Saturday, November 18, 2023

KARABAĞ’I TERK EDEN ERMENİLER, ERMENİSTAN’I TERK EDEN TÜRKLER

AZERBAYCAN DEVLETİ, KARABAĞ’I TERK EDEN ERMENİLERİN AZERBAYCAN’A DÖNME KONUSUNU, ERMENİSTAN’I TERK EDEN TÜRKLER VE ÇOCUKLARININ ERMENİSTAN’A DÖNME KONUSUNA BAĞLAMALI VE KOŞULLANDIRMALIDIR.

 

Paşiniyan ve başka bazı Ermeni lider ve yöneciler isteseler de, Ermeni Diyasporası ve Fıransa önderliyinde Haçlı kafalı Batı, Karabağ konusunu asla bırakmayacak ve onu kanayan bir kronik yaraya dönüştürmeye çalışacaktır.

Bu durumun oluşmasını engellemek için Azerbaycan Devleti yeni yöntem ve argumanlar ortaya atıp uygulamaya koymalıdır. Bunlardan biri:

1-Karabağ’da doğmuş ancak orayı terk etmiş Ermenilerin, “Temel İnsan Hakları” açısından ve “Modern Yurttaşlık Kavramı” gereyi yurtlarına dönme hakları vardır. Ancak Ermenistan’da doğup (Sovyet dönemi, Karabağ savaşları ve sonrasında) orayı terk etmiş veya terk etmeye mecbur kılınmış Türklerin (Azerbaycanlıların) ve onların çocuklarının da aynı Temel İnsan Hakları açısından ve Modern Yurttaşlık Kavramı gereyi Ermenistan’a dönme hakları vardır.

2-Bu iki konu eşdeyerdir ve her platformda eşzamanlı ele alınmalıdır. Avrupa ve Batı’nın tekçe Azerbaycan’ı terk eden Ermeniler konusunu tartışması ve gündem etmesi; ancak Ermenistan’ı terk etmiş Türkler ve çocuklarını görmezden gelmesi, çifte istandart, siyasi artniyetlilik, ırkçılık ve kabul edilmezdir.

3-Azerbaycan’ı terk etmiş Ermeniler konusunu Ermenistan Devleti uluslararası platformlara taşıdığı için, “Karşılıklılık (mütekabiliyet) İlkesi” gereyince Ermenistan’ı terk etmiş Türkler konusunu da Azerbaycan Devletinin uluslararası platformlara taşıma hakkı ve sorumluluk - görevi doğmuştur.

4-Azerbaycan Devleti Azerbaycan’ı terk etmiş Ermenilerin Azerbaycan’a dönüşü ve bunu istemedikleri taktirde onların mal ve varlıklarının eşdeyerinin onlara ödenmesini, Ermenistan’ı terk eden Türkler ve çocuklarının Ermenistan’a dönmelerine izin verilmesi ve bunu istemedikleri taktirde onların mal ve varlıklarının eşdeyerinin Ermenistan Devleti tarafından onlara veya çocuklarına ödenmesi koşuluna bağlamalıdır.

5-Azerbaycan Devleti yukarıda anlatılanlara ek olarak, derhal Ermenistan Devleti ve Ermeni grupların hem Azerbaycan Respublikasında işgal ettikleri topraklarda hem de Ermenistan ülkesi içindeki Türk medeni mirasını tahrip ve yok etmesiyle ilgili uluslararası kurumlara etmeli, bu yapılanlar için tazminat davaları açmalı, ve kalanların korunması için de Ermenistan Devletinin resmen garanti vermesini istemelidir.

Friday, November 17, 2023

گاسپار دروویل: ایروان، عباس‌آباد [گورده‌ش] و خوی، سه ‌قلعه‌ی مستحکم دفاعی آزربایجان

 

گاسپار دروویل: ایروان، عباس‌آباد [گورده‌ش] و خوی، سه ‌قلعه‌ی مستحکم دفاعی آزربایجان 

مئهران باهارلی


مرزهای سیاسی و بین‌المللی جمهوری‌های شوروی در قفقاز، مانند همه‌ی جان آن، منطبق بر مرزهای مناطق ملی و جمعیت‌شناسی قومی نبود. به‌ همین سبب به‌ عنوان نمونه ‌نزدیک به ‌نصف قلمرو و سطح آن چه‌ که ‌جمهوری سوسیالیستی روسیه‌ در داخل شوروی نامیده‌ می‌شد (و اکنون جمهوری روسیه ‌نامیده‌ می‌شود) سرزمین‌های مسکون با ملل غیر روس، به‌ عبارت دیگر وطن ملل و کشورهای غیر روس بود. این سرزمین‌های غیر روس به‌ ناحق و با سوء نیت (به‌ منظور آسیمیلاسیون و روس‌سازی آن‌ ملل غیر روس) داخل فدراسیون روسیه‌ قرار داده ‌شده‌ بودند. عکس این مطلب نیز صادق بود. به‌ عنوان نمونه ‌قسمتی از مناطق روس‌نشین باز با سوء نیت (به ‌منظور جلوگیری از استقلال‌طلبی ملل قازاق و اوکرائین) داخل قلمروی قازاقستان و اوکرایین قرار داده ‌شده ‌بود. ....

در قفقاز جنوبی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. به ‌عنوان نمونه ‌قسمت‌های مهمی از سرزمین به‌هم پیوسته‌ی تورک‌نشین در جنوب قفقاز نه ‌در ترکیب جمهوری آزربایجان، بلکه ‌در خارج آن و در قلمروی جمهوری‌های داغستان روسیه ‌(دربند و حوالی آن)، گورجستان (بورچالی و حوالی آن) و ارمنستان قرار داده ‌شده ‌بود.

مورد ارمنستان دارای چند وجه ‌استثنایی است.

