Sunday, June 7, 2020

داوار مه‌له‌دی، گؤی مۇنجۇغۇن اه‌له‌دی؛ و افعال صوتی-نوری تورکی

داوار مه‌له‌دی، گؤی مۇنجۇغۇن اه‌له‌دی؛ و افعال صوتی-نوری تورکی 

مئهران باهارلی


Özet

İran'da Türkili’nin Hemedan Ostanındaki Dercezin Korvası bölgesinden olan ve hâlen Bosna-Hersek'te ikamet eden Türk şair ve söz yazarı Perviz Muhammedi, web sitesinde çocuklar için yazdığı kısa bir Türkçe şiirini yayımlamıştır. O bu şiirinde Türkçe ses fiillerinden yararlanarak, bazı hayvanların, çocukların ve doğa olaylarının çıkardığı sesleri ustaca ve hoş bir üslupla ifade etmektedir.

Perviz Mühemmedî Türkili’nin Hemedan Ostanında yerleşmiş Dercezin Korvası’ndandır. Bosna’da yaşamakta olan Mühemmedî’nin Türk ve Fars dillerinde koşukları (şiirleri) vardır. Onun Türkçe koşuklarının dili son çaklı (derece) akıcı ve yalın (sâde), ve aynı anda oldukça güçlüdür … Mühemmedî’nin Türkce koşuklarında yalınık (insan), sevgi ve yalınık (insan) sevgisinin temel yeri vardır. Onlardan Yunus İmre, İmâdeddin Nesîmî, ve Pir Sultan Abdal’ın yıparlı (muattar) iyi gelir, bu uluların izi görünür … böyle bir incinin (cevâhirin) Hemedan’ın Korvası’ndan ortaya çıkması, Türkili koşuğu için büyük bir kazanç ve Türk görksözü (edebiyatı) açısından öteksel (târîhî) bir olaydır (hâdisedir).

Aşağıda, söz konusu şiiri original biçimi ve standart ve edebi Türkçeyle (hem Arap hem de Latin alfabesiyle) verdim; ardından Türkçedeki ses fiillerine dair bazı açıklamalarda bulundum.

خلاصه

ادیب و اوزان تورک پرویز محمدی از قروه‌ی درجزین استان همدان، تورک‌ایلی، ایران - مقیم کشور بوسنا هرسک، در سایتش یک سروده‌ی تورکی کوتاه ‌خود برای کودکان را منتشر کرده است[1]. در این سروده‌ی تورکی، صداهای بعضی از حیوانات و کودکان و پدیده‌های طبیعی با استفاده از مصادر صوتی تورکی به طرزی ماهرانه و دل‌پذیر برای کودکان بیان می‌شود. در زیر نخست این شعر را به تورکی معیار و ادبی، با هر دو الفبای عربی و لاتینی آورده، سپس توضیحاتی چند در باره‌ی مصادر صوتی در زبان تورکی داده‌ام. (برای خصوصیات لهجه‌ای شعر، به اصل تورکی آن در پایان این نوشته مراجعه کنید).

سال‌ها قبل من در باره‌ی پرویز محمدی و اشعار تورکی وی، هنگامی که گزیده‌ای از آن‌ها را در سؤزوموز منتشر کردم، چنین می‌گفتم:

«پرویز محمدی، تورک‌ایلی‌ین هه‌مه‌دان اوستانی‌ندا یئرله‌شه‌ن ده‌رجه‌زین‌ین قورواسی‌ندان‌دیر. بوسنادا یاشایان محمدی‌نین تورک و فارس دیل‌له‌ری‌نده قوشوق‌لاری (شئعرلری) واردیر. اونون تورک‌جه قوشوق‌لاری‌نین دیلی، سون چاخ‌لی (درجه) آخی‌جی و یالین (ساده)، و عئینی آن‌دا اولدوق‌جا گوج‌لودور ... محمدی‌نین تورک‌جه قوشوق‌لاری‌ندا یالینیق (اینسان)، سئوگی و یالینیق (اینسان) سئوگی‌سی‌نین ته‌مه‌ل یئری واردیر. اونلاردان یونوس ایمره، عمادالدین نسیمی و پیر سولطان آبدال‌ین یێپارلی (معطر) اییی گه‌لیر، بو اۇلۇلارین ایزی گؤرونور .... بئله بیر اینجی‌نین (جواهیرین) هه‌مه‌دان‌ین قوروا‌سی‌ندان چیخماسی، تورک‌ایلی قوشوغو اوچون بؤیوک بیر قازانج، و تورک گؤرک‌سؤزو (اد‌بیاتی) آچی‌سی‌ندان اؤته کسه‌ل (تاریخی) بیر اولای (حادثه)دیر».

