Friday, August 30, 2019

دولت قاجار و سرکوب جنبش بابی


دولت قاجار و سرکوب جنبش بابی

دولت قاجاری اصولا حرکت بابی را یک حرکت آنارشیستی-هرج و مرج‌طلبانه (شورش‌ قلعه‌ی شیخ طبرسی در مازندران، شورش زنجان به سر کرده‌گی موللا محمد علی زنجانی، ...) ، مورد پشتیبانی دولت‌های استعماری اوروپایی مخصوصا بریتانیا به منظور براندازی سلسله‌ی قاجاری و یک جریان دین‌سازی آگاهانه توسط آن‌ها می‌دید. بدین سبب نیز با آن مخالفت می‌کرد.

اما سرکوب شدید حرکت بابی بیشتر در ارتباط با اقدام بابیان برای ترور ناصرالدین شاه و سوء استفاده‌ی موللایان شیعی از این سرکوب برای تبدیل آن به کشتار رقیبان بابی خود و یا  بابی‌کشی بود. بدین شرح که گروهی از بابیان به رهبری علی ترشیزی در صدد قتل ناصرالدین شاه و امیرکبیر در تهران بر آمدند، اما نقشه‌ی آنها کشف و  سرانشان دستگیر و تعدادی کشته شدند. 

دوباره در روز یکشنبه ١٥ آوگوست ١٨٥٢ تیمی از تروریست‌های بابی در دوشان تپه با توفنگ‌های باروتی و تاپانجا (تپانچه) به سوی ناصرالدین شاه شلیک کردند. تیر یکی از تروریست‌ها بنام محمدصادق تبریزی که تورک بود، سر و صورت شاه را مجروح کرد. سپس تروریست‌های بابی با خنجر و قمه به شاه حمله کردند، اما وی کشته نشد.

پس از این واقعه‌ی تروریستی که نخستین سوء قصد و تلاش برای شاه‌کشی به سبک اوروپایی و مودرن در تاریخ ایران است، دولت ناصری در واکنشی انتقام‌جویانه به سرکوب سیستماتیک و قتل عام بابیان پرداخت.... 

ناصرالدین شاه نهایتا در تاریخ اول ماه می ١٨٩٦ به دست میرزا رضای کرمانی، یک بابی-ازلی بعدا سوسیالیست شده ترور شد و به قتل رسید


برای مطالعه‌ی بیشتر:

ترور ناصرالدین شاه‌ قاجار توسط تروریست‌های بابی-ازلی، و قهرمان‌سازی از تروریست قاتل او توسط قومیت‌گرایی فارس-دولت ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/05/blog-post_5.html

دولت قاجار و سرکوب جنبش بابی

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_84.html

رهبران دینی بهائی و تورکی‌نویسی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post.html

شعر تورکی اعلانیه‌ی بابیان ازلی در بشارت خروج میرزا یحیی صبح ازل و فتح استانبول توسط او

http://sozumuz1.blogspot.com/2021/01/blog-post_10.html

الواح تورکی عبدالبهاء

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_20.html

یک تفسیر تورکی کوتاه از عبدالبهاء و تنبیه روحانیون تورک شیعی امامی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_2.html

مکتوبی تورکی از عباس افندی عبدالبهاء غُصْنِ اعظم

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_5.html

چهار شعر تورکی از عباس افندی عبدالبهاء غُصْنِ اعظم

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_27.html

نمونه‌هایی از تورکیات نسیم نجفی اقدم

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/04/blog-post_95.html

یاشیل نسیم- نسیم نجفی اقدم

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/04/blog-post_9.html

از اشعار فلسفی ناصرالدین شاه: کفر و دین، دِیر و حرم شد؛ سُبحه شد، زنّار شد

از اشعار فلسفی ناصرالدین شاه: 

کفر و دین، دِیر و حرم شد؛ سُبحه شد، زنّار شد 

مئهران باهارلی


در زیر سه بیت از اشعار ناصرالدین شاه قاجار که در مقاله‌ای با نام «اجمال سیاسی، روسیه‌ده هیجان» در نشریه‌ی تورک‌زبان «مجموعه‌ی کمال» چاپ قاهره‌ی مصر در سال ١٩٠١ نقل شده‌اند را آورده‌ام (متن کامل بخش مربوطه در ادامه‌ی این نوشته). این ابیات مخصوصا دو بیت اول آن که در ادب فارسی بسیار شناخته شده و محبوب‌اند، و در نوشته‌های ادبی اغلب به عنوان شاهد و ... به کار می‌روند، تاکنون در چاپ‌های دیوان اشعار ناصرالدین شاه در ایران نیامده‌اند:

«ناصرالدین شاه بیر طرف‌ده‌ن:

از مُشَبَّک‌هایِ رنگارنگ، یک پرتو فتاد

کفر و دین، دِیر و حرم شد؛ سُبحه شد، زنّار شد

ساقی‌یِ روزِ ازل تا جرعه‌ای بر خاک ریخت

تاک شد، انگور شد، مِی شد، نصیبِ یار شد

ناصر از ناگفتنی‌ها لب به دندان می‌گَزید

توبه کرد، استغفرالله؛ مست بُد، هشیار شد

فلسه‌فه‌سی‌نی ساده ادراک دئییل، ابداع ائدیر بیر درجه‌ده شطارتِ فکریه گؤسته‌ریرکه‌ن....»

