Tuesday, April 4, 2017

تکلم به لهجه‌ی اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است. با زبان شیرین فارسی صحبت کنید!

شعاری که در دوره‌ی حاکمیت محمدرضا شاه پهلوی به دیوار تمام کلاس‌ها در مدارس نصب شده بود: 

تکلم به لهجه‌ی اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است.

با زبان شیرین فارسی صحبت کنید! 

مئهران باهارلی.

 

Muhammed Rıza Şah Pehlevi'nin hükümdarlığı döneminde okullardaki tüm sınıfların duvarlarına asılan bir slogan:

YABANCI BİR LEHÇE OLAN TÜRKÇE KONUŞMAK KESİNLİKLE YASAKTIR. ONUN YERİNE TATLI OLAN FARSÇA DİLİNİ KONUŞUN!”


A slogan that was posted on the walls of all classrooms in schools during the reign of Mohammad Reza Shah Pahlavi:

SPEAKING IN TURKISH, A FOREIGN DIALECT, IS STRICTLY PROHIBITED. SPEAK THE SWEET LANGUAGE OF PERSIAN INSTEAD!

Méhran Baharlı

خلاصه:

کتاب «مرگ هست و بازگشت نیست» به قلم ایرج اخگر از جنبه‌ی مستندسازی سیاست نسل‌کشی زبانی تورکی و روش‌های اجرای این سیاست توسط دولت مودرن ایران – سلطنت پهلوی حائز اهمیت است. بنا به این کتاب در سال ۱٩٤٩ در دوره‌ی حاکمیت محمدرضا شاه پهلوی زبان تورکی در مدارس خوی ممنوع بود و کودکان تورک کلمه‌ای فارسی نه‌می‌دانسته‌اند. این اعتراف صریح به این واقعیت است که فارسی یک زبان تحمیلی، غیر خودی، غیر بومی و بیگانه برای ملت تورک ساکن در ایران است. گسترش زبان فارسی در میان توده‌ی تورک در آزربایجان و دیگر نواحی تورک‌ایلی، هم‌‌چنین دو منطقه‌ی ملی تورک دیگر آفشاریورت و قاشقای‌یورت، و نیز در خلج‌اوردا (خلجستان) و تورکمن‌یورت (تورکمن صحرا)، امری جدید مربوط به قرن اخیر، معلول تحمیل سیستماتیک زبان فارسی، و نسل‌کشی زبانی ملت تورک توسط دولت مودرن ایران در ۱۳۰ سال گذشته است. ایرج اخگر در کتاب خود بعضی از روش‌های مستقیم و غیر مستقیم نسل‌کشی زبانی تورکی که دولت مودرن ایران از آن‌ها استفاده کرده و می‌کند را ذکر کرده است. داده‌های کتاب او این واقعیت را تائید می‌کنند که قومیت‌گرایان فارس، ناسیونالیسم افراطی ایرانی، پان‌ایرانیسم و دولت مودرن ایران که تحت کونترول آن‌ها بوده و است (دولت مشروطه، سلطنت پهلوی، جمهوری اسلامی)، از تهاجم و اِعمال خشونت فیزیکی و خون‌ریزی هم برای سرکوب و امحاء زبان و فرهنگ و ملت تورک در ایران، تحمیل زبان و فرهنگ فارس، و نسل‌کشی زبانی و ملی و فارس‌سازی ملت تورک استفاده کرده‌اند و می‌کنند. ایرج اخگر قسمتی از ملت تورک که ساکن در آزربایجان است را - مطابق با ترمینولوژی آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی - «آزربایجانی» می‌نامد. آزربایجانی، یک دیگرنام‌گذاری و هویت قومی ایجاد شده بر اساس جوغرافیا در دوره‌ی جنبش ضد تورک مشروطیت است و سه عمل‌کرد مهم دارد: نفی خودنام‌گذاری و هویت ملی تورک، نفی یگانه‌گی ملی تورک‌زبان‌های ساکن در ایران (همه‌ی اوغوزهای غربی)، و نفی وطن تورک بودن کل منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران و یا تورک‌ایلی.

