Thursday, December 28, 2023

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

 

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

مئهران باهارلی

٢٠٠٤ ایلی‌نده جهان‌شاه وئبلاقی‌نی آچیپ اورا و سؤزوموزده جهان‌شاه‌ی بیر تورک میللی شخصیت اولاراق تانیدیپ، حاققی‌ندا یازی‌لار و مونوقرافیمی یایین‌لایینجا، اونونلا ایلگی‌لی ایران و آزه‌ربایجان‌دا چوخ سایی‌دا مقاله و کیتاب یاییم‌لانماغا باش‌لاندی. بو مقاله و کیتاب‌لارین چوخوندا ایسه، مه‌نیم جهان‌شاه ایله ایلگی‌لی ایلک دفعه بولدوغوم، اورتایا آتدیغیم ویا گه‌لیشدیریپ ایجاد ائتدیییم قاورام‌لار و گؤروش‌له‌ر، حتتا بعضن مونوقرافیمین فورماتی، جومله‌له‌ری، پاراقراف‌لاری، رسیم و خریطه‌له‌ری عیناً آلینتی‌لاناراق قول‌لانیلدی. آنجاق بونلارین هئچ بیری‌نده یازار اولاراق من مئهران باهارلی و قایناق اولاراق سؤزوموز وئبلاگی گؤسته‌ریلمه‌دی. بو دا اولایی بیلگی‌له‌نمه‌نین گه‌ره‌یی اولان قایناق گؤسته‌ره‌ره‌ک آلینتی یاپماق‌دان، باشقالاری‌نین اه‌مه‌یی‌نده‌ن چالینتی یاپما اخلاق‌سیزلیغی‌نا دؤنوشدوردو.

بورادا اؤز اثه‌‌رله‌ری‌نده مه‌نیم «جهان‌شاه قاراقویون‌لو» یازیم و ایلگی‌لی وئبلاق‌لاریم‌داکی (سؤزوموز، جهان‌شاه، قیرخ‌لار، دولت‌زنان تورک، ...) یازی‌لاریم‌دان اؤنه‌م‌لی آلینتی‌لار یاپیپ، آنجاق قایناق گؤسته‌رمه‌ده‌ن قول‌لانان‌لاردان اوچ اؤرنه‌ک وئریره‌م. بو وسیله ایله ده گئنه‌ل اولاراق، یییرمی ایل بویونجا یازدیغیم و سؤزوموزده یاییم‌لادیغیم یوزله‌رجه یازی‌نی، قایناق گؤسته‌رمه‌ده‌ن اؤز اثه‌رله‌ری‌نده ایش‌له‌ده‌نله‌ری محکوم ائدیره‌م:

١- دیوان ترکی و فارسی جهان‌شاه حقیقی. تصحیح و مقدمه محمدرضا کریمی. نیکان کتاب. ١٣٩٤. بو کیتابین، بیر چوخ گؤروش-قاورام، جومله و پاراقرافی‌نا اه‌ک اولاراق، فورماتی بیله مه‌نیم یازیم‌دان آلینتی‌دیر. آنجاق نه مه‌نیم آدیم و نه آلینتی یاپدیغی سؤزوموزده یایین‌لادیغیم یازیم قایناق گؤسته‌ریلمه‌میش‌دیر.

٢-دکتر خانگلدی اونق. دیوان جهان‌شاه حقیقی، شاه ترکمن، شاه تووریز، شاه مردان قرن چهاردهم و پانزدهم، به همراه شرح احوال و اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران جهان‌شاه حقیقی. نوشته و پژوهش دکتر خانگلدی اونق. تهران، ١٣٩٢ انتشارات بهجت. بو کیتاب‌دا هم یازیم‌دان آلینتی‌لار یاپیلمیش و هم یاپدیغیم تمثیلی رسیم‌له‌ر و خریطه، قایناق گؤسته‌ریلمه‌ده‌ن قول‌لانیلمیش‌دیر.

٣-مهدی اللهیاری تبریزی. نقد، بررسی و تکمله‌ای بر مدخل جهان‌شاه قراقویون‌لو، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی (ج ٩١).


برای مطالعه‌ی بیشتر:

بی‌اخلاقی لجام گسیخته، بی‌احترامی به مولفین و رنج و کوشش آن‌ها در خلق آثار قلمی و روشنفکری‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_32.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند: امید نیایش

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_28.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_88.html

این بار، سایت آرازنیوز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_23.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_45.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

 

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

مئهران باهارلی

رحیم ممقانی نوشته‌ی من به نام «دستور مظفرالدین شاه برای تدریس زبان تورکی در مدارس آزربایجان و اعتناء بایسته به تعلم آن» را با حذف نامم (مئهران باهارلی) به عنوان مولف، و نشان ندادن منبع مقاله (وبلاگ سؤزوموز) بازنشر کرده است.

