میرزا آقا خان کرمانی و منظومهی اتحاد اسلام
او در مقالهی تورکی سید توفیق همدانی
مئهران باهارلی
در این مقاله، نوشتهای تورکی از سید توفیق همدانی، از
رهبران و تئوریسینهای جریان اتحاد اسلام در عوثمانلی بر علیه دول ائتلاف (روسیه،
فرانسه، بریتانیا) در بارهی میرزا آقا خان کرمانی و منظومهی معروف اتحاد اسلام
او (همه خیر اسلامیان خواستم) را برای نخستین بار نشر کردهام. سید توفیق همدانی در
این نوشته اطلاعات ذی قیمت و دست اولی در بارهی فعالیتهای میرزا آقا خان کرمانی در استانبول،
روابط او با سید جمالالدین اسدآبادی و حرکت اتحاد اسلام و دولت قاجاری، و نقش وی
در ترور ناصرالدین شاه میدهد، سپس متن کامل سرودهی او را نقل میکند. اگرچه ارزیابی
سید توفیق همدانی در این نوشته از دیدگاهها و تفکرات میرزا آقا خان کرمانی و
عموما مشروطهطلبان و ناصرالدین شاه و .... دارای اشتباهات و کاستیهای بنیادین
است.
١- میرزا عبدالحسین خان مشهور به میرزا آقا خان کرمانی (تولد
۱۸۵۴– فوت ۱۸۹۶) یک
شخصیت قسماً تورکتبار از کرمان، و در کنار میرزا فتحعلی آخوندزاده از بنیانگذاران
و نمونههای ممتاز نسل اول ناسیونالیسم نوین ایرانی و باستانگرایی ایرانی است. او
در ده سال آخر عمر خود مقیم استانبول پایتخت امپراتوری عوثمانلی بود. حیات فکری و
اعتقادی میرزا آقا خان در این دوره سیری از بابیگری – ازلیگری به اتحاد اسلام نوع
ایرانی، ناسیونالیسم باستانگرای ایرانی و نهایتا بیدینی، طبیعیگری و مادهگرائی
داشت.
میرزا آقا خان در سال ورود به استانبول، سفر کوتاهی به
قبرس کرد و در آنجا با میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل افندی، مدعی نیابت باب و رهبر
بابیان ازلی، ملاقات و با دختر او ازدواج کرد. بابیان ازلی در آن دوره با تمایلات
شدید ضد قاجاری، باستانگرایی ایرانی، اتخاذ خشونت و تروریسم به عنوان مشی اصلی
سیاسی، اسلامگرایی – اسلامیسم (اسلام سیاسی)، تجدید نظر در ارکان مذهب شیعه و نوعی
سلفیسم و بازگشت به احکام صدر اسلام مشخص میشدند. بخشی از بابیان ازلی همچنین در
عرصههای فرهنگی و روشنفکری (تاسیس مدارس مودرن فارسیزبان، تاریخنگاری، نویسندهگی،
پارسی سره نویسی، ....) بسیار فعال بودند.
میرزا آقا خان این منظومه را در تبلیغ و تبیین اتحاد
اسلام سروده است. او علاوه بر این سروده، رسالهی «جنگ هفتاد و دو ملت» را هم با هدف
آگاهی بخشی به و اتحاد جهان اسلام نوشته است. ازلیها مانند بسیاری از ایرانیان مهاجر
و مشروطهطلبان فراری که در حیات تبعید در عوثمانلی بودند، تمایلات شدید اتحاد
اسلامی داشتند. اما بر خلاف پروژهی اتحاد اسلام سلطان عوثمانلی، مقصد فعالان بابی
ازلی از پیوستن به جریان اتحاد اسلام و یا «اتحاد اسلام ایرانی»، خلع ناصرالدین شاه
– که با او خصومت دیرینه و کینهورزی داشتند - از سلطنت از طریق کشیدن آن به زیر
پرچم خلافت عوثمانلی تحت لوای «اتحاد اسلام»، و هدف نهاییشان براندازی دولت تورک
قاجار که آن را بزرگترین دشمن آیین و دینشان تلقی میکردند بود.