(ترجمه: پرویز محمدی شاعری از قروه‌ی درجزین واقع در استان همدان، تورک‌ایلی، ایران است. وی که اکنون در کشور بوسناهرزگ ساکن است دارای اشعاری به تورکی و فارسی است. زبان شعر تورکی وی بسیار روان و ساده و در عین حال فوق‌العاده قدرت‌مند است. ... عشق، انسان و عشق به انسان اساس شعر تورکی وی را تشکیل می‌دهد. از این اشعار بوی معطر یونوس ایمره، عمادالدین نسیمی و پیر سولطان آبدال به مشام می‌رسد، در آن‌ها رد این بزرگان دیده می‌شود. ... ظهور جواهری این‌چنین در قوره‌ی همدان، حادثه‌ای تاریخی در ادبیات تورک و دستاوردی بزرگ برای شعر تورک‌ایلی است)[2].

[داوار مه‌له‌دی، گؤی مۇنجۇغۇن اه‌له‌دی]

پرویز محمدی

اینه‌ک بؤیۆردۆ

آنام یارما دؤیۆردۆ

داوار مه‌له‌دی

گؤی مۇنجۇغۇن اه‌له‌دی

خوروز بان‌لادێ

نه‌نه‌م مه‌نی دان‌لادێ

ائششه‌ک آنقێردێ

پالانێ‌نێ یان قۇردۇ

قارقا قارێلدار

نوخوش زارێلدار

کؤپه‌ک هۆردۆ

سۆرۆنۆ سۆردۆ

تاوۇق قاققێلدادێ

قاپێ پاققێلدادێ

بۇلۇت شاققێلدار

تاققا تاققێلدار

ائششه‌ک هه‌ریلده‌ر

اوْغلان هێرێلدار

اۇلدۇز پارێلدار

چێراغ په‌ریلده‌ر

اۇشاق پیققێلدار

قۇش‌لار جیگگیلده‌ر

DAVAR MELEDİ, GÖY MUNCUĞUN ELEDİ

Perviz MUHEMMEDİ

 

İnek böyürdü

Anam yarma döyürdü

Davar meledi

Göy muncuğun eledi

Xoruz banladı

Nenem meni danladı

Éşşek anqırdı

Palanını yan qurdu

Qarqa qarıldar

Noxoş zarıldar

Köpek hürdü

Sürünü sürdü

Tavuq qaqqıldadı

Qapı paqqıldadı

Bulut şaqqıldar

Taqqa taqqıldar

Éşşek herilder

Oğlan hırıldar

Ulduz parıldar

Çırağ perilder

Uşaq pıqqıldar

Quşlar cikkilder

قابلیت فعل‌سازی تورکی

زبان‌های بشری، محصول عالی‌ترین مرحله‌ی تکامل نوع انسانی و بنابراین همه پدیده‌هایی ذاتا پیش‌رفته‌اند. بسیاری از زبان‌ها دارای خصوصیات ساختاری و گرامری و لغوی و فونتیکی و .... مشترک با دسته‌ای دیگر از زبان‌ها هم هستند. علی‌رغم این وجوه مشترک، برخی از زبان‌ها و یا گروه‌های زبانی خاص، به دلائل بسیار، می‌توانند از خود قابلیت‌ها و خصوصیاتی را نشان دهند که در دیگر زبان‌ها دیده نه‌می‌شود و یا بسیار کم‌رنگ است. یکی از این نوع خصوصیت‌ها و قابلیت‌های ویژه‌ی زبان تورکی، قابلیت بسیار زیاد فعل‌سازی آن است. این خصوصیت، زبان تورکی را قادر می‌سازد که تقریبا با استفاده از هر بن و ریشه، و برای هر مفهوم قابل تصوری، یک و یا چندین مصدر و فعل ایجاد کند.

مصادر مرتبط با صدا در زبان تورکی

در زبان تورکی در عرصه‌ی صداهای حیوان‌ها و انسان و پدیده‌های طبیعی و مصنوعی و دیگر صداها هم، صدها مصدر و فعل صوتی مستقل و بکر وجود دارد. مانند ویزیلداماق، جیریلداماق، خیریلداماق، شیریلداماق ... در زبان فارسی معمولا یک صدای تقلیدی دو بار تکرار شده و سپس فعل کردن آورده می‌شود. مانند وز وز کردن، جیر جیر کردن، خر خر کردن، شر شر کردن، .... مصادر صوتی تورکی معمولا با افزودن یکی از چند پسوند فعل‌ساز صوتی که در زیر ذکر کرده‌ام به یک صدای تقلیدی - اغلب صدای حیوان و یا یک پدیده‌ی طبیعی -، حتی کلمات خارجی (نه‌ریلده‌مه‌ک از بن «نعره»‌ی عربی) و ... ساخته می‌شوند. از این‌رو این‌گونه مصادر به «یانسیمالی مصدر- یانسیما فعلی» یعنی مصادر و افعال تقلیدی معروف هستند.

١-بدون پسوند: در زبان تورکی، مصادر صوتی بدون پسوند نیز وجود دارند. مانند اؤتمه‌ک معمولا برای صدای پرنده‌گان، ساندوواچ (بلبل)، بیلدیرچین، ساقساقان (زاغچه)، قیرقاوول (سولون)، قوغو، ... ؛ و یا هورمه‌ک برای صدای ایت، کؤپه‌ک (سگ) که در این شعر هم به کار رفته است.  

٢-پسوند –قیر، -غیر، -گیر، -کیر: در افعال بی شمار مربوط به صدا[3]. مانند باغیرماق برای صدای یاغان (فیل)؛ بؤگورمه‌ک - بؤیورمه‌ک برای صدای اینه‌ک، بوغا، اؤکوز، گئییک، ...، و آنقیرماق[4] برای صدای ائشه‌ک (خر) که در این شعر هم به کار رفته‌اند.  

٣-پسوند –لا، -له: مانند اولاماق برای صدای قورت - بؤری (گرگ)، چاقال (شغال)، سیرتلان (کفتار)، بوزلاماق برای صدای ده‌وه (شتر)، ویراق‌لاماق برای صدای قورباغا، هاولاماق برای صدای ایت، کؤپه‌ک، خیرلاماق برای صدای کؤپه‌ک، قاپلان (پلنگ) قبل از حمله، قورلاماق برای صدای گؤوه‌رچین، قومرو، جیرلاماق برای صدای پیس‌پیسلی، لاق‌لاماق برای صدای لئیله‌ک، مییوولاماق برای صدای پیشیک، قیداق‌لاماق برای صدای تاووق؛ مه‌له‌مه‌ک برای صدای گئچی، قویون، قوچ، داوار، بانلاماق[5] برای صدای اؤته‌گه‌ن (خروس) که در این شعر هم به کار رفته‌اند.

