Monday, July 3, 2017

از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن زبان تورکی توسط فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز

از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن زبان تورکی توسط فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز 

مئهران باهارلی 

خلاصه

در سال ١٩١٨ فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز با تصویب یک بیانیه، زبان تورکی را ممنوع و فارسی را «زبان ملی» اعلام کرد. بیانیه، فرقه‌ی دموکرات آزربایجان را موظف نمود که سیاست ترویج «زبان ملی فارسی» («توحید لسان») در آزربایجان را به طور جدی اجرا کند. مصوبه اعلام می‌کرد که علاوه بر زبان نوشتاری حزب که از قبل هم فارسی بود، زبان تکلم در حوزه‌ها و نشست‌های حزبی، در مدارس و دبستان‌ها و در ادارات دولتی نیز صرفاً و مطلقا می‌باید فارسی باشد. این در حالی است که چند ماه قبل از صدور این بیانیه، «دولت تورک اتحاد» (تورک بیرلیک دولتی) به صدارت رهبر و قهرمان ملی تورک جمشید خان سوباتای‌لی افشار – مجدالسلطنه در تبریز تاسیس شده بود، تورکی را زبان ملی مردم تورک، و زبان رسمی و دولتی خود اعلام کرده بود. از منظر تاریخ تورک‌ایلی و ادبیات سیاسی تورک، مصوبه‌ی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز که تکلم به زبان تورکی را ممنوع و فارسی را زبان ملی می‌نامد، و خواستار جایگزین کردن زبان تورکی با فارسی می‌شود، آن هم چند ماه بعد از فروپاشی دولت تورک اتحاد، یک خیانت ملی، و از منظر حقوق بشری مصداق نسل‌کشی زبانی (Linguicide)‌ است. این مصوبه‌ که در سال ١٩١٨، دو سال قبل از کودتای نظامی رضا خان و هفت سال قبل از تاسیس سلطنت پهلوی صادر شد، نشان می‌دهد که بر خلاف تبلیغات کذب تاریخ‌نگاری آزربایجانی، سیاست نسل‌کشی زبان تورکی در ایران، محصول حاکمیت رضا خان - سردار سپه – رضا شاه نیست. بلکه از طرف آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست که اغلب از مرکز و شرق آزربایجان (تبریزی - اردبیلی) بودند آغاز شده است. این آزربایجان‌گرایان ضد تورک، در سال‌های انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی اول در تشکیلاتی مانند انجمن‌های معارف تهران و تبریز، انجمن آزربایجان تهران، انجمن ایالتی آزربایجان تبریز، فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز، حاکمیت آزادی ستان، و ... متشکل شده بودند.

Özet

1918 yılında, Tebriz Azerbaycan Demokrat Fırkası, Türkçe dilini yasaklayan ve Farsçayı “ulusal dil” ilan eden bir kararname - bildiri yayımladı. Bildiri, Azerbaycan Demokrat Partisi’ni, Azerbaycan’da “Farsça ulusal dilin” kullanımını aktif bir biçimde teşvik etmeye mecbur kılıyor, partinin daha önceden Farsça olan yazı diline ek olarak, parti çevrelerinde ve toplantılarında, okullarda ve ilköğretim kurumlarında ve devlet dairelerinde kullanılan konuşma dilinin de münhasıran ve kesinlikle Farsça olmasını zorunlu kılıyordu. Bu durum; söz konusu bildirinin yayımlanmasından birkaç ay önce, Tebriz’de Türk ulusal lideri ve milli kahramanı Urmulu Cemşid Han Subataylı Afşar Mecdü’s-Saltane’nin başkanlığında “Türk Birlik Devleti”nin kurulmuş olmasına ve Türkçeyi Türk halkının ulusal dili, aynı zamanda “Türk Birlik Devleti”nin resmî ve devlet dili olarak ilan etmiş bulunmasına rağmen gerçekleşmiştir. Tebriz Azerbaycan Demokrat Partisi'nin — “Türk Birlik Devleti”nin çöküşünden birkaç ay sonra — Türkçe konuşmayı yasaklama, Farsçayı ulusal dil olarak kabul etme ve Türkçenin yerine Farsçayı ikame etme kararı; Türkili tarihi ve Türk siyasi literatürü açısından ulusal bir ihanet, ve İnsan Hakları bakımından bir dilkırım (dilsel soykırım) örneği olarak görülmektedir. Rıza Han’ın askeri darbesinden iki yıl ve Pehlevi hanedanlığının kuruluşundan yedi yıl önce, 1918 yılında yayımlanan bu kararname; Azerbaycan tarih yazımının asılsız propagandalarının aksine, İran’da Türk diline yönelik soykırım politikasının Rıza Han —Sardar Sepeh— Rıza Şah yönetiminin bir sonucu olmadığını ortaya koymaktadır. Tersine, İran’da Türk diline yönelik dilkırım (dilsel soykırım) politikası; çoğunluğu Orta ve Doğu Azerbaycan’dan (Tebriz-Erdebil bölgeleri) gelen, İranist Azerbaycancılar ve Pan-İranist Azerbaycancılar tarafından başlatılmıştır. Bu Türk karşıtı Azerbaycancılar; Meşrutiyet Devrimi ve I. Dünya Savaşı yıllarında, Tahran ve Tebriz Maarif Encümenleri, Tahran Azerbaycan Encümeni, Tebriz Azerbaycan Eyalet Encümeni, Tebriz Azerbaycan Demokrat Fırkası, Azadi Setan Hükümeti ve benzeri çeşitli gruplar çatısı altında örgütlenmişlerdi.

