Tuesday, December 6, 2016

آغان Ağan - آغمیش Ağmış: شهید

آغان Ağan - آغمیش Ağmış: شهید

 

مئهران باهارلی

 

«شهید»، بوته‌م‌سه‌ل (دینی) و بوندالیق (سئکولار) اه‌کینج (کولتور) و تئرمینولوژی‌له‌ری‌نین هر ایکی‌سی‌نده وار اولان بیر قاورام‌دیر. دینی آنلام‌دا شهید ایشکه‌نجه‌له‌ره قارشین (رغمه‌ن) اؤز اینانجی‌نا تانیق‌لیق (شهاد‌ت، گواهی) وئریپ دیره‌ندییی اوچون اؤلدوروله‌ن بیری، یا دا گئنه‌ل اولاراق اینانجی، اینامی و حتتا گؤره‌وی یولوندا یاشامی‌نی ایتیره‌ن کیمسه دئمه‌ک‌دیر. باتی دیل‌له‌ری‌نین چوخوندا بو قاورام، اصلی یونان‌جا و آنلامی تانیق (شاهد، گواه) اولان «مارتیر» (μάρτυς, μάρτυρ) کلیمه‌سی ایله قارشی‌لانیر. عره‌ب‌جه و ایسلام‌داکی «شهید» کلیمه‌سی ده بو یونان‌جا مارتیر قاورامی‌ندان آلینتی و ترجومه‌دیر.

شهیدلیک بوتون کولتورله‌رده بیر اینسانین تین‌سه‌ل (معنوی) اولاراق یوکسه‌له‌بیله‌جه‌یی، اه‌ن یوخاری و اه‌ن اوستون قونوم (مقام)، و تعالی‌نین زیروه‌سی‌دیر. بونا اویقون اولاراق تورک‌جه‌ده شهید قاورامی‌نا قارشی‌لیق، «آغماق» فئعلی‌نده‌ن تؤره‌دیله‌ن «آغان» یئنی‌دئگی‌سی‌نی اؤنه‌ریره‌م.

اه‌سکی تورک‌جه‌ده «آغماق» فئعلی یوکسه‌لمه‌ک، یوخاری چیخماق (صعود، ارتفاع گرفتن، عروج، طیران) آنلامی‌ندادیر. بو کؤکه‌ن‌ده‌ن «آغساماق» (یوکسه‌لمه‌ک، یوخاری چیخماق)، «آغیش» (یوکسه‌لیش، یوخوش) و «آغار» (شریف و عالی‌رتبه ‌و بلند مرتبه) کلیمه‌له‌ری ده واردیر. «آقا- آغا- آکا» (محترم، شخص برجسته، بزرگ، سرور، سرکار، ارباب، صاحب، اعیان؛ برادر بزرگ، داداش، پدر)، «اکه» (برادر)، «آغاج»، «آغ» (یوکسه‌ک‌لیک، اوجالیق، یوخاری‌لیق، اوستون‌لوک، آری‌لیق)، «آغیرلاماق» (عزیزله‌مه‌ک)، «آقی - آغی» (خزانه)، «آقچا - آغچا – آغچه - آقچه» (پول)، «اخی - آخی - آقی» (جوان‌مرد، شریف و گرامی و متعالی، عالی‌جناب، مهمان‌دوست)، «آقاسی - آغاسی» (آقامنش، آقاوار، آقامانند، آقاوش؛ شریف و گرامی و بزرگوار، ارجمند، بلندقدر، سرور، شرافت‌مند، عالی‌قدر، عظیم‌الشان، فخیم، گرامی، مجید، محترم، معز، معظم، مفخم، مکرم، نبیل، متعالی؛ کوتاه شده‌ی فورم اولیه‌ی «آغاسیق» - مانند آقا و یا محرف کلمه‌ی «آغاچی» و «آغی‌چی» - خزانه‌دار) .... وس.کیمی کلیمه‌له‌رین ده بو کؤک‌له ایلگی‌لی اولابیله‌جه‌یی‌نی ساولایان‌لار اولموش‌دور.

آغماق فئعلی‌نین هرده‌ن دوشمه‌ک آنلامی دا واردیر. بورادان یئره دوشوپ ده‌به‌له‌نمه‌ک آنلامی‌ندا اولان «آغناماق» فئعلی تؤره‌میش‌دیر. آنجاق «آغ» کؤکو داها چوخ یوکسه‌ک‌لیک، اوجالیق، یوخاری‌لیق و  اوستون‌لوک‌له ایلگی‌لی‌دیر.

Monday, December 5, 2016

دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌ری


دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌رى

مئهران باهارلى

دده قورقوت اوغوزنامه‌سينين ديرئسدئن و واتيکان نوسخه‌له‌رينده، بويلاردان قاباق بير اؤن‌سؤز واردير. بو اؤن‌سؤز ايکى بؤلومده‌ن اولوشور: گيريش بؤلومو ايله دده قورقوت ديلينده‌ن قادين چئشيتله‌رينين آنلاتيلديغى ايکينجى بؤلوم. آشاغيدا بو ايکنجى بؤلومو، ديرئسدئن نوسخه‌سى تمه‌لينده، مودئرن و فونئتيک تورکجه يازيمى ايله وئرميشه‌م. اوندان سونرا بير سيرا دئگى (کليمه) و بيله‌شيکله‌رين (ترکيبله‌رين) آچيقلاماسى و سؤزلوک واردير.



