Thursday, July 29, 2021

تورک زبان شدن موغولان در سفرنامه‌ی ابن بطّوطه؛ و ریشه‌ی نام شیر-شیرا-شیرین (عجب شیر، قراشیران، ...)

 تورک زبان شدن موغولان در سفرنامه‌ی ابن بطّوطه؛ و ریشه‌ی نام شیر-شیرا-شیرین (عجب شیر، قراشیران، ...)

مئهران باهارلی


با اسلام آوردن بسیاری از سران موغول در ماوراء النهر (بوراق خان مبارک‌شاه[1]، تَرْمَشیرین - ته‌رْمه‌‌شْرین، ...) و ایران کنونی (قازان خان - غازان، قزن، غزن، قزغن، قازاغان، ...)، قسمت اعظم عنصر پرشمار موغول در قلمروی امپراتوری ایل‌خانی و شرق‌تر از آن در تورکستان- آسیای میانه در قلمروی دولت جغتایی، به مرور زمان تورک‌زبان و تورک شد، و در این پهنه آداب و رسوم و فرهنگ عامه‌ی موغول در فرهنگ عامه‌ی تورک استحاله یافت[2]. چنان‌چه در اواخر قرن ١٣ میلادی سلاطین موغول در ایران، تورکستان-آسیای میانه و هندوستان به زبان به تورکی تکلم می‌کردند، زبان تورکی را در مراسم مذهبی (سرودها و الاهی‌ها، اوراد و اذکار و ....) بکار می‌بردند و خود را «تورک» دانسته و معرفی می‌نمودند. حتی بعدها برخی از آن‌ها مانند سلطان احمد جالاییر خدمات ارزنده و مانده‌گاری به فرهنگ، زبان و ادبیات تورکی نمودند[3].

تورک‌زبانی‌ تیمور کوره‌که‌ن موغول‌تبار

در منابع تاریخی به تورکی‌دانی سلاطین و فرمانروایان موغول اشارات متعددی شده است. به عنوان نمونه در سفرنامه‌ی ابن بطّوطه[4] شواهد و داده‌هایی از روند تورک‌زبان و تورک شدن موغول‌ها ثبت و ذکر شده است. روند تورکی‌دانی و تورکی‌گویی سلاطین و فرمانروایان موغول در سرزمین‌های اسلامی در قرون آتی به تورک شدن هویتی و زبانی کامل آن‌ها منجر شد. چنانچه بنا به فاروق سومر در مقاله‌ی «آنادولودا موغول‌لار» (موغول‌ها در آناتولی) «تیمور کوره‌که‌ن-گورکان» که به لحاظ تباری یک موغول بود، در حالیکه موغول‌دانی‌اش قطعی نیست، تورک‌زبان بوده و به زبان تورکی سخن می‌گفت.[5] این تثبیت نشان می‌دهد نسل‌های بعدی موغول‌ها در آسیای میانه-خاورمیانه-آناتولی تماما تورک‌زبان شده و زبان موغولی را فراموش کرده بودند.

فاروق سومر در همین مقاله می‌گوید که بنا به ابن شدّاد، «آباقا خان» (أَبَغا) فرزند هولاگو خان و دومین خاقان دولت موغول‌-تورک ایلخانلی، پس از اطلاع یافتن بر رد و بدل کردن نامه‌ها بین «بای‌پارس» (بیبرس) چهارمین خاقان دولت تورک کؤله‌مه‌ن –مملوک مصر (یک تورک قیپچاق، منسوب به اجداد ملت کازاخ کنونی) و معین الدین سلیمان پروانه (البرواناة) نائب السلطنه‌ی سلطان سلجوقی در روم، خطاب به دومی «سین یاغی» [تو دشمن هستی] گفته است که تکلم آباقاخان موغول به تورکی را نشان می‌دهد. (در مراجعه به اصل عربی کتاب ابن شدّاد[6]، معلوم شد که جمله‌ی مورد نظر فاروق سومر به تورکی نیست، بلکه به عربی است:... فلما بلغ امتناع سيف الدين من تسليمها قال للبرواناة « أنت يا باغي ».. یعنی تو، ای عاصی! البته ممکن است که ناسخ «یاغی» تورکی به معنی دشمن را به اشتباه به صورت «یا باغی» نوشته باشد. اما باز هم به سبب وجود انت، این جمله‌ی کوتاه دو کلمه‌ای یک جمله‌ی عربی است و نه تورکی. مئهران باهارلی)

