Monday, December 14, 2015

کاربرد زبان تورکی توسط سفارت‌خانه‌های دولت‌های خارجی در ایران قاجاری به دوره‌ی خاقان تورک فتح‌علی شاه قاجار – سال ١٨١١

کاربرد زبان تورکی توسط سفارت‌خانه‌های دولت‌های خارجی در ایران قاجاری به دوره‌ی خاقان تورک فتح‌علی شاه قاجار – سال ١٨١١ 

مئهران باهارلی

خلاصه:

در زیر گزارش – عریضه‌ای از مترجم سفارت دولت عَلیّه‌ی عوثمان‌لی در ایران قاجاری به دوره‌ی خاقان تورک فتح‌علی شاه قاجار – سال ١٨١١ - را آورده‌ام. در این گزارش که از تهران به استانبول ارسال شده او می‌گوید احتیاجی به وجود سرویس مترجمان به زبان فارسی در هئیت نماینده‌گی و سفارت دولت عوثمان‌لی در ایران نیست، زیرا که در این کشور کلیه‌ی اهالی توانا به تکلم در زبان تورکی‌اند، و حتی هئیت نماینده‌گی انگلستان در ایران نیز آشنا و عادت گرفته به تکلم به دو زبان فارسی و تورکی است. به دلایل فوق او از باب عالی تقاضا می‌نماید که مترجمین فارسی سفارت عوثمان‌لی – که در ایران تورک‌زبان لزوم و احتیاجی بدان‌ها نیست - به استانبول بازگردانده شوند.

Özet

Aşağıda, 1811 yılında Türk Kacar Hakanı Fath Ali Şah döneminde İran'daki Osmanlı elçiliyinde görevli Farsça tercümandan bir rapor - dilekçe bulunmaktadır. Tahran'dan İstanbul'a gönderilen bu rapor - dilekçede, Kacar İranı'ndaki Osmanlı delegasyonu ve elçiliyinde Farsça tercümana ihtiyaç olmadığı belirtilmektedir. Sebebi ise bu ülkedeki insanların hepsinin Türkçe konuşabilmesi, İran'daki İngiliz elçiliyi ve delegasyonun bile hem Farsça hem de Türkçe iletişim kurabilmesi ve buna alışık olmalarıdır. Yukarıda belirtilen nedenlerle Tahran Osmanlı Büyükelçiliyindeki Farsça tercümanın – Türkçe konuşabilen İran'da Farsça tercümana ihtiyaç duyulmamasından dolayı – İstanbul’a iade edilmesi talep edilmektedir.

Summary:

Below is a report - petition from the Persian translator of Ottoman embassy in Qajar Iran during the reign of Turkish king Fath Ali Shah in 1811. The report, sent from Tehran to Istanbul, states that there is no need for Persian language translators in the Ottoman delegation and embassy in Iran. The reason is that all the people in this country are able to speak Turkish, and even the British delegation in Iran can and are used to communicate in both Persian and Turkish languages. For the reasons stated above, the report - petition is requesting from the Ottoman Court to return the Persian translators of the Ottoman Embassy to Istanbul, as they are not needed in Turkish speaking Iran.


ترجمه‌ی متن گزارش مترجم فارسی سفارت عوثمان‌لی در تهران از تورکی عوثمان‌لی به فارسی (توسط مئهران باهارلی)

کلمات و پسوندهای تورکی با رسم الخط فونتیک مودرن تورکی نوشته، کلمات و عبارات فارسی و عربی عیناً مطابق با املای آن‌ها در زبان اصلی نقل شد.

هو

مشاهده کردم

بیان و اظهار رابط یاسینجی‌زاده افندی در باب عالی - استانبول است که (به ما) تقدیم کرده است. این این مطلب که بیان می‌کند به بازگشت مترجمان فارسی و فرنگی سفارت (عوثمان‌لی در تهران) اجازه داده شده، صرفاً برای رسیدن به نظر شاهانه به خاک پاک خسروانه‌شان عرض می‌شود. با وقوف عالیه‌شان بر مطلب، امر و فرمان از آن حضرت مَنْ لَهُ الْأَمْر است:

