Tuesday, February 18, 2025

«قز قلعه» در اصل «اوغوز قالا»، و «غرق آباد» در واقع «قوروق اووا» است

 

«قز قلعه» در اصل «اوْغوُز قالا»، و «غرق آباد» در واقع «قوْروُق اوْوا» است 


«قوروق اووا» «غرق آباد» 

مئهران باهارلی


در استان مرکزی تورک‌ایلی، روستایی با نام رسمی «غرق آباد» وجود دارد. فورم صحیح و اولیه‌ی این اسم، همان‌گونه ‌که‌ محقق تورک ساوه‌ای عبداله‌ سالاری هم به‌ درستی تثبیت کرده[1]، اسم تورکی «قوروق اووا Qoruqova» است.

١-قوروق در این نام به‌ معنی ١-محل و مکان محافظت و حراست شده، معادل «محروسه»[2] در زبان عربی، و «تالا» در زبان موغولی[3]؛ و یا ٢-مخفف «قوُرقان» – قورغان به ‌معنی قبر- تپه، مقبره، بقعه، تربه، و یا ٣- مخفف قوْرقان به ‌معنی استحکامات، دز-دژ و قالا-قلعه ‌‌است.[4]

یکی از دلائل تبدیل «قوروق» (قرق) تورکی به‌ «غرق» عربی - فارسی، نه‌بود صدای «ق» در زبان فارسی است که ‌باعث اشتباه ‌فارس‌ها و تلفظ و ثبت کلمات تورکی به ‌صورت‌های متفاوت «ق» و «غ» و حتی «خ» می‌شود. (دلیل دیگر، تغییر دادن توپونیم‌های جوغرافی تورکی و غیر فارسی با اسامی فارسی و عربی توسط دولت ایران در راستای سیاست پاک‌سازی قومی تاریخ و جوغرافیای ایران از تورک و نسل‌کشی زبانی و ملی تورک است). در نتیجه‌ی این اشتباه، کلمه‌ی قوروق-قرق تورکی در بعضی از جای‌نام‌ها به‌ صورت «قرخ» هم نوشته‌ ‌و به‌ صورت اشتباه‌ چهل – ٤٠ (قیرخ: ٤٠) معنی شده ‌است. مانند بعضی از روستاهای «قرق بلاغ» که ‌قیرخ بولاق تصور می‌شوند، اما احتمالا در اصل «قوروق بولاق» بوده‌اند، و «قرق داغی» در جنوب خلخال که شاید در اصل «قوروق داغ» بوده ‌است. البته ‌در بعضی مناطق دیگر فورم اصلی تورکی «قوروق» (قرق) با قاف هم‌چنان حفظ شده ‌است. مانند نام روستای تورک «شمس آباد قرق» که ‌یک روستای قاراگؤزلو واقع در استان فارس، شهر بیضا (انشان) است.

٢-قسمت آباد در نام غرق آباد، فارسی شده‌ی فورم اولیه‌ی تورکی آن است. عموما آباد در نام‌های جوغرافیایی قدیمی منطقه، فارسی شده‌ی یکی از کلمات تورکی – موغولی و یا سومری  آتی است:

 

آباد در نام‌های جوغرافیایی اغلب فارسی شده‌ی کلمات تورکی – موغولی، و یا سومری آتی است

 

تورکی - موغولی

آوا (آبا -آیا)   Ava

محل تجمع و مرکز جمعیتی، موطن و مسکن

آبا (آپا)  Aba

جد، اجداد و بزرگ خاندان

اوْوا Ova

جولگه، مرغ‌زار، دشت باز، مکان معتدل و گرم، خرّم و سرسبز

اوْبا Oba

١- ایل و قوم و تیره ‌و طایفه ٢-تلّ سنگ، تپّه‌ی مقدّس (شامانی)

اوْیا Oya

از مصدر اوْیماق (کَندن) و مترادف که‌ند - کَند سوغدی-ساکایی

اوُوا Uva

خانه‌ و کاشانه، لانه‌ و مامن

سومری

آوار Avar

مزرعه و سبزه‌زار

باد-پات Bad – Pat

حصار و دیوار قریه‌ و شهر

-آواAva  (آبا -آیا) به‌ معنای محل تجمع و مرکز جمعیتی، موطن و مسکن. از مصدر آوماق - آبماق به ‌معنی تجمع کردن، گرد هم آمدن و انبوه ‌شدن[5]

-آباAba  (آپا) به ‌معنی جد، اجداد و بزرگ خاندان

-اوْواOva  به ‌معنای جوولگه، مرغ‌زار، دشت باز، مکان معتدل و گرم، خرّم و سرسبز

-اوْباOba  به ‌معنای١- ایل، تیره، طایفه ٢-تل سنگ، تپه‌ی مقدس (شامانی)

-اوْیاOya  به ‌معنی روستا از مصدر اویماق (کندن) و مترادف که‌ند - کَند سوغدی از ریشه‌ی ساکایی

-اوُواUva  هم‌ریشه با یووا به ‌معنی خانه‌ و کاشانه، لانه‌ و مامن

در بعضی از توپونیم‌های باستانی منطقه نیز جزئی که امروز به صورت «آباد» تلفظ و یا ثبت می‌شود، ریشه‌ی سومری دارد:

-آوار Avar به معنی مزرعه و سبزه‌زار؛

-باد-پاتBad – Pat  به ‌معنای حصار و دیوار قریه‌ و شهر[6].


«اوغوز قالا» «قز قلعه» 

مئهران باهارلی

یکی دیگر از نمونه‌های جالب خلط صداها و حروف «غ» و «ق» و «خ» در زبان فارسی، توپونیم جوغرافیایی «قز قلعه» است.

١-این نام در مواردی در فورم اولیه و معنای «قیز قالا» یعنی روستای مهم (قیز = معتبر، نفیس، قیمتی، گران‌بها، ...)، و شاید در مواردی استثنایی مخفف «قیز قالاسی» یعنی قلعه‌ی دختر (قیز= دختر، باکره)، مشابه Maiden's Tower  در دیگر نقاط جهان و قیز کؤپروسو در قوشاچای، قیز کوله‌سی در استانبول، ... است. اما بی شک در موارد دیگری، و شاید اغلب، قز قلعه‌ در واقع «غز قلعه» و یا املای عربی -فارسی «اوغوز قالا» است.