Abstract

In 1918, the Azerbaijan Democrat Party of Tabriz passed a statement banning the Turkish language and declaring Persian the “national language.” The statement obligated the Azerbaijan Democrat Party to actively promote the use of the Persian national language” in Azerbaijan. The statement mandated that, in addition to the written language of the party, which was already Persian, the spoken language in party circles and meetings, in educational system and elementary schools, and in state offices should also be exclusively and strictly Persian. This was despite the fact that a few months before the issuance of this statement, the "Turkish Unity Government" (Türk Birlik Devleti) was established in Tabriz under the presidency of the Turkish national leader and hero Jamshid Khan Subatayli Afshar Majdul-Saltaneh, and had declared Turkish as the national language of the Turkish people, and its official and state language of the "Turkish Unity Government" (Türk Birlik Devleti). The decision of the Azerbaijan Democrat Party of Tabriz to ban the speaking of Turkish, refer to Persian as the national language, and replace Turkish with Persian, a few months after the collapse of the Turkish Union government, from the perspective of Türkili history and Turkish political literature is seen as a national betrayal, and from Human Rights perspective an example of linguicide (linguistic genocide). This decree, issued in 1918, two years before the military coup of Reza Khan and seven years before the establishment of the Pahlavi dynasty, demonstrates that, contrary to the false propaganda of Azerbaijani historiography, the policy of genocide against the Turkish language in Iran was not a result of the rule of Reza Khan - Sardar Sepah - Reza Shah. instead, it was initiated by Iranist Azerbaijanists and pan-Iranist Azerbaijanists, who were mostly from central and eastern Azerbaijan (Tabriz-Ardebili regions). These anti-Turkish Azerbaijanists, during the years of the Constitutional Revolution and World War I, had organized themselves under various groups such as the Tehran and Tabriz Education Associations, the Tehran Azerbaijan Association, the Tabriz Azerbaijan State Association, the Tabriz Azerbaijan Democrat Party, the Azadi Setan government, and...


مقدمه

تقریباً صد سال پیش در سال ١٩١٨ و یا ١٢٩٧ شمسی دموکرات‌های آزربایجان و رهبران و اعضای فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز در یک نشست حزبی تصمیم به ممنوع کردن زبان تورکی گرفتند. متن مصوبه‌ی آن‌ها در روزنامه‌ی ایران، شماره‌ی ٣٥٣، سال ٣، ٢٥ ربیع الاول ١٣٣٧- ٧ جدی ١٢٩٧ (٢٩ دسامبر ١٩١٨، ٧ دی ١٢٩٧) چاپ شده است. سید احمد کسروی که در آن هنگام از اعضای بلندپایه‌ی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز و از نویسنده‌گان آن بیانیه بود، در چند اثر خود بدان حادثه اشاره کرده است. در زیر متن مصوبه‌ی این نشست حزبی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان در تبریز دائر بر ممنوع ساختن زبان تورکی را آورده‌ام. سپس توضیحات چندی در باره‌ی این موضوع داده و در نهایت اشارات کسروی به آن در آثارش را جداگانه نقل کرده‌ام.

متن مصوبه و تصمیمات سه‌گانه‌ی دموکرات‌های آزربایجان - فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز برای ممنوع ساختن زبان تورکی:

منبع: روزنامه‌ی ایران، شماره‌ی ٣٥٣، سال ٣، ٢٥ ربیع الاول ١٣٣٧- ٧ جدی ١٢٩٧ (٢٩ دسامبر ١٩١٨، ٧ دی ١٢٩٧) به نقل از کتاب پان‌تورکیسم و ایران (کاوه بیات)، ص ١٣٣

«پس از تضییقاتِ عدّه‌یِ بسیاری از منفعت‌پرستان نسبت به عناصرِ صالحه‌یِ آزربایجان و تبلیغاتی که از جانبِ پاره‌ای اشخاصِ معلوم‌الحال برای تفرقه‌یِ اهالی و تشتّتِ آراء در آزربایجان به عمل آمد و بی‌نتیجه ماند، بعضی اهالی دوستان و دشمنانِ وطنِ خود را تشخیص دادند. جمعیّتِ محترمِ دموکراتِ آزربایجان تصمیمات سه‌گانه‌یِ ذیل را اتّخاذ و به عمومِ افرادِ خود و اهالی اعلام و اخطار نموده‌اند:

١-جمعیّتِ مزبور تا افتتاحِ مجلسِ شورایِ ملّی از مداخله در سیاستِ مملکت جدّاً احتراز خواهد داشت.

٢-در تمامِ حوزه‌هایِ حزبی مطلقاً به فارسی تکلّم نموده و ترویجِ زبانِ ملّی را جدّاً مطمحِ نظر و تعقیب خواهند کرد.

٣- «میرزا تقی‌ خان» [رفعت] سردبیر «جریده‌یِ تجدّد»، که بدواً ناشرِ افکارِ جمعیّت و اخیراً از نقطه‌یِ نظرِ منفعت‌پرستی با «مجدالسلطنه»، عبد و عبید یعنی زرخریدِ عثمانی‌ها، نویسنده‌گی‌یِ «روزنامه‌یِ تورکیزم» را پیشه‌یِ خود کرده و مروّجِ تبلیغات بر ضدِّ وطنِ خود شده بود، از عضویتِ جمعیّتِ دموکرات اخراج نموده‌اند.»