٤-پسوند –یلدا، -یلده: رایج‌ترین پسوند برای ساختن افعال صوتی در زبان تورکی است. در لهجه‌های تورکمانی معمولا پس از افزوده شدن این پسوند به بن، اگر حرف آخر بن و ریشه یکی از حروف ق، غ، گ، ک باشد آن حرف مشدد می‌شود. اما اگر حرف آخر بن و ریشه حروف ر، س، ز، و، ... باشد مشدد نه‌می‌شود:

الف- پس از حروف ر، س، ز، و، ...: ویزیلداماق برای صدای آری، سینه‌ک، میلچه‌ک، هیسیلداماق برای صدای ایلان، هم‌ریشه با هیس‌لیق – ایس‌لیق به معنی فیشقا و سوت، تیسیلداماق برای صدای قاز، ایلان، پیشیک، جیویلده‌مه‌ک برای صدای جیوجیو (جوجه)، سئرچه، قیرلانقیچ، مییولداماق برای صدای پیشیک؛ و قاریلداماق برای صدای قارقا، زاریلداماق برای صدای سایری (مریض)، هه‌ریلده‌مه‌ک[6] برای صدای ائشه‌ک (خر)، هیریلداماق برای صدای اوشاق که در این شعر به کار رفته‌اند.

ب-یلدا پس از حروف ق، ک، گ، غ، ...: مانند واققیلداماق برای صدای اؤرده‌ک؛ و جیگگیلده‌مه‌ک برای صدای سئرچه، قاققیلداماق برای صدای تاووق، قارقا، شاققیلداماق برای صدای بولوت، تاققیلداماق برای صدای ترقّه، پیققیلداماق برای صدای اوشاق، پاققیلداماق برای صدای قاپی در این شعر.

٥-پسوند –یردا، -یرده: محرف پسوند –یلدا، -یلده است که فوقا ذکر شد. مانند تاقیرداماق برای صدای حاجی لئیله‌ک، قوغورداماق برای صدای گؤوه‌رچين، قومرو، خوموردانماق از خومورتو برای صدای دونقوز، آیی.

٦-پسوند -نه: در مصادر صوتی محدودی مانند کیشنه‌مه‌ک برای صدای آت (اسب) موجود است. هنوز توافقی در باره‌ی ریشه‌ی –نه، این که آیا یک پسوند مستقل (کیش + نه کیشنه)، و یا قالبی مرکب از پسوند –ین در افعال انعکاسی به علاوه‌ی پسوند اسم‌ساز از فعل -ه (کیش + ین + ه کیشینه کیشنه) است وجود نه‌دارد (مانند فعل اه‌سنه‌مه‌ک: ه‌ + ین + ه اه‌سینه اه‌‌سنه)[7].

٧-پسوند -ره: این پسوند قدیمی تورکی در مصادر صوتی محدودی مانند کوکره‌مه‌ک برای صدای آسلان (شیر)، قاپلان (پلنگ) به کار رفته است.

پارلاماق، په‌ریلده‌مه‌ک، ایشیلداماق

در زبان تورکی، در چند مورد استثنایی پسوند –یلدا، -یلده برای ساختن مصادر نوری (در مقابل مصادر صوتی فوقا ذکر شده) به‌کار رفته است:

پاریلداماق. از بن پار. در مورد پراکندن نور معمولا بدون صدا به‌کار می‌رود. مانند «اولدوز پاریلدار» در این شعر. از همین ریشه است پارلاق، پاریلتی و اصطلاح پاریل پاریل پارلاماق.

په‌ریلده‌مه‌ک: از بن په‌ر. معمولا در مورد پراکندن نور با صدا به‌کار می‌رود. مانند نور چراغ نفت‌سوز و نور زوغال و ... و چیراغ په‌ریلده‌ر در این شعر (چیراغ در زبان تورکی به معنی چراغ، و چیراق به معنی شاگرد و کارآموز یک استاد است).

ایشیلداماق: در مورد تشعش و شعاع نور و نورپراکنی به‌کار می‌رود. از همین ریشه است ایشیلداق به معنی نورافکن.

مصادر صوتی مربوط به انسان و طبعیت در این شعر

در این شعر علاوه بر مصادر صوتی مربوط به حیوانات، چند مصدر صوتی مربوط به صدای کودکان و پدیده‌های طبیعی نیز آمده است:

زاریلدار، از بن زار و یا زاری، برای بیمار (نوخوش - ناخوش، به تورکی سایری)

شاققیلدار، برای بولوت (ابر)، از ریشه‌ی چاقماق - چاخماق، که به معنی زدن دو چیز به یک‌دیگر که معمولا تولید آتش و نور و صدا کند. از همین ریشه است چخماق فارسی، ...