نام اوغوز سابقاً در متون عربی و فارسی به ‌صورت‌های گوناگون غز، غوز، قز، قوز، اغز، اقز، حتی خز و خوز و ... نوشته ‌شده‌ است. در هزاره‌ی قبل در قرون ٨-١٠ میلادی که ‌سیل مهاجرت و اسکان طوائف و گروه‌های تورکیک از تورکستان قدیم به ‌اراضی ایران امروزی به ‌وقوع پیوست، بسیاری از مراکز جمعیتی جدید مسکن این گروهای تورکیک با نام قومیشان نامیده‌ می‌شدند. مانند روستاهای «قارلوق» ‌در همان استان مرکزی تورک‌ایلی و دیگر نقاط ایران که‌ محل طوائف قارلوق شاخه‌ای مهم از اقوام قدیمی تورکیک (اجداد زبانی اویغورها و اوزبیکهای مودرن، ...) بودند. به ‌همان سیاق روستاهایی که ‌اوغوزها شاخه‌ی مهم دیگری از اقوام قدیمی تورکیک بنا می‌نهادند هم «اوغوز قالا» نامیده ‌می‌شدند که ‌تاجیکها و اعراب آن را غوز - غز - قز قلعه ‌تلفظ می‌کردند.

در ایران و تورک‌ایلی هم جزء غز-قز-غوز-قوز در بعضی از توپونیم‌ها احتمالا همان اوغوز است: اغزلو (اوغوزلو)، قرخ قز (قیرخ اوغوز) شراء همدان؛ قرخ قزلار (قیرخ اوغوزلار) سراب؛ قوزلو (اوغوزلو) در ایجرود زنجان، ساوه، ساووج بولاق (مهاباد)، گرمی، سایین قالا، مراغه، هروآباد، و سقز و میشگین و خرقان آوج، قره‌قز -قراگز (قاراغوز و قارا اوغوز) در اورمو، بوکان، سایین قالا (آزربایجان غربی) و کلاله؛ قره‌گوز، قره‌قوز (قاراوغوز) در ملکان، سقز، ماهنشان، خلخال، قره‌قوزلو و یا قره‌گوزلو (قارااوغوزلو، مانند قاراتاتار، قارابایات، ....)، قوزان (اوغوزان) در ملایر، ...

غز-قز، اغزلو و ....  به‌ معنای اوغوز در نام اشخاص هم به ‌کار رفته ‌است. مانند ابومظفر یوسف بن قزاوغلی (اوغوز اوغلو) مشهور به‌ سبط بن جوزی، أغزلو (اوغوزلو) سیف الدین العادلی، شاه‌ ولی قوز (اوغوز) که ‌داروقای (داروغه‌ی) سلطان جهان‌شاه ‌تورکمان قاراقویون‌لو در قوم بود.

جزء غز -قز -غوز -قوز به معنی اوغوز در بسیاری از توپونیم‌های آسیا و شرق اوروپا ‌در طول زمان دست‌خوش تغییر شده ‌است. مانند «قوز اوردو» (نام دیگر بالاساقون)، «ربغوز» (در اصل رباط اوغوز) در تورکستان، روستاهای «تکله‌‌قوز» (تکله‌ اوغوز) و یک‌قوز (یئکه ‌اوغوز، مشابه قالین اوغوز در داستان‌های ده‌ده قورقوت) در تورکمن صحرا، بنا به ‌نظری «ایمره ‌قیز» (از نام طائفه‌ی «ائیمور اوغوز») و نام تورک‌های «گاگاووز» (در مولداوییا و شبه‌جزیره‌ی بالکان) که‌ عده‌ای آن را محرف نام «گؤک اوغوز» می‌دانند.

هم‌چنین در زبان تورکی قوْز به‌ معنی مغرور، و قوُز به‌ معانی منطقه‌ی غیر نورگیر، دور از آفتاب؛ در قازاقی، به‌ معنای صخره‌ی تند، دیواره‌ی کوه و در قیرقیزی به‌ معانی دره‌ی عمیق، شکاف تند در کوه‌ (یاریق، یارغان) است[7]. این معانی آخری در توپونیم‌هایی مانند قز دره‌ (قوز ده‌ره) یعنی درّه‌ی نور نه‌گیر، قوزلوق، قوزلوجا در عجب شیر (حاجب شیرا)، .... محتمل‌تر است.

قلعه: معرب کلمه‌ی تورکی «قالا» که ‌در این زبان به ‌دو معنای ١- روستا و قریه، ٢-دژ و دیزج (کلمه‌ای تورکی) است[8].


[1] مردم شناسی ساوه و زرندیه. تحقیق و تالیف عبداله سالاری. چاپ اول ١٣٩٤. ص ١٢٣

[2] مئهران باهارلی:  اصطلاح تورکی ممالک محروسه

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/03/blog-post_23.html

[3] تالا به ‌معنی قوروق: یکی از معانی تالا در زبان‌های تورکی و موغولی قوروق (قوروغ، قرق، قورُق، قورق، قُرُق، غروق، غرق)، از مصدر «قوْروُماق» (بستن، بلوک کردن، محافظت کردن، حفاظت نمودن)، مکان و جای مخصوص و منحصر به‌ عده‌ای معین، در گذشته خواقین و خواتین و خوانین که ‌ورود دیگران به ‌‌آن ممنوع شده، ‌است

مئهران باهارلی: ریشه‌شناسی و معنی «شاهو/شاها تالا»، نام تورکی-موغولی «اورمو گؤلو» (دریاچه‌ی اورمو)

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/10/blog-post_12.html

[4] قوروق، قوُرقان، قوْرقان: آیا قوروق در این جمله، مخفف یکی از کلمات تورکی قوُرقان (قوروقان، قرغان، قورغان، کورگان، ...) به‌ معنی قبر- تپه، مقبره، بقعه، تربه، و یا قوْرقان به‌ معنی استحکامات، دز-دژ و قالا-قلع ‌است؟

قوُرقان Qurqanکورقان Kurgan: به معنی تپه‌های خاک و سنگ‌هایی که ‌بر فراز قبر یا قبرها برافراشته ‌شده‌اند، نوعی تومول (گورپشته) که ‌بر روی قبر ساخته‌ می‌شود است. آرام‌گاه ‌زیر کورگان‌ها معمولاً از جنس چوب و اغلب حاوی یک بدن انسان به ‌هم‌راه‌ ظروف قبر، سلاح و اسب و ... است. دو ریشه‌شناسی برای کلمه‌ی تورکی قورقان – کورگان پیش‌نهاد شده‌ است. از مصدر «قوْروُماق» به‌ معنی بستن، بلوک کردن، محافظت کردن، حفاظت نمودن؛ و یا از مصدر «قوُرماق» به ‌معنی برافراشتن، ساختن، برپا کردن، ....