چند توضیح:

١- بیانیه‌ی رسمی دموکرات‌های آزربایجان و یا مهم‌ترین گروه آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست آن دوره در تبریز – که به فارسی است -، زبان فارسی را «زبان ملی» اعلام می‌کند. البته فارسی همواره زبان ملی و رسمی انحصاری تمام شخصیت‌ها و جریانات پان‌ایرانیست ضد قاجار و ضد تورک، از جمله «انجمن معارف تبریز»، روزنامه‌های منتشر شده توسط تبریزیان در خارج (اختر، حکمت، ...)، دسته‌جات مشروطه‌طلب افراطی، «انجمن آزربایجان» در تهران و «انجمن ایالتی آزربایجان» و یا «مرکز غیبی» در تبریز، روحانیونی مانند «ثقه الاسلام»، نماینده‌گان تبریز و اردبیل در مجلس به دوره‌ی مشروطیت؛ دموکرات‌ها و آزادی‌خواهان آزربایجان، «فرقه‌ی دموکرات آزربایجان» و ... بود. در این بیانیه‌ صرفاً موضع معلوم نخبه‌گان مانقورت تبریزی و اردبیلی در این باره، یک‌بار دیگر توسط دموکرات‌های آزربایجان تکرار شده است.

٢-مصوبه، فرقه‌ی دموکرات آزربایجان را موظف می‌سازد که ترویج «زبان ملی فارسی» در آزربایجان، یعنی سیاست «توحید لسان» (تغییر دادن زبان و فارس‌زبان کردن تورک‌ها) را به طور جدی مطمح نظر قرار داده و دنبال کند. توصیه برای ترویج زبان فارسی در آزربایجان توسط یک حزب با اعضاء تورک و در یک سرزمین و شهر تورک، اقدامی بی‌سابقه در تاریخ ایران و تورک‌ایلی بوده، نمونه‌ی اعلای مانقورتیسم است.

۳-چند ماه قبل از صدور این بیانیه، «دولت تورک اتحاد» (تورک بیرلیک دولتی) به صدارت رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتای‌لی افشار – مجدالسلطنه در تبریز تاسیس و تورکی را به عنوان زبان ملی مردم تورک، زبان رسمی و دولتی خود ساخته بود. مصوبه‌ی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز که تکلم به زبان تورکی را ممنوع و فارسی را زبان ملی می‌نامد، آن هم چند ماه بعد از فروپاشی دولت تورک اتحاد، از منظر تاریخ تورک‌ایلی و ادبیات سیاسی تورک، یک عمل خائنانه و خیانت ملی است.

٤- بیانیه مقرر می‌کند علاوه بر زبان مکتوب حزب که از قبل هم فارسی بود (در نشریات و اعلانیه ها و مُهرها، رسیدها، ....)، زبان تکلم و گفتار در حوزه‌ها و نشست‌های حزبی هم مطلقاً باید فارسی باشد. بنا به کسروی، دموکرات‌های آزربایجان از این تصمیم آن چنان شوق زده شده بودند که در همان نشست، زبان خود را از تورکی به فارسی عوض کرده، ناگهان فارس‌زبان شده و شروع به تکلم به فارسی نموده‌اند: «و نیک به یاد دارم که چون پیشنهاد در باره‌ی گفتگو با فارسی به میان آمد و تصمیم گرفته شد، گفتارها از همان جا به فارسی تبدیل گردید

٥-کسروی در آثار خود (که در ادامه آمده‌اند) می‌گوید در آن روز هم‌چنین تصمیم گرفته شد نه تنها در حوزه‌ها و نشست‌های حزبی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان، بلکه در «مدارس و دبستان‌ها» هم باید کاربرد تورکی موقوف شود و در «ادارات» نیز صرفاً زبان فارسی به کار رود. امر به کاربرد زبان فارسی در نظام تحصیلی و اداری و ممنوعیت کاربرد زبان تورکی در این محیط‌ها هم، مانند ممنوع کردن زبان تورکی و گذاردن صندوق جریمه برای تورکی صحبت کردن، از نوآوری‌های دموکرات‌های آزربایجان در تبریز است.

٦-تصمیمات آزربایجان‌گرایان و فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز برای ممنوع ساختن تورکی در نشست‌های حزبی و مدارس و ادارات و تبدیل زبان تورکی در آزربایجان به فارسی مصداق تدابیر برای نسل‌کشی زبانی (Linguicide)‌ هستند. این تدابیر که در سال ١٩١٨ و یا ١٢٩٧شمسی، یعنی دو سال قبل از کودتای رضا خان و هفت سال قبل از تاسیس سلطنت پهلوی اعلام و اجرا شده‌اند، نشان می‌دهند که بر خلاف تبلیغات کذب آزربایجان‌گرایان و تاریخ‌نگاری آزربایجانی، تورک‌ستیزی و برنامه‌ریزی و اجرای نسل‌کشی زبان تورکی در ایران، به هیچ وجه محصول و آفریده‌ی رضا خان - سردار سپه – رضا شاه آغاز نیست. بلکه از طرف آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست که عمدتا از مرکز و شرق آزربایجان (تبریزی - اردبیلی) بودند (انجمن‌های معارف تهران و تبریز، آزادی‌خواهان، انجمن آزربایجان تهران، انجمن ایالتی آزربایجان تبریز در دوره‌ی مشروطیت، دموکرات‌های آزربایجان در سال‌های جنگ جهانی اول، ...) آغاز شده است. این آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست بودند که پس از آن که رضا شاه را به قدرت رسانیدند، به او در راستای تورک‌ستیزی و ریشه‌کن کردن زبان تورکی و ممنوع ساختن آن در تکلم و فعالیت‌های سیاسی احزاب و مدارس و ادارات و ... انگیزه و پیشنهاد و خط و ایده و برنامه و طرح و جسارت و روحیه می‌دادند.