Özet

İrec Ahger'in "Ölmek Var, Dönmek Yok" adlı kitabı, modern İran devletinin, özellikle de Pehlevi monarşisinin, Türk diline yönelik soykırım politikasını ve uygulama yöntemlerini belgelemesi açısından önemlidir. Bu kitaba göre, 1949 yılında, Muhammed Rıza Şah Pehlevi'nin saltanatı sırasında, Hoy okullarında Türkçe yasaklanmış ve Türk çocukları Farsça tek kelime bile bilmiyordu. Bu itiraflar, İran'da yaşayan Türkler için Farsçanın zorla dayatılmış, yabancı, yerli ve anadil olmayan bir dil olduğunu açıkça kabul etmektedir. Farsça dilinin Azerbaycan ve Türkili’nin diğer bölgelerinde, iki öteki Türk ulusal bölgede (Afşaryurt ve Kaşkayurt), ve de Halaç-Orda (Haljistan) ile Türkmenyurt'ta (Türkmen Sahara) Türk halkı arasında yayılması, yeni bir olgudur. Bu durum, İran devletinin son 130 yıldır sistematik olarak Farsça dilini dayatmasının ve Türk halkına yönelik uyguladığı dilsel soykırımının bir sonucudur. İrec Ahger, kitabında İran devletinin Türk diline uyguladığı doğrudan ve dolaylı dilsel soykırım yöntemlerinden bazılarını anlatmaktadır. Kitaptaki bu veriler, Fars ve İran aşırı milliyetçilerin, Pan-İranistlerin ve onların kontrolü altındaki modern İran devletinin (Meşrute devleti, Pehlevi monarşisi, İslam Cumhuriyeti), İran'da Türk dilini, kültürünü ve ulusunu bastırmak ve ortadan kaldırmak, Farsça dilini ve kültürünü dayatmak, Türk ulusunu Farslaştırmak ve Türk milletine karşı dilsel ve ulusal soykırım gerçekleştirmek için saldırganlık, fiziksel şiddet ve kan dökme yöntemlerini kullandığını ve kullanmaya devam ettiğini doğrulamaktadır. İrec Ahger, Azerbaycan'da yaşayan Türk ulusunun bir bölümünü, Pan-İranist Azerbaycancılığın terminolojisine uygun olarak "Azerbaycanlı" diye adlandırıyor. Azerbaycanlı, Türk karşıtı Meşrute hareketi sırasında coğrafyaya dayalı olarak oluşturulmuş bir egzonim ve kimliktir. Azerbaycanlı etnik isim ve kimliğinin, üç önemli işlevi vardır: Türk ulusal kimliği ve Türk kendini-adlandırmayı redd etmek, İran'da yaşayan Türkçe konuşan kitlelerin (tüm Batı Oğuzların) tek bir millet olduğunu inkar etmek, ve İran'ın kuzeybatısında tüm Türkçe konuşan bölgeleri içine alan Türkili'nin, Türk vatanı olarak algılanmasını engellemek.

Abstract

The book "There is Death and There is No Return" by Iraj Akhgar is significant for documenting the Turkish linguistic genocide policy, and its implementation methods by the modern Iranian state specifically the Pahlavi monarchy. According to this book, in 1949, during the reign of Mohammad Reza Shah Pahlavi, the Turkish language was banned in Khoy schools and Turkish children did not know a single word of Persian. These confessions are a clear admission of the fact that the Persian language is a forced, imposed, foreign, and non-native language for the Turkish people living in Iran. The spread of the Persian language among the Turkish people in Azerbaijan and other regions of Turkili, two other Turkish national regions (Afsharyurt and Qashqayurt), as well as in Khalaj-Orda (Khaljistan) and Turkmenyurt (Turkmen Sahara) is a recent phenomenon. It is a result of the systematic imposition of the Persian language and the linguistic genocide of the Turkish people by the modern Iranian state over the past 130 years. In his book, Iraj Akhgar mentions some of the direct and indirect methods of linguistic genocide imposed by the Iranian state on the Turkish language. The data in his book confirms the fact that Persian ethnicists, Iranian extreme nationalists, Pan-Iranists, and the modern Iranian state (including the constitutional government, the Pahlavi monarchy, the Islamic Republic), which has been under control of those groups have used and continue to use aggression, physical violence, and bloodshed to suppress and eradicate the Turkish language, culture, and nation in Iran; to impose Persian language and culture; to commit linguistic and national genocide of the Turkish nation, and its Persianization. Iraj Akhgar refers to the part of the Turkish nation living in Azerbaijan as “Azerbaijani” – in line with the terminology of Pan-Iranist Azerbaijanism. Azerbaijani is an exoethnonym and identity created based on geography during the period of the anti-Turk movement of the constitutional era. It serves three important functions: negation of the Turkish national endoethnonym and identity, negation of the national uniqueness of the Turkish-speaking people living in Iran (all Western Oghuz), and negation of Turkili as Turkish homeland including entire Turkish-speaking region in northwest Iran.