قوْرقان Qorqanقوْرغان Qorğan به‌ معنی استحکامات، دز-دژ و قالا-قلعه است. کلمه‌ی تورکی قورقان – قورغان (در فارسی گرگان) یک دوبلت و یا کلمه‌ی هم‌ریشه ‌با قورقان – کورقان فوق‌الذکر است

مئهران باهارلی: ریشه‌شناسی و معنی «شاهو/شاها تالا»، نام تورکی-موغولی «اورمو گؤلو» (دریاچه‌ی اورمو)

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/10/blog-post_12.html

[5] مئهران باهارلی:  فورم صحیح نام ایل بوجاق‌چی و ریشه‌شناسی آن

https://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_9.html

مئهران باهارلی: نام‌های تورکی افشارهای اورمو (اورمیه) در دیوان طرزی افشار (قرن ١٧ میلادی)، تصحیح و تشریح آن‌ها، و ریشه‌شناسی تورکی ناجاق، خنجر، چرکین، جان، دوندار، ...

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/03/blog-post_25.html

[6]مئهران باهارلی:  آباد فارسی نیست؛ آوا، اووا، اوبا، اویا، آوار،... تورکی-آلتاییک و باد سومری است (منتشر خواهد شد)

مئهران باهارلی:  ریشه‌شناسی سومری نام شهر اورمو (اورمیه) و معانی آن (منتشر خواهد شد)

[7] قوزلوجه/قوزلوجا. نویسنده: محمد اردم. تاریخ: چهارشنبه 18 تیر 1399-06:53 ب.ظ

[8]مئهران باهارلی: در ریشه‌شناسی تورکی کلمات قلعه، قلعه‌دار، کلا، کلات، دز، دیزه، دیزج، دژ، دزدار، ....

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/06/blog-post_10.html

Saturday, February 15, 2025

شخصیت ملی تورک «اورمولو عظیم‌السلطنه ‌‌سردار افشار ایمانلو (اینال‌لی – یینال‌لی)»

 

شخصیت ملی تورک «اورمولو عظیم‌السلطنه ‌‌سردار افشار ایمانلو (اینال‌لی – یینال‌لی)»

مئهران باهارلی

«عظیم‌السلطنه ‌‌سردار افشار ایمانلو (اینال‌لی – یینال‌لی)» که ‌او هم بنا به ‌‌این خبر اعانه‌ای به‌‌ مریض‌خانه‌ی وست‌مینستر اورمو بخشیده ‌‌است، یک شخصیت ملی تورک در تاریخ معاصر تورک‌ایلی و سال‌های «مجادله‌ی ملی تورک» است. او در هنگ افشارها خدمت می‌کرد و در جنگ جهانی اول و فجایع «تورک قیرقینی» - جیلولوق از طرف مسیحیان به‌ عنوان حاکم اورمو ‌انتخاب شده‌‌ بود. عظیم‌السلطنه در هماهنگی با نیروهای ملی تورک بومی و ولی‌عهد تورک‌گرا محمدحسن میرزه قاجار و مقامات عوثمان‌لی حرکت می‌کرد، سعی‌ می‌‌نمود تهاجمات و تجاوزات قوای مسلحه‌ی مسیحی را خنثی و  دفع کند. به همین سبب در اوائل ژوئن ١٩١٨ در دارالحکومه‌ی خود به ‌‌همراه ‌میرزه‌‌ علی آقا موید الاسلام، هدف گلوله‌ی یک تروریست مسیحی (آسوری) به ‌‌نام فرهاد از قریه‌ی وزیرآباد ‌قرار گرفت و هر دو به ‌قتل رسیدند.

پدر عظیم‌السلطنه ‌‌«آقا خان سردار افشار ایمانلو (اینال‌لی – یینال‌لی)» یکی از بزرگان شهر اورمو، و فرمانده‌ی سپاه ‌‌تبریز در زمان ولی‌عهدی مظفرالدین میرزا بود. به‌ هنگام حمله‌ی شیخ عبیدالله ‌‌نهرینی از یاغیان منطقه‌ی مرزی حکاری تورکیه‌ به ‌‌هدف اشغال آزربایجان، اقبال‌الدوله‌ حاکم اورمو ‌از شهر دفاع نمود. «آقا خان سردار افشار ایمانلو» هم در شهر بناب سد راه‌‌ شیخ عبیدالله ‌‌شد و با رسیدن قوای سپهسالار اعظم از تهران به‌ فرمان ناصرالدین شاه‌ از پیش‌روی قوای شیخ عبیدالله ‌به‌‌ سوی تبریز جلوگیری نمود. آقا خان بعد از این ماجرا حاکم خوی گردید و پس از مدتی به‌‌ حکومت اورمو رسید. در زمان حکم‌رانی آقا خان امنیت و آسایش در شهرها و سرحدات آزربایجان غربی برقرار و یاغیان به‌‌ سختی منکوب گردیدند.

جد عظیم‌السلطنه‌‌ «عبدالصمد خان سردار افشار ایمانلو (اینال‌لی – یینال‌لی)» بانی دومین مسجد مشهور شهر اورمو با نام «عبدالصمد خان مه‌چیتی» در اول «غولام خان راستاسی» است. بعدها نوه‌ی او عظیم‌السلطنه ‌سردار این مسجد را تعمیر کرد و بدین سبب نام آن به ‌«‌سردار مه‌چیتی» تغییر یافت. این مسجد به ‌علت داشتن یک ساعت در سردر آن «ساعات‌لی مه‌چیت» هم نامیده‌‌ می‌شود. «عبدالصمد خان سردار» هم‌چنین سازنده‌ی آفشار قالاسی (قلعه‌ی افشار) در منطقه‌ی نازلو است که ‌‌بعد از کشته‌‌ شدن اسماعیل آقا به‌ نام او مشهور شده ‌است.