میرزا آقا خان کرمانی در سالهای پایانی حیات خود در
استانبول، از اسلامیسم، تشیع، بابیگری – ازلیسم، و دین اسلام فاصله گرفته، به
ناسیونالیسم افراطی ایرانی باستانگرا و ضد اسلام گرایش پیدا کرد. او در دو اثر
آخر خود «سه مکتوب» و رسالهی نیمه کاره ماندهی «صد خطابه»، به انتقاد از بابیت و اسلام و نقد ادیان و نقش آنها در جامعه، و دشمنی با اعراب و تورک و ستایش
فرهنگ باستانی ایران پرداخته است.
افکار و دیدگاههای میرزا آقا خان شدیدا متاثر از فکار و دیدگاههای
میرزا فتحعلی آخوندزاده بود. میرزا آقا خان به واقع در این عرصهها ادامه
دهندهی راه میرزا فتحعلی آخوندزاده است. او در
«سه مکتوب» که آن را بر اسلوب و سبک مکتوبات آخوندزاده نوشته و حتی بخشهایی
از آن بازنویسی مکتوبات آخوندزاده است - و «صد
خطابه» راسختر، صریحتر، کوبندهتر و صریحاللهجهتر از آخوندزاده
- به اعراب و حکومتهای بعد از اسلام حمله و سعی میکند ایرانیان
را در پیشگاه محکمه و وجدان تاریخ معصوم جلوه دهد. حسرت و نوستالژی میرزا آقا خان
در مورد دولتهای ایرانیک پیش از اسلام در این آثار او آشکار است.
٢- ازلیها مانند دیگر رهبران حرکت مشروطه، خشونتگرا و
آلوده به تروریسم، بلکه حرکتی از آغاز تروریستی (به سبب اعتقاد به قوانین شریعت)
بودند. میرزا آقا خان کرمانی نیز در قصیدهی اتحاد اسلام خود که آن را به طرز شاهنامهی
فردوسی سروده و به ناصرالدین شاه ارسال نموده، شاه قاجار را شخصی دارای جوهر شرک
و بدون کیش و آئین و دین و یار کفر مینامد که از اتحاد مسلمین خشمگین شده و همیشه
در آینده نام او با نفرین ذکر خواهد شد: که شه ناصرالدین
بُدی یارِ کفر-ازو گرم کردید بازارِ کفر. او در
این منظومه، با لحنی تند و پرخاشگرانه قاجارها و ناصرالدین شاه را تحقیر، تکفیر
و تهدید به مرگ میکند: همه دودمانت بر آرم زِ پای - که بیخ
و تبارت پریشان شود
(بنا به سید محمد توفیق همدانی؛ میرزا آقاخان کرمانی،
شیخ احمد روحی، خبیرالملک تبریزی که در دههی ۱۸۹۰ در استانبول به سید جمالالدین ملحق شده بودند و میرزا رضای کرمانی
پسر موللا حسین عقدائی که بعدها به این سه پیوسته بود، علاوه بر عضویت در
کومیتهی اتحاد اسلام سید جمالالدین، یک حلقه-محفل دیگر و یا کومیتهی مخفی هم
برای مبارزه با ناصرالدین شاه تشکیل داده بودند. از اعضای این کومیته، میرزا
آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی بر مذهب ازلی بودند. میرزا رضا کرمانی، قاتل بعدی
ناصرالدین شاه نیز تحت تاثیر دو ازلی مذکور و طرفدار و فدایی تندروی سید جمالالدین
بود).