در زیر بعضی از آن‌ داده‌های مربوطه‌ی ابن بطوطه را همراه با اصل عربی‌شان[7] نقل و ترجمه کرده‌ام.


Saturday, July 24, 2021

سکتاریسم [آزربایجانی]: با خودی که ‌از آن او نیست، فریفته‌ی اسطوره‌های ساخته‌ی دشمنان، عمل‌گرای بدون پشتوانه‌ی‌ تفکر، و عامل انحراف از هدف یکتای ملت شونده‌گی مردم تورک

 حامد تالپران، قروه، تورک‌ایلی: 

سکتاریسم آزربایجانی، با خودی که ‌از آنِ او نیست، فریفته‌یِ اسطوره‌هایِ ساخته‌یِ دشمنان، عمل‌گرایِ بدونِ پشتوانه‌یِ‌ تفکّر، و عاملِ انحراف از هدفِ یکتایِ ملت‌شونده‌گیِ مردم تورک


Hamed Talperan

10 March 2017


حامد تالپران. از دهستان تورک دلبران (تالپیران)، بخش مرکزی شهرستان قوروه-تورک‌ایلی (قرار داده شده در استان فعلی کوردستان)


-مردم تورک باید نگرشی نوین از خود و آنچه ‌از خود برداشت می‌کنند، بدست آورند. چرا که ‌اگر برداشتمان از خویش و خویشاوندان درست بود، تا به‌ حال بدان چه‌ که‌ آرزویش را داریم و یا اقلا فکر می‌کنیم داریم دست یازیده ‌بودیم.

-بسیاری از هویت‌طلبان تورک [آزربایجان‌گرا] متوقف در مفاهیم «آنچه‌ شده‌اند» هستند، مفاهیمی که‌ بسیاری از آن‌ها شکل گرفته‌ی فضای فکری مسموم دوران پس از صفوی است که‌ روند تاریخی‌اش در بیشتر مواقع در خارج از ذهن تورک‌ها و در مواقعی بر ضد آن‌ها مدیریت شده‌ است.

-مفاهیم و تعریفی که ‌برخی نخبه‌گان تورک [آزربایجان‌گرا] آن‌ها را جزء هویت مردم تورک می‌دانند مفاهیمی است که ‌در تضاد نسبی با اهداف عقلی و منطقی هویت‌طلبی [تورک] است و می‌تواند اساس و پایه‌ی بسیاری از افتراق‌هایی باشد که ‌در آینده‌ای حساس با شرایط کاملا متفاوت نسبت به‌ امروز گریبان مردم تورک را بگیرد و بسیاری از فرصت‌ها را به‌ تهدید بدل کند.

-فرقه‌گرایی یا سکتاریسم نهفته ‌در افکار این شاخه ‌از هویت‌طلبان تورک [آزربایجان‌گرا] موجب شده ‌تا عناوین متعدد و گاها تعجب‌آوری به‌ هویت یک‌تای تورکی نسبت داده‌ شود، که‌ نتیجه‌ای غیر از ایجاد یک هویت مصنوعی و غیر کار‌آمد و ناآگاهانه ‌[آزربایجانی] که‌ در اغلب موارد بر آورنده‌ی انتظارات دیگران است [ندارد].