ترجمه: «ناصرالدین شاه از یک سو، صرفا درک کننده‌ی ساده‌ی فلسفه‌ی [شعر فوق] نیست، بلکه بسان آفریننده‌ی آن، از خود بی باکی فکری نشان می‌دهد ....»  


Wednesday, August 28, 2019

شاعر ملّی معلّم فیضی افندی، سراینده‌ی مرثیه‌ی سعید سلماسی به مناسب قتل او توسط اشقیای کورد است

شاعر ملّی معلّم فیضی افندی، سراینده‌ی مرثیه‌ی سعید سلماسی به مناسب قتل او توسط اشقیای کورد است 

مئهران باهارلی

سالماس‌لی (سلماسی) آقابالا سعید خلیل‌زاده ( ۱۸۸۸ دیلمقان - ۱۹۰۹ خوی) وابسته به جریان گنج عوثمان‌‌لی‌لار (ژؤن تورک) و عضو حزب اتحاد و ترقی عوثمان‌لی‌، از نسل بسترسازان ناسیونالیسم مودرن تورک در تاریخ معاصر تورک‌ایلی است. سعید  سلماسی مانند همه‌ی مشروطه‌طلبان به هویت ملی ایرانی و ملی بودن زبان فارسی اعتقاد داشت. با این همه به سبب منسوبیت به غرب آزربایجان که کانون تورک‌گرایی در اواخر قرن نوزده و اوائل قرن بیستم بود، هم‌چنین داشتن ارتباطات سیاسی و ادبی با عمر ناجی و اتحاد و ترقی و عوثمان‌لی و قفقاز تورک، دارای تمایلات مثبت به زبان و ادبیات تورکی هم بود. او که از محررین نشریه‌ی تورک‌گرای فیوضات چاپ باکو (به مدیریت علی بیگ حسین‌زاده از موسسین جمعیت اتحاد و ترقی عوثمان‌لی‌) بود، دارای سروده‌ها و نوشته‌هایی به این زبان، و منسوب به نسل نخستین تورکی‌نویسان و از قلم‌های مطرح تورک و نوآوران در شعر تورک در آغاز قرن بیستم در ایران است.

١-سعید سلماسی در سال ۱۹۰۹ و در سن ۲۱ ساله‌گی در استانبول به یک هسته‌ی پنج نفره از اعضای اتحاد و ترقی منسوب به گنج عوثمان‌‌لی‌لار (اسماعیل افندی، یعقوب افندی، مصطفی افندی، خلیل افندی، ....)، که به نیت یاری به احرار تورک عازم آزربایجان بودند پیوست. این گروه پس از طی مسیری طولانی و به هم‌راه نفراتی که در مسیر راه به ایشان ملحق شدند، از مرز قوتور به غرب آزربایجان وارد شد. گروه چریکی تورک مذکور پنج روز نخست را به تبلیغات و تعلیم نیروهای چریکی بومی در سالماس به منظور آماده کردن نیرویی مسلح برای مقابله با قوای ماکو و به دست آوردن کونترول خوی و اورمو و نهایتا تبریز گذراند. روز پنجم، گروهی انبوه مرکب از دو – سه هزار اشقیای کورد، به کمین‌گاه تیمی پنجاه نفره از چریک‌های تورک مزبور به فرماندهی خلیل بیگ در موقع هه‌شه‌رید (نام جعلی فارسی: حاشیه‌رود)، و گروهی دویست نفره از شاه‌ی‌سئوه‌ن‌هایی که به یاری‌شان آمده بودند، حمله نمود. در نخستین نبرد چریک‌های تورک با دادن چهل شهید و ٥٠-٦٠ مجروح، موفق به شکست دادن مهاجمین کورد شدند. اما پس از آن مورد تهاجم یک گروه دیگر منتخب و گزیده‌ی دویست نفره از نفرات کورد قرار گرفت. در این نبرد، گروه چریکی تورک یک شهید و دو مجروح داد. شهید مذکور، سعید سلماسی بود.

٢-درگیری مذکور بین نیروهای چریکی تورک و اشقیای کورد، و قتل سعید سلماسی توسط آن‌ها به دلایل تبلیغاتی و سیاسی، از همان اول توسط مشروطه‌طلبان به صورت نادرست نبرد با نیروهای ماکویی وفادار به محمدعلی شاه عرضه شد. در این مرثیه نیز قتل او به «عساکر شاه گم‌راه و تیشه‌ی جان‌شکاف استبداد» نسبت داده شده است. حال آن که چریک‌های گنج عوثمان‌‌لی‌لار مذکور، مورد حمله‌ی دو - سه هزار تن از اشقیای کورد قرار گرفتند و سعید سلماسی نیز در این نبرد و توسط آن‌ها، و نه توسط نیروهای ماکویی وفادار به محمدعلی شاه به قتل رسید. (اسناد دست اول مربط به این درگیری‌ها در سؤزوموز منتشر خواهند شد).