این شخص حتی پس از یادآوری من که نباید این مقاله که من نوشته‌ام و دست‌رنج روشن‌فکری و محصول قلمی من است را بدون ذکر نام من و ارجاع دهی به مقاله‌ی من و به اسم خود منتشر کند و حتما می‌باید نام مولف را ذکر نماید و به طریقی مناسب به منبع که مقاله‌ی اصلی من است ارجاع دهد، و یا خود مقاله‌ای جداگانه به قلم خود در باره‌ی این سند (که آن را هم من تهیه کرده‌ام) بنویسد؛ به جای عذرخواهی و درج نام مولف، به یاوه‌گویی پرداخته است («فکر می‌کنی ما خوردیم شما ماندین ....»).

یک بار دیگر یادآوری می‌کنم: آن مقاله و تمام آن متن را من نوشته‌ام. اگر عکس و سندی که من تهیه و منتشر کرده‌ام را می‌خواهید دوباره منتشر کنید، یا باید به خود زحمت داده و قلم برداشته خودتان مطلبی برای آن بنویسید و یا صرفا آن عکس و سند را با ارجاع دادن به منبع آن (وبلاگ سؤزوموز) و نوشته‌ی من را با ذکر نام (مئهران باهارلی) منتشر کنید. اما شما نوشته‌ی من را به اسم خودتان منتشر کرده‌اید.

منبع اصلی مقاله‌ی من در وبلاگ سؤزوموز:

http://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post.html

لینک مقاله‌ی دزدیده شده‌ی من توسط رحیم ممقانی

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1703250313105097&set=a.991653214264814.1073741828.100002604352371&type=3&theater

برای مطالعه‌ی بیشتر:

بی‌اخلاقی لجام گسیخته، بی‌احترامی به مولفین و رنج و کوشش آن‌ها در خلق آثار قلمی و روشنفکری‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_32.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند: امید نیایش

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_28.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_88.html

این بار، سایت آرازنیوز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_23.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_45.html

این بار، سایت آرازنیوز

 

این بار، سایت آرازنیوز

مئهران باهارلی

سایت آرازنیوز یکی از نوشته‌های تحقیقی اخیر من با نام (ترکیب جمعیتی-ملی شهر اورمیه و حومه‌ی آن در سال ١٨٦٩) را، با تبدیل آزربایجان به آذربایجان و کورد به کُورد و .... به هم‌راه دیاگرامی که من ترسیم و عکس‌هایی که من تهیه کرده‌ام، در سایت خود منتشر کرده است. اما این سایت منبع نوشته یعنی وبلاگ سؤزوموز و یا صفحه‌ی فیس بوکی من را ذکر نکرده، نام مولف آن یعنی من - مئهران باهارلی - را حذف نموده، به دروغ آن را برگرفته از صفحه‌ی فئیس بوکی استاد حسن راشدی نمایانده و منبع آن را به نیرنگ کتابی نشان داده که این سایت اصلا دست‌رسی به آن نداشت. (این کتاب که من شخصا آن را پیدا و کنیه‌ی آن را در نوشته‌ی خود ذکر کرده‌ام صرفا منبع داده‌هایی بود که من در تهیه‌ی تحقیق خود از آن‌ها استفاده کردم؛ و نه منبع تحلیل‌ها و تفسیرها و تثبیت‌ها و نتیجه‌گیری‌های این نوشته که تماما متعلق به من هستند و سایت آرازنیوز هم آن‌ها را بدون ارجاع دادن به من، عینا کوپی و نقل کرده است).

من یک بار دیگر به این رفتار نکوهیده‌ی سایت آرازنیوز اعتراض می‌کنم.

لینک نوشته‌ی من در صفحه‌ی فیس‌بوکی من و وبلاگ سؤزوموز

ترکیب جمعیتی-ملی شهر اورمیه و حومه آن در سال ١٨٦٩

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_64.html

https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=185235021836860&id=100010510893154&ref=notif&notif_t=like

لینک نوشته‌ی من در سایت آذوح که با بدون ذکر منبع-وبلاگ سؤزوموز- و حذف نام مولف آن یعنی مئهران باهارلی منتشر شده است:

https://www.araznews.org/fa/?p=56022

برای مطالعه‌ی بیشتر:

بی‌اخلاقی لجام گسیخته، بی‌احترامی به مولفین و رنج و کوشش آن‌ها در خلق آثار قلمی و روشنفکری‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_32.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند: امید نیایش

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_28.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_88.html

این بار، سایت آرازنیوز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_23.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_45.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

 

