Sözümüz is an online publication that features scientific and historical articles by Méhran Baharlı on Turkology, Turko-Mongol history, and Altaic etymology, specifically focusing on Iran. Sözümüz analyzes, rectifies and shares historical documents, records, ancient texts, manuscripts and inscriptions related to the life, history, language, culture, and heritage of the Turkish nation living in Iran, particularly in the country's northwest and neighboring provinces known as Türkili.
Tuesday, November 15, 2016
اصطلاح «هويتپروري» به جاي «هويتجوئي» و «هويتطلبي»
Erkin yıxımıارکين ييخيمي
Menim çatım adında bir véblaqım vardı. Orada yüzlerce örnek vardır. Türk tarixi yapıları yıxmaq, yüz ilden artıqdır ki İran dévletinin resmi siyaseti ve Türk tarixi ve tarixi mirasını sistématik olaraq silme projesinin bir parçasıdır. Tebrizdeki Erk e bu Türk tarixi miraslardan biri ve en sembolik olanıdır.
هويتپروري و برابريخواهي ملي تورک: مبارزهاي عليه نژادپرستي، نئو فاشيسم و نئو کولونياليسم
Sunday, November 13, 2016
پروفسور ویلیامز جکسون: مجدالسلطنه افشار اورمویی، جامع سه شخصیت دانشمند، نظامی و درباری
پروفسور ویلیامز جکسون:
مجدالسلطنه افشار اورمویی، جامع سه شخصیت دانشمند، نظامی و درباری
مئهران باهارلی
Saturday, December 17, 2011
پروفسور آبراهام والنتاین ویلیامز جکسون (۱۸۶۲-۱۹۳۷) Abraham Valentine Williams Jackson متخصص و استاد بخش زبانهای هند و ایرانیک دانشگاه کولومبیای شهر نیویورک در ایالات متحده، از محققان آمریکایی در عرصههای زبان و ادبیات اوستایی، دین و آئین زرتشتی و سانسکریتشناسی است. وی که در زمان سلطنت مظفرالدین شاه، پادشاه سلسلهی تورک قاجار، به سال ١٩٠٥ میلادی یک سال پیش از امضاء فرمان مشروطیت، به منطقهی آزربایجان در تورکایلی و ایران سفر کرده بود، کتابPersia Past and Present, A Book of Travel and Research را در بارهی این سفر نگاشته است (این کتاب با نام «ایران در گذشته و حال» به فارسی ترجمه و منتشر شده است). پروفسور ویلیامز جکسون به اورمو (اورمیه) در آزربایجان هم سفر و در آن جا با جمشید خان سوباتایلی افشار مجدالسلطنه نائب الحکومهی وقت این شهر ملاقات کرده است. او در کتاب خود، اطلاعات ذیقیمتی در بارهی شهر تورک اورمو و رهبر ملی تورک مجدالسلطنه داده است.
جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی مجدالسلطنه (١٨٦٤-١٩٤٠)، رهبر ملی تورک، برجستهترین شخصیت تاریخ معاصر تورک در روند ملتشوندهگی تودهی تورک و مجادله برای احقاق حقوق ملی و حفظ منافع سیاسی «ملت تورک»، و پدر ناسیونالیسم مودرن تورک و تورکیسم – تورکگرایی سیاسی در آزربایجان، تورکایلی و ایران است. مقام او در تاریخ معاصر خلق تورک معادل رسولزاده و آتاتورک، یکجا است. جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی مجدالسلطنه هم یک تورکینویس، مولف، شاعر، ادبیاتشناس، تاریخدان، محقق، روشنفکر، ژورنالیست، کولکسیونر، فیلانتروپیست، .... و هم یک دولتشخص، سیاستمدار، تئوریسین، استراتژیست، فرماندهی نظامی، چریک نبردهای پارتیزانی، مدافع و نجاتبخش تودهی تورک و شهرهای تورک در مقابل متجاوزین و اشرار و قوای مسلحهی مسیحی آسوری و ارمنی و کوردی و حامیانشان دولتها و اوردوهای دولتهای صلیبی استعمارگر غربی روسیه، بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده، و در نهایت قهرمان ملی «خلق تورک» است.