مهدی به‌ی شقاغی دئرمیش که: بن عالِمه قارشی شاعر، شاعره قارشی عالِم .... اولوروم


مهدی به‌ی شقاغی دئرمیش که:

بن عالِمه قارشی شاعر، شاعره قارشی عالِم، عالِم و شاعر اولمایان‌لارا قارشی هم عالِم هم شاعر، هم شاعر هم عالم اولان‌لارا قارشی دا «هیچ» اولوروم.

سلیمان نظیف

Mehdi Bey Şakaki dermiş ki:

Ben âlime karşı şâir, şâire karşı âlim, âlim ve şâir olmayanlara karşı hem şâir hem âlim, hem şâir hem âlim olanlara karşı da hiç olurum.”

Süleyman Nazif

Mehdi Bey Şakaki Tebrizi: Şâir, Sarab ile Germrud arasında yaşayan Türk İspirli boyundan. Ölüm 1800 , İsfahan

*مهدی بیگ شقاقی تبریزی: شاعر، از طایفه‌ی تورک ایسپیرلی (اسپرلو) کائن در ميان سراب و گرمرود. تاریخ فوت: ١٨٠٠ میلادی، اصفهان


Saturday, August 24, 2019

تقاضای رسمی نادر شاه برای الحاق دولت تورک افشاری - ایران به امپراتوری عوثمان‌لی و تحت الحمایه‌ی آن دولت شدن و توافق سلطان عوثمان‌لی با آن

تقاضای رسمی نادر شاه برای الحاق دولت تورک افشاری - ایران به امپراتوری عوثمان‌لی و تحت الحمایه‌ی آن دولت شدن و توافق سلطان عوثمان‌لی با آن

مئهران باهارلی 

NÂDİR ŞAH'IN AFŞAR DEVLETİ'NİN OSMANLI İMAPARATORLUĞU İLE BİRLEŞTİRİLMESİ VE AFŞAR İRAN'ININ OSMANLI TOPRAKLARINA KATILMASI YÖNÜNDE RESMİ TEKLİFİ, VE SULTAN'IN BU TEKLİFİ KABUL ETMESİ 

NADIR SHAH’S OFFICIAL PROPOSAL FOR THE UNIFICATION OF THE AFSHAR STATE WITH THE OTTOMAN EMPIRE AND ANNEXATION OF AFSHARID IRAN TO THE OTTOMAN TERRITORY, AND SULTAN’S ACCEPTANCE OF THIS PROPOSAL 

MÉHRAN BAHARLI

 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول

 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

خلاصه:

در مقطعی از مذاکرات برای رفع خصومت‌ها و برادرکشی در جهان اسلام و دنیای تورک که توسط شاه اسماعیل اول در هماهنگی با کلیسای مسیحی ارمنی و دولت‌های استعمارگر اوروپایی صلیبی آغاز شده و در دوره‌ی جانشینانش شاه تهماسب و شاه عباس اول ادامه یافته بود، نادر شاه افشار از سلطان محمود اول تقاضا کرد تا او با الحاق ایران به عوثمان‌لی و ادغام دو دولت و تبدیل شدن دولت افشاری به تحت‌الحمایه‌ی امپراتوری عوثمان‌لی موافقت کند. این تقاضا مکررا در ملاقات‌های هئیت‌های نماینده‌گی متعددی که نادر شاه به عوثمان‌لی می‌فرستاد مطرح ‌شد. «راغب پاشا» (Rağıp Paşa) راس هئیت نماینده‌گی عوثمان‌لی در این مذاکرات، در کتاب «تحقیق و توفیق» (Tahkik ve Tevfik)، جزئیات مذاکرات و مکاتبات نادر شاه در این موضوع را ثبت و از آن حمایت کرده است. بنا به این منبع در جلسهی هشتم مذاکرات رسمی، نماینده‌ی هئیت دولت افشاری می‌گوید هدف درازمدت نادر شاه افشار، ایجاد اتحاد بین دولتین عوثمان‌لی و افشاری، الحاق دولت افشاری مانند «خانات تاتار کریمه» به دولت عوثمان‌لی، و برخوردار شدنش از حمایت سلطان عوثمان‌لی است. در گزارش، یک جمله‌ی تورکی از نادر شاه آمده که او از ادغام و تبدیل دو کشور و دو دولت به یک کشور و یک دولت سخن می‌گوید. در این منبع دو جواب از سلطان عوثمان‌لی نقل شده که در آن‌ها سلطان با تقاضای ادغام دو دولت تورک و دو کشور افشاری و عوثمان‌لی به طور اصولی موافقت کرده است. این موضوع فوق‌العاده مهم تاکنون در تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی مسکوت گذارده و مخفی نگاه داشته شده است. در این مقاله، متون مربوطه از کتاب راغب پاشا به زبان تورکی را با دو الفبای عربی و لاتین همراه با ترجمه‌ی فارسی آن‌ها را داده‌ام.