٧-ممنوع ساختن زبان تورکی و تلاش برای فارس‌سازی زبان تورکان توسط دموکرات‌های آزربایجان تبریز، نتیجه‌ی اجبار و خواست و فشار و تلقین و دستور دولت و مقامات رسمی نه‌بود. بلکه اقدامی خودجوش و راساً انجام شده از سوی ایران‌گرایان و پان‌ایرانیست‌های فرقه‌ی دموکرات آزربایجان و محصول تورک‌ستیزی و دشمنی خائنین و مانقورت‌های آزربایجان‌گرای آن دوره با زبان و هویت ملی تورک بود. کسروی هم این واقعیت را در کتب و نشریاتش به دفعات ثبت و تاکید کرده است. از جمله: «این تصمیمی بود که آزادی‌خواهان آزربایجان گرفتند. دولت یا تهرانی‌ها در آن دخالت نه‌داشتند». این مانقورتیسم و بی‌شعوری ملی دموکرات‌های آزربایجان تبریز، نتیجه‌ی طبیعی روند مهندسی قومی دولت‌های استعمارگر و امپریالیستی – صلیبی غربی و اوروپایی و ملت‌سازی دوران جنبش ضد تورک مشروطیت بود.

٨-تلاش‌های آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و دموکرات‌های آزربایجان در تبریز برای ریشه‌کن کردن زبان تورکی و نسل‌کشی زبانی ملت تورک منحصر به مصوبه‌ی فوق نیست. به عنوان نمونه چندی بعد ابوالقاسم فیوضات تبریزی، یکی دیگر از سران فرقه‌ی دموکرات آزربایجان، از مدیران روزنامه‌ی تجدد اورگان فرقه‌ی دموکرات آزربایجان و رئیس معارف دوره‌ی آزادی ‌سِتان و سپس سردار سپه، طرح و نقشه‌ی راهی با جزئیات برای ریشه‌کن کردن زبان تورکی تهیه و آن را به دولت تقدیم کرد.

٩- تصمیمات فوق را تعداد معدودی از دموکرات‌ها اخذ نه‌کرده‌اند، بلکه اکثریت مطلق دموکرات‌های آزربایجان در تبریز آن را تائید و امضا نموده‌اند. به گفته‌ی کسروی آن جلسه «نشستی بزرگ در حیاط تجدد، با حضور بیش از هزار تن از دموکرات‌ها» بود. وی طراحان آن مصوبه را «کسانی از شناخته‌گان دموکرات‌ها» و امضاء کننده‌گان را «بیشتر دموکرات‌های به‌نام» ذکر کرده است.

۱٠- علاوه بر معرکه‌گردان اصلی سید جلیل اردبیلی و سید احمد حکم‌آبادی تبریزی (کسرائی و کسروی بعدی)، دیگر طراحان این نخستین مصوبه برای ممنوع کردن زبان تورکی در ایران و آزربایجان، احتمالاً همان شخصیت‌های معروف آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست در رهبری فرقه‌ی دموکرات آزربایجان هستند: اسماعیل امیرخیزی تبریزی (گرامی)، دوکتور زین‌العابدین کاظم‌زاده تبریزی (ایرانشهر)، ابوالقاسم فیوضات تبریزی، محمدآقا حریری تبریزی، میرزا اسماعیل نوبری تبریزی، محمدعلی بادام‌چی تبریزی، ....این افراد همه از تبریز و اردبیل یعنی مرکز و شرق آزربایجان که تاریخا تحت تاثیرات بسیاری قوی ایران‌گرایی و آزربایجان‌گرایی ضد تورک (و شیعه‌گری و روس‌گرایی و ...) بوده، هستند.

١۱-در قرن گذشته تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایان به ویژه آزربایجان‌گرایان استالینیست در ایران و جمهوری آزربایجان، با بازنویسی سیستماتیک تاریخ، دروغ‌پردازی آگاهانه و وارونه‌نمایی عمدی واقعیت‌ها، جریانات تاریخی پان‌ایرانیستی و ضد تورک مانند حرکت مشروطیت و جنبش آزادی ‌سِتان را به عنوان حرکت ملی آزربایجانیان نشان داده‌ و رهبران و شخصیت‌های مرتجع ایران‌محور، فارس‌گرا و ضد تورک آن حرکات را به سیماهای تاریخی و قهرمانان ملی آزربایجان تبدیل کرده‌اند. به عنوان نمونه تبلیغات حکومت ملی آزربایجان و شخص پیشه‌وری، آثار محمدحسین صدیق، علی آذری، رحیم رئیس‌نیا، و قاطبه‌ی مولفین جمهوری آزربایجان از قبیل ابراهیموف، پروانه ممدلی و .... در مورد  حرکت مشروطیت و جنبش آزادی ‌سِتان نمونه‌هایی از جعل و تحریف واقعیت‌ها و وارونه‌نمایی‌های سیستماتیک و دروغ‌پردازی‌ گسترده، و همه غیر علمی – ضد علمی است. کتاب عبدالحسین ناهیدی آذر در باره‌ی آزادی ‌سِتان از موضع آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی، و بررسی‌های شوکت تقی‌یوا در باره‌ی جنبش خیابانی از موضع آزربایجان‌گرایی استالینیستی - میکویانی، و هر دو با انگیزه‌های ایدئولوژیک و ضد تورک نگاشته شده‌اند.

بر خلاف دروغ‌پردازی‌های تاریخ‌نگاری آزربایجانی و فعالین سیاسی آزربایجان، رهبران دموکرات‌های آزربایجان و جنبش آزادی‌ سِتان اساساً به وجود ملت و هویتی ملی به نام تورک اعتقادی نه‌داشتند. آن‌ها نه تنها در حیات سیاسی و فرهنگی خود، کوچک‌ترین سابقه و دغدغه و نیت و اقدام آگاهانه و جهد و هدفی برای مجادله در راه ملت تورک و یا احقاق حقوق وی از خود نشان نه‌داده‌اند، حتی در مواردی – مانند این مصوبه‌ی ضد تورک - مخالف و منکر صریح این‌ها نیز بودند. در این میان جنبش آزادی ‌سِتان هم، بنا به بیانات و نوشته‌های رهبران و طبق مرام و برنامه‌ و بیانیه‌ها و نشریاتش، یک حرکت برای نجات «ملت ایران» و «وطن ایران» یعنی پان‌ایرانیستی بود که در نهایت ناخواسته به نوعی تقابل مرکز - حاشیه کشیده شد. اما به هیچ وجه یک حرکت ملی تورک، مربوط به ملت تورک و وطن تورک و برای استخلاص این دو از استعمار - حاکمیت فارس و فارسستان نه‌بود. تاریخ‌نگاری آزربایجانی با عوام‌فریبی و مغلطه، بعضی از تقابل‌های مرکز – حاشیه که ضد تورک بودند را به صورت حرکات ملی جا می‌زند. چنان‌چه آزربایجان‌گرایان، حرکت خلق مسلمان در تبریز را هم که رهبر آن یک روحانی پان‌ایرانیست به اسم شریعتمداری بود و با خمینی بر سر قدرت مجادله می‌کرد، به جای یک حرکت ملی آزربایجانی جا زده‌اند.

١۲- بیانیه به رهبر ملی تورک «جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی مجدالسلطنه» و «تقی رفعت» توهین کرده، مجدالسلطنه را «عبد و عبید یعنی زرخرید عثمانی‌ها» می‌نامد و می‌گوید «تقی رفعت» با انگیزه‌ی «منفعت‌پرستی» به او پیوسته و این دو  در «روزنامه‌ی تورکیزم» نویسنده‌گی می‌کنند. منظور کسروی از «تورکیزم» طرف‌داری از ایده‌ی اتحاد تورک (پان‌تورکیسم) و منظور او از «روزنامه‌ی تورکیزم» روزنامه‌ی تورکی‌زبان آزربایجان است که مجدالسلطنه آن را در تبریز منتشر می‌کرد. چنانچه کسروی در یک اشاره‌ی دیگر به این حادثه در روزنامه‌ی پرچم می‌گوید: «مجدالسلطنه هوادار زبان تورکی بود و یک روزنامه به نام آزرآبادگان بنیاد نهاد».

نفرت کسروی و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و مخصوصا آزربایجان‌گرایان استالینیست از جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی - مجدالسلطنه کاملاً قابل فهم است. زیرا او سمبول شعور و خودآگاهی ملی تورک، قهرمان ملی و مردمی تورک، فرمانده‌ی نظامی و رهبر سیاسی بلامنازع، محبوب‌ترین شخصیت ملت تورک در سال‌های جنگ جهانی اول، و پدر ناسیونالیسم مودرن تورک در ایران و تورک‌ایلی است که - در تضاد کامل با آزربایجان‌گرایان ضد تورک آن‌ دوره مانند دموکرات‌های آزربایجان تبریز، که ملت و وطن خود را ایران و زبان ملی خود را فارسی می‌دانستند - با قلم و سیف و ثروت خود به دفاع از ملت تورک و وطن تورک و زبان تورک و ادبیات تورک پرداخته است. امروز نیز تاریخ‌نگاری آزربایجانی، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان استالینیست (علیرضا اصغرزاده، احمد اوبالی، سیروس مددی، محمد آزادگر، علی قره‌جه‌لو، یدالله کنعانی، ...)، دفاع از هویت ملی تورک و حقوق ملی ملت تورک را مترادف با پان‌تورکیسم و عوثمان‌لی‌گرایی و .... قلمداد می‌کنند. ملت‌خواهی، ملی‌گرایی و وطن‌پرستی و «حرکت ملی آذربایجان» این آزربایجان‌گرایان یک لطیفه‌ی زشت و اهانت به شعور و اذعان انسانی است.

البته سوای این دسته‌جات تاریخا ضد تورک؛ بسیاری افراد و گروه‌های فرهنگی و فعالان سیاسی هم وجود دارند که، نه رهبران و قهرمانان ملی واقعی ملت تورک چون جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی - مجدالسلطنه ، بلکه رهبران پان‌ایرانیست و ضد تورک حرکت مشروطیت و جنبش‌ آزادی‌سِتان و ... را به عنوان قهرمانان ملی و نمونه معرفی می‌کنند. زیرا هنوز تحت تاثیر تاریخ‌نگاری آزربایجانی و جریانات ضد تورک آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی و آزربایجان‌گرایی استالینیستی - میکویانی قرار دارند.

١۳-یک بند از بیانیه در باره‌ی اخراج «تقی رفعت» از فرقه‌ی دموکرات آزربایجان است. جرم‌هایی که کسروی و دیگر دموکرات‌های آزربایجان و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست برای اخراج کردن «تقی رفعت» شمرده‌اند عبارت است از: منفعت‌پرستی با «مجدالسلطنه»، نویسنده‌گی روزنامه‌ی تورکیزم، گفتارهای روزنامه‌ی تورکی «مجدالسلطنه» را نوشتن، مروّج تبلیغات بر ضد وطن خود بودن، رفتن به نزد عثمانیان، برای آن‌ها روزنامه به زبان تورکی نوشتن، در ستایش «خلیل پاشا» شعر تورکی گفتن و آن را روز در آمدن پاشا به تبریز در ایستگاه سرودن، ... از آن جائی که من در این باره مفصلاً در مقالات دیگری سخن رانده‌ام، در این جا صرفاً به ذکر این نکته اکتفا می‌کنم که اعمال مذکور که تقی رفعت در آن برهه از حیاتش انجام داده و تاریخ‌نگاری آزربایجانی و آزربایجان‌گرایان آن‌ها را گناه‌ می‌شمارند، افتخارآمیزترین صفحات آن فصل از کتاب حیات او هستند و نام و خاطره‌ی تقی رفعت را به عنوان یک شخصیت ملی تورک‌ (اقلا در آن برهه)، در حافظه‌ی تاریخی ملت تورک تا ابد مخلّد ساخته‌اند.

۱٤- بیانیه‌ی ممنوع کردن زبان تورکی و اخراج «تقی رفعت» از فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز، در فاصله‌ی خروج عوثمان‌لی‌ها از تورک‌ایلی و بازگشت خیابانی از تبعید قارس به تبریز، و در غیاب «خیابانی» صادر شده است. کسروی هم هنگام اشاره به نشست مربوطه، شرکت کننده‌گان را به صورت‌های «بیشتر دموکرات‌های به‌نام، دموکرات‌ها، دموکرات‌های آن روزی، بیش از هزار تن» توصیف کرده، اما نامی از خیابانی نه‌برده است. «خیابانی» یک آزربایجان‌گرای ایران‌گرا بود و مانند همه‌ی آزربایجان‌گرایان به ملت ایران و وطن ایران معتقد بود و زبان فارسی را زبان ملی خود می‌دانست. بنا بر منابع او در مواردی بر علیه زبان تورکی، تورک‌گرایان و نیروهای ملی تورک هم مواضع نامناسبی – مانند توصیه به جریمه کردن شاگردان در مدارس به جرم صحبت کردن به تورکی - اتخاذ کرده است. اما ظاهرا، بر خلاف آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و ارمنی‌پرست که اکثریت مطلق و بدنه‌ی‌ اصلی اعضاء و رهبریت فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز را تشکیل می‌دادند، خیابانی کینه‌توزی و دشمنی بیمارگونه‌ای با زبان تورکی نه‌داشت و برای ریشه‌کن کردن آن برنامه‌ریزی‌های راهبردی و تقلای مصرانه نه‌می‌نمود.

۱٥-آن گونه که از اسناد تاریخی تاکنون منتشر شده استنباط می‌شود، تبعید «خیابانی» توسط حاکمیت تورک اتحاد و نیروهای عوثمان‌لی به اورمو - قارس، به درجه‌ی معینی موجب تعدیل مواضع ضد تورک وی شده است. چنانچه پس از بازگشت از تبعید، در جهت تلافی اقدامات پان‌ایرانیستی مذکور که در غیاب او تحقق پیدا کرده و او از آن‌ها ناراضی و رنجیده بود اقدام نمود. از جمله «تقی رفعت» را به لحاظ سیاسی هم‌چنان معتمد، رازدار و دست راست خویش ‌شمرد؛ او را به حزب بازگردانید و مشاور خود کرد؛ مسئولیت سردبیری روزنامه‌ی تجدد اورگان حزب دموکرات را مجدداً به او و ابوالفتوح علوی یک تورک‌گرا و عوثمان‌لی‌دوست طرفدار اتحاد اسلام سپرد؛ تعدادی از دموکرات‌های ضد تورک فارس‌گرا و پان‌ایرانیست از جمله احمد کسروی را از حزب اخراج کرد؛ علی رغم آن که زبان فارسی را هم‌چنان زبان ملی خود می‌دانست، مصوبه‌ی جناح پان‌ایرانیست برای کاربرد زبان فارسی در نشست‌های حزبی را به هیچ شمرد و به ادای سخن‌رانی‌های خود به زبان تورکی ادامه داد؛ از آلرژی و غریزه‌ی ضد عوثمان‌لی و آزربایجان‌گرایانه‌ی سابقش دست کشید و بخشی از نیروهای نظامی عوثمان‌لی که در آزادسازی تورک‌ایلی نقش داشتند را به استخدام قوای مسلح تازه تاسیس حکومت خود در آورد؛ ..... اعتراف کسروی، بدخواه و دشمن اصلی تقی رفعت در این باره چنین است: «چون پس از چند روز خیابانی و نوبری که از دست‌گیری رهیده بودند به تبریز بازگشتند، در میان آمد و رفت‌ها و گفت و شنیدها دانسته شد خیابانی از کارهای ما [اخراج تقی رفعت، ممنوع کردن تورکی] رنجیده می‌باشد و این است میرزا تقی ‌خان را هم چنان از رازداران خود می‌شناسد. .... لیکن چندی نه‌گذشت که کارهائی پیش آمد و باز رنجش‌هائی رخ داد. یکی آن که روزنامه‌ی تجدد که بار دیگر پراکنده می‌شد، خیابانی میرزا تقی ‌خان را آورده نویسنده‌ی آن گردانید، ..... دیگری آن که کسان نادرست و بدنام [تورک‌گرا؟] را به حزب می‌آورد و پیش می‌کشید و چون گفته می‌شد، پاسخ می‌داد: من این‌ها را دوست می‌دارم».