کومک مالی رهبر ملی تورک مجدالسلطنه ‌و شخصیت ملی تورک عظیم‌السلطنه ‌به ‌مریض‌خانه‌ی وست مینستر اورمو

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/10/blog-post_28.html

تاسیس حزب تورکیست «جمعیت اتحاد و ترقی اسلام» و مدرسه‌ی تورک «اتحاد و ترقی اسلام» ‌در شهر ساووج‌بولاق موکری – آزربایجان ١٩١٥

https://sozumuz1.blogspot.com/2025/02/blog-post_4.html



Thursday, February 13, 2025

تاسیس حزب تورکیست «جمعیت اتحاد و ترقی اسلام» و مدرسه‌ی تورک «اتحاد و ترقی اسلام» ‌در شهر ساووج‌بولاق موکری – آزربایجان ١٩١٥

 

تاسیس حزب تورکیست «جمعیت اتحاد و ترقی اسلام» و مدرسه‌ی تورک «اتحاد و ترقی اسلام» ‌در شهر ساووج‌بولاق موکری – آزربایجان ١٩١٥

مئهران باهارلی



در این مقاله، سه‌ سند مرتبط با هم در ارتباط با تاسیس حزب تورک‌گرای «جمعیت اتحاد و ترقی اسلام» و مدرسه‌ی تورک آن حزب به ‌نام «مکتب اتحاد و ترقی اسلام» توسط رهبر ملی تورک اورمولو جمشید خان سوباتای‌لی افشار – مجدالسلطنه‌ و یاران او در سال ١٩١٥ در شهر ساووج‌بولاق آزربایجان (امروز: مهاباد)، و تعامل مقامات وقت حکومت محلی اورمو با مقامات عوثمان‌لی در سال پایانی جنگ جهانی اول کمابیش به‌ مثابه‌ی ولایتی از امپراتوری عوثمان‌لی را تقدیم و تحلیل کرده‌ام. این اسناد از جنبه‌ی روشن‌گری در باره‌ی روند تشکیل نخستین و تنها حزب تورک‌گرا و تورکیست سراسری معتقد به هویت ملی تورک در تاریخ معاصر آزربایجان، تورک‌ایلی و ایران؛ موسسین و اهداف و برنامه‌ها و ایدئولوژی «اتحاد تورک» آن حزب؛ اعتقاد رهبر حزب جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمولو – مجدالسلطنه‌ به ‌ناسیونالیسم افراطی تورک[1] و آرمان «اتحاد تورک» در سال ١٩١٥؛ تاریخ و روند تاسیس مدرسه‌ی تورک اتحاد و ترقی اسلام در ساووج‌بولاق در بستر تاریخ نظام تحصیلی تورک و مدارس مودرن تورک‌زبان در آزربایجان، تورک‌ایلی و ایران؛ روابط غرب آزربایجان و اورمو با امپراتوری عوثمان‌لی - تورکیه‌ و تاریخ تمایلات الحاق‌گرایانه‌ی این منطقه‌ بدان دولت؛ .... حائز اهمیت فوق‌العاده ‌هستند.

مدرسه‌ی تورک مودرن اتحاد اسلام در خوی – ١٩١٨

 مدرسه‌ی تورک مودرن اتحاد اسلام در خوی – ١٩١٨

Wednesday, February 12, 2025

Türk ve Müsülman düşmanı Tulsi Gabbard

Türk ve Müsülman düşmanı Tulsi Gabbard

Biden ABD’nin tarihte en katı ideolojik Türk düşmanı olan cumhurbaşkanı, ve Fıransa çizgisinde Ortaçağ Haçlı Türk düşmanlığının ABD devletinde temsilcisiydi. Trump’ın ise özel bir ideolojik Türk düşmanlığı yoktur, ancak ırkçılık temelli derin bir Müsülman düşmanlığı vardır. Ukrayna savaşında ölenleri “fiziken güzel” (üstün ırktan) insanlar nitelemesi, ancak Gazze’de ölenleri insan bile saymaması bu yüzdendir.

Buna rağmen Trump’ın çevresinde topladığı üstdüzey yönetici kadrosunda ciddi biçimde Türk düşmanı olanlar vardır. İlginç bir tesadüf bunların bir çoğu Hindistan bağlantılıdır. Trump yönetimindeki katı Türk düşmanlarının başında ulusal istihbarat direktörü olarak atanan Tulsi Gabbard gelmektedir.

Tulsi Gabbard, kocası gibi Hindu inancındadır. Tulsi adı da Hinduism’de kutsal bir bitigi olan Tulasi’den geliyor, çoçuklarının adları da hep Sanskritçe’dir. Tulsi Gabbard katı Türkiye ve Azerbaycan düşmanıdır ve Cumhurbaşkanı Erdoğan’a özel bir nefreti vardır. Tulsi Gabbard PKK ile onun Suriye’deki uzantısı olan YPG’yi, Hırıstiyan köktendinci Ermeni yayılmacılığı ile Karabağ işgalini ve Artsak ayrılıkçılığını hararetli biçimde destekleyen, Sözde Ermeni Soykırımı tasarısını hazırlayanlar ve onaylatanlardan, öte yandan Panİranist ırkçı ve Şii köktendinci Fars Molla rejimi ile Esed başta olmak üzere onun vekil güçlerine sempati duyan biridir.

Bütün Sünni İslamcıları radikal ve terörist gören, ve Müsülman topraklarına karşı her çeşit Hırıstiyan, Hindu, Musevi, Budist, … köktendinci yayılmacılığı savunan Tulsi Gabbard, Hindistan’ın ultramilliyetçi ve Hindu köktendinci başbakanı Modi’nin de Türk ve Müsülman karşıtı dış siyasetleri (Ermenistan’ı sılahlandırma) ile iç anti demokratik siyasetlerini (Kişmir’de) desteklemektedir. … 

Tulsi Gabbard is anti-Turkish and anti-Muslim

Biden, the former President of the USA, was the most ideologically strict enemy of Turks in history. He representatd a Medieval Crusader like hostility towards Turks within the American state in line with France and Greece. On the other hand, Trump does not have a specific ideological hostility towards Turks, but he holds deep animosity towards Muslims rooted in racism. This is evident in his description of those who died in the Ukraine war as physically beautiful people, while he does not even acknowledge those who died in Gaza as human beings.

Despite this fact, there are serious anti-Turkish individuals among the senior executives that Trump has gathered around him. An interesting coincidence is that most of them are linked to India. One of the staunch Turkish enemies in the Trump administration is Tulsi Gabbard, who was appointed as the director of national intelligence.

Tulsi Gabbard, like her husband, practices the Hindu faith. The name Tulsi is derived from Tulasi, a sacred plant in Hinduism, and her children’s names are all in Sanskrit. Tulsi Gabbard is a staunch enemy of Türkiye and Azerbaijan, and she holds a particular hatred for President Erdoğan. Tulsi Gabbard is one of the fervent supporters of the PKK and its extension in Syria, the YPG, Christian fundamentalist Armenian expansionism, the Karabakh invasion and Artsakh separatism. She is also one of the sponsors and approvers of the so-called Armenian Genocide bill. On the other hand, she sympathizes with the Paniranist racist and Shiite fundamentalist Persian Mullah regime and its proxies, especially Assad.

Tulsi Gabbard views all Sunni Islamists as radicals or even terrorists. She defends all forms of Christian, Hindu, Jewish, and Buddhist fundamentalist expansionism against Muslim territories. She also supports India's ultranationalist and Hindu fundamentalist Prime Minister Modi's anti-Turkish and anti-Muslim foreign policies (such as arming Armenia) as well as his domestic anti-democratic policies (particularly in Kashmir).