دده قوْرقۇت‌جا قارێ‌لار دؤرت تۆرلۆدۆر

[دده قوْرقۇت دیلینده‌ن] اوْزان آیێدێر: 

قارێ‌لار دؤرت تۆرلۆدۆر: بیریسى «سوْلدۇران سوْیۇ»دۇر. بیریسى «توْلدۇران توْیۇ»دۇر. بیریسى «ائوین دایاغى»دێر. بیریسى «نئجه سؤیله‌رسه‌ن، بایاغێ»دێر. 

اوْزان [آیێدێر]: 


Saturday, December 3, 2016

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند 

مئهران باهارلی


یک دولت مودرن انسان‌محور، باید در مورد زبان‌ها، مانند ادیان و مذاهب، بی‌طرف باشد و همه‌ی آن‌ها را به یک چشم ببیند. در شرایط ایران برای تامین این غایه، ضروری است که همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء رسمی اعلام شوند و اقلا قانونا و فعالانه مورد حمایت دولت قرار گیرند و در ارتباطات رسمی بین شهروندان و دولت بکار روند.

اما این رسمیت برای سه دسته از زبان‌های رایج در ایران، یعنی «زبان‌های عمومی» (تورکی و فارسی)، «زبان‌های دیگر ملل»، و «زبان‌های اقلیت‌های ملی» معانی، مصادیق و دامنه‌ی متفاوتی دارد.

۱-در مورد زبان تورکی، صحبت از اعلام رسمیت اولاً «توسط قانون اساسی» (رسمیت قانونی – دو ژور و نه مانند گذشته رسمیت دوفاکتو - صرفا عملاً)، دوماً «در مقیاس سراسری» و کشوری (نه صرفاً در مناطق تورک‌نشین)، سوماً «به عنوان زبان دولت مرکزی ایران» در همه‌ی مناسبات از جمله روابط بین المللی و دیپلوماسی (نه صرفاً کاربرد زبان تورکی در مناسبات رسمی بین دولت و مردم) است. نتیجتاً زبان تورکی باید در همه‌ی اسناد رسمی مطبوع و مکتوب دولت ایران، از قبیل نشر قانون اساسی و دیگر قوانین، عهدنامه‌ها و قراردادهای بین المللی، در اسکناس، شناسنامه‌، پاسپورت، گواهی‌نامه‌ها و .... هم به کار رود. یعنی دقیقاً همان وضعیت و موقعیت قانونی و حقوقی که اکنون زبان فارسی به ناحق منحصرا در ایران از آن برخوردار است.

ضرورت رسمیت زبان تورکی به شرحی که آمد، زائیده‌ی واقعیت‌های تاریخی و میدانی و جمعیت‌شناسانه‌ی چندی است. از قبیل:

-به لحاظ جمعیتی اکثریت نسبی بودن تورک‌ها در کشور (بر خلاف فارس‌ها که دومین گروه ملی در ایران هستند)

-پراکنده‌گی تاریخی - طبیعی تورک‌ها در سرتاسر ایران که زبان تورکی را در یک هزار و دویست سال اخیر یک زبان «عمومی» طبیعی ایران ساخته است. (بر خلاف فارسی که به عنوان زبان مادری - طبیعی محدود به مناطق مرکزی - جنوبی - شرقی کشور است)

- سابقه‌ی رسمیت دوفاکتو و زبان دولت مرکزی بودن تورکی در یک هزار و دویست ساله‌ی تاریخ تورک در ایران (همراه با فارسی، عربی و یا به تنهائی)، و سنن تاریخی - عرف دولت‌های حاکم بر ایران. یعنی مطالبه‌ی رسمیت دوباره‌ی زبان تورکی در سطح دولت مرکزی، خواست بازگشت به خود و نورم و عرف و سنت بومی این جوغرافیا است، در حالی که الغای رسمیت تورکی و رسمیت انحصاری فارسی، پدیده‌ای نامتعارف و بیگانه ساخته و تحمیلی است.

-وجود خواست صریح و مستمر توده و نخبه‌گان تورک برای رسمی شدن زبان تورکی، به عنوان اکثریت جمعیتی و عنصر ملی اصلی در تاریخ هزار و دویست ساله‌ی این کشور

بر خلاف آنچه آزربایجان‌گرایان ادعا می‌کنند، رسمی شدن زبان تورکی توسط قانون اساسی و در مقیاس سراسری و در سطح دولت مرکزی، به معنی کاربرد و تدریس و تعلیم اجباری زبان تورکی و تحمیل آن به ملل و اقلیت‌های ملی غیر تورک در مناطق غیر تورک‌نشین و در مناطقی که به کار نمی‌رود مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان و احواز و .... و یا تغییر دادن زبان ملل غیر تورک ساکن در ایران به تورکی نیست. بلکه به معنی ارتقاء موقعیت زبان تورکی به موقعیتی برابر با زبان فارسی، پذیرش قانونی و حقوقی‌ی زبان تورکی به عنوان یک زبان عمومی کشور و رسمی‌ی دولت مرکزی، لزوم کاربرد زبان تورکی از سوی دولت مرکزی ایران به موازات زبان فارسی در صدور و نشر اسناد رسمی‌ی دولت مرکزی مانند قانون اساسی، اسکناس، پاسپورت‌ها، .....، در ایجاد ارتباط با اتباع خود در ادارات و در دادگاه‌ها و ... در روابط دیپلوماتیک خارجی و سفارت‌خانه‌ها، دیگر ارتباطات بین المللی و هم‌چنین در مناسبات با شهروندان تورک، و نهایتاً ملزم و موظف بودن دولت مرکزی به حفاظت و توسعه‌ی زبان و فرهنگ و ادب تورکی از جمله با تاسیس فرهنگستان‌های دولتی و دانشگاه‌ها و دیگر مراکز آکادمیک و فرهنگی و .... زبان و ادبیات و تاریخ و ... تورک در ایران است.