اؤزه‌ت:

تورک دونیاسی و ایسلام عالمی‌نده بیرینجی شاه‌ ایسماعیل‌ین ائرمه نی خیریستییان کیلیسه‌سی و آوروپا خاچ‌لی سؤمورگه‌چی دولت‌له‌ری‌یله ائش‌گودوم (کووردیناسیون، اویوم) ایچی‌نده باش‌لاتدیغی و شاه تهماسب ایله بیرینجی شاه عباس‌ین دؤنه‌می‌نده سوردوروله‌ن دوشمان‌لیق و قارداش قانی آخیتمانی سونا اه‌ردیرمه‌ک اوچون یاپیلان دانیشیق‌لارین بیر آشاماسی‌ندا، نادیر شاه ‌آفشار، سولطان بیرینجی ماحمودا بیر ایسته‌ک‌ده‌ بولوندو: آفشار دولتی‌نین، عوثمان‌لی ایمپاراتورلوغونون قوروماسی آلتی‌ندا بیر دولت حالی‌نا گه‌تیریلمه‌سی، ‌ایکی دولتین بیرله‌شدیریلمه‌سی، و آفشار ایرانی‌نین عوثمان‌لی توپراق‌لاری‌نا ایلحاق ائدیلمه‌سی. نادیر شاه‌ین عوثمان‌لی دولتی‌نه ‌گؤنده‌ردییی هئیت‌له‌رآراسی رسمی گؤروشمه‌له‌رده ‌بو ایسته‌ک، سیخ سیخ یینه‌له‌ندی و دفعه‌له‌رجه ‌وورقولاندی. بو توپلانتی‌لاردا عوثمان‌لی هئیتی‌نین باشی‌ندا بولونان راغیب پاشا، نادیر شاه‌ین بو قونوداکی یازیشمالاری‌نی و هئیت‌له‌رین یاپدیغی آچیق‌لامالاری تیتیزلیک‌له‌ به‌لگه‌له‌میش، بوتون بو بیلگی‌له‌ری تحقیق و توفیق آدلی کیتابی‌ندا ده‌رله‌میش‌دیر. رسمی دانیشیق‌لارین سه‌کیزینجی اوتوروموندا آفشار دولتی هیئتی‌نین تمثیل‌چی‌سی نادیر شاه ‌آفشارین اوزون وعده‌لی هدفی‌نین عوثمان‌لی و آفشار دولت‌له‌ری آراسی‌ندا ایتتیفاق قورولماسی، آفشار دولتی‌نین عوثمان‌لی دولتی‌نه ‌قاتیلماسی، و عینن قیریم تاتار خان‌لیغی کیمی عوثمان‌لی قوروماسی آلتی‌نا گیرمه‌سی اولدوغونو سؤیله‌دی. بو راپوردا آیری‌جا نادیر شاه‌ین ایکی دولتین ته‌ک دولته ‌دؤنوشدورولمه‌سی‌نده‌ن و ایکی اؤلکه‌نین ته‌ک اؤلکه ‌حالی‌نا گه‌تیریلمه‌سی‌نده‌ن بحث ائتدییی تورک‌جه ‌بیر جومله‌سی آقتاریلمیش‌دیر. آردی‌ندا سولطان‌ین ایکی دولت و ایکی اؤلکه‌نین (آفشار و عوثمان‌لی) بیرله‌شدیریلمه‌سی ایسته‌یی‌نی ایلکه‌سه‌ل اولاراق قبول ائتدییی ایکی جوابی‌نا یئر وئریلمیش‌دیر. بو سون درجه ‌اؤنه‌م‌لی قونو، بوگونه‌ ده‌ک ایران و آزه‌ربایجان تاریخ‌چی‌لیک‌له‌ری‌نده‌ گؤز آردی ائدیلمیش، حتتا گیزلی توتولموش‌دور. بو یازی‌دا راغیب پاشانین کیتابی‌ندا یئر آلان راپورون ایلگی‌لی تورک‌جه ‌متن‌له‌ری‌نی هم عرب هم لاتین آلفابئله‌ریی‌له فارس‌جا چئویری‌سی‌یله‌  بیرلیک‌ده سونماق‌دایام.