Sunday, February 2, 2025

موللا نصرالدین: شاهِ‌ قاجارین یئری‌نده ‌پَهلَوی خان اولدو شاه

 

موللا نصرالدین: شاهِ‌ قاجارین یئری‌نده ‌پَهلَوی خان اولدو شاه 

مئهران باهارلی


آنچه ‌در تاریخ‌نگاری‌های ایرانی و آزربایجانی و ایران‌شناسی غربی با نام «انقلاب مشروطیت ایران» مشهور است، یک حرکت ضد تورک با سردم‌داری اوروپای صلیبی و ناسیونالیست‌های فارس، برای ساقط کردن دولت تورک قاجار در ایران، و آخرین مرحله ‌از کشمکش تاریخی «توران – ایران» و یا «تورک – تاجیک» (فارس) در این کشور بود. جنبش مشروطیت («مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک»، در مقابل «مشروطه‌طلبی بومی و معتدل قاجاری و تورک‌گرا») با اشغال تهران توسط قوای نیابتی دولت‌های صلیبی (داشناک‌ها، مانقورت‌های انجمن آزربایجان، بختیاری‌ها، مازنی‌ها، تروریست‌های قفقازی، ازلی‌ها، ماسون‌ها، پارسی‌های هندوستان، ....) و خلع محمدعلی شاه‌ از سلطنت، عملا دولت حاکم بر ایران – قاجار – را از یک دولت تورک به ‌یک دولت فارس مبدل ساخت. اما هنوز در راس آن سلطان احمد شاه‌ که ‌کودکی صغیر بود، به ‌طور اسمی و فیگوران قرار داشت. این مساله ‌هم با کودتای سردار سپه‌ در سال ١٩٢١ و سپس ساقط کردن سلسله‌ی قاجار و تاسیس سلسله‌ی پهلوی در سال ١٩٢٥ حل قطعی خود را پیدا کرد.

یکی از بزرگ‌ترین خیانات تاریخ‌نگاری آزربایجانی و جریان آزربایجان‌گرایی، تقدیم حرکت شدیدا ضد تورک مشروطیت («مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست»)، به ‌صورت یک حرکت مترقی و رهبران گؤزقامان و مانقورت آن به صورت شخصیت‌های ملی برای مردم تورک است. حال آن که‌ هویت ملی انقلاب مشروطه‌ی ایران به‌ عنوان یک حرکت ناسیونالیستی ایرانی-فارسی، و ماهیت ضد تورک آن در آن دوره ‌اظهر من الشمس بود. از دیگر مغلطه‌هایی که‌ انجام گرفته‌ آن است که ‌ظهور سردار سپه ‌و سپس رضا شاه، به‌ عنوان توقف و پایان یافتن مشروطیت عرضه ‌می‌شود. حال آن که‌ کودتای سردار سپه‌ و تاسیس سلسله‌ی پهلوی، ادامه‌ و نتیجه‌ی طبیعی جنبش ضد تورک مشروطیت («مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک»)، و متحقق کردن اهداف استراتژیک آن یعنی پایان دادن به‌ حاکمیت تورک بر ایران، تبدیل دولت ایران به ‌یک دولت فارس و تمام ایران به مستعمره‌ی فارسستان، نسل‌کشی زبانی و ملی ملت تورک ساکن در ایران و فارس‌سازی کامل او بود.

در این مقاله‌ نوشته‌ای در تائید تثبیت‌های فوق را از نشریه‌ی موللانصرالدین نقل کرده‌ام. در این نوشته ‌که‌ مطلبی طنز شامل دو قسمت شعر ترکی و فارسی و نثر است، گفته ‌می‌شود مطبوعات ملیت‌گرای فارس در ایران می‌نویسند «ما احمد شاه ‌را به ‌سبب آن که ‌سلاله‌ی قاجار تورک بودند، از تخت سلطنت به ‌زیر کشیدیم و به‌ جای او رضا خان فارس را بر تخت نشاندیم». قبلا در همین موضوع یک مطلب دیگر از نشریه‌ی موللانصرالدین را منتشر کرده ‌بودم[1]. فرق این نوشته‌ با آن مطلب قبلی آن است که‌ در قسمت نثر این نوشته‌ به ‌نقش باستان‌گرایی ایرانی در ظهور رضا شاه‌ اشاره و به‌ صراحت اعتراف می‌شود تاسیس سلسله‌ی فارس پهلوی توسط رضا خان سردار سپه میوه‌ای بود که‌ هسته‌ی آن را مشروطه ‌(«مشروطه‌طلبی غیر بومی و افراطی پان‌ایرانیست و ضد تورک» کاشته ‌بود. نکته‌ی جالب توجه‌ دیگر ذکر این مطلب در قسمت شعر تورکی است که ‌رضا شاه‌ به ‌قتل و غارت، دادن امتیاز نفت به ‌دولت‌های استعماری و فروختن کشور به‌ دولت‌های آنتانت (بریتانیا، فرانسه، ...)[2] اقدام خواهد کرد.

