علیمحمد فرهوشی: جنایات آشوریها و اسمعیل
آقای کورد، کشتار هفتاد هزار تورک در اورمو و قراء اطراف آن، و قتل عام کلیهی
اهالی روستای تورک عسکرآوا (عسگرآباد)
مئهران باهارلی
علیمحمد فرهوشی (مترجم همایون) مترجم فارسی خاطرات بازیل نیکیتین، در یک زیرنویس طولانی در این کتاب، به کشتارها و جنایات مارشیمون – آشوریها و «اسمعیل آقای کورد» (به تورکی سیمیتقو) در اورمو و روستاهای اطراف آن، و جنایت جنگی قتل عام کلیهی اهالی روستای تورک عسکرآوا (عسگرآباد) اورمو[1] توسط قوای مسلح مسیحی - آشوریها اشاره کرده است.
١-این مطلب به لحاظ مستندسازی کشتارها و جنایات مذکور حائز اهمیت است. مخصوصا بدین سبب که در بازنویسی تاریخ در منابع غربی، تاریخنگاری ایرانی و تبلیغات ناسیونالیستی کوردی و فارسی معاصر، از یک طرف سعی میشود آن جنایات و فجایع سانسور و به فراموشی سپرده شوند، و از طرف دیگر عوامل آن فجایع و کشتارها یعنی آشوریهای جیلو و اشقیاء اسماعیل آقای کورد و دولتها و ارتشها و هئیتهای دیپلوماتیک و میسیونری مسیحی – روسی، اوروپایی و آمریکایی محرک آنها تطهیر شده، و به جای آنها ملت تورک که خود قربانی اصلی آن فجایع بود، بر صندلی اتهام نشانده شود.
٢- علیمحمد فرهوشی (مترجم همایون)، اهل اصفهان و اصلاً لور، اگر چه تحصیلات عالی خود را در استانبول کرده بود، دارای تمایلات ناسیونالیستی فارسی بود. (فرزند او بهرام فرهوشی که بر این ترجمه مقدمهای نوشته است، یک ناسیونالیست ایرانی و پانایرانیست بود. او به سبب اعتقادات باستانگرایانهاش، از دین اسلام خارج شد و به دین زرتشتی درآمد). به همین جهت اعترافات علیمحمد فرهوشی که هیچ گونه سمپاتی نسبت به هویت و ملیت تورک نهداشت، دارای اهمیت مضاعف است. اگر چه او هم در این مطلب کوتاه سعی کرده ماهیت حوادث مزبور را تحریف و وارونهنمایی کند. خلاصهی حوادث مذکور عبارت از این بود: مسیحیان خارجی مهاجم و مهاجر (آسوری و ارمنی از عوثمانلی) که توسط دولتها و اوردوهای اشغالگر امپریالیستی – صلیبی حاضر در منطقه (روسیه، فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده، ....) تحریک، تربیت، مسلح و تحت نام «قوای مسلحهی مسیحی» (آسوری، ارمنی) متشکل شده بودند. آنها به طور غیر قانونی در غرب آزربایجان اسکان کرده و به عنوان نیروی نیابتی و وکیل امپریالیسم در منطقه بر علیه تورکهای تورکایلی و دولت عوثمانلی، غرب آزربایجان را اشغال و با هدف تاسیس دولت آسورستان بزرگ به پایتختی اورمو اقدام به پاکسازی قومی ساکنان اصلی منطقه یعنی تورکها کرده بودند. اما علیمحمد فرهوشی به جای بیان این مداخلهی امپریالیستی، با تحریف واقعیتها جنایات جنگی بی شمار مهاجمین و «قوای مسلحهی مسیحی» و نسلکشی ملت تورک توسط آنها را به صورت «کشمکشهای روس و تورک و آشوری و کورد» تقدیم کرده است. پسر او بهرام فرهوشی هم در مقدمهای که بر کتاب نوشته، نه تنها به نقش بازیل نیکیتین[2] نایب قونسول روسیه در اورمو که یکی از عاملین جنایات و کشتارهای مذکور بود اشارهای نهکرده، بلکه به تقدیر و تقدیس این دیپلومات ضد تورک پرداخته است. این در حالی است که خود نیکیتین هم در خاطراتش به قربانی بودن مردم بی دفاع و صلحجوی تورک اورمو اعتراف کرده است.