Özet

İslâm âlemi ile Türk dünyası içinde Birinci Şah İsmail'in Ermeni Hıristiyan Kilisesi ve Avrupa Haçlı sömürgeci devletleriyle eşgüdüm (koordinasyon) içinde başlattığı ve Şah Tahmasb ile Birinci Şah Abbas dönemlerinde sürdürülen düşmanlık ve kardeş kanını akıtmayı sona erdirmek için yapılan müzakerelerin bir noktasında Nâdir Şah Afşar, Sultan I. Mahmud'a bir talepte bulundu: Afşar devletinin Osmanlı İmparatorluğunun himâyesi altında bir devlet hâline getirilmesi, iki devletin birleştirilmesi, ve Afşar Îrân'ının Osmanlı İmparatorluğu'na ilhak edilmesi. Nâdir Şah'ın Osmanlı Devleti'ne gönderdiği heyetler arası resmi görüşmelerde bu talep sık sık yinelendi ve defalarca vurgulandı. Bu toplantılarda Osmanlı heyetinin başında bulunan Rağıp Paşa, Nâdir Şah'ın bu konudaki yazışmalarını ve heyetlerin yaptığı açıklamaları titizlikle belgelemiş, bütün bu bilgileri "Tahkik ve Tevfik" adlı kitabında derlemiştir. Resmi müzâkerelerin sekizinci oturumunda Afşar devleti heyetinin temsilcisi, Nâdir Şah Afşar'ın uzun vâdeli hedefinin Osmanlı ve Afşar devletleri arasında ittifak kurulması, Afşar devletinin Osmanlı İmparatorluğuna katılması ve tıpkı Kırım Tatar Hanlığı gibi Osmanlı koruması altına girmesi olduğunu söyledi. Bu raporda ayrıca Nâdir Şah'ın iki devletin tek devlete dönüştürülmesinden ve iki ülkenin tek ülke hâline getirilmesinden bahsettiği Türkçe bir cümlesi aktarılmıştır. Ardında Sultan'ın, iki devlet ve iki ülkenin (Afşar ve Osmanlı) birleştirilmesi talebini prensipte kabul ettiği iki cevabına yer verilmiştir. Bu son derece önemli konu, bugüne kadar Îrân ve Azerbaycan târîh yazımlarında göz ardı edilmiş, hatta gizli tutulmuştur. Bu yazıda Rağıp Paşa'nın kitabında yer alan raporun ilgili Türkçe metinlerini hem Arap hem de Latin alfabeleriyle Farsça tercümesiyle birlikte sunuyorum.

Abstract

At one point during the negotiations to end the hostility and fratricide that began during the reign of Shah Ismail I in coordination with the Armenin Christian Church and the European Crusader colonial states and continued through the reigns of Shah Tahmasb and Shah Abbas I in the Islamic and the Turkish worlds, Nadir Shah Afshar put forth a request to Sultan Mahmud I: He proposed that the two states be unified, with the Afshar state becoming a vassal under the Ottoman Empire, and that Afsharid Iran be annexed to the Ottoman Empire. This demand was reiterated and repeatedly emphasized in the official meetings between the delegations sent by Nadir Shah to the Ottoman Empire. Ragip Pasha, the head of the Ottoman delegation in these meetings, meticulously documented Nadir Shah's correspondence on this matter as well as the statements made by the delegations. He compiled all of this information in his book titled "Investigation and Tevfik". During the eighth session of the official negotiations, the representative of the Afshar government delegation revealed that Nadir Shah Afshar had a long-term goal of forming an alliance between the Ottoman and Afshar governments. The objective was for the Afsharid state to join the Ottoman government and seek Ottoman protection, much like the Crimean Tatar Khanate. This report also quoted a sentence in Turkish, in which Nadir Shah demanded the transformation of the two governments into one and the merging of the two countries. The following are the Sultan’s two responses, in which he accepted the request for the unification of the Afshar and Ottoman states and countries, in principle. This extremely important issue has been ignored or even kept secret in the historiography of Iran and Azerbaijan until now. In this article, I provide the relevant Turkish texts of the report from Ragip Pasha's book, in both Arabic and Latin alphabets, along with its Persian translation.

Friday, August 23, 2019

شرق:‌ ای معبدِ اسارت اولان آدمیّته! ... سن نامزد می‌سین ابدی قهر و ذلتّه؟

شرق:‌ ای معبدِ اسارت اولان آدمیّته! ... سن نامزد می‌سین ابدی قهر و ذلتّه؟

تورک قوْشار: شیروان‌لی مَحْمَدْ هادی
Türk qoşar Şirvanlı Mehmed Hâdi
١٥ آغوستوس ١٩١١

Wednesday, August 21, 2019

یک خطبه‌ی رسمی - دولتی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه قاجار

یک خطبه‌ی رسمی - دولتی به تورکی جغتایی

از دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه قاجار

مئهران باهارلی 

FETHALİŞAH KACAR DÖNEMİNDEN ÇAĞATAY TÜRKÇESİNDE RESMİ BİR DEVLET HÜTBESİ 

AN OFFICIAL STATE SERMON IN CHAGATAI TURKIC FROM THE FETHALISHAH QAJAR PERIOD 

Méhran Baharlı

خلاصه:

در این نوشته «فتوحات خاقان اعظم»، یک خطبه‌ی رسمی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی ‌شاه قاجار را معرفی کرده‌ام. این خطبه‌ی تورکی یک سند مهم تاریخی و نشان‌گر رسمی و دولتی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در ایران در دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه است و کاربرد تورک جغتایی به عنوان یک زبان مکتوب و منثور توسط دولت‌های تورک حاکم بر ایران و مقاماتشان را نشان می‌دهد. نخستین نمونه‌های اسناد باقی‌مانده به زبان تورکی در قلم‌روی فعلی ایران به تورکی شرقی و مربوط به اوایل قرن سیزده میلادی (١٢٠٧) است. پس از آن تورکی جغتایی تا آخر حاکمیت فتح‌علی ‌شاه قاجار، همواره به عنوان یک زبان ادبی مکتوب منثور توسط تمام دولت‌های تورک - موغول به کار رفته است. تورکی جغتایی تا آغاز قرن بیستم در تورک‌ایلی و حتی جنوب ایران در شهرهای شیراز و یزد و ... فارسستان، یک زبان پرستیژ و ماخذ تورکی اصیل شمرده می‌شد و نیز به درجات معینی به عنوان یک زبان ادبی و رابط (لینگوا فرانکا) توسط تورک‌های ساکن در ایران استفاده می‌شد. در طول این مدت در این جوغرافیای وسیع، به منظور تسهیل آموزش و درک متون تورکی جغتایی، ده‌ها لغت‌نامه و کتب دستور زبان تالیف شده است. این خطبه شاید یکی از آخرین نمونه‌های کاربرد رسمی تورکی جغتایی مکتوب و منثور در ایران باشد.

Özet

Bu makalede, Feth Ali Şah Kacar dönemine ait Çağatay Türkçesiyle yazılmış resmi bir hutbe olan "Büyük Kağan'ın Fetihleri"ni tanıttım. Bu Türkçe hutbe, Feth Ali Şah döneminde Çağatay Türkçesinin İran'daki fiili resmi ve devlet statüsünü gösteren önemli bir tarihi belgedir. Dahası, Çağatay Türkçesinin İran'ı yöneten Türk elitleri ve hükümetleri ile yetkilileri tarafından yazılı ve düzyazı dil olarak kullanıldığını da ortaya koymaktadır. İran topraklarında Türk dili ve lehçelerinde günümüze ulaşan en eski belgeler Doğu Türkçesiyle yazılmış olup 13. yüzyılın başlarına (1207) tarihlenmektedir. Bundan sonra, Çağatay Türkçesi, Feth Ali Şah Kacar'ın saltanatının sonuna kadar İran'daki tüm Türk-Moğol devletleri tarafından yazılı ve düzyazı edebi dil olarak kullanılmıştır. 20. yüzyılın başına kadar Çağatay Türkçesi, Türkili'de ve Güney İran'daki Farsistan'ın Şiraz, Yezd gibi şehirlerde bir prestij dil ve otantik Türkçenin kaynağı olarak kabul ediliyordu. Ayrıca, Çağatay Türkçesi İran'da yaşayan Türkler tarafından da belirli ölçüde edebi ve iletişim dili (lingua franca) olarak kullanılıyordu. Bu dönemde, Çağatay Türkçesi metinlerinin öğretimini ve anlaşılmasını kolaylaştırmak amacıyla bu geniş coğrafyada düzinelerce sözlük ve dilbilgisi kitabı yazılmıştır. Bu hutbe, belki de İran'da yazılı ve düzyazı Çağatay Türkçesinin resmi olarak kullanılmasının son örneklerinden biridir.

Abstract

In this article, I have introduced "Conquests of Great Khagan", an official sermon in Chagatai Turkic from the reign of Fath Ali Shah Qajar. This Turkic sermon is an important historical document that indicates the de facto official and state status of Chagatai Turkic in Iran during Fath Ali Shah’s reign. Moreover, it shows that Chagatai Turkic was used as a written and prose language by the Turkish elites and governments ruling Iran and their officials. The earliest surviving examples of documents in the Turkic language and dialects in what is now Iran are in Eastern Turkic and date back to the early 13th century (1207). Following this, Chagatai Turkic was used as a written prose literary language by all Turko-Mughal states in Iran until the end of the reign of Fath Ali Shah Qajar. Until the beginning of the 20th century, Chagatai Turkic was considered a prestigious language and a source of authentic Turkic in Turkili, as well as cities like Shiraz, Yazd in Farsistan and southern Iran. Furthermore, it was also used to a certain extent as a literary and communicative language (lingua franca) by Turks living in Iran. During this time, dozens of dictionaries and grammar books were written in this vast geography to facilitate the teaching and understanding of Chagatai Turkic texts. This sermon is perhaps one of the last examples of the official use of written and prose Chagatai Turkic in Iran.