اما ‌در این ارتباط نه‌باید از یک واقعیت تلخ غافل شد، و آن مسئولیت خود نشریه‌ی موللانصرالدین و آزربایجان قفقاز در فاجعه‌ی پایان دادن حاکمیت تورک بر ایران و ساقط کردن دولت تورک قاجار و تاسیس دولت ضد تورک پهلوی است. نخبه‌گان آزربایجان قفقاز (مانند آخوندزاده، ....) نقش مهمی در تدوین ایدئولوژی ضد تورک مشروطیت مخصوصا تشکل مفهوم ملت مودرن ایران بر مبنای زبان ملی فارسی و نژادپرستی آریایی بر اساس ضدیت با تورک داشتند. در دوره‌ی مشروطیت مجاهدین و اوباش و تروریست‌های قفقازی (مانند حیدر خان عموغلو) با به ‌راه‌ انداختن حمام خون و ایجاد جنگ داخلی و ترور شخصیت‌های قاجاری و تورک، به‌ عنوان نیروی نیابتی دولت‌های صلیبی و امپریالیستی غرب و کلیسا و ناسیونالیست‌های افراطی ارمنی عمل کردند، آن‌ها در اشغال تهران با نیروهای نیابتی صلیبی و داشناک‌ها و در تبریز با عصیان ستار خان که در آن ماجرا بازیچه‌ی داشناک‌ها و پان‌ایرانیست‌ها بود همراه‌ بودند. بعد از آن هم با ظهور سردار سپه، این بار آزربایجان شوروی و در متابعت از او چپ روسی در قفقاز با این توجیه که او متجدد و ضد دین و جمهوری‌خواه و .... است حمایت از او برخاست. رهبران نظامی اولیه‌ی سلسله‌ی پهلوی هم، مانند خود رضا شاه اصلیت قفقازی داشتند .... نشریه‌ی موللانصرالدین در تمام این مدت از جنبش مشروطیت پان‌ایرانیستی و داشناکی ضد تورک و تجدد رضا خانی حمایت و به شدت با دولت تورک قاجار مخالفت می‌کرد. به‌ عبارت دیگر نوشته‌های موللا نصرالدین بر علیه ‌رضا شاه، نوش‌داروی بعد از مرگ سهراب بود که‌ بسیار دیر آمد، و علاوه ‌بر آن صمیمی و جدی هم نه‌بود. این نوشته‌ها نوعا طنز هستند و هیچ‌کدام یک تحلیل و آنالیز جدی و علمی نیستند، در آن‌ها مساله ‌با سطحی‌نگری به ‌صورت تعویض یک شاه ‌تورک با یک شاه‌ فارس عرضه ‌می‌شود، بی آن که ‌در مورد ریشه‌ی مساله ‌یعنی کشمکش تاریخی تورک – تاجیک (فارس)، سیاست‌های امپریالیستی دولت‌های صلیبی غرب در ضدیت با عنصر تورک در ایران، و استعمار داخلی فارسستان و نژادپرستی آریایی و ... روشن‌گری شود. هم‌چنین در نشریه ی موللا نصرالدین و عموما تاریخ‌نگاری آزربایجانی در جمهوری آزربایجان هرگز به خطاها و مسئولیت موللا نصرالدین و نخبه‌گان و سیاسیون آزربایجان قفقاز در پایان دادن به حاکمیت تورک بر ایران و تاسیس دولت ضد تورک پهلوی و  تدوین و آغاز سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی تورک ... اشاره و اعتراف نه‌می‌شود (جریان مانقورتی آزربایجان‌گرایی هنوز هم به تقدیس مشروطیت ضد تورک و رهبران پان‌ایرانیست آن، و دشمنی با دولت قاجار و تورک‌گرایان دوره‌ی مشروطیت و سال‌های جنگ جهانی اول ادامه می‌دهد).

پایان مقدمه‌ی مئهران باهارلی      

تبریک‌نامه

موللانصرالدین، سایی ٢، صحیفه ‌٥. شنبه ‌٩ کانون ثانی (ژانویه)، ١٩٢٦، ٢١ نجی ایل.

موللا عمی ایران‌ین ملت‌چی فارس قه‌زئته‌له‌ری یازیرلار کی «قاجار نسلی تورک اولدوغو ایچون احمد شاه‌ی تخت‌ده‌ن سالیپ یئری‌نه ‌فارس ریضا خان‌ی تخته‌ چیخاردیق». به‌ن بیر ایران‌لی اولوپ، آتام فارس و آنام دا تورک قیزی‌دیر. ایمدی به‌ن بیلمیره‌م کی بیر شاه‌ین تخت‌ده‌ن دوشمه‌یی و او بیری‌سی‌نین چیخماغی مناسبتی‌یله‌ هانکی طرفی اه‌لده ‌ساخلاییم. آنا طرفیمی [می] یا آتا طرفیمی [می؟]. آنجاق آخیردا هر ایکی طرفی راضی سالماق ایچون همی دایی‌لاریا کاغیز یازدیم، همی ده‌ عمی‌له‌ریمه:

[ترجمه: موللا عمو، روزنامه‌های ملت‌گرای فارس ایران می‌نویسند: «ما به سبب آن که نسل قاجارها تورک بود، احمد شاه را از تخت ساقط کردیم و به جای او رضا خان فارس را بر تخت نشاندیم». من یک ایرانی، پدرم فارس و مادرم دختری تورک است. اکنون من نه‌می‌دانم به دلیل ساقط شدن یک شاه از تخت و نشستن یکی دیگر به جای او، طرف کدام یک را به‌گیرم، پدرم یا مادرم را؟ اما بالاخره برای راضی نگاه داشتن هر دو طرف، یک نامه به دایی‌ها و یکی دیگر به عموهایم نوشتم ]

به ‌خالوهایم:

شنیدم که ‌یک بار در دجله‌ای

سخن گفت با عابدی کَلّه‌ای[3]

که‌ من فرِّ فرماندهی داشتم

وز آن منصبِ پَهلَوی داشتم

گرفتم به ‌بازویِ قوّت عراق

چو طالع مدد کرد، بخت اتفاق

طمع کرده ‌بودم که ‌کرمان خورم

که‌ ناگه‌ به‌خوردند کرمان[4] سرم

(موللای رومی‌ده‌ن)[5]

یعنی: بیر گون بیر کله ‌بیر عابدله‌ صحبت ائدیردی که‌ به‌نیم ده‌ پَهلَوی قَدَر حکم‌ران‌لیغیم واردی. بختین کؤمه‌یی و قولومون قوّتی‌یله‌ عراق‌ی آلدیم. کرمان دائره‌سی‌نی ده ‌یئمه‌ک ایسته‌یوردوم کی بیرده‌ن جوجو‌له‌ر[6] باشیمی یئدی.

[ترجمه: یک روز یک فرد عاقلی به یک فرد عابد می‌گفت که من هم به اندازه‌ی پهلوی حکم‌رانی داشتم. با کومک شانس و زور بازوی خودم عراق (عجم) را تصرف کردم. قصد بلعیدن منطقه‌ی کرمان را هم داشتم که کرمان – کرم‌ها – مغزم را خوردند]

عمی‌له‌ریمه


مرحبا بیدار اولوپ‌دور طالعِ بی‌عاریمیز

چه‌ک[مه]دی بخت‌ده‌ن کنارا بیزله‌ری غم‌خواریمیز

شاهِ ‌قاجارین یئری‌نده ‌پهلوی خان اولدو شاه

کیم اولا بوندان سونرا [اوْل ملّته] پشت و پناه

یعنی کیم ایران زمین‌ده‌ بیرجه ‌کاسیب چه‌کمه‌ز آه

ایش‌له‌یور بین شوق‌یله ‌اولموش امانت‌داریمیز

 

ائیله‌سه‌ ایران‌زمین‌ی قتل [و] غارت حق‌لی‌دیر

یا ساتیپ آنتانتایا ائتسه‌ تجارت حق‌لی‌دیر

سونرا ائتسه ‌کربلا مولکون زیارت حق‌لی‌دیر

کربلایی، مومن [و] دین‌دار اولان سرداریمیز

 