پروفسور ویلیامز جکسون، در اثر خود جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی مجدالسلطنه را بسیار ستوده و او را جامع سه شخصیت نظامی، درباری و محققی دانشمند دانسته، چنین معرفی میکند:
«دانشمندی تحصیلکرده، با فرهنگ، دارایِ ذوقِ محقّقین، شخصیّتی با مطالعاتِ بسیار در آثارِ مولّفینِ شرقی، با دلبستهگییِ ذاتی و موهبتی به تاریخ و ادبیّات؛ نیکمردی آزاده و آراسته، دارایِ وسعتِ نظر و فارغ از قیدِ تعصّب، بینهایت نجیب و آدابدان و نکتهسنج؛ سخت رشید و دلاور، فرماندهی خشن، دارایِ لیاقتِ نظامی، سریع در تصمیمگیری، آماده و چابوکدست در کارها، سپاهیای موردِ احترامِ مردم به درجهیِ رعب و هیبت؛ صاحبِ شانی بالاتر از نظامیگری، دارایِ ذوق و سلیقه در تزئین و ظرائف و عتیقهجات، مسلّط بر زبانِ فرانسه، لایقِ مقامی که صاحبِ آن بود، ...»
در این نوشته نخست بخش مربوط به جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی مجدالسلطنه از کتاب جکسون به ترجمهی خودم را آورده و سپس چند توضيح مرتبط را دادهام:

Saturday, November 12, 2016
کؤکهنلهمهلهر (ريشهشناسيها): توپال-توپول، چولاق-چولوق، چاغا-چوجوق، دوغداش-داداش، تاشباغا-توسباغا
Thursday, November 10, 2016
يوم وئرهييم، خانيم هئی! دده قورقوت يوملاماسینين بوتؤو متنی
Sunday, November 6, 2016
تورک خالقینین تورکییه ایله ایلگیلهنمهسینین تاریخی، توپلومسال، کیملیکسهل و پیراگماتیک نهدهنلهری واردیر
تورک خالقینین تورکییه ایله ایلگیلهنمهسینین تاریخی، توپلومسال،
کیملیکسهل و پیراگماتیک نهدهنلهری واردیر
مئهران باهارلی
ایمامی شیعهچیلیک، صفویچیلیک، چالدیرانچیلیق، آنتی عوثمانلیلیق
و آنتی تورکییهلیلیک، تورک خالقینی اؤزونه یادلاشدیرمانین آراجی، و ایران –
فارس میللی کیملییینین تهمهللهریندهندیر.
ایراندا یاشایان تورک خالقینین آزهربایجان رئسپوبلیکاسیندان داها چوخ، تورکییه ایله ایلگیلهنمهسینین دهرین تاریخی، توپلومسال، کیملیکسهل و پیراگماتیک نهدهنلهری واردیر:
۱-قافقاز تورکلهرینین آنادولو تورکلویونه اولان باغلاری ایله قارشیلاشدیریلاندا، ایراندا یاشایان تورک خالقی سوی، دیل، اینانج، آغیز، .... آچیلاریندان، قات قات داها چوخ تورکییه - آنادولو تورکلویونه یاخیندیر. حتتا اونون اوزانتیسی ساییلیر. ایراندا یاشایان تورک کیتلهسینین سویجا یوزده دوخسانینا یاخینی ایسه گئچهن آلتی یوز ایلده تورکییه - عوثمانلیدان دوغرودان تورکایلی - ایرانا گهلمهدیر.
۲-تورک خالقینین تهمهل میللی دستانلاری، کوروغلو، موللا نصرالدین، دهده قورقوت، اصلی کرم .... یا دوغرودان آنادولو - عوثمانلیدا یا دا اورادان گهلهن تورکلهرجه یارادیلمیشدیر.
۳-ایرانداکی علوی (علی آللاهی) و سوننی تورکلهر، اؤزهللیکله میللی دوشونجهلی اولانلار، دهریندهن تورکییهیه باغلیدیرلار.
۴-ایرانداکی تورکلهرین میللی کیملیکلهری اولان «تورک»، تورکییهنین ده میللی کیملیییدیر. اویسا آزهربایجان رئسپوبلیکاسینین میللی کیملییی روسیانین یارادیپ تحمیل ائتدییی کؤکسوز و یاپماجیق اولان «آزهربایجانلی»دیر. آزهربایجانلی، میللی کیملیک اولاراق اؤزهللیکله آزهربایجان آدی داشییان اوچ اوستان دیشیندا یاشایان تورک کیتلهسینه کهسینلیکله هر هانسی بیر شئی ایفاده ائتمهز. حتتا بعضهن قوزئیدهن گهلهن آزهریلیک گیبی، تورک خالقیجا میللی بیر تهدید ساییلیر.