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر که خود را محقق تاریخ و هنر آذربایجان معرفی کرده، در سری مقالات خود به نام «چھره پنھان رفعت در گستره تاریخ»، بسیاری از یافته‌ها و تفاسیر و نتایج تحقیقات و  ایده‌ها و روایت‌ها و.... من در مورد تقی رفعت و مسائل مربوطه را (حرکت و حزب اتحاد اسلام، مجدالسلطنه، شیخ الرئیس قاجار، علی هئیت، نسخه‌ا‌ی از خاطرات امین الشرع که من تصحیح کرده‌ام، ...) اقتباس و اخذ؛ در مواردی پاراگراف‌ها و جملاتی از مقالات من (مربوط به رهبران حزب اتحاد اسلام در ایران، سیاست حذف شخصیت‌های تورک‌گرا از تاریخ، اشتباهات ایوان زیگال در ترجمه‌ی مقاله‌ی عربی کسروی، ...) و چند اشتباه من در آن‌ها (به سبب نخستین بودن این تحقیقات) را عینا نقل؛ تصاویر و اشکالی که من طراحی و تهیه کرده‌ام (پرچم حزب اتحاد اسلام)، حتی عکس‌ها با زیرنویس‌هایشان که من نوشته‌ام (عکس اوردوی متحد تورک عوثمان‌لی - آزربایجان در منزل خواهر بلوری با زیرنویس و املای من) را در مقاله‌ی خود به کار برده است.

اما این شخص، اسم مقالات مذکور من - که نخستین تحقیقات در این باره در ایران و آزربایجان و تورکیه و ... و ضمنا منبع اصلی نوشته‌ی یاشار ناهیدی آذر هم هستند - را در لیست منابع نوشته‌اش نشان نداده، در داخل مقاله هم حتی یک بار از منبع آن‌ها وبلاگ سؤزوموز و یا صفحه‌ی فیس بوکی من، و مولف آن‌ها من مئهران باهارلی را ذکر نکرده است.

من شدیدا به این رفتار زشت و نکوهیده، به غایت غیر مدنی اعتراض می‌کنم.


برای مطالعه‌ی بیشتر:

بی‌اخلاقی لجام گسیخته، بی‌احترامی به مولفین و رنج و کوشش آن‌ها در خلق آثار قلمی و روشنفکری‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_32.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند: امید نیایش

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_28.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_88.html

این بار، سایت آرازنیوز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_23.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_45.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند.

 

بعضی از آزربایجان‌گرایان مخصوصا از تبریز، تحقیقات و یافته‌های من را با بی شرمی‌ و بی شرفی تمام دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها یعنی مئهران باهارلی و سؤزوموز حتی برای یک بار، به ‌اسم خود منتشر می‌کنند. یکی از این اشخاص فردی به اسم امید نیایش است. او قسمت مهمی از مقالات، ایده‌ها و منابع و اسناد تاریخی که من آن‌ها را پیدا و برای اولین بار بازنشر کرده‌ام را اقتباس و در یک مقاله،‌ که متاسفانه توسط بنیاد تاریخ ترک هم منتشر شده، درج کرده است. بی آن که نه نام من و نه نام مقالات من و نه نام وبلاگ سؤزوموز را که مطالب مذکور را از آن‌ها سرقت کرده در لیست منابع و ماخذ خود ذکر کند.

Başta Tebriz'den olmak üzere bir takım Azerbaycançılar, benim araştırmalarımı çalıyor ve onların kaynağı ile yazarı yani Méhran Baharlı ile Sözümüz’ü bir kez bile anmadan kendi adlarına yayınlıyorlar. Bu kişilerden biri, Ümid Niyayeş adında bir kişidir. O benim makalelerim ve fikirlerimin önemli bir kısmını uyarlayarak ve İlk defa bulup yeniden yayımladığım tarihi belgeler ve kaynakları alıntılayarak, bunları üzülerek Türk Tarih Kurumunun yayınladığı bir makaleye dahil etmiş, ancak kaynak listesinde ne benim adımı, ne söz konusu materyalleri çaldığı makalelerimin adını, ne de Sözümüz blogunun adını belirtmemiştir.

A number of Azerbaijanists, especially from Tabriz, steal my research and findings and shamelessly publish them in their own names without even once mentioning the name of their source and author, that is Mehran Baharli and Sozumuz. One of these people is a person named Umid Niayesh. He adapted a significant part of my articles, ideas and historical sources and documents that I have found and republished for the first time, and included them in one of his articles published unfortunately by the Turkish Historical Society, without mentioning my name, nor the name of my articles, nor the name of Sözümüz blog, from which he has stolen the mentioned material.


برای مطالعه‌ی بیشتر:

بی‌اخلاقی لجام گسیخته، بی‌احترامی به مولفین و رنج و کوشش آن‌ها در خلق آثار قلمی و روشنفکری‌شان

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html

آلینتی کولتورو، چالینتی اخلاق‌سیزلیغی: محمدرضا کریمی، دکتر خانگلدی اونق

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_32.html

آزربایجان‌گرایان تحقیقات و یافته‌های من را دزدیده‌ و بدون ذکر کردن نام منبع و مولف آن‌ها به ‌اسم خود منتشر می‌کنند: امید نیایش

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_28.html

سرقت تحقیقات علمی من از طرف شخصی به اسم یاشار ناهیدی آذر

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_88.html

این بار، سایت آرازنیوز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_23.html

بازنشر نوشته‌ام توسط رحیم ممقانی

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/12/blog-post_45.html

Tuesday, December 26, 2023

مقاله‌ای تورکی از سید حسن تقی‌زاده: شرقه ‌خطاب

 

مقاله‌ای تورکی از سید حسن تقی‌زاده: شرقه ‌خطاب 

مئهران باهارلی

خلاصه

سید حسن تقی‌زاده‌ از رهبران اصلی جنبش پان‌ایرانیستی و ضد تورک مشروطیت در ایران و رهبر عملی آن در آزربایجان و قفقاز، رهبر انجمن تروریستی اتحادیه‌ی آزربایجان در تهران، یک ماسون مطیع و مجری سیاست‌های ضد تورک وقت دولت بریتانیا در ایران و منطقه ‌بود. او در هماهنگی با پارسیان هندوستان و داشناک‌ها و تروریست‌های بابی ازلی و قفقازی و در ماشه‌گی برای سیاست‌ها و ماکروطرح‌های استراتژیک ضد تورک دولت‌های استعمارگر و صلیبی اوروپایی، شعله‌ی جنگ داخلی و عملیات تروریستی و براندازانه ‌بر علیه‌ دولت تورک قاجار را بر افروخته‌ بود. تقی‌زاده‌ نقشی کلیدی در اشغال تهران پایتخت دولت تورک قاجار توسط داشناک‌ها و پان‌ایرانیست‌ها و ازلی‌ها و بختیاری‌ها و تروریست‌ها، پایان دادن به ‌حاکمیت سیاسی تورک بر ایران، آفرینش مفهوم مودرن «ملت ایران» بر اساس باستان‌گرایی آریائی – زبان فارسی – زرتشتی‌گری، و «هویت قومی آزربایجانی» و «آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی» داشت. تقی‌زاده‌ اولین و عالی‌ترین مقام رسمی و دولتی بود که از کورسی نماینده‌گی مجلس شورای ملی ‌خواستار ریشه‌کن کردن تورکی از ایران و فارس‌سازی تورک‌های ساکن در آن شد. او از سمبول‌ها و محل التقای «مانقورتیسم‌های تبریزی، قفقازی، آزربایجانی» است. تقی‌زاده‌ در سال‌های اقامت خود در استانبول چند مقاله ‌به ‌زبان تورکی نوشته ‌است. یکی از این مقالات «شرقه ‌خطاب» (خطاب به شرق) نام دارد که وی ‌آن را به ‌مناسبت جنگ ایتالیا و متحدان اوروپائی‌اش بر علیه ‌عوثمان‌لی در دریای آق‌ده‌نیز (مدیترانه‌) و شمال آفریقا به سال ١٩١١ نوشته ‌است. در زیر این مقاله‌ی تورکی تقی‌زاده ‌را برای اولین بار در ایران منتشر می‌کنم. سبک انشاء و نگارش تورکی این مقاله‌ ساخته‌گی، پر از کلمات ناهنجار عربی، دارای جملاتی طولانی و عباراتی سست و نامفهوم و مغلوط با اشتباهات گرامری است. علی‌رغم حشر و نشر تقی‌زاده با مطبوعات و کتب تورکی و الهام‌پذیری و اقتباس گسترده‌اش از آن‌ها، تقی‌زاده در نوشتن به تورکی بی استعداد بود و بر ظرایف تورکی مکتوب و ادبی، و دستور زبان تورکی چندان واقف نه‌بود. تقی‌زاده که‌ در جریان مشروطیت عَلَم باستان‌گرایی زرتشتی و جنگ بر علیه ‌فرهنگ بومی اسلامی و تورک را برافراشته ‌بود، در این مقاله ‌با دورویی و ریاکاری، از امپراتوری تورک عوثمان‌لی به ‌عنوان اومیدگاه‌ مشرق زمین و هلال و ستاره‌ی عوثمان‌لی و ... ‌تمجید‌ می‌کند، از دسیسه‌‌های غرب بر جهان اسلام و لزوم بسیج و جنگ همه‌گانی مسلمانان بر علیه ‌آن‌ها و گرفتن انتقام از ایشان تحت بیرق عوثمان‌لی سخن می‌گوید، و ادعا می‌کند که‌ حاضر است جان ناقابل خود را در راه‌ حفظ استقلال عوثمان‌لی که او آن را قبله‌گاه شرق می‌نامد، و در جنگ با دولت‌های اوروپایی فدا کند. تقی‌زاده در این مقاله که در سال ۱٩۱۱ منتشر شده هم، ٩ سال قبل از مقاله‌ی مشهورش در کاوه ۱٩۲٠، ضرورت از سر تا پا اوروپایی شدن عوثمان‌لی‌یان، مسلمانان و شرق را بیان کرده است. او می‌گوید که ایده‌ی اوروپایی شدن از نوک پا تا فرق سر، تدبیری موثر برای از بین بردن میکروب فساد «خودآگاهی ملی تورک و ناسیونالیسم تورک» که عوثمان‌لی‌ها در بعضی از ولایات ایران پاشیده‌اند، است.

Özet

Seyyid Hasan Takîzâde, İran'daki Türk karşıtı Meşrutiyet Hareketi'nin kilit bir ismiydi; hareketin Azerbaycan ve Kafkasya'daki de fakto lideri, Tahrandaki Pan-İranist ve terörist "Azerbaycan İtihadiyesi Derneyi"nin başkanıydı. O, İngiliz devletinin İran ve bölge genelindeki Türk karşıtı politikalarını uygulayan sadık bir Masondu. Hintli Parsiler, Ermeni Taşnaklar, Ezelî Bâbîler ve Kafkasyalı teröristlerle eşgüdüm içinde hareket eden Takîzâde; Türk Kacar devletini devirmeyi amaçlayan iç savaşları kışkırtmış, terör ve yıkıcı faaliyetleri organize etmiş ve böylece Avrupalı ​​sömürgeci ve Haçlı güçlerin stratejik Türk karşıtı gündemlerinin bir aracı işlevini görmüştür. Takîzâde; Ermeni Taşnaklar, Pan-İranistler, Bâbî-Ezeliler, Bahtiyariler ve Kafkasyalı teröristler tarafından Türk Kacar Devleti'nin başkenti Tahran'ın 1909'da işgal edilmesinde; İran üzerindeki Türk siyasi egemenliğinin sona erdirilmesinde; Aryanizm, Fars dilsel üstünlüğü ve İslam öncesi Zerdüştlük temeline dayalı modern "İran ulusu" kavramının oluşturulmasında; ayrıca "Azerbaycanlı bölgesel-etnik kimliği" ve "Pan-İranist Azerbaycancılık" anlayışının şekillendirilmesinde merkezi bir rol oynamıştır. Takîzâde, Parlamento kürsüsünü kullanarak Türk dilinin İran'dan kurumsal düzeyde silinmesi ve Türk milletinin Farslaştırılması çağrısında bulunan ilk üst düzey devlet yetkilisiydi. Nihayetinde Takîzâde; Tebrizli, Kafkasyalı ve Azerbaycanlı Mankurtlaşmalarının sembolü ve bir buluşma noktasıdır. Takîzâde, İstanbul'da bulunduğu yıllarda Türkçe bir kaç makale kaleme almıştır. Bunlar arasında, İtalya ve Avrupalı ​​müttefiklerinin Akdeniz ve Kuzey Afrika'da Osmanlı İmparatorluğu'na karşı yürüttüğü savaşa cevaben 1911 yılında yazdığı "Şark'a Hitap" başlıklı yazı da yer alıyor. Aşağıda, Takîzâde'in bu Türkçe makalesini, İranda ilk kez olmak üzere, sunmakta ve yayımlamaktayım. Bu makalenin Türkçe yazım üslubu son derece yapaydır; eğreti Arapça alıntı sözcükler ve uzun, zayıf, tutarsız cümlelerin yanı sıra, dilbilgisi açısından hatalı ifadelerle doludur. Takîzâde, Osmanlı ve Kafkasyanın Türkçe yayınları ve edebiyatıyla yoğun bir etkileşim içinde olup bunlardan önemli ölçüde ilham almasına ve malzeme devşirmesine rağmen, Türkçe yazma konusunda yetenekten yoksundu; ayrıca yazılı edebi Türkçeye ve onun dilbilgisi kurallarına dair hakimiyeti de oldukça zayıftı. Takîzâde, Meşrutiyet Devrimi sırasında Zerdüştçülüğün yeniden canlandırılmasını savunan ve yerel İslami ve Türk kültürlerine karşı savaş açan, Masonik ve Ezeli Babilik bağlantılara sahip bir şahsiyetti. Ne var ki bu makalede ikiyüzlü bir tavırla; İslam dünyasına yönelik Batı komplolarından, birleşik bir Müslüman seferberliği ve Batı'ya karşı savaş gerekliliğinden ve Osmanlı sancağı altında intikam alma ihtiyacından bahsetmekte, Osmanlı İmparatorluğu'nu "Doğu'nun umudu" olarak nitelendirerek "Osmanlı hilal ve yıldızı"nı yüceltip övmektedir. O, riyakârlıkla "Doğu'nun Sığınağı" olarak adlandırdığı Osmanlı Devleti'nin bağımsızlığını korumak ve Avrupalı ​​emperyal güçlere karşı mücadele etmek uğruna mütevazı hayatını feda etmeye hazır olduğunu öne sürmektedir. *Kaveh* dergisindeki (1920) meşhur yazısından dokuz yıl önce, 1911'de yayımlanan bu makalede Takîzâde; Osmanlıların, Müslümanların ve Doğu'nun baştan aşağı Avrupalılaşması gerekliliğine dair çağrısının erken bir versiyonunu dile getirir. O, bu topyekûn Avrupalılaşmanın, Osmanlıların bazı İran eyaletlerinde ektiği yozlaşma mikrobunu tohumlarını—yani "Türk ulusal bilinci" ve "Türk milliyetçiliği"nin yükselişini—kökünden kazımak için etkili ve gerekli bir tedbir olduğunu savunur.

Abstract

Seyyed Hassan Taqizadeh was a pivotal figure of the Iran’s anti-Turkish Constitutional Movement—serving as its operational leader in Azerbaijan and the Caucasus, as well as the heading the Tehran-based Pan-Iranist and terrorist "Azerbaijan Union society" in. He was an obedient Freemason who aligned with and implemented the British government's anti-Turkic policies in Iran and across the region. Acting in coordination with Indian Parsis, Armenian Dashnaks, Azali Babis, and Caucasian terrorists, he functioned as an instrument of the strategic anti-Turkish agendas of European colonial and Crusader powers—instigating civil war and orchestrating terrorist and subversive operations aimed at overthrowing the Turkish Qajar daynasty. Taghizadeh played a central role in the 1909 occupation of Tehran—the capital of the Turkish Qajar state—by Armenian Dashnaks, Pan-Iranists, Babi Azalis, Bakhtiaris, and Caucasian terrorists; in ending Turkish political rule over Iran; in creating the modern concept of the "Iranian nation" based on Aryanism, the Persian linguistic supremacy, and pre-Islamic Zoroastrianism; and in shaping "Azerbaijani regional - ethnic identity" and "Pan-Iranist Azerbaijanism." Taghizadeh was the first high-ranking state official in Iran to use the podium of the National Consultative Assembly to call for the institutional eradication of the Turkish language from Iran and the Persianization of its Turkish population. Ultimately, Taghizadeh stands as a symbol and a point of convergence for the Tabrizi, Caucasian, and Azerbaijani Mankurtisms. During his time in Istanbul, Taghizadeh wrote several articles in the Turkish language. Among them was his 1911 piece titled (Address to the East), written in response to the war waged by Italy and its European allies against the Ottoman Empire in the Mediterranean and North Africa. Below is this Turkish article by Taghizadeh, presented and published here in Iran for the first time. The Turkish writing style of this article is heavily contrived, burdened by awkward Arabic loanwords, and marred by long, weak, incoherent, and grammatically flawed sentences. Despite Taghizadeh’s extensive engagement with Ottoman and Caucasian Turkish publications and literature—and the significant inspiration and material he drew from them—he lacked aptitude for writing in Turkish and possessed little command of written literary Turkish or its grammar. Taghizadeh was a figure with Masonic ties who, during the Constitutional Revolution, had championed Zoroastrian revivalism and waged a campaign against indigenous Islamic and Turkish cultures. Yet, in this article, he hypocritically praises the Ottoman Empire—referring to it as the "hope of the East" and hailing the "Ottoman crescent and star"—while speaking of Western plots against the Islamic world, the necessity for a unified Muslim mobilization and war against the West, and the need to exact revenge under the Ottoman banner. He claims he is ready to sacrifice his humble life to preserve the independence of the Ottoman state—which he calls the " Sanctuary of the East"—and to fight against European imperial powers. In this article, published in 1911—nine years before his famous piece in *Kaveh* (1920)—Taghizadeh articulates an early version of his call for the necessity for the Ottomans, Muslims, and the East to become Europeanized from head to toe. He argues that this total Europeanization is an effective measure to eradicate the germ of corruption – namely, the rise of "Turkish national consciousness" and "Turkish nationalism"—seeds that the Ottomans had sown in certain Iranian provinces.


Sunday, December 24, 2023

جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمولو – مجدالسلطنه: مادامی که مثل آوروپائیان آخوندها را محدود نه‌نموده ...

 

جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمولو – مجدالسلطنه

(١٩٤٠-١٨٦٤) 

آخوندهای مخذول برای حفظ مقام و منافع شخصیه همه روزه اسباب نفاق بین المسلمین درست کرده و جهالت را هم ترویج نمودند. موقع تجدد و ترقی را از ما گریزانیده و نور علم را مدتی به روی ما مسدود کرده و ما را گرفتار بدین روز سیاه و شوم نمودند. 

من آخوندهای جهول را مخرب ممالک اسلام‌نشین و آفت سعادت سیصد شصت میلیون مسلمانان عالم و اسلحه‌ی قاطع زهرآلود دشمنان وطن می‌دانم و این اوراق را در خصوص وقاحت و شنایع‌کاری‌های آن‌ها نوشته، با نهایت مباهات و سرور در این مساله پیش‌جنگ محررین آتیه شده‌ام. 

اهالی ایران مادامی که مثل آوروپائیان آخوندها را محدود نه‌نموده، مادامی که امورات دنیوی را در اختیار آن‌ها گذاشته، خود را گوسفند، گرگان را شبان قرار داده، استخلاص از بدبختی‌های معلومه‌ی حاضره امکان نه‌خواهد داشت.


Friday, December 22, 2023

آتامان‌لی‌نامه ‌و یا منظومه‌ی تورکی «تاریخ آل عثمان» اثر میرزا حبیب دستان بنی اصفهانی - بین‌لی میرزه‌‌ حبیب اه‌فه‌ندی از تورک‌های ایران مرکزی


 آتامان‌لی‌نامه ‌و یا منظومه‌ی تورکی «تاریخ آل عثمان» اثر میرزا حبیب دستان بنی اصفهانی - بین‌لی میرزه‌‌ حبیب اه‌فه‌ندی از تورک‌های ایران مرکزی 

مئهران باهارلی

ORTA İRAN’DAN OLAN TÜRK EDİP VE YAZAR BİNLİ MİRZE HEBİB EFENDİ’NİN (MÎRZÂ HEBÎB DESTAN BENÎ İSFAHÂNÎ) TÜRKÇE ATAMANLINÂME VEYA ÂL-İ OSMAN MANZÛMESİ, 1835-1893


MÉHRAN BAHARLI 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

اؤزه‌ت:

اؤن‌ده گه‌له‌ن تورک گؤرک‌سؤزچو (ادبیات‌چی) و بیلیم‌آدامی بین‌لی (ایصفاهان‌لی) حبیب اه‌فه‌ندی قیسا بیر «تاریخِ آلِ عوثمان منظومه‌سی» (آتامان اوروغو اؤته‌یی‌نین قوشاغی) یازمیش‌دیر. حبیب اه‌فه‌ندی ١٩ یوزایلین ایکینجی یاری‌سی‌ندا عوثمان‌لی ایمپاراتورلوغونا سیغینان قاجار دؤنه‌می آیدین و سیاسی مخالف‌له‌ری‌نده‌ن ایدی. تاریخ آل عوثمان منظومه‌سی، یالنیز بیر ادبیات یاپیتی دئییل، عینی زمان‌دا عوثمان‌لی سلاله‌سی‌نین کرونولوژی‌سی‌نی آنلاتان تاریخی بیر به‌لگه‌دیر. یاپیتین تورک‌جه و یازاری حبیب اه‌فه‌ندی‌نین ده اورتا ایرا‌ن‌ین یئرلی تورک‌له‌ری‌نده‌ن اولماسی، اؤنه‌می‌نی آرتیرماق‌دادیر. حبیب اه‌فه‌ندی‌نین «تاریخ آل عوثمان منظومه‌سی» تورک‌له‌رین اؤزله‌ری‌نین «اوغوزنامه‌» آدی ایله بیلینه‌ن اه‌سکی تاریخی دستان یازما گه‌له‌‌نه‌یی‌نین سون و ائش‌سیز اؤرنه‌ک‌له‌ری‌نده‌ن‌دیر. حبیب اه‌فه‌ندی‌نین باشقا تورک‌جه اثرله‌ری کیمی، «تاریخ آل عوثمان منظومه‌سی» ده، تاریخی و ادبی اؤنه‌می‌نه قارشین شیمدی‌یه ده‌ک تورکییه، آزه‌ربایجان، تورک‌ایلی و ایران‌دا  یاییم‌لانمامیش‌دیر. بو مقاله‌م‌ده و ایلک که‌ز اولاراق بین‌لی حبیب اه‌فه‌ندی‌نین تورک‌جه «تاریخ آل عوثمان منظومه‌سی» باش‌یاپیتی‌نی، هر ایکی عرب و لاتین الیفبالاری‌ندا یاییم‌لاییرام.

آچار سؤزله‌ر: بین، بین‌لی حبیب اه‌فه‌ندی، اوغوزنامه، عوثمان‌لی تاریخی، تورک قوشوغو

Özet

Önde gelen Türk edebiyatçı ve bilimadamı Binli (İsfahanlı) Hebib Efendi kısa bir “Târîh-i Âl-i Osman Manzûmesi” (Ataman Uruğu Öteyinin Koşağı) yazmıştır. Binli Hebib Efendi 19.cu yüzyılın ikinci yarısında Osmanlı İmparatorluğuna sığınan Kacar dönemi aydın ve siyâsi muhâliflerinden idi. 'Târih-i Âl-i Osman' sâdece bir edebiyat eseri deyil, aynı zamanda Osmanlı hânedanının târîhini anlatan bir belgedir. Bu eserde pâdişahlarla ilgili rivâyet ve efsânelere de yer verilmiştir. Yapıtın Türkçe ve yazarı Binli Hebib Efendi’nin de Orta İran’da Türk kenti Bin’den ve yerli Türklerinden olması, önemini artırmaktadır. Binli Hebib Efendi'nin "Târih-i Âl-i Osman Manzûmesi", Türklerin kendilerinin "Oğuznâme" adıyla bilinen eski tarihî destan yazma geleneyinin son ve eşsiz örneklerinden biridir. Binli Hebib Efendi’nin başka Türkçe eserleri gibi, Târih-i Âl-i Osman Manzûmesi de, târîhî ve edebî önemine karşın şimdiye dek Türkiye, Azerbaycan, Türkili ve İran’da yayınlanmamıştır. Bu makâlemde ve ilk kez olarak Binli Hebib Efendi’nin bu Türkçe eşsiz başyapıtını, her iki Arap ve Latin alfabelerinde yayımlıyorum.

Açar sözcükler: Bin, Binli Hebib Efendi, Osmanlı Tarihi, Oğuznâme, Türk şiiri

Abstract

The prominent litterateur and scholar, Binli Hebib Efendi (Mirza Habib Dastan Beni Isfahani), wrote a short poem titled "Târih-i Âl-i Osman" or the history of the Ottoman Dynasty. Binli Hebib Efendi was among the intellectuals and dissidents of the Qajar period who sought refuge in the Ottoman court during the latter half of the 19th century. 'Târih-i Âl-i Osman' is not only a work of art but also a historical document that chronicles the history of the Ottoman dynasty. It also includes anecdotes and legends about the Ottoman sultans. The fact that the work is in Turkish, and its author, Binli Hebib Efendi is a native Turk from the Turkish Bin city in Central Iran, increases its importance. Binli Hebib Efendi’s "Târih-i Âl-i Osman Poem" is one of the last and unique examples of the old tradition of writing historical epics known as "Oğuzname", by Turks themselves. Like other Turkish works by Binli Hebib Efendi, the poem Tarih-i Âl-i Osman, despite its historical and literary significance, has not been published in Türkiye, Azerbaijan, Türkili, and Iran until now. In this article, I am publishing Binli Hebib Efendi's Turkish masterpiece for the first time, in both the Arabic and Latin alphabets.

Keywords: Bin (city), Habib Isfahani, Ottoman History, Oghuzname, Turkish poetry

خلاصه:

ادیب و عالم تورک مشهور بین‌لی حبیب افندی (میرزا حبیب دستان بنی اصفهانی) یک منظومه‌ی کوتاه تورکی به نام «تاریخ آل عثمان» سروده است. حبیب افندی از روشن‌فکران و مخالفین سیاسی نیمه‌ی دوم قرن نوزده قاجاری است که به امپراتوری عوثمان‌لی پناهنده شده ‌بودند. منظومه‌ی تاریخ آل عوثمان، صرفا یک اثر ادبی نیست، بلکه در عین حال سندی تاریخی است که کرونولوژی سلسله‌ی عوثمان‌لی را به دست می‌دهد. سروده شدن این اثر به زبان تورکی و این واقعیت که سراینده‌ی آن حبیب افندی از تورکان بومی ایران مرکزی و شهر تورک «بین» واقع در آن‌جا است، بر اهمیت آن افزوده است. منظومه‌ی تاریخ آل عوثمان اثر حبیب افندی، یکی از آخرین نمونه‌های سنت قدیمی نگارش داستان‌های تاریخی تورکان توسط خود تورکان است. مانند دیگر آثار تورکی حبیب افندی، منظومه‌ی تاریخ آل عوثمان هم، علی رغم اهمیت ادبی و تاریخی آن، تاکنون در تورکیه، آزربایجان، تورک‌ایلی و ایران منتشر نه‌شده بود. در این مقاله‌ این شاه‌کار بی همتای حبیب افندی را در هر دو الفبای تورکی - عربی و تورکی - لاتین و برای نخستین بار منتشر کرده‌ام.

کلمات کلیدی: بن، حبیب بنی اصفهانی، اوغوزنامه، تاریخ عثمانی، شعر تورک