رسمی شدن به معنی اجباری بودن نیست. هچ کس مجبور نیست که هیچ زبانی را یاد بگیرد، اما دولت مجبور است که همه‌ی زبان‌های بومی و رایج در کشور را رسمی کند، یعنی آن‌ها را حفظ و تقویت کند و در مناسبات با مردم و دولت‌های دیگر به کار ببرد. همچنین مساله‌ی رسمیت زبان‌ها مساله‌ای جدا از استقلال ملت‌هاست؛ حتی اگر ایران تجزیه شود و در مناطق فارس‌نشین دولتی به اسم فارسستان تاسیس شود، در همان فارسستان هم باید تورکی زبان رسمی باشد، چرا که در فارسستان هم گروه‌های تورک بومی حضور دارند....

۲- زبان‌های دیگر ملل ساکن در ایران، و یا گروه‌های ملی که دارای منطقه‌ی ملی کومپاکت از آن خود هستند، مانند کوردی، بلوچی، تورکمنی، لوری، عربی، گیلگی، تالشی، خلجی، لاری، ... باید در مناطقی که رایجند رسمی شوند و توسط نهادهای دولتی محلی هم حمایت شده، در ادارت، رسانه‌ها و مهم‌تر از همه نظام آموزشی منطقه، به صورت مکتوب و شفاهاً بکار روند. کاربرد زبان‌های ملی عمده (تورکی، فارسی) در صدور و چاپ برخی از اسناد دولتی در این مناطق ملی هم، بسته به شرایط می‌تواند معقول و مطلوب شمرده شود.

 ۳-زبان‌های اقلیت‌های ملی، و یا گروه‌های ملی کم‌شمار که بر عکس ملل، دارای منطقه‌ی ملی کومپاکت از آن خود در داخل ایران نیستند، مانند قازاقی، عبری (یهودی)، آسوری، ارمنی، جاتی، پشتو، و .... هم باید رسمی، به معنی شناخته و حمایت شدن از سوی دولت و کاربرد در ایجاد ارتباط این گروه‌ها با دولت، در نشریات و در نظام آموزشی .... شوند.

تورک‌ها مسئول روشن‌گری در باره‌ی مطالبات ملی خود از جمله وضعیت و موقعیت زبان ملی‌شان تورکی در کشوری که به همه حال فعلاً جزئی از آن هستند می‌باشند. در باره‌ی زبان دیگر گروه‌های ملی، قاعدتاً و در درجه‌ی اول خود آن‌ها مسئولند که خواست‌های خود را فرمول‌بندی و مطرح کنند. با این همه ترجیح ملت تورک و وطن تورک‌ایلی آن است که ملل و مناطق ملی مجاور فدرال – کونفدرال و یا جماهیری ایران آینده هم، یعنی همسایه‌گان او در انطباق با عصر مودرن با زبان ملی رسمی خود و آزاد از یوغ زبان‌های تحمیلی و استعماری .... زنده‌گی کنند.

برای مطالعه‌ی بیشتر:

همه‌ی زبان‌های رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/12/blog-post.html

رفع بعضی از شبهات در باره‌ی رسمیت زبان تورکی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_12.html

باز هم معضل رسمیت زبان تورکی

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_18.html

دهکده‌ی جهانی و زبان فارسی

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_21.html

رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_15.html

افول ستاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی می‌باید به مرزهای طبیعی خود عقب‌نشینی کند

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/04/blog-post_3.html

عقب‌گرد به سنگر ملی، مشترک و سراسری

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_16.html

اعلامیه‌ی جهانی حقوق زبانی  Universal Declaration of Linguistic Rights

http://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post_14.html

در دفاع از تات‌ها، تالش‌ها، گیلک‌ها و حقوق و زبانشان

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/03/blog-post_25.html

مصوبه‌ی حکومت احمدی‌نژاد در باره‌ی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات تورکی در دانشگاه‌ها

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/10/blog-post_31.html

Tuesday, November 29, 2016

اینال‌لی ساوقاتی (سوغات اينانلو)- اشعار تورکی

 

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- مقدمه و لغتنامه

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_29.html

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- اشعار تورکی

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_51.html

Türk İnanlı - Yınallı boyunundan (İran’ın günéyinde) Türkçe qoşuqlar

Turkish Poesm from Turkish Inanlı Yinalli tribe of Southern Iran 


میرزا باقر اینان‌لو [اواخر قرن نوزده]

 

آن طوری که از قرائن بر می‌آید و معمرین قوم نقل کرده‌اند، ایام زنده‌گی وی قبل از میرزا علی‌بابا اینان‌لو بوده است. در دامنه‌ی کوهی در شمال شرقی دوگان و جرغه «در منطقه‌ی قره بلاغ فسا» غاری است منتسب به این شاعر. گویا وی که صاحب رمه و گله‌ی گوسفند بوده، در این مکان اقامت داشته و غار مذکور محل نگه‌داری گوسفندان وی بوده است.

 

ائی آقالار! بو دنیایا گه‌له‌لی                               

ازلی‌نده‌ن صاحب اقبال اولمادیم

فلک، غم-دردی‌نی آشتی (آچدی) اوزومه          

بیر زمان شاد اولان خوش‌حال اولمادیم         

 

ایساردیم غول ائده کردگار مه‌نی                       

آپارا، ساتوردا او تجّار مه‌نی                          

خرید ائتمه‌ز او زلیخا یار مه‌نی                             

یوسف کیمین صاحب جمال اولمادیم          

 

یار یولونا چه‌که‌ر انتظار گؤزوم                          

بلکه بهار اولا، خوش اولا یازوم    

ازلی‌نده‌ن بختی قارا مه‌ن اوزوم                           

نه‌چون یار دردی‌نده‌ن آبدال اولمادیم    

 

باقر دئیه‌ر سریم یارا فدا جان                          

یاندیگیمی چارا ائتمه‌م جدا جان       

درگاهی‌ندا مه‌ن نیلادیم خدا جان                       

مه‌ن یارینان بیر هم‌وصال اولمادیم


اینال‌لی ساوقاتی (سوغات اینان‌لو)- مقدمه و لغتنامه

اینال‌لی ساوقاتی

(سوغات اینان‌لو)

 

گزیده‌ای از اشعار تورکی شعرای ایل تورک اینال‌لی-اینان‌لو در استان فارس- جنوب ایران

برگرفته از سایت «شعرا و نویسندگان ایل اینان‌لو- یاشاسون اینان‌لو ائلی»

 

«خرم احسانی چایان اینان‌لو»

 

آنیق‌لایان (حاضیرلایان)، اؤن‌سؤز،سؤزلوک: مئهران باهارلی

  

http://shoaraye-inanloo.blogsky.com/ 

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- مقدمه و لغتنامه

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_29.html

مئهران باهارلی. اینال‌لی سووقاتی (سوغات اینان‌لو)- اشعار تورکی

https://sozumuz1.blogspot.com/2016/11/blog-post_51.html

Türk İnanlı - Yınallı boyunundan (İran’ın günéyinde) Türkçe qoşuqlar

Turkish Poesm from Turkish Inanlı Yinalli tribe of Southern Iran 


Canım qurban Türk’ün ağır éline

Baldan şirin, gözel, şirin diline

Türk élinin gep ve sözü bir ola

Eyri géden oyaq ola, düz ola

 

Xürrem İhsâni İnanlı,

Fesa, Fars Ostanı, Günéy İran

مقدمه (مئهران باهارلی):

۱-ایل اینان‌لو از ایل‌های مهم در تاریخ سیاسی و تباری ملت تورک ساکن در تورک‌ایلی و ایران است. نام این ایل از واژه‌ی تورکی «یینالYınal »-«اینالInal » به معانی کسی که یقینا بر چیزی واقف است، مشاور، امین، معتمد، صاحب منصب، کسی که از طرف مادر اصیل‌زاده و از اعیان و اشراف و از طرف پدر از زمره‌ی عوام باشد است. یینال هم‌چنین یک عنوان در دولت‌های باستانی و قدیم تورک و معادل کونت و بارون در زبان‌های اوروپائی است. یینال در گذشته یکی از نام‌های رایج در میان مردم تورک و اسم چند شخصیت تاریخی مشهور تورک بوده است. از جمله «یینال تیگین» از فرماندهان اوغوز در قرن ۱۰ میلادی و «ابراهیم یینال» (۱۰۵۶) از فرماندهان سلجوقیان، حاکم اصفهان و یزد در فارسستان و برادر ناتنی توغرول بیگ و چاغری بیگ امپراتوران سلجوقی. از ابراهیم یینال و پیرامونیان وی در تاریخ به نام «ینالیان» (یینال‌لی‌لار) یاد می‌شود.

یینال هم‌چنین نام یک بیگ‌لیک و یا دولت محلی تورکمان بنام «یینال‌اوغول‌لاری» (Inalids)، تاسیس شده توسط «یینال بیگ تورکمان» در منطقه‌ی آمید-دیاربکر در جنوب شرقی آناتولی و یا سرزمین «تورکمانیه»ی بعدی (۱۰۹۸-۱۱۸۳) است. در دوره‌ی اینال‌اوغول‌لاری در آمید، کتاب‌خانه‌ای با بیش از ۴۰۰۰۰ کتاب تاسیس شده بود. یینال‌اوغول‌لاری در میان دولت‌های متعلق به تاریخ دولت‌مداری مشترک تورکیه-آزربایجان جای دارد.

نام یینال‌لی-اینال‌لی با مرور زمان فورم‌های گوناگونی چون اینان‌لو (پس از پیوستن به شاهی‌سئوه‌ن‌ها) و با ریشه‌شناسایی‌های عامیانه‌ی تورکی ایلان‌لو، عربی ایمان‌لو (در سوریه و مناطق عربی تورکیه، ایمان‌جا) و فارسی آینالو-آیینه‌لو (در قرن نوزده، به سبب حمل توفنگ اوتریشی آیینه‌دار ورندل)، آیین‌لو و به اشتباه اینارلو، عین آلو و ... را به خود گرفته است.

مسقط الراس ایل اینال‌لو مانند همه‌ی تورکان اوغوز نخست سرزمین تورکستان-آسیای میانه، و از زمان امپراتوری سلجوقی در قرن یازده میلادی جنوب شرقی آناتولی و تورک‌ایلی است. اینال‌لوها در تاریخ طولانی خود بخشی از هویت‌های قومی و ایلی «اوغوز» و سپس «تورکمن» در تورکستان، و پس از ورود به آناتولی و آزربایجان در قالب‌های «تورکمان»، «افشار»، «قیزیل‌باش» و «شاهی سئوه‌ن» بوده‌اند. اینال‌لوها به لحاظ منسوبیت اوغوزی، ابتدائا به احتمال زیاد از طائفه‌ی «بیگ‌دیلی – به‌ی‌دیلی» و به احتمال کم‌تری از طائفه‌ی «بیات - بایات» بودند که بعدا به طائفه‌ی «افشار-آوشار» ملحق شده‌اند. هر سه طائفه‌ی بیگ‌دیلی، بیات و افشار به همراه دؤگر -دؤیه‌ر متعلق به شاخه‌ی «بوز اوخ» (در مقابل اوچ اوخ) تورک‌های اوغوز بودند. در قرن ۱۵ میلادی اینال‌لوها در آناتولی به اتحادیه‌ی ایلی آغ‌قویون‌لوها پیوستند و بخشی از آن‌ها در ترکیب شام‌لوها به آزربایجان و ایران وارد شدند.

در تورکیه اینال‌لوها تقریبا در سرتاسر این کشور از جمله در نواحی آماسیا، چانقیری، سامسون، آنکارا، آدانا، چوروم، یوزقات، آنتالیا، سیواس، تارسوس، مرزیفون، ماراش، نوشهیر، تکیرداغ، آرتوین.... پخش شده‌اند. نیز گروه بزرگی از اینال‌لوها بین قرون ۱۳-۱۵ میلادی در سوریه در نواحی حلب، رقه، حماه، حمص، .... مسکن گزیده است.

در طول تاریخ سران و سرداران و فرماندهان و والیان اینال‌لو به همراه سپاهیان سواره و پیاده‌ی ایلی و گروه کثیری از خانواده و تیره‌ی خود در سرتاسر ایران، تورک‌ایلی و آزربایجان (هر دو قسمت شمالی و جنوبی آن) پخش شده‌اند. بسیاری از گروه‌های منفرد اینال‌لو که در خارج تورک‌ایلی مسکن گرفته‌اند در طول زمان دری‌زبان شده و در تشکل قوم موسوم به فارس (تاجیک‌های غربی) نقش بازی کرده‌اند. به غیر از این دسته، ایل اینال‌لو به طور مشخص و متراکم در تورک‌ایلی و فارسستان ساکن شده است.

در تورک‌ایلی محل اسکان ایل اینال‌لو عمدتا در سه ناحیه، یعنی استان آزربایجان غربی (اورمیه و حوالی آن، در ترکیب افشارها)، در استان اردبیل (پیشگین=مشکین شهر، موغان و حوالی آن، در ترکیب شاهی‌سئوه‌ن‌ها) و در استان‌های زنجان، قزوین و مرکزی تا قوم و تهران حتی همدان (ساوه، قزوین، بوئین زهرا، زرند، آبیک، رباط کریم، حسن‌آباد، ساوج‌بلاغ، خرقان، آبگرم، ... در ترکیب شاهی‌سئوه‌ن‌ها) بوده است. در فارسستان، محل اسکان ایل اینال‌لو استان فارس و کرمان (داراب، فسا، رامجرد، مرودشت، خفر، ...) است. در این ناحیه اساس اینال‌لوها به ترکیب کونفدراسیون ایلی خمسه و گروه‌های منفردی از آن‌ها به کونفدراسیون ایلی قشقایی، بخشی نیز در میان تورکان بولوردی، فریدن، .... داخل شده‌اند. 


Monday, November 28, 2016

فراکسيون «تورک‌زبانها»؟!!


فراکسيون «تورک‌زبانها»؟!!

اگر اين فراکسيون فقط يک کار مثبت کرده باشد، آن هم بکار بردن نام «تورک» است، بدون پسوند و پيشوند براي يک تشکل سياسي، آنهم قانوني و آنهم دولتي و آن هم داخل ايران. اين است آن تابوشکني و آن ارج و آن اهميت و معناي تاريخي که تشبث براي تشکيل اين فراکسيون با نام «تورک» دارد، نه عملکردهاي آتي آن. تشکيل فراکسيون با نام ملي «تورک»، نه تنها امري مثبت است، بلکه حادثه‌اي منحصر بفرد و تاريخي است. زيرا پس از خيانت رهبران تورک مشروطيت که هويت ملي ايراني-فارسي را اساس حرکت خود و دولت ايران قرار دادند، نمايندگان تورک مجلس پس از صد و ده سال براي اولين بار اقدامي در راستاي منافع ملي خلق تورک و شناختن هويت ملي واقعي وي انجام دادند.

عده‌اي با سوء نيت و با انگيزه‌ي تورک‌هراسي، شماري به سبب فقدان حس اعتماد به نفس و خودسانسوري ناشي از آن، برخي نيز به دليل سطحي‌نگري و عدم تعمق و دقت کافي به معني اين نامگذاري، به هنگام اسم بردن از فراکسيون نمايندگان مناطق «تورک»نشين، از آن به صورت فراکسيون «تورک‌زبانها»، «آزريها»، «آزري‌زبانها» و .... ياد مي‌کنند. حال آنکه نام اين فراکسيون همان است که تشکيل‌دهندگان و اعضاء آن زير فرم تقاضا براي تاسيس آن امضاء کرده‌اند: فراکسيون نمايندگان مناطق «تورک»نشين، نه «تورک‌زبان»‌نشين.

در متن امضاء شده، فراکسيون مناطق «تورک» آمده است و مهم اين نام است. و الا اعضاي اين فراکسيون آنرا در مناسبات گوناگون با نامهاي مختلف از جمله آزري‌زبان هم ناميده‌اند. نيز ممکن است در آينده بر اثر فشارها و تضييقات، نام «تورک» را تغيير داده و يا حذف کنند. حتي از ثبت رسمي آن جلوگيري شود. اينها مهم نيست. مهم، کاربرد آن نام حاوي فقط «تورک» در فرم و اعلاميه‌ي اوليه‌ي تاسيس اين فراکسيون است که به عنوان سندي دال بر وجود هويت ملي «تورک» در ايران و وقوف بر آن، يعني وجود «شعور ملي تورک» در تاريخ ثبت شد. فقط اين نقطه است که يک نخستين و تابوشکني تاريخي بشمار مي‌رود.

در اينجا بحث بيشتر از نامهايي که ما طرفدار آنيم و يا آنها را درست و مفيد مي‌شماريم، کاربرد دقيق نامهاي نهادها و تشکلات و گروهها و جريانها، همانگونه که خود مي‌نامند و امانتداري در نقل و انعکاس پديده‌ها و رويدادهاي تاريخي است. زيرا اين نامها هر کدام داراي معنا و بار تاريخي معين و متفاوتي است. همانگونه که نمي‌توان مثلا نام انجمن ايالتي آزربايجان را انجمن ايالتي تورکستان ناميد، فراکسيون مناطق «تورک»‌نشين را هم نمي‌توان «تورک‌زبان»‌نشين ناميد.

افزودن هر گونه پسوند و پيشوند و يا تغيير نام اين فراکسيون از «تورک» به «تورک‌زبان»، «آزري»، «آزري‌زبان»، «شمال غرب»، «آزربايجان» و ... به هر علتي و از طرف هر شخص و مرجعي که باشد، بي‌معني و آبکي ساختن اين تشبث تاريخي و نتيجتا در خدمت سياست انکار و امحاء هويت ملي تورک در ايران است.

Thursday, November 24, 2016

فراکسيون تورک و رسميت هويت ملي تورک


فراکسيون تورک و رسميت هويت ملي تورک

قاضي‌پور عضو حزب کمونيست، سوسيال دمکرات و يا ليبرال و سبزها، مجلس شوراي اسلامي ايران هم پارلمان اروپا نيست. وي عضوي از نظام بنيادگراي شيعي-فارس‌محور و تورک‌هراس ايران است. اکنون ايشان و عده‌اي ديگر از مقامات تورک اين نظام، به هر دليلي در حرکتي تاريخي با تاسيس فراکسيون مناطق «تورک»نشين، گفتمان رسمي دولت مبني بر انکار هويت ملي تورک در ايران و آزربايجان را به چالش کشيده و در اين عرصه‌ي مشخص، خواسته و يا ناخواسته از خط قرمز دولت ايران عبور و شناخته شدن رسمي هويت تورک را بر نظام و دولت فارس‌محور و تورک‌هراس تحميل کرده‌اند. «به رسميت شناخته شدن هويت ملي تورک در ايران»، اساسي‌ترين و عاجلترين مطالبه‌ي دمکراتيک و راهبردي ملت تورک در ايران است. آنچه اهميت دارد تحقق عملي و گام به گام اين امر است، نه خيالپردازي و توقعات بي‌جايي مانند انتظار به موضعگيري وي و امثال وي بر اساس ديدگاههاي حزب کمونيست و يا ليبرال و يا مانند يک عضو پارلمان اروپا. ...

Tuesday, November 22, 2016

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت عمومی زبان تورکی، ضرورت مودرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است

 

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت عمومی زبان تورکی، ضرورت مودرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است


٠٧ یئلین‌آی، تویوق ایلی، ٢٠٠٥ 

قسمتی از مقاله‌ی اصلی:

رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_15.html

مفاهیم مودرنیته، سکولاریسم و مشروطیت .... همه در درجه‌ی اول از طریق امپراتوری عثمانلی و در درجه‌ی دوم قفقاز، یعنی همسایه‌گان تورک به ایران و تورک‌ایلی وارد شده‌اند. یکی از دلائل مهم این پدیده آن بود که در قرون هیجده و نوزده و ربع اول قرن بیستم، علاوه بر حاکمیت و مقامات رسمی، قاطبه‌ی نخبه‌گان و روشن‌فکران در ایران که اکثریت نزدیک به همه‌ی آن‌ها تورک بودند، مسلط بر زبان تورکی و کاملا آشنا به ادبیات سیاسی روز تورک در عثمانلی و قفقاز بودند.

در این نوشته عکس چند نشریه‌ی تورک عثمانلی و قفقازی (شرق روس، تورک سؤزو، تورک یوردو و عدالت) را آورده‌ام که دارای مشترکان و آبونه‌چی‌هایی در ایران - عجمستان و تورک‌ایلی هم بودند. قابل توجه است نشریات تورک سؤزو و تورک یوردو که معتبرترین نشریات روشن‌فکری و فرهنگی جریان ملی‌گرایی تورک و از اورگان‌های حزب «اتحاد و ترقی» و تشکیلات «تورک اوجاق‌لاری» بودند، از همان شماره‌ی نخست اعلام می‌کنند که در ایران - عجمستان دارای مشترکان می‌باشند. این نشان می‌دهد در ربع اول قرن بیستم (سال‌های انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی اول) علاوه بر صدها هزار تورک و غیر تورک ایرانی که در قفقاز و عثمانلی به کار و زنده‌گی و در این میان هزاران تن به خدمت در اوردوی عثمانلی مشغول بودند، قاطبه‌ی نخبه‌گان تورک و حتی غیر تورک در داخل ایران و تورک‌ایلی هم مستقیما مطبوعات تورک قفقاز و عثمانلی، به ویژه نشریات مربوط به جریانات ملی‌گرایی تورک (تورک یوردو، تورک سؤزو، ...) را خوانده و تعقیب می‌کردند (این موضوع را در یک نوشته‌ی جداگانه بررسی کرده‌ام).

 به عبارت دیگر، در نیمه‌ی دوم قرن نوزده و نیمه‌ی اول قرن بیستم، زبان تورکی کانال ارتباط تورک‌ها و دیگر مردمان ایران با جهان مودرن و ذهنیت معاصر بود. این یگانه‌گی زبانی، ارتباط انسانی و مراوده‌ی فرهنگی بین تورکان ساکن در ایران و تورک‌ایلی با فضای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی عثمانلی - قفقاز یکی از دلائلی است که دولت‌های ضد تورک و فارس‌گرای ایران بعد از مشروطیت (۱۹۰۶) و بویژه دولت کودتای رضاخانی (۱۹۲۰) – پهلوی و در ادامه‌ی آن‌ها جمهوری اسلامی ایران، کمر به ریشه‌کن کردن زبان تورکی از ایران و تورک‌ایلی و ناتوان کردن مردم و نخبه‌گان تورک و غیر تورک از تورکی‌نویسی و تورکی‌خوانی بستند. تا با بی‌سواد کردن آن‌ها در تورکی و ایزوله کردنشان از قفقاز و مخصوصا آناتولی، ارتباط آن‌ها با دنیای مودرن و ذهنیت و تمدن معاصر بشری، و در نتیجه به زعمشان تهدید دموکراتیزاسیون و سکولاریسم و .... در ایران را هم از بین ببرند. و نسبتا موفق هم شدند.

نتیجه آن شد که اکنون نه تنها مقامات و نخبه‌گان فارس، حتی بسیاری از خود تورک‌ها در ایران و در تورک‌ایلی، اخبار و حوادث تورکیه و جمهوری آزربایجان و کلا همه چیز  مربوط به تورکان از تاریخ تا فرهنگ ... را صرفا از طریق رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسی - که ذاتا دارای «فیلیتر ضد تورک» هستند و به «بیماری تورک‌کوری» مبتلایند و خودشان هم اخبارشان را از منابع غربی و کوردی و ارمنی و ... افراطی ضد تورک‌تر اخذ و ترجمه می‌کنند- تعقیب می‌نمایند.

مشابه این اتفاق در تورکیه با لاتین‌سازی و پاک‌سازی زبان تورکی در آنجا اتفاق افتاده و مقامات و نخبه‌گان تورکیه‌ای، حوادث ایران و حتی مسائل مربوط به ملت تورک ساکن در ایران را از طریق کانال‌ها و رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسی حتی اوروپائی، که آن‌ها هم تقریبا همه «فلیتر ضد تورک» دارند و به «بیماری تورک‌کوری» مبتلایند، تعقیب می‌کنند......  اساسا در دوره‌ی کمالیستی و جمهوریت، روایت جمهوری تورکیه از ملت تورک ساکن در ایران و دیگر ملل تورکیک آن، تماما ماخوذ از روایت جمهوری آزربایجان است که خود محصول و ملقمه‌ای از هویت ملی و تاریخ‌نگاری‌ها و روایت‌های ضد تورک و تماما دروغ ساخته و پرداخته‌ی پان ایرانیسم، صلیبیان و استالینیزم است.

از همین روست که تورکی‌نویسی و تورکی‌خوانی تورک‌ها و غیر تورک‌ها و به ویژه رسمیت دو ژور (توسط قانون اساسی) زبان تورکی در ایران در مقیاس سراسری – سطح دولت مرکزی، و درهم شکستن تسلط و حاکمیت انحصاری زبان فارسی، علاوه بر یک امر حقوق بشری، یک ضرورت و نیاز مودرنیته و لازمه‌ی توسعه، مدنی و معاصر شدن این کشور است ...