مقدمه

در کتاب «مرگ هست و بازگشت نیست» به قلم ایرج اخگر (چاپ سال ۱۳۲۹ تهران، صص ۱۶۲- ۱۶۴) اشاراتی به ممنوع ساختن زبان تورکی در مدارس خوی در دوره‌ی حاکمیت محمدضا شاه پهلوی و این که در آن برهه کودکان تورک کلمه‌ای فارسی نه‌می‌دانسته‌اند شده است. بعضی از اطلاعات داده شده در کتاب «مرگ هست و بازگشت نیست»  از جنبه‌ی مستندسازی سیاست نسل‌کشی زبانی تورکی و روش‌های اجرای این سیاست توسط دولت ایران – سلطنت پهلوی در سال ۱۳۲۸ (۱٩٤٩) یعنی سه سال بعد از سقوط دولت خودمختار «حکومت ملی آزربایجان» حائز اهمیت بسیار است. در زیر بخش مربوط به ممنوعیت زبان تورکی در مدارس که در کتاب تحت عنوان «پاسخ به طرف‌داران لهجه‌ی تورکی» داده شده را نقل و سپس به چند نکته اشاره کرده‌ام.

پاسخ به طرف‌داران لهجه‌ی تورکی

ایرج اخگر، کتاب «مرگ هست و بازگشت نیست»، چاپ سال ۱۳۲۹ تهران، صص۱۶۲- ۱۶۴

آقای [نصرت‌الله] اکبر فرمان‌دار خوی جوائزی برای دانش‌آموزان کلاس اول دبستان هدایت - که در مدت شش ماه خواندن و نوشتن فارسی را به سهولت فراگرفته بودند - تهیه کرده، قصد رفتن به آن دبستان و توزیع جوائز را داشتند. نگارنده [ایرج اخگر] از فرصت استفاده نموده، به اتفاق ایشان و آقای رئیس فرهنگ [عبدالکریم صدقیانی] به آن جا رفتیم.

آقای فیروزبخت آموزگار کلاس اول موفق شده بود در مدت ۶ ماه ۵۳ نفر از دانش‌آموزان خود را - که حتی یک کلمه فارسی نه‌می‌دانستند - به خوبی و سهولت خواندن و نوشتن و صحبت کردن فارسی بیاموزد.

پس از آن که آقای فرمان‌دار  [نصرت‌الله اکبر] از مجتبی بیات چرسی [بایات چورسی] دانش‌آموز کلاس اول سوالاتی راجع به دروس او نمودند و [وی] به سرعت تمام پاسخ داد، نگارنده از او پرسیدم: «چه چیز را دوست می‌داری، و بیش از همه به که احترام می‌گذاری؟» این طفل یتیم سرش را بلند کرده و در حالی که اشک در چشم‌هایش حلقه زده بود، با صدائی که از فرط احساسات می‌لرزید گفت: «من پرچم مقدس سه رنگ ایران را بیش از هر چیز دوست می‌دارم. و به شاهنشاه ایران، اعلی‌حضرت محمدرضا شاه پهلوی بیش‌تر از همه کس احترام می‌گذارم».