Sunday, August 18, 2019

وصیت تورکی مظفرالدین شاه به ولی‌عهد محمدعلی شاه

وصیت تورکی مظفرالدین شاه به ولی‌عهد محمدعلی شاه

 

مئهران باهارلی


در این نوشته متن تورکی وصیت مظفرالدین شاه قاجار در بستر مرگ[1] به ولی‌عهد خود محمدعلی شاه را به نقل از یک منبع عثمانلی آورده‌ام. این منبع سلسله مقالاتی به اسم «ایران مکتوب‌لاری» است که در روزنامه‌ی تصویر افکار چاپ عثمانلی در سال ١٩٠٩ به صورت تفرقه (پاورقی) منتشر می‌شد[2]. (متن کامل تورکی و ترجمه‌ی فارسی بخش مربوطه در پایان این مقاله آورده شده است).

١-در این وصیت مظفرالدین شاه از فرزند خود و شاه بعدی ایران می‌خواهد که هیچ خللی به شیوه‌ی حکومتی مشروطیت وارد نسازد، بلکه تمام تلاش خود را برای نهادینه کردن و تحکیم آن به کار برد. زیرا به اعتقاد مظفرالدین شاه، مشروطیت تنها شیوه‌ی حکومتی مفید برای این مملکت است:

«اوغلوم! به‌ن اؤلویوروم. به‌نیم یئریمه سه‌ن شاه اولاجاق‌سین. سانا نصیحت و وصیتیم بیر جمله‌ده‌ن عبارت‌دیر. بو مملکتین یگانه مدارِ سعادتی اولان مشروطیت‌ه زنهار خلل گه‌تیرمه!. بو اصولِ اداره‌نین اه‌لین‌ده‌ن گه‌لدییی قه‌ده‌ر تحکیمی‌نه غیرت ائت!. .... ایشته اوغلوم! سانا سون بیر رجام بودور. یوخسا بابالیق حقّی حلال اولماسین!».

ترجمه: «فرزندم، من در شرف مرگ هستم. تو به جای من به سلطنت خواهی رسید. نصیحت من و وصیتم به تو، عبارت است از یک جمله. به مشروطیت که تنها مسیر سعادت و خوشبختی این مملکت است، زنهار خلل و آسیب وارد نکن. برای تحکیم این شکل حکومتی تا آنجا که از دستت بر می‌آید همت و تلاش بنما. ... اینک فرزندم، آخرین خواهش من از تو این است. و اللا حق پدری من بر تو حلال مباد!»

٢-این وصیت نشان می‌دهد مشروطه‌خواهی مظفرالدین شاه، فرمان‌روایی که به اصل «رفتار به اقتضای زمان، ضرورت خردمندی و دانائی است» اعتقاد داشت[3]، امری کاملا آگاهانه و سنجیده، و حاصل تحصیل و تربیت نیکو، تجربه‌آموزی در امر زمام‌داری به هنگام والی‌گری در آزربایجان، مشاهدات شخصی در اوروپا و تحقیق و تدقیق و مقایسه‌ی شیوه‌های حکومتی مختلف، تشخیص و تبیین مصالح دراز‌مدت کشور و مردم بر اساس اقتضای زمان و خردمندی و دانائی توسط مظفرالدین شاه بوده است:

«به‌ن بوتون آوروپایی گه‌زدیم. گؤردویوم مدنیته، معموریته حیران اولدوم. تحقیق و تدقیق ائتدیم. بونلارین کافّه‌سی.نین مشورت و مشروطیت سایه‌سی‌نده حصولا گه‌لدییی‌نی جمله عالم یک‌زبان اولاراق تسلیم ائتدی‌له‌ر».

ترجمه: «من سراسر اوروپا را سیاحت کردم . شیفته‌ی تمدن و آبادی و رفاهی که در آنجا دیدم شدم. تحقیق و تدقیق نمودم. جمله‌ی عالم متفق القول هستند که همه‌ی این‌ها [تمدن و آبادی و رفاه]، در سایه‌ی مشورت و مشروطیت حاصل شده است».



Saturday, August 17, 2019

مکالمه‌ی دیپلوماتیک رضاشاه به تورکی روان با آک‍ی ئو ک‍ازام‍ا ن‍خ‍س‍تین‌ وزیر م‍خ‍ت‍ار ژاپ‍ون‌ در ایران‌

مکالمه‌ی دیپلوماتیک رضاشاه به تورکی روان با آک‍ی ئو ک‍ازام‍ا ن‍خ‍س‍تین‌ وزیر م‍خ‍ت‍ار ژاپ‍ون‌ در ایران‌

مئهران باهارلی

در این نوشته بخشی از کتاب سفرنامه و خاطرات آکی‌ئو کازاما، نخستین وزیر مختار ژاپون در ایران را نقل کرده‌ام که در آن گفته می‌شود، رضاشاه در سال ١٩٢٩ (١٣٠٨) در دیدار با وی، پس از مدتی به جای فارسی آغاز به سخن گفتن به زبان تورکی کرده و علاوتا خواستار مکالمه‌ی سفیر ژاپون به تورکی شده است. در این روایت قید می‌شود که پس از شروع مکالمه به تورکی، در سیمای رضاشاه نرم‌رفتاری و حال و هوای دوستانه پیدا شد و سایه‌ی لبخندی بر چهره‌ی خشک او نمایان گشت.