٣- آن گونه که از این شعر برمی آید:
-میرزا
آقا خان به هنگام سرودن آن یک مسلمان و اسلامگرا و شیعهی امامی، مبلغ اتحاد اسلام نوع
ایرانی و مخالف کینه و افتراق شیعی و سنی بود. وی به فعالیتهای خود در راه اتحاد اسلام از
جمله نوشتن نامههای متین به عراق عرب و علمای شیعی که بر آنها حسن تاثیر داشت
اشاره میکند و میگوید که در تاریخ هزار و سیصد سالهی اسلام کسی مانند او در این
عرصه خدمت نکرده است. (بنا به مقدمهی سید توفیق همدانی، میرزا آقا خان کرمانی و میرزا حسن خبیرالملک و شیخ احمد روحی قریب به چهار
صد مکتوب و نامه و نوشته از قول سید جمالالدین افغانی که او هم با ناصرالدین
شاه خصومت شخصی و کینه داشت، به روحانیون شیعی نجف و سامرا و کاظمین نوشته و
ارسال کردند و آنان را بر ضد ناصرالدین شاه تهییج و به همبستهگی فراخواندند و
از اعمال صدر اعظم میرزا علیاصغر خان امینالسلطان انتقاد کردند. این نامهها به دست
دولت قاجار افتاد).
-میرزا
آقا خان، سلطان عوثمانلی را سلطان اعظم و سلطان اسلام نامیده میستاید و میگوید
همهی مسلمانان باید به او بیعت کنند. میرزا آقا خان مقدمهی «کتاب
رضوان» را که در دمشق نگارش کرده بود به سلطان عبدالحمید عوثمانلی تقدیم کرده
است. میرزا آقا خان در دیگر اشعار خود هم به مدح و ستایش سلطان عوثمانلی پرداخته
است. به عنوان نمونه در «نامهی باستان» چنین میگوید:
که نظم آورم نامهی مختصر-ز تاریخ ایران به طرزی دگر
به نام همایون عبدالحمید-کز او هست آثار نیکو پدید
شهنشاه با فر و با عدل و داد-یکی نغز دیباچه سازم گشاد
چو فردوسی آن مرد بی یار و جفت-که شهنامه بر یاد محمود
گفت
- میرزا آقا خان در این سروده، تمایلات
بارز ناسیونالیستی افراطی ایرانی، نژادپرستی ایرانی، باستانگرایی ایرانی، و اصرار
بر پارسی سره نویسی دارد. (میرزا آقاخان کرمانی مولف «رسالهی
خرید خوزستان» و یا «رسالهی عمران عربستان» با مساعدت میرزا حسن خان خبیرالملک
تبریزی است. این کتابچه با سائقهی باستانگرایی ایرانی و زردوشتیگری و
نژادپرستی آریایی، ایدهی فروش اراضی عربنشین خوزستان به پارسیان هندوستان و تاسیس
مملکتی برای پارسیان در آنجا را مطرح کرده بود که با مخالفت ناصرالدین شاه مواجه
شد).
٤-سید
توفیق همدانی، علی رغم دادن اطلاعاتی مفید در بارهی فعالیتهای میرزا آقا خان
کرمانی در این نوشته، به سبب هیجان زده شدن از تمایلات ظاهری اتحاد اسلام در میان
ازلیان و مشروطهطلبان تبعیدی در عوثمانلی و علمای شیعی مشروطه طلب در عتبات عالیات،
آشکارا و بالکل از ایدئولوژی و اعتقادات ناسیونالیسم افراطی و باستانگرایی ایرانی
و تورکستیزی میرزا آقا خان کرمانی و عموما ازلیان و رهبران مشروطه غافل بود. سید
توفیق همدانی از سیر میرزا آقا خان کرمانی از بابیگری - ازلیگری، به مادیگری و
بی دینی هم آگاه نبود و او را به هنگام اعدام شدن همچنان مسلمان گمان میکرد. سید
توفیق همدانی بر فرق ماهوی اتحاد اسلام عوثمانلی و اتحاد اسلام ایرانی هم واقف
نبود. نهایتا سید توفیق همدانی مانند ازلیان و مشروطهطلبان افراطی، دارای احساسات
و ذهنیت شدیدا ضد ناصرالدین شاهی بود و این تعصب و کینه باعث شده بود که به کشتن
ناصرالدین شاه و عموما تروریسم و خشونتگرایی ازلیها و داشناکها و دیگر مشروطهطلبان
به دیدهی مثبت نگاه کند.
پایان نوت مئهران باهارلی