صدرِ مبعوثان اولوپ چه‌کسین گه‌ره‌ک ملّت غمی

بوسبوتون گیزلی یارانین اولسون آخیر مرحمی

وئرمه‌یه‌ نفت امتیازین هم دایی‌دیر هم عمی

حق‌لی‌دیر هر باره‌ده‌ اولماز خیانت‌کاریمیز

موللا میل‌میل

[ترجمه: آفرین، طالع بی‌عار ما عاقبت بیدار شد، به غم‌خواری ما پرداخت و از دور کردن بخت و اقبال از ما دست کشید. خان پهلوی به جای شاه قاجار، شاه شد تا بعد از این پشت و پناه ملت باشد. یعنی بعد از این هیچ فقیری در ایران‌زمین آه نه‌خواهد کشید. زیرا امانت‌دار ما (رضا خان) با شوق به کار مشغول است. او حتی اگر ایران‌زمین را غارت و کشتار کند باز هم حق دارد. و یا در یک معامله با آنتانت کشور را به فروشد محق است. زیرا سردار ما کربلایی و مومن و دین‌دار است. او صدر مبعوثین شده و می‌باید که غم ملت را به‌خورد، و آخرین مرحم قطعی برای زخم پنهان باشد. او در مورد دادن حق امتیاز نفت (به خارجیان) هم صلاحیت‌دار است. او در هر موردی حق دارد زیرا خاین به ملت نه‌خواهد شد. موللا خط خطی]

وولادی‌قافقازدان

وولاد‌یقافقازدا رضا خان‌ین شاه ‌اولماسی مناسبتی‌یله ‌ایران قونسول‌خانه‌سی‌نده‌کی مجلس چوخ گؤزه‌ل گئچدی. معاون قونسول جناب‌لاری ایران‌دا بیری‌سی‌نین شاه‌لیق‌دان چیخیپ بیری‌سی‌نین شاه‌ اولماسی مناسبتی‌یله‌ حاضرونو تبریک ائتدی. سونرا «میرزا حسین موللا» ایران تاریخی‌نده‌ن پیشدادی‌له‌ری، ساسانی‌له‌ری، بیری بیری‌نه‌ قاریشدیریپ بونلارین آراسی‌ندا شجاعت‌ده‌ تازا ‌شاها برابر تاپمادی، سخاوت‌ده ‌ایسه‌ حاتم طائی اولدوغونو گؤسته‌ردی. سونرا «محمدآقا درخشان» اون‌ایکی ایل بوندان اول ایران‌دا مشروطه ‌چه‌رده‌یی‌نی اه‌کدی، جوان‌لار قانی ایله‌ سوواردی، سونرا گؤیه‌رتدی، آخیردا دا بوشقاب‌دا اولان یئتیشمیش میوه‌سی‌نده‌ن گؤتوروپ بیر آز اویناتدیق‌دان سونرا آغزی‌نا قویوپ میل ائتدی.

[ترجمه: مجلس به مناسبت شاه شدن رضا خان در کونسول‌گری ایران در وولادی‌قفقاز بسیار زیبا برگزار شد. جناب معاون کونسول‌گری، حاضرین را به مناسب خلع یک نفر از سلطنت و شاه شدن یک نفر دیگر تبریک گفت. سپس میرزا حسین موللا، با زیرو کردن پیشدادیان و ساسانیان در تاریخ ایران، از نظر شجاعت هیچ‌کدام را مساوی شاه تازه نه‌یافت، در سخاوت هم او را به عنوان حاتم طایی تقدیم کرد. بعد از او محمد آقا درخشان (گفت) ١٢ سال پیش در ایران مشروطیت تخم را کاشت. جوانان با خون خود آبیاری کردند. سپس رشد داد و در نهایت (رضا خان) میوه‌ی رسیده‌ی آن در بوشقاب را – پس از کمی بازی کردن با آن – در دهان گذاشته میل فرمود.]

بخارادان

رضا خان‌ین شاه‌ اولماغی مناسبتی‌یله‌ بخارانین ایران تاجرله‌ری بؤیوک شادلیق گؤسته‌ردی‌له‌ر و سؤز وئردی‌له‌ر کی بو مناسبت‌له‌ بوندان سونرا آدلاری‌ندا اولان «قولو» کلمه‌له‌ری‌نی آتیپ «آقا» کلمه‌سی آرتیرسین‌لار. مثلا: حوسئین قولو، باقیر قولو، ماحمید قولو عوضی‌نه‌ آقا حوسئین آقا، آقا باقیر آقا، آقا ماحمید آقا، دیییپ چاغیرسین‌لار. چونکو تازا شاه‌ین قدم مبارکی‌نده‌ن ایران تاجرله‌ری‌نه ‌قول‌لوق یاراشماز، گه‌ره‌ک هامی‌سی آقا اولسون‌لار

کؤهنه‌ مخبر

[ترجمه: از بخارا- تاجران ایرانی بخارا به مناسبت شاه شدن رضا خان شادمانی بزرگی نشان دادند و قول دادند که به این مناسبت بعد از این کلمه‌ی قلی در نام‌ها را انداخته و کلمه‌ی آقا را به آن‌ها اضافه کنند. مثلا به جای حسین‌قلی، باقرقلی، محمودقلی، به‌گویند آقا حسین آقا، آقا باقر آقا، آقا محمود آقا. چونکه از قدم مبارک شاه تازه، قول‌لوق – خادم و عبد بودن - برای تجار ایرانی شایسته نیست، همه باید آقا به‌شوند. خبرنگار قدیمی]


[1] تعویضِ طائفه‌یِ قولدورآسای قاجاریانِ تورک با سلاله‌یِ طاهره‌یِ نجیبِ پهلوی فارس

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/02/blog-post_15.html

[2] آنتانت: پیمان اتحاد دفاعی جمعی بین بریتانیا، روسیه ‌و فرانسه ‌در سال‌های ١٩٠٤-١٩٠٧ بر علیه‌ حمله‌ی قریب‌الوقوع آلمان

[3] کَلّه: [عامیانه، مجاز] باهوش؛ بااستعداد

[4] ایلک کرمان، گونئی ایران‌داکی کرمان ایالتی، ایکینجی کرمان، کرم کلمه‌سی یعنی یئرقوردونون جمعی‌دیر.