این جملات مهیج به اندازه‌ای ساده و عاری از تکلف و معصومانه ادا شد که بغض در گلوی ما پیچیده، به زحمت از گریستن خودداری کردیم. این پاسخ محکم که از شاه‌دوستی و میهن‌پرستی اهالی آزربایجان سرچشمه می‌گرفت و هم‌چنین ملاحظه و مشاهده‌ی دانش‌آموزان کوچکی که به راحتی و آسانی به فارسی تکلم کرده دروس خود را آموخته بودند، به منزله‌ی مشت محکمی بر دهان بیگانه‌پرستان و آن‌ها که معتقد بودند آزربایجانی جز به تورکی نه‌می‌تواند چیزی فراگیرد به شمار می‌رفت.

به دیوار تمام کلاس‌ها این اشعار الصاق شده بود: «تکلم به زبان اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است. با لهجه‌ی شیرین فارسی صحبت کنید!».

پس از آن که آقای فرمان‌دار [نصرت‌الله اکبر] جوائزی را که تهیه کرده بودند توزیع نمودند، دبستان هدایت را ترک کردیم. از آن تاریخ تاکنون همواره قیافه‌ی باز و چهره‌ی معصومانه‌ی مجتبی بیات چرسی [بایات چورسی] در نظر نگارنده مجسم بوده، دلیل بارزی است که اگر آزربایجانی مربی و مشوق لایقی داشته باشد، بهترین نمونه‌ی یک فرد ایرانی شاه‌دوست و میهن‌پرست و هنرمند به شمار خواهد رفت.

چند نکته:

۱-ایرج اخگر نام کتاب خود را در طعن به رهبران «حکومت ملی آزربایجان» که شعار تورکی (اؤلمه‌ک وار، دؤنمه‌ک یوخ: مرگ هست، عقب‌گرد نیست) را می‌دادند، اما قبل از ورود ارتش پهلوی، به شوروی فرار کردند انتخاب کرده است. واقعیت آن است همان‌گونه که ماندن قاضی محمد در مهاباد و سرنوشت او منبع غرور ملی برای ملت کورد است، فرار پیشه‌وری و دیگر رهبران حکومت ملی آزربایجان یک سرافکنده‌گی بزرگ و لکه‌ی ننگ تاریخی برای او و همراهانش است.  

۲-بنا به ایرج اخگر در سال ۱۳۲۸ (۱٩٤٩) در مدارس خوی، کودکان تورک «حتی یک کلمه فارسی نه‌می‌دانستند». این اعترافی صریح به این واقعیت است که زبان فارسی یک «زبان تحمیلی» غیر خودی، خارجی و بیگانه برای ملت تورک ساکن در ایران است. واقعیتی تاریخی است که بسیاری از نخبه‌گان تورک، تا دوره‌ی جنبش ضد تورک مشروطیت داوطلبانه زبان فارسی را به عنوان یک زبان ادبی، پرستیژ و یا رابط یاد می‌گرفتند. با این همه، توده‌ی تورک قبل و بعد از دوره‌ی جنبش ضد تورک مشروطیت، فارغ از محل سکونتش در ایران، هرگز علاقه‌ای به زبان فارسی از خود نشان نه‌می‌داد و تلاشی برای یاد گرفتن آن هم نه‌می‌کرد. گسترش زبان فارسی در میان توده‌ی تورک در آزربایجان و دیگر نواحی تورک‌ایلی و دیگر مناطق ملی تورک (کانتون‌های تورک‌نشین: تورک‌ایلی، آفشاریورت، قاشقای‌یورت) در سرتاسر ایران و نیز در خلج‌اوردا (خلجستان) و تورکمن‌یورت (تورکمن صحرا)، امری جدید مربوط به قرن اخیر، و صرفاً معلول تحمیل سیستماتیک زبان فارسی و میوه‌ی سیاست ۱۳۰ ساله و یا پنج نسله‌ی نسل‌کشی زبانی ملت تورک در ایران توسط دولت است.

۳- ایرج اخگر در کتاب «مرگ هست و بازگشت نیست» بعضی از روش‌های مستقیم و غیر مستقیم نسل‌کشی زبانی تورکی توسط دولت ایران را ذکر کرده است.