اعتراف بازیل نیکیتین قونسول روسیه به قربانی بودن مردم بی دفاع و صلحجوی تورک و جنایاتی که کشیشان و قوای مسلحهی مسیحی علیه شهر تورک اورمو (ارومیه) مرتکب شدند
«باید اقرار کنم که در این جا (اورمو) کشیشان بر خلاف وظیفه رفتار میکردند و در عملیات خلاف وجدان و عدالت حمایت قونسول را نیز تقاضا مینمودند و از افراد تحت الحمایهی خود افواج (نظامی) تشکیل میدادند. ... من تصدیق دارم که این کشیشان پیوسته در این صدد بودند که خندق بسیار عمیقی در میان مسلمان (تورک) و مسیحی (آسوری) حفر کنند و برای مسیحیان امتیازاتی قائل شوند. ... در میان مسلمانان و مسیحیان جنگ شدیدی در کوچههای اورمیه بروز کرد که پس از سه شبانهروز به نفع مسیحیان خاتمه یافت. دنبالهی این جنگ بسیار تاثرآور بود، زیرا که سبعیت ضعیف (آسوریها) در هنگامی که غالب میگردد حدی نهدارد . ... درست مثل این است که یک موجود مفید بی اذیتی (مردم تورک و اهالی اورمو) را به طور وحشیگری محو و اعدام نمایند، در صورتی که هیچگونه مخالفتی بروز نهداده و وسایل مقاومت هم نهداشته است. ... در واقع مثل این است که کودک زیبای ناتوانی را با قساوت قلب کشته باشند».
ترجمه به تورکی:
Basil Nikitin (Basile P. Nikitine, Васи́лий Петро́вич Ники́тин): Türk Urmu (Urmiye) şehrindeki rahipler ve Hıristiyan güçlerinin halka karşı işlediği vahşetler
Şunu
kabul etmeliyim ki, buradaki [Urmu'daki] rahipler görevlerine aykırı
davrandılar. Vicdana ve adalete aykırı operasyonlarda, konsolostan destek
aradılar ve himayelerindekilerden ordular kurdular. ... Urmu sokaklarında
Müslümanlar (Türkler) ve Hıristiyanlar (Asorular, Ermeniler) arasında şiddetli
bir çatışma çıktı. Üç gün üç gece süren savaş, Hıristiyanların lehine
sonuçlandı. Bu savaşın ardından yaşananlar çok acı idi; çünkü zayıfların (Asorular,
Ermeniler) zafer kazandıklarında acımasızlıklarının sınırı yoktu. Sanki
zararsız ve faydalı bir varlık (Türkler ve Urmulular gibi), hiçbir direniş
göstermeden veya direnme imkanı bulmadan vahşice yok edilip idam edilmiş
gibi... Bu, güzel ve çaresiz bir çocuğu soğuk bir kalple acımasızca öldürmeye
benziyor.
ترجمه به انگلیسی:
Basil Nikitin (Basile P. Nikitine, Васи́лий Петро́вич Ники́тин): the atrocities committed by priests and Christian (Assyrians, Armenians) forces against the people of Turkish city of Urmu (Urmia)
I must admit that the priests here (in Urmu) acted contrary to their duty. In operations that went against conscience and justice, they also sought support from the consul and formed armies from their protégés. ... I acknowledge that these priests constantly tried to create a deep divide between Muslims (Turks) and Christians (Assyrians, Armenians), granting privileges to Christians. ... A fierce battle broke out between the Muslims (Turks) and the Christians (Assyrians, Armenians) in the streets of Urmu. After three days and nights, the battle ended in favor of the Christians. The aftermath of this battle was very moving, as the cruelty of the weak (Assyrians, Armenians) knows no bounds when they prevail. ... It is as though a harmless and useful creature (such as the Turks and the Urmians), were brutally exterminated and executed, without showing any opposition or having any means of resistance. ... It is akin to cruelly killing a beautiful, helpless child with a cold heart.
٣-یکی دیگر از جنبههای مهم نوشتهی علیمحمد فرهوشی آن است که او در این نوشته روایت مردم شهر تورک اورمو و روستاهای تورک اطراف آن در بارهی آن فجایع را مدتی کوتاه پس از وقوعشان ثبت کرده و بدین ترتیب هم آنها را از فراموش شدن نجات و هم آگاهی ما بر ماوقع و حسیات بقیة السیف کشتار را افزایش داده است. از جمله این که اهالی تورک اورمو و منطقه اعتقاد داشتند که حدود هفت صد هزار تبعهی ایرانی [تورک] در فجایع فوق به قتل رسیده بودند. این بزرگترین رقمی است که در منابع آن دوره در بارهی تعداد کشتهشدهگان تورک مطرح شده است. با توجه به این که اغلب منابع تعداد قربانیان تورک را هفتاد هزار نفر نوشتهاند، به نظر می رسد عدد هفتصد هزار در اثر علیمحمد فرهوشی اشتباه املایی و یا چاپی، و عدد واقعی هفتاد هزار نفر است. (تعداد قربانیان «تورک قیرقینی» و یا جیلولوق – سیمیتقولوق موضوع یک مقالهی دیگر من خواهد بود).
٤- علیمحمد فرهوشی به سبب تمایلات ناسیونالیستی فارس خود کشتار شدهگان را «از مسیحی و مسلمان» نامیده است. در حالی که به جز درصد کوچکی، تودهی اصلی کشتار شده را تورکهای روستایی و شهری تشکیل میدادند. آنها نه مانند طوائف و اشقیای کورد مسلح بودند، نه دارای تشکیلات نظامی و تروریستی و جنگنده مانند «قوای مسلحهی مسیحی» بودند، و نه حامیانی مانند ارتشهای اشغالگر روسیه و فرانسه و بریتانیا و .. که خود هم در کشتارهای مردم تورک فعالانه شرکت میکردند داشتند. اینگونه تحریفات ظلم فاحش و دوباره به آن مظلومان و مقتولین تورک است.
٥-نکتهی جالب توجه دیگر آن که در آن سالها، پانایرانیستها و ناسیونالیستهای افراطی فارس، علی رغم تمایلات و آجنداهای ضد تورکشان، اقلا در مورد فجایع «جیلولوق» (آشوریهای مارشیمون) و «کوردلوک» (اشقیاء کورد اسماعیل آقا سیمیتقو) جانب انصاف را رعایت میکردند و در نوشتهها و کتب و مقالات و مطبوعاتشان، کشتار مردم تورک در اورمو و غرب آزربایجان توسط آشوریهای جیلو و اشقیاء سیمیتقو را محكوم مینمودند. این با وضعیت فعلی در تضاد صد در صدی است که پانایرانیستها و ناسیونالیستهای افراطی فارس، اعم از سکولار و بنیادگرای شیعی و چپگرا و راستگرا (همچنین آزربایجانگرایان پانایرانیست و استالینیست)، نه تنها به بازنویسی و وارونهنویسی رویزیونیستی تاریخ پرداخته و از عاملین آن جنایتها حمایت میکنند، بلکه به حامیان اصلی وارثان و معادلهای امروزی آن جانیها یعنی تروریسم و ناسیونالیسم توسعهطلب کوردی و ارمنی و آسوری و ... بر علیه ملت تورک در آزربایجان غربی و منطقه (قفقاز، عراق و سوریه، ...) مبدل شدهاند.
٦- یکی دیگر از مهمترین نکتههای این خاطرات، ذکر «تصرف اورمیه توسط دولت ایران» است. زیرا در اوائل قرن بیستم مخصوصا در سالهای جنگ جهانی اول، اورمو و عموما غرب آزربایجان عملا تحت حاکمیت امپراتوری عوثمانلی درآمده بود و حتی جزئی از «نواحی شرقیه» - نظام اداری شرق آن امپراتوری بود. اورمیه و نواحی غرب آزربایجان پس از جنگ جهانی اول رسما و عملا به تصرف دولت ایران در آمد.