مترجم فارسی عثمان افندی که در حال حاضر به هم‌راهی سفیر (عوثمان‌لی) در ایران یاسینجی‌زاده السید عبدالوهاب افندی مأمور شده و مستخدمین سرویس ترجمه، ضمن اعلام این مطلب که در اثر عدم امتزاج با آب و هوای آن حوالی بیمار شده‌اند؛ بیان می‌کنند از آن جایی که  کلّ اهالی ایران توانا به زبان تورکی هستند و حتّی (هئیت سفارت) انگلیسی‌ها در آن جانب آشنا و عادت کرده به تکلّم به فارسی و تورکی می‌باشند، عدم احتیاج به مترجم (فارسی) آشکار شده است. بنابراین تقاضا می‌نمایند که آستانه‌ی عَلیّه به سفیر مزبور اذن دهد تا آن‌ها (مستخدمین سرویس ترجمه) را (به استانبول) بازگرداند. و (بیان می‌کنند که) بنا به خواهش سفیر انگلستان مقیم در آن‌جا – همان‌گونه که مباشر او در نامه‌ای که به ما ارسال نموده‌ نوشته است – مستخدمین افندی مذکور (سفیر انگلستان) با اذن در حال حرکت به آستانه‌ی عَلیّه (استانبول) هستند. پس از آن که به آگاهی دولتشان رسید، آن چه می‌ماند امر و فرمان حضرت ولی الامر است.

٢٣ جا (جمادی اوّل). ١٢٦٦ (١٥ دسامبر ١٨١١)

اصل متن به تورکی عوثمان‌لی:

هو

منظوروم اولموش‌دور

یاسین‌جی‌زاده اه‌فه‌ندی‌نین درِ سعادت‌ده اولان آدمی‌سی‌نین تقدیم ائیله‌دییی تقریری‌دیر. فارسی و فیره‌نگی ترجومان‌لاری‌نین عودت‌له‌ری‌نه رخصت وئریلمیش اولدوغونو مُبیّن اولماق‌لا، مجرّدِ منظورِ شاهانه‌له‌ری بویورولماق ایچون معروضِ خاکِ پایِ خسروانه‌له‌ری قیلیندیغی، مُحاطِ عِلمِ عالی‌له‌ری بویورولدوق‌دا امر و فرمان حضرتِ مَنْ لَهُ الْأَمْرین‌دیر.

حالا ایران ایلچی‌سی یاسین‌جی‌زاده السیّد عبدالوهاب اه‌فه‌ندی‌نین معیّتی‌نه مأمور قیلینان فارسی ترجمان عوثمان اه‌فه‌ندی و رعایا(یِ) ترجمانی قول‌لاری اوْل حوالی‌نین هواسی‌یلا عدمِ امتزاج‌لا نامزاج (اولدوق‌لاری)؛ و اهالی‌یِ ایران‌ین مجموعو تورکی کلماتا مقتدر و اوْل جانب‌ده اولان اینگیلتئره‌لی‌له‌ر داخی فارسی و تورکی تکلّمه مألوف اولدوق‌لاری‌ندان، [فارسی] ترجمانا عدمِ احتیاج ظاهر اولدوغو بیانی‌یلا؛ آستانه‌یِ عَلیّه جانبی‌نه عودت‌له‌ری‌نه ایلچی‌یِ مومی اِلَیه داعی‌له‌ری‌نده‌ن اذن وئریلمه‌سی‌نی؛ اوْل طرف‌ده مقیم اینگیلیز ایلچی‌سی رجا ائیله‌دییی‌نه بناءً اه‌فه‌ندی‌یِ مومی اِلَیه داعی‌له‌ری داخی اذن بیرله مرقومون[1] قول‌لاری آستانه‌یِ عَلیّه جانبی‌نه حرکت اوزه‌ره اولدوق‌لاری‌نی؛ اه‌فه‌ندی‌یِ مومی اِلَیه داعی‌له‌ری‌نین که‌ت‌خوداسی قول‌لاری بو دفعه طرفِ قول‌لاری‌نا ارسال ائیله‌دییی مکتوبوندا تحریر ائیله‌دییی؛ معلومِ دولت‌له‌ری بویورولدوقدا، باقی امر و فرمان حضرتِ وَلِيُّ اَلاَمْرین‌دیر.

٢٣ جا. ١٢٦٦ (١٥ خزیران، ١٨١١)

سؤزلوک:

عَلیّة: عَلیّه، تأنیث عَلیّ، بلندمرتبه، رفیع‌القدر، بلندپایه، عالی‌مرتبه

که‌تخودا: مباشر، عنوانی که به بعضی مقامات کلیدی (دبیر کل، سر منشی، ...) در سیستم اداری عوثمان‌لی داده می‌شد.