الف-روش‌های مستقیم از قبیل:

-ممنوعیت تعلیم و تعلم و تحصیل به زبان تورکی،

-ممنوعیت تکلم دانش‌آموزان با یک‌دیگر و با معلمین و مسئولین مدرسه به زبان تورکی،

-نصب اعلامیه‌ها بر دیوارهای کلاس‌ها مبنی بر ممنوعیت اکید تکلم به زبان تورکی

اجباری بودن تکلم به زبان فارسی،

-پاداش و جایزه دادن به خواندن و نوشتن و صحبت کردن به فارسی

-حمله‌ی فیزیکی به (مشت محکم بر دهان) کسانی که مدافع آموزش به زبان تورکی هستند

ب-روش‌های غیر مستقیم از طریق ایجاد فشار روانی و مغزشوئی کودکان تورک:

-معادل ساختن تکلم به زبان تورکی با بیگانه‌پرستی،

-معادل ساختن صحبت به فارسی با ایرانی بودن و میهن‌پرستی و هنرمندی

-«شیرین» و «زبان» نامیدن فارسی

-«اجنبی» و «لهجه» خواندن تورکی

٤- کل کتاب ایرج اخگر از موضع «آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی» نوشته شده که در آن هویت قومی آزربایجانی به عنوان جزئی از ملت آریایی فارس تبلیغ و تقدیس می‌شود. ایرج اخگر قسمتی از ملت تورک که ساکن در آزربایجان است را «آزربایجانی» می‌نامد. در این جا آزربایجانی، مطابق با ترمینولوژی آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی، به معنی هویت قومی ایجاد شده بر اساس جوغرافیا در دوره‌ی جنبش ضد تورک مشروطیت با سه عمل‌کرد اساسی زیر است: نفی نام و هویت ملی تورک، نفی یگانه‌گی ملی تورک‌زبان‌های ساکن در ایران (همه‌ی اوغوزهای غربی)، و نفی وطن تورک بودن کل منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران و یا تورک‌ایلی. آزربایجان در ایدئولوژی جنبش ایران‌گرا و فارس‌محور مشروطیت، یک هویت ملی نه‌بود، بلکه نام یک منطقه‌ی جوغرافیایی در ایران و یک هویت جوغرافیایی در قلمروی «وطن ایران» بود. مردم ساکن در آن آزربایجان نیز، از تورک و کورد و تالش و تات و ...، همه بخشی از «ملت ایران» با زبان ملی فارسی بودند. این همان آزربایجانی است که در ادبیات مشروطه‌طلبان از جمله ستار خان، آزادی‌خواهان و دموکرات‌های آزربایجانی تبریز دوره‌ی مشروطه و سال‌های جنگ جهانی اول شامل فرقه‌ی دموکرات آزربایجان تبریز و حاکمیت آزادی سِتان به رهبری خیابانی و تمام چپ‌های تورک ایرانی (حزب عدالت، ارانی، پیشه‌وری ...) هم مشاهده می‌شود.

٥- ایرج اخگر در اثر خود زبان ملت تورک ساکن در ایران را «تورکی» می‌نامد. در حالی که سه سال قبل از تالیف آن کتاب، حکومت ملی آزربایجان به رهبری پیشه‌وری به پیروی از سیاست‌های امپریالیستی – صلیبی و ضد تورک دولت روسیه‌ی شوروی استالینیست و سنت چپ پان‌ایرانیست ایرانی، و در راستای مهندسی ملی و ملت‌سازی استعماری برای آفرینش ملت غیر تورک آزربایجان، به تعویض نام «زبان تورکی» به «زبان آزربایجانی» و بعضاً «آزری» تلاش کرده بود. به عبارت دیگر، در تاریخ نگارش این کتاب، یعنی سال ۱٩٤٩ دولت ایران، جریانات پان‌ایرانیسم و آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی هنوز به فوائد و ارزش و عمل‌کرد تورک‌ستیزانه‌ی تغییر نام زبان تورکی از سوی روسیه‌ی استالین و آزربایجان‌گرایان استالینیست به آزربایجانی و آزری پی نه‌برده بود، و زبان ما را هم‌چنان تورکی می‌نامید. این وضعیت پس از مدتی تغییر کرد و دولت ایران، و جریانات پان‌ایرانیسم و آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی هم از سیاست‌های ضد تورکی روسیه و آزربایجان‌گرایان استالینیست الهام گرفتند و شروع به استفاده از نام‌های جعلی و پان‌ایرانیستی زبان آزربایجانی، آزری، تورکی آزری، تورکی آزربایجانی، تورکی ایرانی، و .... برای نامیدن زبان تورکی کردند.

٦- ایرج اخگر همه جا نام آزربایجان را طبق سنت پان‌ایرانیستی و به منظور تاکید بر ریشه و مفهوم و تاریخ ایرانی- ایرانیک - آریایی نام آزربایجان و ربط دادن آن به آذر و آتش و زرتشتی‌گری، با « ذ » و به صورت «آذربایجان» نوشته است. در حال حاضر «آذربایجان‌نویسی» یکی از مهم‌ترین وجوه مشترک بین جریانات ضد تورک پان‌ایرانیستی، آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی و آزربایجان‌گرایی استالینیستی است.

٧- ایرج اخگر هنگام اشاره به کسانی که تورکی را زبان آزربایجان می‌دانند از اصطلاح فارسی «مشت محکم بر دهان بیگانه‌پرستان» استفاده می‌کند. کاربرد این اصطلاح در این جا صرفاً یک استعاره‌ی زبانی و مجاز ادبی نیست. بلکه بیان یک اولگوی فرهنگی و رفتار اجتماعی به کرات تجربه شده است: قومیت‌گرایان فارس، ناسیونالیسم افراطی ایرانی، پان‌ایرانیسم و دولت مودرن ایران که تحت کونترول آن‌ها بوده و است (دولت مشروطه، سلطنت پهلوی، جمهوری اسلامی)، باکی از استفاده از حمله‌ی فیزیکی و تهاجم و اِعمال خشونت و خون‌ریزی برای سرکوب و امحاء زبان و فرهنگ و ملت تورک در ایران، تحمیل زبان و فرهنگ فارس بر وی، و نسل‌کشی زبانی و ملی و فارس‌سازی او نه‌دارد. به واقع در بندهای دیگری از همین کتاب، مولف نمونه‌هایی از «مشت محکم فارسی بر دهان» مدافعین زبان تورکی و حقوق ملت تورک را داده است. به عنوان نمونه در صفحه‌ی ۱۷۰ از «بریدن سر سه نفر و به قتل رسانیدن چندین نفر دیگر با سیلی و چوپ و اعدام خیابانی هر کس که می‌یافتند ...» توسط اوباش پان‌ایرانیست سخن می‌گوید: «صبح ۲۲ آذر چند نفر از معتمدین و میهن‌پرستان به شهربانی حمله کرده آنجا را تصرف، ۲۱ نفر از مهاجرین بی‌وطن بیگانه‌پرست را دست‌گیر کرده، چون از مظالم آن‌ها دل پرخونی داشتند سه نفر را سربریده، بقیه را با سیلی و چوپ کشتند و هر کجا از اعضای فرقه می‌یافتند به قتل رسانده یا دست‌گیر می‌کردند...»

لینک دانلود کتاب مرگ است و بازگشت نیست

http://ketabnak.com/book/74750/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

مواضع غير ملی و ضد تورک دموکراتهای آزربايجان:

تبریز مرکز جنبش ملیت‌گرایی ایرانی بوده است
کتاب درسی مشروطیت: بعد از این تورکی حرف نزنیم. اگر او تورکی حرف زد جواب ندهیم
٩٨مین سالگرد تاسیس مدرسه‌ی تورک خیر یوردو (صلاحیه) اورمیه و ١٠٧مین سالگرد مدرسه‌ی تورک بالو و یادی از حاجی میرزا فضل الله مجتهد اورمولو
همدان می‌خواست تورکی، زبان رابط بین المللی جهان اسلام شود
نیروهای عثمانی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ایلی –آزربایجان اتنیک و ایران
موضع منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی  به ادعای عبدالله بهرامی
دستور موکد خيابانی برای تحميل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبيه آنان به جرم تورکی‌گويی به روايت ناصح ناطق
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دموکراتهای آزربایجان
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: فیوضات و طراحی نسل کشی ملی و زبانی تورکی در ایران
مبارزه‌ی قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دموکراتهای آزربایجان با تورک‌گرایان و قائلین به عدم مرکزیت (فدرالیستها، آزادی‌خواهان و ملیون واقعی)
کومیته‌ی تروریستی خیابانی- دموکراتهای آزربایجان
اخلالگری‌ها و سابوتاژهای دموکراتهای آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک بومی-عثمانی
خیانت عده‌ای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب و دموکراتهای آزربایجان:  برآمدن رضاشاه