این روایت مهم، علاوه بر کاربرد زبان تورکی در سال‌های آغازین سلطنت رضاشاه به عنوان زبان دیپلوماتیک و رسمی، همچنین این باور را تائید می‌کند که رضاشاه، که به لحاظ ملیت تباری تورک بود (بر خلاف بسیاری از رهبران تورک جنبش مشروطیت و دموکرات‌های آزربایجان و تورک‌های چپ ایرانی که دو و یک دهه قبل از آن داوطلبانه زبان تورکی را ممنوع ساختند)، شخصا دشمنی خاص و نفرتی از زبان تورکی نداشته، بر عکس حتی از مکالمه به تورکی لذت می‌برده است.

نقل قول: «پس از چند گفت و شنود، رضا شاه به جای فارسی به تورکی روان آغاز به سخن کرد و خطاب به من گفت: «گویا شما پیش از این در (مأموریت) تورکیه بودید. بیایید به تورکی صحبت کنیم!». در سیمای شاه که تاکنون، آهنین و بی‌حرکت، همچون مجسمه‌ای مفرغی نشان می‌داد، چنانکه گویی باد بهاری وزیده باشد، نرم‌رفتاری و حال و هوای دوستانه پیدا شد. رضا شاه، در مازندران زاده شد. در این ایالت، روستاهایی هست که اهالی آن تورک‌زبانند. من تورکی خوب نمی‌دانستم، اما ته ذهنم را کاویدم و کوشیدم تا چند کلمه‌ای به تورکی بگویم؛ و بی‌واسطه‌ای پاسخ سخنان شاه را دادم. برای نخستین بار سایه‌ی لبخندی بر چهره‌ی خشک او نمایان شد» (سفرنامه و خاطرات آکی‌ئو کازاما، نخستین وزیر مختار ژاپن در ایران. صص ٥٤، ٥٥. برای متن کامل بخش مربوطه به آخر این مقاله مراجعه کنید).

چند تثبیت:


Thursday, August 15, 2019

تغییر زبان مردم کودزر فراهان تورک‌ایلی در استان مرکزی از تورکی به فارسی- مطالعه‌ی موردی

تغییر زبان مردم کودزر فراهان تورک‌ایلی در استان مرکزی از تورکی به فارسی- مطالعه‌ی موردی

 

ابراهیم گودرزی فراهانی


منطقه‌ی تفرش فراهان - ساروق و جنوب‌تر از آن اراک و پیرامونش، جنوب شرقی‌ترین بخش تورک‌ایلی و یا منطقه‌ی پیوسته‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران را تشکیل می‌دهد. این منطقه در معرض روند فارس‌سازی شدید و نسل‌کشی زبانی تورکی بسیار شتابان قرار دارد، به طوری که بسیاری از نسل جدید تورک در این منطقه قادر به صحبت به زبان ملی خود تورکی نیستند. نوشته‌ی ارزشمند زیر در باره‌ی دگرگشت و تغییر زبانی از تورکی به فارسی در یکی از روستاهای این منطقه به نام کودزر است.

محقق گرامی ابراهیم گودرزی فراهانی در تحقیق خود عوامل موثر در تغییر زبان مردم تورک این روستا از تورکی به فارسی را، علاوه بر خصلت‌های عمومی مانند تاثیرپذیری، تمایل به هم‌رنگی، غریب‌دوستی و بیگانه‌پذیری، .... به صورت زیر بر شمرده است: مدارس فارسی‌زبان، تعزیه‌خوانی به فارسی، شاهنامه‌خوانی، ازدواج با فارس‌ها، اصرار همسران فارس بر تورکی صحبت نکردن، تاثیر رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون، و ...

این عوامل تقریبا همان عواملی است که باعث تغییر زبان مردم تورک از تورکی به فارسی در دیگر نقاط کشور هم می‌شود. به این عوامل مساله‌ی دوری این منطقه از مرزهای تورکیه - جمهوری آزربایجان و همجواری با فارسستان، نابود شدن تمام مظاهر فرهنگ ملی تورک توسط شیعی‌گرایی افراطی، مخصوصا وطن ندانستن بخش‌های غیر آزربایجانی وطن تورک و یا تورک‌ایلی توسط هویت قومی - ملی استعمارساخته‌‌ی آزربایجانی و جریان ضد تورک و منحط موسوم به آزربایجان‌گرایی که دوچار فتیشیسم آزربایجان است را هم باید افزود.

پایان نوت مئهران باهارلی