مُبیَّن: بیان کننده، پیدا و آشکار کننده

مَنْ لَهُ الْأَمْرُ: بوتون یئتگی‌نی اه‌لی‌نده بولوندوران، بویروق اونا عایید اولان

منظوروم اولموش‌دور: به نظرم رسید. عبارتی کلیشه‌ای به معنی گؤرولدو، دیده شد که پس از رویت اسناد و عریضه‌ها و ... از طرف مقام مربوطه بر آن‌ها زده می‌شد.

هو: هوُ و یا هُوَ. خداوند

(ve)

Manzûrum olmuştur

Yâsincizâde Efendi’nin Der-i Saâdet’te olan âdemîsinin takdîm eylediyi takrîridir. Fârsî ve Firengî tercümanlarının avdetlerine ruhsat verilmiş olduğunu mübeyyin olmakla, mücerred manzûr-i şâhâneleri buyurulmak içün ma’rûz-i hâk-ı pây-ı hüsrevâneleri kılındığı, muhât-ı ilm-i âlîleri buyuruldukta emr ve ferman hazret-i men lehül-emr’indir.

Hâlâ Îrân ilçisi Yâsincizâde es-Seyyid Abd-ül-Vahab Efendi’nin ma’iyyetine me’mûr kılınan Fârsî tercüman Osman Efendi ve reâyâ tercümânî kulları ol havâlînin havâsıyla adem-i imtizâçla nâmizâç, ve ahâli-y-i Îrân’ın mecmû’u Türkî kelimâta muktedir ve ol cânibde olan İngiltereliler dahı Fârsî ve Türkî tekellüme ma’lûf olduklarından, [Fârsî] tercümana adem-i ihtiyaç zâhir olduğu beyânıyla, âsitâne-i Eliyye cânibine avdetlerinde ilçi-y-i mûmâ ileyh dâîlerinden izin verilmesini, ol tarafta mukîm İngiliz ilçisi rica eylediyine binâen Efendi-y-i mûmâ ileyh dâîleri dahı izin birle markûmân kulları Âsitâne-y-i Eliyye cânibine hareket üzere olduklarını, Efendi-y-i mûmâ ileyh dâîlerinin kethudâsı kulları bu def’a taraf-ı kullarına irsâl eylediyi mektûbunda tahrîr eylediyi, ma’lûm-i devletleri buyuruldukta, bâkî emr ve ferman hazret-i veli-yy-ül-emr’indir

23 Ca. 1266 [15 Hazıran 1811]

چند نکته در پیرامون این گزارش-عریضه:

١-صاحب گزارش «بوْزاوْق‌لو عوثمان شاکر افندی» مترجم سفارت در زمان ایلچی جدید دولت عَلیّه‌ی عوثمان‌لی در دربار فتح‌علی شاه قاجار، سیّد عبدالوهاب افندی یاسینجی‌زاده است[2]. او مولّف کتابی «مصوّرْ سفارت‌نامه‌یِ ایران» به تورکی است که صرفاً قسمتی از آن کشف شده است. بوْزاوْق‌لو عوثمان شاکر افندی که رسّام هم بود در این اثر، عکس ٣١ شهر را که خود نقّاشی کرده (از تورک‌ایلی: زنجان، سیاه دهان، ابهر، قزوین، قیشلاق=کاشان، تهران، ...) گنجانده است[3].

٢-گزارش به سال ١٨١١ در دوره‌ی سلطنت فتح‌علی‌شاه قاجار نگاشته شده است. یعنی زمانی که هنوز قفقاز جنوبی طبق قراردادهای تورکمان‌چای و گلستان (و بعدها خوارزم و بخش‌های جنوب تورکمنستان طبق قرارداد آخال) از بدنه‌ی دولت قاجار انتزاع و به امپراتوری روسیه الحاق نه‌شده بود. در آن دوران قفقاز جنوبی عمدتاً تورک‌نشین دارای متراکم‌ترین جمعیت در تمام قلم‌روی کشور قاجار بود. تعلق آن مناطق تورک‌نشین به دولت قاجار و تراکم جمعیتی بسیار بالای قفقاز جنوبی تورک باعث می‌شد که قبل از اشغال و الحاق نواحی مذکور توسط روسیه‌ی تزاری، تورک‌ها دارای اکثریت مطلق در ترکیب اهالی قلمروی قاجاری باشند.

٣-در اوائل دوره‌ی قاجاریه، هر چند که فارسی به هم‌راه تورکی یکی از دو زبان رسمی دوفاکتو، رابط (لینگوا فرانکا) و یک زبان ادبی و دیوانی عمده در ایران بود، اما درصد اهالی‌ای که زبان مادری‌شان فارسی - دری و یا به  اصطلاح آن دوره تاجیک بود، حداکثر چیزی بین ١٠-١٥ درصد کل اهالی می‌شد. در چنین شرایطی طبیعتاً غیر تورک‌های ساکن در ایران نیز زبان اکثریت مطلق کشور یعنی تورک‌ها را فرا می‌گرفتند و در نتیجه کلّیه‌ی مردمان ایران، به‌ویژه ملل ایرانیک فارس، کورد، گیلک، تالش، تات، مازنی، لور، لک و ... که در هم‌سایه‌گی ملت تورک می‌زیستند – همان‌گونه که این گزارش نیز تائید می‌کند - توانا به تکلم در زبان تورکی بودند.

٤-این گزارش نشان می‌دهد که زبان تورکی در آن دوره نیز مانند دوره‌های ما قبل (افشار، قیزیل‌باش -صفوی، آغ‌قویون‌لو، قاراقویون‌لو، ایل‌خان‌لی، و قبل از آن) دارای موقعیت یک زبان دو فاکتوی رسمی بود و از جمله در سفارت‌خانه‌های دولت‌های خارجی در ایران، چه در تماس با مقامات رسمی ایران و چه در تماس با اهالی و توده‌ی مردم و خدمات سفارت‌خانه‌ای، پابه‌پای زبان فارسی (مورد سفارت انگلستان) و یا به تنهائی و بدون زبان فارسی (مورد سفارت عوثمان‌لی) به‌کار می‌رفت.

٥-این گزارش نشان می‌دهد که در دوره‌ی مذکور تلقی دولت‌های خارجی از ایران به درستی به صورت کشوری اساساً تورک و فارس و یا اقلاً یک کشور دو زبانه‌ی تورک و فارس بود. این تلقی واقع‌گرایانه و مطابق با داده‌های میدانی به‌ویژه جمعیت‌شناسانه، با وقوع جنبش ضد تورک مشروطیت از سوی دولت‌های استعمارگر و صلیبی اوروپائی متروک شد و جای خود را به یک تلقی خیالی از ایران که عمدتاً همان دولت‌های استعمارگر و صلیبی اوروپائی آن را جعل کرده بودند، یعنی کشوری منحصراً متشکل از فارس‌های آریائی‌نژاد با تاریخ و هویت پارسی و زرتشتی و..... تبدیل شد.

٦-در این سند از زبان اهالی ایران با خودنام‌گذاری و اسم تاریخی - واقعی «تورکی» و بدون هیچ مقدمه و موخره‌ای یاد شده است. گزارش دهنده، از آن جائی که موضوع بحث زبان است، صرفاً نام زبان «تورکی» را در مقابل فارسی به کار برده و به درستی لزومی به افزودن صفت و نام‌های مشخص کننده لهجه‌های زبان تورکی رایج در ایران، حتی عوثمان‌لی نه‌دیده است.

گئرچه‌یه هو!

منبع:

TC, Başbakanlık, Devlet Arşivleri Genel Müdürlüğü, Osmanlı Arşivi Daire Başkanlığı. Yayın Nu: 111, s 32

http://www.devletarsivleri.gov.tr/assets/content/Yayinlar/osmanli-arsivi-yayinlar/ARŞİV%20BELGELERİNDE%20OSMANLI%20İRAN%20İLİŞKİLERİ.pdf


[1] در اصل سند، مرقومان نوشته شده است.

[2] نامه‌ی تورکی (جغتایی) فتح‌علی شاه به سلطان محمود دوم در اتحاد دولتین قاجار و عوثمان‌لی و هماهنگ کردن سیاست‌های خارجی‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/08/blog-post_11.html

[3] OSMAN ŞÂKİR EFENDİ, MUSAVVER SEFÂRETNÂME-İ İRAN (Resimli İran Sefâretnâmesi)

https://ekitap.yek.gov.tr/Uploads/ProductsFiles/_102.%20MUSAVVER%20SEF%C3%82RETN%C3%82ME-%C4%B0%20%C4%B0RAN.pdf

No comments:

Post a Comment