تحميل زبان فارسی به تورکها:

دستور مظفرالدین شاه قاجار برای تدریس زبان تورکی در مدارس آزربایجان و اعتناء بایسته به تعلم آن
اسناد دولتی در باره‌ی منسوخ کردن زبان تورکی و فارس‌سازی اجباری تورکها توسط مدارس فارسی‌زبان بنا به گزارشات رسمی سالهای ١٣٠٤-١٣٠١
زدن افسار الاغ به سر کودکان تورک و بستنشان به آخور تا مثل آدم به فارسی حرف بزنند
تکلم به لهجه‌ی اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است. با زبان شیرین فارسی صحبت کنید!
یک سند تاریخی: تحمیل زبان فارسی به شاگردان تورک با توبیخ و اخطار و قدغن نمودن تورکی حرف زدن در مدارس
خانم معلم و صندوق جریمه‌ی تکلم به زبان تورکی
جلوگیری از جار زدن به زبان تورکی در مدارس شهر بین (بن)، استان چهارمحال بختیاری - ایران مرکزی
قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم کتاب‌سوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان
رابینو: روستائیان همدان تورک‌اند و کلمه‌ای فارسی نمی‌دانند.
دانش‌آموزان تورک کوریجان- کبود راهنگ- همدان اصلاً زبان فارسی نمی‌دانند
بخشنامه‌ی اداره‌ی فرهنگ آزربایجان برای رایج ساختن نام و هویت قومی آذری و آذربایجانی به جای تورک

نسل‌کشی زبانی تورکی در ايران:

مورد ایران: نژادپرستی زبانی، نسل‌کُشی زبانی و زبان‌کُشی دولتی
سیاست انکار و سرکوب هویت و ملت تورک ورشکست شده است
هویت‌پروری و برابری‌خواهی ملی تورک، مبارزه‌ای علیه نژادپرستی، نئوفاشیسم و نئوکولونیالیسم
ناسیونالیستهای افراطی فارس و پان‌ایرانیستها، از چپ و راست و بنیادگرا و ... نازیستهای ایران و خاورمیانه‌اند.
کانون مبارزه با نژادپرستی و تورک‌ستیزی در ایران
نه‌‌ای به آن چشمهای مهربان و پر امید
آقای آیت الله، شما چرا تورکی یاد نگرفته‌اید؟!
اشکالات اصل ١٥ قانون اساسی و مسئله‌ی خط و زبان تورکی
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران
بهار تورکی‌زبانان ایران
مصوبه‌ی حکومت احمدی‌نژاد در باره‌ی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات تورکی در دانشگاهها
يکی بر سر شاخ، بن می‌بريدو يا يونسی دستيار رئيس جمهور و بطحايي وزير آموزش و پرورش، نفوذی موساد و سيا هستند

ضرورت رسميت يافتن زبان تورکی

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت زبان تورکی، ضرورت مودرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است
همه‌ی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند
رفع بعضی از شبهات در باره‌ی رسمیت زبان تورکی
باز هم معضل رسمیت زبان تورکی
دهکده‌ی جهانی و زبان فارسی
رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته
افول ستاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی می‌باید به مرزهای طبیعی خود عقب‌نشینی کند
عقبگرد به سنگر ملی، مشترک و سراسری
اعلامیه جهانی حقوق زبانی  Universal Declaration of Linguistic Rights
در دفاع از تاتها، تالشها، گیلکها و حقوق و زبانشان
مطالبات بنیادین مردم تورک در سراسر ایران (فارغ از استان، لهجه، مذهب و گرایشات سیاسی)

No comments:

Post a Comment