هیریلدار، پیققیلدار، در مورد خنده‌ی کودکان استفاده می‌شوند. پیققیلداماق خنده‌ای یک‌باره و انفجاری که شخص برای کونترول آن تلاش می‌کند، و هیریلداماق خنده‌ای نابجا و احیانا بی ادبانه است.

پاققیلدار، تاققیلدار، به ترتیب برای صدای در و ترقه.

گؤروتون یازی‌سی: حیوان سه‌س‌له‌ری

حیوان‌لارین آدلاری ایله دوغرو سه‌س‌له‌ری‌نی تاپ!

--- آت، --- آرێ، --- آسلان، --- ایت - کؤپه‌ک، --- ائشه‌ک، --- ایلان، --- اینه‌ک، --- پێس‌پێسلێ، --- پیشیک، --- جیوجیو (جۆجه)، --- اؤته‌گه‌ن (خوْرۇز)، --- داوار، --- ده‌وه، --- دوْنقۇز، --- ساندۇواچ (بۆلبۆل)، --- سئرچه، --- قارقا، --- قۇرباغا

آت کیشنه‌ر

آرێ وێزێلدار

آسلان کۆکره‌ر

ایت هۆره‌ر

ائشه‌ک آنقێرار

ایلان هێسێلدار

اینه‌ک بؤیۆره‌ر

پێس‌پێسلێ جێرلار

پیشیک مییوْلدار

جیوجیو (جۆجه) جیویلده‌ر

اؤته‌گه‌ن (خوْرۇز بان‌لار

داوار مه‌له‌ر

ده‌وه بوْزلار

دوْنقۇز خوْمۇردانار

ساندۇواچ (بۆلبۆل) اؤته‌ر

سئرچه جیککیلده‌ر

قۇرباغا وێراق‌لار

قارقا قار‌ێلدار

اصل شعر با خصوصیات لهجه‌ای

حیوانات در قروه درجزین

اینک بوگوردو

آنام یارما دوگوردو

داوار مه له دی

گوی مونجوقون اله دی

خوروس باننادو

ننه م منی داننادو

اششگ انقوردو

پالانونو یان قوردو

قارقا قاروللار

نوخوش زاروللار

کوپک هوردو

سورون سوردو

تووخ قاقوللادو

قاپو پاقوللادو

بولوت شاقوللار

تاققا تاقوللار

اششک هریللر

اوغلان هیریللر

اولدوز پاروللار

چیراغ پریللر

اوشاق پیغیللر

قوشلار جیگ گیللر


[2] مئهران باهارلی. مه‌ن قوروالویام  Men Qorvaluyam

Sunday, May 25, 2008

پرویز محمدی‌نین تورک‌جه قوشوق‌لاری‌ندان- قوروا درجه‌زین؛ هه‌مه‌دان، تورک‌ایلی

Perviz Mohemmedi’nin Türkce Qoşuqlarından Qorva Dercezin, Hemedan, Türkili-Étnik Azerbaycan