۵-ایراندا سون آلتی یوز ایلده تورک - تورکمان دئولهتلهشمهسی (قاراقویونلو، آغقویونلو، قیزیلباش، آوشار و قاجار) هامیسی عوثمانلی - آنادولودان گهلمه تورکلهرین اثریدیر.
Friday, October 28, 2016
پشت کردن خاندان صفوی به تورکها و قیزیلباشان
پشت کردن خاندان صفوی به تورکها و قیزیلباشان
مئهران باهارلی
شیعهسازی علویهای تورک (علی اللهی، قیزیلباش، قاراقویونلو، ....)، و اهل سنت تورک و سنّیان غیر تورک، آن هم به زور شمشیر، حتی طبق ارزشهای آن دوره یکی از غیر قابل قبولترین کارهای شاهان خاندان صفوی و با معیارهای امروزی یک جنایت و نوعی نسلکشی است. این شیعهسازی، عامل و مولفهی اصلی بیهویتسازی و فارسسازی تورکهای ساکن در ایران و سنت سوء استفاده از ایشان و تمام علویان و شیعیان جهان برای ایجاد واگرائی و دشمنی در جهان تورکیک و عالَم اسلام و ضربه زدن به هر سهی آنها در پانصد سال اخیر بوده و اکنون نیز است.
------
۱- لازم است که در بررسیهای مربوط به آن دوره، بین «طریقت صوُفَویه» (گونهی قیزیلباشی مذهب علوی تورک)، «خاندان صَفَویه» (منسوب به شیخ صفی الدین اردبیلی)، «قیزیلباشان تورک» و «دولت قیزیلباشیه» فرق گذارد. به بیان دیگر، چیزی مغلق و کلی به اسم «صفویها» وجود ندارد. آنچه وجود دارد «امرا و تودههای قیزیلباش»، «دولت قیزیلباشیه» تاسیس شده توسط آنها و «طریقت صوُفَویه» در یک طرف، و «خاندان صفوی» منسوب در طرف دیگر است.
تاریخ دولت قیزیلباشیه، به اعتباری تاریخ جنگ و جدال شاهان خاندان صفوی با تورکمانان قیزیلباش و غیر قیزیلباش است. در این میان، گروهی که دارای شعور ملی تورک و یا به اصطلاح آن زمان تعصب اویماقیت و حمیت تورکمانی بود قیزیلباشان بودند که عموما در مقابل شیعه شدن و تاجیک گردیدن مقاومت مینمودند، نه خاندان صفوی و شیوخ طریقت صوُفَوی. منسوبین این گروه تورکمان که بر مذهب علوی تورک (علی اللهی) و عمدتا از قلمروی عثمانلی بودند، همواره به تورکمان بودن خود با افتخار تاکید میکردند و به فرهنگ تاتی – تاجیکی - فارسی بعدی به دیدهی تحقیر مینگریستند.
در
حالی که خاندان صفوی، که در آغاز بر مذهب تسنن بودند و بعدها در مقطع تعلقشان به
طریقت سهروردیه، تحت تاثیر هواداران و طرفداران تورکمان – تورک آناتولیایی خود به
مذهب تورکی علوی – گونهی قاراقویونلو گرایش پیدا کردند و در زمان شیخ حیدر – شاه اسماعیل
تحت تاثیر صلیبیان و کلیسای ارمنی سنیستیزی و تورکستیزی و عثمانلیستیزی و ...
را به آن افزوده، گونهی جدید «قیزیلباشی» مذهب علوی را ایجاد کردند، عموما دارای
شعور ملی تورکی نبودند. اغلب افراد آن خاندان شیعهی امامی عربی - فارسی شده و حتی
در حال تاجیک شدن بودند. آنها علی رغم تورکمانتبار بودن اکثرشان، اصل و نسب تورک
خود را نفی میکردند. حتی شاه تهماسب ادعا کرد که «اصل و نسب تورک حقیقت ندارد».
بر عکس، آنها خود را به اعراب - امامان و خاندانهای پیش اسلامی ایرانیک - پرس
ربط میدادند. (در خاندان صفوی، تراشیدن شجرهی جعلی عربی از زمان جنید که
خود را از اولاد امام علی معرفی میکرد شروع شد. این شجرهسازی در دورهی تهماسب
با انتساب دادن اصل و نسب خاندان صفوی از طرف مادر به امام چهارم و از طرف پدر به
امام هفتم و ارتباط دادن خودشان به برخی احادیث به اوج خود رسید). این رفتار، نشانگر
فقدان شعور ملی تورک - تورکمان، و نفی هویت تباری تورک توسط خاندان صفوی بود. مقایسه
کنید با رفتار تیمور کورهکن، خاقانهای دول ایلکا نویان، ایلخانلی و جالاییر، و
یا جهانشاه قاراقویونلو، اوزون حسن آغقویونلو، نادرشاه آوشار، و تمام شاهان
قاجار که برایشان قومیت تورک مهم بود و همواره بر تبار تورک و تورکمانی خود تاکید
و افتخار میکردند و داشتن تبار تورک و تورکمانی را در مشروعیتسازی برای حاکمیت
سیاسی خود به کار میبردند.
Thursday, October 27, 2016
«شاهسونها – شاهیسئوهنها» و سیاست «تورک علیه تورک» شاه عباس اوّل
«شاهسونها – شاهیسئوهنها»
و سیاست «تورک علیه تورک» شاه عباس اوّل
مئهران باهارلی
«شاهسونها» – «شاهیسئوهنها» زمرهی ویژهای از طوائف متعصب و عامی تورکمان - تورک گرائیده به فرقهی سیاسی قیزیلباش بودند که شاه عباس اول و دیگر شاهان خاندان صفوی مخصوصا و آگاهانه و با فریب دادن آنها برای سرکوب سران و رهبران و نخبهگان آگاه تورکمان منسوب به قیزیلباشیه که دارای شعور ملی تورک و مخالف «شیعهسازی» و «تاجیکسازی» «دولت قیزیلباشیه» و «قیزیلباشان تورک» (تورکمانهای پیوسته به حرکت سیاسی قیزیلباش) توسط «خاندان صفوی» بودند ایجاد کردند. به لحاظ تاریخی، این گروه سادهدل و فریفته شده که اصلا تورک آناتولیایی - عوثمانلی و دارای نامی تورک بود، برای از بین بردن تورکها و تضعیف دولت تورک ایجاد شد و تا تاریخ معاصر هم اغلب اینگونه عمل کرد. در آن دوره «شاهسونها» – «شاهیسئوهنها» با سه مشخصهی زیر تعریف میشدند: «شاهپرستی کورکورانه»، «دشمنی عمیق با عوثمانلی» و «سنیستیزی افراطی».
البته در اینجا منظور، وضعیت فعلی گروههای «شاهسون» – «شاهیسئوهن»، مخصوصا افراد دارای شعور ملی تورک آنها - که تعدادشان هم بسیار است - نیست. اما هدف شاه عباس اول و دیگر شاهان خاندان صفوی از تشکیل این گروه و سوء استفاده از آن برای ضربه زدن به تورکهای دارای شعور قومی - ملی تورک (و حتی بعدها سوء استفادهی آسان و موفقیتآمیز دیگران از شاهسونها برای سرکوب احرار ضد روس در دورهی مشروطیت انگلیسی، تورکگرایان در جنگ جهانی اول، حکومت ملی آزربایجان پس از جنگ جهانی دوم و ....) هم یک واقعیت تاریخی است.
روندهای «تاجیکسازی» و «شیعهسازی» دولت – اوردوی قیزیلباش و خود قیزیلباشهای تورک (تورکمانهای پیوسته به حرکت سیاسی قیزیلباش) از فردای شکست چالدیران با ایجاد «منصب صدر»، متشکل کردن روحانیون شیعی امامی، گماردن سیستماتیک تاجیکها به مقامات دیوانی و والیگری، و ... توسط شخص شاه اسماعیل اول شروع شد. این دو روند ضد تورک توسط شاه تهماسب اول که به شیعهی امامی - اسلام فارسی تغییر مذهب داد، به اجرای قوانین شریعت شیعهی امامی - اسلام فارسی برخاست، و پایتخت را از تبریز در آزربایجان به قزوین در خمسه – هنوز در تورکایلی اما نزدیک به فارسستان - انتقال داد، تعمیق و گسترده گشت؛ و توسط شاه عباس اول نیمه تورک - نیمه مازنی که مخفیانه و توسط کلیسای ارمنی به مسیحیت تغییر دین داده بود، پایتخت را به خارج تورکایلی، شهر اصفهان در فارسستان منتقل نمود و به عنوان یک صلیبی به صوفیکُشی و قیزیلباشکُشی سیستماتیک و حذف اسلام تورک و تصفیهی تورکها از دولت و دیوان و ارتش و ... دست زد، به اوج خود رسید و فورم دشمنی علنی با تورکیت و ایجاد اتئلافی بین المللی با دولتهای استعمارگر و صلیبی اوروپایی بر علیه تورکان را به خود گرفت.
از فردای شکست چالدیران، بسیاری از سران قیزیلباش (تورکمانهای پیوسته به حرکت سیاسی قیزیلباش) متوجه دسیسهی این شاهان خاندان صفوی برای تاجیکسازی و شیعهسازی تورکمانها و دولت قیزیلباشیه توسط شدند. در واکنش، بسیاری از آنها به خاندان صفوی پشت کردند: برخی پشیمان شده دوباره به عوثمانلی پناهنده شدند، و تعدادی از جمله حاکم آزربایجان برای الحاق سراسر آزربایجان و تورکایلی به عوثمانلی تلاش کردند.
Saturday, October 22, 2016
نامهی تورکی محمدرضا بیگ از زندان ایستانبول به صدراعظم فرانسه
نامهی تورکی محمدرضا بیگ از زندان ایستانبول به صدراعظم فرانسه
مئهران باهارلی
مکتوبات تورکی محمتریضا بیگ منتشر شده در سؤزوموز:
تشکرنامهی تورکی سفیر صفوی در فرانسه که فارسی حرف نمیزد
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/03/blog-post_10.html
نامهی تورکی محمدرضا بیگ سفیر صفوی در
فرانسه: گونهش یوزو چامور ایله سیوانماز
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_17.html
تسلیتنامهی تورکی سفیر دولت صفوی در فرانسه، محمتریضا بیگ
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_9.html
نامهی تورکی محمدرضا بیگ از زندان ایستانبول به صدراعظم فرانسه
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/10/blog-post_22.html
محمدرضا بیگ (محمهت ریضا بهی) در ۱۹ فوریه ۱۷۱۳ به دستور شاه سلطان حسین به عنوان سفیر دولت قیزیلباشیه (صفوی) به دربار لویی چهاردهم در فرانسه فرستاده شد. او از نخستین سفیران دولت تورک قیزیلباشیه در اوروپا و فرانسه بود. محمدرضا بیگ در طول ماموریت سفارت خود، در مسیر فرانسه در قلمروی امپراتوری عثمانلی، در حین اقامت در فرانسه و به هنگام بازگشت از طریق روسیه، مکاتباتی به زبان تورکی با دولت و مقامات رسمی فرانسه داشت. این مکاتبات و نامهنگاریهای تورکی که در آرشیو وزارت امور خارجهی فرانسه نگهداری میشوند، علاوه بر اهمیت در تاریخ روابط سیاسی و بازرگانی و فرهنگی بین آزربایجان، ایران و فرانسه، از جهت تاریخ تورک، زبان تورکی، منشات تورکی، نثر تورکی، تاریخ رسمیت زبان تورکی در ایران، قیزیلباششناسی، مذهب علوی قیزیلباشی و تثبیت هویت تورک دولت قیزیلباشی نیز حائز اهمیتاند.
در زیر صورت طولانیترین مکتوب تورکی وی، به همراه متن تورکی آن به الفبای عربی - تورکی و الفبای لاتین - تورکی، سپس چند توضیح کوتاه را آوردهام. کلمات و پسوندهای تورکی و اوروپائی را با املای فونتیک و مودرن تورکی نوشتم. در مقابل سه کلمهای که از خوانش صحیح آنها مطمئن نبودم، علامت سوال (؟) گذاردم. چند کلمهی داخل [ ] از طرف اینجانب برای سهلتر کردن فهم این مکتوب، که در زندان ایستانبول و ظاهرا تحت شرایط نامساعد و با عجله نوشته شده، افزوده شدند.






















.jpg)





