پایان مقدمهی مئهران باهارلی
آغاز نوشتهی علیمحمد فرهوشی
[کشتار در اورمو و اطراف آن، و قتل عام تمام سکنهی روستای عسکرآوا (عسگرآباد) توسط آشوریها]
خاطرات و سفرنامهی موسیو ب. نیکیتن، قونسول سابق روس در ایران، با مقدمه از استاد ملک الشعراء بهار، دوکتور بهرام فرهوشی (استاد دانشگاه تهران). ترجمه علیمحمد فرهوشی (مترجم همایون). انتشارات معرفت. چاپ اول ١٣٢٦، چاپ دوم ٢٥٣٦
[کشتار تورکها و غارت اورمو و اطراف آن توسط آسوریها]
پس از آن که اورمیه در زمان پهلوی به تصرف ایران در آمد من از طرف وزارت فرهنگ ماموریت یافتم که در آن جا مدارسی تأسیس نمایم. به طوری که اهالی نقل میکردند اوضاع آن جا در تمام مدت جنگ بسیار دلخراش و تاثرآور بوده است. از قراری که معتمدین محلی میگفتند در این کشمکشهای روس و تورک و آشوری و کورد قریب هفتصد هزار تبعهی ایران در اورمیه و قراء اطراف آن از مسیحی و مسلمان به قتل رسیده بودند و اورمیه که شهرت داشت در زیبایی عروس ایران و به قول اوروپائیها سوئیس ایران است به ویرانهای مبدل گردیده بود .
پس از کشته شدن مارشیمون رئیس آشوریها به دست اسمعیل آقای کورد، آشوریها از قتل و غارت مسلمانان [تورکهای] این ناحیه به اندازهای که توانستند فروگذاری نهکردند و مسلمانانی [تورکهایی] را که موفق به فرار نهشده بودند کشتند و در دهکدههای اطراف هم به قتل و غارت پرداختند.
[جنایت جنگی آسوریها و قتل عام کلیهی اهالی روستای تورک عسکرآوا (عسکرآباد)]
از جمله قریهی بزرگی بود به نام عسگرآباد (عسکرآوا) که حصاری داشت. سکنهی مسلمان (تورک) قراء اطراف آن نظر به استحکام این قلعه همه با زن و بچه به آن جا پناه بردند. آشوریها آن قلعه را به توپ بسته خراب کردند. مردان به کوهستان فرار کردند و عدهی زیادی زن و بچه که نهتوانسته بودند فرار کنند در مسجدی پناهنده شده بودند. آشوریها آن مسجد را به توپ و مسلسل بسته بر سر پناهندهگان خراب نمودند و هيچ يک از آنها نهتوانست جان به در برد. من وقتی به عزم گردش به این دهکدهی ویران خالی از سکنه رفتم در بیرون قلعه اجساد مقتولین را دیدم که با لباس دفن کرده بودند و چون قبور درستی نهداشتند به مرور زمان اسکلتهای آنها با لباس از خاک بیرون افتاده و منظرهی بسیار حزنانگیز و تاثرآوری را نشان میداد.
علیمحمد فرهوشی: وحشیگریها و اعمال نفرتآور اسمعیل آقای کورد
اورمیه قبل از جنگ یکی از شهرهای آباد و پرثروت ایران بود. در وقتی که هنوز در تهران پایتخت کشور نمایش و سینما رونقی نهگرفته بود در این شهر چندین نمایشگاه و سینما دایر بود. از قراری که میگفتند اسمعیل آقای کورد قریب پنجاه پیانو از این شهر به غارت برد.
از وحشیگری اسمعیل آقا داستانهای وحشتآور نقل میکردند. از جمله این که تا ممکن بود به انواع زجر و شکنجههای وحشیانه پول و جواهر از اعیان و ثروتمندان میگرفت و چون نهداشتند یا از دادن امتناع میکردند آخرین شکنجهی او این بود که امر میکرد دو درخت تبریزی را به هم نزديک کرده به هر کدام يک پای شخص را میبستند و در حالی که آن مرد از سر آویخته بود ناگهان درختها را رها میکردند تا دو شقه شود. از قبایح اعمال او و دستاندازی به زنان و دختران داستانهای نفرتآوری نقل میکردند.
موقعی که قوشون دولتی او را تعقیب میکرد قصد فرار از سرحد را داشت. همراه او چند قاطر بود که صندوقهای لیره بار داشتند. عثمانیان در موقع عبور از سرحد همه را از او گرفتند . اسمعیل آقا چندین دفعهی دیگر به ایران آمد و به غارت پرداخت و هر دفعه از قوشون دولتی شکست خورده به خارج فرار میکرد. اما در دفعهی اخیر به امر رضا شاه فقید و تدبیر فرماندهی لشگر آذربایجان که آن وقت سرتیپ ظفرالدوله بود در اوشنو به قتل رسید و طغیان و شرارت او خاتمه یافت. مترجم [علیمحمد فرهوشی]
ترجمه به انگلیسی
Alimohammad Farahvashi: The Assyrians' Massacre of the Turks and the Looting of Urmu and Its Surroundings
After Urmu was captured by Iran during the Pahlavi era, I was assigned by the Ministry of Culture to establish schools there. As the people reported, the conditions there were very heartbreaking and distressing throughout the war. According to local sources, in these conflicts between Russians, Turks, Assyrians, and Kurds, nearly seven hundred thousand Iranian citizens in Urmu and the surrounding areas, both Christian and Muslim, were killed. Urmu, which was famous for its beauty as the bride of Iran and, according to Europeans, the Switzerland of Iran, was turned into ruins. After the killing of the Assyrian leader Mar Shimon by Ismail the Kurd, the Assyrians did not stop killing and looting the Muslims [Turks] of this area as much as they could. They killed the Muslims [Turks] who had not managed to escape and also killed and looted the surrounding villages.
Alimohammad Farahvashi: War Crime of Assyrians and Massacre of All Residents of the Turkish Village of Eskerava (Askerabad)
There was a large village called Eskerava (Askarabad) that had a wall. The Muslim (Turkish) population of the surrounding area took refuge there, along with their women and children, due to the strength of the castle. The Assyrians destroyed the castle with cannons. The men fled to the mountains, and many women and children who were unable to escape sought refuge in a mosque. The Assyrians destroyed that mosque with cannons and machine guns, targeting the refugees, and none of them survived. When I decided to visit this deserted, ruined village, I saw the bodies of the victims outside the castle, buried in their clothes. Since they did not have proper graves, over time their skeletons, still in their clothes, emerged from the ground, presenting a very sad and moving sight.
Alimohammad Farahvashi: The barbaric and abominable acts of Ismail Agha Kurd
Prior to the war, Urmia was one of the Iran’s prosperous
and wealthy cities. While theater and cinema had not yet thrived in the country’s
capital, Tehran, there were numerous exhibitions and cinemas in Urmia. It was rumored
that Ismail Agha Kurd looted approximately fifty pianos from this city. Horrifying
stories were told about Ismail Agha's brutality. Among them was that he used various
of cruel tortures and torments to extort money and jewelry from the nobles and
the wealthy. When they did not have or refused to give it what he demanded, his
final torture was to order two poplar trees to be tied close together, with one
leg tied to each. Then, while the man was hanging by the head, the trees were
suddenly released until he split in two. Disgusting stories were told about his
abominable acts and his assaults on women and girls.
ترجمه به تورکی
Alimuhammed Ferehveşi: Asoruların Türkleri Katletmesi ve Urmu ile Çevresinin Yağmalanması
Pehlevi döneminde Urmu İran tarafından ele geçirildikten sonra, Kültür Bakanlığı tarafından orada okullar kurmakla görevlendirildim. Halkın anlattığına göre, savaş boyunca oradaki koşullar çok iç karartıcı ve üzücüydü. Yerel kaynaklara göre, Ruslar, Türkler, Asorular ve Kürtler arasındaki bu çatışmalarda Urmu ve çevresindeki bölgelerde hem Hıristiyan hem de Müslüman yaklaşık yedi yüz bin İran vatandaşı öldürüldü. İran'ın gelini olarak güzelliğiyle ünlü ve Avrupalılara göre İran'ın İsviçresi olan Urmu, harabeye döndü. Asoru lideri Mar Şimon'un Kürt İsmail Ağa tarafından öldürülmesinden sonra, Asorular bu bölgedeki Müslümanları (Türkleri) olabildiğince öldürmeye ve yağmalamaya devam ettiler. Kaçmayı başaramayan Müslümanları (Türkleri) öldürdüler ve çevredeki köyleri de yağmalayıp tahrip ettiler.
Alimuhammed Ferehveşi: Asoruların Savaş Suçu ve Eskerava (Askerabad) Türk Köyü Sakinlerinin Katliamı
Eskerava (Askerabad) adında, surlarla çevrili büyük bir köy vardı. Çevredeki Müslüman (Türk) nüfus, kadınları ve çocuklarıyla birlikte, kalenin sağlamlığı nedeniyle oraya sığınmıştı. Asorular kaleyi toplarla yıktılar. Erkekler dağlara kaçtı, kaçamayan birçok kadın ve çocuk ise bir camiye sığındı. Asorular, mültecileri hedef alarak o camiyi toplar ve makineli tüfeklerle yerle bir ettiler ve hiçbiri hayatta kalmadı. Bu ıssız, harap olmuş köyü ziyaret etmeye karar verdiğimde, kurbanların cesetlerini kalenin dışında, kıyafetleriyle birlikte gömülmüş halde gördüm. Uygun mezarları olmadığı için, zamanla iskeletleri, hâlâ kıyafetleriyle birlikte topraktan çıkmış ve çok üzücü ve dokunaklı bir manzara oluşturmuştu.
Alimuhammed Ferehveşi: Kürt İsmail Ağa’nın barbarca ve iğrenç eylemleri
Savaştan önce Urmu (Urmiye), İran’ın müreffeh ve zengin şehirlerinden biriydi. Ülkenin başkenti Tahran’da tiyatro ve sinema henüz gelişmemişken, Urmu’da çok sayıda gösteri ve sinema salonu vardı. Kürt İsmail Ağa’nın bu şehirden yaklaşık elli piyano yağmaladığı söylentileri dolaşıyordu.
İsmail Ağa’nın vahşeti hakkında korkunç hikayeler anlatılıyordu. Bunlar arasında, soylulardan ve zenginlerden para ve mücevher haraç topalamak için çeşitli acımasız işkenceler ve eziyetler kullandığı da vardı. İstediği şeylere sahip olmadıkları zamanlarda veya vermeyi reddettikleri zaman, son işkencesi iki kavak ağacını birbirine sıkıca bağlamak ve her birine birer bacak bağlamaktı. Ardından, adam başından asılıyken, ağaçlar aniden serbest bırakılarak adam ikiye parçalanıyordu. Onun iğrenç eylemleri ve kadınlara ve kızlara yönelik saldırıları hakkında tiksindirici hikayeler anlatılıyordu.
URMU (URMİA), BATI AZERBAYCAN, TÜRKİLİ. RUSYA, FIRANSA, İNGİLTERE, ABD VE BAZI DİYER AVRUPA DEVLETLERİ TARAFINDAN OLUŞTURULAN VE SİLAHLANDIRILAN ASURİ - ERMENİ “SİLAHLI HIRİSTİYAN KUVVETLERİ” TARAFINDAN GERÇEKLEŞTİRİLEN TÜRK KATLİAMI VE SOYKIRIMI, 1918
URMU (URMIA), WEST AZERBAIJAN, TURKILI.
MASSACRE AND GENOCIDE OF TURKS COMMITTED BY ASSYRIAN-ARMENIAN "ARMED
CHRISTIAN FORCES" CREATED AND ARMED BY RUSSIA, FRANCE, BRITAIN, USA AND
SOME OTHER EUROPEAN STATES, 1918
متن زیر عکس: کتابخانهی شخصی – حسن -کامکار رضائیه. متن حاشیهی چپ عکس: -١- ابن سینا
[1]مئهران باهارلی. قتل عام اهالی روستای
تورکنشین عسکرآوا (عسکرآباد) توسط اشرار مسیحی آسوری-ارمنی
[2] Basil Nikitin (Basile P. Nikitine, Russian: Васи́лий
Петро́вич Ники́тин, 1 January 1885 – 7 June 1960)
.jpg)

.jpg)




.jpg)

No comments:
Post a Comment