اشعاری از پرویز محمدی- قروه‌ی درجزین؛ همدان، تورک‌ایلی

http://hemedan-az.blogspot.com/2008/05/blog-post_5607.html

[3] -قیر، -گیر، -کیر، ... پسوند تورکی بسیار قدیمی فعل‌ساز در ارتباط با تولید صدا است و در مصادر زیر هم دیده می‌شود: آیقیرماق - هایقیرماق، چیغیرماق - قیغیرماق، قیشقیرماق، آسقیرماق، اؤسکورمه‌ک، چاغیرماق - قاغیرماق، آلاقیرماق، فینقیرماق، آنقیرماق، فیشقیرماق، سومکورمه‌ک، پوسکورمه‌ک، توپورمه‌ک – توکورمه‌ک - توفکورمه‌ک (توفگورمه‌ک قدیم)، ایژقیرماق - هیچقیرماق، هؤنكور هؤنكور - اؤكور اؤكور، اؤگورمه‌ک - اؤیورمه‌ک، اوفگورمه‌ک - اوفورمه‌ک، بؤگورمه‌ک - بؤیورمه‌ک، پیسقیرماق، پوفکورمه‌ک - پوفقورماق، پاوقیرماق (آلوو آلوو اود یانماق)، تالقیرماق (دالقا گه‌لمه‌ک)، تیسقیرماق، تیشقیرماق، توزقیرماق، جه‌وکیرمه‌ک (یئنی دوغان‌ین آغلاماسی)، چاوقیرماق، چه‌مکیرمه‌ک (ته‌رس‌له‌مه‌ک)، یانگقیرماق (یانقی‌لانماق)، فیشقیرماق، قوغورماق (گؤوه‌رچین‌ین اؤتمه‌سی)، قیچقیرماق، سومکورمه‌ک، گه‌گیرمه‌ک – گه‌ییرمه‌ک، هافقیرماق، هووخورماق – هافقیرماق (سویوق‌دان اه‌ل‌له‌ری‌نی ‌هافقیریردی)، هونکورمه‌ک، هینچقیرماق، کیشگیرمه‌ک، اوشگورمه‌ک (ایتی آوی‌نی ایزله‌مه‌یه تحریک ائتمه‌ک)، ...

مئهران باهارلی. کوی (موسيقی)، يير (آواز)، بييی (رقص)، قوشوق (شعر)، باغدا (تصنيف)، های (آهنگ)،....

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_30.html

[4] آنقیرماق از ریشه‌ی آنگ به علاوه‌ی پسوند –قیر است. آنگ در زبان تورکی به معنی حیوان وحشی است. از همین ریشه است آنگراماق به معنی عقلی توتولماق، ذهنی بولانماق، هیستئریک داورانماق (رفتار هیستریک نشان دادن، از دست دادن عقل ....)، و آنقیرتی به معنی صدای نکره و یا عر عر کردن آزاردهنده و متمادی.

[5] احتمالا فورم اولیه‌ی مصدر «باغیرماق»، «بانگ‌قیرماق - بانقیرماق» است. بن بانگ‌قیر - بان‌قیر در ترکیب معاصر «بانقیر بانقیر باغیرماق» حفظ شده است. بانگ‌قیر خود از ریشه‌ی تورکی بانگ - بانق به معنی صدا و ندا به علاوه‌ی پسوند اسم‌ساز –قیر ساخته شده است. به نظر می‌رسد کلمه‌ی بانگ تورکی غیر از کلمه‌ی بانگ فارسی و تشابه بین آن‌ها تصادفی است. کلمه‌ی «گلبانگ» در زبان فارسی برگرفته از اصطلاح تورکی «گور بانگ» به معنی صدای بسیار بلند است (گور: بلند، شدید، قوی، محکم، ...). مصدر «بانلاماق» به معنی آواز سر دادن خروس و یا اذان گفتن هم از بن بانگ - بان تورکی حاصل شده است.

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_30.html

[6] هه‌ریلده‌مه‌ک از بن هه‌ر ساخته شده است. معادل آن در فارسی عر است (عر عر کردن). این فعل نمونه‌ای دیگر از کاربرد حرف «ه» در تورکی، به جای کاربرد حرف «ع» در فارسی و عربی است.

مئهران باهارلی. افزودن حرف ع - عین عربی به کلمات تورکی، آشیق - عاشق، اوراقات - آروات - عورت، آباقا - عمی جان، آیراکی - عرق،  آتامان – تومان - عثمان، ...

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/11/blog-post_18.html

[7] مئهران باهارلی. اه‌سه‌ن: عره‌ب‌جه «سلام» ايله «مرحبا» و فارس‌جا «درود»ون تورک‌جه‌سی

https://sozumuz1.blogspot.com/2017/10/blog-post_59.html

No comments:

Post a Comment