-نخست آن که‌ مناطق تورک‌نشین صرفا در حاشیه‌های ارمنستان قرار نداشتند، بلکه ‌حتی پایتخت جمهوری ارمنستان یعنی ایروان تا نیمه‌ی دوم قرن نوزده‌ دارای اکثریت نسبی جمعیتی تورک بود.

-دوم آن که‌ تورک‌های مناطق تورک‌نشینی که ‌به ‌ناحق و با سوء نیت در داخل قلمروی جمهوری ارمنستان قرار داده ‌شده ‌بودند، در نتیجه‌ی یک سیاست پاک‌سازی و تصفیه‌ی قومی سیستماتیک راه‌بردی، به‌ روش‌های مختلف (مجبور کردن به ‌مهاجرت اجباری، کشت و کشتارهای قومی، فرار داوطلبانه، ....) تماما از موطن تاریخی خود حذف و ریشهکن شده‌اند، به‌ گونه‌ای که‌ امروز هیچ جمعیت بومی تورک در ارمنستان باقی نمانده‌ است. به ‌عبارت دیگر تمام مناطق تورک‌نشین و سرزمین تورک که ‌داخل این جمهوری قرار دارد، با موفقیت ارمنیزه ‌و ارمنستانیزه ‌شده‌اند.

-سوم آن که ‌غرب ‌در رابطه ‌با ملل مسلمان و مخصوصا تورکیک دارای ذهنیت قرون وسطایی صلیبی است، هیچ گونه ‌اشاره‌ای به‌ سرزمین‌های تورک‌نشین داخل ارمنستان و پاک‌سازی قومی تورک‌ها از این کشور نمی‌کند. اما فرار و مهاجرت داوطلبانه‌ی ارمنیان قاراباغ که ‌به‌ صورت جزیره‌وار و نه ‌حتی پیوسته ‌با ارمنستان قرار داشتند را با دورویی و مغلطه و یک‌سونگری و جانب‌دارانه ‌و وارونه‌نمایی به‌ صورت پاک‌سازی ارمنیان قاراباغ توسط دولت آزربایجان عرضه‌ می‌کند.

-چهارم آن که‌ در اوروپا همان طور که ‌به‌ اراضی‌ای که اقلا در هزار و پانصد سال گذشته نه ‌تحت حاکمیت فارس‌ها و نه ‌دارای جمعیت بومی فارس بود به ‌صورتی بی پایه‌ پرس – پرشیا گفته‌ می‌شد و شود، همان طور هم به‌ سرزمین‌هایی که‌ اقلا در دو هزار سال گذشته نه ‌تحت حاکمیت ارمنی‌ها و نه ‌دارای جمعیت بومی اکثریتی ارمنی بود، مانند ایروان که ‌دارای جمعیت اکثریت نسبی تورک بود و توسط خانات تورک و دولت‌های تورک اداره‌ می‌شد به‌ صورتی بی پایه ‌آرمنیا – ارمنستان گفته ‌می‌ شد و می‌شود. ....







Sunday, November 12, 2023

شخصیت ملی تورک بابا خان عظیم‌السلطنه‌‌ سردار ایمان‌لو (اینال‌لی)» افشار اورومی معروف به ‌«سردار شهید»

 

شخصیت ملی تورک بابا خان عظیم‌السلطنه‌‌ سردار ایمانلو (اینال‌لی)» افشار اورومی معروف به ‌«سردار شهید»

 

مئهران باهارلی

 

١-«بابا خان عظیم‌السلطنه‌‌ سردار ایمانلو (اینال‌لی) افخم ارومی» معروف به ‌«سردار شهید» فرزند «آقا خان سرتیب افشار» از نظامیان معروف تورک، دولت‌مرد و سیاست‌مدار عهد قاجار و یک شخصیت ملی تورک در تاریخ معاصر تورک‌ایلی و سال‌های جنگ جهانی اول (١٩١٤-١٩١٨) و «مجادله‌ی ملی تورک» است. او به‌ دوره‌ی فاجعه‌ی «قاراقیرقین» و یا «تورک قیرقینی» (تهاجمات و کشتار تورک‌ها در غرب تورک‌ایلی مخصوصا منطقه‌ی اورمیه‌، سالماس و خوی توسط قوای مسلحه‌ی آسوری و ارمنی با حمایت دولت‌های صلیبی روسیه ‌و فرانسه‌ و بریتانیا و آمریکا) به ‌مدت چند ماه‌ حکومت اورمیه ‌را بر عهده ‌داشت.  

‌علی رغم آن که‌ عظیم‌السلطنه از طرف قوای مسلحه‌ی مسیحی به ‌حکومت اورمیه ‌انتخاب شده ‌‌بود، به دلیل آن که سعی می‌کرد از تهاجمات و تجاوزات آن‌ها جلوگیری کند، در ٢٠ ژوئن (؟) ١٩١٨ در منزل شخصی‌اش که ‌دارالحکومه‌ی او هم بود (واقع در مقابل سردار مه‌چیتی – ساعات‌لی مه‌چیت مسجد سردار، جای فعلی پاساژ جلالی و معماری) او و «میرزه‌‌ علی آقا موید الاسلام» یکی از روحانیون افشار توسط یک آشوری به‌ اسم شمشه ‌فرهاد از اهالی قریه‌ی بکشلوچای (به‌کیشلی‌چای، نام جعلی: وزیرآباد) هدف گلوله‌ قرار گرفتند و هر دو به ‌قتل رسیدند. جنازه‌ی عظیم‌السلطنه ‌سردار در اوتاق تحریر خانه‌اش دفن شد. شمشه ‌فرهاد نیز دست‌گیر و در حیاط خانه‌ی عظیم‌السلطنه ‌به‌ دار آویخته ‌شد. عظیم‌‌السلطنه پس از آن به ‌«سردار شهید» معروف گشت (مانند ناصرالدین شاه‌که ‌توسط میرزه رضای کرمانی ترور شده ‌و به ‌قتل رسید و معروف به ‌«شاه ‌شهید» شد).









Saturday, November 11, 2023

آلبوم عکس علی خان معظم السلطنه

 بنا به‌ گزارش رسمی اداره‌ی کل تشکیلات نظمیه، اخیرا تشکیلات کومیته‌ی تورکوفیل در اورمیه‌ و کشف و اعضای آن بازداشت شده‌اند. در این گزارش نام‌های آتی به ‌عنوان اعضای کومیته‌ی تورک‌گرای اورمیه‌ برده‌می‌شود: علی‌ خان معظم السلطنه، مرتضی ‌خان فرزند معظم السلطنه، حسین‌ خان اعتضاد نظام بیگلربیگی، حاج امیر معظم، حاج اجلال الملک (الممالک؟)، حاجی معین الایاله، مهدیخان حشمت السلطان، باباخان، .... بنا به‌گزارش، اعضای کومیته‌ی  تورکوفیل اورمیه‌ در ارتباط با «احمد بیک»، مأمور سیاسی و رئیس دفتر شهبندری تورکیه ‌در اورمیه ‌بودند. آن گونه ‌که ‌از این گزارش بر می‌آید رهبری کومیته‌ی مذکور را معظم السلطنه‌ و پسر او مرتضی خان که‌ مترجم شهبندری عثمان‌لی بود بر عهده ‌داشتند. این دو نفر از تورکیست‌ها و تورکوفیل‌های متعصب، یعنی دارای شعور ملی تورک فوق العاده‌ بودند. در اسناد مذکور صراحتا گفته ‌می‌شود که ‌اعضای کومیته‌ی تورکوفیل اورمیه ‌و اهالی اورمیه، مذاکراتی را (با مقامات عثمانلی؟) در اتحاد تورک، یعنی الحاق به‌ تورکیه ‌– عوثمان‌لی، صرف نظر از آن که ‌به‌ نتایج عملی منجر شود و یا نه، انجام می‌دهند.  

علی خان معظم السلطنه:

معظم السلطنه ‌داماد حسین خان بیگ‌له‌ربیگی (شوهر خواهر او) بود. او مدتی رئیس فوج توپ‌خانه ‌و از طرف عثمان‌لی‌یان والی منصوب اورمیه ‌بود. وی در مراسم افتتاح مدرسه‌ی تورک صلاحیه ‌– خیر یوردو در محل انعقاد جلسات حزب اتحاد اسلام (مدرسه‌ی سابق میسیون آمریکا) به همراه حسین خان بیگلربیلگی و .... شخصا حضور داشت[1]. آن گونه ‌که از گزارش رسمی اداره‌ی کل تشکیلات نظمیه بر می‌آید معظم السلطنه‌ و پسر او مرتضی خان که‌ مترجم شهبندری عثمان‌لی بود رهبری کومیته‌ی تورکوفیل در اورمیه را بر عهده ‌داشتند. بنا به گزارش این دو نفر از تورکیست‌ها و تورکوفیل‌های متعصب، یعنی دارای شعور ملی تورک فوق العاده‌ بودند که مانند دیگر ‌اعضای کومیته‌ی تورکوفیل اورمیه ‌و اهالی اورمیه، مذاکراتی را (با مقامات عوثمان‌لی؟) در اتحاد تورک، یعنی الحاق به‌ تورکیه ‌– عوثمان‌لی، صرف نظر از آن که ‌به‌ نتایج عملی منجر شود و یا نه، انجام می‌دادند. بنا به گزارش مذکور معظم السلطنه و دیگر اعضای کومیته‌ی تورکوفیل به‌ سبب تورکوفیل و طرف‌دار عوثمان‌لی بودن بازداشت شده‌اند. بنا به مجید خلیل‌زاده، به همین سبب معظم السلطنه ‌مدتی به ‌روسیه ‌تبعید شد.

٢-مرتضی خان فرزند معظم السلطنه:

مترجم باش شهبندری عوثمانلی در اورمیه ‌بود. او و پدرش معظم السلطنه ‌از طرف‌داران متعصب عوثمانلی‌ها بودند و محرمانه ‌با مقامات عوثمان‌لی و اهالی اورمیه‌ در باره‌ی اتحاد تورک و الحاق آزربایجان به‌ عوثمانلی مذاکره‌ می‌کردند. او مانند دیگر اعضای کومیته‌ی تورکوفیل اورمیه، پس از کشف آن کومیته توسط اداره‌ی نظمیه بازداشت شده است.

https://www.facebook.com/media/set?vanity=100016259447627&set=a.1392885067930128

آلبوم عکس حسین خان جهانگیری افشار بیگلربیگی اورومی

حسین خان جهانگیری افشار بیگلربیگی اورومی:

فرزند حبیب الله‌ خان بیگلربیگی (١٨٦٨-١٩٤١)، ملقب به ‌اعتضاد نظام، رئیس بلدیه‌ و رئیس نظمیه‌ی ‌اورمیه. حسین خان تحصیلات مقدماتی را زیر نظر معلمین خصوصی طی کرد، زبان فرانسوی را در میسیون کاتولیک اورمیه ‌فراگرفت و در زیر نظر محمد صادق صاحب نسق تحصیلاتش را ادامه‌ داد. بعد از اتمام تحصیلات و در زمان قیام شیخ عبیدالله ‌نهری وارد خدمت نظام شد و درجات نظامی را تا «سرتیپ اولی» طی کرد. بعدها لقب اعتضاد نظام گرفت. بعد از فوت پدرش حبیب الله‌ خان، دولت قاجار به ‌او لقب بیگلربیگی داد. در بحبوحه‌ی جنگ جهانی اول در زمان حکومت اعتماد الدوله ‌به ‌ریاست بلدیه‌ی اورمیه ‌رسید و اولین شهردار آن شهر شد (١٩١٤ - ١٩١٨). در همان سال به ‌ریاست نظمیه ‌منصوب شد. سپس بارها به ‌ریاست و عضویت انجمن شهر و جمعیت شیر و خورشید سرخ نائل گردید.

حسین خان جهانگیری افشار بیگلربیگی اورومی به همراه معظم السلطنه در مراسم افتتاح مدرسه‌ی تورک صلاحیه ‌– خیر یوردو در محل انعقاد جلسات حزب اتحاد اسلام (مدرسه‌ی سابق میسیون آمریکا) شخصا حضور داشت (عکسی از این مراسم در دست است). بنا به‌ گزارش رسمی اداره‌ی کل تشکیلات نظمیه، حسین خان جهانگیری افشار بیگلربیگی اورومی عضو تشکیلات کومیته‌ی تورکوفیل در اورمیه‌ بود. در بسیاری از عکس‌های جوانی حسین خان، او همراه علی خان معظم السلطنه رهبر تشکیلات کومیته‌ی تورکوفیل و شوهر خواهرش دیده می‌شود که نشان از نزدیکی و صمیمیت آن‌هاست. در سال ١٩٢٥ حسین خان بیگلربیگی به همراه دیگر اعضای کومیته‌ی تورکوفیل اورمیه به سبب عضویت در این تشکیلات تورک‌گرا بازداشت شده است. عکس دیگری از سال ١٩٣٠ شرکت حسین خان جهانگیری بیگلربیگی در جشن جمهوریت تورکیه در کونسو‌ل‌گری این کشور در اورمیه را نشان می‌دهد. حسین خان با کوردهای منطقه هم روابط دوستانه‌ای داشت. عکسی از او با قاضی محمد رهبر ملی تورک و صدر بعدی جمهوری کوردستان در دست است ....

حسین خان دارای اشعاری با تخلص‌های پروین، جهانگیری و در اواخر عمر خود رهی، و یک دیوان به ‌زبان‌های فارسی و تورکی است که ‌تاکنون چاپ نشده‌ است. او در سال ۱۳۲۰ هجری شمسی فوت کرد. مقبره‌ی او در روستای امام‌زاده‌ی اورمیه‌ در بکشلو قرار دارد. شاعر بزرگ تورک و تورک‌گرا، مریم جهانگیری، دختر حسین خان جهانگیری است.

https://www.facebook.com/media/set?vanity=100016259447627&set=a.1392867371265231

Tuesday, October 31, 2023

فرمان ولی‌عهد مظفرالدین میرزا به ‌انتصاب «مجدالسلطنه» به ‌حکومت خوی به‌ سبب درایت و خبره‌گی او در امر حکومت و رضایت زایدالوصف و علاقه‌ی مردم خوی به‌ مجدالسلطنه

 

فرمان ولی‌عهد مظفرالدین میرزا به ‌انتصاب «مجدالسلطنه» به ‌حکومت خوی به‌ سبب درایت و خبره‌گی او در امر حکومت و رضایت زایدالوصف و علاقه‌ی مردم خوی به‌ مجدالسلطنه 

مئهران باهارلی


در این نوشته ‌سندی در باره‌ی علاقه‌ی مفرط مردم خوی به‌ جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی - مجدالسلطنه رهبر ملی تورک ‌را عرضه ‌کرده‌ام. این سند عبارت است از متن فرمان ولی‌عهد مظفرالدین میرزا به ‌انتصاب مجدد مجددالسلطنه‌ به ‌حکومت خوی که‌ در نشریه‌ی ناصری تبریز منتشر شده‌ است (منبع عکس صفحه‌ی مربوطه‌ی نشریه‌ی ناصری: رضا جنتی[1]).  

در این فرمان، ولی‌عهد مظفرالدین میرزا چهار دلیل برای انتصاب مجدد «جنابِ جلالت‌مآبِ اجلّ آقایِ مجدالسلطنه‌ امیر تومان» به‌ حکومت خوی برشمرده‌ است:

١-کفایت و درایت و لیاقت شخصیه

٢-خبرت و اطلاع خاص در امر حکومت خوی

٣-اظهار رضایت و خشنودی زایدالوصف اهالی خوی از مجدالسلطنه ‌به ‌سبب رفتار و حرکات او در زمانی که‌ حکومت خوی را داشت

٤- نهایتا این که‌ اهالی خوی همواره‌ خواستار آن بودند که‌ مجدالسلطنه ‌بر ایشان حکومت کند

Saturday, October 28, 2023

کومک مالی رهبر ملی تورک مجدالسلطنه و شخصیت ملی تورک عظیم السلطنه به مریض‌خانه‌ی وست مینستر اورمیه

 

کومک مالی رهبر ملی تورک مجدالسلطنه ‌و شخصیت ملی تورک عظیم السلطنه‌ به ‌مریض‌خانه‌ی وست مینستر اورمیه 

مئهران باهارلی

در این نوشته‌ سندی مربوط به ‌دوره‌ی نائب الحکومه‌گی رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی – مجدالسلطنه‌ بر اورمیه‌ را برای نخستین بار معرفی کرده‌ام. این سند که‌ در روزنامه‌ی آسوری زبان «زاریرئ د-باهرا»[1] به ‌سال ١٩٠٠ (سال پنجاه‌و یکم، شماره‌ی ٤) در اورمیه‌ چاپ شده ‌خبری است در باره‌ی دیدار جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورومی مجدالسلطنه ‌از مریض‌خانه‌ی وست‌مینستر متعلق به ‌«میسیون تبشیری مسیحی پروتستان آمریکایی در اورمیه» ‌و بخشش چهل تومان (تقریبا معادل ٢٦٥٠ دولار امروزی) به‌ عنوان اعانه ‌و کومک مالی به ‌بیمارستان. بنا به ‌این خبر، شخصیت ملی تورک «عظیم السلطنه» هم مدتی قبل مبلغ ٢٥ تومان (تقریبا معادل ١٦٥٠ دولار امروزی) را به ‌رسم اعانه ‌به ‌بیمارستان هدیه‌ کرده ‌است. در آخر خبر گفته‌ می‌شود در سال‌های گذشته‌ نیز بعضی دیگر امیران (مقامات نظامی) و بزرگان و زعما و خان‌های (روسای طوائف، وابسته‌گان سلطنتی، ...) اورمیه ‌به ‌بیمارستان مذبور کومک‌های مالی نموده‌اند.



Thursday, October 19, 2023

TÜRKİYE “AZERİ” VE AZERBAYCAN RESPUBLİKASI “AZERBAYCANLI” UYDURUK VE SÖMÜRGECİ ADLARI KULLANMAYA RESMEN SON VERMELİDİRLER.

 

TÜRKİYE “AZERİ” VE AZERBAYCAN RESPUBLİKASI “AZERBAYCANLI” UYDURUK VE SÖMÜRGECİ ADLARI KULLANMAYA RESMEN SON VERMELİDİRLER.

 

Ukrayna devleti “Moldoven Halkı” ve “Moldoven Dili” – “Moldovence” terimlerini bundan sonra kullanmayacağını, böyle bir şeylerin var olmadığını resmen bildirdi.[1] Gerçekten de Moldoven milleti ve Moldovence Soyvetlerin Moldova Cumhuriyeti başta olmak üzere işgal ettiyi topraklarında yaşamakta olan Romenlerin milli kimliklerini yok etmek için uydurduğu sömürgeci ad ve milli kimliklerdir.

İran’da dört Türkik millet yaşamaktadır. Bunlar “Türk” (Batı Oğuzlar), “Türkmen” (Doğu Oğuzlar), “Halaç” ve “Kazak”lardan oluşmaktadır. Paniranism, İran devleti ve Haçlı Avrupa İran’da yaşamakta olan ve bu ülke nufusunun görece çoğunluğunu oluşturan “Türk” halkının varlığını inkar ediyor, bu doğrultuda onun milli ve özadlandırması (endonym'i) olan “Türk”ü kullanmamaya ve silmeye özen gösteriyor. Türk halkının Azerbaycan bölgesinde yaşayan küçük bölümünü ise, Azeri ve Azerbaycanlı ve dilini Azerice ve Azerbaycanca adlandırıyor.

Acı gerçek, Türkiye ve Azerbaycan Cumhuriyetinin de bu Paniranist ve Haçlı anti Türk yaklaşıma uyumlu hareket etmeleridir. Türkiye ve Azerbaycan Cumhuriyeti ısrarla İran’da yaşayan “Türk milleti”ni (Batı Oğuzları) onun özadlandırması olan “Türk” yerine, “Azeri” ve “Azerbaycanlı” adlandırıyor, bu uyduruk ve sömürgeci adları kullanmak ve yaymakla da İran devleti, Paniranism ve Haçlıların İran’da yaşamakta olan Türk halkına uyguladığı etnik temizleme ve milli soykırım suçuna ortak oluyorlar.

İranda ne Azeri ve Azerbaycanlı, ne de Azerice ve Azerbaycanca yoktur. Türk milleti ve Türkçesi vardır. Türkiye ve Azerbaycan Respublikası bu gerçeyi kabul etmeli ve İran'da yaşamakta olan Türk halkı söz konusu ise Azeri ile Azerbaycanlı uyduruk ve sömürgeci yadadları (exonym'leri) kullanmaya resmen son vermelidirler.

میرزا آقا خان کرمانی و منظومه‌ی اتحاد اسلام او در مقاله‌ی تورکی سید توفیق همدانی

 

میرزا آقا خان کرمانی و منظومه‌ی اتحاد اسلام او در مقاله‌ی تورکی سید توفیق همدانی

 

مئهران باهارلی

 

در این مقاله، نوشته‌ای تورکی از سید توفیق همدانی، از رهبران و تئوریسین‌های جریان اتحاد اسلام در عوثمان‌لی بر علیه دول ائتلاف (روسیه، فرانسه، بریتانیا) در باره‌ی میرزا آقا خان کرمانی و منظومه‌ی معروف اتحاد اسلام او (همه ‌خیر اسلامیان خواستم) را برای نخستین بار نشر کرده‌ام. سید توفیق همدانی در این نوشته‌ اطلاعات ذی قیمت و دست اولی در باره‌ی فعالیت‌های میرزا آقا خان کرمانی در استانبول، روابط او ‌با سید جمال‌الدین اسدآبادی و حرکت اتحاد اسلام و دولت قاجاری، و نقش وی در ترور ناصرالدین شاه می‌دهد، سپس متن کامل سروده‌ی او را نقل می‌کند. اگرچه ارزیابی سید توفیق همدانی در این نوشته از دیدگاه‌ها و تفکرات میرزا آقا خان کرمانی و عموما مشروطه‌طلبان و ناصرالدین شاه و .... دارای اشتباهات و کاستی‌های بنیادین است.

١- میرزا عبدالحسین‌ خان مشهور به میرزا آقا خان کرمانی (تولد ۱۸۵۴– فوت ۱۸۹۶) یک شخصیت قسماً تورک‌تبار از کرمان، و در کنار میرزا فتح‌علی آخوندزاده از بنیان‌گذاران و نمونه‌های ممتاز نسل اول ناسیونالیسم نوین ایرانی و باستان‌گرایی ایرانی است. او در ده سال آخر عمر خود مقیم استانبول پایتخت امپراتوری عوثمان‌لی بود. حیات فکری و اعتقادی میرزا آقا خان در این دوره سیری از بابی‌گری – ازلی‌گری به اتحاد اسلام نوع ایرانی، ناسیونالیسم باستان‌گرای ایرانی و نهایتا بی‌دینی، طبیعی‌گری و ماده‌گرائی داشت.

میرزا آقا خان در سال ورود به استانبول، سفر کوتاهی به قبرس کرد و در آنجا با میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل افندی، مدعی نیابت باب و رهبر بابیان ازلی، ملاقات و با دختر او ازدواج کرد. بابیان ازلی در آن دوره با تمایلات شدید ضد قاجاری، باستان‌گرایی ایرانی، اتخاذ خشونت و تروریسم به عنوان مشی اصلی سیاسی، اسلام‌گرایی – اسلامیسم (اسلام سیاسی)، تجدید نظر در ارکان مذهب شیعه و نوعی سلفیسم و بازگشت به احکام صدر اسلام مشخص می‌شدند. بخشی از بابیان ازلی هم‌چنین در عرصه‌های فرهنگی و روشن‌فکری (تاسیس مدارس مودرن فارسی‌زبان، تاریخ‌نگاری، نویسنده‌گی، پارسی سره نویسی، ....) بسیار فعال بودند.

میرزا آقا خان این منظومه را در تبلیغ و تبیین اتحاد اسلام سروده است. او علاوه بر این سروده، رساله‌ی «جنگ هفتاد و دو ملت» را هم با هدف آگاهی بخشی به و اتحاد جهان اسلام نوشته است. ازلی‌ها مانند بسیاری از ایرانیان مهاجر و مشروطه‌طلبان فراری که در حیات تبعید در عوثمان‌لی بودند، تمایلات شدید اتحاد اسلامی داشتند. اما بر خلاف پروژه‌ی اتحاد اسلام سلطان عوثمان‌لی، مقصد فعالان بابی ازلی از پیوستن به جریان اتحاد اسلام و یا «اتحاد اسلام ایرانی»، خلع ناصرالدین شاه – که با او ‌خصومت دیرینه ‌و کینه‌ورزی داشتند ‌- از سلطنت از طریق کشیدن آن به ‌زیر پرچم خلافت عوثمان‌لی تحت لوای «اتحاد اسلام»، و هدف نهایی‌شان براندازی دولت تورک قاجار که ‌آن را بزرگ‌ترین دشمن آیین‌ و دینشان تلقی می‌کردند بود.

میرزا آقا خان کرمانی در سال‌های پایانی حیات خود در استانبول، از اسلامیسم، تشیع، بابی‌گری – ازلیسم، و دین اسلام فاصله گرفته، به ناسیونالیسم افراطی ایرانی باستان‌گرا و ضد اسلام گرایش پیدا کرد. او در دو اثر آخر خود «سه مکتوب» و رساله‌ی نیمه کاره مانده‌ی «صد خطابه»، به انتقاد از بابیت و اسلام و نقد ادیان و نقش آن‌ها در جامعه، و دشمنی با اعراب و تورک و ستایش فرهنگ باستانی ایران پرداخته است.

افکار و دیدگاه‌های میرزا آقا خان شدیدا متاثر از فکار و دیدگاه‌های میرزا فتح‌علی آخوندزاده بود.  میرزا آقا خان به واقع در این عرصه‌ها ادامه دهنده‌ی راه میرزا فتح‌علی آخوندزاده است. او در «سه مکتوب» که آن را بر اسلوب و سبک مکتوبات آخوندزاده نوشته و حتی بخش‌هایی از آن بازنویسی مکتوبات آخوندزاده ‌است - و «صد خطابه» راسخ‌تر، صریح‌تر، کوبنده‌تر و صریح‌اللهجه‌تر از آخوندزاده - به اعراب و حکومت‌های بعد از اسلام حمله و سعی می‌کند ایرانیان را در پیشگاه محکمه و وجدان تاریخ معصوم جلوه دهد. حسرت و نوستالژی میرزا آقا خان در مورد دولت‌های ایرانیک پیش از اسلام در این آثار او آشکار است.

٢- ازلی‌ها مانند دیگر رهبران حرکت مشروطه، خشونت‌گرا و آلوده ‌به ‌تروریسم، بلکه حرکتی از آغاز تروریستی (به سبب اعتقاد به قوانین شریعت) بودند. میرزا آقا خان کرمانی نیز در قصیده‌ی اتحاد اسلام خود که آن را به ‌طرز شاه‌نامه‌ی فردوسی سروده‌ و به‌ ناصرالدین شاه ‌ارسال نموده، شاه قاجار را شخصی دارای جوهر شرک و بدون کیش و آئین و دین و یار کفر می‌نامد که از اتحاد مسلمین خشمگین شده و همیشه در آینده نام او با نفرین ذکر خواهد شد: که‌ شه ‌ناصرالدین بُدی یارِ کفر-ازو گرم کردید بازارِ کفر. او در این منظومه، با لحنی تند و پرخاش‌گرانه ‌قاجارها و ناصرالدین شاه ‌را تحقیر، تکفیر و تهدید به ‌مرگ می‌کند: همه‌ دودمانت بر آرم زِ پای - که ‌بیخ و تبارت پریشان شود

(بنا به‌‌ سید محمد توفیق همدانی؛ میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی، خبیرالملک تبریزی که ‌‌در دهه‌ی ‌۱۸۹۰ در استانبول به ‌‌سید جمال‌‌الدین ملحق شده ‌بودند و میرزا رضای کرمانی پسر موللا حسین عقدائی که ‌‌بعدها به ‌این سه ‌‌پیوسته‌‌ بود، علاوه ‌‌بر عضویت در کومیته‌ی اتحاد اسلام سید جمال‌الدین، یک حلقه‌-محفل دیگر و یا کومیته‌ی مخفی هم برای مبارزه ‌با ناصرالدین شاه ‌تشکیل داده ‌بودند. از اعضای این کومیته، میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی بر مذهب ازلی بودند. میرزا رضا کرمانی، قاتل بعدی ناصرالدین شاه نیز تحت تاثیر دو ازلی مذکور و طرف‌دار و فدایی تندروی سید جمال‌الدین بود).

٣- آن گونه که از این شعر برمی آید:

-میرزا آقا خان به هنگام سرودن آن یک مسلمان و اسلام‌گرا و شیعه‌ی امامی، مبلغ اتحاد اسلام نوع ایرانی و مخالف کینه و افتراق شیعی و سنی بود. وی به فعالیتهای خود در راه اتحاد اسلام از جمله نوشتن نامه‌های متین به عراق عرب و علمای شیعی که بر آن‌ها حسن تاثیر داشت اشاره می‌کند و می‌گوید که در تاریخ هزار و سیصد ساله‌ی اسلام کسی مانند او در این عرصه خدمت نکرده است. (بنا به مقدمه‌ی سید توفیق همدانی، میرزا آقا خان کرمانی و میرزا حسن خبیرالملک و شیخ احمد روحی قریب به ‌چهار صد مکتوب و نامه‌ و نوشته ‌از قول سید جمال‌الدین افغانی که ‌او هم با ناصرالدین شاه ‌خصومت شخصی و کینه‌ داشت، به ‌روحانیون شیعی نجف و سامرا و کاظمین نوشته ‌و ارسال کردند و آنان را بر ضد ناصرالدین شاه ‌تهییج و به‌ همبسته‌گی فراخواندند و از اعمال صدر اعظم میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان انتقاد کردند. این نامه‌ها به ‌دست دولت قاجار افتاد).

-میرزا آقا خان، سلطان عوثمان‌لی را سلطان اعظم و سلطان اسلام نامیده می‌ستاید و می‌گوید همه‌ی مسلمانان باید به او بیعت کنند. میرزا آقا خان مقدمه‌ی «کتاب رضوان» را که در دمشق نگارش کرده بود به سلطان عبدالحمید عوثمان‌لی تقدیم کرده است. میرزا آقا خان در دیگر اشعار خود هم به مدح و ستایش سلطان عوثمان‌لی پرداخته است. به عنوان نمونه در «نامه‌ی باستان» چنین می‌گوید:

که نظم آورم نامه‌ی مختصر-ز تاریخ ایران به طرزی دگر

به نام همایون عبدالحمید-کز او هست آثار نیکو پدید

شهنشاه با فر و با عدل و داد-یکی نغز دیباچه سازم گشاد

چو فردوسی آن مرد بی یار و جفت-که شهنامه بر یاد محمود گفت

- میرزا آقا خان در این سروده، تمایلات بارز ناسیونالیستی افراطی ایرانی، نژادپرستی ایرانی، باستان‌گرایی ایرانی، و اصرار بر پارسی سره نویسی دارد. (میرزا آقاخان کرمانی مولف «رساله‌ی خرید خوزستان» و یا «رساله‌ی عمران عربستان» با مساعدت میرزا حسن خان خبیرالملک تبریزی ‌است. این کتاب‌چه ‌با سائقه‌ی باستان‌گرایی ایرانی و زردوشتی‌گری و نژادپرستی آریایی، ایده‌ی فروش اراضی عرب‌نشین خوزستان به ‌پارسیان هندوستان و تاسیس مملکتی برای پارسیان در آن‌جا را مطرح کرده ‌بود که ‌با مخالفت ناصرالدین شاه ‌مواجه ‌شد).

٤-سید توفیق همدانی، علی رغم دادن اطلاعاتی مفید در باره‌ی فعالیت‌های میرزا آقا خان کرمانی در این نوشته، به سبب هیجان زده شدن از تمایلات ظاهری اتحاد اسلام در میان ازلیان و مشروطه‌طلبان تبعیدی در عوثمان‌لی و علمای شیعی مشروطه طلب در عتبات عالیات، آشکارا و بالکل از ایدئولوژی و اعتقادات ناسیونالیسم افراطی و باستان‌گرایی ایرانی و تورک‌ستیزی میرزا آقا خان کرمانی و عموما ازلیان و رهبران مشروطه‌ غافل بود. سید توفیق همدانی از سیر میرزا آقا خان کرمانی از بابی‌گری - ازلی‌گری، به ‌مادی‌گری و بی دینی هم آگاه‌ نبود ‌و او را به ‌هنگام اعدام شدن همچنان مسلمان گمان می‌کرد. سید توفیق همدانی بر فرق ماهوی اتحاد اسلام عوثمان‌لی و اتحاد اسلام ایرانی هم واقف نبود. نهایتا سید توفیق همدانی مانند ازلیان و مشروطه‌طلبان افراطی، دارای احساسات و ذهنیت شدیدا ضد ناصرالدین شاهی بود و این تعصب و کینه باعث شده بود که به‌ کشتن ناصرالدین شاه‌ و عموما تروریسم و خشونت‌گرایی ازلی‌ها و داشناک‌ها و دیگر مشروطه‌طلبان به دیده‌ی مثبت نگاه کند.

پایان نوت مئهران باهارلی

Sunday, October 8, 2023

مناطق تورک‌نشین جمهوری ارمنستان در سال ١٩٣١

 مناطق تورک‌نشین جمهوری ارمنستان در سال ١٩٣١

 

مئهران باهارلی

 

در یک نقشه‌ی اتنیک جمهوری سوسیالیستی ارمنستان مربوط به سال ١٩٣١[1]، اطلاعات جالبی در باره‌ی تورک‌ها و مناطق تورک‌نشین (با رنگ بنفش) موجود در – ملحق شده به جمهوری ارمنستان وجود دارد. آن‌گونه که در این نقشه دیده می‌شود، جمهوری ارمنستان اساسا یک کشور دو قومی ارمنی (با رنگ بژ) و تورک (با رنگ بنفش) بود.

١-در این نقشه‌ی رسمی تورک‌های ارمنستان با نام ملی «تورک» ذکر شده‌اند. تغییر نام و هویت ملی تورک‌های قفقاز جنوبی به نام و هویت جعلی «آزربایجانی» در سال ١٩٣٧ توسط رژیم استالینیستی انجام شد. تا آن موقع، همان گونه که در این نقشه هم دیده می‌شود، اوغوزهای غربی قفقاز در اسناد و منابع رسمی روسیه و آزربایجان و ارمنستان، با خودنام‌گذاری تاریخی و طبیعی «تورک» ذکر می‌شدند.

٢- به هنگام ترسیم مرزهای جمهوری ارمنستان، مانند مرزهای دیگر جمهوری‌های شوروی، به هیچ وجه تطابق مرزهای سیاسی با مرزهای اتنیک – قومی مد نظر نبود. به همین دلیل مناطق متعدد تورک‌نشین و سرزمین‌های تورک، بدون رضایت اهالی تورک در داخل جمهوری ارمنستان قرار داده شده است[2].

٣-از سرزمین‌های تورک الحاق شده به جمهوری سوسیالیستی ارمنستان چند منطقه قابل ذکر است:

الف-منطقه‌ی بین دیلیجان -  باسارگئچه‌ر و یا تمام شرق دریاچه‌ی گؤیچه که تورک‌نشین بود. به واقع این دریاچه که تمام شرق آن تورک‌نشین بود می‌بایست بین دو جمهوری آزربایجان و ارمنستان تقسیم می‌شد و مرز بین دو کشور را تشکیل می‌داد. در حالی که تماما به ارمنستان اعطا و در نتیجه دریاچه‌ی گؤیجه تبدیل به یک دریاچه‌ی داخلی در این کشور شده است.

ب-مناطق مگری - مئهری و قافان و یا زنگه‌زور غربی که دارای جمعیت مختلط تورک – ارمنی، احتمالا با اکثریت تورک بود. با اعطای این دو منطقه به ارمنستان، بین نخجوان تورک‌نشین و بدنه‌ی اصلی جمهوری آزربایجان یک گسسته‌گی جوغرافیایی – خاکی ایجاد شده است. (بنا به بعضی ادعاها دلیل جدا کردن قسمت‌هایی از آزربایجان و اعطای آن به ارمنستان و متصل کردن آن به ایران، آن بود که برای کسب استاتوی جمهوری فدراتیو می‌بایست جمهوری مذکور اقلا با دو کشور خارجی همسایه باشد. با اعطای زنگه‌زور غربی به ارمنستان، این کشور با ایران و گورجستان همسایه و در نتیجه صالح برای جمهوری فدراتیو شدن گشت). آن‌گونه که حیدر علیف در یک صحبت خود می‌گوید، در آغاز قسمت داده شده به ارمنستان به طول ١٠ کیلومتر بوده که بعدها در چند مرحله مناطقی دیگر از نخجوان در غرب و از ناحیه‌ی جبرائیل – زه‌نگیلان در بدنه‌ی اصلی جمهوری آزربایجان در شرق از آن‌ها جدا و به ارمنستان الحاق شده و بدین ترتیب عرض آن به ٤٠-٤٦ کیلومتر افزایش یافته است[3].

ج، د-مناطقی در ودی و اوچ کیلیسه – زه‌نگی‌باسار (واگارشاپات) در مجاورت ایغدیر تورکیه و در شؤره‌گه‌ل – شؤره‌یئل (آماسیا) در مجاورت آرپاچای تورکیه که دارای اکثریت جمعیتی تورک بودند.

٤-امروز در جمهوری ارمنستان هیچ جامعه‌ی تورک بومی باقی نمانده و تمام مناطق تورک‌نشین و سرزمین‌های تورک نشان داده شده در این نقشه، در اثر مهاجرت‌های داوطلبانه و دیپورت کردن اجباری و فراری دادن و .... خالی از سکنه‌ی تورک و «پاک‌سازی و تصفیه‌ی قومی» شده است. به عنوان نمونه قسمتی از تورک‌های منطقه‌ی زنگه‌زور غربی در سال ١٩٨٨ با وضعی فجیع از خانه و کاشانه‌ی خود دپیورت و اخراج شده‌اند[4].  

٥-توپونیم‌های تورکی اغلب مراکز جمعیتی سابقا تورک‌نشین به ارمنی تغییر داده شده است. مانند تبدیل باسارگئچه‌ر به واردانئس،  گؤیچه به سئوان، اوچ کیلیسه به واگارشاپات، شؤره‌گه‌ل به آماسیا و ....

برای مطالعه‌ی بیشتر:

مناطق تورک‌نشین جمهوری ارمنستان در سال ١٩٣١

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/10/blog-post_8.html

ایروان، سومین ولایت دارای بیشترین جمعیت تورک در قفقاز جنوبی سال ١٩٠٥

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/10/blog-post.html

سیاحت‌نامه‌ی اولیا چلبی: اوصافِ قلعه‌یِ روان - ایروانِ آزربایجان، روان - ایروان انتهایِ سرحدِ آزربایجان است

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/10/blog-post_12.html

تعداد تورک‌ها در ایروان سال ١٨٦٧: ٣٥٢،٣٥١ (سیصد و پنجاه و دو هزار و ....) نفر

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/09/blog-post_21.html

İrevanlı Türk qız  ایره‌وان‌لی تورک قیز

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/08/blog-post.html

زبان تورکی به مثابه‌ی یکی از سه زبان رسمی دوفاکتوی ارمنستان

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/09/blog-post_9.html

عریضه‌ی دادخواهی تورک‌های ولایت ایروان در سال ١٩١٩ از ظلم و ستم دولت داشناک ارمنستان، نابود کردن میراث تاریخی و مدنی و دینی تورک و قتل عام و کشتار اهالی غیر نظامی صد و هفتاد روستای تورک منطقه

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/04/blog-post_28.html


[3] Héydər Eliyév Zengezur’un Érmenistana Vérilmesi Haqqında Danışır

https://www.youtube.com/watch?v=DZYGdSZ81Pk