-فعالیت‌های هویت‌طلبی در میان تورک‌ها بدون گرایش به ‌هم‌بسته‌گی با دیگر تورک‌ها بویژه‌ تورک‌ها در آناتولی، قفقاز و بالکان در فضای فکری فرهیخته‌گی و نخبه‌گی هیچ معنایی ندارد.

--------

Friday, July 23, 2021

تصحیح و تشریح شعر «سه‌ن مه‌نی یارا باغیش‌لا» از کلامات تورکی «به‌ی‌ره‌ک قوش‌چواوغلو»، و نقدی بر نشر آن توسط حسین محمد زاده صدیق (دوزگون)

تصحیح و تشریح شعر «سه‌ن مه‌نی  یارا باغیش‌لا» از کلامات تورکی «به‌ی‌ره‌ک قوش‌چواوغلو»، و نقدی بر نشر آن توسط حسین محمد زاده صدیق (دوزگون) 

مئهران باهارلی 

Beyrek Kuşçuoğlu’nun Türkçe Kelâmâtı’ndan “Sen Meni Yâra Bağışla” şiirinin tashîhi ve açıklanması; ve onun Hüseyin Mehemmedzâde Sedîk (Düzgün) tarafından yapılan yayınına eleştirisi.

Méhran Baharlı

Correction and explanation of the poem " Sen Meni Yâra Bağışla " from the Turkish Kelâmât of " Beyrek Kuşçuoğlu ", and a critique of its publication by Hossein Mohammadzadeh Sediq (Duzgun)

Mehran Baharli



خلاصه

یکی از اشعار دینی معروف تورک‌های منسوب به فرقه‌ی «اهل حق» مذهب علوی، شعر «حمدِ باری تعالیٰ» [یوُجا یارادان‌ێن اؤوگۆسۆ] است. در قسمت اول مقاله‌ی حاضر،‌ شعر مذکور را از دو منبع تصحیح، و بر اساس اعتقادات، جهان‌بینی، روایات، فرهنگ و ادبیات فرقه‌ی اهل حق تشریح کرده‌ام. در مقاله بعضی کلمات و اصطلاحات دینی فرقه‌ی «اهل حق»، و اسامی یازده شخصیت تاریخی و افسانه‌ای که در شعر ذکر شده‌اند را نیز تشریح و ریشه‌یابی کرده‌ام. این این شعر در ادبیات دینی تورک‌های فرقه‌ی «اهل حق» به دو شخص، به‌ی‌ره‌ک قوشچو اوغلو و قول اوغلو منسوب شده است. به‌ی‌ره‌ک قوش‌چو اوغلو، پسر یعقوب قوش‌چو بنا به جمیل افشار منتشر کننده‌ی دیوان او یک تورک آناتولیایی و قوش‌چوی سلطان عوثمان‌لی سلیم (١٤٧٠-١٥٢٠) بود. منابعی دیگر او را زیسته در نیمه‌ی اول قرن ١٥ و ندیم «شاه ویس قولو» ملقب به قیرمیزی متولد اوائل قرن ١٥ دانسته‌اند. «شاه ویس قولو» یکی از سه شخصیتی است که در رواج فرقه‌ی اهل حق در میان تورکان در تورک‌ایلی نقش داشتند. این شعر و دیگر اشعار قوش‌چو اوغلو به لحاظ دائره‌ی لغات و گرامر تورکی غنی و علاوه بر لهجه‌ی تورکمانی رایج در ایران، دارای کلمات اصیل و قواعد بسیار از تورکی قدیم، شرقی و روم (آناتولی) هستند. قسمت آخر این مقاله انتقادی بر نشر این شعر توسط حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) است. آثار حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) در باره‌ی این شعر و قوش‌چو اوغلو و فرقه‌ی اهل حق، دارای اغلاط و اشتباهات متعدد و در بعضی موارد جعلیات و تحریفات، سطحی و غیر علمی هستند.

Özet

Alevi inancının Ehl-i Hak (Ehl-i al-Haq) koluna mensup Türklerin ünlü dini şiirlerinden biri de “Yüce Tanrı'ya Övgü” Türkçe şiiridir. Bu yazının ilk bölümünde, söz konusu Türkçe şiiri iki kaynaktan düzelterek, Ehl-i Hak kolu inançları, dünya görüşü, gelenekleri, kültürü ve edebiyatı temelinde inceleyip açıkladım. Makalede; "Ehl-i Hak" koluna ait bazı dinî sözcük ve terimlerin, şiirde adı geçen on bir tarihî ve efsanevî şahsiyetin isimlerinin anlam ve etimolojisini açıklamış ve incelemiş bulunuyorum. Bu şiir, "Ehl-i Hak" Türklerinin dinî literatüründe, Beyrek Kuşçuoğlu ve Kuloğlu adlı iki şahsa atfedilmektedir. Beyrek Kuşçuoğlu divanının yayıncısı Cemil Afşar'a göre o; bir Anadolu Türkü ve Osmanlı Sultanı Selim'in (1470-1520) doğancısı olan Yakub Kuşçu'nun oğluydu. Başka kaynaklar ise onun 15. yüzyılın ilk yarısında yaşadığını ve "Kırmızı" lakaplı "Şah Veys oğlu"nun yınalı olduğunu öne sürmektedir. "Şah Veys oğlu", Türkili'deki Türkler arasında Ehl-i Hak kolunun yayılmasında önemli rol oynayan üç şahsiyetten biridir. Bu şiir de, Kuşçuoğlu'nun diğer şiirleri gibi, Türkçenin söz varlığı ve dilbilgisi açısından oldukça zengindir. İran'da yaygın olan Türkman ağzının yanı sıra, bu şiirler Eski, Doğu ve Anadolu Türkçelerine ait pek çok özgün sözcük ve kuralı da barındırmaktadır. Bu makalenin son bölümü, söz konusu şiirin Hüséyin Mehemmedzade Sedik (Düzgün) tarafından yapılan yayımına dair bir eleştiriyi içermektedir. Sedik’in bu şiir, Kuşçuoğlu, Alevi inancı ve onun Ehl-i Hak kolu üzerine kaleme aldığı çalışmalar; sayısız hata ve yanlışla dolu, bazı durumlarda ise yüzeysel ve bilim dışı bir nitelik taşımanın yanı sıra, düpedüz tahrifat ve çarpıtmalardan ibarettir.

Abstract

One of the famous religious poems of the Turks belonging to the Ehl-i Haq (Ahl al-Haqq) sect of the Alevi religion, is the poem “Praise to the Almighty” [Yuca yaradanın övgüsü]. In the first part of this article, I have corrected the aforementioned poem from two sources and explained it based on the beliefs, worldview, traditions, culture, and literature of the Ehl-i Haq sect. In the article, I have also explained and traced the etymology of some religious words and terms of the "Ehl-i Heq" sect, as well as the names of eleven historical and legendary figures mentioned in the poem. This poem is attributed to two individuals, Beyrek Quşçuoğlu and Quloğlu, in the religious literature of the " Ehl-i Heq " Turks. According to Cemil Afşar, the publisher of Beyrek Quşçuoğlu divan, he was the son of Yaqub Quşçu, an Anatolian Turk and Falconer to the Ottoman Sultan Selim (1470-1520). Other sources suggest that he lived in the first half of the 15th century, and was a confidant of "Şah Veyslu", nicknamed Qırmızı. " Şah Veys oğlu " is one of the three figures who played a role in spreading of the Ehl-i Heq sect among the Turks in Türkili. This poem, along with other poems by Quşçuoğlu, is rich in Turkish vocabulary and grammar. In addition to the Turkman dialect common in Iran, they contain many original words and rules from Old, Eastern, and Anatolian Turkics. The last part of this article includes a critique of the publication of this poem by Hüséyin Mehemmedzade Sediq (Düzgün). His works on this poem, Quşçuoğlu, and the Ehl-i Heq sect of the Alevi religion are riddled with numerous errors and mistakes. In some cases, they are forgeries and distortions, appearing superficial, and unscientific.

Thursday, July 8, 2021

اعتراف رسمی به ‌وجود «دولت تورک اتحاد» به ‌صدارت جمشید خان سوباتای‌‌لی افشار اورمویی - مجدالسلطنه ‌در ‌سال‌های آخر جنگ جهانی اول در تورک‌ایلی

اعتراف رسمی به ‌وجود «دولت تورک اتحاد»  به ‌صدارت جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی - مجدالسلطنه ‌در ‌سال‌های آخر جنگ جهانی اول در تورک‌ایلی 

مئهران باهارلی

TÜRKİLİ İTTİHAD DEVLETİ – BİRLİK HÜKÜMETİ (8 June 1918 – 1 October 1918)

URMULU CEMŞİD XAN SUBATAYLI AFŞAR MECD ÜL-SELTENE (1864-1940)






Sunday, July 4, 2021

شاهزاده ‌پریخان خانیم (١٥٧٨-١٥٤٨) دولت‌زن و سیاست‌مدار تورک، و بر آمدن شاه عباس حقیر

شاهزاده ‌پریخان خانیم (١٥٧٨-١٥٤٨) دولت‌زن و سیاست‌مدار تورک، و بر آمدن شاه عباس حقیر

 

مئهران باهارلی


پریخان خانیم و یا بیگیم (متولد ١٨ آوگوست ۱۵۴۸ در اهر و یا ابهر - تورک‌ایلی، متوفی ۱٢ فوریه  ‌۱۵۷۸ در قزوین - تورک‌ایلی) دولت‌زن و سیاست‌مدار قدرت‌مند، مدبر و با نفوذ تورک، دختر شاه‌ تهماسب اول و سلطان آغا خانیم است. پریخان خانیم از طرف مادری یک چرکس (در معنی عام همه‌ی قفقازیان شمال ناحیه‌ی دربند، در معنی خاص قومی در قفقاز و آسیای صغیر که به یکی از لهجه‌های زبان آدیغه - کاباردین سخن می‌گویند)، و دائی او شمخال خان از سرداران بنام چرکس در دولت قیزیل‌باش بود.

پریخان خانیم از منظر تاریخ و فرهنگ تورک دارای اهمیت و یک شخصیت ملی تورک است:

-پریخان خانیم یکی از ملزها - دورگه‌ها - آرقون‌ها - قاراوناس‌های تاریخ تورک است[1]

-پریخان خانیم در کشمکش بین تورک و تاجیک بر سر جانشینی شاه تهماسب پس از مرگ او، طرف جبهه‌ی تورک را گرفت

-پریخان خانیم توسط خیرالنساء مهد علیا مادر شاه عباس حقیر، که هر دو شخصیت‌هایی شدیدا ضد تورک بودند، به قتل رسید و در نتیجه یکی از برجسته‌ترین شهیدان قومیت‌گرایی شعوبی و تورک‌ستیزی در ایران است.

-پریخان خانیم سمبول حکم‌داران زن و حقوق برابر زنان با مردان در فرهنگ و سنن دولت‌مداری تورک است....






فرمان و مدحیه-دعای تورکی آغاز کتاب تكمله ‌الاخبار تالیف عبدی بیگ اتحاف شده ‌به ‌دولت‌زن تورک شاه‌زاده ‌به‌ری خان (پریخان) خانیم


فرمان و مدحیه-دعای تورکی آغاز کتاب تكمله ‌الاخبار تالیف عبدی بیگ اتحاف شده ‌به ‌دولت‌زن تورک شاه‌زاده ‌به‌ری خان (پریخان) خانیم

مئهران باهارلی 

قیزیل‌باش (صفوی) دؤنه‌می‌نده‌ن تورک اه‌رکله‌ت قادی‌نی ته‌ریم به‌ری‌خان خانیم‌ا آرماغان ائدیلمیش تکمله الاخبار پیتییی ایله ایلگی‌لی تورک‌جه بویروق و اؤوگوله‌مه- که‌له‌مه

 

Kızılbaş (Safevi) döneminde Türk Devlet Kadını Prenses Berihan (Perihan) Hanıma ithaf edilmiş Tekmilet ül-Ahbar kitabının başındaki Türkçe methiye-dua 

Turkish eulogy-prayer from the Qizilbash (Safavid) period at the beginning of the Tekmilet ül-Ahbar book, dedicated to Turkish statewoman Princess Berihan (Perihan) Hanım.

Méhran Baharlı


خلاصه

کتاب تكملة الاخبار به‌ سال ١٥٧٠ در دوره‌ی شاه ‌تهماسب اول توسط خوجا علی عبدی بیگ تبریزی شیرازی تالیف و ‌به ‌دختر او دولت‌زن تورک شاه‌زاده ‌‌به‌ری خان (پریخان) خانیم (بیگیم) اهداء شده است. در آغاز نسخه‌ی کتاب‌خانه‌ی مَلِک این کتاب، یک متن در دو صفحه ‌به ‌زبان تورکی وجود دارد که ‌با عنوان «فرمان اولوندو» آغاز می‌شود. متن تورکی این دعا – مدحیه تاکنون با اشتباهات و اغلاط قرائت شده‌ است. علاوه بر آن در باره‌ی این متن به ویژه‌ در جمهوری آزربایجان اطلاعات و ادعاهای نادرستی – مانند فرمان شاه ‌تهماسب بودن آن – منتشر شده است. حال آن که‌ این متن یک فرمان نیست. بلکه یک ‌دعا و مدحیه‌ی تورکی ناتمام، به‌ قلم مولف کتاب خوجا علی عبدی بیگ در ستایش شاه ‌تهماسب و حاکمیت او است. در این مقاله متن تورکی مذکور را تصحیح کرده‌ام، توضیحاتی در ماهیت آن داده‌ام، و اطلاعات و ادعاهای نادرست در باره‌ی آن را رفع کرده‌ام.  

اؤزه‌ت:

تکملة الاخبار پیتییی (کیتابی)، ١٥٧٠ ایلی‌نده بیرینجی شاه تاهماسب دؤنه‌می‌نده خوجا علی عبدی بیگ تبریزی شیرازی ساری‌ندان (طرفی‌نده‌ن) یازیلمیش و تورک دولت‌قادینی ته‌ریم (پرنسس) به‌ری خان (پریخان) خانیم‌ا سونولموش‌دور. بو پیتییین مَلِک پیتیک‌ائوی (کیتاب‌خاناسی) نوسخه‌سی‌نین باشلانقیجی‌ندا «فرمان اولوندو» باش‌لیق‌لی ایکی صفحه‌لیک تورک‌جه بیر متن واردیر. بو متن بوگونه‌ ده‌ک یانلیش‌لار و یانیلمالارلا اوخونموش و یاییملانمیش‌دیر. آیری‌جا اونونلا ایلگی‌لی اولاراق، اؤزه‌ل‌لیک‌له آزه‌ربایجان جمهوریتی‌نده، بونون خاقان‌ین (شاه‌ین) بویروغو (فرمانی) اولدوغو کیمی بیر سیرا یانلیش بیلگی و ساولار (ادعالار) یاییلمیش‌دیر. اویسا بو متن، پیتییین یازاری خوجا علی عبدی بیگ‌ین شاه تاهماسب‌ی و سلطنتی‌نی اؤومه‌ک آماجی‌یلا یوووشا (قلمه) آلدیغی اه‌کسیک اولان تورک‌جه بیر که‌له‌مه (دوعا) و اؤوگو (مدحیه)دیر. بو یازیم‌دا آنیلان تورک‌جه متنی اونالتدیم (تصحیح ائتدیم)، نئجه‌لییی‌نه (ماهیتی‌نه) ایلیشکین آچیق‌لامالاردا بولوندوم و یانلیش بیلگی و ساولاری دوزه‌لتدیم.

Özet

Tekmelet ül-Ahbar kitabı, 1570 yılında Şah I. Tahmasb döneminde Hoca Ali Abdi Bey Tebrizi Şirazi tarafından yazılmış ve Türk devlet kadını Şehzade Beri Han (Parihan) Hanım'a ithaf edilmiştir. Bu kitabın Melik Kütüphanesi nüshasının başında "Ferman Olundu" başlıklı iki sayfalık Türkçe bir metin bulunmaktadır. Bu metin bugüne kadar yanlışlar ve yanılmalarla okunmuş ve yayımlanmıştır. Ayrıca onunla ilgili olarak, özellikle Azerbaycan Cumhuriyeti'nde, bunun kralın fermanı olduğu gibi bir sıra yanlış bilgi ve iddialar yayılmıştır. Oysa bu metin kitabın yazarı Hoca Ali Abdi Bey'in Şah Tahmasb'ı ve saltanatını övmek amacıyla kaleme aldığı eksik Türkçe bir dua ve övgüdür. Bu yazımda sözü edilen Türkçe metni onalttım, mahiyetine ilişkin açıklamalarda bulundum, ve yanlış bilgi ve iddiaları da düzelttim.

Abstract

Takmalat al-Akhbar, was written by Khoja Ali Abdi Bey Tabrizi Shirazi in 1570 during the reign of Shah Tahmasb I and was gifted to his daughter, the Turkish stateswoman Shahzade Beri Khan (Parikhan) Khanim (Begim). At the beginning of Melik Library's manuscript of this book, there is a two-page text in Turkish titled "Ferman Olundu". ​This Turkish text has been read and published with mistakes and errors up until now. In regard to this text, particularly in the Republic of Azerbaijan, some false information and claims have been disseminated - such as the notion that it is the king's decree. However, in reality, it is an incomplete Turkish prayer and praise, penned by Khoja Ali Abdi Bey author of the book, to extol Shah Tahmasb and his reign. In this article, I have corrected the Turkish text, provided explanations about its nature, and rectified false information and claims made about it.


مدحیه‌ی تورکی در جلوس شاه اسماعیل دوم سروده‌ی عبدالمومن بن عبدی

 مدحیه‌ی تورکی در جلوس شاه اسماعیل دوم، سروده‌ی عبدالمومن بن عبدی


مئهران باهارلی


در این مقاله شش بیت به تورکی که به مناسبت بر تخت نشستن شاه اسماعیل دوم، خاقان سُنّی دولت قیزیل‌باش و فرزند و جانشین شاه تهماسب اول سروده شده‌اند را بررسی کرده‌ام. این ابیات بخشی از یک شعر دو زبانه‌ی فارسی-تورکی هستند که بنا به اظهار رسول جعفریان در مقاله‌ی «ترجیع‌بندی در ستایش شاه اسماعیل دوم» در یک نسخه‌ی خطی به شماره‌ی ١٣٤٧ که در بخش ولی‌الدین افندی از کتاب‌خانه‌ی سلیمانیه استانبول محافظت می‌شود آمده‌اند[1].   این ابیات تورکی از جنبه‌های رسمیت زبان تورکی، کاربرد لهجه‌ی جغتایی و تورکی شرقی از سوی دولت‌های تورک-تورکمان حاکم بر ایران به عنوان زبانی پرستیز و به صورت رسمی-دولتی، ژانر اؤوگوله‌مه-مدحیه در ادبیات تورکی و ... حائز اهمیت هستند.