[5] اصل این شعر از بوستان سعدي  باب اول است. نشریه‌ی موللا نصرالدین در آن تغییراتی داده، پهلوی را اضافه‌ و آن را اثر موللای رومی معرفی کرده ‌است:

شنیدم که‌ یک بار در حله‌ای - سخن گفت با عابدی کله‌ای

که ‌من فر فرماندهی داشتم- به‌ سر بر کلاه ‌مهی داشتم

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق- گرفتم به ‌بازوی دولت عراق

طمع کرده ‌بودم که‌ کرمان خورم- که‌ ناگه ‌به‌خوردند کرمان سرم

به‌کن پنبه‌ی غفلت از گوش هوش- که ‌از مرده‌گان پندت آید به‌ گوش

[6] جوجو: بؤجه‌ک‌له‌ر

برای مطالعه‌ی بیشتر:

نامه‌ی تشکر ستارخان به حزب ارمنی هونچاکیان

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_12.html

ستارخان چیزی نیست به جز یک ابزار مطیع در دست حزب داشناک. بر تبریز داشناک‌ها‌ حکومت می‌کنند. حمله به تهران و اشغال آن را داشناکسوتیون طراحی کرد.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_9.html

حزب داشناک، رهبر جنبش مشروطه‌ در تبریز

https://sozumuz1.blogspot.com/2023/01/blog-post_14.html

قتل ارشدالدوله‌ پدر معنوی و محرک تاسیس انجمن آزربایجان و داماد ناصرالدین شاه ‌به ‌دست مشروطه‌طلبان انگلیسی و داشناک‌ها

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/01/blog-post_23.html

ماهیت ضد تورک حرکت مشروطیت ایران

سیر سسیل اسپرینگ سفیر انگلستان: مشروطیت حرکتی بر اساس نژاد و مذهب فارسی شیعی، و برضد تورک‌های بیگانه‌ی قاجار است.
رسول‌زاده: ناسیونالیسم ایرانی-فارسی خصلت همیشه‌گی حرکت مشروطیت؛ و ساقط کردن سلسله‌ی اشغال‌گر و بیگانه‌ی تورکمان قاجار هدف غایی آن بود.
مفهوم ملت آزربایجان در دوره‌ی مشروطیت، آنتی‌تز ملت تورک بود. امروز هم است.
انجمن ایالتی آزربایجان-تبریز و «کورش کبیر»، «نژاد ایرانی»، «زبان شیرین، ملی فارسی»، «ملت شش هزار ساله‌ی ایران» و «ملت آزربایجان»‌اش
محمدعلی شاه، خواستار و دوستدار مشروطیت که قربانی تباه‌کاری‌های دیگران (و خود) گشت....
محمدعلی‌شاه: در اورمیه جمعی کشته شده‌اند، سزاوار نیست من جشن مولود خود را بگیرم
دوکتور رضا نور: معنی ساقط کردن دولت قاجاری و تاسیس دولت پهلوی، پایان دادن به سنت حاکمیت خاندان‌های تورک بر این کشور است
دوکتور رضا نور: فعالیت بر علیه مشروطیت در ایران، وظیفه‌ی هر تورک بوده و است
تعویضِ طائفه‌یِ قولدورآسای قاجاریانِ تورک با سلاله‌یِ طاهره‌یِ نجیبِ پهلوی فارس
از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب و دموکرات‌های آزربایجان: برآمدن رضاشاه

تحمیل زبان بیگانه‌ی فارسی بر تورک‌ها به منظور فارس‌سازی آن‌ها در دوره‌ی مشروطیت

تورکی‌گویی محمدعلی‌شاه و دربار قاجاری او
تبریز مرکز جنبش ملیت‌گرایی ایرانی بوده است
کتاب درسی مشروطیت: بعد از این تورکی حرف نزنیم. اگر او تورکی حرف زد جواب ندهیم
کتاب درسی دوره‌ی مشروطیت: زبان مردم تورک در آزربایجان قبل از غلبه‌ی موغول فارسی بود
مخالفت دولت مشروطه با تحصیل به زبان تورکی و ممنوع کردن آن در سال ١٩١٨
مغلوبیت‌مان در انقلاب مشروطه‌ی ایران و خبطمان در انجمن آزربایجان ویا تاریخ مختصر بی زبان شدنمان
دستور مظفرالدین شاه قاجار برای تدریس زبان تورکی در مدارس آزربایجان و اعتناء بایسته به تعلم آن

انجمن ضد تورک آزربایجان در دوره‌ی مشروطیت

پان‌ایرانیست‌های انجمن آزربایجان در دوران مشروطیت
قتل ارشدالدوله پدر معنوی و محرک تاسیس انجمن آزربایجان و داماد ناصرالدین شاه به دست مشروطه‌طلبان انگلیسی و داشناک‌ها
تقی‌زاده آفریننده‌ی پدیده‌ی محمود افشار یزدی، پدر پان‌ایرانیسم
سخنرانی تقی‌زاده در مجلس: همه چیز باید فارسی باشد
شعار فارسی کردن ایران تقی‌زاده و اعتراض حاج محمدجعفر افشار کنگاوری به آن
انتقاد از سید حسن تقی‌زاده به سبب توصیه‌ی او به فارس‌سازی تورک‌ها در ایران

مخالفت احزاب دوره‌ی مشروطیت با تحصیل به زبان تورکی

مخالفت مرامنامه‌ی فرقه‌ی اجتماعیون عامیون (برنامه‌ی جمعیت مجاهدان) دوره‌ی مشروطیت با حقوق زبانی و ملی ملت تورک
مرامنامه‌ی فرقه‌ی اجتماعیون ایران (حزب دموکرات) در دوره‌ی مشروطیت و انکار مساله‌ی ملی و حقوق زبانی، و مخالفت با فدرالیسم در آن
مرامنامه‌ی فرقه‌ی سوسیالیست ایران و نفی فدرالیسم ملی و حقوق زبانی

سرکوب تورک‌گرایان و ممنوع ساختن آموزش به تورکی توسط دموکرات‌های آزربایجان-آزادی‌ستان

موضع منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی  به ادعای عبدالله بهرامی
دستور موکد خیابانی برای تحمیل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبیه آنان به جرم تورکی‌گویی به روایت ناصح ناطق
از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دموکرات‌های آزربایجان
از خیانت‌های آزربایجان‌گرایان: فیوضات و طراحی نسل‌کشی ملی و زبانی تورکی در ایران
مبارزه‌ی قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دموکرات‌های آزربایجان با تورک‌گرایان و قائلین به عدم مرکزیت (فدرالیست‌ها، آزادی‌خواهان و ملیون واقعی)
کومیته‌ی تروریستی خیابانی- دموکرات‌های آزربایجان
اخلال‌گری‌ها و سابوتاژهای دموکرات‌های آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک بومی-عثمانلی
خیانت عده‌ای از دموکرات‌های آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو