogspot.com/2021/01/blog-post_3.html

قهرمان ملی ساختن از علیرضا نابدل

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_24.html

دلایل شیطان‌سازی از قاجارها در تاریخ‌نگاری‌های ایران‌گرا و آزربایجان‌گرا

http://sozumuz1.blogspot.com/2022/03/blog-post_31.html

مخالفت مشروطیت و احزاب دوره‌ی مشروطیت با تحصیل به زبان تورکی، تحمیل زبان بیگانه‌ی فارسی بر تورک‌ها به منظور فارس‌سازی آن‌ها در دوره‌ی مشروطیت

کتاب درسی مشروطیت: بعد از این تورکی حرف نزنیم. اگر او تورکی حرف زد جواب ندهیم

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/04/blog-post_19.html

کتاب درسی دوره‌ی مشروطیت: زبان مردم تورک در آزربایجان قبل از غلبه‌ی موغول، فارسی بود

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/02/blog-post_9.html

میرزا مهدی خان تبریزی ‌از رهبران تبریزی حرکت مشروطیت: زبان تورکی را باید به ‌زور و با باز کردن مدارس فارسی از بین ببریم!

http://sozumuz1.blogspot.com/2022/09/blog-post_18.html

مخالفت دولت مشروطه با تحصیل به زبان تورکی و ممنوع کردن آن در سال ١٩١٨

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/10/blog-post.html

مخالفت مرامنامه‌ی فرقه‌ی اجتماعیون عامیون (برنامه‌ی جمعیت مجاهدان) دوره‌ی مشروطیت با حقوق زبانی و ملی ملت تورک

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/04/blog-post_18.html

مرامنامه‌ی فرقه‌ی اجتماعیون ایران (حزب دموکرات) در دوره‌ی مشروطیت و انکار مساله‌ی ملی و حقوق زبانی، و مخالفت با فدرالیسم در آن

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/02/blog-post_3.html

مرامنامه‌ی فرقه‌ی سوسیالیست ایران و نفی فدرالیسم ملی و حقوق زبانی

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_21.html

انجمن ضد تورک آزربایجان در دوره‌ی مشروطیت

انجمن ایالتی آزربایجان-تبریز و «کورش کبیر»، «نژاد ایرانی»، «زبان شیرین، ملی فارسی»، «ملت شش هزار ساله‌ی ایران» و «ملت آزربایجان»‌اش

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/05/blog-post_11.html

مغلوبیت‌مان در انقلاب مشروطه‌ی ایران و خبطمان در انجمن آزربایجان ویا تاریخ مختصر بی زبان شدنمان

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/12/blog-post_19.html

پان‌ایرانیست‌های انجمن آزربایجان در دوران مشروطیت

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/09/blog-post_22.html

قتل ارشدالدوله پدر معنوی و محرک تاسیس انجمن آزربایجان و داماد ناصرالدین شاه به دست مشروطه‌طلبان انگلیسی و داشناک‌ها

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/01/blog-post_23.html

تقی‌زاده آفریننده‌ی پدیده‌ی محمود افشار یزدی، پدر پان‌ایرانیسم

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/09/blog-post_5.html

سخنرانی تقی‌زاده در مجلس: همه چیز باید فارسی باشد

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/01/blog-post_27.html

شعار فارسی کردن ایران تقی‌زاده و اعتراض حاج محمدجعفر افشار کنگاوری به آن

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/01/blog-post_92.html

انتقاد از سید حسن تقی‌زاده به سبب توصیه‌ی او به فارس‌سازی تورک‌ها در ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/01/blog-post_26.html

Wednesday, August 31, 2016

نیروهای عوثمان‌لی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ایلی و ایران

نیروهای عوثمان‌لی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ایلی و ایران 

مئهران باهارلی

در زیر دو سند با متون تورکی مربوط به سال ١٩١٥ از تبریز که مقامات عوثمان‌لی صادر کرده‌اند را داده‌ام. عکس این دو سند را ویلهلم لیتن Wilhelm Litten(١٨٨٠-١٩٣٢)، کونسول آلمان در تبریز در سال ١٩١٤ در کتاب خود به نام «ماه عسل ایرانی»[1] آورده است.

سند اول یک قبض رسید به زبان‌های تورکی و فارسی، و نمونه‌ای از کاربرد زبان تورکی مکتوب در خطاب رسمی به مردم تورک بومی توسط اوردوی عوثمان‌لی پس از آزادسازی تورک‌ایلی به سال‌های جنگ جهانی اول است. این قبض در تبریز به پرداخت‌کننده‌گان اعانه به نیروهای مسلح متحد تورک، مرکب از اوردوی عوثمان‌لی و قوشون بومیان داوطلب و عشایر تورک، که تورک‌ایلی را از کنگاور و همدان و اراک و کرج تا اورمو و خوی و اردبیل و ماکو از اشغال ارتش‌ها و میسیونرهای روسیه و انگلستان و فرانسه و آمریکا و دسته‌جات مسلح آسوری و ارمنی متحد آن‌ها آزاد کرده بودند داده می‌شد. در منابع تاریخی وقت گفته می‌شود مقامات مذکور «به هر کسی که مبلغی از وی به عنوان اعانه دریافت می‌دارند، قبضی به فارسی و تورکی می‌دهند». قبض ارائه شده در این مقاله، مُهر ابراهیم فوزی بیگ را بر خود دارد. وی که در آن موقع نماینده‌ی مجلس ملی عوثمان‌لی از موصل نیز بود، چند روز پس از آزادسازی تبریز توسط اوردوی متحده‌ی تورک، پس از نبرد قوشاچای (میاندوآب) در مقام فرماندهی بقیه‌ی داوطلبان تورک و کورد وارد تبریز شده و به همین سبب نه‌توانسته بود در مراسم افتتاح دوره‌ی چهارم مجلس شورای ملی (مجلس مبعوثان) عوثمان‌لی شرکت کند. 

سند دوم، جواز سفر با ترن به بالکان پس از معاینه‌ی برای تمیزی از شپش عفونی به چهار زبان تورکی، آلمانی، مجاری و بولغاری است که به نام لیتن کونسول آلمان در تبریز صادر شده است.

OSMANLI GÜÇLERİ TARAFINDAN TÜRKÇE’NİN TÜRKİLİ VE İRAN'DA KURTULUŞU - 1915

Mehran Baharlı

İran ve Türkili’nin modern tarihinde Türkçe yerli Türk halkına yazılı hitapta, ilk kez Birinci Dünya Savaşı yıllarında, kurtarıcı Osmanlı Ordusu ile Urmulu Cemşid Han Subataylı Afşar Mecd üs-Seltene başkanlığında kurulan ve Osmanlı İmparatorluğu'nun koruması altında bulunan "Türk Birlik Hükümeti" tarafından kullanılmıştır.

Aşağıda Birinci Dünya Savaşı yıllarında Osmanlı yetkililerin yerli Türk halkına hitapta kullandıkları yazılı resmî bir Türkçe belgeyi sunuyorum. Bu belge Türkçe ve Farsça dillerinde bir yardım ödeme alındısıdır.

Bu alındı, Tebriz'de, Türkili’yi, Kengaver, Hemedan, Erak ve Kerec'den Urmu, Hoy, Erdebil ve Maku'ya kadar Rusya, İngiltere, Fıransa ve Amerika orduları ve misyonerleri ile onların müttefiki silahlı Asoru ve Ermeni gruplarının işgalinden kurtaran Osmanlı Ordusu ile yerli gönüllü Türklerden oluşan Birleşik Türk Silahlı Kuvvetlerine katkı sağlayanlara veriliyordu.

سندِ اوّل، قبضِ دریافتِ اعانه به قوایِ مسلّحِ تورک:

[آلیندی]

«عساکرِ عثمانیه و مجاهدینِ اسلامیه‌یه صرف ائدیلمه‌ک اوزه‌ره ته‌بریز اربابِ حمیت‌مندانی‌ندان ...... تبرّع ائتدییی ...... تومه‌ن اعانه قبول و تماماً تسلیم آلینمیش‌دیر.

رئیسِ عساکرِ عثمانیه و مجاهدینِ اسلامیه و مبعوثِ موصل

تاریخ ...... شهر ...... ١٣٣٣» [١٩١٥]

دامقا [مهر]: ابراهیم فوزی ۱۳۳۴

 

[Alındı]

Asâkir-i Osmâniye ve Mucâhidîn-i İslâmiye’ye sarf edilmek üzere Tebriz erbâb-ı hamiyetmendânından .... teberrü' ettiyi .... tümen iâne kabul ve tamâmen teslim alınmıştır.

Reîs-i asâkir-i Osmâniye ve Mucâhidîn-i İslâmiye ve meb’ûs-i Musul

Târih-i ...., şehr-i ...., 1333 [1915]

Damga: İbrâhîm Fevzi 1334

سندِ دوّم، مجوّزِ سفر بعد از معاینه‌یِ شپش عفونی

وثیقه

[لیتئن به‌ی، ته‌بریزده آلمانیا کونسولوسو] کَهْلَه‌له‌ری تمیزله‌نمیش‌دیر – تمیزله‌نمه‌سی لازم دئییل‌دیر.

٢.٢٩  تاریخی‌نده بالقان تیره‌نی حرکت ائده‌جه‌ک‌دیر.

Vesîka

Ms. Listen, Konsul allemand à Täbris. [Litten Bey Tebriz’de Almanya konsolosu] kehleleri temizlenmiştir – temizlenmesi lâzım deyildir.

2.29 Târihinde Balkan tireni hareket edecektir.

آلیندی: (تورکی) قبض رسید

تبرّع: بخشش، بذل، احسان

تیره‌ن: ترن، قطار

حمّیت‌مند: غیور 

کَهْلَه: بیت (تورکی)، شپش

چند توضیح:








زبان معيار مودرن تورکي

زبان معيار مودرن تورکي

براي ما زبان معيار مودرن تورکي همان است که نسل اول محرّرين و روشنفکران تورک و تورک‌گرا در ايران بکار برده‌اند: يعني تورکي جمشيدخان مجدالسلطنه افشار اورومي، تقي رفعت، غني‌زاده ديلمقاني، سعيد سلماسي، ....

تورکي بکار برده شده در مرکز و شرق آزربايجان به ويژه تبريز-اردبيل، مانند زبان رسمي رسپوبليکاي آزربايجان موسوم به «آزربايجاني»، به شدت محلي‌گرا، لهجه‌گرا، متاثّر از فارسي، فاقد خصلت جامعيت و منقطع از سنن ادبي- نوشتاري زبان تورکي است و نمي‌تواند براي زبان معيار تورکي همه‌ي تورکزبانان ساکن در تورک‌ایلي و خارج آن در ديگر نقاط ايران مبنا گرفته شود. اين سنت ناميمون، ادامه‌ي روند دژنراسيون و تباهي زبان تورکي معيار و ادبي در مرکز آزربايجان از دوره‌ي مشروطيت و بدين سو است (به موازات ظهور دو «هويت ملي تورک» در غرب آزربايجان و «هويت ملي ايراني» در مرکز و شرق آزربايجان، دو نوع کاربرد از زبان تورکي در نشريات آن دوره ديده ‌شد. در غرب (خوي، سلماس-ديلمقان، اورميه)، زبان ادبي و معيار تورکي، آنهم براي نوشتن نثر و مقالات در مسائل اجتماعي و سياسي بکار مي‌رفت. اما در مرکز و شرق آزربايجان (تبريز، اردبيل)، لهجه‌ي محلي و زبان غير ادبي، آنهم اغلب در شعر و هجو و مزاح و زيرنويس کاريکاتورها بکار مي‌رفت).

در اين عرصه، صاحب‌نظران در درجه‌ي اول تورکي‌نويساني هستند که مليت خود را «تورک» و زبانشان را «تورکي» مينامند. کساني که خود را «ملت آزربايجان» و زبانشان را «زبان آزربايجاني» ميدانند صلاحيت نظر دادن در باره‌ي مسائل «ملت تورک» و فرهنگ و «زبان تورکي» را ندارند.

اگر بخواهيم دقيقتر و واضحتر صحبت کنيم، بايد بگوئيم که در باره‌ي مسائل فرهنگي و زباني خلق تورک بعد از اين بايد استانهاي آزربايجان غربي، همدان، زنجان، مرکزي، قزوين، البرز،  ... داراي وزنه‌ي بسيار بيشتري باشند.

مساله‌ي ما اين است که يک باند مافياوار آزربايجان‌گراي فتيشيست از موغان-تبريز-اردبيل پيدا شده که سر خود براي همه‌ي مردم تورک در ايران زبان تورکي معيار و ادبي و الفباء و ادبيات و قواعد املاء و .... تعيين مي‌کند. حتي خودسرانه براي آنها هويت ملي و اسم ملي جديد و ... مي‌تراشد و براي هيچ کس غير از خودشان هم حق اظهار نظري قائل نيست. در حاليکه زبان تورکي همانقدر که مال آنهاست، مال تورک همدان و زنجان و گيلان و چهارمحال و استان مرکزي و قزوين و کوردستان و کرمانشاه و قوم و البورز و تهران و اصفهان و فارس و کرمان و لورستان و سمنان و .... هم است.

مقاله‌ي تورکي مجدالسلطنه افشار اورومي در باره‌ي ادب و شعر تورکي در ايران- سال ١٩١٥
نامه‌ي تورکي تقي رفعت به محمدامين رسولزاده
ياشاسين تورک جوانلاري! خطابه‌ي تورکي غني‌زاده سلماسي به جوانان تورک نوشته شده در ١٠٩ سال پيش
ما تورکيم! از نامه‌ي دانش‌آموزان اورميه به انجمن ملي تبريز در يک صد و ده سال پيش

Monday, August 29, 2016

آزه‌ربایجان‌چی‌لارین تورک خالقی‌نین میللی آدی‌نا قویدوق‌لاری آیمازجا بایکوت

آزه‌ربایجان‌چی‌لارین تورک خالقی‌نین میللی آدی‌نا قویدوق‌لاری آیمازجا بایکوت 

مئهران باهارلی

خالقیمیزین میللی آدی‌نی، «تورک»و آچیق‌جا یازماق‌دان چه‌کینمه‌مه‌ک گه‌ره‌کیر. «تورک» خالقی‌نین آدی‌نین بایکوت ائدیلدییی و گئچمه‌دییی، اونون یئری‌نه ساده‌جه «آزه‌ربایجان» بؤلگه‌سی‌نین آدی گئچه‌ن بیر یازی، نه آزه‌ربایجان‌داکی نه ده اونون دیشی‌نداکی میلیون‌لارجا «تورک»ه خطاب ائتمه‌ز. اون‌لاری دیش‌لاییپ یابانجی‌لاش‌دیرار، تاریخی‌نده‌ن قوپارداراق کیم‌لیک‌سیزله‌شدیره‌ر، ایران‌ین باشاباشی‌ندا یاشاماق‌دا اولان تورک خالقی‌نی بؤله‌ره‌ره‌ک گوج‌سوزله‌شدیره‌ر.

آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی ایله تبریز و دوغو بؤلگه‌له‌ری‌نین بیر سیرا خالق‌دان قوپوق سئچگین‌له‌ری آراسی‌ندا یایقین اولان خالقیمیزین «تورک» آدی و کیم‌لییی‌نی یوخ سایان و دانان بو یانلیش توتوم، بیزیم میللی کیم‌لیییمیزی جیددی بیچیم‌ده تهدید و اونون یوخ ائدیلمه‌سی‌نه یاردیم ائدیر، تورک دوشمان‌لاری و اه‌ن باش‌دا پان‌ایرانیسم‌ین قول‌لوغوندادیر....

آیماز: غافل

آیمازلیق: غفلت

آیمازجا: غافلانه

Azerbaycançıların Türk xalqının milli adına qoyduqları aymazca bayķot

Méhran Baharlı

Xalqımızın milli adını, Türk´ü açıqca yazmaqdan çekinmemek gerekir. Türk xalqının adının bayķot édildiyi ve géçmediyi, onun yérine sâdece Azerbaycan bölgesinin adı géçen bir yazı, ne Azerbaycandakı ne de onun dışındakı milyonlarca Türk´e xetab étmez. Onları dışlayıp yabancılaşdırar, târixinden qopardaraq kimliksizleşdirer, İran’ın başabaşında yaşamaqda olan Türk xalqını bölerek gücsüzleşdirer.

Azerbaycan Réspubliķası ile Tebriz ve Doğu bölgelerinin bir sıra xalqdan qopuq séçginleri arasında yayqın olan, xalqımızın Türk adı ve kimliyini yox sayan ve danan bu yanlış tutum, bizim milli kimliyimizi ciddi biçimde tehdid ve onun yox édilmesine yardım édir, Türk düşmanları ve en başda Paniranism’in qulluğundadır ...

Sunday, August 28, 2016

«تورکیستان» ایله «تورکییه» دوغرویسا، «تورک‌ایلی» ده دوغرودور


«تورکیستان» ایله «تورکییه» دوغرویسا، «تورک‌ایلی» ده دوغرودور

 

مئهران باهارلی


«تورکیستان» ایله «تورکییه» دوغرویسا، «تورک‌ایلی» ده دوغرودور.

«تورک‌ایلی»، ایران‌ین قوزئی باتی‌سی ایله باتی‌سی‌ندا تورک‌له‌رله کومپاکت و بیتیشیک بیچیم‌ده مسکون اولان، و داها اؤنجه‌ده‌ن و ایندی ده آراسیرا بؤلگه‌نین تورک خالقی و یابانجی‌لارجا «تورکوستان»  (ترکستان) آدلاندیریلان بوتون بؤلگه‌دیر. («تورک‌ایلی»، فارس‌جا «ترکستان»ین تورک‌جه‌سی‌دیر). بورایا گئچمیش‌ده آزه‌ربایجان، عراق عجم، خمسه، جبال، علی شوکور، بایاتیستان (بیاتستان)، دیلم، تاریم (طارم)، قاراقان (خرقان)، بلوک افشار و.... آدلاندیریلان یئرله‌رین تورک بؤلگه‌له‌ری داخیل‌دیر. بورالارین تورک‌له‌رله مسکون اولمایان بؤلگه‌له‌ری ایسه، تورک‌ایلی‌نه داخیل دئییل‌دیر.

تورک‌ایلی، گونئی دوغوسو و گونئیی و گونئی باتی‌سی‌ندا تهران، شهریار، قوم، اراک، ملایئر، نهاو‌ند، سونقور، کنگاور شه‌هه‌رله‌ری‌نده‌ن باشلایان؛ تورکییه - آزه‌ربایجان رئسپوبلیکاسی‌نا ده‌ک اوزانان، و تورک خالقی‌نین بیتیشیک و چوخونلوغو (اکثریتی) اولوشدوراراق یاشادیغی میللی بؤلگه‌نین آدی‌دیر. تورک‌ایلی‌نه «آزه‌ربایجان»‌ین یالنیز تورک بؤلگه‌له‌ری ایله بیرلیک‌ده، ایران‌ین قوزئی‌باتی‌سی‌ ایله باتی‌سی‌ندا آزه‌ربایجان آدلاندیریلمایان  و آزه‌ربایجان‌ین دیشی‌ندا اولان تورک بؤلگه‌له‌رین بوتونو داخیل‌دیر.

تورک خالقی‌نین وطنی اولان توپراق‌لاری به‌لیرله‌مه‌ک و یالنیزجا اونو آدلاندیرماق اوچون ایش‌له‌دیله‌ن، ایچی‌نده «تورک» کلیمه‌سی داشیدیغی اوچون اورانی تورک خالقی ایله ایلیشگی‌له‌ندیره‌بیله‌ن و او توپراق‌لاری تورک خالقی‌نا باغلاییپ عاید ائده‌ن «تورک‌ایلی» کیمی اؤزه‌ل بیر یئرآدین وارلیغی، سورون دئییل‌دیر. ته‌رسی‌نه، اویقون، یارارلی و آوانتاژلی‌دیر.

تورک‌له‌رین یاشادیغی بوتون بؤلگه‌له‌ره اؤزه‌ل تورک‌جه یئرآدلارین – توپونیم‌له‌رین یارادیلماسی میللی آچی‌دان اویقون و یارارلی و آوانتاژلی اولدوغو کیمی؛ تاریخی و سیاسی باخیم‌دان دا بیر گه‌ره‌کسینیم و گه‌ره‌ک‌لی‌لیک‌دیر. نئجه‌کی بوگون مولدووا اؤلکه‌سی‌نده احتیاج اوزه‌ره گئچمیش‌ده وار اولمایان «قاقاووزیئری» آدی یارادیلمیش‌دیر، یا دا کوردله‌ر ایران‌ین باتی و قوزئی‌باتی‌سی‌نداکی بیتیشیک کورد توپراق‌لاری‌نی آنلاتماق اوچون؛ دؤرت «کردستان»، «کرمانشاه»، «ایلام» و «آذربایجان غربی» اوستان‌لاری‌نین کوردله‌رله مسکون بؤلگه‌له‌ری آنلامی‌ندا اولان «روژهلات»، و داها اؤنجه هئچ بیر اؤزه‌ل آدی اولمایان سوریه‌ده‌کی کورد توپراق‌لاری‌نی به‌لیرله‌مه‌ک اوچون «روژاوا» یئنی‌آدلاری‌نی اوره‌تیپ ایش‌له‌دیرله‌ر.

بیزده ده آرتیق ایران‌ین قوزئی‌باتی‌سی ایله باتی‌سی‌نداکی بیتیشیک تورک توپراق‌لاری‌نی آنلاتماق اوچون؛ و اون‌دؤرت «آذربایجان غربی»، «آذربایجان شرقی»، «اردبیل»، «زنجان»، «همدان»، «مرکزی»، «قم»، «تهران»، «البرز»، «گیلان»، «قزوین»، «کردستان»، «کرمانشاه»، و «لرستان» اوستان‌لاری‌نین تورک‌له‌رله مسکون بؤلگه‌له‌ری آنلامی‌ندا اولان «تورک‌ایلی» آدی، بنزه‌ر بیچیم‌ده ایران‌ین قوزئی‌دوغوسوندا بیتیشیک تورک توپراق‌لاری آنلامی‌ندا اولان «آوشاریورت» (افشاریورت)، ایران‌ین گونئیی‌نده بیتیشیک تورک توپراق‌لاری آنلامی‌ندا اولان «قاشقای‌یورت»، و خلج خالقی‌نین توپراق‌لاری آنلامی‌ندا اولان «خلج اوردا» (خه‌له‌‌ج‌یئری) آدلاری واردیر.

«تورک‌ایلی» «ائتنیک» بیر قاورام اولوپ، ایران‌ی اولوشدوران میللی بؤلگه‌له‌رده‌ن بیری‌نین آدی‌دیر (تورک‌ایلی، فارسیستان، کوردوستان، بلوچیستان، عربیستان، لوریستان، وس). دولایی‌سی ایله جوغرافی بیر آد و سییاسی - ایداری تقسیمات بیریمی آدی اولان، آنجاق ائتنیک و میللی بیر قاورام و آد اولمایان «آزه‌ربایجان» ایله عئینی دئییل‌دیر.

تورک ملتی، تورک وطنی و تورک تاریخی‌نه اینانمایان و بونلارین نه اولدوغونو آنلامایان آزه‌ربایجان‌چی‌لارین «آزه‌ربایجان» آدی‌نی، آنلام و قاپسامی‌نی گئنیش‌له‌ده‌ره‌ک آدی گئچه‌ن اون‌دؤرت اوستانین تورک‌له‌رله مسکون توپراق‌لاری‌نا وئرمه‌سی، یانلیش و ضررلی اولدوغو کیمی، هئچ بیر زمان قبول گؤرمه‌یه‌جه‌ک، جدیت‌ده‌ن اوزاق بیر داورانیش‌دیر. قالدی کی تورک خالقی وطنی‌نه و گه‌له‌جه‌ک میللی دولتی‌نه اؤز میللی آدی اولان «تورک»له باغلانتی‌سی آچیق و آیدین اولان «تورک‌ایلی» کیمی بیر آدی سئچه‌ر. ایچی‌نده «تورک» کلیمه‌سی اولمایان، اوسته‌لیک  ایرانیک -فارس کؤکه‌ن‌لی «آزه‌ربایجان»، بوگون تورک خالقی‌نین وطنی‌نین آدی اولمادیغی کیمی، گه‌له‌جه‌ک‌ده ده هئچ بیر زامان اونون میللی دولتی‌نین آدی اولمایاجاق‌دیر.

«توران» آدی‌نین ایسه بام‌باشقا بیر آنلامی، آیری جوغرافیاسی و تاریخی واردیر. بوندان دولایی دا ایران‌ین قوزئی‌باتی‌سی ایله باتی‌سی‌نداکی بیتیشیک تورک توپراق‌لاری آنلامی‌ندا و «تورک‌ایلی» یئری‌نه ایش‌له‌دیله‌بیلمه‌ز. آیری‌جا توران‌داکی -ان سون‌اکی ده ایرانیک - فارس‌جادیر. تورک خالقی‌نین وطنی‌نین آدی‌ندا فارس‌جا کلیمه و فارس‌جا سون‌اک‌له‌رله ایش‌له‌دیله‌مه‌ز. 



آلرژی به استفاده‌ از کلمات تورکی رایج در غرب ما (تورکیه، عراق، سوریه، قبرس، بولغارستان، ...)

آلرژی به استفاده‌ از کلمات تورکی رایج در غرب ما (تورکیه، عراق، سوریه، قبرس، بولغارستان، ...)

کسانی که به استفاده‌ از کلمات تورکی رایج در غرب ما (تورکیه، عراق، سوریه، قبرس، بولغارستان، ...) آلرژی دارند، در مسیری اشتباه‌اند. به لحاظ هویت ملی و زبان و ... هیچ فرقی بین مردم تورک ایران، قفقاز، آسیای صغیر (بویژه شرق، جنوب و مرکز آن)، بالکان و خاورمیانه‌ی عربی (عراق، سوریه، لبنان، اسرائیل، ...) نیست.

بده و بستان فرهنگی و واژه‌گانی بین لهجه‌های گوناگون تورکی آن‌ها و همچنین لهجه‌های آن‌ها با زبان مشترک ادبی و مکتوب تورکی ما کاملا طبیعی، مفید و ضروری است. زیرا همه‌ی آن واژه‌های تورکی لهجه‌ای، واژه‌های زبان مشترک و ملی ما تورکی هستند. چه درحال حاضر در محاورات و لهجه‌ی شهر و روستا و منطقه‌ی ما بکار بروند و چه بکار نروند.

در مساله‌ی زبان ملی، نباید لهجه‌گرائی و محلی‌گری و قبیله‌گرائی کرد.

استفاده از فرمهاي تورکي «تورک» و «آزربايجان»


استفاده از فرمهاي تورکي «تورک» و «آزربايجان»

سالها پيش يکي از دوستان افغانستاني به کاربرد فرم ترک از طرف من اعتراض کرد و با ذکر دلايلش گفت که در افغانستان در نشستي رسمي، تصميم بر اين گرفته شده که از فرم واحد «تورک» استفاده شود (متن اين قرارداد را بعدا دوباره منتشر خواهم کرد). در آن زمان اين تدبير- که در نوشته‌اي در سؤزوموز نيز آنرا ذکر کرده بودم- به نظر من منطقي آمد. بخصوص پس از ملاحظه‌ي آنکه کردها نيز به جاي فرم کرد شروع به استفاده از فرم «کورد» کرده‌اند، از آن به بعد من هم به جاي فرم ترک فرم «تورک» را، هر چند نه هميشه، بکار بردم. اما اکنون که به موازات رشد شعور ملي «تورک»، انعکاس آن در املاء فارسي هم، مانند کاربرد فرم «آزربايجان» به جاي آذربايجان فارسي-عربي ديده مي‌شود، بهتر است که در ايران و زبان فارسي هم مانند افغانستان و زبان دري، فرم «تورک» به جاي فرم ترک استفاده شده، همگاني و تثبيت شود.

من در مورد ايران و آزربايجان، تصميم‌گيري در باره‌ي اين گونه مسائل را در حيطه‌ي انحصاري زبانشناسان، محققين و اهل فن و ديگر نخبگان نمي‌دانم. اين مسائل بيشتر مسائل هويتي و سياسي است و به شعور ملي تورک و منافع ملي تورک مربوط است که فعلا ادراک بر آنها در ميان بسياري از نخبگان ما شامل زبانشناسان، محققين و اهل فن تورک در ايران و آزربايجان در حکم کيمياست. کردهائي که بر فرم کورد و در افغانستان که بر فرم تورک تصميم گرفتند زبانشناسان و ... نبودند. در تاريخ هم نادرشاه و مساوات و آتاتورک  ... که فرم آزربايجان را بکار برده‌اند هيچکدام زبانشناس نبوده‌اند. بر عکس، نخبگان ما معمولا و اصولا به عنوان سد و ترمزي در مقابل حفظ و توسعه‌ي شعور ملي تورک عمل کرده‌اند. مرجع و محل رجوع و حل مسائل هويتي توده‌ي تورک در ايران از جمله تَرکِ فرمهاي فارسي تُرک و آذربايجان و استفاده از فرمهاي تورکي «تورک» و «آزربايجان»، در يک کلام مردم و اجماع مردمي است که به طور خودجوش در حال فرم گرفتن است.

اقدام و تلاش براي ايجاد کردستان در سرزمينهاي غير کردي


اقدام و تلاش براي ايجاد کردستان در سرزمينهاي غير کردي

اقدام و تلاش براي ايجاد هر نوع کردستان مستقل، کنفدرال، فدرال، خودمختار، ... و يا کانتون و کريدور کردي در سرزمينهاي تاريخا و فعلا غير کردي ترک، عرب و لر - يعني آنچه اکنون در شمال سوريه، شمال عراق و شمال غرب و غرب ايران در حال اجراست-؛ چيزي نيست به جز دست‌اندازي به سرزمين ديگران (ترک، عرب، لر، ...)، توسعه‌طلبي ارضي، نژادپرستي و زمينه‌چيني براي پاکسازي قومي بوميان غيرمسلح ترک و عرب و لر در منطقه توسط گروههاي زياده‌طلب مسلح کرد.

 همه‌ي نيروهاي صلح‌دوست و دمکراسي‌خواه و مدافعين حقوق بشر و در راس آنها خود بوميان ترک، عرب و لر مناطق فوق بايد فعالانه و پيشگيرانه با اين زياده‌خواهي و توسعه‌طلبي کردي مخالفت و آنرا افشا کنند.

از قضا در اين مورد خاص، اسم «تورکي» اصل ماجراست


از قضا در اين مورد خاص، اسم «تورکي» اصل ماجراست.

دقيقا پس از يک صد و ده سال انکار رسمي و دولتي نام زبان و نام هويت ملي ما که «تورکي» است، در دولتي‌ترين سندها و در رسمي‌ترين مکاتبات بين مجلس و رياست جمهوري، نام زبان و هويت ملي ما عينا مطابق واقع و به شکل «تورکي» ذکر مي‌شود. اين سند، در صورت صحت، يک شکست استراتژيک براي سياست انکار و امحاء دولتي، و يک پيروزي راهبردي براي ملت تورک ساکن در ايران است.

Wednesday, August 17, 2016

پايگاه هوائي که در اختيار روسيه قرار داده شده در منطقه‌ي ملي تورک (تورک‌ائلي) واقع است


پايگاه هوائي که در اختيار روسيه قرار داده شده در منطقه‌ي ملي تورک (تورک‌ائلي) واقع است

پايگاه هوائي که در اختيار روسيه قرار داده شده در منطقه‌ي ملي تورک (تورک‌ائلي) واقع است. پایگاه هوایی شهید نوژه (پایگاه سوم شکاری همدان یا پایگاه هوایی شاهرخی) در شهرستان تورک‌نشين «کوره‌نگ» (کبودرآهنگ) استان آزربايجاني همدان قرار دارد. آن منطقه که پایگاه در آن احداث شده، نامش «سوباشی» است. کوه معروفی نیز به همین نام در آنجا هست که رادار مهمی بر روی آن کار گذاشته شده است.

ضروري است که تشکيلات سياسي و فرهنگي تورک در داخل و خارج ايران، در مورد اين امر واکنش نشان دهند.

در زبان تورکي «کوره‌نگ» به معني سمور قهوه‌اي رنگ و يا رنگ قهوه‌اي طبيعت به هنگام برگ‌ريزان پائيزي و «سوباشي» به معني افسر و فرمانده‌ي نظامي و دژبان است.