مواضع غير ملی و ضد تورک دموکراتهای آزربايجان:

تبریز مرکز جنبش ملیت‌گرایی ایرانی بوده است
کتاب درسی مشروطیت: بعد از این تورکی حرف نزنیم. اگر او تورکی حرف زد جواب ندهیم
٩٨مین سالگرد تاسیس مدرسه‌ی تورک خیر یوردو (صلاحیه) اورمیه و ١٠٧مین سالگرد مدرسه‌ی تورک بالو و یادی از حاجی میرزا فضل الله مجتهد اورمولو
همدان می‌خواست تورکی، زبان رابط بین المللی جهان اسلام شود
نیروهای عثمانلی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ایلی و ایران
موضع منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی به ادعای عبدالله بهرامی
دستور موکد خيابانی برای تحميل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبيه آنان به جرم تورکی‌گويی به روايت ناصح ناطق
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دموکراتهای آزربایجان
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: فیوضات و طراحی نسل کشی ملی و زبانی تورکی در ایران
مبارزه‌ی قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دموکراتهای آزربایجان با تورک‌گرایان و قائلین به عدم مرکزیت (فدرالیستها، آزادی‌خواهان و ملیون واقعی)
کومیته‌ی تروریستی خیابانی- دموکراتهای آزربایجان
اخلالگری‌ها و سابوتاژهای دموکراتهای آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک بومی-عثمانلی
خیانت عده‌ای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب و دموکراتهای آزربایجان:  برآمدن رضاشاه

تحميل زبان فارسی به تورکها:

دستور مظفرالدین شاه قاجار برای تدریس زبان تورکی در مدارس آزربایجان و اعتناء بایسته به تعلم آن
اسناد دولتی در باره‌ی منسوخ کردن زبان تورکی و فارس‌سازی اجباری تورکها توسط مدارس فارسی‌زبان بنا به گزارشات رسمی سالهای ١٣٠٤-١٣٠١
زدن افسار الاغ به سر کودکان تورک و بستنشان به آخور تا مثل آدم به فارسی حرف بزنند
تکلم به لهجه‌ی اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است. با زبان شیرین فارسی صحبت کنید!
یک سند تاریخی: تحمیل زبان فارسی به شاگردان تورک با توبیخ و اخطار و قدغن نمودن تورکی حرف زدن در مدارس
خانم معلم و صندوق جریمه‌ی تکلم به زبان تورکی
جلوگیری از جار زدن به زبان تورکی در مدارس شهر بین (بن)، استان چهارمحال بختیاری - ایران مرکزی
قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم کتاب‌سوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان
رابینو: روستائیان همدان تورک‌اند و کلمه‌ای فارسی نمی‌دانند.
دانش‌آموزان تورک کوریجان- کبود راهنگ- همدان اصلاً زبان فارسی نمی‌دانند
بخشنامه‌ی اداره‌ی فرهنگ آزربایجان برای رایج ساختن نام و هویت قومی آذری و آذربایجانی به جای تورک

نسل‌کشی زبانی تورکی در ايران:

مورد ایران: نژادپرستی زبانی، نسل‌کُشی زبانی و زبان‌کُشی دولتی
سیاست انکار و سرکوب هویت و ملت تورک ورشکست شده است
هویت‌پروری و برابری‌خواهی ملی تورک، مبارزه‌ای علیه نژادپرستی، نئوفاشیسم و نئوکولونیالیسم
ناسیونالیستهای افراطی فارس و پان‌ایرانیستها، از چپ و راست و بنیادگرا و ... نازیستهای ایران و خاورمیانه‌اند.
کانون مبارزه با نژادپرستی و تورک‌ستیزی در ایران
نه‌‌ای به آن چشمهای مهربان و پر امید
آقای آیت الله، شما چرا تورکی یاد نگرفته‌اید؟!
اشکالات اصل ١٥ قانون اساسی و مسئله‌ی خط و زبان تورکی
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران
بهار تورکی‌زبانان ایران
مصوبه‌ی حکومت احمدی‌نژاد در باره‌ی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات تورکی در دانشگاهها
يکی بر سر شاخ، بن می‌بريدو يا يونسی دستيار رئيس جمهور و بطحايي وزير آموزش و پرورش، نفوذی موساد و سيا هستند

ضرورت رسميت يافتن زبان تورکی

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت زبان تورکی، ضرورت مودرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است
همه‌ی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند
رفع بعضی از شبهات در باره‌ی رسمیت زبان تورکی
باز هم معضل رسمیت زبان تورکی
دهکده‌ی جهانی و زبان فارسی
رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دموکراسی و مودرنیته
افول ستاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی می‌باید به مرزهای طبیعی خود عقب‌نشینی کند
عقبگرد به سنگر ملی، مشترک و سراسری
اعلامیه جهانی حقوق زبانی  Universal Declaration of Linguistic Rights
در دفاع از تاتها، تالشها، گیلکها و حقوق و زبانشان
مطالبات بنیادین مردم تورک در سراسر ایران (فارغ از استان، لهجه، مذهب و گرایشات سیاسی)