١٦- بیانیهی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز با ذهنیت و بر اساس دوکترین آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی و ضد تورک نوشته شده است. دموکرات‌های آزربایجان تبریز مطلقاً به وجود ملتی به نام تورک باور در ایران نه‌داشتند. «آزربایجانی» بودن را نیز هرگز یک هویت قومی – ملی نه‌می‌دانستند. نام آزربایجان در این بیانیه و هم‌چنین در اسم فرقه‌ی دموکرات آزربایجان به همان معنی است که آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست در دوره‌ی حرکت مشروطه‌طلبی افراطی و فارس‌محور و ضد قاجار به‌کار می‌بردند: صرفا یک مفهوم جوغرافی و سیاسی در قلمروی «وطن ایران»، «سر و جزء لاینفک ایران». دموکرات‌های آزربایجان، منطقه‌ی جوغرافیایی آزربایجان و ایالت آزربایجان در تقسیمات اداری – سیاسی را هم منطبق با و به معنی وطن تورک نه‌می‌دانستند، یعنی عینیتی بین «آزربایجان» و «وطن تورک» وجود نه‌داشت. البته در تقسیمات اداری – سیاسی قاجاری هم، «ایالت آزربایجان» همه‌ی منطقه‌ی ملی تورک در شمال غرب و غرب ایران از جمله مناطق تورک‌نشین «ولایت زنجان»، «ولایت همدان»، «ولایت کوردستان»، «ولایت گیلان»، «ولایت کرمانشاهان»، «ولایت عراق - اراک» و «دارالسطنه‌ی تهران»، یعنی نیمی از وطن تورک و یا تورک‌ایلی را شامل نه‌می‌شد. به همین سبب در قانون ایالات و ولایات مشروطه نیز، این قسمت‌ها از وطن تورک – تورک‌ایلی در خارج ایالت آزربایجان قرار داده شده بود. برای دموکرات‌های آزربایجان، آزربایجانی به معنی مجموع مردم ساکن در جوغرافیا و ایالت آزربایجان و مرکب از اقوام مختلف تورک و کورد و تالش و تات و ...، همه بخشی از «ملت ایران» با «زبان ملی فارسی» بود. آزربایجان و هویت آزربایجانی در تلقی فرقه‌ی دموکرات آزربایجان (خیابانی) در سال‌های جنگ جهانی اول، همان آزربایجان و هویت آزربایجانی است که در ادبیات مشروطه‌طلبان تورک (تقی‌زاده، ستار خان، ...)، چپ تورک ایرانی – صلیبی  امپریالیستی (جوادزاده خلخالی، سلیمان میرزا اسکندری، ...)، و با جرح و تعدیل در همه‌ی انواع و اقسام آزربایجان‌گرایی معاصر (ایران‌گرا، پان‌ایرانیستی، استالینیستی - میکویانی، کلاسیک - سنتی، داشناکی، لومپنی - شارلاتانیستی، التقاطی، و ...) دیده می‌شود.

اشارات کسروی به تصمیمات سه‌گانه‌ی دموکرات‌های آزربایجان در تبریز برای ممنوع ساختن زبان تورکی

١- در کتاب «زندگانی من» صص ٧١، ٧٢

در این هنگام آقا سید جلیل اردبیلی که از پیشگامان آزادی‌خواهان تهران بوده و این زمان از استانبول باز می‌گشت، به تبریز آمد. من با او و با کسانی از شناخته‌گان دموکرات‌ها با هم نشسته چنین نهادیم که به کار پرداخته، برخی کسانی را که در زمان نیرومندی دموکرات‌ها به آزار مردم برخاسته یا در هنگام بودن عثمانیان دورویی نموده و به آنان پیوسته‌اند بیرون گردانیم. و بدین سان دسته‌ی دموکرات‌ها را پیراسته، زبان خرده‌گیران را به‌بندیم. آقای سید جلیل و دیگران بهتر می‌دانستند که در این کار پیشگام من باشم. زیرا که در گذشته به کاری برنه‌خاسته، در نزد بدخواهان نیز نیک‌نام بودم. این بود روزی نشست بزرگی در حیاط تجدد برپا گردانیدیم که بیشتر دموکرات‌های به‌نام می‌بودند. و پس از گفتارهائی که رانده شد دو چیز برگزیده گردید: یکی آن که با پیشنهاد آقا سید جلیل، میرزا تقی ‌خان که به نزد عثمانیان رفته، و برای آن‌ها روزنامه به زبان تورکی نوشته، و در ستایش خلیل پاشا شعر تورکی گفته، و آن را روز در آمدن پاشا به تبریز در ایستگاه سروده بود، به گناه دورویی از دسته بیرون رانده شد. دیگری آن که نهاده شد که در نشست‌های حزبی گفتارها با فارسی باشد و این حزب یکی از خواست‌های خود رواج دادن زبان فارسی در آزربایجان را شناسد.

٢- در کتاب «سرنوشت ایران چه خواهد بود» صص ٣٤-٣٥:

پس از مشروطه گاهی گفتگو از زبان به میان می‌آمد. کسانی  [از تورک‌گرایان] یادآوری می‌کردند که اگر درس‌ها به تورکی باشد شاگردها تندتر پیش خواهند رفت. بسیاری هم این را می‌پذیرفتند. ولی پس از چندی سیاست پان‌تورکیزم تورکان عثمانی به فعالیت پرداخته، دانسته شد آن‌ها که در آرزوی تاسیس یک امپراتوری بزرگ تورکی می‌باشند، آزربایجانی‌ها را هم تورکی‌نژاد شمارده پافشاری می‌نمایند که تبلیغات خود را در میان این‌ها رواج دهند. پافشاری می‌نمایند که آزربایجانی‌ها را نیز به سوی خود کشند. در این جا آزادی‌خواهان دیدند زبان تورکی در آزربایجان عنوان به دست بیگانه‌گان می‌دهد. آن گاه آزربایجانی‌ها که ایرانی‌اند و می‌خواهند با ایران به‌سر برند، بلکه می‌خواهند همیشه در راه آزادی و پیشرفت ایران فداکاری‌ها نمایند. اختلاف زبان به آن هم زیان می‌رساند، میانه‌ی آزربایجانی‌ها با دیگران رمیده‌گی پدید می‌آورد. یک تهرانی ناتراشیده دشنامش «تورکه خر» است و یک آزربایجانی نافهم ورد زبانش «عراق‌لی ائشه‌ک اولار» می‌باشد. این‌ها را دیدند و به نام علاقه‌ای که به ایران و آزربایجان داشتند دوراندیشانه به چاره پرداختند و در یک نشستی که دموکرات‌ها (دموکرات‌های آن روزی) در اداره‌ی تجدد برپا گردانیده بودند، تصمیم گرفتند که تا توانند به رواج زبان فارسی در آزربایجان کوشند که نه تنها درس‌ها در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها جز به فارسی نه‌باشد، در اداره‌ها نیز، تا پیشرفت دارد، گفتگوها با فارسی باشد. این تصمیمی بود که آزادی‌خواهان آزربایجان گرفتند. دولت یا تهرانی‌ها در آن دخالت نه‌داشتند.

٣- در «پرچم روزانه» شماره‌های ١ ، ٢ و ٣ یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه ٥ ، ٦ و ٧ بهمن ماه ١٣٢٠:

چون جنگ جهان‌گیر سال ١٩١٤ برخاست و کم کم دامنه‌ی آن تا به ایران و آزربایجان رسید. و در سال ١٣٣٦ سپاه عثمانی به آزربایجان آمده، مجدالسلطنه‌ی افشار را که با خود آورده بودند از سوی خود والی گردانیدند. این مجدالسلطنه هوادار زبان تورکی بود و یک روزنامه‌ای به تورکی به نام «آذرآبادگان» بنیاد نهاد که گفتارهای آن را میرزا تقی‌ خان رفعت می‌نوشت. و نیک به یاد دارم که نخستین گفتار آن، زیر عنوان «آزه‌ربایجان نه دئمه‌ک‌دیر؟» در پیرامون معنی نام آزربایجان بود و نویسنده‌ی مغرض، گفته‌های پوچ و بی‌مغز برهان قاطع و دیگر فرهنگ‌ها را به گواهی آورده بود. ولی این روزنامه نیز پیش نه‌رفت و پس از چند شماره‌ای از میان رفت. لیکن در نتیجه‌ی آن [روزنامه‌ی تورکی مجدالسلطنه]‌، دموکرات‌ها یک جلسه‌ی عمومی برپا کردند و از رفتار میرزا تقی‌ خان گفتگو به میان آورده و او را یک مرد بدخواه کشور دانسته، از میان فرقه بیرون کردند. و در همان نشست تصمیم گرفته شد که پس از آن گفتگو در مجالس حزبی با فارسی باشد. آن روز بیش از هزار تن حاضر بودند. و نیک به یاد دارم که چون پیشنهاد در باره‌ی گفتگو با فارسی به میان آمد و تصمیم گرفته شد، گفتارها از همان جا به فارسی تبدیل گردید ..

منابع:

روزنامه‌ی ایران، شماره‌ی ٣٥٣، سال ٣، ٢٥ ربیع الاول ١٣٣٧- ٧ جدی ١٢٩٧ (٢٩ دسامبر ١٩١٨، ٧ دی ١٢٩٧) به نقل از کتاب پان تورکیسم و ایران (کاوه بیات)، ص ١٣٣
باهارلی، مئهران. میرزا تقی‌خان رفعت. از پیشگامان خودآگاهی ملی تورک در ایران-آزربایجان
کسروی. زندگانی من. صص ٧١، ٧٢
کسروی. سرنوشت ایران چه خواهد بود. صص ٣٤-٣٥:
کسروی. پرچم روزانه، شماره‌های ١ ، ٢ و ٣ یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه ٥ ، ٦ و ٧ بهمن ماه ١٣٢٠

برای مطالعه‌ی بیشتر:

سرکوب تورک‌گرایان و ممنوع ساختن آموزش به تورکی توسط دموکرات‌های آزربایجان-آزادی‌ستان

مبارزه‌ی قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دموکرات‌های آزربایجان با تورک‌گرایان و قائلین به عدم مرکزیت (فدرالیست‌ها، آزادی‌خواهان و ملیون واقعی)
کومیته‌ی تروریستی خیابانی- دموکرات‌های آزربایجان
اخلال‌گری‌ها و سابوتاژهای دموکرات‌های آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک بومی-عثمانلی
خیانت عده‌ای از دموکرات‌های آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو
موضع منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی  به ادعای عبدالله بهرامی
دستور موکد خیابانی برای تحمیل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبیه آنان به جرم تورکی‌گویی به روایت ناصح ناطق
از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دموکرات‌های آزربایجان
از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: فیوضات و طراحی نسل‌کشی ملی و زبانی تورکی در ایران

No comments:

Post a Comment